هدف

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام خدمت تمامی بازدید کننده های محترم

این وبلاگ را جهت شناساندن شیر مردان و شیر زنان آمل به شما دوستان عزیز راه اندازی کردیم.حماسه 6 بهمن سال 1360 در آمل هیچوقت از ذهن ها بیرون نمیرود و یاد و خاطره ی 40 شهید و کبوتر عاشق در آن روز همیشه زنده خواهد ماند.
ما در این وبلاگ به معرفی 40 شهید آمل میپردازیم.

برای شادی روح شهدا صلوات

یادواره هفت شهید روستای کچب کلوا


بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

به اطلاع شما سروران گرامی میرسانم ،سومین یادواره هفت شهید روستای کچب کلوا روز پنجشنبه مورخ 92/12/01 از ساعت 14 الی 17 در حسینیه سیدالشهدا روستای کچب کلوا برگزار میگردد.از کلیه شما دوستان دعوت به عمل می آید.

سخنران:حاج آقا آزاد کناری(مدیر کل امور روستایی استان)

منتظر حضورتان هستیم.

22 بهمن 92 در آمل+تصاویر

22 بهمن ماه 1392 مردم شهرستان آمل حماسه ای دیگر آفریدند با حضور گسترده و پرشور خود...این راهپیمایی از سالهای قبل هم پرشورتر و بهتر برگزار گردید...درود بر غیرت و شرف تمامی مردم شهرستان آمل و کشور عزیزمون ایران...چند عکس از راهپیمایی امروز در شهرستان آمل برای شما قرار میدهم...

IMG 1332 1 راهپیمایی بزرگ 22 بهمن در شهرستان آمل+تصاویر


برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

قطعه پرواز


توصیه‌ای شگفت‌انگیز از امام علی علیه‌السلام



توصیه‌ای شگفت‌انگیز از امام علی علیه‌السلام
احضرت علی علیه السلام حاکمی حکیم بوده که در طول تاریخ تکرار ناپذیر است. او به واسطه همین حکمت و عدالتش مدافعان و دشمنان سرسختی داشته است. این روز جمعه زمستانی را با حدیثی از امام مظلوم شیعه آغاز کنید.

سُئِل أَميرُالمُؤمِنينَ‏ علیه السلام عَنِ «العِلْمِ»، فَقالَ: أَربَعُ كَلِماتٍ: أَنْ تَعْبُدَ اللهَ بِقَدْرِ حاجَتِكَ إلَيْهِ، وَ أَنْ تَعْصِيَهُ بِقَدْرِ صَبْرِكَ عَلَى النَّارِ، وَ أَنْ تَعْمَلَ لِدُنْياكَ بِقَدْرِ عُمُرِكَ فيها، وَ أَنْ تَعْمَلَ لآِخِرَتِكَ بِقَدْرِ بَقائِكَ فيها.

از اميرالمؤمنين علیه السلام از «علم» سؤال شد، فرمودند: چهار كلمه است: خداوند را به اندازه­ای که به او نیازمندی، عبادت کنی. او را به اندازه­ای که طاقت تحمل آتش را داری، معصیت کنی. برای دنیایت به اندازه­ای که در آن عمر داری، کار کنی و برای آخرتت به اندازه­ای که در آن باقی می­مانی، عمل کنی.

و خداوند سکوت را آفرید


و خداوند سکوت را آفرید

سکوت، يعني گفتن در نگفتن .
سکوتِ مظلوم، يعني نفريني مطلق و ابدي.
سکوتِ محکوم بي گناه، يعني بغض، آه، گريه درون.
سکوت، در خود گريه دارد ولي گريه، با خود سکوتي ندارد.
سکوتِ شاهد، يعني شهادتِ دروغ، موقع خواب و استراحت و تعطيلي وجدان.
سکوتِ آرام کتابخانه،يعني رعدوغرش نهفته ي تمامِ حرفهاي فشرده ي عالم،درپيش از اين
هر سکوتي، سرشار از ناگفته ها نيست، بعضي وقت ها، سرشار از خجالتِ گفته هااست.
بعضي سکوت را به رشوه اي کلان مي خرند و با سودي سرشار، به اسـم حق السکوت، مي فروشانند
بعضـــي بـــا سکوت آنقدر دشمنند که حتي در خواب هم آنرا با پريشان گوئي مي شکنند.
آنان که حرمت سکوت را پاس مي دارند، بيش از حرّافانِ حرفه اي، به بشر اميدواري مي دهند.
آزار دهنده ترين سکوت، وقتي است که دروغ مي گوئي و مخاطبت در سکوتي سنگين،فقط نگاه مي کند.
غيرقابل درک ترين سکوت، متعلق به معلم ادبيات پيري است که،
شاگرد قديمش را در حال غلط خواندن گلستان سعدي از تلويزيون مي بيند.
سينماي صامت، پر از سکوتی گويا و خنده دار بود.
آدم هاي ترسو، براي فرار از سکوت، با خود حرف مي زنند.

ابتکاری2

با سلام خدمت تمامی بازدید کننده های محترم


من در این پست میخواهم دلنوشته های خود،حرفهای دل،غم ها و غصه های خود را در قسمت نظرات به اشتراک در آورید تا شهدا بدانند تا ابد در قلب ما جاودانه اند و همیشه به فکرشان هستیم...


با تشکر

امام رضا(ع)

اینم یه عکس از حرم آقامون امام رضا(ع)...خیلی دلم هوای حرمتو کرده آقا...تابستون اومدم پیشت اما دلم زود به زود واستون تنگ میشه از بس شما خوب و مهربونید آقا.....آقا یه گوشه چشمی به ما داشته باشین نوکرتون مشکل داره  ،گرفتاری داره،درد داره،درسته بنده خوبی نیستیم آقا اما شما لطف خودتونو از ما دریغ نکنید ما محتاج شما هستیم و شما هم ضامن آهو....

http://pounezar.ir/uploads/2014/01/e46e963e-4b26-4d3c-941a-217ef58a625a.jpg

چهار ذکر الهي در چهار حالت بحراني


امام صادق (ع) فرموده است: در شگفتم براي کسي که از چهار چيز بيم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمي برد!
1- در شگفتم براي کسي که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم الوکيل» (آل عمران ايه 171) پناه نمي برد.در صورتي که خداوند به دنبال ذکر ياد شده فرموده است: پس (آن کساني که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخويف شياطين در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتي از جانب خداوند (عافيت) و چيزي زايد بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هيچگونه بدي به آنان نرسيد.
2- در شگفتم براي کسي که اندوهگين است چگونه به ذکر «لا اله الا انت سبحانک اني کنت من الظالمين» (سوره انبياء آيه 87) پناه نمي برد. زيرا خداوند به دنبال اين ذکر فرموده است: «پس ما يونس را در اثر تمسک به ذکر ياد شده، از اندوه نجات داديم و همين گونه مومنين را نجات مي بخشيم.» (سوره انبياء آيه 88)
3- در شگفتم براي کسي که مورد مکر و حيله واقع شده، چگونه به ذکر «افوض امري الي الله، ان الله بصير بالعباد» (سوره غافر آيه 44) ... پناه نمي برد.
زيرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسي را در اثر ذکر ياد شده) از شر و مکر فرعونيان مصون داشت.» (سوره غافر آيه 45)
4- در شگفتم براي کسي که طالب دنيا و زيباييهاي دنياست چگونه به ذکر «ماشاءالله لا قوه الا بالله» پناه نمي برد، زيرا خداوند بعد از ذکر ياد شده فرموده است: «مردي که فاقد نعمتهاي دنيوي بود، خطاب به مردي که از نعمتها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود مي داني اميد است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.»

