باران....
"باران" را می فهمند.....!
بقیه "خیس "می شوند......!
"باران" را می فهمند.....!
بقیه "خیس "می شوند......!
مترسك به كلاغ گفت :
هر چه مي خواهي نوكم بزن !
ولي تنهايم نگذار....!
اين حرف مال كسيه كه كسي رو
ازته دلش دوس داره....
با تمام وجودش به خاطر خودش
به خاطر اين كه كنارشه ...
حرف دلشو ميفهمه شيما و رامين من اينجورين
خيلي دوسشون دارم.....
اگه دیدی بغض کردی،
ولی...دلیل گریه کردن پیدا نمی کنی،
اگه دنبال جایی می گشتی که داد بزنی،
بدون دل خدا برات تنگ شده.....
می خواد صداش کنی.
دوتا رفیق بودن و کلی حسود
تقصیر همون حسودا بود که حالا شده :
یکی بود یکی نبود.....
پس لطفا نه وارد دنیایم شوید
نه مرا وارد دنیایتان کنید
راحتم بزارین.....
زهرا عوض نشده این شماهایین که عوض شدین
عکس العمل خودتونه که الان دارین میبینین
" لبخندم درد می کند...."
حالا که پر از حرفیم زنگ انشا نداریم!!!!
نمی دانم چرا؟!
این روز ها ....
در جواب هرکه از حالم می پرسد
تا می گویم....خوبم
چشمانم خیس می شود!!!
تا یادی هست....
من به یاد توام
مگر آن روزی که .....
نه منی باشد ، نه یادی ، نه خیالی.....
+مخاطب خاصی نداره....
خسته.......
آنقدر خسته که می خواهم فریاد بزنم
خدایا .....صدایم را می شنوی؟؟؟؟
من هم هستم!!!!!!!!!
گاهی تو باید آرامش را بخوانی.....!
و گاهی آرامش تو را....!
و در این بین افرادی هستند که
نه می گذارند صدای تو به آرامش برسد ونه آرامش به تو.
بغض های مرطوب مرا باور کن ،
این باران نیست که می بارد....
صدای خسته ی قلب من است که از چشمان
آسمان بیرون می ریزد......!
احساس می کنم کنارمی !
ولی نمی دونم چه طور باید بهت نزدیک شد؟!
کلید را دم پله اول ،
زیر همان گلدان سفال همیشگی گذاشته ام
رویایت اگر آمد ، پشت در نمی ماند.....
خواب رفته ساعتم ؛
که فردایی که می آیی ، نمی آید!