|
کاروان می رسد از راه، ولی آه چه دلگیر چه دلتنگ چه بی تاب دل سنگ شده آب ، از این نالهی جانکاه زنی مویه کنان ، موی کنان خسته، پریشان، پریشان و پریشان شکسته ، نشسته ، سر تربت سالار شهیدان شده مرثیه خوان غم جانان همان حضرت عطشان همان کعبهی ایمان همان قاری قرآن ، سر نیزهی خونبار همان یار ، همان یار ، همان کشتهی اعدا. کاروان می رسد از راه ، ولی آه نه صبری نه شکیبی نه مرهم نه طبیبی عجب حال غریبی ندارند به جز ماتم و اندوه حبیبی ندارند به جز خاطر مجروح نصیبی ز داغ غم این دشت بلاپوش به دلهاست لهیبی به هر سوی که رفتند نه قبری نه نشانی فقط می وزد از تربت محبوب همان نفحهی سیبی که کشانده ست دل اهل حرم را. کاروان می رسد از راه و هرکس به کناری پر از شیون و زاری کنار غم یاری سر قبر و مزاری یکی با تب و دلواپسی و زمزمه رفته به دنبال مزار پسر فاطمه رفته یکی با دل مجروح و با کوهی از اندوه به دنبال مه علقمه رفته یکی کرب و بلا پیش نگاهش سراب است و سراب است دلش در تب و تاب است و این خاک پر از خاطره هایی ست که یک یک همگی عین عذاب است و این بانوی دلسوختهی خسته رباب است که با دیدهی خونبار و عزاپوش خدایا به گمانش که گرفته ست گلش را در آغوش و با مویه و لالایی خود می رود از هوش: «گلم تاب ندارد حرم آب ندارد علی خواب ندارد» یکی بی پر و بی بال دل افسرده و بی حال که انگار گذشته ست چهل روز بر او مثل چهل سال و بوده ست پناه همه اطفال پس از این همه غربت رسیده ست به گودال همان جا که عزیزش همان جا که امیدش همان جا که جوانان رشیدش همان جا که شهیدش در امواج پریشان نی و دشنه و شمشیر در آن غربت دلگیر شده مصحف پرپر و رفته ست سرش بر سر نیزه و تن بی کفن او، سه شب در دل صحرا رها مانده خدایا. چهل روز شکستن چهل روز بریدن چهل روز پی ناقه دویدن چهل روز فقط طعنه و دشنام شنیدن چه بگویم؟ چهل روز اسارت چهل روز جسارت چهل روز غم و غربت و غارت چهل روز پریشانی و حسرت چهل روز مصیبت چه بگویم؟ چهل روز نه صبری نه قراری نه یک محرم و یاری ز دیاری به دیاری عجب ناقه سواری فقط بود سرت بر سر نی قاری زینب چه بگویم؟ چهل روز تب و شیون و ناله ز خاکستر و دشنام ز هر بام حواله و از شدت اندوه و با خاطر مجروح جگر گوشهی تو کنج خرابه همان آینهی فاطمه جا ماند سه ساله چه بگویم؟ چهل روز فقط شیون و داغ و غم و درد فراق و فراق و ... فراق و ... چه بگویم؟ بگویم، کدامین گله ها را؟ غم فاصله ها را؟ تب آبله ها را؟ و یا زخم گلوگیر ترین سلسله ها را؟ و یا طعنهی بی رحم ترین هلهله ها را؟ و یا مرحمت دم به دم حرمله ها را؟ چهل روز صبوری و صبوری غم و ماتم دوری و صبوری و تا صبح سری کنج تنوری و صبوری نه سلامی نه درودی کبودی و کبودی عجب آتش و خاکستر و دودی و کبودی به آن شهر پر از کینه و ماتم چه ورودی و کبودی در آن بارش خونرنگ سر نیزه تو بودی و کبودی گذر از وسط کوچهی سنگی یهودی و کبودی و در طشت طلا گرم شهودی و چه ناگاه چه دلتنگ غروبی ، چه چوبی عجب اوج و فرودی و کبودی خدایا چه کند زینب کبری!