سخنان رهبری در دیدار بمناسبت حماسه  6 بهمن در سال 1388

 

حماسه 6 بهمن آمل، سند افتخار مردم ولایت‌مدار و انقلابی مازندران است 

پیام تبریک 


 »شهر هزار سنگر«؛ این تعبیر کمى است؟ حرف کوچکى است؟ قضیه‌ى ششم بهمن آنقدر اهمیت داشت که امام بزرگوار ما آن را در وصیتنامه‌ى تاریخى خود هم مندرج کردند، آن را یادگار گذاشتند؛ یعنى فراموش نشود. حالا چرا فراموش نشود؟ براى اینکه حوادث تاریخى، هم درس است، هم عبرت است. قضایاى جارى بر یک ملت، قضایائى است که در برهه‌هاى مختلف غالباً تکرار میشود. امروز بیست و هشت سال از آن زمان میگذرد، اما راه جمهورى اسلامى که عوض نشده است؛ دشمنان جمهورى اسلامى هم عوض نشدند. پس آنچه که آنجا اتفاق افتاد، میتواند براى امروز و براى آینده تا هر وقتى که ملت ایران به حول و قوه‌ى الهى دلبسته‌ى این اصول و این انقلابند، عبرت باشد، درس باشد؛ لذا نباید فراموش بشود.


ادامه نوشته

شهید سيده طاهره هاشمي(40)

معرفی چهلمین شهید

شهید سيده طاهره هاشمي


سيده طاهره هاشمي در يکم خردادماه سال 1346 در شهرستان آمل و در روستای شهید آباد ( شهربانو محله ) ديده به جهان گشود.

                                                                 زندگی نامه

او در خانواده‌اي متديّن، مذهبي و طرفدار انقلاب و تحت تربيت پدر و مادري بزرگوار که هر دو از سادات منطقه‌ي هزار جريب ساري بودند، رشد و پرورش يافت. از کودکي با قرآن، نهج‌البلاغه و ساير کتب روايي شيعي انس و الفت پيدا کرد و به دليل جوّ فرهنگي و مذهبي خانواده روح تشنه‌اش با عميق‌ترين مفاهيم ديني و معنوي سيراب شد.

او دختري مهربان، دلسوز و دانش‌آموزی نمونه و موفق و درس‌خوان بود. هرگز در اداي تکاليف واجب ديني، کوتاهي نمي‌کرد و مستحبات را تا جايي که مي‌توانست، به جا مي‌آورد. در کارهاي هنري چون خطاطي، طراحي، گلدوزي، نگارش مقاله، تهيه‌ي روزنامه ديواري و نيز اداره‌ي برنامه‌هاي فرهنگي مدرسه بسيار موفق بود و بسياري از برنامه‌هاي فرهنگي، اجتماعي و حرکت‌هاي سياسي مدرسه بر عهده‌ي او بود. در برخورد با دانش‌آموزاني که تحت تأثير تبليغات گروهک‌هاي منحرف قرار گرفته بودند، بسيار مهربان، باحوصله و دلسوز بود و از فرط مهر و دوستي، آن‌ها را به خود جذب مي‌کرد.

و سرانجام در غروب روز ششم بهمن‌ماه سال 1360 در حالي که چهارده بهار بيشتر از عمر کوتاهش نمي‌گذشت، در حالی به کمک نیروهای مدافع شهر شتافته بود ، در درگيري خونين گروهک‌هاي معاند انقلاب با نيروهاي بسيجي و مردمي، با اصابت دو گلوله به فيض شهادت نايل آمد.

این سیده بزرگوار با این که موقع شهادت چهارده سال بیشتر نداشت اما با توجه به نبوغ و ذوق سرشار خود آثاری قلمی و تجسمی به یادگار گذاشته است . در زیر ، انشایی را از این خواهر شهیده می خوانیم که به پیشنهاد معلم باید خطاب به یک دوست نوشته می شد . انشای شهیده سیده طاهره هاشمی در طرحی ابتکاری در قالب نامه ای به یک دوست امدادگر و رزمنده فرضی نگاشته شده است . او در این نامه پیامی را نیز خطاب به رئیس جمهور وقت ایالات متحده گوشزد نموده است :

به نام خدا

نامه ای می نویسم برای تو دوست در جنگم ، ای دوست جان بر کفم ، ای دوست شریفم . نامه ای که شاید از آن کوه مشکلات که بر سرت فرود آمده است بکاهد . هر چند که این نامه برایت سودی ندارد . برای تویی که در سنگر به مداوای مجروحان جنگ اعم از ایرانی و یا غیر ایرانی می پردازی . من این نامه را در حقیقت برای دوستانم می بایست می نوشتم اما روزگار را چه دیدی باید نوشت برای تو که حتی یک لحظه شاید نتوانی به این نامه نظری بیفکنی ، چون مجروحان در جلویت صف کشیده و رگبار مسلسل و توپ و نارنجک بر بالای سرت در پروازند .

ای کاش می توانستم با تو به جبهه آیم و مسلسل ها را در آغوش گیرم ، اما می دانم که چه خواهی گفت ، بله من سنگر دیگری دارم و سنگرم را همچون تو حفظ خواهم کرد ، همچون تو که که با وسایل اولیه بسیار کم و غذای اندک در خط مقدم جبهه ای . شاید بر من عیب بگیری که چرا به آگاهی دوستان و همشهریانم نمی پردازم . می دانم اما آگاهی دادن به کدامین مردم ؟ به مردم جان بر کف شهرم ! نه می دانم که نمی گویی ! زیرا باید به اشخاصی آگاهی داد که چشم ها و را بسته و گوش ها را پنبه نموده و به شعار دادن در سر چهار راه ها مشغولند . شعار مرگ بر آمریکایی که معنی آن سازش با آمریکاست ! می گویند که باید در این جنگ ، حق با باطل سازش کند . باید میانجیگری را پذیرفت و ملتی را که بیست سال زیر ستم بعثیان بود تنها گذاشت . آنها با شایعه سازی می خواهند مردم را گول بزنند ، اما قرآن دستور داد برای شایعه سازان قتل و اسیری و لعنت است . می دانم که تو تنها برای ملت ایران نمی جنگی بلکه برای ملت عراق هم می جنگی و ملت جان بر کف و شهید داده ما و عراق پشتیبان تو هستند . اگر تو شهید بشوی صدها نفر بعد از تو می آیند و سنگرت را حفظ خواهند کرد . ملتی که برای هر قطعه از این میهن خون ها فدا کرد ، دیگر سازش با نوکران آمریکا و شوروی این دشمنان اسلام را جایز نمی داند . می دانم که تو تا آخرین قططره خون خواهی جنگید ، زیرا تو فرزند خلف کسانی هستی که در جهان همیشه بر ضد ستم می شوریدند و تو هم مانند آنها پیروز خواهی شد زیرا اماممان ، این بت شکن عصر گفت : آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند و در جای دیگر گفت : ما مرد جنگیم آقای کارتر نباید ما را از جنگ بترساند . البته به یاری خداوند ، زیرا این خداوند بود که آمریکا را در حمله نظامی به ایران در طبس نابود کرد . شن های بیابان این مأموران الهی چون ابابیل بر سرش ریخت و تمام آن تجهیزات را نابود کرد و این بار هم کید شیطان بر هم ریخت چون خداوند در قرآن فرمود " ان کید الشیطان کان ضعیفا " بلی حیله شیطان ضعیف است زیرا در این زمان هم به یاری خدا و هوشیاری ملت و بیداری ارتش و جان بر کفان سپاه و بسیج مانع رسیدن آمریکا به هدف شومش گردید . من به تو خواهرم و برادرم که در سنگرید ، پیام می دهم که خواهم آمد و انتقام خون های نا به حق ریخته را خواهم گرفت . نگرانی من و تو ای خواهرم اینست که مبادا سازشی صورت گیرد و خون های شهیدان به هدر رود و نتوانیم ندای امام را به گوش جهانیان برسانیم ، که ندای امام همان ندای اسلام است . اما می دانم که هرگز سازشی صورت نخواهد گرفت، زیرا تمام ارگان های مملکتی در دست ملت و نمایندگان ملت است و من و تو ای دوستم با هم به جنگ اسرائیل که فلسطین را اشغال کرده است می رویم و از آن جا به سادات ها و شاه حسن ها و حسین ها و ملک خالدها خواهیم گفت که به سراغتان خواهیم آمد و دوباره فلسفه شهادت را زنده خواهیم کرد و صف های طولانی برای شهادت تشکیل خواهیم داد و روزه خون خواهیم گرفت .

