ســــــــــــلام

به قول این برنامه ها سلامی به......بی معرفتی منو سایه

من همچین آدمیم دیگه گردن میگیرم همه چیو....!

ای بابا.ای بابا

ما که سرمون شلوغه...ولی این دوستی جونمون"سایه"رفته وب جدید زده هیچی دیگه ما رو تحویل نمیگیره...

دوستان لطفا بگید چه آپی کنم میخوام آپ کنم،غـــــــــــــــوغا

کولاک....طوفان....که همه سردش شه این چند تا پرنده ایم که بعضی موقع ها اینجا پر میزنه دیگه پر نزنه

من

سلام واااااااااااااااااااااااااااااااااای که چقدر دلم براتون تنگولیده اگه این امتحانات بذارن کلی حرف دارم برا گفتن راستی تو اون یکی پست یه نفر درباره ی نرفتن بابام پرسیده بود کلا الان جواب دادم برین بخونید جالبه درضمن اونی که نظر دادی آقا حسودی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ما دوست داریم این جوری باشیم......

یعنی سایه خییییییییلی به بازیگری و منم خییییییییییییلی به مجری گری علاقه دارم

شما زیاد به فکری خودت برو بچگیتو بکن

بععععععععععععععله

قراره بعد امتحانا غافل گیرتون بفرماییما

منتظرم باشید...

صرفا جهت اطلاع ...

سلآم دوستآن.خوبید؟خوشید؟ داریم به لحظات ملکوتی امتحانات نزدیک میشیم

و ذهن همه دانش آموزا و دانشجوها درگیر امتحاناته . . .

راستی من امروز 1392/10/1 اجرای تئاتر داشتم . . . بسیار هم خوب شد. . .

اجرمون با خدا. . .آخه تئاترمون برای امام حسین بود.

این پست بیشتر جنبه ی اطلاع رسانی داره . . .

اول اینکه : خواستم بگم حتما آهنگ وبم و گوش بدید.من عاشق این آهنگم. . .

آهنگ"وقتی میای"از علی لهراسبی . . .که این آهنگ و همش توی فیلم"پل چوبی"پخش میکردن. . .

و برای اینکه آهنگ پخش بشه باید تو منوی سمت چپ روی OTHER کلیک کنید . . .

دوم اینکه : همونطور که گفتم به امتحانات داریم نزدیک میشیم و من کمتر میآم نت. . .

میدونم دلتون برام تنگ میشه ولی بآید این جدایی رو برای مدتی تحمل کنید.دی:

وصیت منم اینکه در نبود من زیاد بی تابی نکنید و بچه های خوبی بآشید و باهمم دعوا نکنید. . .

خخخخخخ . . .

و سوم اینکه : لطفا به اون یکی وبمم  (my-write.blogfa.com)  سر بزنید. . .مرسی


فعلا خداحافظ


♥د♥لـــ♥نــــــ♥و♥شــ♥تـــــــ♥هــ♥هــ♥آ♥

سلآم دوستآی گل گلاب خودم...دوستای مجازی من که از بعضی از دوستای واقعیم بیشتر دوستون دارم


خوبید؟خوشید؟سلامتید؟من بابت تاخیر توی آپ کردنم از تک تکتون معذرت میخوام

هی میخواستم آپ کنم هی نمیشد هی من میخواستم هی  نمیشد

خوب اول از همه از همه ی همراهان وبم تشکر میکنم که با نظراتشون دل من جوون و شاد میکنند البته

دل من نوجوونو شاد میکنند

و بعد هم اینکه بعضی از شماها میدونید و بعضی نمیدونید ولی میخوام بگم که من یه وب جدید زدم

که توش همه ی نوشته های خودم و مینویسیم حتما سر بزنید

my-write.blogfa.com

نـوشـــتـــهــ هـــایـــ منـــ ـ

دوم اینکه فرش سپید داره تموم میشه منم کلی غم دارم

سوم اینکه شروع امتحانات ترم و به همتون تسلیت میگم امیدوارم از این عذاب الهی سرافراز بیرون بیاید

ومجروح و تلفات نداشته باشیم

و اما بریم سراغ دل نوشته ها:

اولیش برای یاسمین عزیزمه:

واقعا مشکلم چیه میدونی  سنگینی و پستی و بلندی داره رو زگار اما از ترازو قرار دادنا بدم میاد دوستم مثلا 1 نمره از من بالا تر شده مامانم میگه نگاکن یاد بگیرتو که درس نمیخونی با این که شب قبلش جون دادما یا این که همه چیز رو توی رشته های ریاضی و تجربی میبینن شاید من دوس دارم تاتر بخونم اما اجازه نمیدن ولی کلا ازشون راضیم و این که مارو با نوجوونای دیگه مقایسه نکنن مثلا این بازیگره اون طوری شد تو هم میشی کلا این تراز قرار دادنا بدم میاد میسی

سآیه:وآی یاسمین دست رو دلم نذار که خونه...دقیقا همین مشکل برای منم وجود داره

همین امشب سر بازیگری با خانوادم دعوام شد

بعدیش برای***:

اولین پیامش:

سلام
من 1 دخترم با ماجرای دختر فیلم هیس
این فیلم دیدین
من خیلی اذیت شدم و میشم
خدا....

دومین پیامش:

خب بچه ها سلاااااااامی دوباره
خخخخخخخ
من همون ***** بودم که گفتم اره دخی که مث فیلم هیس هستش
فک میکردی 1کی این کامنتو بزاره
دخملا خیلی سخته
هیچ کی نمیتونه ما رو درک کنه
من اون موقعه 5 اره 5 سالم بود
واااااااااییییی حالم بد میشه
من الان سالمممممم خدا اره فقط خود خدا جونی بهم کمک کرد
دوباره میام
فعلا

سومین پیامش که بصورت پیام عمومی بود:

سلام
بچه ها میخواین ادامه داستانو بگم
میزارین یا نه ؟

سایه:واااااااااااای چه خوب شد تو نظر عمومی دادی
عزیزم اون فیلمی که تو گفتی و من ندیدم
اگه میشه بیشتر توضیح بده
آره میذارم فقط منتظرم بقیه بچه هام حرفاشون و بفرستن تا آپ کنم

چهارمین پیامش:

تو این فیلم 1 دختر کوچولو مورد تجاوز قرار میگیره
اون خیلی سختی میکشه
میدونید چطوری !!!
مادر پدرش اونو میسپارن به 1کی از کارکنانشون که پیششون بوده
که هر روز از مدرسه بیارنش ولی
اون نامرد اذیتش میکنه
دخترک چند بار سعی میکنه به مادر بگه اما نمیتونه
یعنی هی مادرش نمیزاره حرفشو بزنه
تا با بدبختی بزرگتر میشه (خیلی سخته)
1بار تصمیم میگیره ازدواج کنه ک اون مرده دوباره میاد و این دخترک خود کشی میکنه (هیییی)
تا چند وقت بعد که 1پسری عاشقش میشه و شب عروسیش میبینه که 1 دختر دیگه ام داره مورد اذیت واقع میشه و اون مرد و میکشه
ولی پدر و مادر اون دختر که کوچیک بوده اجازه نمیدن که حرف بزنه و دختر قصه اعدام میشه
ولی اون مرد که تو بچگی اون دختره رو اذیت کرده دستگیر و مشخص میشه خیلی کسایه دیگه ام بودن که باهاشون اون کارو کرده
اره دخترا همیشه برای ابرو ساکتن وایییییییییییی حالم بد شد فعلا

پنجمین پیام بصورت پیام عمومی:

سلااااااااام
اگه سوالی داری یا ....
برام تو عمومیها بزار راستی شما منو میشناسین ها !!!!!!!!!!!!

سایه:سلآم.
اون دختره بالاخره خودکشی میکنه یا اعدام میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خوب زندگی تو چی؟تو چطوریی؟
خوب گفتی تو نخوای بگی من که نمیتونم مجبورت کنم بگی کی هستی!
ولی درکل الآن فضولیم گل کرد ولی مجبورم خودم و کنترل کنم....

