اصحاب کهف چند نفر بودند و اسامي آنها چه بود ؟

اصحاب کهف چند نفر بودند و اسامي آنها چه بود ؟

پاسخ:

ـ در قرآن كريم دربارۀ تعداد اصحاب كهف آمده است:

« سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَّابِعُهُمْ کَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ کَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ کَلْبُهُمْ قُل رَّبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِم مِّنْهُمْ أَحَدًا » (كهف / 22).

به زودى خواهند گفت: [يارانِ غار]‏ سه تن بودند [و] چهارمين آنها سگشان بود و مى‏گويند: پنج تن بودند [و] ششمين آنها سگشان بود. تير در تاريكى مى‏اندازند(بي‌دليل سخن مي‌گويند) و [عده‏اى] مى‏گويند: هفت تن بودند و هشتمين آنها سگشان بود؛ بگو: پروردگارم به تعداد آنها آگاه‏تر است، جز اندكى [كسى شمارۀ] آنها را نمى‏داند؛ پس در بارۀ ايشان ـ جز به صورت ظاهري و سطحي ـ جدال مكن و در مورد آنها از هيچ كس از آنان (: اهل كتاب) جويا مشو.

 

در اين آيۀ شريفه به اختلاف اهل كتاب دربارۀ تعداد اصحاب كهف اشاره شده و نظر افرادي كه اصحاب كهف را سه يا پنج نفر دانسته‌اند بي‌‌پايه اعلام شده اما در مورد نظر گروهي كه ايشان را هفت تن دانسته‌اند، سكوت شده است. همين موجب شده است كه مفسرين، نظر گروه سوم را صحيح بدانند، در تفسير جلالين آمده است: « ... وصف الأولَين بالرّجم دون الثالث دليلٌ على أنه مرضي و صحيح » يعني: توصيف دو ديدگاه اول به تير انداختن در تاريكي و استثناي ديدگاه سوم ،دليل است بر اينكه آن ديدگاه، مورد رضايت و صحيح است» شيخ بيضاوي نيز چنين گفته است.

ـ در تفاسير بيضاوي، بغوي، جلالين و برخي كتابهاي ديگر رواياتي از حضرت علي(رض) و حضرت ابن‌عبّاس(رض) نقل شده است مبني بر اينكه يارانِ غار هفت تن بوده‌اند.

ـ ابواسحق نيشابوري در قصص‌الأنبياء نوشته است: «... و در عدد ايشان كس از اهل تفسير خلاف نكرده است، و گفتند ايشان هفت تن بودند و هشتم ايشان سگ بود. و اين اختلاف كه حق تعالی ياد كرد از اهل انجيل ياد كرد كه ايشان مشركان عرب را آموخته بودند كه ايشان مختلف بودند... و محمّد بن جرير گفته است كه ايشان نه تن بودند... لكن اهل تفسير اين را درست ندانند ».   

   ـ در اسامي اصحاب كهف اختلاف وجود دارد، بر اساس روايتي از حضرت ابن عباس(رض) اسامي آنان چنين ذكر شده: مكسلمينا ، يمليخا ، مرطونس ، بينونس ، سارينونس ، ذو نوانس ،كشفيططنونس و اسم سگ ايشان،قطمير بوده است.

بر اساس روايت منقول از حضرت علي(رض): يمليحا،مكشينيا،مشلينيا، مرنوش، دبرنوش،شاذنوش، هفتمين ايشان چوپان بوده و اسم سگ،قطمير و اسم شهرشان افسوس.

در ترجمۀ تفسير طبري نام آنان چنين ضبط شده:تكسينا،محليشا،مسليحا،بطوش،يمليخا،فرياش و شارش و در قصص‌الأنبياء ثعلبي اينچنين: مكسلمينا ، تمليخا ، محسلمينا، مرطليوس ، كنسطوس ، وسادنيوس.


نتيجه: بر اساس آنچه گذشت و بر پايۀ رأي اكثر مفسّران ـ كه مؤيّد به روايات مزبور است ـ ، اصحاب كهف، هفت تن بوده‌اند و هشتمين ايشان سگ بوده و ديدگاه كساني كه جز اين را گفته‌اند قابل اعتنا و اعتماد نيست ـ والله اعلم .

((برگرفته از سایت سبق ماموستا شیخ محمد سعید نقشبندی ))

عالم ذر چیست؟

آیا قبل از این که ما به دنیا بیاییم در دنیایی دیگر به نام «دنیای ذر» يا «عالم ذر» بوده‌ایم ؟


پاسخ


علماي اسلام معتقدند كه روح هم ـ گرچه مجرّد  غير مادّي است ـ امّا مخلوق است، ولي در اين كه: آيا روح نيز همزمان با خلقت جسم خلق مي‌شود يا قبل از آن آفريده شده،اختلاف هست؛ بعضي خلقت آن را همزمان با تشكيل جسم در رحم مادر مي‌دانند؛ امّا عده‌اي ديگر ـ از جمله حكما و عرفا ـ معتقدند كه روح پيش از جسم آفريده شده و در جايي به صورت ذرّ (رشد نيافته) موجود و منتظر خلقت جسم خود بوده تا به امر و اجازۀ حق‌ّ در آن حلول كند؛ اين عالم را (عالمي كه روح قبل از خلق جسم در آن بوده)،برخي، با تأسّي به آيۀ 172 سورۀ مباركۀ اعراف، «عالم ذرّ» ناميده‌اند(۱).