+ نوشته شده در سه شنبه ۳ دی ۱۳۹۲ساعت 0:2  توسط ص
|
تاریخ فقط برای خواندن نیست، برای عبرت گرفتن هم هست ...
فقر پا گرفت و در طمع مسلماننماها به خون نشست ...
+ نوشته شده در دوشنبه ۲ دی ۱۳۹۲ساعت 23:59  توسط ص
|
زمانه ی عجیبی است! برخی مردمان امام گذشته راعاشقند، نه امام حاضر را! میدانی چرا؟! امام ِگذشته را هرگونه بخواهند تفسیرمی کنند، اما امام ِحاضر را باید فرمان ببرند. وکوفیان عاشورا را اینگونه رقم زدند ...
----------------------------------------- فریاد بزن که کربلا ماتم نیست میراث حسین، درد و داغ و غم نیست هر کس که به ظلم تن دهد، آدم نیست.
+ نوشته شده در دوشنبه ۲ دی ۱۳۹۲ساعت 23:46  توسط ص
|
چهل روز است ياران پر كشيدند/سبك بالان دل از دنيا بريدند چهل شب در مدينه شور و شين است/ فلك در ماتم مولا حسين است كجا رفتند آن مردان ميدان/همان گل هاي باغستان ايمان كجا رفتند آن گل هاي پرپر/حسين و اكبر و عباس و اصغر خدايا كوفيان پيمان شكستند/بروي آل طاحا آب بستند خدايا داده ام از كف يقينم/عزادار گل ام البنينم چهل شب كودكان بي يار و ياور/چهل شب در خرابه داغ خواهر چه شب هاييست شب هاي مدينه/چهل شب ياد بابا با سكينه كه هفتاد و دو گل از ساقه چيده؟/ همه گل ها به روي نيزه ديده؟ چهل شب عمه با ياد گل ياس/ چهل شب ياس با دستان عباس چهل شب اشك زينب بر دو عين است/ به لب ها ذكر ذكرٍ يا حسين (ع) است شعر از حسين وكيلي زارچ
+ نوشته شده در دوشنبه ۲ دی ۱۳۹۲ساعت 23:36  توسط ص
|
دو قدم مانده به يلدا ، به شبي خاطره انگيز و بلند ، وگذر از دل تنگ ، برگ ريزان و خزان ، به زمستان و اناري كه دلش قصه ي يكرنگي هاست و اميدي كه به بزرگي خدا ...............آرزويي كن .
پيشاپيش يلدا مبارك
+ نوشته شده در شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۲ساعت 8:14  توسط ص
|
+ نوشته شده در پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۹۲ساعت 14:23  توسط ص
|
روز جهانی کودک روزی است که برای یادبود و افتخار کودکان شناخته شده است. کشورهای و سازمانهای بینالمللی مختلف روزهای متفاوتی را به عنوان روز کودک اعلام کرده و مراسم این روز را در آن جشن میگیرند. ۲۰ نوامبر روز جهانی کودک است که از سوی سازمان ملل متحد اعلام شدهاست. در این روز مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۱۹۵۹ اعلامیه حقوق کودک و در سال ۱۹۸۹ نیز کنوانسیون حقوق کودک را تصویب کرد در سال ۱۹۴۶ بعد از جنگ جهانی دوم در اروپا، مجمع عمومی سازمان ملل به منظور حمایت از کودکان، سازمانی به نام یونیسف را که ابتدا «انجمن بینالمللی ویژه کودکان سازمان ملل» نام گرفت ایجاد کرد. در سال ۱۹۵۳، یونیسف (برآمده از سرواژگان United Nations International Emergency Fund) یکی از بخشهای دائمی در سازمان ملل گردید و روز ۸ اکتبر روز جهانی کودک نام گذاری شد. یونیسف اعلام داشته که تنها با اختصاص پنج دلار برای هر کودک میتوان جان ۹۰ درصد از کودکانی را که سالانه میمیرند، نجات داد و برای بهبود چشمگیر زندگی کودکان جهان سوم، کافی است که فقط مبلغ شش هفته بودجه تسلیحاتی جهان هزینه شود. وظیفه انجمن کمک به کودکان یعنی یونیسف، مراقبت از کودکان و برآوردن نیازهای اولیه آنها در سالهای ابتدایی زندگی ؛ ترغیب و تشویق والدین به تعلیم فرزندان میباشد. همچنین تلاش این انجمن برای کاهش بیماری، مرگ و میر در کودکان و حمایت از آنها هنگام جنگ و حوادث طبیعی و... است. در مقدمه کنوانسیون حقوق کودک آمدهاست که: «کودک باید در فضایی سرشار از خوشبختی، محبت و تفاهم بزرگ شود».
