صفحه‌اول کارت:   يا خادێ   گول، ڤه بوونه،  له  سه‌ر داران پرپر  وه خێر  هات؛ بهاران  دیسا داوه‌ت  گر

صفحه‌اول کارت:   يا خادێ   گول، ڤه بوونه،  له  سه‌ر داران پرپر  وه خێر  هات؛ بهاران  دیسا داوه‌ت  گر

d

یادش به خیر «یلدا»

 
 

 

یادها و یادگاران عزیز اند و «یلدا» یکی از آن کهن یادگاران عزیز است که هر سال بی اذن ما خاکیان می آید تا ما خو گرفتگان با سیاهی و سرما، راز رویش و طراوت و گرمای تابستان و تابش آفتاب را از یاد نبریم. تا باورکنیم که از پسِ این فصل سرد، بهاری لبخند بر لب در راه است.

یلدا یک یاد است، یادآور قصه های دیروز «مادربزرگ»ها و«پدربزرگ»هاست، فانوس روشن به یادگارمانده از نیاکان دیروز ماست که بر ستون سالیان آویخته شده است تا شعله زندگی به رغم همه سیاهی ها برفراز نگهداشته شود.

هنوز خاطرات ما در میان پیچ و تاب لحظه های یلدا نفس تاز ه می کند، هنوز کودکی هایمان بر سر راه یلدا اسفند دود می کند و تنور تن مان از حلاوت آن شب شیرین گرم است. انگار دیروز بود که «چله» از راه می رسید و همه شادمانانه گرد سفره ای ساده می نشستند و آنچه بود همه صداقت و پاکی و بی ریایی بود. شبِ در برهم گشودن و میهمان را چون جان عزیز داشتن، شب «شب چلگی» بردن برای نوعروسان، شب یکرنگی ها ویکدلی ها.شب پیوند شب به سحر.

حالا در این روز و روزگار، یلدا برای برخی ها در همسایگی ما و شما، مثنوی بلند غربت است. قصه تلخ نداری است، شِکوه تلخ پدری بیل بر دوش است که با دست خالی به خانه بر می گردد. حدیث سر افکندگی و خجلت و چشم پنهان کردن مادر از همسر و فرزندان است.

در همسایگی ما و شما بچه هایی هستند که یلدا یادشان می رود، بچه هایی که خوب می دانند «پدر» ندارد. بچه هایی که در هنگام خوشنویسی در زنگ هنر، مرکب را با کمی آب در هم می آمیزند تا پدر دوباره مجبور نشود با دسترنجش برایشان مرکبی دیگر بخرد. همان ها که در پیش همکلاسی ها صورت شان را سرخ نگهداشته اند تا زردرویی شان را کسی نبیند. بچه هایی که غایب همیشه زنگ انشای پس از یلدا هستند، آنگاه که معلم موضوع تکراری و همیشگی سالیان را برای زنگ انشا می دهد و می گوید:«یلدا بر شما چگونه گذشت».

خیلی از بچه ها یلدا یادشان رفته است، بچه هایی که خوب می دانند پدر با همه عرق جبین ریزی هایش هنوز پس اندازی ندارد. تمام زندگی پدر قسط و اجاره خانه است، بچه هایی که هر نوروز سبزی و سمنو و ماهی می فروشند تا پدر تنها نان آور خانه نباشد. همان هایی که در سرچهار راه ها گل و آدامس و روزنامه می فروشند، همانها که ترازو در دست دارند و بساط واکسی شان در هر کجا پهن است، همانها که فرزندان این آب و خاک اند و فقط دل شان خوش است که «ایران» سرای شان است.

یلدا هم شرمش می آید پای در خانه ای بگذارد که پنجره اش به جای شیشه، با پلاستیکی پوشانده شده است، خانه ای که سالهاست در درونش جاجیم غم و حسرت می بافند. یلدا خوب می داند خوردن سیب و انار و هندوانه و... در این شب ها برای بعضی ها یک رؤیاست.