آقای بهشتی به من گفت که تو به ما ملحق می شوی

خانم زهرا مظلوم؛ مادر بزرگوار شهیده سیده طاهره هاشمی روایت می کند: طاهره خیلی دلسوز و مهربان بود. خیلی مواظب حجابش بود، مواظب نماز اول وقت بود. یک روز آمد به من گفت، «مامان! من دیشب هفتاد و دو تن را خواب دیدم و آقای بهشتی به من گفت که تو به ما ملحق می شوی.» یک هفته نکشید که طاهره این خواب را برای من تعریف کرد و شهید شد. نسبت به سنش خیلی عاقل بود. همه جوره دختر خوبی بود. هیچ وقت نشد که کسی بیاید و بگوید که طاهره مرا اذیت کرده. از معلم و مدبر و همکلاسی هایش گرفته تا خواهرها و همسایه ها. انگار می دانست که شهید می شود. یک روز مدیر مدرسه خواسته بود اسمش را بنویسد برای جایی که معرفی اش کنند؛ طاهره گفته بود، «من آینده ندارم. به جایی معرفی ام نکنید.» معلمش می گفت که طاهره همه جوره طیب و طاهر بود

 

شهید محمد نبی محمدی(39)

معرفی سی و نهمین شهید

شهید محمد نبی محمدی


زندگی نامه شهید محمد نبی محمدی

وی به محض شنیدن خبر حمله گروهک های ضد انقلاب به شهر آمل روانه آمل شد و شب در درگیری شرکت داشت تا در روز ۷ بهمن ماه در جاده هراز به درجه رفیع شهادت نائل آمد

شهید در خانواده ای ساده و مذهبی در سال ۱۳۰۷ در روستای کلادابو به دنیا آمد.در سن ۱۲ سالگی از آنجائی که زندگیشان تامین نمی شد به کارگری پرداخت.

او از همان اوان کودکی به نماز و روزه اش اهمیت ویژه ای می داد . به علت شیفتگی خاصی که ایشان به اسلام داشت به عضویت هیئت قرآن در آمد و به فعالیت های مذهبی پرداخت.در همین مدت متولی حسینیه روستا نیز بود.

بر اثر فعالیت های مذهبی به خصوص توزیع عکس امام در هیئت از سوی رژیم شاه مورد تهدید قرار گرفت. با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در تظاهرات شرکت می کرد و با بیانی که داشت در ارشاد و راهنمائی مردم نقش موثری داشت و به همین خاطر در همان اوایل پیروزی انقلاب همراه با دوستانش گروه توحیدی را تشکیل دادند که بعد از پیروزی انقلاب این گروه به انجمن اسلامی تغییر نام داد و فعالیتش را ادامه داد .

با شروع جنگ تحمیلی شهید به سپاه جهت اعزام مراجعه نمود . مسئولین با وجود کهولت سن او اجازه رفتن به جبهه را نمی دادند اما با اصرار زیاد او و گریه و التماسش، بالاخره به جبهه های غرب کشور اعزام شد . مدتی در بلندی های مریوان به نبرد با گروهک های ملحد و ضد انقلاب داخلی و صدام آمریکائی پرداخت و بعد از سه روز که او به مرخصی می آید درگیری آمل شروع می شود . وی به محض شنیدن خبر حمله گروهک های ضد انقلاب به شهر آمل روانه آمل شد و شب در درگیری شرکت داشت تا در روز ۷ بهمن ماه در جاده هراز به درجه رفیع شهادت نائل آمد .

خاطره خوبی که از شهید همیشه در ذهن دوستان او به یادگار مانده دوران عضویت وی در انجمن اسلامی است که با یک کفن در جلسات حاضر می شد و می گفت : من که پیرم کفن می پوشم تا انقلاب به جهان صادر شود و شما هم همت کنید مثل من همیشه آماده شهادت باشید .


شهید رحیم عزیزی (38)

معرفی سی و هشتمین شهید
شهید رحیم عزیزی


از این شهید بزرگوار اطلاعاتی در دسترس نیست ولی با کمک دوستان به زودی این اطلاعات به همراه عکس در اینجا انتشار داده میشوند و این تنها وصیت نامه این شهید بزرگوار میباشد.

وصیت نامه شهید رحیم عزیزی

و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون . کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده مپندارید بلکه آنان زنده اند و نزد خدای خودشان روزی می گیرند .

انماالحیاه عقیده و الجهاد : همانا زندگی عقیده و جهاد است .

آری اینک وقت جهاد است ، در بحران حوادث قد علم کردن و از عشق سوختن ، سوی حق پرکشیدن و اسلام را زنده کردن و اوج گرفتن روز شرافت است ، روز شهامت است روز تابع بودن از ولی امر یعنی خمینی بت شکن پرچم دار اسلام که زنده کننده راه پیروزمند حسین (ع) است . من هم راهم را انتخاب کردم . راه عدالت و انسانیت راه خدا و اسلام . امام حسین ۱۳ قرن پیش فریاد می زد "هل من ناصر ینصرنی" و اکنون با صدای بلند فریاد می زنم لبیک لبیک ای ملت ای برادر و خواهر و هم سنگر به هوش باش به هوش . زیرکانه و عاقلانه بیاندیش . به سوی حق و به راه امام به پیش رو که راه عدالت است . دور از منافقین و چپ و راست و آمریکا و شوروی . ای آنکه هر دم می گویی "اهدنا الصراط المستقیم" یعنی خدایا مرا به راه راست هدایت فرما پس به راه راست که راه خمینی است پیش رو . و تنها وصیتم این است که امام را تنها نگذارید و مانند کوفیان نباشید که امام را تنها گذاشتند .

پدرم و ای برادرها و خواهرهایم برای من گریه نکنید و هرگز ناراحت نشوید، خطاب به خانواده ام می گویم: اگر من رفتم امام را که دارید به او افتخار کنید که چنین رهبری داریم ، پدر عزیزم من رفتم برای من گریه مکن برای اینکه من در راه اسلام جانم را از دست دادم و این از افتخارات بزرگ شماست .