ششمین پیام:

نه خودکشی نکرد
اعدام شد
فقط بخاطره اینکه 1 پدر نخواست مثلا ابروی دخترش بره
دختر 1 نفر دیگه بی گناه زندگیشو از دست داد
خودمم با یک خاطره فارموش نشدنی میگذرونم

سآیه:عزیزم نمیدونم واقعا چی باید بگم؟تا کسی تو شرایط تو قرار نگیره نمیتونه درکت کنه

منم اگه فیلم هیس و ببینم شاید بیشتر بفهمم که چی میگی؟

ولی تا حدی میدونم چی داری میگی...خیلی سخته...بنظرم این چیزا یه چیزایی هستن

که نمیتونی درموردش راحت با هرکسی بحرفی و خودت و خالی کنی خیلی سخته...

خوشحالم که الآن حالت خوبه...

و سومین دلنوشته برای معظمه حاج غنی عزیزم عزیز دلم:

دلنوشته ی من:
سلام
اولش همه چیز خوب بود بعد یهو بد شد.حوصله نداشتم.غمگین بودم.بی خاصیت(؟)بودم.تموم وبلاگهایی که داشتم رو بستم.خواستم نوشته هامو پاره کنم.
اما یه حسی گفت:پاره شون نکن!حیفه!
ولی بازم غصه داشتم حس میکردم هیچ استعدادی ندارم.
یه روز بی هدفه نشسته بودم تلویزیون رو کانال به کانال میکردم.
یه برنامه داشت.قبلا دیده بودمش ولی راحت ازش میگذشتم.
اون برنامه فرش سپیدبود.مهمون اون روز زهرا سوری بود.ودیدم چقدر برنامه ی خوبیه.فهمیدم یه سایت داره و زهرا سوری مدیر گروه خوش قلمان بود.گروهی که توجهش به امسالی مثل من بود.کسانیکه دستی برقلم دارند.روزبعد عضوشدم و اولین گروهم گروه خوش قلمان شد.جالبه بدونید اولین دوست در لیست دوستانم آقای مسعودساکت اف بودن.اونجا فعالیت خودم رو شروع کردم.نوشته ها رو خوندم و نظردادم.نوشته هامو گذاشتم و نظردریافت کردم.کم کم توی بخشهای دیگه هم فعالیت کردم.
و با کلی ها دوست شدم.زندگیم عوض شد دوباره جریان پیداکرد.رسید به وقتیکه برای اولین بار سایت خراب شد یادتونه؟
وبلاگمو(ما و فرش سپید) درست کردم یه قالب براش گذاشتم.
ولی هیچ مطلبی نذاشتم هنوز مطمئن نبودم که بخوام باشه.میترسیدم ازش استقبال نشه یا جلوی بقیه که نسبت به من خیلی زودتر فرش سپیدرو پیدا کرده بودن پایین بیافتم.
وقتی وبلاگهای شمارو پیداکردم و دیدم چقدر شما موفقید.خودمو باختم.خواستم وبمو حذف کنم ولی بازهمون حسه گفت نه.یهو یه پست زدمو همتون رو واسه تبادل لینک خبرکردم.فکرنمیکردم اینقدر خوب باهام رفتار بشه و صمیمی.پست پس از پست.حالا خیلی خوشحالم.
چون دوستایی دارم که همشون خیلی ارزشمندن.
شما بهم ثابت کردین دوستای مجازی هم میتونن دوستای خوبی باشن و هیچوقت همدیگرو ترک نکنن.میتونن به هم کمک کنن.
شما بهم چیزایی رو دادین که دوست واقعیم نداد.
خیلی دوستتون دارم شدیدددددددددددد
به مدت خیلی مدیددددددددددددددددددد
چندروزبعد وبلاگ شخصیمو درست کردم و نوشته هامو توی دنیای مجازی گذاشتم.
امضا: م.حاج غنی

سآیه:واااااااااااااااااااااااای معظمه تو چقدر دیر با فرش سپید آشنا شدی؟؟؟!!!

