چرا کوذکان دزدی می کنند؟

كودكان وقتی به سن 6 تا 7 سالگی می‌رسند رفتارهایی از خود بروز می‌دهند كه برای والدین تعجب‌برانگیز است. یكی از این رفتارها برداشتن اشیا و اموال دیگران است‌كه درعرف به آن دزدی می‌گویند. این رفتار نیز چون بقیه رفتارهای كودكان دلایلی دارد. دلایل دزدی به 3دسته مادی، روانی و اجتماعی طبقه‌بندی می‌شود:

علل مادی

علل مادی شامل نیازهای مادی است. برخی از كودكان كه زندگی فقیرانه‌ای دارند یا این برداشت را از گذران خود دارند و نیازهای اولیه آنان در حد مطلوبی ارضا نمی‌شود دست به دزدی می‌زنند. در این حالت عدم‌ارضای نیازهای مادی از قبیل تغذیه ناكافی، لباس نامناسب، نداشتن پول توجیبی و اسباب بازی موجب می‌شود كه خردسال این نیازها را از طریق دزدی جبران كند. در یك موارد مشاوره، كودكی به خاطر نداشتن پول توجیبی مناسب و متعارف دیگر همكلاسی‌ها، از كیف دیگر دوستانش پول یا خوراكی برمی‌داشت، به شكل قرض، از دیگران وجوهی می‌گرفت و گاه خوردنی از بوفه می‌گرفت و مدعی می‌شد كه پولش را داده است و این وضعیت كم‌كم به منزل خود و نزدیكان نیز تسری یافت و به شكل عادی و متداول درآمده بود و حالا در سن 30‌سالگی نمی‌توانست این عمل را ترك كند؛ حتی هم‌اكنون كه نیاز مادی برطرف شده، نیز بی‌دلیل از خانه اطرافیان و همسر نیز اشیایی را می‌ربود. پدر و مادرانی كه دائماً از وضع اقتصادی خود شكایت می‌كنند، فرزند را غیرمستقیم به دزدی تشویق می‌كنند. در این وضعیت، انگیزه تملك، كودكان را به دزدی مجبور می‌كند.

علل روانی

ناكامی‌ها و مورد بی‌مهری و بی‌توجهی قرارگرفتن در خانواده موجب می‌شود كه كودك به نوعی به واكنش در برابر این كمبودها دست بزند. این موقعیت در فرزندان میانی و خانواده‌هایی كه اولاد متعدد و زیادی دارند و مجال كافی برای ابراز علاقه نداشته و به نوعی كودك دیده نمی‌شود و نوازش كافی دریافت نمی‌كند بیشتر به چشم می‌خورد. وقتی سرقت با لجبازی و دروغگویی همراه باشد، واكنش نسبت به ناسازگاری كودك با محیط خانواده و انتقام‌جویی از والدین محسوب می‌شود. گرسنگی عاطفی به گرسنگی فیزیولوژیك دامن می‌زند. با دزدی و خوردن خوراكی متنوع یا پوشیدن و استفاده از وسایل مختلف این گرسنگی عاطفی را پوشش می‌دهد.

محرومیت از محبت موجب اضطراب می‌شود، جبران احساس حسادت، احساس ناامنی حاصل از رفتار خشونت‌آمیز والدین در منزل، وجود ناپدری و نامادری، انتقال از پدر یا مادر، آرزوی به دست‌آوردن اشیا پرزرق‌وبرق كه جز از طریق دزدی، رسیدن به آنها ناممكن است، صدمه زدن به دیگران به‌منظور تخلیه عقده‌های روانی و محدودیت قائل شدن و سختگیری‌های والدین همگی در این مقوله معنا می‌یابد.

یافته‌های بولبی، روانشناس برجسته حاكی از آن است كه محرومیت از مهر مادر و جدایی‌های نسبتاً طولانی از او در سنین خردسالی تأثیر بسزایی در بی‌بندو باری و دزدی نوجوانان دارد.

‌علل اجتماعی

كودك دزدی را یاد می‌گیرد و والدین نخستین الگو و سرمشق كودك هستند. چنانچه آنان مرتكب این عمل شوند و یا حتی به شوخی از انجام آن سخن بگویند، طفل آن را می‌آموزد. همچنین آنان سرقت را از دوستان، همبازی‌ها و همسایگان خود یاد می‌گیرند. ضعف مذهبی، سقوط ارزش‌های اخلاقی، محیط اجتماعی نابسامان، عدم‌كنترل رفتار كودك، قحطی، بحران‌های حاصل از جنگ، زلزله و آتشفشان، زندگی در محل‌های جرم‌زا، مهاجرت، اعتیاد والدین، میل به‌خود نمایی و جدایی از پدر و مادر گرایش كودك را به دزدی تشدید می‌كند.

برای درمان این پدیده، باید علل و انگیزه‌های آن مشخص شود. دزدی معلول است و علل متفاوتی دارد. برخورد و مبارزه صرف بامعلول نه‌تنها مؤثر نیست بلكه گاه آن‌را شدت می‌بخشد. درمان آن باید براساس محبت و در محیطی آرام انجام شود. در ذیل مواردی برای حل و درمان این عمل ذكر می‌شود كه براساس تجربیات متعدد اغلب كارساز بوده است:

1- سعی نكنید كودك را در موقعیت اعتراف به‌دام بیندازید. نگویید تو پول را برداشته‌ا‌ی‌‌؟‌ زیرا جواب، دروغ و انكار خواهد بود. سعی كنید آنچه منجر به دزدی شده را بیابید. با فرزندتان جدی در خلوت صحبت كنید. مثلاً بگویید: از كیف من پول كم شده و می‌بینم كه تو خوراكی‌ای كه پولش را نداشتی، خریده‌ای. او را مسئول رفتارش بدانید.

2-‌ بچه‌ها دزدی می‌كنند چون چیزی را می‌بینند، می‌خواهند آن‌را داشته باشند و از عواقب رفتارشان اطلاعی ندارند. این فرصتی عالی است تا به فرزندتان برخی درس‌های ارزشمند اجتماعی را بیاموزید.

3- به نیازهای فرزندتان به پول نگاهی بیندازید و ببینید آیا پول توجیبی او به اندازه نیازهای اصلی او هست یا باید هماهنگی بیشتری ایجاد كرد. به عبارت دیگر آیا پول دریافتی او در حد متوسط دیگر همسالانش در طبقه اجتماعی شماست یا نه. لطفاً برای خساست خود به‌دلیل و انكار روی نیاورید.