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۲ساعت 11:57  توسط ص
|
دل من باز روضه مي خواند ، روضه ي غربت شقايق را روضه ي حرمت و شكستن را ، روضه ي گريه هاي صادق را روضه اي را كه باز مي خواهند، پر پروانه را بسوزانند اصلاً انگار شيوه ي خصم است ، نيمه شب خانه را بسوزانند وحشيانه هجوم آوردند ، دشمنت داشت خنده سر مي داد با طنابي كه بست دست تو را ، تا كشيدند عمامه ات افتاد نه عبايي به روي دوشت بود ، پا برهنه زِ خانه ات بردند اي محاسن سفيد شهر رسول ! خون دل اهل خانه ات خوردند بين آن كوچه اي كه باريك است چه غم گريه آوري داري از زمين خوردن تو فهميدم چقَدَر ارث مادري داري ارث آن مادري كه در كوچه صورتش در هجوم سيلي بود بعد از آن ضربه، سخت پا مي شد پلك هايي كه شد سياه و كبود ولي آقا خيالتان راحت ، بين آن كوچه ظلم باطل شد معجر مادر زمين خورده ، بين صورت وَ دست حائل شد گرچه بردند وحشيانه تو را تازيانه نخورد همسر تو خانه ات را اگرچه سوزاندند ، زخم خاري نديد دختر تو گرچه بردند وحشيانه تو را خواهرت بين كوچه ديده نشد از عقب بي هوا به پنجه ي باد ، موي طفلت دگر كشيده نشد حميد رمي
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۲ساعت 7:43  توسط ص
|
![]()
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۱ساعت 23:9  توسط ص
|
بهمن تجلی رسالت اولیا راستین وانسان های حق مدار از بدوخلقت تا عصر حاضر است بهمن یاد گار ازجان گذشتن شهیدان است ، بهمن تحفه مجاهدت مردان و زنان عالم است ، بهمن تولید نوجوان وجوانان سالم است ، بهمن نمود عینی رهبری وتدبرخمینی قائم است ، بهمن مصداق بارز یوم ا... در قرآن ذاکر است ،بهمن نوید بهار ایمان است ، بهمن میراث حق وتحقق وعده ونُرید ُ أن نَمُنَ قرآن حی غائب است ، بهمن حرکت به سوی حکومت خوب صالحان است ، بهمن میزان مومن از کافر و فاسق است ، بهمن پل فروردین دلکش است.
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۱ساعت 21:22  توسط ص
|
دهه فجر یادآور حماسه پرشکوه ایستادگی یک ملت در مقابل ظلم و ستم یزیدیان زمان به رهبری امام خمینی از راه میرسد تا فرصتی باشد برای تجدید میثاق رهپویان طریق صدق اسلام ناب محمدی با فرهنگ ایثار و شهادت.
