تنهایی

سایه ام امشب ز تنهایی مرا همراه نیست

گر در این خلوت بمیرم، هیچ کس آگاه نیست

من در این دنیا به جز سایه ندارم همدمی

این رفیق نیمه راهم 

گاه هست گاه نیست

 

تنهایی

این سال ها

 توی این سال ها چند بار مُردم !

 

آدم احساسی

آدم های احساساتی را باید کشت..

میدانی راست میگویم
..

آدم های احساساتی به درد زندگی آهنی امروز نمیخورند
...

شکسته

انسانها به ناگهان شکسته نمی شوند.این ماییم که دیر به دیر نگاهشان می کنیم

محبت

به که باید دل بست؟

به که شاید دل بست؟

سینه ها جای محبت،همه از کینه پر است

هیچکس نیست که فریاد پر از مهر تو را گرم پاسخ گوید

نیست یک تن،که در این ره غم آلود،قدمی را به محبت پوید !


باور کن رفیق

ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﯽﮐﻨﯽ ﺭﻓﯿﻖ،

ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﻣﯽﺷﮑﻨﺪ،

ﺗﺎ ﻣﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﺯﺍﻭﯾﻪ،

ﺑﻪ ﻫﻖﻫﻖ ﺑﯿﺎﻓﺘﺪ......

خدا یا به هق هق افتادم. بگیر دستم را



این است درد من !

      ببینمت . . .

گونه هایت خیس اســـت . . .

باز با این رفیق نابابت . . .

نامش چی بود؟

هان!

     باران . . .

باز با “باران” قدم زدی ؟

هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها . . .

همدم خوبی نیست برای درد ها . . .

فقط دلتنگی هایت را خیس و خیس و خیس تر میکنــــــد . . .

بی کسی

مدتهاست نه به آمدن کسی دلخوشم نه از رفتن کسی دلگیر ، بی کسی هم عالمی دارد . . .

چه گوارا

هر چه از دست میرود بگذار برود...

چیزی که به التماس آلوده باشد

نمیخواهم

هر چه باشد... حتی زندگی...

چه گوارا


خدایا

خـدایـا بـه آنـان کـه ادعـایِ عـاشـقـیِ تـو را دارنـد..

بـیـامـوز:

کـه بـدتـریـن گــنـاه ....

شـکـسـتـن دلِ آدمــیــان اســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــت.