مقالات سکسولوژی موجود در این وبلاگ:


1- مرکز ج (G.spot)در مردان کجاست       

2- همسرت را اینگونه ببوس -بوسه فرانسوی

3- اورال سکس

4- خوراکی های موثر بر قوای جنسی

5- آیا امکان تنگتر کردن واژن وجود دارد ؟

6-خطر كوري ناشي از مصرف داروهاي نيرو بخش جنسی

7-سرکوب نیاز جنسی زنان ايراني توسط خودشان

8-نقش تنفس عمیق در کنترل میل جنسی

9-اندازه آلت تناسلی مردانه

قرص ویاگرای اصل آمریکا(30 عددی)

10-ارتباط عشق با SEX

11-آدرس پزشکان متخصص

12-استمنا, خوب است یا بد ؟ چرا ؟

13-كرم تبليغاتي وياكرم-لذت جنسي زنان

ويژه : کرم سفت کننده سیـــنه با مجوز وزارت بهداشت ودرمان

14-مسائل جنسی خود را ازچه کسی بپرسیم

15- انواع پرده بکارت

16-آیا زنها از درد کشیدن لذت میبرند ؟

17-ترغیب زن برای شروع سکس

18-این مطلب رو فقط خانمها بخونن

19-سکس از طریق مقعد

20-پنج انتظار خانمها از آقایان در مورد سکس

21-انزال زودرس

22-جلوگیری از حاملگی پس از مقاربت

23-هفت راه برای افزایش مقدار اسپرم

24-ماساژ جنسی بدن زن

25-ارضا شدن یک پدیده ذهنی

26-همه چیز در باره پستان

کرم 4 کاره ژل فورتGell fort Cream    

27-واياگرا

28-باز هم بکارت

29-گزارش تصویری از دو زایمان طبیعی و سزارین

30-سلامت در تماس جنسي

31-حالات گوناگون سکس

32-هنگام سکس دنبال چه چیزی هستیم

33-گفت و گو با دكتر حسن آزاده در مورد ختنه زنان و مردان

34-درد بیضه ها و علل آن

35-حاملگي و مقاربت

36-نگاه كن! تو به سكس اعتياد داري؟

37- روشهای افزایش طول آلت

38-اندازه آلت تناسلي در مردان

39- انزال زودرس Premature ejaculation

40-مراحل هيجان جنسي

41- اطلاعات در رابطه با قاعگی دختران

42- لزوم به تعویق انداختن رابطه جنسی

 43- پس از اتمام رابطه جنسي چه بايد كرد؟

44- چگونه بفهمیم کسی از مقعد سکس داشته است ؟

45- عوارض آنال سکس برای خانم ها

46- هر آنچه در مورد مقعد باید بدانیم

47- تمرینات کیگلبرای مردها 

48= تمرینات کیگل برای خانم ها 

49- سایز اندام جنسی مرد

50- سکس دهانی با زن  

5۱- جلوگیری از تجاز به خانم ها 

52- دلایل روانی ناتوانی جنسی مردان 

53- داروي ترميم بكارت معجزه گر ساخت پزشك هلندي 

54- تبخال تناسلي و نحوه برقراري رابطه جنسي 

55- افزایش طول آلت به روش پنیمور 

56- اولین آمیزش جنسی و پاره شدن بکارت

57- زناني كه از ازدواج مي ترسند

58- آموزش سلامت جنسی باید از نوجوانی شروع شود

59- اختلالات قاعده‌گي زنان

60-برای پیشگیری از سرطان پستان ، پزشک خود باشید

61- مقاربت دردناك در زنان

62- 10 عاملی که موجب ناباروری در مردان میشود

63-اصول مصرف کاندوم 

64- شب زفاف وپيچيدگی آن برای زنان

65- راههای تقویت ارگاسم در مردان

66-اصلاح موهای بدن قبل از سکس

67-روشی ساده برا ی سفت کردن سینه ها new

68-بھترين روش ارتباط جنسي در شب عروسيnew

69-انزال در خانمهاnew

70- علل اختلال در روابط جنسی new

71-چه میزان رابطه جنسی طبیعی است؟new

72- ماساژnew

73-چرا زنان از رابطه جنسی خود لذت نمیبرند؟

74-مصرف خودسرانه قرص‌های ویاگرا می‌تواند منجر به از دست دادن آلت تناسلی شود

محصولات زناشویی

در این پست سعی گردیده تا بهترین و مطمئنترین محصولات زناشویی که از طریق اینترنت عرضه گردیده است را در اختیار شما دوستان قرار دهیم . این محصلات عموما مورد تایید وزارت بهداشت و درمان بوده و از طرف معتبرترین وارد کننده گان کشور عرضه گردیده است لازم به ذکر است که مدیریت این وبلاگ هیچ نقشی جز معرفی محصولات و ایجاد پلی ارتباطی میان شما و شرکت های فرو شنده ندارد با این حال سعی گردیده که از صحت و اعتبار محصولات و فروشندگان حداکثر کسب اعتبار صورت گیرد امیدواریم که با انتخاب آگاهانه و صحیح اقدام به خرید مناسب ترین محصولات مورد نیاز خود نمایید .