4- صادقانه بیندیشید. آیا شما پدر یا مادر سهل‌گیری نبوده‌اید؟ بچه‌هایی كه عادت دارند همه چیزهایی را كه می‌خواهند به دست آورند، تصور می‌كنند كه باید هر چه را كه می‌خواهند داشته باشند. شاید زمان آن رسیده باشد كه كم‌كم به او نه بگویید.

5- با كودك صادقانه صحبت كنید. بدون برچسب دزدی زدن با استفاده از داستان‌های جذاب، الگوهای مناسب رفتاری را به او معرفی كنید. در این راه، گفتن قصه‌های مذهبی و آموزش رویه‌های دینی به شكل امیدواری و تشویق‌كننده و نه ایجاد ترس از خدا و عذاب جهنم كارساز خواهد بود.

6- وسایلی كه كودك را به دزدی وسوسه می‌كند مانند پول را از چشم‌ او دور كنید و تسهیلاتی برای تفریح و سرگرمی بیشتر او فراهم آورید.

7- او را از مشاهده فیلم‌هایی كه در آنها دزدی انجام می‌شود باز‌دارید.

8- اگر فرزندتان لباس، زینت‌آلات، ماشین‌های برقی و مانند اینها را دزدیده، شاید انگیزه‌اش این بوده كه شبیه دیگر همسالانش شود. كودكی كه در كنار همسالانی با امكانات زیاد رشد می‌كند، شاید سعی كند ظاهر وسایلی مانند آنان داشته باشد. حتی برای بزرگسالان هم مشكل است كه درك كنند عده‌ای در این دنیا بیش از حد دارند و عده‌ای از نیازهای اولیه خویش نیز محرومند. سعی كنید مدرسه و دوستانی برایش انتخاب كنید كه از لحاظ اقتصادی تفاوت زیادی با شما نداشته باشند.

9- به او بیشتر توجه كنید، خصوصیات خوب اخلاقی او را مورد توجه قرار داده و ذكر كنید. راه‌هایی برای افزایش عزت نفس او بیابید. آرامش و شادی را در محیط خانه ایجاد كنید. از توانمندی‌های او به جای زیبایی‌های فیزیكی‌اش یاد كنید و او را با استعدادها و توانایی‌هایش آشنا كنید.

10- در كیف مدرسه‌اش حتماً در حد امكان خوراكی‌هایی را كه دوست دارد بگذارید و مقداری پول توجیبی معین مناسب سن، روزانه، هفتگی یا ماهانه در اختیارش قرار دهید تا درصورت تمایل برای خود چیزهایی را خریداری كند.

11- اگر فرزندتان دزدی را همراه با رفتارهای ناراحت‌كننده دیگر توأمان انجام می‌دهد حتماً از یك مختصص كمك بگیرید.

و در آخر بسیاری از خانواده‌هایی را با امكانات مالی كم می‌شناسیم كه كودكانشان سرشار از شادی، عزت نفس و رفتارهای صحیح اجتماعی‌ هستند. تنها سرویس‌های مادی نمی‌تواند فرزند ما را متعادل و قانونمند سازد. با اصلاح روش‌های اخلاقی و زندگی، ایجاد محیط امن و شاد و نشان‌دادن توجه و ارائه نوازش‌های مثبت در موقعیت‌های مناسب، ذكر خصوصیات و كفایت‌های جسمی، فكری و اخلاقی و تشویق آنان به ورزش، هنر، همكاری و دلسوزی در منزل و داشتن دلبستگی عمیق خانوادگی می‌توان درستكاری آنان را تضمین كرد. از حاشیه‌ها و امكانات، نگاهمان را بیشتر به عاطفه و توجه صرف كنیم. قول می‌دهم این هم برای من و شمای پدر و مادر بهتر است، هم برای فرزندمان.

اهميت برنامه ريزي براي تعطيلات تابستان

برخي از برنامه هاي مفيد براي استفاده از تعطيلات تابستاني

مطلب اول: اهميت برنامه ريزي براي تعطيلات تابستان و عدم غفلت از آن

هنگامي که بحث از تعطيلات تابستان مي شود شايد در ذهن عده اي استراحت، و دست کشيدن از مطالعه و مانند آنها مي آيد،اما تعطيلات تابستان سستي و تنبلي و بي برنامه بودن نيست.چون تعطيلات تابستان بخشي از عمر ماست که در روز قيامت از ما سؤال خواهد شد که عمرمان را چگونه سپري کرديم؟ و مجرمان حسرت از دست دادن ايام عمر را مي خورند و تقاضاي فرصت جبران را مي کنند.اما به آنها فرصت دوباره داده نمي شود؛

(( رَبِّ ارْجِعُونِ (99) لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ (100) )) [المؤمنون]


((پروردگارا ! مرا ( به دنيا ) باز گردانيد . تا اين كه كار شايسته‌اي بكنم و فرصتهائي را كه از دست داده‌ام جبران نمايم . نه ! ( هرگز راه بازگشتي وجود ندارد ) . اين سخني است كه او بر زبان مي‌راند . در پيش روي ايشان جهان برزخ است تا روزي كه برانگيخته مي‌شوند))

از آنجا که زمستان به خاطر مشغوليتهاي درسي، فرصت کمتري براي ياد گيري علوم ديني است،پس تابستان بهترين فرصت براي بالابردن معرفتهاي ديني است و برنامه ريزي براي اين هدف عالي به خاطر رشد و ارتقاء سطح فرهنگي از ضروريات انسان مؤمن است. و قطعاً استفاده از تعطيلات تأثير زيادي در رشد شخصيت انسان دارد.

و يکي از منشأ مشکلات ديني و اجتماعي و اخلاقي، عدم برنامه ريزي در تعطيلات است. و نعمت فراغت يکي از دو نعمتي است که پيامبر در حديث مي فرمايد:بيشتر مردم آز آن ضرر مي کنند.

