tAvalOdAm mObArak...


emruz tavalodame.  ttavalod tavalod tavalodam mobarak.biyam shamaro fut konam k sad sal zende basham

tavalod tavalod tavalodam mobArak






روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی.
اول این
که سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی !سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی !!!پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟
لقمان جواب داد :اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد .
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است .
و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست....

www.pcmoon.blogfa.com

اگر کسی را نداشتی که به او فکر کنی

         به اسمان بیندیش زیرا درآن کسی هست که به تو می اندیشد

خدایا...

خدایا .. من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم
همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد، می آید سراغت
من همانی ام که همیشه دعاهای عجیب و غریب می کند
و چشم هایش را می بندد و می گوید
من این حرف ها سرم نمی شود. باید دعایم را مستجاب کنی



همانی که گاهی لج می کند و گاهی خودش را برایت لوس می کند

گاهی بد جنس می شود البته گاهی هم خود خواه

حالا یادت آمد من کی هستم






خدایا می خواهم آنگونه زنده ام نگاه داری که نشکند دلی از زنده بودنم
 و آنگونه مرا بمیرانی که کسی به وجد نیاید از نبودنم... 

کاش...

کاش آسمان حرف کویر را می فهمید و اشک خود را نثار گونه های خشک کویر میکرد،

                         کاش دلها آنقدر خالص بود که دعاها قبل از پائین آمدن دستها مستجاب میشد، 

 کاش مهتاب با کوچه های تاریک شب آشناتر بود، 

           کاش بهار آنقدر مهربان بود که باغ را به دستان خزان نمی سپرد، 

   کاش مرگ معنای عاطفه را می فهمید...

تو ماه را
بیشتر از همه دوست می داشتی
و حالا ماه هر شب
تو را به یاد من می آورد
می خواهم فراموشت کنم
اما این ماه با هیچ دستمالی
از پنجره ها پاک نمی شود ...
بگذار آنها هرچه مي خواهند بگويند
آنها چيزهايي ميگويند كه ما نمي خواهيم
باران كه ببارد ، از دست چتر ها كاري ساخته نيست
ما اتفاقي هستيم كه افتاديم...
نگاهت آسمانم بود وگم شد
دو چشمت سايبانم بود وگم شد
به زير آسمان،در سايه ي تو
جهان در ديدگانم بود وگم شد...
گفتی که من از طایفه سنگم به خدا نه.

هر جا که تو رفتی و به هرکس رسیدی گفتی که من از قوم جدایی طلبانم.
به خدا نه.
چون اهل سکوتم نه اهل هیاهو.
تو تشنه تعریفی و من بسته دهانم،
پنهان شده در زیر سکوتم...!
در تنهایی شبهای دراز
در میان خیمه های خوشرنگ خیال
گشتم پی راز قصه ها
تا رسیدم
به مردان ماهیگیر که با تنهایی و فقر فزون
اسطوره ی پری دریایی را ساخته اند
چون عاشقی آمد، سزاوار نباشد این گفتار که : خدا در قلب من است،
شایسته تر آن که گفته آید : من در قلب خداوندم.
اينو به ياد داشته باش كه: نقطه هاي سياه هستند كه به صفحه سفيد جلوه ميدن.

شب است و ماه می رقصد. ستاره نقره می پاشد.نسیم , پونه و عطر شقایق ها ز لبهای هوس آلود زنبق های وحشی بوسه می چینند...
و من تنهای تنهایم در این تاریکی شب!!!

اولین روز مدرسه

سلام دوستای خوبم ...

هی....

خسته شدیم کلاس ما رو فرستادن طبقه بالا مردیم از بس پله زدیم کلا خوب نبود با این دبیر آوردنشون مضخرف...

کلاسمونم که شلوغ 33 نفریم نه به خدا  توی این کلاس کی درس  یاد میگیره... 

خوشبحال دوم ریاضی 10نفر بودن ...(ماماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان)

توی سرم زد برم ریاضی چه کنم که بابام اجازه نمیده...(ناراحت)

وای گفتن امسال دبیر فیزیکمون آقای دوراهکی نیست دیگه دارم میمیرم....(گریه)

آخه پارسال بود عالی بود بهترین دبیرمون بود ...

خب خانم داییم که شد دبیر ادبیات ...

یه چیزی بگم اصلا خوب نیست که دبیرت فامیلتون باشه ...

دیگه بچه ها چه حرفایی که نمیزنن(اه اه اه)

در کل ما همه دپرسیم یه لحظه فاطمه رو میدیم چه مظلوم رو صندلیه و حوصلش سر رفته یه لحظه محدثه رو میدیدم که چقدر داره حرف میزنه ...

منم از بیکاری هی میرفتم پایین هی میومدم بالا که دیگه پام از جاش در اومد

مریم هم که نبود ما رو اذیت کنه ...

و به احتمال زیاد باز هم امسال نماینده بشم...

دوستون دارم 

فیلا بابای

آرزوی من

آرزوی من این است

که دو روز طولانی در کنار تو باشم فارغ از پشیمانی

آرزوی من اینست یا شوی فراموشم

یا مثل غم هر شب گیرمت در آغوشم

آرزوی من اینست که تو مثل یک سایه

سرپناه من باشی لحظه تر گریه

آرزوی من اینست نرم وعاشقو ساده

همسفر شوی با من در سکوت یک جاده

آرزوی من اینست هستی تو من باشم

لحظه های هوشیاری مستی تو من باشم

آرزوی من اینست تو غزال من باشی

تک ستاره روشن در خیال من باشی

آرزوی من اینست درشبی پر از رویا

پیش ماه وتو باشم لحظه ای لب دریا

آرزوی من اینست از سفر نگویی تو

تو هم آرزویی کن اوج آرزویی تو

آرزوی من اینست مثل لیلی ومجنون

پیروی کنیم از عشق این جنون بی قانون

آرزوی من اینست زیر سقف این دنیا

من برای تو باشم تو برای من تنها

شش حرف و چهار نقطه

شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه . اما معنيش رو شايد سالها طول بکشه تا بفهمي !


تو اين کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شير مي خواد!


تنهايي ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا اميدي ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛


هق هق شبونه ؛ افسردگي ،پشيموني، بي خبري و دلواپسي و .... !


براي هر کدوم از اين کلمات چند حرفي که خيلي راحت به زبون مياد


و خيلي راحت روي کاغذ نوشته ميشه بايد زجر و سختي هايي رو تحمل کرد


تا معاني شون رو فهميد و درست درک شون کرد !!!

متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم


از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم





❤گفتم:میری؟
گفت❤:آره
گفتم:منم❤ بیام؟
گفت:جایی که من میرم ❤جای 2 نفره نه❤ 3 نفر
گفتم:برمی گردی؟
فقط خندید.❤....
اشک❤ توی چشمام حلقه زد
سرمو پایین❤ انداختم
دستشو زیر چونم گذاشت❤ و سرمو بالا آورد
گفت❤:میری؟
گفتم:آره
گفت:❤منم بیام؟
گفتم:جایی که من میرم جای❤ 1 نفره نه 2 نفر
گفت❤:برمی گردی؟
گفتم:جایی که میرم راه برگشت❤ نداره
من رفتم❤ اونم رفت
ولی
اون❤ مدتهاست که❤ برگشته
وبا ❤اشک چشماش
خاک مزارمو❤ شستشو میده .