پست ثابت

 

سلامی دوباره

خنده هات

از خنده هات خوشم میاد، اما وقتی باعثش منم، خنده هات یه چیز دیگه اس...

آینه

آینه لطف داره

وگرنه

ما داغون تر از این حرفاییم

بخند

 من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟

                 پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم


                              تنهاییت برای من ...

 

غصه هایت برای من  ...

 

همه بغضها و اشكهایت برای من ..


بخند برایم بخند


آنقدر بلند


تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را...

 

صدای همیشه خوب بودنت را

 

دلم برایت تنگ شده

من

من تکرار نمیشوم


ولی...


یک روز می رسد...


یک ملافه ی سفید پایان می دهد...


به من...


به شیطنت هایم...


به بازیگوشی هایم...


به خنده های بلندم...


روزی که همه با دیدن عکسم بغض می کنند و می گویند:


دیوانه دلمان برایت تنگ شده...

عشق

قشنگ ترین عشق

 

نگاه خداوند بر بندگان است

 

تو را به همان نگاه مسپارم

دل آجری

کودک بودیم و عاشق شدیم و عاشقمان شدند .


با کودکیمان عشق بازی کردیم و بهمان گفتند برو بزرگ شو عشق کجا تو کجا ؟


گفتند : عشق مال بزرگترهاست


و گفتند: اصلا آمدیم و عاشق شدی و رسیدی آخرش چه ؟


پول داری زندگی بسازی؟


گفتم : زندگی پول نیست زندگی چیز دیگر است !


گفتند : بچه ای ، این را میگویی !


گفتند : میخواهی عاشق شوی ؟ بزرگ شو بعداٌ عاشق شو ،


بزرگ شدیم و آنکه تا دیروز میگفت عاشقتم


گفت : هیچ حسی در وجودم نسبت به تو نیست !

بزرگ شدیم تا پول دار شویم و بعدا عاشق شویم تا


دلمان نسوزد که آن را که میخواستیم نتوانستیم به دستش بیاوریم .


بزرگ شدیم وگفتند عشق بچه بازی ایست خودت که میدا نی !؟


ولی من نمیدانستم ...


کودک بودیم عشقمان هر چه میخواست صدامان میزد و


اندازه ی نخود ... گردو ... گلابی ... طالبی دوستمان داشت


با عشق سخن میگفت و شاد بودیم با هم و هر دو میخندیدیم به سایه نبودن !!


ساده نبود نه او ، نه دوستی و نه عشق ، مرکب بودند ! مرکب


اما من ساده بودم و زلال !


و فهمیدم که :


زندگی یعنی بزرگ شو ولی برو بیرون ، تنها بمان تنهای تنها و دلت را آجری کن !

گریه

سخت می گیرم!


به دیدگانم ..


مبادا گمان کنند ..


می شود.


جز برای تو گریست ...!!!

من و تو

دلــــم بالــکنــــــی مــــــی خواهـَــد رو به شَهـــر…

و کَمـــــــی بـاد خنکــــ و تاریکـــــی …

یکــــ فنجان بــزرگ قـَهوه …

یک جــُـرعه تــو …

یکــــ جـُرعـــه من …

و سـکوتـــــــــی که در آن دو نگـــاه گـــره خـــورده باشَـــد …

بــــــی کلام…

میـــــدانـــــــی…!؟

دلـــَـم یک “من” مـــــی خواهــد بــَـرای تــو…

و یک “تــو” تـــا ابــَــد بــرای مــَـن …

 

+ باتشکر از دخترعمه مریم

آغوشت

آغوشت غاری است

که وسوسه میکند

همــه را...

برای پیـامبر شدن!

جانم

دوستت دارم” هایت را به کسی نگو


نگه دار برای خودم


من جانم را


برای شنیدنش


کنار گذاشته ام 

آرامگاه

مردنم را آرزوست

 

اگر آرامگاه ابدی      آغوش     تو باشد

دلتنگی

مرض عجیبیست


"دلتنگی"


آدم را


آرام...آرام


ناآرام می کند...!