((نعمتان مغبون فيهما کثير من الناس الصحة و الفراغ))

مطلب دوم: خطرات فراغت و بيکاري

اوقات عمر را در بيکاري گذراندن خطرات زيادي دارد از آن جمله:

کسالت و بي حالي
بد اخلاقي و عصبانيت
سپري کردن اوقات در کارهاي غير مفيد و حتي مضر
و در نوجوانان: رشدنيروي جنسي قبل از رسيدن وقت آن
مشکلات روحي و رواني و غيره

مطلب سوم:وظيفه ي اولياء نسبت به اوقات فراغت فرزندان

اولياء محترم خصوصاً پدران گرامي خداوند به شما نعمت فرزند بخشيده و شما را مسؤل تربيت ايماني آنها نموده،با پرورش آنها بر طاعت و عبادتِ خداوند آنها را از انحراف حفظ کنيد و همچنين اسباب رشد آنها را در مهارتهاي مورد علاقه شان فراهم کنيد.و اين توصيه خداوند متعال آويزه ي گوشمان باشد:

(( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ (6) )) [تحريم]


((اي مؤمنان ! خود و خانواده خويش را از آتش دوزخي بر كنار داريد كه افروزينه آن انسانها و سنگها است . فرشتگاني بر آن گمارده شده‌اند كه خشن و سختگير ، و زورمند و توانا هستند . از خدا در آنچه بديشان دستور داده است نافرماني نمي‌كنند ، و همان چيزي را انجام مي‌دهند كه بدان مأمور شده‌اند .))

پدران محترم:وسيله فساد و تباهي فرزندانمان نباشيم و از آنها غفلت نکنيم و آنها را از دوستان ناباب و وسايل فاسد کننده عقيده و اخلاق دور نگهداريم.و فرهنگ استفاده از وسايل دو جانبه را به آنها بياموزيم،و تمام تلاش خود را بکارگيريم تا تعطيلات به نفع دين و دنياي ما و عزيزان ما باشد. و در آينده عزيزانمام چشم روشني ما باشند نه مايه ننگ و شرمندگي همچنين در مقابل خداوند سربلند باشيم.

مطلب چهارم: برخي از برنامه هاي مفيد براي استفاده از تعطيلات تابستاني

مطالعه کتابهاي مفيد ديني و علمي
مسافرتهاي سالم براي نشاط بيشتر
ورزش
يادگيري مهارتهاي مختلف من جمله کامپيوتر
شرکت در کلاسهاي ديني و علمي

نحوه صحیح برخورد با فرزندان در سن بلوغ

 


زمانیکه کودک متولد می شود، پدران و مادران با مشکلات
بسـیار زیادی روبرو می شوند، در دوران نـوزادی بـاید نــیمه
های شب بیدار شوند و کارهای مربوط به او را انجام دهند،
روزهـای مـدرسه رفتـن هـم چنـدان ســاده نیستند، گاهی
اتفاق می افتد که کودک دچار ناراحتی شـده، اصلاً دوست
ندارد به مدرسه برود و این والدین هستند که باید از پس روزهایی که دلم نمی خواهد به مدرسه بروم، بر بیاند. با وجود همه این مشلات شاید برخی از افراد تصور کنند که چرا دوران نوجوانی، زمانی که فزرند پا به سن بلوغ می گذارد، سخت تر از سایر دوره های زندگی اوست؟

باید در نظر داشت که این دوران از حساس ترین دوره های زندگی همه افراد به شمار می رود و فرزند شما، هم از نظر فیزیکی و هم از نظر روحی و اخلاقی دچار تغییرات بیشماری می شود. این مرحله برای اکثر خانواده قدری گیج کننده و مشکل آفرین است.

شاید زمانی که صحبت از این دوره زندگی بچه ها به میان می آید، برخی از افراد تفکرات منفی داشته باشند، اما بر خلاف تصور عموم، نوجوان در این دوران دارای انرژی سرشاری شده، فکر می کند، ایده آل گرا می شود، و به دنبال امتیازات مساوی و حقوق مسلم خود بر می آید. در طی این زمان وظیفه والدین است که به فرزند خود کمک کنند تا رشد کرده و خصوصیات غریزی خود در جهت رسیدن به کمال سوق دهد.

درک صحیح دوران بلوغ

خوب سن بلوغ دقیقاً چه زمانی است؟ پاسخی که شما می توانید در برابر این پرسش به فرزند خود بدهید بدین شرح است: این سن در هر فرد متفاوت است. برخی از افراد خیلی سریع بالغ می شوند، عده ای دیر تر و بعضی ها هم به طور متعادل به این سن می رسند. به هر حال همه این دوره ها جزء موردهای طبیعی به شمار می روند.

اما به هر حال خانواده ها باید توان تشخیص کودکی و نوجوانی را داشته باشند. بیشتر افراد این تفاوت را از روی تغییراتی به این شرح متوجه می شوند: رشد سینه ها، شروع عادت ماهیانه، رشد موهای شرمگاهی و صورت. این موارد از جمله مشهود ترین علائم رسیدن به سن بلوغ قلمداد می شوند؛ اما نوجوانان بین سن 10 تا 14 سالگی و شاید کمی کمتر، در دوره بلوغ قرار می گیرند و تغییرات بیشمار دیگری را نیز تجربه می کنند. به مجموعه کل تغییرات جسمی و روحی، "بلوغ" اطلاق می شوند.

اکثراً گزارش می شود که رفتار نوجوانان در این زمان با پدر و مادرها عوض می شود. آنها تمایل پیدا می کنند تا هر چه بیشتر از خانواده های خود جدا شده و مستقل شوند. به همین دلیل تمایل پیدا می کنند تا هر چه بیشتر خودشان را از پدر و مادر خود دور کنند. در این سن اهمیت آنها به دیگران به ویژه هم سن و سال هایشان بیشتر می شود و هر کاری را که آنها انجام می دهند، روی خودشان پیاده می کنند.

آنها خودشان را به شکل های مختلف در آورده و در غالب افراد دیگر می روند. روی این نکته که تا چه حد با هم سن و سال های خودشان تفاوت دارند، توجه بسیار زیادی می کنند و همین امر باعث می شود تا درگیری ها و بحث های بیشتر در خانه بوجود آید.

کله شق بودن

یکی از رایج ترین انواع درگیری هایی که در این سن بوجود می آید، مخالفت مکرر با پدر و مادر است. نوجوانان در این سن قدری سرکش می شوند و در هر مورد با والدین خود مخالفت می کنند. البته نمی توان گفت که همه نوجوانان دچار یک چنین مشکلی میشوند، اما در اکثر موارد این اتفاق روی می دهد. دلیل این امر تغییرات روانی و احساسی در وجود نوجوان ذکر شده است.