بنابر آنچه گفته شد، بر اساس نظر گروه اوّل، روحِ ما، همزمان با جسم خلق شده و در عالم ذرّ نبوده و بر اساسِ ديدگاه گروه دوم روح انسانها، پيش از جسم آنها، در عالم ذرّ وجود داشته و در همان عالم خداوند وحدانيّت و پروردگاري خويش را به همۀ ارواح نمايانده و از آنها عهد گرفته است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 

1.       براي تفصيل رجوع شود به تفاسير معتبر قرآن ذيلِ آيۀ 172 سورۀ اعراف.  

(( برگرفته از سایت سبق ماموستا  شیخ محمد سعید نقشبندی ))


 

حکم آویختن عکس پدر یا مادر متوفی در منزل

شرح فتوای دکتر علی جمعه محمد، پیرامون حکم آویختن عکس در منزل، این چنین است:

استفتاء: حکم آویختن عکس پدر یا مادر متوفی در منزل به این نیت که با دیدن عکس آنها، برایشان مغفرت و آمرزش طلب شود چیست؟

فتوا: «« استفاده از عکس انسان و حیوان یا آویختن آنها اشکالی ندارد. زیرا در این عکس ها،شبیه سازی به مخلوقات خداوند که در حدیثی از پیامبر از آن به عنوان ((تهدیدی برای نقاشان)) نام برده می شود، وجود ندارد.

وهمچنین این عکس ها نباید برهنگی را به نمایش بگذارند وفتنه ای را هم نباید به وجود بیاورد.

 و منظور از تصویری که در حدیث پیامبر نسبت به آن بیم داده شده است، ساختن مجسمه هایی،صرفا به قصد مشابهت با آفرینش خداوند است. درحالیکه عکس هایی که با دوربین عکاسی گرفته می شوند، هرچند که به آن تصویرمی گویند، چون شامل شرایط ۳ گانه فوق هستند ، منع شرعی ندارند.

 برای صدور یک حکم به جایز بودن یا حرام بودن یک موضوع ،باید وجود داشتن یا وجود نداشتن علت آن را بررسی کنیم؛ مثلا تا مادامیکه یک عکس ، حداقل یکی از شرایط فوق را نقض کند، استفاده از آن جایز نیست.

در حقیقت، آن عکس ها یک نوع حبس کردن سایه ( ترسیم) است که مجازاً به آن تصویر گفته می شود.

 نکته اصلی به هنگام صدور حکم، باطن و ماهیت عمل است و بر اساس ظاهر قضیه،حکم نمی شود. ودر اینجا هم با وجود اینکه ، ظاهرا با تصویر،سروکار داریم ولی بعلت متفاوت بودن محتوای آن با یک تصویر واقعی ، حکم بر ممنوع بودن آن صادر نمی شود.

 بنابراین آویختن عکس پدر و مادر در منزل تا مادامیکه درعکس مادر، حجاب رعایت شده باشد از لحاظ شرعی مجاز است. کامل یا نیمرخ بودن عکس، تفاوتی ندارد.»» والله اعلم…

  (( منبع: دار الافتاء المصریة برگرفته از سایت مدرسه علوم دینی اهل سنت و جماعت اسماعیلیه ))

چرا سورۀ «توبه» بسم الله الرّحمن الرّحیم ندارد؟

چرا سورۀ مباركۀ «توبه» بسم الله الرّحمن الرّحیم ندارد؟

پاسخ:

در اين باره اقوال مختلفي از علما نقل شده است، كه مختصراً چنين است:

 1. بسم الله الرّحمن الرّحیم،رحمت و امان خداوند است و با مضمون  اين سوره كه در آن دستور جنگ و برخورد شديد با مشركين صادر شده مناسبت ندارد.

 2. گروهي از اصحاب پيامبر(ص) اين سوره را ادامۀ سورۀ انفال دانسته و گروهي ديگر،بر آن بوده‌اند كه اين سوره، سوره‌اي مستقل است و چون در هنگام بروز اين اختلاف،حضرت رسول(ص) در قيد حيات نبوده،نظر هر دو گروه از صحابه ـ به گونه‌اي ـ اعمال شده، به اين طريق كه با حذف بسمله نظر گروه اوّل اعمال و با فاصله انداختن ميان اين سوره و سورۀ انفال نظر گروه دوم مورد توجّه قرار گرفته است.

 3. حضرت جبرئيل اين سوره را بدون بسمله فرود آوررده است.

4. بحشي از سورۀ توبه پس از نزول نسخ شده كه بسمله هم در ميان آن بخش بوده است.

 5. در زمان جاهليت،عرب‌ها هرگاه مي‌خواسته‌اند پيماني را كه ميان آنها و ميان گروهي ديگر بسته شده،نقض كنند نوشته‌اي بدون بسم الله براي آنها مي‌فرستاده‌اند. و چون اين سوره هم از پايان يافتنِ پيمان مسلمانان با مشركان سخن گفته، بدون بسمله است(۱) ـ والله اعلم.