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۱ساعت 21:19  توسط ص
|
ماه فرو ماند از جمال ِ محمد. سرو نروید به اعتدال ِ محمد.
قدر فلک را کمال و منزلتی نیست. در نظر قدر با کمال محمد. آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی. آمده مجموع در ظلال محمد. سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی. عشق محمد بس است و آل محمد.
+ نوشته شده در یکشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۱ساعت 20:43  توسط ص
|
پر از دلشوره دلدار بودم
شبی تاریک بودو زار بودم حدیث مدح سرمد،می نوشتم و ان کان محمد مینوشتم بناگه آسمان غرق صفا شد خدا هم مست روی مصطفی شد مدیحت را فقط الله گوید رخ یوسف کش تو ماه شوید سرک او شکست و سجده برآورد به خاک او نشست و سجده برآورد ز چشمت جام ساغر افریدند ز اشکت شور کوثر آفریدند هلاک خال زیبایی لب تو ترنم های بارب یارب تو تویی ساغر منم مستانه تو منم درویش خطر افتاده تو
+ نوشته شده در یکشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۱ساعت 20:41  توسط ص
|
هرگز نرسد به منزل عشق بی بدرقه ی تو کاروانها موفق باشید
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۱ساعت 17:4  توسط ص
|
+ نوشته شده در جمعه ۱۹ آبان ۱۳۹۱ساعت 23:33  توسط ص
|
نازد به خودش خدا که حیدر دارد دریای فضائلی مطهر دارد همتای علی نخواهد آمد والله صد بار اگر کعبه ترک بردارد عید مولا مبارک
+ نوشته شده در شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۱ساعت 14:42  توسط ص
|
تاریخچه و فلسفه قربانی ************************************************************************* قربانی یک عبادت مالی و از شعائر اسلام است و در مقابل دیگر عبادت های مالی ویژگیهای خاصی در بر دارد، با توجه به آن ویژگیهای قربانی بین عبادت های دیگر جایگاه و اهمیت ممتازی را حائز است. مفهوم و معنی قربانی از نظر معنای لغوی «قربانی» از لفظ «قربان» ماخوذ است، هر آن چیزی که ذریعه و وسیله تقرب و نزدیکی الله تعالی باشد آن را «قربانی» می گویند، آن چیز خواه ذبح حیوان باشد یا دیگر صدقات. بعضی از علماء هر نیکی و عمل خیر را که باعث قرب و رحمت الهی باشد «قربانی» می نامند. البته در عرف عام به آن حیوان مخصوص «قربانی» گفته می شود که به خاطر رضای الله در روزهای معین عید الاضحی- عید قربان- مسلمانان آن را ذبح می کنند و کلمه قربانی از لفظ قربان گرفته شده و چندین بار در قرآن مجید آمده است، در اکثر مواقع مراد از آن «حیوان مذبوحه» است. تاریخچه قربانی ذبح قربانی جهت تقرب پروردگار از زمان ابو البشر حضرت آدم علیه السلام شروع شد، وقتی که دو فرزندش هابیل قوچی و قابیل مقداری گندم را به عنوان قربانی به بارگاه خداوندی تقدیم نمودند. به دستور و روال آن زمان آتشی از آسمان آمده، قربانی هابیل را سوخت، که این علامت قبولیت بود و قربانی قابیل به حال خود باقی ماند. در قرآن مجید این واقعه تاریخی چنین آمده است: بعد از آن این عمل در تمام ادیان سماوی به عنوان یک عبادت و ذریعه قرب و در مناسبات و