پدرم نباید گریه بکنی ، و نباید ناراحت شوی باید خودت را قانع کنی از اینکه، من از علی اکبر که بالاتر نیستم . پدرم باید خوشحال شوی از اینکه من در راه اسلام جانم را از دست دادم یعنی در راه حق و حقیقت و یکتاپرستی . هیچوقت به شما تسلیت نگویند ، به شما تبریک بگویند از اینکه چنین فرزندی بزرگ کردی که او در راه اسلام جان خود را از دست داد .

برادرهایم باید دلیرانه در جلوی جنازه ام قدم بزنید و با مشتهای گره کرده خودتان بر دهان یاوه گویان بزنید و نه اینکه گریه کنید برای اینکه دشمن از گریه کردن شما سوء استفاده می کند .

بگفته امام خمینی ، ملتی که شهادت را سعادت می داند آن ملت پیروز است چه بکشند و چه کشته شوند . و خواهرانم زینب گونه در جلوی جنازه ام قدم بزنید و با مشت های گره کرده بر دهان یاوه گویان بزنید ، نه اینکه گریه کنید . دشمن از گریه کردن شما سوء استفاده می کند . وقتی که من شهید شدم مرا با لباسهای بسیج که بر تنم است دفن کنید . مرا در پائین محله دفن کنید و هر غروب به سر قبر من بیائید و یک فاتحه هم بخوانید تا مرا فراموش نکنید . ....

والسلام – سید رحیم عزیزی

وصیت نامه شهید رحیم عزیزی در بیمارستان امیرالمومنین ( ع ) تهران

سلام مرا به پدر و مادر و تمام برادران برسانید و بگوئید برای من غصه نخورند و راه انقلاب را پیش بگیرند و امام خمینی را تنها نگذارند ، که امام، امید امت است . به پدرم بگوئید که برایم گریه نکند من دیگر می روم خیالم راحت می شود .

پدر زیاد خسته شده خداوند انشاء الله او را اجر دهد . هیچوقت برایم گریه نکنید این همه شهید شده اند ، فقط همیشه مرا دعا کنید .

اگر خوب شدم حتما به جبهه می روم، اگر شهید شدم خیالم راحت می شود . بعد از شهادتم سر قبرم عکس امام را نصب کنید به همه بگوئید مرا ببخشند . به انجمن اسلامی محل بگوئید از من راضی باشند . شهید علی آرائی خوب جائی است ، دارد کیف می کند . من دیگر دارم می روم برایم اذان بگوئید . به خواهر و دامادم بگوئید سر نماز مرا دعا کنند . در نزدیکی شهرداری آمل در حالیکه داشتم سنگر درست می کردم از دست کفار تیر خوردم . چرا مردم را کشتید ای از خدا بی خبر ها ، ای بی همه چیزها . خدایا مرا ببخش .

والسلام – و در ساعت ۲۰:۲۰ روز ۱۴/۱۱/۶۰ به لقاء الله پیوست .

روانشان شاد و راهشان مستدام باد

خاطرات حماسه سازان 6 بهمن آمل جمع آوری شود

سردار عبدالله ملکی مدیر کل بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس مازندران به مناسبت گرامی داشت حماسه 6 بهمن آمل در حسینیه ثارالله این شهرستان سخنرانی کرد.

سردار ملکی عوامل پیروزی مردم آمل در6 بهمن  سال 60 را به چند عامل تقسیم بندی کرد.

مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس اولین عامل پیروزی ایمان به خدا، اسلام، قرآن، صبر و عقلانیت مردم آمل بود.

ملکی دومین عامل را فهم بالای مردم آمل از انقلاب اسلامی واعتقاد به ولایت فقیه عنوان کرد.

وی همچنین از اشراف اطلاعاتی آن زمان به عنوان عامل سوم یاد کرد که سرمایه امنیتی مردم آمل بود و نقش مهم در پیروزی آملی ها داشت.

سردار ملکی عامل چهارم را مقاومت مردم این شهرستان دانست و اشاره کرد که این مردم در کنار نیروهای سپاه، ارتش، کمیته جمعا 5000 نفر را تشکیل دادند و در مقابل آنانی که می خواستند ضربه کاری به انقلاب و ایران بزنند ایستادند.

مدیر کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس از احساس نیاز مردم آمل به امنیت به عنوان عامل پنجم یاد کرد و گفت: کمونیست ها از سال 59 تحرکاتی را در این شهرستان انجام می دادند و مردم فهیم آمل احساس خطر کردند و با حمایت از نیروهای بسیجی یک روزه آنان را عقب راندند.

سردار ملکی در بخش دیگری از سخنان خود عوامل شکست دشمنان انقلاب را هم به چند بخش تقسیم کرد.

وی گفت: کمونیست ها رهبری واحد نداشتند، اشراف اطلاعاتی آنان کم بود در میان مردم پایگاهی نداشتند زیرا مردم آمل را نشناخته بودند در ابتدای ورود به آمل گمان می کردند که روستاییان از آنان حمایت می کنند اما مردم با کمونیست ها همکاری نکردند و آنان هم از لحاظ تغذیه دچارمشکل شدند.

سردار ملکی در بخش پایانی سخنان خود با ابراز تاسف از این که نسل امروزاز حماسه 6 بهمن اطلاعی ندارند گفت: همگی مسئول هستیم تا حماسه مردم آمل را به کل کشور و نسل جدید معرفی کنیم.

وی ادامه داد: این شهرستان از پتانسیل بالایی در زمینه آگاه سازی نسل جدید از حماسه مردم آمل برخوردار است؛ زیرا دو تن از سران قوه آملی هستند و باید از این موقعیت استفاده کرد.
مدیر کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس در پایان پیشنهاد کرد که کوچه های آمل را به نام مقاومت نام گذاری کنند و همچنین آنانی که در آن روزها در نبرد با کمونیست ها حضور داشتند خاطرات شان جمع آوری شود تا کتاب فاخری که شایسته حماسه آمل باشد در کل کشور به انتشار برسد.

نظر نماینده مردم آمل درباره حماسه ۶ بهمن

عزت الله یوسفیان ملا، نماینده مردم آمل و لاریجان در مجلس شورای اسلامی، امروز در جلسه شورای اداری آمل که در سالن اجتماعات شهدای حماسه اسلامی ۶ بهمن این شهرستان برگزار شد با بیان این که حماسه ۶ بهمن سال ۶۰ آمل یک اثر تاریخی و ماندگار است، گفت:این حماسه ارزنده به عنوان سندی والا در راستای رشادت و دلاورمردی مردم شهر هزارسنگر آمل به ثبت رسیده است.

وی با اشاره به این که مردم آمل عشق و ارادت وصف ناپذیر خود به نظام مقدس جمهوری اسلامی را در این حماسه ارزنده به اثبات رساندند، بیان داشت: حماسه ۶ بهمن سال ۶۰ به منظور حفظ و حراست از مجموعه آرمان های مقدس نظام اسلامی شکل گرفت.

یوسفیان ملا با تاکید بر این که باید ابعاد حماسه اسلامی مردم آمل حفظ و تبیین شود، خاطرنشان کرد: این حماسه به عنوان برگی زرین در تاریخ انقلاب اسلامی است که مردم آمل با بصیرت و آگاهی والایی آن را رقم زدند.