(1).       براي تفصيل رجوع شود به مقدمۀ تفسير سورۀ توبه در تفسير «الجامع لأحكام القرآن» از امام قرطبي و نيز تفاسير ديگر.

قال القرطبی: « و اختلف العلماء في سبب سقوط البسملة من أول هذه السورة على أقوال خمسة: [الأول] أنه قيل كان من شأن العرب في زمانها في الجاهلية إذا كان بينهم وبين قوم عهد فإذا أرادوا نقضه كتبوا إليهم كتابا ولم يكتبوا فيه بسملة فلما نزلت سورة براءة بنقض العهد الذي كان بين النبي صلى الله عليه وسلم والمشركين بعث بها النبي صلى الله عليه وسلم علي ابن أبي طالب رضي الله عنه فقرأها عليهم في الموسم ولم يبسمل في ذلك على ما جرت به عادتهم في نقض العهد من ترك البسملة. و... الخ».

(برگرفته از سایت سبق شیخ محمد سعید نقشبندی )

چرادر تقسیم ارث سهم پسران دو برابر سهم دختران است؟

 چرا در تقسيمِ ارث، سهم پسران دوبرابرِ سهمِ دختران است ؟

 پاسخ:

  زيرا اوّلاً :

 مخارج و هزينه‌هاي ذيل بر عهدة مرد است:
مخارجِ ازدواج و مهريه و تأمينِ نفقة همسر.
مخارجِ فرزندان و تأمينِ احتياجات آنان و تهيّة مايحتاج زندگي.
ياري دادنِ ديگران و كمكِ مالي هنگام روي‌دادنِ اتّفاقات و مسائلِ اجتماعي.

ثانياً :

 سهمِ ارثِ پدري زنان پس از ازدواج هم متعلّق به خودِ آنان است و هيچ وظيفه‌اي براي تأمين مخارجِ خود، همسر و فرزندان بر عهدة زنها نيست؛ در حالي كه مرد مجبور است سهمِ ارثي خود را صرفِ مخارجِ زن و فرزندان كند.

 اسلام، مرد را مؤظّف ساخته است كه در هنگامِ ازدواج مبلغي را به عنوان مهريه به زن اختصاص دهد و مهريه هم كاملاً متعلّق به زن است و زن، هيچ مالي به همسر خود نمي‌بخشد.

  تأمينِ مخارجِ فرزندان و نفقة آنان و تهية مايحتاج زندگي، همه، بر مرد واجب شرعي است و حتّي اگر زني ثروتمند هم باشد و همسرش به كمكِ مالي او احتياج داشته باشد، اسلام زن را مؤظّف به ياري دادنِ شوهر و فرزندانِ خود نمي‌كند.

 و نيز بايد تذكَر داد كه قواعد و مسايل هرديني و از جمله، دين اسلام  را بايد با توجّه به كليّت ومباني و مبادي آن دين و در چارچوب اصول و فروع و ديگر قواعدِ آن بررسي كرد.

(برگرفته از سایت سبق شیخ محمد سعید نقشبندیحفظه الله تعالی ))


خداوند می فرماید : « لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ »

با مراجعه به آثار اسلامى به اين نكته پى مى بريم كه اين سؤال از همان آغاز اسلام در اذهان مردم بوده و گاه بيگاه از بزرگان دین در اين زمينه پرسشهايى مى كردند از یکی از بزرگان نقل شده كه در پاسخ اين سؤال فرمود: «اين كه سهم زنان از ميراث نصف سهم مردان است به خاطر آن است كه زن هنگامى كه ازدواج مى كند چيزى (مهریه) مى گيرد و مرد ناچار است چيزى بدهد، به علاوه هزينه زندگى زنان بر دوش مردان است، در حالى كه زن در برابر هزينه زندگى مرد و خودش مسؤوليتى ندارد».

با اينكه ظاهرا ارث مرد دو برابر زن است اما با دقت بيشتر روشن مي شود كه از يك نظر ارث زنان دو برابر مردان مي باشد! و اين بخاطر حمايتى است كه اسلام از حقوق زن كرده است.

توضيح اينكه وظائفى بر عهده مردان گذارده كه با توجه به آن نيمى از درآمد مردان عملا خرج زنان مي شود، در حالى كه بر عهده زنان چيزى گذارده نشده است، مرد بايد هزينه زندگى همسر خود را طبق نيازمندى او، از مسكن و پوشاك و خوراك و ساير لوازم بپردازد، و هزينه زندگى فرزندان خردسال نيز بر عهده اوست، در حالى كه زنان از هر گونه پرداخت هزينه اى حتى براى خودشان معاف هستند، بنا براين يك زن مي تواند تمام سهم ارث خود را پس انداز كند، در حالى كه مرد ناچار است آن را براى خود و همسر و فرزندان خرج كند، و نتيجه آن عملا چنين مي شود كه نيمى از درآمد مرد براى زن خرج ميشود، و نيمى براى خودش، در حالى كه سهم زن هم چنان بحال خود باقى ميماند. نتيجه اينكه سهم واقعى زنان، از نظر مصرف و بهره بردارى دو برابر سهم واقعى مردان است، و اين تفاوت بخاطر آن است كه معمولا قدرت آنها براى توليد ثروت كمتر است، و اين يك نوع حمايت منطقى و عادلانه است كه اسلام از زنان به عمل آورده و سهم حقيقى آنها را بيشتر قرار داده اگر چه در ظاهر سهم آنها نصف است.

