بی تو روزای شادی نیست...  

بگو سرگرم چی بودی كه اینقدر ساكت و سردی

خودت آرامشم بودی خودت دلواپسم كردی

ته قلبت هنوز باید یه احساسی به من باشه

چقد باید بمونم تا یكی مث تو پیدا شه

تو روز و روزگار من بی تو روزای شادی نیست

تو دنیای منی اما به دنیا اعتمادی نیست

سلام ای ناله ی بارون سلام ای چشمای گریون

سلام روزای تلخ من هنوزم دوستش دارم


سلام ای بغض تو سینه سلام ای آه آیینه


سلام شب های دل كندن هنوزم دوستش دارم

نمی دونی تو این روزا چقد حالم پریشونه

دلم با رفتنت تنگ و دلم با بودنت خونه

خراب حال من بی تو نمی تونم كه بهتر شم


تو دستای تو گل كردم بذار با گریه پرپر شم

بسلامتی دخترهای سرزمینم

بسلامتی دخترهای سرزمینم که زندگی بهشون حروم شده 

توسط نگاه هاى الوده

مردم یا تعصب کاذب پدر و برادر

یادمان باشد

یادمان باشد شیطنت های خاص دختران را پای خراب بودن

نگدرایم



دُخــتــرهــآ فَــریـــآد نـمــیـکـشـنــد

درد مــیـکـشــنــــد ..!!

نمیخوام باور کنم

نمیخوام باور کنم که ندارمت.....


من تو رابه دلم قول داده ام, نگذاربدقول شوم…

تکلیف سنگـــــینی


چه تکلیف سنگـــــینی است : ” بلا تکـــــلیفی ”

وقتی نـــــمیدانم …

دارمـــــت یا ندارمـــــت !!!

دلتنگی

آب و هوای دلم آنقدر بارانیست

که رخت های دلتنگی ام را

مجالی برای خشک شدن نیست

اینگونه است که دلم برایت همیشه تنگ اس
ت . .

مینویسم برای تو

دم از بازی از حکم میزنی!؟دم از حکم دل میزنی!؟پس به زبان قمار برایت میگوییم!قمار زندگی را به کسی باختم که تک دل را با خشت برید!باخت زیبایی بود!یاد گرفتم به دل دل نبندم.یاد گرفتم از روی دل حکم نکنم..دل را باید برید.جایش سنگ ریخت..که با خشت تک بری نکند...

خدایا یادت هست؟دستشو گرفتم آوردم پیشت گفتم:من فقط اینو میخوام.گفتی:این نه!! بهتر از اینو واست گذاشتم کنار.پامو کوبیدم زمینو گفتم:من اینو میخام!اروم توی گوشم گفتی:اخه اون از من قول یکی دیگه روگرفته!!!





در دوری لذتیست که در با هم بودن نیست!چون در با 


هم بودن ترس از فراق است و در دوری شوق


 دیدار..............

در انتظار تو

takpar-73 


من و تو هستیم و بینمان فاصله
زودتر نمیگذرد این ثانیه های بی حوصله
همچنان باید بی قرار باشیم ، تا کی باید خیره به عکسهای هم باشیم!
بیش از این انتظار مرا میسوزاند، دلخوشی فرداست که تمام حسرتها و غمها را بر دلم میپوشاند
تو  در این فاصله میسوزی و من از سوختنت خاکستر میشوم ، تو اشک میریزی و من در اشکهایت غرق میشوم ، تو نمی تابی و من در تاریکی محو میشوم ، تو از انتظار خسته ای و من به انتظار آمدنت دست به دعا میشوم!
انگار عقربه های ساعت هم از انتظار خسته اند ، نشسته اند و حرکت نمیکنند
چرا نمیگذرد ، تا برسد آن روز
در خواب میبینم تو را ،ستاره ها که می آیند ، نمیدانم، میدانند حال من و تو را
روزها شبیه هم است ، امشب نیز مثل دیشب است ،
امروز خیره به ساعت بودم ، دیروز با ثانیه ها هماهنگ بودم
دیشب خواب دیدم سرم بر روی شانه هایت است ، امروز در فکر خواب دیشب بودم
به انتظارت مینشینم ، انتظار هم پایان نیابد ، میروم به سوی پایانش ، تا نزدیک شوم به تو ، در کنارت خیره شوم به چشمانت تا بگویم خیلی دوستت دارم

