همه چیز بین ما تمام شد
ولی این وسط من بردم
چون کسی را از دست دادم که باعث ناراحتیم می شد
و تو باختی زیرا کسی را ازدست دادی که بی ریا دوستت داشت ..

واژه ها که هجوم می آورند...
آن وقت است که نمی دانی کدامشان را بگویی؟!
پس ســـــــــــکوت می کنی...
و هـــــــــــزاران حــــرف ِ نگفته را با عمــــق ســــکوتتـــ، فـــــــــــــریاد می کشی...
ســـــــــــکوت که می کنی...عجیب صبـــــوری...
خــــودت هم...خــــودت هم خنــــــده ات می گیرد از این همـــــه صبــــرتـــ...
آنقــــــــــــدر خنــــــده ات می گیرد که اشکهایت جاری می شوند...
آنقـــــــدر اشکهایت جاری می شوند که خشــــک می شوی...

مگسی را کشتم
نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد است
ونه چون" نسبت سودش به ضرر یک به صد " است
طفل معصوم به دور سر من میچرخید
به خیالش قندم
یا که چون اغذیه مشهورش، تا به آن حد گندم!
ای دو صد نور به قبرش بارد
مگس خوبی بود
من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد
مگسی را کشتم ...
آدمک آخر دنياست،بخند...