به هر حال نوجوانان هر کاری که انجام می دهند، تنها یک هدف را دنبال می کنند و آن هم رسیدن به استقلال است. به این منظور آنها سعی می کنند تا آنجایی که میتوانند خودشان را از خانواده دور کنند. به ویژه بچه هایی که بیش از اندازه به خانواده وابسته هستند، تلاش بیشتری در این زمینه از خود نشان می دهند. آنها این امر را به واسطه نظرهایی مخالف با نظر والدین نشان می دهند و آنچنان که قبلاً با پدر و مادر ارتباط برقرار می کردند، با آنها رابطه برقرار نمی کنند.

همچنان که بزرگتر می شوند، تمایل پیدا می کنند تا نسبت به مسائل مختلف دقیق تر و منطقی تر فکر کنند. آنها در ذهن خود ارزش های اخلافی مختلفی را تعریف میکنند، یک نظام ارزشی جداگانه را برای خود در نظر می گیرند، و راهکارهای پدر و مادر که تا چند وقت پیش برای آنها کارگشا بود، مشکل آفرین جلوه می دهد.

وظیفه پدر و مادر این است که ببیند تا چه حد به فرزند خود فضا می بخشد و به او اجازه می دهد که احساس استقلال پیدا کند. والدین در این زمان باید سوالاتی به این شرح را از خود بپرسند: "آیا بیش از اندازه او را کنترل می کنم؟" و یا "آیا به اندازه کافی به حرف های او گوش می دهم؟" و "آیا به او اجازه می دهم تا نظر های مثبت خودش را در کارها اعمال کند؟"

نکاتی برای تربیت بهتر فرزندان در دوران نوجوانی

دنبال یک طرح کامل برای هدایت صحیح فرزندان خود در این دوران هستید؟ در این قسمت بهترین شیوه های تربیتی را در اختیار شما قرار می دهیم:

آگاهی خود را افزایش دهید

در مورد نوجوانان کتاب های مختلف بخوانید. باید به طور دقیق بدانید که چگونه میتوانید با غرور جوانی برخورد نمایید. تغییر حالات نوجوان در این سن یک امر کاملاً طبیعی است. باید آنقدر آگاهی داشته باشید که بتوانید حالت بعدی فرزند خود را پیش بینی کنید. والدینی که توانایی انجام چنین کاری را داشته باشند به طور حتم برنده میدان خواهند شد، و از سوی دیگر هر چقدر که شما اطلاعات بیشتری داشته باشید، راحت تر می توانید فرزند خود را هدایت کرده و او را در مسیر مناسب قرار دهید.

خیلی زود در مورد سن بلوغ با او صحبت کنید

صحبت کردن در مورد عادت ماهیانه و یا خواب های مرطوب کننده، زمانیکه نوجوان آنها را به خودی خود تجربه می کند، بدان معناست که شما صحبت کردن در مورد این مسائل را قدری دیر شروع کره اید. سوال های ابتدایی نظیر تفاوت میان بدن زن و مرد و اینکه بچه ها از کجا بوجود می آیند را پاسخ دهید، اما باید دقت داشته باشید که اطلاعات اضافی که نمی تواند هیچ کمکی به او کند را نیز در اختیارش نگذارید. فقط به سوالاتشان جواب دهید.

شما فرزند خودتان را بهتر می شناسید و می توانید متوجه شوید که چه زمان شروع به تعریف کردن لطیفه های جنسی می کند و چه زمان توجه او نسبت به ظاهر افراد افزایش پیدا میکند. این موقع زمان بسیار مناسبی است که سوالات خودتان را از او پرسید:

آیا در بدن خود متوجه تغییراتی شده ای؟
آیا احساسات تغییر کرده و متوجه بروز احساسات تازه ای شده اید؟
آیا گاهی اوقات بدون دلیل احساس ناراحتی می کنی؟
سالانه این کار را انجام دهید تا آنها شما را در جریان تغییراتی که در بدنشان رخ میدهد، قرار دهند. پزشک هم می تواند کودک را آزمایش کند و شما را در جریان روند تغییرات او در یکی و دو سال آینده قرار دهد. آزمایش پزشک می تواند شرایط مناسب را برای شما فراهم آورد تا با فرزند خود در مورد نوجوانی و بلوغ صحبت کنید. هر چقدر که این بحث را به آینده موکول کنید، سوء تفاهم کودک افزایش پیدا کرده و از تغییرات روحی و جسمی که برایش اتفاق می افتد بیشتر رنج خواهد برد.

از این گذشته هر چه زود تر آنها را با این مقوله آشنا کرده و سر صحبت را باز کنید، آنها با چشم های بازتری این دوران را سپری خواهند کرد. به آنها کتاب هایی را در مورد نوجوانی و دوران بلوغ که برای گروه سنی خودشان تالیف شده است، بدهید تا با اطلاعات مفید در این زمینه آشنا شوند. برایشان داستان هایی از دوران نوجوانی خود تعرف کنید. دانستن این مطلب که پدر و مادر هم چنین دورانی را پشت سر گذاشته اند به کودک آرامش بیشتری می دهد.

خودتان را جای او بگذارید

با فرزند در حال رشد خود اظهار همدردی کنید. به او بگویید که کاملاً طبیعی است که قدری مضطرب شود. به او بگویید که کاملاً طبیعی است که یکی از دوستانش امسال به سن بلوغ برسد و دیگر یکی دو سال دیگر.

موضع خود را معین کنید

اگر نوجوان خواست موهایش را رنگ کند، ناخن هایش را لاک بزند، لباس های پانکی بپوشد، پیش از ممنوع کردن این موارد یک بار دیگر در مورد تقاضای آنها فکر کنید. آنها هیچ ابایی از شکه کردن شما ندارند به همین دلیل برای جلوگیری از این امر بهتر است هر چند وقت یکبار به آنها اجازه بدهید تا یکی از موارد مورد علاقه خودشان را انجام دهند. اعتراض را برای کارهایی بگذارید که واقعاً مشکل آفرین هستند مانند: تنباکو، مواد مخدر، الکل.
ادامه نوشته

آنچه والدين بايدبدانند

اين را والدين ياد بگيرند.