((برگرفته از وبلاگ در مسیر نیکبختی ))

چرا دعاهاي ما مستجاب نمي‌شود؟

چرا دعاهاي ما مستجاب نمي‌شود؟

 بسمه سبحانه و تعالی

 مرگِ دلها

    به ابراهيمِ اَدهم (۱) گفتند: «‌چگونه است كه ما دعا مي‌كنيم ولي مستجاب نمي‌شود؟ در حالي كه خداوند فرموده است: « وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ ...» (سورۀ مباركۀ غافر، آيۀ 60): دعا كنيد،دعاهاي شما را قبول مي‌كنم و اجابت مي‌نمايم»  فرمود: «دعاهاي شما به اين دليل قبول نمي‌شود كه دلهايتان مرده است» گفتند:« سبب وباعثِ مرگِ دلهاي ما چيست؟»

فرمود:« اين هشت خصلت:

1-   حقِّ خدا را ‌شناختيد ولي به اداي آن قيام نكرديد؛

2-    قرآن را ‌خوانديد ولي به آن عمل نكرديد؛

3-  ادّعا ‌كرديد كه پيامبر(ص) را دوست داريد ولي سنّت و روش او را ترك كرديد؛

4-  ‌گفتيد: از مرگ مي‌ترسيم، امّا خود را آمادۀ آن ‌نساختيد؛

5-  خداوند فرموده است: « إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا » (سورۀ مباركۀ فاطر،آيۀ 6):  «به درستي كه شيطان دشمن شماست او را دشمن خود سازيد»، امّا شما با شيطان موافق و همراه شديد و همكاري با او را در گناهان روش خود ساختيد؛

6-  ‌گفتيد: از دوزخ مي‌ترسيم، ولي خود را در آن انداختيد؛

7-  ‌گفتيد: بهشت را دوست داريم ولي براي ورود به آن عمل نكرديد و نكوشيديد؛

8  - وقتي كه از خواب بيدار مي‌شويد عيوب خود را از ياد مي‌بريد ولي عيوب مردم پيش چشم شماست؛ اينگونه خود را شايان خشم خدا ساخته‌ايد، پس چگونه دعاهايتان را اجابت كند؟ »(2).        

              


    

1ـ عارف و   زاهد مشهورـ كه در سال 160 (يا 166 هـ.ق.)، در جهاد با بيزانسيان شهيد شد ـ رحمه الله.

 ر.ك:فرهنگ معين ؛ ج. 5 ؛ذيلِ ابراهيم.

۲ـ اين نوشته ترجمه‌اي است از مطلبي كه به نقل از حضرت امام محمّد غزّالي در فيض‌القدير، جلد سوم،ص 542 آمده است.

( برگرفته از سایت سبق شیخ محمد سعید نقشبندی حفظه الله تعالی )

حکم نوشتن دعا و حمل ان

((حکم نوشتن دعا و حمل ان))


سوال: آیا نوشتن دعا از قران یا دعاهایی که در سنت امده جایز است؟ و ایا حمل انها و اویختن بر گردن و نوشتن ان بر ظرفی و نوشیدن اب از ان ظرف یا مسح بدن با ان اب جایز است؟ و ایا حمل دعای قرانی جزء افسون و طلسمی است که در شرع از ان نهی شده است؟ و ایا دعای قرانی خود عامل درمان است یا بعنوان دعایی برای شفای مریض است؟ واگر نوشتن دعا مشروع است ایا کافی است که در درمان به ان اکتفاء شود یا اینکه به دنبال درمان مادی و انچه که طب می گوید نیز باشیم؟

جواب: مشتمل بر چند مورد است به شرح ذیل :

1 – نوشتن دعا اشکالی ندارد اگر بر گرفته شده از قران کریم یا ادعیه ای باشد که در این مورد در سنت امده است و بطور واضح و با خط عربی و خالی از خرافات و سحر و جادو باشد.

از بسیاری از سلف صالح ثابت شده است که انان دعا را و معوذات را بر گردن می اویختند یا ان را در قسمتی از بدن مریض می گذاشتند.((مراد از معوذات سوره های قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس است )).

ابن ابو شیبه در کتاب حدیث خود جلد 5 صفحه 43 روایات زیادی در جایز بودن ان اورده است از جمله:

ابو عصمه گوید : از سعید بن مسیب درباره نوشتن دعا پرسیدم گفت : ایرادی ندارد اگر بر چرم نوشته شود.

مجاهد برای مردم دعا می نوشت و ان را بر انها می اویخت.

عمر بن شعیب از پدرش روایت می کند که گفت: رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: هر گاه یکی از شما در خواب دچار هول و هراس شد بگوید : (( بسم اللهِ اَعوذ بکلمات الله التامّات من غَضَبِهِ و سوء عقابه ومن شر الشیاطین و ان یحضرون)).