بیایید چشم بر هم بگشاییم، چشم بر خویش بگشاییم، در کنار خویش، در کوچه خویش آبرو داران صبوری را که می شناسیم، هر چند اندک، دستگیری کنیم تا خاطره فردای کودکان از یلدا فراموشی نباشد، تا پدری بیش از این عرق شرم نریزد، تا مادری چشمان پراشکش را پشت دار قالی پنهان نکند.

ما تبارمان به آب و آیینه می رسد، تبارمان به نور و روشنایی. مبادا در سیاهی یلدا، بلندآفتاب امید را از یاد ببریم. مبادا فرزندان آفتابی ایران زمین شرمسار حضور یلدا در کنار خویش شوند. مبادا...

منبع:http://www.hiva50.blogfa.com

استوار  پا برجا در برابر نا ملایمات

http://s5.picofile.com/file/8169445092/juniper_tree_photo.jpg

سلام بالابلند به نماز ایستاده

برای مرخ هایی که بی صدا بی سر می شوند.

 

سالهاست که در خیال این خاک ریشه دوانده اید، سالهاست بیرق بهار و رویش و نیایش را در دل دره ها و بر این ستیغ های پرشکوه، برفراز نگهداشته اید، سالهاست که هر توفان و تندر را تاب آورده اید و مانده اید، سالهاست که با آسمانی ترین ابرها همنفس بوده اید و چشم بر خدای عرش دارید و پای بر زمین فشرده اید تا زندگی را عزیز دارید.

  شما یادگاران عزیز زمین اید، تن به آسمان کشیدگان تهی دست و جوانمرد، شما با قامت تان برپای ایستادگی را ، رنگ نباختن را ، سایه گستری را، بی کینه بودن و بشکوه ماندن را به زمین و زمینیان ارزانی داشته اید. حالا سوگی سترگ شما را که نه ، بر ما میهمان شده است، فرو شکستن قامت تان برای ساختن یک راه مرزی ، مزارتان شده است ، شما سبز درختان به نماز ایستاده اید مگر نه اینکه: «یسبح لله ما فی السموات والارض» ، نیایشگران خاک را به آسمان پیوند داده که هر یک سند شکوه خداوندید.

شما با همه بالابلندی تان ایستاده اید و خم به ابرو نمی آورید و دیریست به تبرها عادت کرده اید، به اخم ما زمینیان که با شما بیگانگانیم. شما شِکوه بر لب نیاوردگان، ایوب وار بلاکش شده اید، شما درمان دلان ، خود دردنوش بلاشده اید واین ما انسان ها هستیم که این سان شکسته تان می خواهیم بی آنکه جرمی کرده باشید، بی آنکه جز بیرق داری بهار و زندگی کاری کرده باشید.

شگفتا در مقابل چشمانمان، در مقابل چشمان خاک و خورشید شما بر خاک می افتید و ما تماشاگران نا نگرانیم، شما بخشی از تاریخ این مردم و این مرزو بوم اید، شما هنوز شیهه اسب های  شهسواران و سرداران بی باک دیروز به جنگ روسها برخاسته و وطن را عزیز داشته و تن به تسلیم نداده را خوب در خاطر دارید، هر یک از شما یادگار سنگری برای سرداری بوده است، باید به حرمت قامت تبدارتان تمام تبرها را شکست، باید نیایش نیمه شب شما شب زنده داران زمین را با دلی آسمانی شنید.

دلم به حال ما می سوزد، به حال خودمان که با شما بیگانه ایم، دلم به حال محیط زیستی می سوزد که توان و زبان دفاع از شما را ندارد هرچند اخیرا بوی بهبود ز اوضاع می شنوم ولی هنوز هم شما امنیت ندارید، هنوز هم شما اسیر اصرار ما آدم ها هستید که با احداث راهی می خواهیم زندگی را به بیراهه ببریم. راه خوب است، امنیت خوب است و قدردانش هم هستیم ولی کاش راه از سمتی، از مسیری می رفت که شما هم می ماندید، شما هم راه را می دیدید چون شما برای ما راه هستید، راه ایستادگی و وطن دوستی.