تربيت و بزرگ كردن كودكان در دنياى امروز براى والدين امر مشكل و پيچيده اى شده

است. والدين همواره نگران آن هستند كه فرزندانشان به خوبى تربيت و بزرگ نشود. در

 اين زمينه نكاتى وجود دارد كه رعايت آنها از سوى والدين مى تواند به تربيت مناسب

 كودكان كمك كند.


*به اندازه كافى به كودكان محبت كنيد


مهم ترين وظيفه والدين اين است كه عشق و محبت خود را به فرزندانشان نشان

دهند. مورد محبت قرار گرفتن از سوى والدين به كودكان احساس امنيت و تعلق خاطر

مى دهد. محبت بجا و مناسب به كودكان باعث تعديل در رفتارهاى دشوار آنها مى

شود. والدين بايد در مورد محبت كردن به كودكان دو نكته را درنظر داشته باشند. اول

اين كه محبت كردن به كودك بايد دائمى و بدون قيد و شرط باشد. حتى زمانى كه

كودكان رفتار نامناسب نشان مى دهند نبايد به يكباره محبت والدين قطع شود. نكته

ديگر اين كه والدين بايد محبت و عشق خود به فرزندانشان را بيان كنند و آن را به صورت

 آشكار و به شيوه هاى مختلف مثل بغل كردن، تعريف و ستايش كردن آنها نشان دهند.

 به گونه اى كه فرزندان در محبت و عشق والدين به خود ترديدى راه ندهند.


*نظم و قوانين مثبت و سازنده بر قرار كنيد


بعد از محبت كردن، دومين نكته مهم آن است كه قوانين و دستورالعمل هايى را براى

 كودكان به وجود بياوريد و از رعايت آنها مطمئن شويد. رعايت انضباط و قوانين اعمال

 شده از سوى والدين، موجب مى شود كودكان راحت تر با قوانين دنياى بيرون كنار

بيايند. همچنين، اين امر، موجب تعديل و سازگارى فرزندان با اطرافيان مى شود. بهتر

است براى اين كه از اجراى قوانين اعمال شده اطمينان حاصل كنيد از عباراتى مانند

 «اين كار را انجام بده» استفاده كنيد به جاى اين كه از واژه منفى و واكنش برانگيز

«اين كار را نكن» استفاده كنيد. وقتى تنبيهى را براى رفتار دشوار و تخطى از قوانين

 آنها در نظر مى گيريد حتماً آن كار را انجام دهيد چرا كه اگر مرتب از حرف خود

سرپيچى كنيد فرزندانتان به حرف شما اطمينان نخواهند داشت. اگر قرار است تنبيهى

را براى كارهاى نامناسب آنها اعمال كنيد، اين كار را بلافاصله پس از مرتكب شدن كار

نادرست انجام دهيد چرا كه تأثير آن بيشتر خواهد بود. تنبيه را منوط به حضور

همسرتان نكنيد. هرگز نگوييد صبر كن تا پدرت يا مادرت به خانه برگردد! اختلاف خود با  

همسرتان را در مورد نحوه تربيت كودك در حضور او مطرح نكنيد. هميشه سعى كنيد

اگر در اين زمينه با همسر خود اختلافى داريد در خفا حل كنيد. اين كار موجب مى شود

تا فرزندتان از هر دوى شما حرف شنوى داشته باشد.


هرگز كودكان را در حضور ديگران تنبيه نكنيد. تنبيه در جلوى ديگران حتى موجب تشديد

 رفتار بد و نابهنجار او خواهد شد. تنبيه شدن در حضور ديگران موجب خرد شدن

 شخصيت كودكان مى شود و تنفر نسبت به والدين را به وجود مى آورد.


*قوانين واضح و مشخص را براى كودكان تعيين كنيد


كودكان نبايد در مورد نوع قوانين و چگونگى رعايت آنها دچار ابهام شوند. قوانين بايد

ساده و قابل اجرا باشد.


قوانين ايجاد شده بايد منطقى و عقلانى باشد. فلسفه رعايت اين قوانين بايد از سوى

والدين براى كودك توضيح داده شود. به كودكتان توضيح دهيد كه رعايت اين قوانين به

نفع خود اوست و رعايت نكردن آنها موجب پشيمانى او خواهد شد.


*همواره انعطاف پذير باشيد


با فرزندانتان راجع به قوانين صحبت كنيد. در صورت امكان، در مورد بعضى از قوانين به

 توافق برسيد. ممكن است قوانين تأثير مختلفى بر كودكان با توجه به نوع شخصيت

آنها داشته باشد. در اين زمينه شخصيت كودك، عامل محورى است. بايد با توجه به نوع

 شخصيت كودكان و علايق آنها قوانين تنظيم و اجرا شود.


به خاطر داشته باشيد كه شما سال ها تجربه داريد بنابراين در اجراى دستورالعمل ها

و قوانين خود درنگ نكنيد و قاطع باشيد. هرگز اجازه ندهيد فرزندتان نظر شما را راجع

به قوانين و تنبيهى كه از نظر شما حتماً بايد اجرا شود تغيير دهد. براى مثال اگر

فرزندتان عمداً به كسى يا چيزى آسيبى رساند بايد حتماً عذرخواهى كند و تنبيه لازم

براى مثال كم كردن پول توجيبى او يا محروم شدن از فعاليت هاى مورد علاقه اش

اعمال شود. البته در اين مورد نبايد زياد افراط شود و حتماً از تنبيه هاى بدنى پرهيز

 شود.
*اوقاتى را با فرزندانتان سپرى كنيد


زمان هاى بيكارى و اوقات فراغت خود را با فرزندانتان سپرى كنيد. براى مثال، اوقاتى را

 در روز به بازى با فرزندانتان اختصاص دهيد. در بازى با آنها هدف بايد فقط سرگرم كردن

 او باشد و نه اعمال قدرت و نفوذ خود بر او.


*با هم صحبت كنيد
با فرزندانتان راجع به مسائل واقعى زمانى صحبت كنيد كه مطمئن هستيد آنها حوصله

 دارند و به حرف شما گوش مى دهند.


*به فرزندانتان نحوه انجام امور مختلف را آموزش دهيد


براى مثال مى توانيد به آنها نحوه آشپزى كردن و حتى تعمير لوازم منزل را ياد بدهيد.