من هم آغوش شب يلدا شدم

درهوای ِسردوناپیدا،شبی پیداشدم

 

پَرکشیدم،تاهماغوشَ ِشبِ یلدا شدم

 

سازهای این جهان،بامن هم آوایی نکرد

 

دردهاراخوانده ام،تامُرغ ِشب آواشدم

 

درزمین جایی به جُزمُرداب،سهم ِمن نشد

 

خود نمی دانم چرا،نیلوفرِ صحراشدم

 

نامِ من،بانوی ِمهتابَست و،جایَم آسمان

 

قصّه گوی ِدردهای ِمُرغ ِشب آواشدم

 

درزمستان غرقم و،بازیچه ی سرمای ِسخت

 

بال وپَربسته،پریدم مُرغ ِشب آواشدم


دست در دستان برگ زرد پاييز،آمدم

 

رقص رقصان، تا هم آغوش شب يلدا شدم


.
مــے پوشانَـــم دِلتنـگـــے ام را ...
بـــا بستَـــری از کلـماتــــــ ...
امــا بـــــاز ...
کســـــے در دلــ♥ـــم ...
"تـــ♥ــــو" را صــدا مــــے زنَـــــد ...

دریا
دلش که بگیرد
سر می گذارد بر سینه ی ساحل
ابر
سر می گذارد بر شانه ی کوه
چشمه
سر می گذارد بر دامن دشت
اما من
وقتی تو نیستی
سر می گذارم
در دست های شعر
و دلتنگی هایم را
قطره قطره
کلمه می شوم.



حالا بخند

حالا بخند

بذار دنیا با خنده هات

تسلیم بشه.

تنها که میشوم
نــاخــواستــه بــغــض مــیــکــنــم...
مـثـل ِ خـلـسـه ای عــمــیـق، 
فـرو میــروم در سـکــوتــی محـض که انـگـار بـدجـور با هیـاهـویِ شـهـر غریـبـه اسـت...
سـریـع یـادم مـی رود که تـا هـمیـن چنـد لحـظـه قـبـل، داشـتـم می خـنـدیــدم...
ماشـیـن هـا می آیـنـد، 
مـی رونــد، 
امـا انگـار زیـادی انـد،
سـر مـی رونـد از سـر ِ شـهـر، یا شـایـد هـم از سـر ِ حـوصلـه ی مـن... 
نمی دانم! 
هـرچـه هـست، هـضمـشـان نمـی کنـم،
آدم هـا را بیشـتـر... 
شـور و شـوقی دارنـد کـه مـثـل ِ الـکـل از زنـدگـی ِ مـن پـریـده اسـت! 
یـا هـیـچ چـیـز بوی نــو شـدن نمـی دهد، 
یـا بـیـنـی ِ مـن بـدجـور گرفـتـه اسـت...

حــوصـله ی نــوشـتـن نــدارم...چـنـد خـط بود محـض ِ ثـبـت ِ احـوال ِ ایـن روزهـام...× در مـن کـسـی هسـت که نـیـست .


ادامه نوشته

کـــــــــاش...

هیچــــــوقت ارزو نمیکردم کفش های مـــــــادرم اندازه ام شودimages?q=tbn:ANd9GcS5sN37_gR5FGRJF-TfGeS


v0mpfo6ylmi83zty1ff.jpg


هرچقدر آدمها رو بیشتر میشناسی به حضرت سلیمان بيشتر حق میدی که چرا میرفت با یه مشت گاو و گوسفند و بلبل درد دل میکرد !!

اخ

40325006968202091126.jpg

ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ، ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺮﯾﺾ ﻣﯽ ﺷﺪﯾﻢ

ﻭﻓﺘﯽ ﺁﻗﺎی ﺩﮐﺘﺮ ، ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ ...