سرو من ، بالابلند من ، تو نه آن سرو ناز و طناز شیرازی که تو شیرازه جان و غیرت نیاکان این مردمی، تو در توفان قدکشیده بی هراسی که سر برآورده از دل صخره ها و دره هایی که با هرچه تنعم بیگانه ای ، تو را که سبز بخواهیم وطن را سبز خواسته ایم، تو را که سبز بخواهیم خویش را سبز خواسته ایم.

 بمان تا چشممان هر طلوع و غروب آفتاب را برای رشادت مردان دیروز به شهادت بگیرد. تو دستانت به آسمان بلند است و از ما بالابلندتر و در بلندی تری ، دعا کن خداوند صدایت را بیشتر و بهتر از ما می شنود. دعا کن خداوند به حرمت قامتت ، ما را نسبت به شما مهربان کند ! ما را با شما همزبان کند.

تو در کوی خدایی و بوی خدا می دهی دعا کن تا بیدار شویم و با شما یار شویم و دیگر قامت تان به دست ما خاکیان فرو نشکند.کاش راهی از آسمان می گذشت و از خاک نمی گذشت تا قامت تان برای همیشه برفراز می ماند.

آغاز برداشت برنج از شالیزارهای هزارمسجد

هر ساله از اواسط شهریورماه ، برداشت برنج از بیش از 500 هکتار از شالیزارهای دهستان هزارمسجد آغاز می شود. و کشاورزان منطقه حاصل 5 ماه رنج و زحمت خود را به امید فروش مناسب محصول خود را برداشت می نمایند.

شالیزارهای دهستان هزارمسجد در روستاهای بابارمضان، رباط، احمدآباد،عزیزآباد، لایین نو ، حاجی آباد، کریم آباد و سنگدیوار ،که در حاشیه رودخانه پربرکت لایین نو قرار دارند ،کشت می شود.


 برنج کشت شده در این منطقه از نوع دم سیاه یا صدری بلند می شود که  معطر ، خوش طعم و خوش پخت می باشد و خواهان بسیاری نیز دارد.و آوازه آن از استان خراسان نیز فراتر رفته است.


البته برنج این منطقه تحت نام برنج کلات نیز شناخته و به فروش می رسد.


برداشت شالی در منطقه هم به صورت سنتی ( درو با دست ) و به صورت هاواری ( یعنی کمک کردن به یکدیگر در برداشت محصول)علی رغم مکانیزه شدن کشاورزی،  انجام می شود و هم بصورت مکانیزه و برداشت توسط کمباین انجام می گیرد.

منبع : http://www.haval.blogfa.com

تلنگری به چینی احساس زنان کرد

وناوی وای ژور
سالهاست که ما چوب غفلت پدرانمان را می خوریم که هیچ گونه سیاست و آینده نگری و دفاع از حریم فرهنگی خویش را نداشتندبا اینحال نمیشود آنها را خیلی هم سرزنش کرد ، هر چه بود ، آنان زبان و آئینهای خود را حفظ کردند ، گر چه سواد کافی نداشتند. اما نسل ما نیز هیچ شاخه گلی بر سر خود نزده است. از فرهنگ و سنتهای خود روز به روز فاصله می گیرد و غربزده و بیگانه می شود.
نه مادران کرد ، اکنون فرزندان کرد می زایند و نه پدران کرد فرزندان کرد تربیت می کنند .به هر روستا که سر بزنید ، می بینید مادران نو خاسته کرمانج ادای فارسی حرف زدن با کودکانشان را در می آورند . در حالیکه هیچ توشه و آگاهی از فرهنگ خود ندارند . ننگ بر چنین
مادرانی باد که امروز همه جا حتی در میان ایلات و عشایر چادر نشین نیز با آنان مواجه هستیم .
بسیاری از کردهای ما دربیهوده نشینی خود ، هر بار صدها هزار تومان نفله می کنند. اما ، حاضر نیستند یک کتاب تاریخی کرمانج یا شاهنامه ای و حتی دیوان جعفر قلی را بخرند و از اشعار زیبایش لذت ببرند . فقط یاوه گویی و لاف زنی !!نقل مجالس آنهاست...