و عبدالله بن عمرو بن العاص آن را به هر کدام از بچه هایش که می فهمیدند می اموخت و برای انها که نمی فهمیدند می نوشت و بر انان می اویخت.

عطاء در مورد حائضی که دعایی را حمل کند می گفت: اگر دعا در چرم است ان را در اورد و اگر در انگشتانه نقره ای است اگر خواست ان را در اورد و اگر مایل نبود ایرادی ندارد.

ابن سیرین در مورد حمل ایاتی از قران ایراد نمی گرفت.

عطاء گوید: اویختن قران بر خود ایرادی ندارد.

یونس بن خباب گوید: در مورد نوشتن دعا و اویختن ان بر بچه ها از ابو جعفر سوال کردم ، اجازه داد.

ضحاک از کسی که ایات قران را بر خود می اویخت وان را در موقع غسل و رفتن به توالت درمی اورد ایرادی نمی گرفت.

تمام این روایات دلیل بر جایز بودن اویختن دعا بر خود است.

2 – نوشتن قران بر ظرف و نوشیدن اب از ان جایز است. بنا به روایتی که سعید بن جبیر از ابن عباس رضی الله عنه  روایت می کند که : هر گاه بر زنی زایمان سخت شد عبارات و ایات زیر در ظرفی نوشته و سپس  شسته شود و از ان بنوشد.

آن دعا این است:

((بسم الله لا اله الا هو الحکیم الکریم سبحان الله رب السماوات السبع و رب العرش العظیم)).

((کَاَنَّهم  یَومَ یَرَونَها لَم یَلبَثوا الا عشیَّهً اَوضحاها)) {النازعات ایه 46}.

و ((کَاَنَّهُم یَومَ یَرَونَ ما یُوعَدون لَم یلبثوا الا ساعهً مِن نَهارٍ بَلاغٌ فَهَل یُهلَکُ الا القومُ الفاسقونَ)){سوره احقاف }.

و بنا به اینکه روایت شده که ام المومنین عایشه رضی الله عنها ایرادی نمی گرفت که بر اب دعا خوانده شود سپس بر مریض بپاشند.

مجاهد و لیث ایرادی نمی گرفتند از اینکه ایاتی از قران نوشته شود و در ظرف ابی گذارند و کسی که ترسیده است از ان اب بنوشد.

سعید بن جبیر برای کسانی که نزد او می رفتند دعا می نوشت.

از امام ابن تیمیه سوال شد که ایا نوشتن ایاتی از قران که بعداً پاک یا سوزانیده می شوند حرام است یا خیر ؟

جواب می دهد: اگر ایاتی از قران یا ادعیه ای  در ظرفی یا لوحی نوشته شود و با اب و غیره ان پاک شود و ان را بنوشند ایرادی ندارد.

امام احمد و دیگران بر ان نص گذارده اند و از ابن عباس رضی الله عنه روایت می کنند  که او ایاتی از قران یا ادعیه را می نوشت و به کسی که دچار بیماری شده بود می گفت ان را در اب نهد و ان را بنوشد. واین دلیل بر ان است که قران و ادعیه برکت دارند.( پایان سخن ابن تیمیه). { الفتاوی 2/599}

3 – اویختن دعاهایی مانند انچه که گذشت از زمره افسون و طلسمی که از ان نهی شده است نیست چون طلسم شامل مهره ها و سنگ ریزه یا چیز دیگری بود که بعنوان دفع بلا و امراض و چشم زخم و ضرر و زیان حمل می کردند در حالیکه ایات و ادعیه ای که بر خود اویخته می شود از این نوع نیست.

در کتاب شرح السنه اثر بغوی امده است: طلسم مهره هایی بودند که عربها انها را بر بچه های خود می اویختند بخاطر محفوظ ماندن از چشم زخم، که شرع ان را منع نمود و باطل کرد.{شرح السنه-12/158}/

و گفته شده که طلسم گردن بندی است که بر ان عود اویخته می شود و روایت شده که پیامبر صلی الله علیه وسلم ان را از گردن فضل ابن عباس در اورد.

عمران بن حصین مردی را دید در دستش النگویی از طلا بود، پرسید این به چه درد می خورد؟ گفت برای تقویت بازویم بسته ام. عمران به او گفت: یقینا چیزی جز ضعف بر تو نمی افزاید.

حماد گفت: ابراهیم از هر چیزی که بر کوچک یا بزرگ اویخته شود اکراه داشت ومی گفت این کار از جمله افسون و طلسم است.

وعائشه رضی الله عنها گفت: طلسم ان نیست که بعد از نزول بلا اویخته می شود بلکه ان است که قبل از نزول بلا برای جلوگیری از قضا و قدر الهی اویخته می شود.

عطاء گوید: انچه که از قران نوشته می شود جزء طلسم و افسون نیست.

 از سعید بن مسیب در مورد صفحات کوچکی که در ان قران نوشته می شود و بر زنان و بچه ها اویخته می شود سوال شد، گفت ایرادی ندارد هرگاه در چندین برگ فلزی و یا در جلدی نهاده شود.

4- نوشتن ایات و ادعیه هم دعاست و هم درمان. چون خداوند (( وَ نُنَزِّلُ مِنَ القُرآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحمَهٌ لِلمومنینَ)){سوره اسراء ایه85}.