ﺑﮕﻮ ﮐﺠﺎﺕ ﺩﺭﺩ می کنه؟ ﭼﺘﻪ

ﺯﻝ ﻣﯽ ﺯﺩﯾﻢ ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻤﻮﻥ؟ !!

ﯾﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ...

ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﯽ ﺷﺪﯾﻢ ﺗﺎ مامانمون ﺑﮕﻪ ﻣﺮﯾﻀﯽ ﻣﻮﻥ ﭼﯿﻪ؟؟ ...

ﻭ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﻣﯽ ﺳﭙﺮﺩﯾﻢ؟ ...

ﭼﻮﻥ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﻭﻧﺴﺘﯿﻢ ﻣﺎﺩﺭﻣﻮﻥ، ﻫﻤﻮﻥ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻩ

ﮐﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﺭﯾﻢ ...

ﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ ، ﺩﺭﺩﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ...

ﺣﺎﻻ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺑﮕﻢ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺭﻭ ﯾﺎﺩﺕ ﻣﯿﺎﺩ؟

ﺧﺐ ، ﺗﻮ ﺟﻮوﻥ ﺷﺪﯼ ، ﺍﻭﻥ ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻩ !!!

ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﺑﻬﺶ ...

ﺣﺎﻻ ﻭﻗﺘﺸﻪ ، ﺗﻮﺍﻡ ﻣﺜﻞ ﺑﭽﮕﯽ ﻫﺎﺕ ﺍﮔﻪ ﺍﻭﻥ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪ ...

ﺣﺴﺶ ﮐﻨﯽ!!!

ﺣﺎﻻ ﺍﻭﻥ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻩ ، ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﺣﺮﻓﯽ ﻧﺰﻧﻪ ...

ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﺸﻪ !!!

ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﻬﺶ ﺑﺎﺷﻪ ..

خخخخخخخخخ بیچاره کشتیش بسه

zz8uii01sx8tzps7avqw.jpg


امید یعنی

7041427423.jpg


امید یعنی بدونی٬ تا هستی میتونی تغییر کنی و دنیا رو تغییر بدی.


امید یعنی بدونی٬ خداوند دوستت داره و اگه به تو زمان داده معنیش اینه که

توی این فرصت میشه یه کارایی کرد.

امید یعنی این که اگر دانه ی زندگی صد بار از دستمان رها شد٬باز هم برای

برداشتن و به مقصد رساندن آن به ابتدا برگردیم این بار٬ محکم تر گام

برداریم.

امید یعنی اینکه بدونی:
برای انجام کارهای بزرگ همیشه نمیشه یک گام بزرگ برداشت
بعضی وقتا هم باید یه عالمه گام کوچیک برداریم


مهم نیست

مهم نیست دور باشی یا نزدیک …

از رو به رو بیایی یا که روی بگردانی از من …

ماه را از هر طرف که ببینی ماه است...

اگر میخواهی

بدون شرح

در قلبت رو واسه هر کسي باز نکن ، اوني که دوستت داره کليد داره

عشق گلي است كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد، هرگز قادر نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيدshame on you

اي كاش كه معشوق ز عاشق طلب جان مي كرد، تا كه هر بي سرو پايي نشود يار كسي !!!

به همه لبخند بزن اما با 1 تن بخند همه را دوست داشته باش اما به 1 تن عشق بورز تو قلب همه باش اما قلبت مال 1 تن باشه

يادمون باشه كه هيچكس رو اميدوار نكنيم بعد يكدفعه رهاش كنيم چون خرد ميشه ميشكنه و آهسته ميميره . يادمون باشه كه قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا كسي كه به ما تكيه كرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو كه به كسي ميديم عمل كنيم . يادمون باشه هيچوقت كسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امكان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه كسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم

من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو، به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو، من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو

دوست داشته باش و زندگي كن!زمان براي هميشه از آن تو نيست

تقديم به او كه نبود ولي حس بودنش بر من شوق زيستن داد دلم براي كسي تنگ است كه آفتاب صداقت را به ميهماني گلهاي باغ مي آورد و گيسوان بلندش را به باد مي داد و دست هاي سپيدش را به آب مي بخشيد و شعر هاي خوشي چون پرنده ها مي خواند .ولنتاين مبارك