دانلود کتاب جاوا کرمانج

لینک دانلود کتاب الکترونیکی جاوا قابل نصب روی گوشی های همراه به عنوان آشنایی با قوم بزرگ کورد و کرمانج

لينك دانلود كتاب الكترونيكي اندرويد قابل نصب روي گوشي هاي همراه سيستم عامل اندرويد به عنوان آشنايي با قوم بزرگ كورد و كرمانج


از پشت کوه کُرد اصیلی بیاورید…

برای همین نشایدها….
ازپشت کوه…

Elîriza-Sipahî-Lahînî-Kelat-150x150

 علیرضا سپاهی لاین

شاید برای ترس دلیلی  بیاورید

عذری  برای قوم و قبیلی بیاورید…

شاید برای طایفه  توجیهی آشنا

ازبیم  داس و دسته بیلی  بیاورید…

ادامه نوشته

اصل ونصب ایل زیدانلو

ایل کرمانج زیدانلو

بدلیسی در شرفنامه، زیدانی ها را از عشیره ی بزرگ روژکی نامیده و محل سکونت آنها حکاری در کردستان ترکیه معرفی کرده می گوید: “و نفس الامر عشیرت روژکی در مابین عشایر و قبایل کردستان به کثرت سخاوت و شجاعت و فرط مردانگی و غیرت معروفند و به وفور ننگ و ناموس و به صفت راستی و درستی و دیانت و امامنت موصوف – در میان اکراد مشهور است که به عدد هر سنگی که در دیوار قلعه بدلیس نهاده اند سر عشیرت روژکی به باد رفته است … و این طایفه منقسم به بیست و چهار شعبه اند، از این جمله پنج شعبه که قیسانی1 و بایکی و مولکی و ذوقیسی و زیدانی بوده باشد، عشیرت قدیمی ولایت بدلیس اند.”2

در خراسان در روستای زیدانلو قوچان و زیدانلو درگز ساکن اند احتمالا سورنا قوچی ها و خمارتاشی ها نیز جزو زیدانلو می باشند. معروف است که دوهزار شتران کالا های قوچان را به باژگیران و از انجا به عشق آباد روسیه حمل میکرده است.

رئیس کردان زیدانلو درگز همان اسماعیل کورت معروف بود که پس از وی نیز اولادش ریاست ایل را عهده دار بودند. روستای زیدانلو قوچان که در شمال این شهر قرار دارد از روستاهای آباد و پرجمعیت است که بیش از هزار نفر جمعیت دارد و محصولات انها زراعت گندم و جو انگور می باشد.

* کلیم الله توحدی کانیمال – حرکت تاریخی کرد به خراسان – جلد دوم

تصاویری ازطبیعت بکر وزیبای هزارمسجد5











1000مسجد

تصاویری ازطبیعت بکر وزیبای هزارمسجد4(اولنگ شاهی)

سیاه وسفید… / برای درگذشت نلسون ماندلا قهرمان مبارزه با تبعیض نژادی

غزلی از گذشته برای انسان همیشه ؛ مادیبا….
سیاه وسفید…

نلسون ماندلا  قهرمان مبارزه با تبعیض نژادی

علیرضا سپاهی لاین

فریاد زد که ؛  تیرگی  پوست عار نیست

در  جان و دل  سیاه  و سپیدی  به‌کار نیست

یادش بخیر مرد سیاهی که ماند و خواند:

اثبات حق، به  رنگ و زبان  و تبار نیست!