مهربانی

نیما یوشیج در جشن یک سالگی فرزندش نوشت:

 

پسرم یک بهار

 

یک تابستان

 

یک پاییز

 

یک زمستان را دیدی!! از این پس همه چیز جهان تکراریست جز:

مهربانی

مقصد

فقیر به دنبال شادی ثروتمند و پولدار به دنبال آرامش زندگی فقیر است

کودک به دنبال آزادی بزرگتر و بزرگتر به دنبال سادگی کودک است

پیر به دنبال قدرت جوان و جوان در پی تجربه سالمند است

آنان که رفته اند در آرزوی بازگشت و آنان که مانده اند در رویای رفتن

خدایا!!!!!

کدامین پل در کجای دنیا شکسته است که هیچکس به مقصد خود نمیرسد؟؟

مبارک بهترین

 

تولدت مبارک بهترینم

دوستم دارد

بهترین ستایش ها نثار آنی باد که کاستی هایم را می داند

 

 

اما باز هم دوستم دارد!!!

خدا

صدای خنده های خدا را میشنوی؟؟؟

 

دعاهایت را می شنود و به آنچه محال میپنداری می خندد...!!!!

 

آرزویم برایت همیشه خنده خداست

نادان

تنهایی چیزهای زیادی به انسان می آموزد، اما تو نرو . . .

 

 بگذار من نادان بمانم!

بادبادک

آن جا که باد نمی وزد آدم ها دو دسته می شوند:


آن هایی که بادبادکشان را جمع می کنند و


آن هایی که می دوند تا بادبادک آن ها


بالا بماند

( عید نوروز برهمگان مبارک)

صدای پا

صدای پای تو که می روی

 

و صدای پای مرگ که می آید

 

دیگر چیزی را نمی شنوم

بی قرار

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست


آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست


مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب


در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست


آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد


بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست


بی هر لحضه مرا بیم فرو ریختن است


مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست


باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق


وسکوت تو جواب همه مسئله هاست

تولدت مبارک...!

 

روز تولدت شد و نیستم اما کنار تو

کاشکی می شد که جونمو هدیه بدم برای تو

درسته ما نمیتونیم این روز و پیش هم باشیم

بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم

میخوام برات تو رویاهام جشن تولد بگیرم

از لحظه لحظه های جشن تو خیالم عکس بگیرم

من باشم و تو باشی و فرشته های آسمون

چراغونی جشنمون، ستاره های کهکشون

به جای شمع میخوام برات غمهات و آتیش بزنم

هر چی غم و غصه داری یک شبه آتیش بزنم

تو غمهات و فوت بکنی منم ستاره بیارم

اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بکارم

کهکشونو ستاره هاش دریاو موج و ماهیاش

بیابونا و برکه هاش بارون و قطره قطره هاش

با هفت تا آسمون پر از گلای یاس ومیخک

با ل فرشته ها و عشق و اشتیاق و پولک

عاشقتو یه قلب بی قرار و کوچک

فقط می خوان بهت بگن :.

تولدت مبارک


ازطرف عشقت...

نشد!

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها


که در آخر با قلم شرم نوشتند


نشد

درخت

صادقانه ترین تبلیغی که این چند سال دیدم


روی بنر های شهرداری بود


هر شهروند: یک درخت

متفاوت

سعی نکن متفاوت باشی


فقط خوب باش!!!


این روز ها خوب که باشی متفاوتی!!!

پنجره ی ...

هوا پر شده از دوستت دارم هایی که بادها سپرده ام

 

کاش پنجره ات باز باشد

زخم هایم

مرهم زخم هایم کنج لبان توست

 

بوسه نمیخواهم

 

سخن بگو

بارون

تنم خاک

 

تنت بارون

 

بوی خاک بارون خورده می خواهد دلم