ولی خیلی زود شدی یه فرش سپیدی اصل و تو دل ماهم راه باز کردی

ولی معظمه الآن داره فرش سپید تموم میشه...ما چه کنیم؟؟؟؟؟؟

و چهارمینش برای بانوی آمرداد که نمیدونم دلنشوته بود یا نه!ولی من به پای دل نوشته گذاشتم:

اولین پیامش:

تنهایی یعنی اگر هزاربارهم ازاول تاآخر لیست شماره های موبایلت روچک کنی,نتونی یک نفررو پیداکنی که باهاش درد ودل کنی. . .

دومین پیامش:

مشکل اینجا بود که هرجا رنجیدم خندیدم... فکرکردند دردی ندارم,ضربه هارو محکم تر زدند...

سایه:آره با حرفات موافقم...هعی...

پنجمین درد و دل برای سروناز آبجیه هم زبون خودم:

دردو دل من..

عاقا من کرج زندگـی میکردم روزگارم خوش میگذشت هشت تاهم دوست خیلیییییی صمیمی داشتم عاشق هم بودیم و مثل خواهر...
امسال هرکدوم یه شهری و یه مدرسه ای رفتیم....
من :بستان آباد
سنا:شمال
زهره:مدرسه س تیزهوشان
شکیبا:مدرسه ی البرز
روژان:قلم چی
رویا:هنرستان موسیقی
غزاله:پردیس
و یگانه هم عترت....
همه از هم دورشدیم و خیلییییی دلم براشون تنگ شده.. ساعت ها شده نشستم به عکسامون نگاه کردم به فیلم هامون نگاه کردم گریه کردم از یه سمت هم فرش سپید تا کرج بودم فقط زنگ میزدند فیلم بفرست ولی تا امدم تبریز پیشنهاد گزارشگری کافه سپید رو دادن که نتونستم برم..گفتن بریم موزه ی گل و گیاه گزارش تهیه کنیم نتونستم برم....مجلس رای آوردم ولی نتونستم برم....اصلا تو زندگـیم شانس ندارم...
هفته پیش دوستم سنا زنگ زد گفت داریم برمیگردیم کرج و قرآره دوباره همه یه مدرسه جمع بشیم....همه بچه ها دوباره رفتن عترت و فقط اونجا دوباره تو جمعشون فقط جای من خالی میمونه....
اینجا هم یه شهری هستم که زندگـی توش سخته باید خیلییی چیزا رو منی که از کرج برگشتم رعایت کنم چون همه چششون رو منه که ببینیم از خودش درآمده یا نه الانم فقط ارزوم اینه دوباره برگردم کرج..،.

سآیه:وااااااااااااای چه جالب همتون یه دفعه پخش و پلا شدید...

آره سخته از کسایی که دوسشون داری جدا بشی و تنها ازشون یه عکس و کلی خاطرات

دستت باشه...

وووووواااااااااااوووووووووو یعنی اگه تو پیشنهاد کافه سپید و قبول میکردی الآن گزارشگر بودی...چه حیف!!!!

حالا غصه نخور اینجا اومدی نزدیک خودم...فقط یه ساعت از هم فاصله داریم ولی دلامون نزدیک ترن...

ششمین درد و دل برای ........... :

سلاااااااااااااااااام گفتی درو دل کنید وحرفی که تو دلتون سنگینی میکنه رو بنویسین.
خب پس بشنو من یه برادر دارم که فکر میکنم دیگران اونو بیشتر از من دوست دارن وسر همین قضیه من کلی گریه میکنم........

سآیه:دقیقا منم  گآهی همین حس و پیدا میکنم...یه حس خیلی بد...

و هفتمینش برای من من( رمز یکیه...برای من نیست):

ميخوام برم يه مسابقه ورزشي... معلم ورزشمون يه جا ديگه ميگه برو... خيلي دلم گرفته،... شايد مسخره كني... ولي واقعا دوس دارم برم... نه توني كه معلممون ميخواد بفرسته...

سآیه:امیدوارم زودتر مشکلت حل و هرجایی که بری موفق باشی

و هشتمینش برای◘◘◘○○○♦♦♦♠♠♠♣♣♣♥♥♥☻☻☻☺☺☺:

سلام.
ممنون از این بخشی که گذاشتی...خیلی خوبه...آدم میتونه خودش و خالی کنه...مخصوصا یه حرفایی هستن که آدم نمیتونه تو دنیای واقعی با کسی درمیون بذاره ولی اینجا میتونه.

