آخرین روز مهد
آخ که چه حالی داد چهارشنبه سوری تو روز روشن و فشفشه هوا کردن
آخ که .......... وای که چقدر دلم واسم مهدم تنگولیده میشه تو این مدت ..... مامانم گفت که تا یک هفته دیگه عید نوروزه
من نمیدونم این چه عیدیه که من رو از عشاقم دور کرده .... اه .... اه ..... اه .... ![]()
.
.
کلی لباس نو خریدم ..... دلم داره قیلی ویلی میره که همشون رو بپوشم ... فقط حیف که دیگه دوستای باحال مهد تودکم نیستن که براشون عشوه بریزیم با این لباسا![]()
![]()
![]()
دق : صدای کتک زدن عروسک توسط روژین
!!!!!!! چه تولدی
بیچاره مامانی ام که کلی چیز میز واسه تولدم خریده بود که مثلا سنگ تموم بگذاره که منم خوب حال گیری کردم
................ ببخشید مامان جونم !! ![]()
همه دوستام از جمله آراد و پرهام هم هر چی سعی کردن باهام بازی کنن و آرومم کنن نشد که نشد اصلا نمیدونم چرا اینجوری کردم . اما به جون خودم قول میدم سال بعد حتما جبران کنم و حسابی دختر خوبی باشم .......... به قول مامانم این دفعه رو که شیرین کاشتم ![]()
اطلاعیه
خلاصه تولد دوسالگیم رو دارم کنار دوستهام مخصوصا پرهام و آراد عزیزم که هنوزم هم نتونستم بین عشقشون یکی رو انتخاب کنم ( آخه یکیشون پولداره و اون یکی خوش تیپ ... خدایی شما بودین ازشون میگذشتید... هی هی
) میگذرونم و جای همتون رو خالی میکنم و واسه تک تکتون بوس میفرستم و اگر هم خواستید میتونم بهتون امضام رو هم بدم . چه کنیم دیگه من دوست ندارم دل کسی بشکنه
. البته اگر خواستید کادو بفرستید بگین واستون آدرس بگذارم که خدایی نکرده زحمتتون هدر نره
.
آه .... پرهام
خوب فکر میکنید چی شد ..........![]()
مریض شدم
حالا نه تنها چهار پنج روز مهد نمیرم هیچی چهار تا شربت بی مزه که همشون هم مزه اسانس پرتقال تقلبی میدن رو باید بخورم ![]()
حالا شربتها اصلا مهم نیست ُ من نگران اون پرهام بیچارم که تو این مدت کی رو جای من میخواد بوس کنه که اینقدر بهش مزه بده ... عمرا کسی تو اون مهد ناز تر از من و لطیف تر از من پیدا بشه ... واقعا نگرانشم ![]()
کلاسهای شعر و ادب و طرب و از این چیزها....
اما راستش نمیدونم چرا اونها دوراز جون عین .....
من رو نگاه میکنن و هیچی از شعرم نمیفهمن !! همش هم به هم میگن این چه زبونیه که دارم باهاش شعر میخونم .. من نمیدونم والا اینها از چه سیاره ای اومدن که زبون من بیچاره رو متوجه نمیشن . مثلا یکی از شعرهام همین کلاغ ... پر .... جوجو ....پر .... بابا ...پر و خلاصه همه پر هستش که منم اینطوری میخونمش . . . .
الا....پَ .....اوجو .....پَ.....بابا ......پَ....دادو (مامانم میگه احتمالا الان گفتم کفتر!!!!!)...پَ... خلاصه به این شیوایی و نازی میخونم .....
من نمیدونم به خدا تو این دانشگاهها چی یاد این مامان و بابام دادن !!!!!! خدایی شما بگین ........ این خوندن من چه ایرادی داره ؟
نتیجه گیری مطلب قبل
خوب در واقع فعلا برای مسائل امنیتی هیچ آدرسی معرفی نمیشود........به گفته خود مامانم
تا اونجایی که من فهمیدم وبلاگ مامانم یکم سیاسی هست البته نه اون سیاسی که بزرگترها میدونن
و تو اخبارها هم میگن یه جورهایی به سیاست بین مرزی برمیگرده یعنی مرز تهران و .... ولایت پدر گرامی !!!!!!!!!!!!!! ![]()
![]()