....

ادامه نوشته

تصاویری ازطبیعت بکر وزیبای هزارمسجد3

دانلودگلچین ترانه های زیبای کرمانجی

امروزه با گسترش دانش و فناوری، رابطه مردمان فزونی یافته است. مردم کرمانج نیز که دارای پراکندگی جغرافیای گسترده ای می باشند نیاز به آشنایی به گویش های گوناگون همدیگر دارند تا بتوانند به آسانی روابط سازنده فرهنگی داشته باشند. یکی از مهم ترین راه های این تبادل فرهنگی موسیقی می باشد. چرا که مردم کرمانج در هر جایگاه زندگی خود، موسیقی بسیار خوب و درخور ستایشی دارند.          در این قسمت شماری از ترانه های بسیار زیبای کرمانجی را گلچین نموده و برای استفاده آسان خوانندگان گرامی متن نوشتاری سروده و فایل mp3 آن را با هم ارائه نموده ایم، تا برای آموختن زبان گفتاری و هم روش درست نوشتن آن، راهگشای دوستان جوان و نوآموز زبان و ادبیات کرمانجی باشد.

جهت دانلود هر ترانه، روی تصویر مربوطه کلیک نموده تا به سایت زانین وارد شوید، آن گاه با کلیک راست روی تصویر مربوط به دانلود [داگرتن] در آخر متن نوشته شده، و انتخاب گزینه … Save Link As فایل mp3 آن را دانلود نمایید، در هنگام گوش فرا دادن به ترانه دلخواه خود، متن نوشتاری آن را نیز پی گیری نمایید، پس از آن که چند بار این کار را انجام دادید، به آسانی می توانید؛ متن مورد نظر را بخوانید یا بنویسید. سرافرازی و خوشی شما خواننده گرامی آرزوی ماست؛ پیروز و بهروز باشید.

Bi xêra Xwedê

bilbil

Baran

bêbextî

zimanê kurdî

Zembîlfiroş

stran

şivan-perwer

منبع : سایت الله مزار

تصاویری ازطبیعت بکر وزیبای هزارمسجد2

جوک و لطیفه کردی*فقط جهت نشاندن گل لبخند برروی لب شما خوبان×


جوک و لطیفه کردی

1.کرده وزیر نفت میشه.رفت جایی کلنگ افتتاحیه رو بزنه،مردم زیادتشویقش کردن،جوگیرشدوگفت:حضرت عباسی تانفت ورنخنم کلنگه ژدست خه ناویژم.

2.کرده خرش روگم میکنه ،بعد که پیدا میکنه ذوق زده میگه:واکره کیه؟   واجگر کیه؟  توبره کی؟   تو باوه  کی؟

3.دراثر شوخی یک کرد چهل نفر جان باختندتحقیقات نشان داده که کرده چشم راننده اتوبوس رو گرفته و گفته :اگر ته گو از کیمه؟

4.لیست خرید کردها:نین یانزده.مریشک؟دودیان.سیوزمینیو پیواز؟هرکیژان کیسک،آونیاته زینچ؟ده بستان. قرص سرایش؟دوبستان.بنیشت ساخه ومن. کال وقرپوزژبیر نکی. مثقالگه(تریاک)سوا میوانان

5.چون موسی درگریز از دست فرعون به رودنیل رسیدندا آمد:ای موسی بسکن!اما موسی نسکنی!ندا آمد ای موسی نیله خفه دوی کلیکان دکژی؟ولی موسی نسکنی.و اینچنین بود که خدا نیل را دستور داد ی نیل:توبسکن موسی کرمانجه ناسکنه.

6.مهمترین دلیل شهید شدن کردها!آنخ جمع کردن درکوه های دشمن.