مواقع خاص به عنوان یک دستور و آیین جای ماند. اینجاست که می بینم تمام ملتها اعم از پیروان ادیان سماوی و غیر سماوی با ذبح حیوان یا صدقه دادن پول و کالا به بارگاه خداوندی یا معبود های باطل خویش تقرب می جویند. واقعه تاریخی بی نظیر قربانی به عنوان شعار دین و آیین و مشروعیت آن به زمان حضرت آدم علیه اسلام بر می گردد اما وقتی که واقعه بی نظیر و شگفت انگیز، ابر مرد تاریخ حضرت ابراهیم علیه السلام پیش آمد، که در آن واقعه تاریخی بی مثال، ایشان برای ذبح و قربان کردن یکتا فرزند برومندش حضرت اسماعیل علیه السلام اقدام فرمودند و پس از پیروز و نامدار شدن حضرت ابراهیم در آن آزمایش سخت و تاریخی، قربانی جایگاه و اهمیت ویژه ای را در ادیان سماوی کسب کرد، چرا که شخصیت حضرت ابراهیم علیه السلام برای تمام اهل ادیان سماوی یهودیان، مسیحیان و اهل اسلام مورد قبول و قابل احترام است، و آن داستان تکان دهنده و شگفت انگیز (قربانی پدرارجمند، فرزند دلبند را) درسوره صافات قرآن مجید آمده است و کتاب مقدس نیز آن را تثبیت می کند. سیرت و زندگانی تمام انبیاء علیهم الصلاة و السلام پر از قربانی و مجاهده هاست اما زندگانی شخصیت ابر مرد تاریخ، ابوالانبیاء حضرت ابراهیم علیه الصلاة والسلام به تنهایی تاریخی است زنده و جاویدان پر از قربانی ها، مجاهده ها، رنجها و مشقتها، هجرت ها و دعوت ها. وقتی دعوت راه حق را آغاز نمود، پدر و تمام خانواده در مقابل او ایستادند. در راه توحید و یکتا پرستی پادشاه وقت ایشان را به آتش مجازات کرد. بالاخره او مجبور شد که راه هجرت را پیشه کند لذا از وطن اصلی خویش در سرزمین عراق (بابل) به سوی فلسطین هجرت فرمود. «و قال إنی ذاهب الی ربی سیهدین» و گفت من به سوی پروردگارم می روم و او مرا هدایت خواهد کرد. دعای فرزند تمام زندگی چشم به انتظار فرزد بود در سن هشتاد و شش سالگی در حالت بیم و امید به دربار خداوندی برای فرزندی صالح دست به دعاء شد «رب هب لی من الصالحین» بار الها! مرا فرزند صالحی از بندگان شایسته عطا فرما. «فبشرناه بغلام حلیم» پس ما او را به نوجوانی بردبار و صبور بشارت دادیم. قربانی فرزند به زبان قرآن این داستان شگفت انگیز چنین آمده است: زمانی که فرزند به مقام سعی و کوشش رسید یعنی به مرحله ای رسید که می توانست در مسائل مختلف زندگی با تلاش و کوشش پدر را یاری کند بنا به گفته بعضی مفسران در آن وقت سیزده ساله بود. در آن برهه از زمان حضرت ابراهیم علیه السلام خواب عجیب و شگفت انگیزی دید (خواب انبیاء در حکم وحی الهی است) و آن خواب حیرت انگیز بیانگر شروع یک آزمایش بزرگ دیگر بود. در خواب می بیند که از سوی خداوند به او دستور رسیده است تا فرزند برومند و یگانه اش را با دست خود قربانی کند و سر ببرد. ابراهیم که بارها از کوره داغ امتحان الهی سر افراز بیرون آمده بود این بار نیز باید دل به دریا بزند و سر بر فرمان حق بگذارد. پدر تمام ماجرا را برای فرزند بیان می کند آن گفتمان تاریخی تا روز قیامت در کتاب جاویدان مرقوم گشته است و این بار نیز ابراهیم از آزمایش سر افراز و کامران بیرون آمد