نماینده مردم آمل در مجلس با بیان این که تاخیر در ارائه بودجه برای کشور مشکل آفرین می باشد، گفت: تاخیر در این امر پذیرفتنی نمی باشد و چنین امری موجب آسیب رساندن به بخش های گوناگون من جمله مسائل عمرانی می شود.

وی با اشاره به این که نمایندگان مجلس به عنوان وکلای مردم و بیان کننده مشکلات آنان هستند، بیان داشت: باید مشکلات موجود در کشور را بیان کنیم تا برای رفع آن چاره اندیشی شود و همگان در برابر این مردم که همیشه پای آرمان های مقدس انقلاب اسلامی ثابت قدم بودند مسوول بوده و باید به آنان پاسخ گو باشیم.

یوسفیان ملا با تاکید بر این که اقدامات ما نباید به گونه ای باشد که مردم متضرر شوند، خاطرنشان کرد: اقدامات همه ما باید در راستای رفع مشکلات مردمی بوده و در این راستا اهتمام ارزنده ای در میان قوای کشور و مسوولان وجود داشته باشد.

تولید 7 مستند در مورد حماسه 6 بهمن آمل

ه گزارش جویباران، محمد محمدی در گفت و گو با تسنیم اظهار کرد: در راستای ماندگاری حماسه اسلامی ومردمی ششم بهمن سال 60 آمل، تاکنون هفت مستند 40 دقیقه‌ای تولید و چهار کتاب نیز به چاپ رسیده است.

وی افزود: سایت حماسه اسلامی ششم بهمن آمل سال گذشته رونمایی شده و علاقمندان می‌توانند برخی آثار وپژوهش های مربوط  به این حماسه مهم وتاثیرگذار در تداوم انقلاب اسلامی را در این سایت مشاهده کنند.

محمدی بیان کرد: حماسه اسلامی ششم بهمن آمل بزرگ ترین رویداد سیاسی، فرهنگی و اعتقادی مردم این شهرستان بوده و مسئولان دستگاه های اجرایی این شهرستان باید در راستای برگزاری سالانه این رویداد مهم وانتقال دستاوردهای های به نسل های آینده با جدیت تلاش کنند.

وی از رونمایی سه عنوان کتاب امسال همزمان با گرامیداشت سی وسومین سالگرد حماسه اسلامی مردم آمل در ششم بهمن سال 60 در این شهرستان خبر داد.

محمدی گفت: این سه عنوان کتاب با نام های حماسه ششم بهمن، جبهه سوم و طاها ستاره شمالی که در حاشیه مراسم گرامیداشت 40 شهید واقعه ششم بهمن سال 60 در مصلی آمل رونمایی خواهد شد.

وی افزود: اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان آمل، امسال در راستای برنامه های فرهنگی در گرامیداشت هفته ششم بهمن، برگزاری همایش شعر هر سنگر، هزار سنگر، همایش بزرگ سیاسی تبیین واقعه ششم بهمن در حسینیه سپاه را پیش بینی کرده است.

رئیس اداره فرهنگ وارشاد اسلامی آمل، یادآورشد: در سال گذشته موسیقی ششم بهمن آمل نیز توسط یکی از هنرمندان این شهرستان رونمایی و اجرا شد، و امسال این موسیقی شبکه‌های مختلف صدا و سیما در هفته حماسه اسلامی ششم بهمن آمل پخش خواهد شد.

در سحرگاه ششم بهمن سال 60، گروهی از منافقان کوردل از جنگل های شهرستان آمل به قصد تصرف شهر آمل به این شهر حمله کردند که مردم این شهرستان با حمله جانانه و ایستادگی در مقابل آنها ، در چند ساعت این توطئه شوم آنان را پاسخ و مجب فرار آنان شدند.

در این حماسه جاویدان که هرساله از سوی مردم آمل گرامیداشته می شود، 40 نفر از مردم شهرستان آمل به شهادت رسیدند و تعدادی هم مجروح شدند.

شهید محمد گلچین(37)

معرفی سی و هفتمین شهید

شهید محمد گلچین


زندگینامه شهید محمد گلچین

او با شناختی که از موقعیت انقلاب داشت ، کشورش را در معرض خطر قدرتهای خارجی و گروهک های داخلی می دید ، بدین دلیل عازم جبهه های رزم و جنگیدن با کافران تجاوزگر شد و چند ماهی در جبهه جنگ تحمیلی به جهاد پرداخت

در میان امت اسلامی ایران شهدایی بودند که در راه پروردگارشان چون شمعی برای روشنایی و حرکت دادن انسانهایی که در نیمه راه بودند سوختند و با قیام خود کسانی را که به مبارزه با مکتبشان برخاسته بودند را به نابودی کشاندند . آنها به یقین می دانند که اگر سرورمان امام حسین ( ع ) در کربلا با ۷۲ تن از اصحابش توسط یزید و لشگریانش شهید شدند و عاشورا آفریده شد اینبار نیز در کربلای پر خون ایران اسلامی عاشورایی دیگر برپاست و یاران و پیروان حسین زمان بپا خاسته اند تا پرچم خونین لا اله الاالله را بر بالای بلدترین کاخ های زمان برافراشته نمایند تا انقلابشان را گواه و شاهدی برای نسل ها قرار دهند .

 شهید محمد گلچین در خانواده ای ساده و خانه ای محقر به دنیا آمد . از اوان زندگی اش با مشکلات و سختی ها خو گرفت . با کارگری به زندگی اش ادامه می داد تا بعد از پیروزی انقلاب که نوکر دست نشانده آمریکا یعنی صدام به سرزمین لاله گون ایران حمله می کند ، او با شناختی که از موقعیت انقلاب داشت ، کشورش را در معرض خطر قدرتهای خارجی و گروهک های داخلی می دید ، بدین دلیل عازم جبهه های رزم و جنگیدن با کافران تجاوزگر شد و چند ماهی در جبهه جنگ تحمیلی به جهاد پرداخت .

 تازه از جبهه برگشته بود که ضد انقلاب جنگلی به شهر آمل حمله کرد . شهید هم خود را آماده کرد تا به نبرد با آنان برود ، اما وقتی خانواده اش گفتند « تازه از جبهه آمده ای بهتر است قدری استراحت کنی » در جواب می گوید من مرد جنگم و مرد جنگ هیچ گاه خسته نمی شود و بدین قرار به شهر می آید و در حین درگیری با مزدوران جنگلی در مقابل دادسرای انقلاب به لقاء الله پیوست .

 

وصیت نامه برادر شهید محمد گلچین

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه الراجعون

همانا ما از خدائیم و به سوی او بر می گردیم .

 حال که این دنیا محل دائمی نیست و اصولا هم انسان فانی شدنی است پس باید از این دنیا به سوی عالمی دیگر که تکامل واقعی انسان در آنجا صورت می پذیرد می باید رفت . من طبق این نظر و این اصل که انسان برای تکامل بعد معنوی اش احتیاج به هجرت و جهاد دارد . هجرت نموده تا اگر خدا لایق دانست مرا در این جهاد شرکت دهد و به اجر اخروی و دنیوی نایل شوم ان شاء الله تعلی .

 اگر در این مضمون چند کلمه ای به عنوان وصیت نامه معلوم گردد خالی از اشکال و ایراد نخواهد بود .

به عرض می رسانم که اینجانب محمد گلچین فرزند حسین علی دارای شناسنامه ۰۴۰۶۵ انتخاب نموده ام که برادرم سید علی هاشمی را به عنوان وصی خود و وکیل خود ، تا هرچه که خودش می خواهد در مورد اموال و کارهای من تصمیم بگیرد و اجرا نماید .

