.: نجاتم بده (پست ثابت):.



بخوان  که منتظر این جواب میمانم؛

بگو که "میرسداین سمت هاسلام شما"...

.:بهمن :.

نــمـيـدونــم..
 يــادگـاريـه؟يــا امــانت؟؟
فــقــط مـيـدونـم ايــن ..
بـــغــض و اشـــكــــ و دلـــتـنـگـي..
 كــه بــرام گــذاشــتي..
 امــونـمو بــريـده...




پ.ن:دلم پر از دلتنگيه،گلوم پر ار بغض،چشمم پر اشك...
پ.ن2:نامرد
يه..





تــمـوم شــهــر  هــمـدســتـن  مــنـــو يــاد تــــو بــنــدازن...




تــو كــه
بــــهـــمـــــن مـي كــشــي

دلـــم
تـــــــــيــــــر مـي كــشــد..



يــخ زدهــ ام؛

بــگـو خـــورشـــيــد بــتـابــد..

مــيـشــكـنـم زيـــر ســـرمــاي ايـــن بـــرفـــــ....


.: خاطرات :.

خاطراتم زخميست ؛
يادآوري نكن لـطفا..
نمك نپاش...


خــــــدایـــــا…

آغوشت را امشب به من می دهی ؟
برایِ گفتن! چیزی ندارم

اما برای ِ شنفتن ِ حرفهایِ تو گوش بسیار . .

می شودمن بغض کنم، توبگویی : مگر خدایت نباشد که تواینگونه بغض کنی . .

می شود من بگویم خدایا ؟ تو بگویی : جانِ دلم . .
ميشود بیایی ؟
تــــمــــنــــا می کنم




عـــــادت
حس تلخي است
كشنده نيست اما..
بدجور ميسوزاند...





حيف اون "چشمات" كه اشك بريزن عشق من...


پ.ن:گـــــــــريــه نــــكــن...



ببين بعد يك عمر پر پر زدن

چه جاي بدي عـــــاشق هم شديم...



من...بي احساسم

اما..

تومرد باش،محكم باش..

من...غرورت را شكستم

اما..

تو مرد باش،محكم باش..

من...عشق را نميفهمم

اما..

تو مرد باش،محكم باش..



پ.ن:بي انصافم..خوب ميدانم..


سيگار ميخواهم

تا دسر براي بلعيدن خاطراتت كنم...


.: بغض بدون اشك :.


دلگيرم؛
از اين كه دلت گير من است..
حسابي دلگيرم..



پ.ن:از نبودنت دلگير نيستم؛از اينكه روزگاري بودي دلگيرم..




آسمان ابري را دوست دارم؛
چون حال همه مثل هر روز خودم ميشود؛
گرفته و ابري..
وبراي يك روز هم كه شده همه حتي شده بالاجبار حال مرا درك ميكنند..
ابر باشد بي باران..
بغض باشد بي...



پ.ن:بعضي روزها هست،كه خيلي بيشتر از يك روز پير ميشويم...

.: باران :.


باران
هنوز هم چه عاشقانه ميبارد وما
هنوز با هميم زير اين هواي دو نفره
من  با  چترم..










خزان را زندگي كردم،به اميدي كه "چشمانت"
شكوفايم كند روزي..
مقام اولم من در تمناي نگاه تو..
بمان اي خوب..
تو را من عاشقانه دوست ميدارم..


.: منتظرم :.

آيـــــــــــــــــــــــــــــ عشق ؛ منتظرم،هنوز منتظرم
مثل كودكي مشتاق آبنبات ؛ كاش زودتر بيايي و
شيرينم كني..


.: دنيـــا :.

تقديم با عــــشق
به
خـــــداي خوبـــــم..







هميشه هممون انتظار داريم كه دنيا طبق احساس ما پيش براه اما..
واقعيت اينه كه
دنيا طبق دل من يا تو بوجود نيومده كه
مطابق دل ما پيش بره..









هميشه كه خوب باشي همه ازت انتظار خوبي دارن

اونوقت اگه ازت يه بدي ببينن تو ذهنشون ميمونه
اما..
بد كه باشي
حتي يه كار خوب كوچوت هميشه نمك گيرشون ميكنه..
مسخره ست...



.: مهــــــر :.

احساسات سرد من و پاييز؟؟!!
آه خدايا..
بدجور..
وصله ناجورند..

.: بي انصاف :.

بازي بدي را شروع كرده اي
بازي با احساساتم را ميگويم
آهــــــــــاي رفيق!
من نه حريفم را ميشناسم و نه قانون بازي را
اين انصاف نيست..




پ.ن:اين انصاف نيست،"چشمانت"را زمين بگذاربيا عادلانه بجنگيم..


چه خوب آتشم ميزني
دست مريزاد؛
حالا بفهم كه
عشقت زلال نيست عشقم
قلبت بدجور جيوه گرفته
بدجور گرميگيرد
بدجور آتش ميزند





پ.ن:دلم خيلي شكسته.
پ.ن:من يه آدمم،پرم از احساس،براي دشمنمم روز بد نميخوام،چشم ندارم غم كسي رو ببينم،كاش...

.: چشـم :.

چشــــــمانت
تنها قطعه اي از وجودت هستند
كه هيچگاه نميتواني تغييرشان دهي
نه با قرص و دارو و نه با هيچ عمل زيبايي
تو؛وجودت؛روحت؛روانت
همگي خلاصه ميشوند
 در
چشــــــمانت..





پ.ن:دوست دارم چشمانت را...







به آخر رسيده ام اين روزها
اين سر بيگناه؛گناهكار هم شد
حكم هم صادر شد:
محكوم به رنج ابد


.: عـاشق :.


اشكهاي هر شبم "
شــور "
ضجه هاي هرثانيه ام " تـــند "
خنده  هاي  روي لبم " گـــــس "
آرزو هـاي بر بـاد رفته ام " تـــــلـخ "
چـه آشـي بـراي زنـدگـيم پـختـه "روزگـار"

 








گویند که : "عاشق سراسر ناز است و معشوق سراسر نیاز"

    پس:

  وای از روزی که عـــاشق ناز کرد..














آ یـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
سراپا ادعا!
بازی بدی را شروع کردی
حالا بفهم  با هر قدمی که عقب بروی
صد قدم دور تر میشوم
...



.: لبریز میشوم از اشک :.

آمدی..
زخم زدی..
رفتی..
خیالت راحت،درد این کهنه زخم همیشه با من هست
پس لطفا دیگر نیا
نمک مپاش
ازنو زنده نکن قصه تکراری شکستنم را..












این روزها
ظرفیتم تکمیل تکمیل است؛
نزدیک نشوید لطفا...
دیگر نه بدیها و نه حتی خوبیهاتان را طاقت ندارم..
این روزها
حتی به نسیمی هم
لبریز میشوم از اشک..


.: باید بگذرم :.

میگذرم از او
حالا دست خدا که نه؛ دست روزگار میسپارمش
آی "روزگار"
دست مریزاد به این همه پشتکار ؛ دیگر نایی برای جنگیدن ندارم
مفت چنگت..














میگویند باید بگذرم...
دیگر یا باید تو را کنار بگذارم یا خودم را
اما
نمیدانم چرا از هرطرف که این مسئله را حل میکنم به دو راه حل میرسم
این که ترک کنم
زندگیم را؟..
یا
زندگیم را؟..













خسته ام
از این که هر روز نباید خودم باشم خسته ام
خیلی خسته...