و این غالبا سخت ترین و آخرین امتحان حضرت ابراهیم علیه السلام بود که در آن هم مانند کوهی ثابت قدم ماند. «قد صدقت الرءیا إنا کذلک نجزی المحسنین ان هذا لهو البلاء المبین و فدیناه بذبح عظیم» خداوند متعال قوچی بزرگ فرستاد تا به جای فرزند قربانی کند و سنتی برای آیندگان در مراسم حج و سرزمین منی و برای تمام جهانیان به جای ماند. اگر عملا حضرت اسماعیل علیه السلام قربانی می شد همانطوری که حضرت ابراهیم تصمیم قطعی آن را داشت بعد از آن باید به تاسی و پیروی از ابراهیم خون جگرگوشه ها در کوچه و خیابانها ریخته می شد مگر لطف الهی شامل حال گشت بجای فرزند دلبند قوچی بزرگ برای ذبح عنایت گردید و به عنوان یادگار ابراهیمی، دین اسلام و خاتم پیامبران نه فقط آن را مشروع قرار داد بلکه بر احیای آن حکم تاکید آمد که در همان روز تاریخی دهم ذی الحجه، عید قربان حجاج کرام و عموم مسلمانان به شرط استطاعت یک گوسفند سالم با شرایط و سن خاصی ذبح کنند. (احکام شرعی و و تفاصیل فقهی این شعار اسلامی در کتابهای فقه به تفصیل ذکر شده است) قربانی و حج که مجموعه از مناسک، طواف و سعی، وقوف عرفه، منی، مزدلفه، رمی جمرات ذبح قربانی شکرانه و غیره همه اینها شعائر و عباداتی هستند که در ماه ذی الحجه ادا می شوند، و مشروعیت همه اینها به حضرت ابراهیم علیه السلام بر می گردد و از ایشان به خاتم پیامبران و اهل اسلام به ارث رسیده است چرا که پیامبر اسلام جانشین برحق حضرت ابراهیم علیه الصلاة والسلام بودند، آنحضرت صلی الله علیه وسلم با افتخار می فرمود «أنا دعوة جدی ابراهیم» من ثمره و نتیجه دعا پدربزرگم ابراهیم هستم . دعایی که هنگام تعمیر کعبه بر زبان حضرت ابراهیم جاری بود: «ربنا و بعث فیهم رسولا منهم...»
آنحضرت صلی الله علیه وسلم در پاسخ می فرمودند: «سنة ابیکم ابراهیم علیه اسلام» (قربانی) سنت (و یادگار) پدرتان حضرتابراهیم علیه اسلام است. اصحاب پرسیدند: «فما لنا فیها یا رسولالله» ای رسول گرامی! ما را از ذبح قربانی چه می رسد؟ قربانی یادگار و خاطره ابراهیمی خداوند متعال تمام افعال و اعمال حضرت ابراهیم علیه السلام را پسندیده و آنها را برای امت آنحضرت صلی الله علیه وسلم مشروع قرار داد بخصوص اعمالی که به حج و قربانی متعلق هستند، تا نام گرامی آن ابر مرد تاریخ برای همیشه جاویدان بماند و کلام ربانی در حق ایشان صادق آید که بعد از بیان واقعه آزمایش بزرگ الله تعالی می فرماید: «و ترکنا علیه فی الاخرین سلام علی ابراهیم» و نام نیک او را در امتهای بعد باقی نهادیم. سلامتی باد بر ابراهیم. از زمان قدیم رسم توده ملتهاست که جهت زنده نگهداشتن کارنامه های بزرگواران و فاتحان، دولتمردان و نامدارن بناها ساختمانها و مناره ها یا مجسمه هایی به طور یادگار می سازند، هر چند آنها مستحکم باشند باز هم شکار حوادث روزگار خواهند شد اما دین اسلام در این سلسله بعضی اعمال را مشروع قرار داده که با آن شخصیت ارتباط خاصی دارند از انجام آن اعمال نه تنها ثواب می رسد بلکه سیرت و زندگانی، فداکاری و مجاهده های آن شخصیت در ذهن ترسیم می گردد تا آنها را مشعل