پس ان هم شفای بدن است و هم شفای روح. و اگر چنین نیست پس در سوره فاتحه چه دعائی هست برای بهبودی عقرب گزیده که ابو سعید خدری ان را خواند وروایت می کند که : پیامبر صلی الله علیه وسلم ما را که سی سوار بودیم برای جنگی ماموریت داد، به گروهی بر خوردیم، از انان چیزی برای خوردن خواستیم، خودداری کردند. گوید عقرب بزرگشان را گزیده بود، نزد ما امدند و گفتند : ایا در میان شما کسی هست که دعایی برای عقرب گزیده بخواند. گفتم : بلی من، ولی ان را نمی خوانم تا گوسفندی بما ندهید.

گفتند: ما سی گوسفند به شما خواهیم داد، گوید: ما هم پذیرفتیم و هفت بار سوره فاتحه را بر او خواندم، بهبود یافت و گوسفند را گرفتم. در این مورد احساسی در ما پیدا شد گفتیم عجله نکنیم تا خدمت رسول خدا صلی الله علیه وسلم می رسیم چون به خدمت حضرت رسیدیم انچه را که انجام داده بودم  بعرض رساندم، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: ایا ندانستی که سوره حمد دعاست، گوسفند را تقسیم کنید و سهمی هم برای من در نظر بگیرید.{مصنف ابو شیبه 5/49 – اذکار امام نووی }.

5- لازم است که به دعا اکتفا نکنیم اگر چه درمان مادی و مصرف دارو اسان می شود بلکه به پزشک مراجعه کنیم،چون پیامبر صلی الله علیه وسلم به ان امر فرمود، موقعی که مردی زخمی شده بود فرمود: به طبیب خبر دهید. گفتند: ای رسول خدا صلی الله علیه وسلم ایا طبیب او را چاره ساز است؟ فرمود: بلی. خداوند هیچ دردی را نازل نکرده است جز اینکه شفای ان را عطا کرده است.( صحیح بخاری ).

و نیز فرمود: مردم به درمان خود بپردازید زیرا خداوند هیچ دردی را نیافرید مگر اینکه شفای ان را عطا کرده است، جز پیری.

علاوه بر ان کتب حدیث پر است از توصیه هایی که پیامبر صلی الله علیه وسلم توصیه کرده است به درمان هر نوع بیماری.

امور حرام در نوشتن دعا و یا برای کسی که ان را می نویسد به شرح آتی است:

1 – خلوت کردن با زن بیگانه: بعضی از کسانی که بکار دعا مشغولند ادعا می کنند که دعا نوشتن برای زن ممکن نمی شود مگر با او خلوت کرد، این کار حرام است و در حقیقت موجب فساد می شود.

2 – دیدن بدن زن : نباید جایی از بدن زن لمس یا دیده شود مگر اینکه ناچاراً برای درمان باشد وقتی که مردی محرم یا زنی نباشد که ان را انجام دهد.

و بعضی از کسانیکه به این کار مشغولند ادعا می کنند که لازم است دعا بر شکم نوشته شود این افراد کذاب  و فاسق اند.

3 – استفاده از خرافات و اباطیل : دعای شرعی باید خالی از خرافات باشد از جمله این خرافات این است که لباسی که اختصاص به زن دارد را در نزد خود یک شب نگه می دارد وروز بعد اکاذیبی را برای او سر هم می کنند وادعا می کنند که این مطالب را در طی نگهداری لباس دریافته اند.

این دروغ و افترا و سوء استفاده از اموال مردم است و نان خوردن از این راه حرام است.

((برگرفته از کتاب بدعت به معنای دقیق اسلامی آن تالیف دکتر عبدالملک عبدالرحمن السعدی ترجمه امیر صادق تبریزی))

حکم خواندن یکی از خطبه های جمعه به غیر زبان عربی

آیا جایز است یکی از خطبه های جمعه با زبان کُردی (یا زبانی دیگر غیر از عربی) خوانده شود؟
  متن استفتاء و پاسخ‌ها:

  بسمه تعالی

از علماي اعلامِ اسلام در مورد مسألۀ زير استفتاء مي‌شود:

آيا اين كه در بعضي از مساجد، برخي از امامان جمعه، تنها يك خطبۀ عربي مي‌خوانند و موعظه به زبان كُردي را جايگزين يكي از دو خطبۀ عربي مي‌دانند؛ درست و شرعي است و آيا در شرع دليلي دارد؟ حتی گاهي هم اصلاً خطبۀ عربي نمي‌خوانند. جزاكم الله خيرا. 

 مستفتيان:

گروهي از پيروان اهل سنّت

 بسمه سبحانه و تعالی

 مطابق آنچه از كتب معتبر فقه امام شافعي ـ رضي الله عنه ـ و برخي ديگر از مذاهب اهل سنّت برمي‌آيد،يكي از جمله شرايط اصلي خطبۀ جمعه آن است كه به علاوۀ موعظه به زبان كردي، هر دو خطبۀ آن به زبان عربي باشد و در غير اين صورت و يا در صورت نخواندن خطبه، نماز نادرست است و نمازگزاران و امام جمعۀ آنها دچار گناه خواهند شد ـ والله اعلم.