7.کرده شب شعر میره،میگن با(ت)شعر بگو میگه:توان بود هرکه دانا بود.میگن با(د)؟میگه:دیسا توانا بود هرکه دانا بود.میگن با(ژ)؟میگه:ژنیان توانا بود هرکه دانا بود.میگن با (گ)؟میگه:گوباو توانا بود هرکه دانا بود.

8.انواعخوش آمد گویی زنان به شوهرانشان!زن تهرانی:سلام عشق من.زن ترک:خوش گلدی.زن مشهدی:خوش آمدی آقا.زن کرد:یاحضرت عباس دیسانه هات

9.کرده میره مشهدجلوی حرم میگه:یا امام علی،قربان لب تشنه ات،فدای دودست بریده ات،پس کی ظهور میکنی خسته شدم از بس اومدم قم!

10. وکرمانجنکه را گوتن:دیانزده امامن ناس دکی؟گو:إ.گوتن:کا ناوه وان بویژ؟گو ازهاکانا که ناسناکم،اگر بوینم ناس دکم!

11.دروغگویی کردهااز صبح جمعه شروع میشه!حلصتن حلصتن ایوارو!

12.استقبال زنان کرد ازشوهر چوپانشان:پسرم صدای سگ میاد ببین پدرته؟

13دفتر تلفن کرمانج:اسقه زک برچی. جیناره پس خالتی. خارزی ممه قنر. رمزه آبر بانک. کد ملی گچکه درگزی. هسه بی دیوباو. اباس لنگ خاس. قاسه شل. اکبر دله که داپیر. رمی قاچاق فروش.

14.یه دختره از نونوایی می اومده یه پسر کرد دنبالش بوده به یه کوچه بنبست رسید گفت:ازجونم چی میخای؟پسره گفت:برچیمه پارک نین به

تصاویری ازطبیعت بکر وزیبای هزارمسجد1

منبع:http://ictlaeenno.blogfa.com

سری جدید عکس های عروسی سنتی لاین

این مراسم زیبا ی سنتی در استان خراسان رضوی شهرستان  کلات بخش دهستان هزار مسجد لایین نو برگزار گردیده است این مجلس زیبا توسط مجید سپهری لایین دلسوخته   فرهنگ و سنت کرمانج اجرا گردیده است

  giştan alîkarîya ( hemkarî ) hev deken , bira ku dawetek rind çê biwi

همه به هم کمک میکنند تا عروسی خوبی برگزار شود


داماد

Bûk

عروس

Teren ( Diçin ) mala birake û Lîstêkê kurmancî yê mêran û jinan ku sewa zava delîzin

میروند خانه ی برادر گفته و زنان و مردان ، برای داماد کرمانجی میرقصند

 

Le çand û ferhengê kurmancêne layîn , nîka gerê xelk , kurasê zava û birake aliş ken û dare malbatê ( xanêvade ) zava û birake we hevdu , xxelat deyen

طبق فرهنگ کردهای کرمانج لایین اکنون مردم لباس های داماد و برادرگفته را عوض میکنند و سپس خانواده های داماد و برادرگفته به هم هدایایی می دهند

 

 

je dû xelat istandin , mîvanêne zava û birake , we quşme û lîstêk , berve dawet teren

پس از دریافت هدایا ، مهمان های داماد و برادرگفته با ساز قوشمه و رقص کرمانجی به سمت مجلس عروسی می روند

 

 

nîka dema kuşnîyê baçûxe yan jî dema kuşnîyê kurdî ( kurmancî ) ye ku temîşe dawet ên kurmancên xorasan dexemilînê . kêm kêm mezinan tên ku kuşnîyê kurdî biwînin . her kîjan ku kuşnî bir û ser ket xelatek deyene wî . xelat jeberx girtîye tay dirav û qend .