امیدوارم از خداوند تبارک و تعالی که همه ما را سعادتمند در دنیا و آخرت بفرماید و ما را در شمار بندگان خود قرار دهد . آمین .

کیفیت نمــــاز


از یکی از بزرگان در مورد کیفیت نماز او سوال کردند گفت:

چون وقت نماز داخل می شود وضو می گیرم و به مصلای خود می روم و لحظه ای می نشینم

تا اعضا و جوارح من آرام گیرد سپس به نماز بر می خیزم و کعبه را میان دو ابروی خود قرار می دهم

و صراط را در زیر قدم خود می بینم و بهشت را در طرف راست جهنم را در طرف چپ و ملک الموت را 

در عقب سر و چنان می پندارم که این آخرین نماز من است پس در میان امید وخوف می ایستم و تکبیره

الاحرام می گویم و شمرده قرائت می گویم و به خضوع و خشوع رکوع و سجود می کنم و به اخلاص 

تمام نماز را تمام می کنم در حالی که نمی دانم که نماز من قبول شده یا نه ؟

مستند “ستاره شهر هزار سنگر” در آبادان تصویربرداری می‌شود

مستند “ستاره شهر هزار سنگر” در آبادان تصویربرداری می‌شود

مدیر کانون بسیج هنرمندان آبادان گفت: کار تصویربرداری فیلم مستند داستانی “ستاره شهر هزار سنگر” از ۳۰ خرداد ماه جاری در آبادان آغاز می‌شود.

غلامرضا عبدیان با اشاره به اینکه محور اصلی این فیلم شهیده سیده طاهره هاشمی است، افزود: فیلم مذکور نگاهی به زندگی و فعالیت‌های این شهیده دارد که بخشهایی از آن در آبادان تصویر برداری می‌شود.

به گفته وی کار تصویربرداری این فیلم توسط «نیما فشندی» انجام و در شرکت میلاد فیلم آبادان تدوین می‌شود.

عبدیان، مدت تصویر برداری بخشهای این فیلم در آبادان را یک هفته عنوان کرد و اظهار داشت: مابقی فیلم به مدت ۱۰ روز در شهر آمل تصویربرداری می‌شود.

مدیر کانون بسیج هنرمندان آبادان با اشاره به همکاری شرکت پالایش نفت آبادان و کانون بسیج هنرمندان آبادان در تهیه این فیلم مستند تصریح کرد: فیلم مستند داستانی ستاره شهر هزار سنگر نگاهی به اتحاد، همدلی و شهامت های مردم آمل در مقابله با گروهک کمونیسم با محوریت تلاشها شهیده هاشمی دارد.

عبدیان با یادآوری این مسئله که مردم آمل در آن سال با دست خالی و تنها با اسلحه‌های شکاری در مقابل هجوم کمونیست‌ها که قصد تصرف شهر و حرکت به سمت تهران را داشتند ایستادگی کردند، ادامه داد: در آن روزها مردم آمل هزار سنگر برای مقابله با کمونیست‌ها در نقاط مختلف شهر خود ساخته بودند که این امر سبب شد تا امام راحل (ره) این شهر را شهر هزار سنگر نامگذاری کنند.

عبدیان مدیر کانون بسیج هنرمندان آبادان خود کار تحقیق، جمع‌آوری اطلاعات، نگارش فیلمنامه و کارگردانی فیلم مستند “ستاره شهر هزار سنگر” را عهده دار است و زهرا عبدیان نیز به عنوان شهیده هاشمی نقش آفرینی می‌کند.

شهید احسان طاهری(36)

معرفی سی و ششمین شهید

شهید احسان طاهری

شهید احسان طاهری در سال ۱۳۳۸ در اوز رود نور در یک خانواده مومن و مسلمان دیده به جهان گشود . دوره ابتدایی و دوره متوسطه را با موفقیت به پایان برد و پس از اخذ گواهی نامه پایان تحصیلات متوسطه در رشته ریاضی در امتحانات دانشگاهی شرکت و در رشته صنایع اتومکانیک پذیرفته شد . او پس از یک سال تحصیل از داوطلبین تعطیل دانشگاه بود.

 ایشان نیمی از وقت خود را در جهاد سازندگی آمل به کار می پرداخت و رفتن به جهاد سازندگی را وظیفه شرعی می دانست. در آغاز جنگ تحمیلی سه بار داوطلبانه به جبهه حق علیه باطل عازم شد و به جنگ با مزدوران آمریکا پرداخت.

 وی از بنیانگذاران انجمن اسلامی سجادیه و معلم ایدئولوژی این انجمن بود. او ولایت فقیه را ناجی انسانها تا زمان ظهور حضرت مهدی ( عج ) می دانست و به آن اعتقاد قلبی داشت .

 ایشان همچنین به خواندن قرآن علاقه فراوان نشان می داد . وی بسیار رئوف و مهربان و خشرو و بی تکبر بود و همه از او راضی بودند . او یک انسان کامل و متعهد و مومن بود و هرگز از نماز و روزه غافل نمی شد . دلسوز و مردم دوست بود و با مردم به خوبی رفتار می نمود . در نماز جمعه همیشه حاضر بود و از گوش دادن به دعای کمیل لذت می برد .

 شهید طاهری در درگیری ۶ بهمن ۶۰ آمل پس از مجروح شدن بر اثر اصابت گلوله و بعد از چند روز بستری شدن در بیمارستان به دیدار خدایش شتافت .


ابتکاری

بسم الله الرحمن الرحیم

در این پست قصد دارم نظر شما دوستان گرامی را جویا شوم.

اگر شما در 6 بهمن 1360 حضور داشتید چه میکردید؟

کدامین راه را انتخاب میکردید؟



لطفا نظرات خود را برایمان بفرستید

بیانات امام خمینی(ره) برای 6 بهمن

بیانات بزرگان برای 6 بهمن

 باید از مردم آمل تشكر كنیم-امام خمینی(ره) :



آن مردم فداکار؛

شما ملاحظه فرمودید که این‌ها در داخل تبلیغات زیاد مى‏کردند، به خارج هم که رفتند تبلیغات زیاد مى‏کنند؛ به این‌که مردم در اختناق‏اند و خودشان همه مخالف‏اند با جمهورى اسلامى. در صد، شش تا موافق دارد جمهورى اسلامى، یا فوقش ده تا، ولى سایرین همه موافق منفى و مخالف هستند. و دیدند که همه‌ی آمال‌شان را به شمال دوخته بودند و بیشتر تبلیغات این بود که شمال دیگر تقریباً صددرصد مخالف با جمهورى اسلامى هستند. و این‌ها همه‌ی قوای‌شان را جمع کردند و به آمل آن حمله‌ی وحشیانه‌ی غافل‌گیرانه را کردند، به امید این‌که مردم آمل هم با آن‌ها هم‌دست بشوند و آمل را مرکز استان قرار بدهند و بعد مازندران و جاهاى دیگر و رشت و همه‌ی جاها را بگیرند و جلو بروند.