راه خویش قرار داده و خود را جهت عمل و دعوت به راه حق آماده سازد. بخصوص این عمل مبارک (قربانی) یعنی مال و متاع، تن، سن و وطن همه اینها را به خاطر رضایت خداوند قربان کند و از آنها بگذرد. بطور خلاصه نفس و هوای انسان مانند گوسفند کشته شود تا رضای الهی حاصل گردد. بعضی ناآگاه و دور از فهم و فلسفه احکام و شعائر دینی در اجرای این حکم بزرگ اسلامی (قربانی) چنین ایرادی می گیرند: مبلغ هنگفتی از مسلمانان جهت ذبح و قربانی هر سال خرج می شود، غیر از گوشت خوردن و اسراف و اضاعه مال دیگر مفهومی ندارد، چرا این مبلغ در رفاه و آسایش ملتها و کشورها بکار برده نمی شود. این نوع ایرادها ناشی از جهالت و بی سوادی و دوری از فهم و فلسفه احکام الهی است. این نوع ایرادی را می توان در هر عبادت مالی و بدنی مطرح نمود. البته اگر مفهوم ایمان ودین را بخوبی بدانیم، چنین اعتراضی هرگز پیش نخواهد آمد. و دنبال توجیهاتی پوچ نخواهیم رفت، مفهوم دین وایمان یعنی هر چه الله تعالی از بنده مطالبه کند- آمنا و سلمنا- ایمان آورده برای انجام وظیفه به پای خیزیم. یک فرد مسلمان وقتی که دوست داشتنی و بهترین حیوانی از قبیل شتر و گاو و گوسفند را در راه رضای خدا قربانی می کند در واقع گویا برای تکامل روحی و تربیت تدریجی نخستین درسی به او آموخته می شود که او از قربانی نفیس برای قربانی نفس خویش آماده گردد و در عین حال برای فقراء و مساکین بهترین صدقه و خیرات است که خانواده خویش نیز از آن استفاده می کند. یقینا در کشورهای اسلامی بین شهر نشینان و روستائیان خانواده های بسیاری هستند که در طول سال یک بار هم گوشت بر سر سفره شان نمی بینند اگر گوشت قربانی عادلانه طبق سنت توزیع شود بهترین خدمت و کمک برای خانواده های ستمدیده خواهد بود. چنین اعتراض ها را کسانی مطرح می کنند که در قصرهای شیشه های پشت پرده نشسته با دین و مشکلات جامعه ارتباطی ندارند. علاوه بر این بعضی ها شبه ی دیگر مطرح می کنند: روزهای عید حیوان زیادی به طور قربانی ذبح می شود و این یک نوع ضرر اقتصادی است که به سبب آن برثروت حیوانی لطمه وارد می شود مردم به کمبود گوشت و دیگر فرآورده های حیوانی دچار می گردند. این نوع شبه یقینا بر اثر این است که انسان از قدرت کامل خالق جهانیان و مشاهده نظم و انتظام وی غافل باشد. نظم خداوند همیشه در جهان این بوده و هست و هر چیزی که بیشتر به آن نیاز داشته باشیم خداوند متعال آن را افزونتر می گرداند وبه عوامل و اسباب افزونی آن نعمت انسان را راهنمایی می کند. مانند چاهی اگر آبش روزانه کشیده شود افزونتر و پاکتر می ماند ور نه چشمه هایش مسدود گشته و می خشکد. قربانی آهو جایز نیست با اینکه حلال است؛ با این وجود نسلش در بعضی مناطق و کشورها معدوم گشته است اما گوسفند به مقدار وافر هر جا و هر کجا یافت می شود، شتر و گاو به نسبت گوسفند کمتر ذبح می شوند به همان میزان از گوسفند کمتر یافت می شوند
+ نوشته شده در جمعه ۵ آبان ۱۳۹۱ساعت 15:44  توسط ص
|
بر چهره پر ز نور مهدي صلوات بر جان و دل صبور مهدي صلوات تا امر فرج شود مهيا بفرست بهر فرج و ظهور مهدي صلوات