من یه چیزی هست که نمیدونم اتفاق افتاده یا نه!

نمیدونم آبروم به خاطرش به ناحق میره یا نه!
نمیدونم بخاطرش آیندم خراب میشه یا نه...
فکرم و از اون زمآن به خودش مشغول کرده
میترسم...میترسم آبروم به ناحق ریخته بشه
به نا حق یعنی اینکه من خودم هیچ نقشی تو اون اتفاق نداشتم
فقط تمام دعام این شده که اون اتفاق نیفتاده باشه
که امیدوارمم همینطور باشه
چون خدا خیلی مهربونه و نمیذاره آبروی بندش بره
شمام برام دعا کنید...

سآیه:عزیزمی...وااااااااااااو چه بد...منم تنها میتونم برات دعا کنم که اون اتفاق نیفتاده باشه

و آبروی هیچ کسی به ناحق ریخته نشه...خیلی بده که آدم تاوان کاری که نکرده رو بده...

خوب اینم از درددلا...منم که همهی درد دولام و تو وبم مینویسم...پس اونجا هم میتونید

دردودلای من و بخونید.

و اما برای اپ بعدی موضوع نمیدم چون که دفعه بعد قراره صدف آپ کنه

ولی آخر آپ صدف موضوع جدیدمو میگم.

پیروز و مؤید باشید وبه وبای منم سر بزنید...خداحافظ



پی نوشت:برای اینکه آهنگ وبلاگم براتون پخش بشه باید در منوی سمت چپ

روی other کلیک کنید.


♥و بالاخره دست خط ها...♥


چطور مطورید؟امیدوارم که حسابی اجرتون و از امام حسین گرفته باشید

واما من امروز با دست خط ها اومدم با اینکه تعدادشون کم بود

واما یه تشکر ویژه دارم از کسایی که عکس دست خطشون برام فرستاده بودند

خیلی گلید

و اما تکلیف اونایی که به حرفم قد یه مورچم ارزش قائل نشدند و نفرستادند

حالا تصور کنید اون روزوکه زیز خاک من خوابیدمحالا بسه دیگه گریه نکنید فعلا من زندم

من با کلی ارفاق بخشیدمشون و مطمئنا تو دفعات بعدی جبران میکنند

آخه از این به بعد قراره خیلی از این برنامه ها داشته باشیم

واما بریم سراغ عکس ها;

دست خط اول برا کسی نیست جز.....................کیآنا امیرسیافی

به افتخارش ماشالا

واما عکس بعدی برای............پرنیا وحیدی فرمرسی عزیز دلم

و...دست خط....نجمهآبجی جون عاشقتم

واینم برای فائزه صالحیان دوست خوبمدست بزنید به افتخارش

وحالا دست خط صدف موذنی به ظاهر مدیر این وبلاگازش تشکر نمیکنم چون وظیفش بود

ولی یه بوس گنده تقدیمش

و...اما...دست خط بنده

تموم شدند

واما حالا وقت چیه؟وقت اینکه برنامه ی جدیدمون و بگم...اما کاری که این دفعه باید انجام بدید

اصلا سخت نیست...و هیچ بهونه ای هم قبول نیست چون که نه به دوربین نیاز دارید نه به آپلود هیچی فقط باید نظر بذارید

حالا چی باید بنویسید؟!باید یکی دو جمله برام دلی بنویسید

حرف دلتون...چیزی که داره تو دلتون سنگینی میکنه

مطمئنا هممون یه سری فکرا و مشکلاتی داریم...میخوام درد و دل کنید میخوام خودتون و خالی کنید

واما اینا رو شما باید به صورت پیام خصوصی برام بفرستید و تو اون پیام خصوصی هیچ چیز دیگه ای

جز چیزی که گفتم ننویسید

حتی اگه خواستید که اسمتون نباشه بهم بگید تا تو پست بعدی بالای متن شما اسمتون و ننویسم

وحتی اگه خواستید منم نفهمم که شما کی هستید جای نام چند نقطه بذارید یا رمز بذارید

فقط بفرستید...