این‌ها به خیال خودشان با دست ملت مى‏خواستند که - همان ملتى که آن‌ها تراشیدند که مخالفند با جمهورى اسلامى- با این‌ها بیایند و مرکز را هم بگیرند و حکومت را تغییر بدهند و بعد هم هرطورى که دل‌شان مى‏خواهد عمل بکنند، مرتجعین را هم از بین ببرند! وقتى مواجه شدند با مخالفت مردم - مهم مخالفت مردم بود- [شکست خوردند] و ما باید تشکر کنیم از شهر آمل و آن مردم فداکار که مع‌الأسف، خوب عده‏اى را هم شهید دادند، لکن خوب این مطلب را ثابت کردند که آن‌جایى که شما تمام آمال‌تان به آن‌جا بود با شما مخالفند؛ حالا شما مى‏خواهید بیایید قم؟ مى‏خواهید بیایید تهران، جاهاى دیگر؟ مع ذلک، رسانه‏هاى گروهى گذشتند از آن، همین طورى یک چیزى ذکر کردند و از آن گذشتند و بنایشان هم بر همین است. یک مطلبى اگر پیش مى‏آید، یک کلمه‏اى مى‏گویند و مى‏گذرند از آن طرف که به ضد ما یک کلمه‏اى مى‏گویند، بعد پُف مى‏کنند بهش؛ شروع مى‏کنند به هرچه دلشان مى‏خواهد مى‏گویند.

صحیفه امام، ج‏۱۶، ص۳

 

اگر اسلام را فهمیده بودند

اگر این عده‏اى که در جنگل بودند اسلام را فهمیده بودند، حمله به آمل نمى‏کردند. این حمله در عین حالى‌که براى ما تأسف‏انگیز بود و عده‏اى از برادرهاى ما را از دست ما گرفت، لکن فهماند به این دسته‏هاى غیرانسانى که این‌طور نیست که شما خیال مى‏کنید که اگر یک صدایى بلند کنید مردم با شما هستند. چطور یک مردم مسلمانى که دل بسته‏اند به اسلام و دل بسته‏اند به قرآن، و شهادت را براى خودشان افتخار مى‏دانند و هرکس شهیدى دارد براى خانمان خودش یک افتخارى مى‏داند و هست، چطور امکان دارد که چند تا دزد سرگردنه و چند تا اشخاصى که هیچ از قرآن و اسلام اطلاع ندارند و هیچ ایمان ندارند، بیایند و یک شهر مؤمن را بخواهند به هم بزنند؟ این معنا واضح شد که مسأله آن‌طور نیست که این‌ها فکر کردند.

صحیفه امام، ج‏۱۶، ص۱۰۶

 

دلجويى پير


دست آن شيخ ببوسيـــــد كه تكفيرم كرد          محتسب را بنوازيــــــــد كــــــــــــه زنجيرم كرد

معتكف گشتــم از اين پس، به در پير مغان         كه به يك جرعه مى از هر دو جهان سيرم كرد

آب كوثر نخــــــــــــــورم، منّت رضوان نبرم           پرتــــــــــــو روى تو اى دوست، جهانگيرم كرد

دل درويش به دست آر كــه از سرّ اَلَست           پـــــــــــــــــــــرده بـرداشته، آگاه ز تقديرم كرد

پير ميخانه بنــــازم كه به سر پنجه خويش          فــــــــــانيـــم كرده، عدم كـرده و تسخيرم كرد

خادم درگه پيرم كـــــــــــه ز دلجويى خود          غـــــافل از خـــــــويش نمــــود و زبر و زيرم كرد

حضرت امام خمینی (ره)

 

شهید محمود افراکش(35)

معرفی سی و پنجمین شهید

شهید محمود افراکش
افركش     محمود.jpg


شهید محمود افرکش

شب قبل از شهادتش به حمام رفت و غسل شهادت کرد ناخنهایش را گرفت ، پوتینش را واکس زد و صبح زود به آمل آمد . وقتی موقع ظهر یکی از برادران پاسدار به او گفت بیا نهار بخور برادران در سنگر گرسنه اند من غذا نمی خورم . که بعد از ظهر به شهادت رسید و به لقاء الله پیوست .

زندگی نامه برادر شهید محمود افرکش


بسم الله الرحمن الرحیم

شهید افرکش در سال ۱۳۳۹ در روستای بور محله چشم به دنیا گشود در رنج و مشقت پرورش یافت . دوران تحصیلت ابتدایی را در روستای خود گذراند و برای دوره راهنمایی و نظری به آمل آمد و در انجا موفق به اخذ دیپلم شد . بعد از آن برای فراگیری درس طلبگی به حوزه رفته تا در آن مکان مقدس و روحانی خود را پرورش دهد . بعد از چند ماه وقتی که سپاه تشکیل شد به عضویت سپاه در آمد و پس از مدتی به علت ناراحتی جسمانی واعزام به خدمت سربازی از عضویت سپاه بیرون آمد . زمانی که به سربازی رفت جنگ تحمیلی شروع شده بود .

وی قبل از انقلاب فعالیت های چشم گیری در پخش اعلامیه و نوارهای امام و شرکت فعال در درگیری و تظاهرات در شهر داشت . بعد از انقلاب خدمات زیادی در سپاه کرده است . او در روز قبل از شهادتش آنقدر خوشحال بود انگار روی زمین راه نمی رفت ، بلکه پرواز می کرد .

شب قبل از شهادتش به حمام رفت و غسل شهادت کرد ناخنهایش را گرفت ، پوتینش را واکس زد و صبح زود به آمل آمد . وقتی موقع ظهر یکی از برادران پاسدار به او گفت بیا نهار بخور برادران در سنگر گرسنه اند من غذا نمی خورم . که بعد از ظهر به شهادت رسید و به لقاء الله پیوست

شهید علی ابراهیمی(34)

معرفی سی و چهارمین شهید
شهید علی ابراهیمی

001.jpg

شهید علی ابراهیمی

سه روز به رفتن جبهه مانده بود که در روز ۶ بهمن ۶۰ مزدوران جنگلی به شهر آمل حمله کرده و وی را در حالی که کیسه شن به دوش داشت در مقابل دادگستری هدف تیر قرار دادند و بدین ترتیب این فرزند اسلام نیز به جمع شهدا پیوست و به آرزویش رسید .

بسم الله الرحمن الرحیم

برادر شهید علی ابراهیمی در سال ۱۳۴۴ در خانواده ای مذهبی در روستای آغوزین آمل به دنیا آمد . او از همان ابتدا به مکتب اسلام عشق می ورزید و تا کلاس پنجم ابتدایی به تحصیل پرداخت و از آن به بعد به علت مساعد نبودن وضع مالی ترک تحصیل کرد و به کار کشاورزی مشغول شد .

در سال ۱۳۶۰ دوباره به کلاس شبانه رفت و تحصیلات خودش را ادامه داد . شهید در جریان درگیری لیبرالها و بنی صدر به دفاع از شهید مظلوم آیت الله بهشتی و خط امام برخواست در تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت فعال داشت تا زمانیکه احساس رفتن به جبهه کرد و با موافقت پدر و مادرش در بسیج محل جهت اعزام به جبهه های رزم ثبت نام کرد . سه روز به رفتن جبهه مانده بود که در روز ۶ بهمن ۶۰ مزدوران جنگلی به شهر آمل حمله کرده و وی را در حالی که کیسه شن به دوش داشت در مقابل دادگستری هدف تیر قرار دادند و بدین ترتیب این فرزند اسلام نیز به جمع شهدا پیوست و به آرزویش رسید .

