" چند کیلوبایت حجم در دیتاسنتر پیونن زیر کوههای یخ سوئد"

بلاگفا هنوز این باگ شمارنده نظرات را درست نکرده. چهارهزار و صد و هشتاد نظر تایید نشده! چه اشکالی دارد؟ همین که کار میکند و میشود کامنت های هفده سال پیش را خواند نعمت است. سرویس دهنده ی های زیادی آمدند و رفتند. بلاگ دات آی آر که قدرت گرفته! از بیان بود با آن همه آپشن ریز و درشت و تیم توسعه جنگو دود شد رفت هوا. پایتون پایتون و درد بی درمان. آخر هم همین علیرضا شیرازی ماند برای ما. علیرضا آن سال که وبلاگ های مردم را به باد دادی یادم هست. همه کار کردی که تا جایی که ممکن است برگردد و نیم بند برگشت ولی بلاگفا دیگر بلاگفا نشد.
جایی در کارگر، جوانی بعد از آن که به من گفت عمو، آدرس پرسید. گف عمو بازارچه لاله کجاست؟ چند قدمی رفت صدایش کردم که پسر مگه متولد چندی به من میگی عمو؟ گفت 90. وقتی جوان تستسترونی بی تربیت دو ساله بود، وبلاگ نویسی منقرض شد. به تلخی. یک روزی در نوزادی این جوان یکی از همین رفقای قدیمی کوچ کرده پرسید: اینستا نداری؟ و منتظر جواب نشد و اضافه کرد پس در سرزمین مرده ها ... یادم نیست گفت خوابیدی یا گفت دست و پا میزنی. همین که گفت "مرده ها" دیگر به حرفش گوش نکردم. هیچوقت. هیچ حرف دیگرش را. خوشم نیامد که حقیقت را اینقدر تلخ و بی آرایش تف کرد تو صورتم. جوان پانزده ساله کارگر شمالی چه میداند هنوز نگرانم که یکی از قدیمی های پرشین بلاگ بیاید سنگ سرویس دهنده وبلاگش را به سینه بزند؟ سرویس دهنده ها نه پلتفرم. "پلتفرم" کمتر از ده سال است در دهان خلایق افتاده.
وقتی وبلاگ نویس ها کپشن نویس شدند وبلاگ نویسی مرد. لعنت به کپشن. اسمش روش است : کپشن. پاراگراف های نازنین را آنجا نوشتند به این خیال خام که فقط محل ارائه اش عوض شده.به آن تک و توک دایناسور مقاوم در برابر انقراض که به بلاگفا وفادارند و منظم مینویسند احترام میگذارم.
میخواهم قدیمی ها را ببینم بشینیم یک کنجی. زیاد هم حرف نزنیم. قدیمی هایی که همان هفده هجده سال پیش هم پخته یا حداقل نیم پز بودند و حالا بزرگتر شدند. یک پاندمی و چند جنگ و چند انتخابات و چند رئیس بانک مرکزی و چند وزیر جوان و چندین ماه بی اینترنتی و پلتفرم های رنگ و وارنگی را تجربه کرده اند.
پ ن : عنوان پست را از وبلاگ یکی از همان دایناسور ها دزدیدم.