من آفتاب انديشه را به سرزمين عشق خواهم كشاند من ستاره اميد را در دل پرمهرت خواهم نشاند و خواهم نوشت:....دوستت دارم

خدايا هركه را دوست داري به او بياموز كه عشق از زندگي كردن برتر است و هرآنكه را دوست تر مي داري بياموز كه دوست داشتن از عشق نيز والاتر است

بزرگترين آرزوم اينه كوچكترين آرزوت باشم 

اين وزن آواز من است اگر مرا بسيار دوست بداري شايد حس تو صادقانه نباشد 
من تو را چون عشق در سر كرده ام 
من تو را چون شعر از بر كرده ام 
من گل ياد تو را همچون خزان 
در خيال خويش پر پر كرده ام 
بي وفايي كردي و عاقل شدي !
من به عشق شومت عادت كرده ام 
عشق ورزيدن به تو درد است درد!
من ز درد خويش هجرت كرده ام
كمتر دوستم بدار تا عشقت ناگهان به پايان نرسد 
من به كم هم قانعم و اگر عشق تو اندك، اما صادقانه باشد من راضي ام
دوستي پايدار، از هر چيزي بالاتر است 
مرا كم دوست داشته باش اما هميشه دوست داشته باش 
اين وزن آواز من است بگو تا زماني كه زنده اي،
دوستم داري! 
و من تمام عشق خود را به تو پيشكش مي كنم

آرزومه كه يه روز، تو كلبه ي قشنگمون
يه شب صاف مهتابي، با ديواراي عنابي
دست بكشم رو گونه هات ، خيره بشم به اون چشات
حس كنم كنارمي ، تو آغوش گرم مني
سرت رو شونه هام باشه ، دستات توي دستام باشه
نگات تو چشم من باشه ، لبات روي لبهام باشه
از عشق هم گر بگيريم ، از امروزو فردا بگيم
با اين دلهاي پاكمون ، يه جشن كوچك بگيريم

كم دوست داشته باش اما هميشه دوست داشته باش

خودم عهد بستم بار ديگركه تورا ديدم،بگويم از تودلگيرم. ولي باز تو را ديدم و گفتم : بي توميميرم

هيچ زمان دل به كسي نبند ...... چون اين دنيا اين قدر كوچك است كه دو تا دل كنار هم جا نميشه ..... ولي اگر دل بستي ... هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اين قدر بزرگه ... كه ديگه پيداش نميكني

عاشقت خواهم ماند بي آنكه بداني
دوستت خواهم داشت بي آنكه بگويم
درد دل خواهم كرد بي هيچ كلامي...
در آغوشت قرار خواهم گرفت بي هيچ كلامي
در آغوشت خواهم ماند بي هيچ كلامي
شايد احساسم اينگونه نميرد

عشق با روح شقايق زيباست عشق باحسرت عاشق زيباست عشق با نبض دقايق زيباست عشق با زهر حقايق زيباست عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست

حس كه پيدا شد عشق باريدن گرفت، هيچ ميداني رمز عاشق بودن هركس فقط اين است: ساده بودن، ساده ديدن، و ساده پذيرفتن...پس ساده ميگويم، ساده...دوستت دارم

كسي رو دوست داشته باشي ؛ نمي توني تو چشماش زول بزني ؛ نمي توني دوري شو تحمل كني ؛ نمي توني بهش بگي چقدر دوستش داري ؛ نمي توني بهش بگي چقدر به اون نياز داري ؛ واسه همينه كه عاشقا ديوونه آدم ها به هم گل مي دهند ، چون معناي حقيقي عشق در گل ها نهفته است ؛ كسي كه بكوشد صاحب گلي شود؛ زيبايي پژمردن اش را هم خواهد ديد؛ اما اگر به همين بسنده كند كه گلي را در دشتي بنگرد ، همواره با او خواهد ماند؛ چون آن گل با عصر هنگام ، با غروب خورشيد ، با بوي زمين خيس و با ابرهاي افق مي ميرد