اگه شما مشکلی داشته باشید اگه بخواید با یکی دردو دل کنید

اگه به کمکی نیاز دارید ماهستیم.

بگید تا بقیه هم اگه از دستشون برمیاد براتون کاری کنند...

توروخدا همکاری کنید شکلک های علی و مهسا

باور کنید خیلی خوووووووووووووب میشه,خودتونم راحت میشید

پس حرفی رو که چند وقته تو دلتون سنگینی میکنه وهمه فکرتون و مشغول خودش کرده برامون

بگید

شدیدا منتظرم


پی نوشت1:برای دیدن عکسا تو اندازه واقعی اونا رو ذخیره کنید تا بتونید خوب و کامل عکس و ببینید


پی نوشت2:اینکه گفتم پیام خصوصی بفرستید به این معنا نیست که پیام عمومی اصلا نفرستید بلکه اونم حتما بفرستید. نذارید این پستم بدون نظر بمونه


یا حسین...

سلام

عالم همه محو گل رخسار حسين است ،

ذرات جهان درعجب از كار حسين است .

داني كه چرا خانه ي حق گشته سيه پوش ،

يعني كه خداي تو عزادار حسين است

فرا رسیدن ماه محرم را به همه ی شما دوستان عزیز تسلیت میگم


این روزها دل هممون گرفتست

قلب هممون پر شده از اسم حسین

از عشق حسین...

زمزممون شده یا حسین...

این روزها حتی  آسمونم گرفتست

این روزها همه جا ماتمه...

همه عزادار   اولاد امام علی اند

باشد که کاری کنیم که امام حسین به ما افتخار کند

اول از همه خواستم که این ایام را به همه شما عاشقان حسین تسلیت بگم

و امیدوارم که بتونید توی این ماه به اندازه ی کافی عزاداری کنید

وخودتون و امام حسین ازتون راضی باشه

من که قراره تو یه تئاتری با همین موضوع محرم بازی کنم

وازین بابت خوشحالم که میتونم هم کاری انجام بدم که دوست دارم

وهم یه ثوابی بدست بیارم

ودیگه اینکه میخواستم بگم معظمه ی عزیزم لطف کردند

وبا من مصاحبه کردند برای خوندن مصاحبه به لینک زیر برید:

مصاحبه با سایه سرابی

اگه لینک بالا باز نشد این آدرس وب معظمه ست:

maofs.blogfa.com

ودیگه هم اینکه من میخواستم برای این آپم یکار متفاوت انجام بدم

یه چیزی که همیشه برای من جذاب بوده این بوده که بدونم خط شماها چطوره؟

جذابه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟پس ازتون عاجزانه خواهش میکنم که با من همکاری کنید

و عکس دست خطتتون را به ایمیل:friendlylife_4u@yahoo.com بفرستید

ببینم دیگه به خواهش من چطوری جواب میدید!!!!

و اما متنی که قراره تو اون کاغذ بنویسید وعکسش و برام بفرستید تا من بعدا بذارمش تو وب اینه(بخاطر اینکه الان در ایام محرمیم برا همین متنم و متناسب با این انتخاب کردم):

آبروي حسين به كهكشان مي ارزد ،

يك موي حسين بر دو جهان مي ارزد ،

گفتم كه بگو بهشت را قيمت چيست ،

گفتا كه حسين بيش از آن مي ارزد

واما مهلت ارسال متناتون تا هفته بعد جمعه هستش یعنی فردای عاشوار

ببینم دیگه چقدر باهام همکاری میکنید

فقط لطفا عکستون واضح باشه تا دست خطتتون قابل تشخیص باشه

بنظرم جالب باشه

خوب دیگه فعلا


قيامت بي حسين غوغا ندارد"شفاعت بي حسين معنا ندارد"حسيني باش كه در محشر

نگويند"چرا پرونده ات امضاء ندارد




ســــــــــــــــلام صـــــدفی

星っ☆ のデコメ絵文字سلامـ  دوستــــــان  من اومـــــدمــ    بــــــسی خوش اومدمـ星っ☆ のデコメ絵文字