 اين كار موجب مى شود تا آنها احساس كنند مفيدند.


*آنها را تشويق كنيد تا در انجام امور منزل با شما همكارى كنند


روح تعلق و دلبستگى به خانواده در حين همكارى در منزل به وجود مى آيد و تقويت

مى شود. تعطيلات را با هم سپرى كنيد. با هم به رستوران برويد و در فعاليت هاى

 اجتماعى، ورزشى و مذهبى شركت كنيد. به جاى تماشاى تلويزيون، بازى هاى

خانوادگى انجام دهيد. هرگز اسباب بازى و هديه دادن، جاى با والدين بودن را براى آنها

نمى گيرد.


*ارزش ها و اصول اخلاقى را به آنان بياموزيد


آموختن ارزش هاى درست و مورد قبول همگان موجب سازگارى و پذيرفته شدن

 فرزندتان در جامعه مى شود. به فرزندانتان ياد دهيد تا با ديگران با مهربانى، احترام و

 درستكارى و همانگونه كه دوست دارند با آنها رفتار شود، رفتار كنند. بر رفتارهاى

درست در خانه تأكيد كنيد. در خانه درست رفتار كنيد تا كودكانتان رفتار درست را از شما

 بياموزند. در مورد فلسفه و اهميت اخلاق و ارزش هاى انسانى با فرزندانتان صحبت

كنيد.


به فرزندانتان بياموزيد تا همواره حقيقت را بگويند و راستگو باشند. به آنها ياد دهيد حتى

 در مواقعى كه امر نادرستى انجام داده اند و گفتن آن به زيان آنهاست، حقيقت را

بگويند.


*احترام متقابل را در فرزندانتان بپرورانيد


براى تقويت و رشد احترام در بچه ها، بايد در خانواده بين اعضا احترام متقابل وجود

داشته باشد. والدين بايد با احترام با كودكان رفتار كنند. والدين بايد همواره براى نشان

 دادن سپاسگزارى خود به فرزندانشان از كلماتى مانند «متشكرم» و «بسيار ممنونم»

 استفاده كنند و در صورتى كه اشتباهى انجام داده اند بايداز فرزندان خود عذرخواهى

 كنند. همچنين والدين بايدكودكان را وادار كنند تا همواره با رعايت ادب و احترام با آنها

رفتار كنند. اگر فرزندان با والدين با احترام برخورد نكنند، آن رفتار در آنها درونى مى شود.


*به حرف هاى آنها گوش بسپاريد


والدين بايد حتى با وجود مشغله زياد از همان اوايل دوران كودكى به حرف هاى

كودكانشان گوش بسپارند. گوش كردن به حرف هاى فرزندانتان موجب مى شود تا آنها

 حرف هاى درون خود را بدون ترس از دست دادن محبت والدين بيان و خشم و

عصبانيت خود را در حضور شما تخليه كنند.


*همواره مشاور و راهنماى آنها باشيد


وقتى آنها به مشكل بر مى خورند راهنمايى هاى لازم را به آنها ارائه دهيد. در اين مورد

 سعى نكنيد كه عقايد خود را به زور به آنها تحميل كنيد.


ميوه ممنوعه هميشه وسوسه انگيز است. بنابراين سعى كنيد با آنها راجع به فعاليت

هاى نامطلوب به تدريج صحبت كنيد و آنها را با علت و استدلال قانع كنيد. اگر عقايد شما

 درست و منطقى باشد مطمئن باشيد كودكان به آن عمل خواهند كرد.


*استقلال و به خودمتكى بودن را در آنها تشويق كنيد


به تدريج به فرزندانتان آزادى و استقلال دهيد و كنترل خود بر زندگى آنها را كم كنيد. با

استقلال منطقى دادن به آنها احترام و محبت خود را به آنها نشان مى دهيد. در ابتدا،

 فقط بايد به آنها آزادى تصميم گيرى در موضوع ها و مسائل جزئى داده شود. بعدها به

 مرور زمان به آنها آزادى تصميم گيرى در امور بزرگ تر را مى دهيد. اما بايد هميشه

براى دادن مشاوره و راهنمايى به آنها آمادگى داشته باشيد. فرزندان شما هرچقدر هم

 كه بزرگ شده باشند به مشورت و استفاده از تجربيات شما نياز دارند.

هفده راهکاربرای مشکلات نوجوانان

۱- شناخت شخصیت نوجوان:
ما والدین با شناخت ویژگی‌های دوره نوجوانی بسیاری از رفتارهای ناخوشایند آنان را غیرطبیعی نپنداریم که موجب بروزعکس‌العمل در ما شود و به تیرگی روابط با نوجوان نیانجامد.

۲- استفاده از روش تغافل (نادیده گرفتن):
از موثرترین روش‌های تربیتی در این دوره «روش تغافل» است. یعنی مسائل و مشکلات نوجوان را بزرگ نشان ندهیم که در او ایجادوحشت نماید و یا او را به لحاظ رفتارهایش دائم باز خواست ننمائیم بلکه نوجوان بایستی همواره در حالت خوف و رجاء باشد.

۳- ایفای نقش راهنمایی بجای دستوری:
در برخورد با مسائل نوجوان بهتر است ازخودش کمک بگیریم یعنی این واقعیت را بداند که نخستین مسئول حلّ مشکل او، خودش است وبرای حل آن باید اقدام نماید و ما والدین فقط وظیفه ی راهنمایی او را داریم که ازعواقب تصمیم خودش مطلع شود.

۴- آموزش:
مهمترین دلیل ترس و اضطراب از هر موضوعی جهل و ناآگاهی نسبت به آن موضوع می‌باشد که ضروری است برای کاهش ترس و اضطراب‌هاینوجوانی آموزش‌های لازم در مورد بلوغ، دوست‌یابی، حل مساله، گذراندن اوقات فراغت،برنامه‌ریزی درسی و مواردی از این قبیل به نوجوان آموزش داده شود.

۵- برقراری رابطه دوستانه وعاقلانه:
ما والدین با مراقبت دوستانه و عاقلانه خود احساس ایمنی و اطمینان را در وجود نوجوان ایجادمی‌کنیم.

۶- اعتمادسازی:
باید بیاموزیم که چگونه حس اعتماد نوجوانرا نسبت به خودمان جلب و جذب کنیم، چنانچه اعتماد میان نوجوان و والدین کمرنگ شوداو برای حل مسائل خود به دیگران مراجعه می‌کند.

