ڪفش هآیمـ مےشود تآ بہ تآ
آغوشے مےخوآهمـ ڪہ آراممـ کند
عروسڪے ڪہ همبآزے دلتنگےهآیمـ شود
و گلویے ڪہ بغض خفہ اش نکند
بهآنہ گیر مےشومـ ؛
نق مےزنمـ ڪہ ایـטּ رآ مےخوآهمـ
ڪہ آטּ رآ مےخوآهمـ
ولے هیچ کس نمےدآند
ڪہ بجز تو هیچ نمےخوآهمـ
نمــــــیدونم چه مدلیه که هــــرکی دلش صـــــافه , دهــــنشم صافه :|
احساس می کنم گم شدم.. گیر افتادم..
امروز وقتی حمید تو ماشین باهام از زندگیش و گذشته نه چندان دورش گفت ئوس داشتم بیشترپای حرفاش بشینم وارومتر ماشین رو برونم...
ارومم میکرد شنیدن سرنوشت باورنکردنی این پسر...
حالم گرفته ازین مردم.... از پیرمردی که باوجود عینکی بودنش ئرحال خواندن نقشه شهرروی کاپوت ماشین بود البته با ی ذره بین بزرگ اما...
اما وقتی ی دختر جوان درحال عبور بودبه چه دقتی تمام انئام دختر رابر انداز میکرد...
چه بده زندگی ما...
دلم میخاد راه برم قدم بزنم فقط اینطور اروم میشم.
شاید چیزی که او می بیند با انچه تو میبینی تفاوت داشته باشد

واژهای غیرقابل فهم...
آدم ها...
آدم که نه...
این موجودات غیر قابل شناخت...
مخصوصا در زمانه ای که دوست از پشت خنجر میزند و دشمن به طمئی دستت را میگیرد...
باز دل خوش به دشمن که لااقل دستت رامیگیرد اما گاهی کسی را که دوست میپنداری آنچنان خنجری می زند که قلبت هزار تکیه می شود...
خدایا ما چه شده ایم...
چه بلایی بر سر زمینت آمده... آن اشرف مخلوقاتت چه شده اند...
لااقل تو جوابی بده.. .
یک بنده ات چقدر عذاب بکشد... چه بگویمت ای خدا...
از دل شکسته ی کدام یک...
پناهشان باش... توکه خوب میدانی چقدر سخت است زیستن در این عالم، که موجوداتش غیرقابل باور....
قبل از پشیمانی یارمان کن...
هرگز پشیمانی سودی جز ازدست دادن عزیزانمان یا خوشی هایمان نداشت..
خدایا...به بندگانت درس زندگی واقعی رابیاموز...
همیشه سپاسگذار نعمت هایت هستیم پروردگارم..
تقدیم به رویاهای وجود همه ی تان.
همانگونه که هستم.....رنگ خودم..!
و مراآنگونه بخواه که ترسیم شده ام.....ساده ساده!
این دل کوچک می شکند وقتی....از باورهای غلط جامعه به زور می بافی و بر تنم میکنی!
آهسته فرو می ریزم.....باصدای بلند!
یادش بخیر وقتی سرکلاس حوصله درس نداشتیم الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم و می رفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم.
یادش بخیر دوس داشتیم مبصر صف بشیم تا پای بچه هارو جفت کنیم.
یادش بخیر سر صف هم پامونو ۱۸۰ درجه بازمیکردیم تابرای رفیق فابریکمون جا بگیریم..![]()
![]()
![]()
برادرش جواب داد:
عشق یعنی توهرروز شکلاتم رو از کوله پشتی مدرسه من برمیداری ومن هرروز باز هم شکلاتم رو همونجا بزارم..
.
.
تقدیم به رویاهای وجود همه ی شما..
زیادم دم دست نباش...!
زیاد که باشی...
زیادی می شوی...
شخصی برای زندگی، یا درسی برای زندگی،
اینو بدون تا وقتی زنده ای....،
در برابر کسی که به خودت علاقه مندش کردی مسئولی...مسئول.
پ.ن.
یک روز آموزگار از دانشآموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا میتوانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق،
بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند.
برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند.
شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را
راه بیان عشق میدانند.
در آن بین، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو ...
وای..
بازم داره این دوئل بزرگ هرسال شروع میشه....
این کنکوره مذخرف....
اووووووف..![]()
خسته شدم بابا اه اه اه....![]()
![]()
عجب روز گندیه امروز![]()
میدونید چرا توی مراسم عزا گلاب زیاد استفاده میشه؟ چرا گلاب میریزند روی لباس و بدن عزادارها؟ چرا توی مراسم عروسی این گلاب استفاده نمیشه؟ چرا وقتی شاد هستیم کسی دست به گلاب نمیزنه؟به خاطر اینکه گلاب غم زدا است. ترشح ئیدروفین و اندروفین را در مغز متعادل میکنه و احساس آرامش و آسودگی به آدم میده.شب اگه فکرای بد توی کلهات میاد، اگه هی اینور و اونور میشی نمیتونی بخوابی کافیه یک پارچه سفید برداری و روش گلاب بریزی و بگذاری زیر سرت، تا صبح مثل یک دسته گل میتونی بخوابی.نسخه دوم هم پیشنهاد میکنم یک لیوان بردارید و یک چهارم آن را عسل بریزید و دو سوم آب جوش و کمی گلاب. قبل از خواب این شربت را صرف کنید ببینید چه حالی میده واسه خواب
مردان هم در خلوتشان برای عشقشان گریه میکنند،شاید ندیده باشی اما،همیشه اشکهایشان را در آلبوم دلتنگیشان قاب می کنند،
هر وقت زنی بودنم را می بیند سینه ام را جلو می دهم،صدایم را کلفت تر م یکنم...تا مبادا...لرزش دست هایم را ببینی،
مرد که باشی...دوست داری...از نگاه یک زن مرد باشی!
.
.
پ.ن
.when an egg breaks by power withen، a life begins
great changes always begin with that power withen