به به چه زیبا(マイメロ&クロミ) のデコメ絵文字

آقا حاضرم قسم بخورم که شما بیشتر از من میاین تو وبمون゜*うさぎ*゜ のデコメ絵文字

منه نامرد...音符。いっぱい のデコメ絵文字

والا...゜*ねこ*゜ のデコメ絵文字

سایه اینم بگم آپت بسی بسی بسی باحال بود..リラックマ。メディカル。体調。風邪 のデコメ絵文字

آهنگ و قالبم که نگو ۲۰....میسی(マイメロ&クロミ) のデコメ絵文字

سروناز گلم،مامان بزرگ جونم معظمه...منو بی وفایی نه بابا من بسی باوفام....星っ☆ のデコメ絵文字

نیست مگه؟星っ☆ のデコメ絵文字

ای اونایی که نظر گذاشته بودین و غیبتمو کرده بودین منه به این فعالیhttp://f18318.blogfa.com/

والاشکلکهای مادوتا

عاقا من چرا تازگی ها تکیه کلامم شده بسی واقعا چرا بسی میگم بسی؟http://up.patoghu.com/images/58vljwpvow5psknkyn9.gif

معظمه تازه یه چیزی بگم باور کن من خودم طرفدار ۲آتیشه یوبتم خععععععععععلی باحاله http://up.patoghu.com/images/39hnrrgibufn1qdyx37o.gif

نظر نمیدم که نمیدم مهم اومدنشه که میام دیگه

نیت فقط اعلام وجود قول میدم یه روز برسه درسا قطع نخاع بشن من هر روز اینجام

بذارین این یه تیکشو مث مجری خوبا حرف بزنم بعدا  عقده ای نشم

تا سلامی دیگر بدرود

 

 

پستی برا شما☻☺☻

چطورید؟چه خبر؟!مدرسه ها خوش میگذره؟

راستی من این هفته یک فیلم فرستادم برای فرش سپید

ولی نمیدونم پخش شه یا نه!!!!

برام دعا کنید

البته نمیدونم فیلمم چطوری از آب در اومده!!!!!

داداشم زده تو ذوقم و گفته که فیلمت بده...

هعی..

حالا برا صدف چه اتفاقی افتاده!!!!!!

اونم اومده فیلم ساخته...اونجوری هم که تعریف میکرد

فکرکنم فیلمش خوب بوده ولی اینترنتشون خراب میشه ونمیتونه بفرسته

آخی صدفی

حالا من خواستم صدف و آروم کنم روشم وبین:

صدف شاید اگه فیلمت پخش میشد

تو راه تهران تصادف میکردی برا همینم قسمت نبوده فیلم بفرستی

استدلال و حال کردی!!!!!!

راستی بچه ها دیروز یه شارژ 5000تومانیخریدم بعد قبل اینکه شارژش کنم

گمش کردم...درصورتی که پیداش کردید بهم اطلاع بدید

نمیدونید که چه ضد حالی بود

خدا نصیب هیچ باایمان و بی ایمانی نکنه

آپ امروزم بابت این بود که بگم منتظر تمام انتقادات و پیشنهادات شما

در مورد وبلاگمون هستم

قول میدم که با جنبه باشم و در حدامکان به گفته هاتون عمل کنم

پس منتظر نظراتتون هستم

نظر در مورد قالب,مطالب وبلاگ,آهنگ و کلا همه چی...

این پست فقط برای شماست

قول میدم به زودی زود یه آپ خوب طبق خواسته شماها بکنم

فعلا بای بای

سلـــــــــــام دوستانـ

سلام دوستان عزیز

جای من خالی بود دیگه

عاقا چه کنیم که سرمون شلوغه یا سرگرم مدرسه یا فرش سپید.

دوستان هر چند که به لطف شما عزیزان بازم رفتم فرش سپید ولی من دیگه انصراف میدم فعلا تا تابستون که ببینیم چی میشه نه که ها خدایی نکرده فرش سپید نبینم نه..

فقط کلیپ فعلا نمیفرستم چون بنا به دلایلی که بعدا خواهــــــــــم گفت

فعلا کلیای سایه رو عشقه....