۷- ارتباط کلامی مقدمه ارتباط عاطفی:
ما والدین با تنظیم ساعات کار خود وبسترسازی مناسب در منزل بایستی فرصت کافی برای «ارتباط‌های کلامی» با اعضای خانواده به ویژه نوجوان را فراهم آوریم چرا که ارتباط کلامی خود مقدمه «ارتباط عاطفی» است که نوجوان سخت به آن نیازمند است.

۸- تاکید بر محبت و پرهیز ازخشونت:
ارتباط با نوجوان اگر بر اساس عشق وعلاقه و صمیمیت استوار باشد اعتماد به نفس را در او تامین و تضمین می‌نماید و اگربافشار و خشونت همراه باشد ممکن است موجب اختلال عصبی و دشواری‌های روانی در اوشود.

۹- الگوهای رفتاری والدین:
نوجوان علاقمند است که والدین دارایشخصیتی مستحکم و با ثبات و پایدار باشند چون به اتکاء شخصیت و همانند سازی آنان نیازمند است و توجه والدین به الگوهای رفتاری خود مورد تاکیداست.

۱۰- پرهیز از مناقشات خانوادگی:
خانه بایستی محل آرامش و امن و مستحکمی برای اعضاء خانواده به ویژه نوجوان باشد و مناقشات و جرو بحث‌ها و دعواهای علنی والدین به آن لطمه نزند و بهانه گریز نوجوان از خانواده را فراهم نیاورد.

۱۱- گوشدادن:
با نوجوان صحبت کنیم و به سخنان او باعلاقه گوش فرا دهیم و بدانیم که خوب گوش کردن به حرف‌های نوجوان رمز ارتباط موثر بااوست.

۱۲- تکیه بر نقاط قوت:
با مشاهده ی برخی ضعف‌ها، نوجوان راتحقیر و سرزنش و یا با دیگران مقایسه‌اش نکنیم بلکه بیشتر سعی نمائیم برای از بین بردن ضعف‌هایش قوتش را تجلی بخشیم.

۱۳- انتظار به اندازه:
با کسب شناخت همه جانبه از نوجوان به اندازه ی توان و ظرفیت وجودیش از وی انتظار داشته باشیم.

۱۴- اجازه خطا کردن به‌ نوجوان بدهیم:
نوجوان بایستی بیاموزد که از مشکلات گریزان نباشد بلکه برای حل مشکلاتش به دنبال کشف راه حل باشد و این زمانی است که اجازه خطا کردن را به او بدهیم تا از خطا کردن احساس گناه نکند و بتواند فرصت یافتن راه حل را بیابد.

۱۵- مشورت بانوجوان:
نوجوان در اندیشه ی مستقل شدن است بنابراین نبایستی عقاید خود را بر او تحمیل کنیم بلکه بایستی او را تحمل کرد و بامشورت گرفتن از او در امور خانه در کسب استقلال یاریش کنیم.

۱۶- فعال بودن نقش پدر در تربیت نوجوان:
همان‌گونه که «مادر» نخستین گذرگاه کودک و نوجوان به زندگی اجتماعی است آنچه که بسیار مورد نیاز یک نوجوان است وجود «پدری» است که خانواه بتواند بر او تکیه کند. «پدری» که گرم، مهربان و پرشورباشد.

۱۷- پذیرش بدون قید و شرط نوجوان:
نوجوان را همانطور که نشان می‌‌دهد بپذیریم نه ‌آن‌طور که در رویا و تخیل خود تصور می‌کنیم و بدانیم اگر نوجوان درخانواده مورد احترام قرار گیرد، یاد می‌گیرد خودش را آن‌طور که هست بپذیرد.

نکات تربیتی

 

1-    کودک شما نفر اول خانواده نیستند .

2-    در منزل تنها یک روش تربیتی حاکم باشد . کودکان از متضاد بودن رفتار تربیتی والدین به نفع خودشان بر میدارند .

3-    به یاد داشته باشید که کودک شما آینه تمام نمای رفتار شماست .

4-    ( کار بد کردن) با ( بد بودن ) متفاوت است .

5-    حق پس گرفتن پاداشی که به کودک میدهید را ندارید .

6-    قوانین مربوط به خانه مادر بزرگ وپدر بزرگ ارتباطی با خانه شما ندارد.

7-    وقتی کودک را تنبیه می کنید : عذر خواهی نکنید وبه سرعت او را نبخشید .

8-    این جملات را هیچ گاه به زبان نیاورید : " دوستت ندارم " ،" تو پسر یا دختر بدی هستی "، "  من تو را ترک می کنم " .

9-    این جملات را روزانه ده بار به کودک خود بگویید : " به تو افتخار می کنم " ،" دوستت دارم " ، " تو پسر یا دختر خوبی هستی " ، " من همیشه مراقب تو هستم " .

10-    " توجه " به رفتار خوب ، آن را در کودک تقویت کرده و" بی اعتنایی" به رفتار بد ونامطلوب آن رفتار را در کودک خاموش می سازد.

11-    برای حرف زدن ، راه افتادن یا دندان در آوردن شتاب نکنید . قرار نیست فرزند شما دقیقا در همان سنی که کودکان خانواده تان این تواناییها را کسب کرده اند به آنها برسد .

12-    در حضور فرزندان با همسرتان مشاجره نکنید .

13-    در برابر فرزندان ، پشت سر همسرتان بد گویی نکنید . پایان آن این خواهد بود که کودک یاد می گیرد که می توان به بزرگترها بی احترامی کرد .

14-    در مشاجرات کودکان دخالت نکنید . انها دوباره با هم دوست خواهند شد . اجازه دهید مهارت های ارتباط با همسالان را خودشان فرا بگیرند .

15-    بین کودکان تبعیض قایل نشوید . حتی اگر تلاش کنید آن را پنهان کنید ، کودکان خیلی زود آن را در خواهند یافت .