+ نوشته شده در شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۱ساعت 22:19  توسط ص
|
سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) وروز تربیت بدنی و ورزش مبارکباد
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۱ساعت 23:30  توسط ص
|
ارتقاي سواد خواندن دانش آموزان دوره ابتدايي مقدمه : يكي از مهارت هايي كه آموزش و پرورش به عنوان يك مأموريت مهم بايد به آن بنگرد و به آن اهميت خاصي بدهد ، تقويت مهارت خواندن و در واقع افزايش سواد خواندن دانش آموزان است . اين مهارت يكي از اساسي ترين اركان آموزش بوده و فرد با كسب مهارت و پيشرفت در آن بهتر قادر خواهد بود تا در هر يك از امور زندگي معلومات لازم را كسب كند و زمينه موفقيت و پيشرفت خود را در امور تحصيلي ، اجتماعي ، خانوادگي خود فراهم نمايد . همچنين خواندن عملي است كه با تفكر سرو كار دارد و موجبات پرورش و به كار انداختن تمام قواي فكري و اخلاقي چون قوه ي تميز ، استدلال ، تعميم مي گردد و توانايي در خواندن ورزيده ، شدن و پرورش قوه حافظه اثر بسزايي دارد و موجبات درك بهتر مفاهيم مواد درسي ديگر را فراهم مي نمايد . اگر خواندن با درك معني همراه باشد موجب پرورش شخصيت كسب اطلاعات سودمند ، برقراري رابطه حسنه با ديگران ، لذت روحي و نشاط خاطر مي گردد . ضرورت اجراي طرح : يادگيري مهارت خواندن كليد يادگيري همه دروس است « سرانه مطالعه در ايران براي هر نفر در روز 18 دقيقه است » با توجه به اينكه جايگاه دانش آموزان كشورمان در مطالعات بين المللي پيشرفت سواد خواندن دانش آموزان پايه چهارم ابتدايي (تحقيقات پرلز) (pirls) در سال 2001 و 2006 جايگاه قابل قبولي نبوده است ، به گونه اي كه در تحقيقات 2001 از بين 35 كشور شركت كننده در رتبه 32 و در پولز 2006 از ميان 25 نظام آموزشي جهان در رتبه 40 قرار گرفته است و متوسط عملكرد دانش آموزان كشورمان در پولز 2001 از 414 در پولز 2006 به ميزان 7 نمره پيشرفت داشته است كه از نظر شاخص هاي آماري معني دار نيست و از آنجا كه تقويت اين مهارت در پيشرفت تحصيلي و اجتماعي دانش آموزان نقش بسزايي دارد بر آن شديم كه در اين مسير گامي هر چند كوچك برداريم و با همت معلمان ، مربيان ، مديران و معاونان و اولياي دانش آموزان در راه تقويت سواد خواندن مسافران كوچك يادگيري دوره ابتدايي كه شالوده عادتهاي صحيح دانش آموزان در آن پي ريزي مي شود بكوشيم . اهداف طرح : 1- پرورش ذوق و رغبت دانش آموزان با مطالعه در نزد خود و لذت بردن از آن . 2- ايجاد عادت صحيح به مطالعه و خواندن در دانش آموزان . 3- پرورش قوه ي درك دانش آموزان از موضوعاتي كه مطالعه مي نمايند . 4- افزايش توانايي فهم و تحليل آنان از موضوعات علمي . 5- ايجاد علاقه و ذوق دانش آموزان به مراجعه به كتابخانه و استفاده از آن . 6- پرورش توانايي تمركز افكار دانش آموزان بر يك موضوع . 7- تقويت مهارت نوشتن و دايره لغات .
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۱ساعت 22:50  توسط ص
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||