درضمن قراره در آینده ی نه چندان دور من و سایه به عنوان خبر نگار افتخاری یه کلیپ دو نـفرهـ کار کنیم..

بچه ها اگه من روزی روزگاری وسوسه شدم و کلیپ فرستادمـ خواهش میکنم بـهم رای ندید تا ببیـنیم چی میشـه؟؟

فعلا بـــای بـــای


سیلام علیٍٍٍکٌم

سلام.

قصد آپ کردن نداشتم,ولی دیدم حوصلم سریده و بیکارم گفتم یه آپی  بکنم

حداقل یه کار مفیدی انجام بدم...البته...البته برای شنبه کلی درس دارم

بذارید از مدرسه بهتون بگم...خودم و خالی کنم

سه شنبه که روز اول رفتیم مدرسه کلی صف وایستادیم

یعنی کمر ممر همه داغون شد...خودمونم دیگه داشتیم ذوب میشدیم

بعد که رفتیم کلاس یه ربع مونده بود به زنگ دبیر ادبیات اومد درس داد

من امسآل به این اْمید رفته بودم مدرسه که خانوم بوووووووق معلممون نیست(میترسم یه پاچه خواری تو وبلاگمون پیدا شه بره لوم بده)

آخه هیچوقت اون برای دوم ها نمیره....اینم از شانس ماءِ دیگهَ آخه اون معلم بامن ضده

بعدش و  ول کنید امروز و بچسبید که داغووووووووون شدم

دبیر جغرافیا اومد کلاس واز لحظه ورودش شروع به درس دادن کرد تا آخر زنگ

یعنی بکووووووووب بدون هیچ وقفی حرف زد ماهم عین دیوار فقط داشتیم نگاش میکردیم

دیگه آخرای کلاس سرم داشت میترکید...خیلی بد بود

خدا نصیب هیچ مسلمون و نامسلمونی نکنه

دوستم تو کتابش نوشته بود به یاری سبز یه لنگه کفش نیازمندیم

یعنی اگه میذاشتنم میرفتم دستم ومیذاشتم جلو دهنش میگفتم خانوم یه نفسی بگیرید

من بخاطر خودتون دارم میگم انقد به خودتون فشار نیارید من شدید...شدیداااا نگرانتونم

(این شکلک رو نیگا چقدر جالبه!ا)

راستی سه شنبه هم زیست داشتیم....خیلی سخت بود

چهار ساعت درس داد...دو ساعت زنگ اول دو ساعت زنگ آخر

جمعا شد 3 صفحه...دیگه حسابت وببر چی بوده!!!!!!!البته من حدس میزنم از اون یکی صفحه هاهم گفت

چون من چیزایی که میگفت و تو اون سه صفحه پیدا نکردم بلکه تو صفحات بعدی دیدم

ولی خودش گفت 3 صفحه درس داده

حالا برای شنبه هم جغرافی دارم هم زیست...خدا به دادم برسه

جغرافی هم کلی درس داده....وااااااااااااااااااااااای

 دیگه بیشتر از این سرتون و به درد نمیارم

شماهم حرفاتون و بگید و مثل من خودتون و خالی کنید

یه سؤال:من قبلا وقتی shift رو با j میگرفتم حروف کشیده میشدن

ولی از وقتی ویندوزم و عوض کردم این نمیشه بلکه وقتی این کارو میکتم میشه این(ٱ) چرا!؟

اگه میدونید لطفا کمکم کنید.مرسی.

پ.ن:بچه ها من یه خواسته ای از خدا دارم خیلی خواسته کوچیکی هست

ولی برا من خیلی مهمه واگه مستجاب شه کلی ذوف میکنم.پس برام دعا کنید خواهشا

بای بای

☺☺☺☺☻☻☻☻☺☺☺☺☻☻☻☻☺☺☺☺☻☻☻☻☺☺☺☺☻☻☻☻

سایه:

من یه سری حرفم مونده بود الان یادم افتاد

به عنوان نظر تو همین پست ارسال کردم اگه خواستید تو نظرات پیداش کنید و بخونیدش