 

نگاه اجمالی به خانواده

خانواده (Family) نخستین نهاد اجتماعی است. اکثر افراد در خانواده بدنیا می‌آیند و در خانواده نیز می‌میرند. خانواده شالوده حیات اجتماعی محسوب گردیده و گذشته از وظیفه تکثیر نسل و کودک پروری برای بقای نوع بشر وظایف متعدد دیگری از قبیل تولید اقتصادی ، فرهنگ پذیر کردن افراد را نیز بر عهده دارد. بنابراین خانواده عامل واسطه‌ای است که قبل از ارتباط مستقیم فرد با گروهها ، سازمان‌ها و جامعه نقش مهمی ‌در انتقال هنجارهای اجتماعی به وی ایفا می‌نماید. از سوی دیگر با توجه به اینکه خانواده با نظام پایگاهی جامعه در ارتباط است، موقعیت فرد نیز تا حدودی مبتنی بر موقعیت اجتماعی خانواده‌اش خواهد بود..

ادامه نوشته

عوامل موثر بر انتخاب رشته چيست؟

 

هر كس در زندگي بارها دست به انتخاب مي‌زند. چرا كه انتخاب يكي از مهمترين فعاليت‌هاي انسان است. انسان با انتخاب‌هاي خود مسير زندگي‌اش را تعيين مي‌كند...

نسان آزاد آفريده شده است و به وي اين اختيار داده شده است كه در بسياري از موارد آنچه را كه مناسب مي‌داند برگزيند.لحظات انتخاب، لحظاتي حساس هستند. چرا كه با تصميم گيري درباره روش‌ يا پديده‌اي خاص، فرد سرنوشت خود را رقم مي‌زند. انتخاب در زندگي از اهميت بالايي برخوردار است. با انتخاب درست مي‌توان از منابع (مادي، مالي، انساني و اطلاعاتي) به شيوه‌اي مناسب بهره برداري كرده و از اتلاف اين منابع جلوگيري كرد. انتخابي كه مبتني بر اطلاعات و بينش باشد مي‌تواند به تصميم گيرنده در جلوگيري از ضايع شدن منابع كمك كند. از طرف ديگر به خاطر آن فرد تصميم گيرنده، بايد نسبت به انتخاب خود پاسخگو باشد، بنابراين انتخاب صحيح مي‌تواند به امور پاسخگو بودن و مسئوليت پذيري كمك كند.

انتخاب درست و توسعه‌ي جامعه

برخي مي پندارند براي آنكه بتوان به توسعه كشور و ايجاد پيشرفتهايي در آن كمك كرد، بايد تحصيلات دانشگاهي داشت. بهتر است بگوييم افرادي كه در دانشگاه تحصيل كرده‌اند تا اندازه‌اي به رشد و توسعه جامعه كمك مي‌كنند. افراد ديگر نيز مي‌توانند موجبات توسعه كشور را فراهم آورند. به طور مثال كارگران ساده، كشاورزان، دامداران،‌رانندگان و بسياري ديگر كه به دانشگاه نرفته‌اند نيز در صورتي كه كار خود را به درستي انجام دهند، سهم بسيار بزرگي در آباداني و پيشرفت جامعه دارند. مهمترين مساله‌اي كه بايد مورد توجه قرار بگيرد آن است كه افراد در زمينه‌هايي مشغول به كار شوند كه مي‌توانند بيشترين بازده را داشته باشند، يك كشاورز خوب بهتر از يك پزشك بد است.

عده‌اي هم بر اين باورند كه مي‌توان در كنار كسب مهارت هاي شغلي و حرفه‌اي، به يادگيري موضوعات مورد علاقه پرداخت. به عنوان مثال ممكن است فردي به حرفه تراشكاري اشتغال داشته باشد و در همان حال كتابهاي مربوط به مواد و تركيبات آن را مطالعه كند يا حتي به مطالعه منابعي در زمينه روان شناسي بپردازد.

ادامه نوشته

آيا مي دانيد منظوراز هوش هيجاني چيست ؟چه عواملي سبب موفقيت افراد مي شود..

هرچندتوانايي هاي ذهني وشناختي تااندازه اي باپيشرفت وموفقيت رابطه دارنداماتنهاكليدپيش بيني موفقيت نيستند(صائمي 1388) بهرة هوشي درفراز ونشيب هاي زندگي به تنهايي نمي تواند درافراد آمادگي زيادي براي مقابله صحيح ايجاد كند. به نظر روان شناسان ، يكي ازانواع هوش ، هوش هيجاني است . هوش هيجاني يعني داشتن ظرفيتي براي شناخت احساسات وهيجانات خودوديگران واستفاده ازاين هيجانات به نحو مناسب ، براي برقراري ارتباط بهتر باخود وديگران(طباطبائي،1388)

حوزه هاي پنجگانه هوش هيجاني

1-               شناخت هيجان ها2- اداره هيجان ها3- ايجادانگيزه درخود4- شناخت وفهم هيجانهاي ديگران5-مديريت روابط ومديريت هيجان هاي ديگران(چپمان،2010)

ادامه نوشته

11قانون اصلي براي ارتباطات انساني- هفته بهداشت روانی برکلیه همکاران ارجمندگرامیباد

 

دانستن چگونگی رفتار با مردم به اندازه شایستگی های فـنـی و مـدیریتی اهمیت دارد. به بدترین کارفرمایی که تـاحـال داشـتـه ایـد فـکر کـنـید. بـیـاد آوریـد کـه چطـور فقدان مهارتهای رفتار با دیگران در او باعث دلسردی و عدم بهره وری دیگران و خروج شما با نا امیدی گردید.

یک انسان موفق نیمی کارمند است، نیمی سیاستمدار. او می داند کار کردن با دیگران بخصوص در دنیای کنـونـی کـه مملو از انسانهای دمدمی مزاج و زود رنج اسـت، روال ارتباطی خاصی را می‌طـلبد. او سـخـن یـکـی از بــزرگان جامعه شناس کـه "هنـگـام برخورد با مردم بخاطر داشـته باشید با مخلوقات منطق طرف نیستید،بلکه بامخلوقـات احـساسـات،مـوجوداتـی که سرشارازتبعیض،روحــیات پیشداوری و تعصب می باشند، و با غرور و خودبینی دست بگریبانند طرف هستــید،" را مد نظر دارد.

در ایـن قسمت برخی از قـوانـیـن اصـلـی ارتـبـاطات انـسانی در فضای کاری را مشاهده میکنید. برای مهارت یافتن در آنها، باید این قوانین را جزئی از خود درآورید:
1- دیگران را با نام صدا بزنید

ادامه نوشته