 ـ المغني، ج 1 ، ص 286 .

ـ تحفه، ج 2 ، ص 450 .

ـ الفقه الإسلامي، ج 2 ، صص 290 ـ 282 .

 محمّدسعيد نقسبندي

13/1/1389

 بسمه تعالی

 چنان كه استاد بزرگوار جناب ماموستا شيخ محمّدسعيد از كتب فقهي معتبر در مذهب امام شافعي استخراج نموده‌اند، اينجانب نيز به عنوان شاگرد ايشان، مسأله را در كتب فقهي سالهاي سال است ديده‌ام و شكي در آن نيست كه اگر خطبۀ جمعه به زبان عربي نباشد، آن جمعه درست نيست. پس برادراني كه به عنوانِ امام جمعه، نماز جمعه را مي‌خوانند، سعي نمايند كه خطبه‌ها را به زبان عربي بخوانند تا دچار مشكل شرعي نشوند.

 سيّد جبار فرجي

15/1/89

 بسمه تعالی

 آنچه از كتبِ امامان به ما مسلمانان رسيده است و ما در خدمت علماي بزرگ جمعه خوانده‌ايم، همين نظم دو خطبۀ عربي بوده. سلام علی من اتّبع الحقّ و الهدی.

 حسين حيدري ـ قلانجه

 بسم الله الرّحمن الرّحيم

 الحمدلله و الصّلوة والسّلام علی رسول الله. آشكار و هويداست در نظر علماي اهل سنّت شافعي مذهب،خطبه بايد به الفاظ عربي باشد و آنچه جناب فاضل متّقي جناب شيخ محمّدسعيد نقشبندي نوشته‌اند، عين صواب است. وصلّي الله علي النّبيّ الاميّ محمّد و علی آله و صحبه اجمعين والسّلام علي من اتّبع الهدی.

 الفقير الأحقر محمّدعزيز ويسي

14/1/89

 بسمه تعالی

 براي مسلمانان شافعي مذهب لازم است كه دو خطبه به زبان عربي،قبل از نماز جمعه خوانده شود، و صحيح نيست كه خطبۀ كردي جايگزين يكي از دو خطبه شود.

 محمّدرئوف موحّد

بسمه تعالی

 آنچه شيخ العلماء حضرت استادي و مَن بهِ استنادي جناب ماموستا شيخ محمّدسعيد،حفظه الله، مرقوم فرموده مورد تأييد و عين صواب است، تا جايي كه امام نووي در «مجموع» اشتراط عربي بودن خطبه را قول جمهور و اصحّ مذهب دانسته و در ادامۀ فرمايشاتش مي‌فرمايد:« قال أصحابنا فإذا قلنا بالإشتراط فلم يكن منهم من يحسن العربية جاز أن يخطب بلسانه مدة التّعلم، و كذا ان تعلّم واحدٌ التكبير بالعربية فإن مضی زمن التّعلّم و لم يتعلّم واحدٌ منهم عصوا بذلك و يصلّون الظّهر اربعاً و لا تنعقد لهم الجمعة». به اميد اين كه برادران پايبندي به مذهب را از دست ندهند.

 سيد يحيی حسيني ـ گل سفيد روانسر

بسمه تعالی

 آنچه ماموستا شیخ محمّد سعید، استادِ اين حقير مرقوم فرموده‌اند،مطابق كتب معتبر شافعي و عين حقّ و صواب است.

والسّلام ـ حقير عبدالله كلانتري

هوشیاری علما و دانشمندان در هنگام نظر و فتوا

هوشیاری علما و دانشمندان در هنگام نظر و فتوا


نقل است روزی حضرت ابو حنیفه (رح) از جایی عبور می کرد ، کودکی را دید که در میان گِل ولای افتاده و کثیف شده بود.امام نزدیک تر رفت و فرمود((مواظب باش تا نیفتی و این گونه آلوده نشوی)) کودک در پاسخ عرض کرد((افتادن من چندان مهم نیست و اگر آسیب و زیانی در پی داشته باشد ، فقط دامن خودم را می گیرد ، اما اگر شما در یک مورد یا مسأله ی شرعی مرتکب اشتباهی شوید ، تمام مسلمانان و پیروانتان در دام فتوای نادرست شما خواهند افتاد و ضرر و آسیب آن ، دامن شما و آنان را با هم می گیرد)).امام حنفی از زیرکی و فِراسَت آن کودک متعجب شد و شروع به گریه نمود ، سپس به شاگردانش فرمود((وای بر من ، اگر در مسأله ای شرعی که من بدان فتوا داده ام ، اشتباهی دیدید یا متوجه خطایی شدید ، و شما دلیل و مدرک قوی و آشکار در دست داشتید، که در ان مورد به خطا فتوا داده ام ، از من پیروی نکنید))از این رو دو نفر از شاگردان حنفی به نام های ابو یوسف و ابو محمد ، در چند مورد شرعی با آن امام ، اختلاف نظر دارند.

وصل وسلم ربنا علی سیدنا محمد و آله و اصحابه الذین هاجروا و جاهدوا و رابطوا فی سبیل الله.

