یه نفر باید باشه , یکی اونقدر بخوادت
اونقدر دیوونت باشه و به روی خودش نیاره !
اونقدر منتظر فرصت باشه تا بهت بگه چقدر دوستت دارده !
اونقدر که وقتی موقعیتش جور شد
وقتی همه چیز مساعد شد
وقتی خجالتش ریخت
وقتی فهمید دلت به دلش راه داره
بی مقدمه با تمام وجودش بغلت کنه و بهت بگه :
تو چیکارم کردی که باعث شدی اینقدر بخوامت , خیلــــــــــی !!!

.
.
.
…
گاهی اوقات ضمیرها هم بی معنی می شوند !
آخر چه کسی می گوید : ” من و تو ” ، ” مـــــــــا ” می شویم !
وقتی که در عشقِ من ، منی وجود ندارد و هر چه که هست ، ” تویـــــــــی ” !!

.
.
.
.
ضبط میکنــم تمــام حــرف هــایــت را
نــَ بــرای روزهای بی تـو بـودن !!!!.
.
صدایتـــ انقدر ارامــم میکـند کــِ
یـادم میـرود بایـد نفس بکشــم !!!

.
.
.
.
تکیه گاه کلمه بزرگیست :
پر از عشق ، پر ار آرامش ، پر از گرمای نفسهایت ، پر از دلتنگی های من ، پر از بی تابی های تو ، پر از من ، پر از تو …. اما در دو کلمه خلاصه می شود :
“شانه های تو “

.
.
.
.
زن،
بوسه هایش ؛
نوازش هایش ،
به آغوشت پناه آوردن هایش ؛
خندیدن هایش ،
گرمای نگاهش ،
حلقه کردن دستانش توی دستانت ،
هر لحظه با تو بودن هایش ؛
و حتی در آغوشت ، خوابیدن هایش ؛
از سر عشق است …
زن تا عاشق نشود ،
نمیبوسد ، نمیخندد و دستش را به دستانت نمیدهد …
اگر نگاهش را برگرداند از زاویه نگاهت ،
اگر دستانش را دزدید از میان دستانت ؛
اگر خودش را کشید کنار از جلوی چشمانت ؛
اگر فاصله گرفت از قدم هایت ؛
بدان از چیزی نگران است …
بدان از رابطه تان میترسد …
از دوامش ؛
و از عاقبتش …
بدان دلش قرص نیست …
بدان یک فاصله ای بینتان افتاده …
بدان یک حرفی سر دلش سنگینی میکند …
بدان می ترسد …
بگذار آرام شود….
با اعتماد در گوشش زمزمه کن ؛
دوستش داری ….♡♡♡

.
.
.
.
من یه دخترم!
.
اگه خودمو لوس نکنم,
اگه به خاطر تو به خودم نرسم,
اگه برات گریه نکنم,
اگه وقتی پاستیل می بینم پیرهنتو نکشم
اگه لب و لوچه آویزوون نکنم تا بغلم کنی,
اگه بهت نگم آقامون,
اگه نگم تو فقط مال خودمی
اگه…
.
.
اونموقع ” تو ” دیگه , دیوونه و عاشقم نمیشی که !!!

.
.