اکنون وقت کشتی باچوخه یا همان کشتی کردی ( کرمانجی ) می باشد که همیشه تزئین کننده ی مراسم های عروسی کرمانج های خراسان بوده و هست . کم کم بزرگ تر ها می آیند تا کشتی را ببینند . هر کدام که کشتی را برد و پیروز شد هدیه ای به او می دهند . هدایا از بره گرفته تا پول و کله قند می باشد .

 

 

 

nîka mezinê zava tên mala bûk û serê bûk we tiştekî gire deyen û darê zava tê û gerê heren mala zavê . xasîyê zavê jî xelatek we zavê deye. çon rê dûre henek je rê we maşîn teren û henek jî we hesb teren û bûk le hesb rudenê . ( le çand û ferhengê kurmancên xorasan gerê buk tay mala zîve le ser hesb rûnê .

اکنون بزگ تر های داماد می آیند خانه ی عروس و پس از بستن چیزی بر سر عروس داماد می آید و باید بروند خانه ی داماد . مادرزن داماد هدیه ای به او میدهد ( عروسک ) . چون ( در این عروسی بین خانه ی عروس و داماد )راه  دور است . مقداری از راه را با ماشین می روند و بقیه را با اسب می روند . ( در فرهنگ کرمانج های خراسان باید عروس تا خانه ی داماد سوار بر اسب بنشیند )

 

 

 

 

nîka jî zavê berve bûk û xelk , gerê sîv û nar û tiştên din bavîjê

اکنون داماد به سمت عروس و مردم ، سیب و انار و چند چیز دیگر پرتاب میکند

منبع عکس ها : http://www.ellahmezar.ir

عکس های قدیمی از زندگی مردمان کرمانج در لاین و ییلاق هزار مسجد

















نوحه خوانی کردی (مرثیه عاشقان حسین )


هه لبه سته ک کُرمانجی تایبه تا محرم

 

وه خین مه دین کر ئاویاری

ئه ز نا خازم شه وێ تاری

له به ردوشمه ن خار و زاری

***

ما با خون ، دین را آبیاری کردیم

من سیاهی شب را نمی خواهم

در برابر دشمن خواری و ذلت را نمی پسندم

ابیات فوق برگرفته از کتاب نوحه های کرمانجی می باشد که به همت محقق ارجمند علی اکبر چوپانی

با نام « مرثیه عاشقان حسین » در سال ۸۲ به چاپ رسیده است .

غلامحسن عباس زاده – شیروان :

این شاعر عزیز و شوریده نیز کربلا را خطاب قرار می دهد و می سراید :

که ربه لا ئیشه وسه رێ هه فت ئاسمین مێوانێ ته

ده ستی وه ێیری زه مانی و زمین مێوانی ته

ده وه دارهاتیه و هیوه ک له وی پر نوره هین

سالی نه سالین ده شه و تن ده کنه زاری و شین

***

کربلا امشب سری که سرور هفت آسمان است میهمان توست

دستی مقدس در زمان و زمین میهمان توست

ساربان آمده و ماه هنوز تلائلو و نوری دارد

سالیان سال است در سوز و گداز و شیون و زاری اند .

منبع : وبلاگ اسماعیل حسین پور

یکی از زنان قهرمان و شیرین صفت کلات


یکی از زنان قهرمان و شیرین صفت کلات

کشتی و اسبدوانی در عروسی کُردها

کشتی و اسبدوانی در عروسی کُردها
منبع : سایت الله مزار

لاین ۱۳۵۳ – مراسم عروسی کُردهای کلات نادری

لاین 1353 - مراسم عروسی کُردهای کلات نادری

منبع :سایت الله مزار

عروسی ستار شیخکانلو – لاین – ۱۳۵۲


عروسی ستار شیخکانلو - لاین - 1352

منبع وبلاگ الله مزار

پهلوان احمد وفادار قوچانی

پهلوان احمد وفادار

منبع:سایت الله مزار

زن لاینی

زن لاینی

منبع: سایت الله مزار