((برگرفته از کتاب کشف العرفان ))

قابل توجه کسانی که با خواندن چند کتاب فارسی و ترجمه شده زبان فتوا را باز کرده وهر چه از زبانشان در می اید با نام دین بیان می کنند در حالی که خبر ندارند این بزرگترین اشتباه و خطرناک ترین راه و روشی است که انتخاب کرده اند. خداوند انها و همه مسلمانان را به راه راست هدایت کند.

ارسال سوالات  شرعی

بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما دوستان و باز دیدکنندگان این وبلاگ

وبلاگ اهل سنت و جماعت تالش تصمیم دارد از این به بعد با قرار دادن مطالبی به صورت سوال و جواب  و فتاوای بزرگان دین و پاسخ دادن به سوالات شرعی و فقهی دوستان عزیز طبق مذهب امام شافعی رضی الله عنه به روز شود. از دوستان عزیز تقاضا داریم که اگر فتاوای معتبر در مورد مسایل شرعی در دست دارند با ذکر سند و منبع ان برای ما ارسال کنند تا در این وبلاگ بتوانیم حد اقل کمکی به شریعت اسلام کرده باشیم. چون دوستان اکثراً علاقه به خواندن سوال و جواب دارند و بیشتر در ذهن دوستان جایگزین می شود.

از خداوند متعال درخواست میکنم که به ما توفیق دهد تا بتوانیم هر چه بیشتر به اسلام و مسلمین خدمت کنیم.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته. مدیر وبلاگ اهل سنت و جماعت تالش.

اطلاع رسانی

بسم الله الرحمن الرحیم

 خداوند در قران می فرمایند : « وَ لا تَکُونُوا کَالَّذینَ تَفَرَّقُوا وَاختَلَفُوا مِن بَعدِ مَا جَاءَ هُمُ البَیِّنَاتُ وَ اُولئِکَ لَهُم عَذَابٌ عَظِیمٌ ». « شما ای مسلمانان، مانند یهود و نصاری که دچار تفرقه و جدایی شده و از دینشان بریدند، بعد از انکه شواهد الهی وایات قران بر ایشان نازل شد، نباشید که عذاب شدیدی در انتظار شان است. »
درد اختلاف و تفرقه، مسلمانان به ویژه نسل جوان را فرا گرفته که منشاء داعیانی است که به نام اسلام مسلمانان را سردر گم، جوانان را به دشمن همدیگر تبدیل ساخته و با منحرف نمودن نسل جوان از مسیر واقعی اهل سنت و جماعت ، انان را برای مخالفت با مسلمانان پرورش می دهند. این در حالی است که بنا به روایت شیخین پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: گروهی از داعیان بر در جهنم می ایستند و پیروانشان را به داخل ان می افکندند. اری ای جوان مسلمان، داعیان مذکور به جایی رسیده که پیشوایان دینی را مورد طعن و ناسزا قرار داده و ایشان راگمراه می خوانند و حتی پیامبر صلی الله علیه وسلم و والدینش در امان نیستند. لذا مجبور شدم که از پیشوایان دینی - خصوصاً پیشوایان چهار گانه- حمایت نمایم.

همانطور که دوستان اطلاع دارند مدتی پیش وبلاگ اهل سنت و جماعت تالش توسط وهابیون و لامذهبان جماعت تکفیری هک شد و این کار انها نشان دهنده ضعف و جهل و نداشتن علم و دلیل است. یقینا همگی می دانیم که این گونه خیانت ها بعلت نداشتن جواب است و چون هیچ جوابی را نمی یابند و نیز  نمی خواهند در مقابل حق سر تسلیم فرود اورند دست به اینگونه کارهای خیانت امیز می زنند. البته این را هم بگویم چون شیطان با انها همیار و همکار است احتمال دارد که بار دیگر نیز نه تنها وبلاگ من را بلکه تمامی وبلاگهایی که برای حق و حقیقت تبلیغ می کنند را هک کنند. چون انها هدفشان اسلام وخدمت به مسلمین نیست بلکه  دنبال براوردن اهداف شوم و پلید بیگانگان هستند.

(( برای اطلاع از مطالب وبلاگ اهل سنت و جماعت تالش و ادامه فعالیت های ان به ادرس جدید زیر رجوع کنید:

    شریعت+طریقت=حقیقت   

و از دوستانی که تمایل به تبادل لینک دارند می توانند به لینک فوق مراجعه کرده و به ما اطلاع دهند . 

 از دوستانی که سوالات شرعی دارند میتوانند از طریق نظرات برای ما بفرستند و در همان قسمت نظرات جواب خودشان را بگیرند.

در ضمن از دوستانی که می خواهند سوالات فقهی بپرسند ما فقط در مذهب امام شافعی رضی الله عنه پاسخ می دهیم. و دوستانی که از مذهب امام ابو حنیفه رضی الله عنه پیروی می کنند می توانند سوالات خودشان را از سایت حوزه علمیه عرفانی عرفان آباد بپرسند و پاسخ خودشان را دریافت کنند.

و اگر هم در مورد مطالب سایت یا وبلاگی شک کردید می توانید با ما در میان بگذارید تا هویت اصلی ان را برای شما تبیین کنیم.