نمیدونم بازم چرخ روزگار چی واسم رقم زده ......
کاش اینقدر احساس تنهایی نمی کردم ......
کاش اینقدر قلبم احساس درد نمی کرد ......
شاید تقدیر تغییر کنه شاید زمین واسه منه زمستونی هم یه روز بهار بشه .....
شاید شاید شاید......
یعنی یه روز این ای کاش ها ، شاید ها و چشم انتظاری هایم به پایان می رسه یا اون روز هیچوقت تو کتاب قصه
زندگیم تعریف نشده ....
کی داستان زندگیم رو نوشته ؟؟؟؟
چه داستان خسته کننده ای ...
حتی خودم هم حوصله خوندنشو ندارم .....
لمسِ تن تو
شهوت است و گناه
حتی اگر خدا عقدمان را ببندد....
داغیِ لبت ، جهنم من است
حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند...
هم آغوشی با تو ، هم خوابگیِ چرک آلودی ست
حتی اگر خانه ی خدا خوابگاهمان باشد.....
فرزندمان، حرام نطفه ترین کودک زمین است
حتی اگر تو مریم باشی و من روح القدس
خاتون من!
حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم ،
یک بوسه
یک نگاه حتی
حرامم باد !
اگر تو عاشق من نباشی...

التماست میکنم
مــَرا
جــُدا کــن
از اهلِ زمـیــن !
دستَــم را بـگـیــر …
مـیــخـو اهــم ٬ در دنـیــایِ آرامِــــ تـــُو
آرامـــ بـگـیــرمـــ . . .

کافه ای متروک ..
قهوه ای تلخ ..
و دود سیگارم …
که میپچید دور تنم...
.. به جای حلقه بازوانت …
یعنی تو نیستی …
یعنی تو رفته ایی

♥دوستت دارمـــــ♥
در قلب تــ ـــ ـــو
محکومم به حبــس ابد!!
به یکبــاره جــا خــوردم ...
وقـــتی
زندان بان برســـرم فریاد زد:
هــی..
تــو
آزادیـــــ!
.
.
.
و صـــدای گامهای غریبهـــ ای که به سلـــول من می آمـــد !!..

این روزهــا ...
قندهــایت را
در دل ِ چه کسی آب می کنیــــ ؟!

بخواهی بشماری تا فردا طول می کشد.!
تو که می دانی فردای من و تو
چقدر دیر میاید.
اما دست از من و دلتنگی هایم برندار
میدانی با آنها چه کاخ آرزوها ساخته ام...؟!

روی سنگ قبرم بنویسید:
اولین باری نبود که مــــــُــــــرد

اگر میدانستند با تو در رویاهایم تا کجا رفته ام
سنگسارم میکردند

بعضــــی هـــا
گاهــــی هیـــچ کــــس را نــداشــتـ ـه بـــاشـــی
بهتــــر است
داشتــــن بعضــــی هـــا
تنهــــاتــــرت مـــی کــنــد . . .
ولی مهم نیست
بابت هر بی مهریت یک نشان می زارم به همین راحتی فقط یک تیغ
می خواهد و یک رگ فقط کافی است دنیات کو چک باشد ودلت تنگ
نمی دانی چه لذتی داره!هم آغوشی تیغ با رگ چند لحظه بعد............
درد .......... سوزش .......... خون ........ و در آخر مرگ.............
چند لحظه بعد کسی فریاد می زند: او مرده است مرده !من را به بهشت
راه نمی دهند به جرم خود کشی به جرم مرگ ولی مهم نیست............

خطا از من است ، می دانم … از من که سالهاست گفته ام ” ایاک نعبد “ اما به دیگران هم دلسپرده ام از من که سالهاست گفته ام ” ایاک نستعین “ اما به دیگران هم تکیه کرده ام اما رهایم نکن بیش از همیشه دلتنگم به اندازه ی تمام روزهای نبودنم …


تا وقتی تو هستی که دستانم را بگیری آرزو میکنم هر روز زمین بخورم ! کاش تابستانها هم برفی بود !

غريب است سرگردانــــــي در مـــــــه آنجا کــــــــــه تنهاست هرسنگ و بوتـــــه ايو هيــــچ درختي درخت ديگر را نــمي بيندهمه تنهاينــــــــدپــــــــر از دوست بـــــــود دنيـــــا برايمآنـــــوقت که زندگي ام نـــــور بوداينک که مـــــه فرو مي افتـــــدديــــگر کسي قابـــــــل رويت نيستراستي کـــــــه هيچکس عاقــــــــل نمي شودمگر اينکـــــــه تاريکي را بشناسدکه خامـــــــوش و گريز ناپذيراز همه جــــــــــدا مي کنــــــد او راغريب است در مــــــــه سرگردان شدنزندگي تنــــــها بودن استهيـــــــچ کس چيز ديگري نمي شنـــــــاسدهمه تنهاينـــــــد
همه سر شکستنم شرط بسته اند

من نمک پـــــرورده ی زخم هـــای از آشنــــــا خـــورده
آنقدر با خرابــــــی این گریـــــه ساختــــــه ام
که هر کنــــــج این خانـــــــه
از دست دیـــــــده ام ، دریــــــاست

آدمای راستگو
خیلی زود و راحت عاشق میشن!
خیلی راحت احساسشون رو بروز میدن...
خیلی دیر دل میکنن...
خیلی دیر تنهات میذارن...
اما،
وقتی زخمی بشن!
ساکت میشن...
چیزی نمیگن و خیلی راحت میرون...
و دیگه هم بر نمیگردن!

تو
پیدا کردن تــــــــو
از میان این همه ضمیر بود


تا به کی
❤❤تا کجای قصه ها باید ز دلتنگی نوشت ❤❤
❤❤تا به کی بازیچه بودن ❤❤
❤❤تا به کی با ضربه های درد باید رام شد❤❤
❤❤یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد❤❤
❤❤بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار ❤❤
❤❤خسته ام از زندگی از غصه های بیشمار❤❤
همین که دستت رو آروم بگیره.....
یه فشار کوچیک بده.....
این یعنی من هستم تا آخرش.....
همین کافیه....!

چه حسه خوبيه ...
چه حسه خوبيه ...
شبا موقع خواب عشقت سرشو بذاره رو دستاي مردونت ... با موهاش بازي كني ...
چشماشو ببوسي ... آروم آروم تو بغلت خوابش ببره ... ولي تو هنوز بيداري ...
دوست داري فقط نگاش كني ... همينطوري كه داري نگاهش ميكني ... اشكات سرازير بشه ...
تو دلت پيش خودت بگي ...
نباشي ... ميميرم ...

دراز کشیده بود گفت
دوسم داری ؟
پسره گفت
اگه دوست نداشتم الان باید تو بغلم ناله میکردی
نه سوال!!





