220
این بغل نوشته بودم بـه امیـد روزی که بیـآیم تـوی همیـن صفحـه بنویـسیـم که
" مـآ بـه هـم رسیـدیـم " :)
" مـآ بـه هـم رسیـدیـم " :)
امروز همون روزه ![]()
من و شوشوم ب هم رسیدیم :)
30 تیر 94 ینی 5 روز پیش عروسیه من و شوشو بود .همون روز غروبش عقد کردیم شبشم عروسی
وقتی وسط سالن من و عشقم ب عنوان عروس واماد تنهایی داشتیم میرقصیدیم یرام مثل خواب بود...
موقعی ک با لباس سفید عروس کنار شوشو نشسته بودمو عاقد داشت خطبه رو میخوند,
از ته دلم خداروشکر کردم ک ایییییینهمه کمک کرد و مارو ب هم رسوند
ازش خواستم ک همیشه دستمونو بگیره و سایه ی عشقم همیشه بالا سرم باشه
شوشوم بهترین مرد دنیاس 
+ زی زی
+ نوشته شده در ۱۳۹۴/۰۵/۰۴ ساعت توسط
|