بازگشتی دوباااارره

آخرین بازدید 15 دی 1390

امروز 19 آذر 91

ها ها بعد 11 ماه به سرم زد که بیام به وبم

واقعا چه اتفاقی افتاده که یه همچین چیزی به سرم زد؟؟ خودم در تعجبم

شگفتااااا

یه جورایی دلم تنگ شده بود واسه اینجا

وای چه خوبه که هستش

چه خوبه که میتونم حرفامو بنویسم

خوشحالم از اینکه دوباره اومدم :)

این پدر مادراییکه از بچگی به بچشون میگن بچه ی ما منطقیه بچه ی ما خوبه بچه ما خانومه بچه ی ما

درس خونه به خیال خودشون دارن به بچه هاشون شخصیت میدن

نه عزیز من بذار این بچه بزرگ شه اونوقت بهت میگه شخصیت یعنی چی

این بچه به یه آدم کمال طلبی تبدیل میشه که همه چیزش باید بهترین باشه(از نظر اخلاق و درس و اینجور چیزا)

فقط خدا نکنه یه جای کارش بلنگه پدر خودشو در میاره

اونوقت به یه جایی میرسه که تنها آرزوش اینه که از اول بهترین نبود تا توقع اطرافیانش و از همه مهمتر خودش از خودش اینقدر زیاد نبود :(((

 

هزاریم دورت شلوغ باشه

اما اونی که میخوای نباشه

بازم تنهایی....!!!!

تنهای تنها!!!!!!!۱

لعنت به بعضی آهنگا لعنت!!!!!.......
ادامه نوشته

روحم خسته شده

نمیدونم باهاش چیکار کنم

خیلی بلاتکلیفم

خیلی...!!!!!!

چرا این همه احساس کمبود دارم

خدایا مثل همیشه به کمکت احتیاج دارم

اون روزا رو میخوام

همون روزای ۴یا ۵ ماه پیش

اون مسافرتو

اون لحظه های خوبی که داشتم

همون لحظه هایی که وقتی الان یه آهنگو گوش میدم حال و هوامو میبره به اون روزا....

این چیزا داره اشکمو در میاره

خداا چیکار کنم

روحم خسته شده

نمیدونم باهاش چیکار کنم

خیلی بلاتکلیفم

خیلی...!!!!!!

چرا این همه احساس کمبود دارم

خدایا مثل همیشه به کمکت احتیاج دارم

اون روزا رو میخوام

همون روزای ۴یا ۵ ماه پیش

اون مسافرتو

اون لحظه های خوبی که داشتم

همون لحظه هایی که وقتی الان یه آهنگو گوش میدم حال و هوامو میبره به اون روزا....

این چیزا داره اشکمو در میاره

خداا چیکار کنم

ادامه نوشته

دیشب چه بارون خوشگلی اومد

با اینکه کم بود ولی حال و هوامو عوض کرد

خدا جووون شکرت

خیلی دوست دارم

دیروز روز خیلی خوبی بود

ناهار خونه مامان بزرگم بودیم و خیلی خوش گذشت

دیوونه بازیای من و خالم که با فیلم گرفتن مامانم همراه بود خیلی حال داد

دیشب ساعت ۱۲ اومدم تو تخت که بخوایم تا ۲:۳۰ داشتم با گوشیم رادیو گوش میدادم

رادیو گوش دادن از اون کاراییه که حسش فقط شبا میاد

بوی بارون تو خیابون و صدای رادیو تو گوشم و سکوت شب خیلی خیلی لذت بخش بود

خدا جوون دوست دارم

 

شده ام معادله چند مجهولی
این روزها هیچکس
از هیچ راهی نمی فهمدم

 

ادامه نوشته

سلام گلم

ببخشید این چند روزه الکی بهت بد گذشت به خاطر یه حس الکی لحظه هات پر شد از حس تنهایی

واقعا متاسفم که برای کسی که هیچ ارزشی نداشت ناراحت شدم و تورو هم ناراحت کردم

عزیزم این چند روزه بهت سخت گذشته میدونم همشم تقصیره این قلب دیوونست نمیدونه که تو حساسی و زود ناراحت میشی و میشکنی

قول میدم از فردا درشو تخته کنم که هیچکسی نتونه واردش بشه.

اینارو برای تو نوشتم روح عزیزم تا بدونم باهات چیکار کردم