آري دوستي دو نيمه دارد نيمي از آن عشقي است كه دل تو را بيقرار كرده است و نيمي ديگر آن محبتي است كه در دل من مي تپد

صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است
صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد
صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا
نشسته ام تا شايد صدايم كني
صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني

عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلكه نداشتن كسي است كه الفباي دوست داشتن را برايت تكرار كند و تو از او رسم محبت بياموزي

اگه تو دنيا هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو هست:خداي مهربون، فكراي قشنگ وقلب كوچيك من

خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد

اگرتواين دنيا كسي هست كه با ديدنش رنگ رخسارت عوض ميشه و قلبت ابروتو به تاراج مي بره. مهم اين نيست كه اون مال تو باشه، مهم اينه كه باشه. نفس بكشه، زندگي كنه و از زندگيش لذت ببره

عشق شايد زود تو را عاشق و دلتنگ كند اما هرگز تو را سير نمي كند. روز ولنتاينت مبارك

اگر باران بودم انقدر مي باريدم تا غبار غم را از دلت پاك كنم اگر اشك بودم مثل باران بهاري به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه اي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميكردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برايت مينواختم ولي افسوس كه نه بارانم نه اشك نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم

موقعي كه مي خواستمت مي ترسيدم نگات كنم،موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم. موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم
دل آدمها مثل يك جزيره دور افتادست ،اينكه كي واسه اولين بار پا به جزيره ميزاره مهم نيست مهم اون كسيه كه هيچوقت جزيره را ترك نكند

نميگم دوستت دارم
نميگم عاشقتم
ميگم ديونتم كه اگه يه روز ناراحتت كردم بگي بيخيال ديونست . . .

من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو، به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو، من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو.

زندگي آرام است، مثل آرامش يك خواب بلند.
زندگي شيرين است، مثل شيريني يك روز قشنگ.
زندگي رويايي است، مثل روياي ِيكي كودك ناز.
زندگي زيبايي است، مثل زيبايي يك غنچه ي باز.
زندگي تك تك اين ساعتهاست، زندگي چرخش اين عقربه هاست، زندگي راز دل مادر من. زندگي پينه ي دست پدر است، زندگي مثل زمان در گذر...

 من اگر اشک به دادم نرسد مي شکنم اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم بر لب کلبه ي محصور وجود، من در اين خلوت خاموش سکوت، اگر از ياد تو يادي نکنم، مي شکنم اگر از هجر تو آهي نکشم، تک و تنها، مي شکنم به خدا مي شکنم

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش

گفتي که مرا دوست نداري گله اي نيست بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست گفتم که صبر کن و گوش به من دار گفتي که نه بايد بروم حوصله اي نيست پرواز عجب عادت خو بيست ولي تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست گفتي که کمي فکر خودم باشم و آنوقت جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست

دوست دارم بروم سربه سرم نگـــذاريد گريه ام را به حســاب سفرم نگـــذاريد دوست دارم که به پابوسي باران بروم آسمان گفته که پا روي پرم نگـــذاريد اين قدر آينه ها را به رخ من نکشيــد اين قدر داغ جنون بر جگرم نگـــذاريد چشمي آبي تر از آيينه گرفتارم کرد بس کنيد اين همه دل دور وبرم نگذاريد آخرين حرف من اين است،زميني نشويد فقط... از حال زمين بي خبرم نگــذاريد

من از زندگاني آموختم چگونه اشك ريختن را ولي اشكهايم نياموخت چگونه زندگي كردن را

هيچوقت از دوست داشتن انصراف نده..حتي اگه کسي بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده...عشق رو تجربه کن حتي اگر توش شکست بخوري .......اينو بدون که اگه کسي وارد زندگيت شد و گذاشت رفت علاوه بر اينکه خاطره بجا ميزاره مي تونه يه تجربه هم بجا بزارهکاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود

هرگاه احساس کردي که گناه کسي آنقدر بزرگ است که نمي‌تواني او را ببخشي بدان که اشکال از کوچکي روح توست، نه از بزرگي گناه او

گفتم : مجنونم کفتي : باش
گفتم : مجنون توام ليلي گفتي : باش
گفتم : چاره چيست ؟ گفتي : انتظار
گفتم : چه سخت است؟ گفتي : چه زيباست
گفتم : تا به کي؟ گفتي : تا به آن وقت که چون شمع بسوزي از سر تا به پاي
گفتم : افسوس که نداني در اين سوختن بالهاي تو هم خواهد سوخت اي پروانه من

کاش ميدانستي که درون قلبم خانه اي داري تو که هميشه آنرا با شفق مي شويم و با آن ميگويم که تويي مونس شبهاي دلم کاش ميدانستي باغ غمگين دلم بي تو تنها شده است و گل غم به دلم وا شده است کاش ميدانستي که درون قلبم با تبشهاي عشق هم صدا هستي تو .کاش ميدانستي که وجود تو و گرماي صدايت به من خسته و آشفته حال زندگي مي بخشد کاش ميدانستي....... کاش مي دانستي........

مدت هابود که مي خواستم رازي را که در سينه دارم به تو بگويم. اما نتوانستم. دوست داشتم هنگامي که از کنارم مي گذري اين راز را در چشمان عاشقم بخواني.ولي تو با بي اعتنايي مي گذشتي تا اينکه امروز قلم را برداشتم تا از بي مهريت بنويسم. ولي وقتي قلم را از روي کاغذ برداشتم ديدم نوشته ام: "با تمام وجود دوستت دارم

 

عکس های جشنواره گل و گیاه در دیزنی لند (فلوریدا)

خانم مغرور :

به نام خدایی که زن آفرید        حکیمانه امثال ِ من آفرید

خدایی که اول تو را از لجن        و بعداً مرا از لجن آفرید !

برای من انواع گیسو و موی        برای تو قدری چمن آفرید !

مرا شکل طاووس کرد و تورا        شبیه بز و کرگدن آفرید !

به نام خدایی که اعجاز کرد        مرا مثل آهو ختن آفرید

تورا روز اول به همراه من        رها در بهشت عدن آفرید

ولی بعداً آمد و از روی لطف        مرا بی کس و بی وطن آفرید

خدایی که زیر سبیل شما        بلندگو به جای دهن آفرید !

وزیر و وکیل و رئیس ات نمود        مرا خانه داری خفن آفرید

برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب        شراره ، پری ، نسترن آفرید

برای من اما فقط یک نفر  درب       پیت برای غمو زندگی آفرید !

برایم لباس عروسی کشید        و عمری مرا در کفن آفرید

به نام خدایی که سهم تو را        مساوی تر از سهم من آفرید

          

پاسخ حكیمانه آقا:

به ‌نام خداوند مردآفرین  که بر       حسن صنعش هزار آفرین

خدایی که از گِل مرا خلق کرد        چنین عاقل و بالغ و نازنین

خدایی که مردی چو من آفرید        و شد نام وی احسن‌الخالقین

پس از آفرینش به من هدیه داد        مکانی درون بهشت برین

خدایی که از بس مرا خوب ساخت       ندارم نیازی به لاک، همچنین

رژ و ریمل و خط چشم و کرم        تو زیبایی‌ام را طبیعی ببین

دماغ و فک و گونه‌ام کار اوست        نه کار پزشک و پروتز، همین !

نداده مرا عشوه و مکر و ناز         نداده دم مشک من اشک و فین!

مرا ساده و بی‌ریا آفرید  جدا        از حسادت و بی‌خشم و کین

زنی از همین سادگی سود برد  به        من گفت از آن سیب قرمز بچین

من ساده چیدم از آن تک‌ درخت         و دادم به او سیب چون انگبین

چو وارد نبودم به دوز و کلک         من افتادم از آسمان بر زمین

و البته در این مرا پند بود            که ای مرد پاکیزه و مه‌جبین

تو حرف زنان را از آن گوش گیر         و بیرون بده حرفشان را از این

که زن از همان بدو پیدایش‌ات          نشسته مداوم تو را در کمین


بفهم


بـآیَـב مَــرב باشـے تآ بفَهمــےاِפــسـاسِ

یـِڪ زَלּ فُـروشـے نیسـت…هـِבیـــﮧ سـت…

.