شهید خیرالله عباس زاده(33)

معرفی سی و سومین شهید
شهید خیرالله عباس زاده

شهید خیر الله عباس زاده در سال ۱۳۳۸ در روستای کوکده از توابع آمل پا به عرصه جهان گذاشت و دوران زندگی را در همین روستا سپری کرد. به علت نامساعد بودن وضع مالی موفق به تحصیل علم نشد و به شغل کشاورزی مشغول شد و در میان کشتزار در آفتاب سوزان تابستان ماه مبارک رمضان روزه دار بود و هیچ گاه چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب دست از عبادت و بندگی در مقابل خدا برنداشت و همیشه مدافع حق و حقیقت بود .

در موقع سربازی به فرمان امام(ره) از پادگان فرار و بعد از پیروزی انقلاب اسللامی مجدداً به خدمت مقدس سربازی عازم و بقیه خدمت را به اتمام رسانید. در همین سال تصمیم به ازدواج می گیرد و تشکیل خانواده می دهد تا اینکه خود فروختگان شرق و غرب در تاریخ ۶/۱۱/۶۰ به شهر خون و حماسه و ایثار آمل حمله می کنند و شهید به مانند دیگر پیروان راه خونین حسین ( ع ) به یاری رزمندگان در شهر شتافت و با گلوله  ، خون پاکش به زمین ریخته شد .


شهید محمد دیو سالار(32)

معرفی سی و دومین شهید

شهید محمد دیو سالار


vvvvvvvvvvv.jpg

صبح روز شهادت نمازش را خواند و با خانواده اش خداحافظی کرد و وارد میدان نبرد با دشمنان اسلام گردید تا اینکه عاشقانه جان به جان آفرین تسلیم کرد و به آرزوی خود که شهادت بود رسید

 شهید محمد دیو سالار در سال ۱۳۴۲ در عزت علمده از توابع شهرستان نور در خانواده ای مسلمان متولد شد . در سن ۷ سالگی مشغول تحصیل شد و تا کلاس پنجم ابتدایی به تحصیل ادامه داد .

 به علت فقر قادر به ادامه تحصیل نشد و جهت تامین خانواده خود در تعمیرگاه گلگیر سازی اتومبیل مشغول به کار شد . شهید همیشه به فکر محرومین جامعه بود و آرزویش این بود که مستضعفین جامعه یک روز از رنج و محرومیت به در آیند.

 فعالیتهای شهید دیو سالار در زمان قبل از انقلاب به علت سن کمی که داشت چندان چشم گیر نبود فقط گامهای اولیه را جهت انتخاب راه بر می داشت . زمانیکه انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی به اوج خود رسید ، او به اتفاق مردم حزب الله به صفوف تظاهرات پیوست .

 بعد از پیروزی انقلاب در ارگانهای انقلابی مشتاقانه خدمت می کرد و شبها برای حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی به گشت می رفت . در بنیان گذاری انجمن اسلامی شهید چمران نقش بسزائی داشت . همیشه خون خودش را به مجروحین هدیه می کرد تا شاید از این راه بتواند دین خود را به اسلام ادا کند . با مردم برخوردی برادرانه و دوستانه داشت به طوری که همه او را دوست داشتند .

 یک روز قبل از حمله مزدوران آمریکایی به شهر قهرمان پرور آمل عکسی از خود گرفت و به مادرش گفت این عکس امروز پیش شما ارزشی ندارد ولی بعد که شهید شدم برای شما ارزشمند خواهد شد.

 صبح روز شهادت نمازش را خواند و با خانواده اش خداحافظی کرد و وارد میدان نبرد با دشمنان اسلام گردید تا اینکه عاشقانه جان به جان آفرین تسلیم کرد و به آرزوی خود که شهادت بود رسید .

 

شهید غلامرضا هدایتی(31)

معرفی سی و یکمین شهید

شهید غلامرضا هدایتی



هدايتي     غلامحسين.jpg

همیشه می گفت امروز روز آزمایش ماست آنهایی که می گویند ما نبودیم تا به ندای “هل من ناصر ینصرنی” امام حسین(ع) پاسخ بگوییم امروز بیایند و ندای حسین زمان خمینی بت شکن را لبیک بگویند

پاسدار شهید غلامرضا هدایتی در سال ۱۳۴۲ در روستای خردوندکلا در خانواده ای مذهبی و کشاورز به دنیا آمد . در سن ۶ سالگی به مدرسه رفت و تا پنجم ابتدایی را در روستای محل تولد خود گذراند و برای ادامه تحصیل به شهرستان آمل آمد.

 وقتی انقلاب شروع شد او همیشه در تظاهرات و درگیری با مزدوران آمریکایی و رژیم شاه شرکت می کرد و برادران را برای تظاهرات با رژیم منفور پهلوی بسیج می نمود . بعد از آنکه انقلاب پیروز شد در خدمت سپاه و بسیج و دادگاه انقلاب بود تا موقعی که کمیته تشکیل شد و عضو اصلی کمیته گشت .

 از خصوصیات اخلاقی شهید برخورد مهربان او بود که بعد از شهادتش تمام مردم از برخورد خوب وی سخن می گفتند . وی بیشتر وقتش را صرف خدمت به اسلام و انقلاب کرده بود و شهادت تنها آرزویش بود . همیشه می گفت امروز روز آزمایش ماست آنهایی که می گویند ما نبودیم تا به ندای “هل من ناصر ینصرنی” امام حسین(ع) پاسخ بگوییم امروز بیایند و ندای حسین زمان خمینی بت شکن را لبیک بگویند . ما باید با چنگ و دندان از انقلابمان محافظت کنیم .

 برای رو در رویی با صدامیان کافر به جبهه آبادان می رود و به مدت چند ماهی انجام وظیفه می نماید تا اینکه روز سه شنبه ۶/۱۱/۶۰ خود را جلوی دبیرستان امام خمینی رسانده و با مزدوران آمریکایی به نبرد تن به تن می پردازد تا یکی را به هلاکت رسانده و یکی را زخمی می کند اما مزدوران جنگلی از خدا بی خبر از پشت او را به رگبار میبندند و با رگبار بستن او روح بلندش به سوی خدایش پر کشید و به دیدارش شتافت .

 

دیدار خوبان

 

شهید علیرضا قاسم نژاد(30)

معرفی سی امین شهید

شهید علیرضا قاسم نژاد



قاسم نژاد     علي رضا.jpg


زندگینامه شهید علیرضا قاسم نژاد یکی از ۴۰ شهید ۶ بهمن سال ۶۰ آمل

برادر شهید علیرضا قاسم نژاد در سال ۱۳۴۱ در روستای رشکلای آمل چشم به جهان گشود از همان ابتدای کودکی با نماز و احکام اسلام آشناسد.اخلاق وی در خانواده و محله اش زبانزد همگان بود.او یگانه فرزند خانواده اش بود همچون دیگر جوانان حزب الله در انقلاب و در راهپیماییها و مراسم مذهبی دیگر شرکت داشت.

در شب حمله گروهکهای مزدور آمریکایی به شهر هزار سنگر آمل او همچون دیگر شیفتگان راه الله جهت مبارزه با گروهکهای ضد انقلاب به همراه نیروهای نظامی و مردم قهرمان آمل به مقابله با آنان پرداخت و در این درگیری بدست مزدوران جیره خوار آمریکا به شهادت رسید.

پدرش در شهادت فرزندش میگوید:ای کاش چند فرزند دیگر مثل علیرضا داشتم تا سروجان فدای اسلام می نمودند.