تنهایی
سایه ام امشب ز تنهایی مرا همراه نیست
گر در این خلوت بمیرم، هیچ کس آگاه نیست
من در این دنیا به جز سایه ندارم همدمی
این رفیق نیمه راهم
گاه هست گاه نیست

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۴ ساعت 19:50 توسط Abolfazl
|
سایه ام امشب ز تنهایی مرا همراه نیست
گر در این خلوت بمیرم، هیچ کس آگاه نیست
من در این دنیا به جز سایه ندارم همدمی
این رفیق نیمه راهم
گاه هست گاه نیست

توی این سال ها چند بار مُردم !



به که باید دل بست؟
به که شاید دل بست؟
سینه ها جای محبت،همه از کینه پر است
هیچکس نیست که فریاد پر از مهر تو را گرم پاسخ گوید
نیست یک تن،که در این ره غم آلود،قدمی را به محبت پوید !

ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﯽﮐﻨﯽ ﺭﻓﯿﻖ،
ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﻣﯽﺷﮑﻨﺪ،
ﺗﺎ ﻣﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﺯﺍﻭﯾﻪ،
ﺑﻪ ﻫﻖﻫﻖ ﺑﯿﺎﻓﺘﺪ......
خدا یا به هق هق افتادم. بگیر دستم را



هر چه از دست میرود بگذار برود...
چیزی که به التماس آلوده باشد
نمیخواهم
هر چه باشد... حتی زندگی...
چه گوارا