ی جمـاعت !!


ای جمـاعت !!

نذر کرده ام بار دیگر اگر عاشق شدم

صد دور تسبیح

” اهدنا صراط المستقیم ” بخوانم

شاید ..

وقتی مجنونش شدم

دیگر مسیرش را با دیگری کج نکند



توجه کردی ؟
شبا موقع خواب میشینی عکسای گوشیتو نگاه میکنی

و اس ام اس هاتو میخونی ؟

توی روز برات جذابیت ندارن ولی شبا دیدنشون دلچسبه...

اس ام اس هارو میخونی وبررسی و تحلیل میکنی

اسمش رو میبینی قفل میشی روش

آره...

یه مدت گوشیت پر بود از اس ام اس های اون

از میس کال های اون

کال لوگ گوشیت اگه مثلا 3 ساعت بود

2 ساعت و 45 دقیقش با اون بود

وقتی اومده بود پیشت اولین اس این بود :

5 مین دیگه میرسم

و میرفت تا آخرین اس که رسیدی خبر بده....

هنوز چشمشت به شمارشه...

نمیدونی هنوز این خط دستشه یا نه...

خاموشه یا روشن !!!

میخوای امتحان کنی میگی یه اس خالی بدم !!

اما غرورت نمیزاره !

کلافه ی کلافه ای !!!!!!!

همین ی این پروسه 2 دقیقه طول میکشه

2 دقیقه یادش میفتی و 2 ساعت دیرتر خوابت میبره

از اسمش که رد میشی دیگه کلا گوشیتو میزاری کنار

باز میخوابی رو به سقف و میری توی دنیای خودت...

که اگه یهو بهت زنگ بزنه چی میشه ؟؟؟؟؟؟؟

که اگه یهو بهت زنگ بزنه چی میشه ؟

اگه بازم ببینمش رفتارش چه جوریه ؟

الان کجاست ؟ چیکار میکنه ؟

اونم به فکر من هست ؟

نکنه کسی کنارش هست ! نکنه....

نکنه کسی داره میبوستش....

یا بغل کسه دیگست ؟؟؟
ااااه... این توهم گند میزنه به اعصابت....

اصلا شاید اون شمارتو پاک کرده باشه

و زنگ بزنی بندازه .............98+

شاید زنگ بزنی و سر قرار باشه یکی از اون ور صدا بزنه کیه عزیزم ؟
یه قطره اشک مزاحم سر میخوره سمت گوشت

به خودت میای... اون دیگه نمیخوادت...

بفهم.....
میدونم سخته....
اما بفهم...


اون دیگه نمیخوادت...

ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﻱ ﻳﻮﺍﺷﮑﻲ ﻫﺎ ﻣﺎﻥ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ.. !!!


 
ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﻱ ﻳﻮﺍﺷﮑﻲ ﻫﺎ ﻣﺎﻥ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ.. !!!

ﻳﻮﺍﺷﮑﻲ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺷﺒﻮﻧﻪ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ!!

ﺑﺮﺍﻱ ﺑﻮﺳﻪ ﻫﺎﻱ ﭘﺸﺖ ﮔﻮﺷﻲ!!

ﺑﺎ ﺻﺪﺍﻱ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﮔﻔﺘﻦ "ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ !!".

 
 
گیرم که پنجره باز باشد

گیرم که باد هم بوزد

نه پرده خیال رقصیدن دارد

و نه گیسوان من!!!
 

گاهی بی هوا

 
گاهی بی هوا دلم هوایش میکند....هوایی اویی که هیچ وقت هوایم را نداشت...



 
 
آرامش را بازی کنم 
باز باید خنده را به زور بر لبهایم بنشانم …

باز باید مواظب اشک هایم باشم …

باز همان تظاهر همیشگی : ” خوبم …