۱- كرم لارگو- حجیم کننده قوی مردان

۲- اسپری تاخیری ویاگرا اورجینال هولوگرام

 ۳- کرم 4 کاره ژل فورت Gell fort Cream

 ۴- اسپری دوكاره تاخیری و بزرگ كنندگی

 ۵- کرم تاخیری اروس اصل انگلیس

 ۶- قرص وياگرا قرمز مکعبی

 ۷- ژل تاخیری ویاگرا اورجینال

 ۸- قطره تنگ کننده مخصوص خانومها اورجینال

 ۹- کرم 2عددي شارک پاور مخصوص آقایان

 ۱۰- حلقه یا کاندوم ویبراتور

 

 ۱۱-  لارجر باکس طلائی ( ست کامل )

۱۲-  کرم تک عددی شارک پاور مخصوص آقایان

۱۳-  قرص دیر انزا لی 50 دقیقه ای وگادول

 ۱۴- قرص تقویت جن س ی max man

 ۱۵- فروش فوق العاده شانه لیزری رشد مجدد مو

 ۱۶- قطره خوراكي اسپانيش فلاي (جدید 2010)

 ۱۷- مگنا RX

۱۸-  کرم حجم دهنده و طویل دهنده Jaguar Power

۱۹ - موبر دائمی Smooth Away ویبره دار درجه 1

۲۰-  لاجر باکس طویل کننده مگنت دار ویژه

 ۲۱- کرم لارگو اصل -افزایش طول و قطر (آقایان)

 ۲۲- ویاگرای 8عددی دفترچه دار

 ۲۳- شگفتی افزایش سایز با VIGRX PLUS

۲۴-کرم کینگ سایز آقایان King Size

::.مسائل جنسی مشترک زنان و مردان.:  

مقاربت دردناک و کاهش میل جنسی

سيگار ناتوانی جنسی را نیز افزایش می دهد

نکات بهداشتی جهت پیشگیری از بروز عفونت های جنسی ( آمیزشی ) در زنان

بلوغ جنسی مناسب لازمه ی ازدواج موفق است

شخصیت جنسی چیست ؟ و اداراک هیجانی چه تاثیری بر روابط زناشویی دارد ؟

داروها می توانند باعث كاهش ميل جنسی شوند

آشنایی با عدم توانایی در کنترل و به تعویق انداختن تمایلات جنسی

مشاوره جنسی : ترک خودارضایی

آیا خودارضایی ، اعتیاد محسوب می شود ؟؟؟

کاهش تمايلات جنسي  

داروهاي كم كننده ميل جنسي

داروهاي مقوي قوه باء - محرك جنسي

کاهش سن بلوغ جنسی در ایران و دلایل آن

عوامل افزايش دهنده نيروي جنسي

عوامل موثر بر توان جنسی

چاقی و سیگار در بروز ناتوانی جنسی موثرند

برای ترک خودارضایی بسیار سختی کشیدم !

برای ترک خودارضایی چه کنم؟؟؟

نسخه ترک عادت ناپسند خودارضایی

رابطه خود ارضايي (استمناء) با انزال زودرس

راست یا دروغ درباره عوارض خودارضایی

ديسپارونی . آميزش و رابطه جنسی دردناک

چرا همسر من به سختی ارضاء جنسی می شود

خود ارضایی در آقایان متاهل و مشکلات خانوادگی

تأثیر نماز بر کاهش انحرافات جنسی

1+10 روش شاد کردن خانم ها

حجب و حيا و نرسيدن به اوج لذت جنسی

عشق پاك، هوس شعله‏ور، نشانه‏ها (۱)

عشق پاك، هوس شعله‏ور، نشانه‏ها (۲)

عشق پاك، هوس شعله‏ور، نشانه‏ها (۳)

رشد شخصيت از نظر غريزه جنسی - شماره ۱

رشد شخصيت از نظر غريزه جنسی - شماره ۲

بایدها و نباید ها در روابط دختران و پسران

چگونگی ارتباط دختر و پسر

جوانان و انحرافات جنسى : فريادهاى دردآلودى كه از هر سو بلند است!

عواقب مرگبار انحرافات جنسى

كشتن نفس يعنی چه ؟

يك اشتباه بزرگ در مورد انحرافات جنسى

دستورهاى ده گانه در ترک استمناء و انحرافات جنسی

مشكلات انتخاب همسر

كاهش ازدواج يك فاجعه بزرگ اجتماعى

امكان ارتباط هاى نامشروع يك عامل مهم كاهش ازدواج

ازدواج هاى هوسى

شناخت سردکننده های جنسی در روابط زناشویی

چه كنم گناه نكنم؟!

مفهوم اصطلاحات : منی.جنابت.احتلام.استبرا.استمنا و...

چگونه انتقاد جنسي را مطرح كنيم؟

راه تحصيل عفت و حفظ پاكدامنى براى جوان، در اوج قدرت جنسى

داروهای ویاگرای تقلبی در شبکه اینترنت

ویاگرا و عوارض آن

هشدار برای مصرف‌کنندگان ویاگرا

وياگرا، دشمن احساسات

سلامت جنسي: عادت ماهانه

تلفن همراه، ناباروري مي‌آورد !

گزارش درباره اختلالات جنسي

درمان ناباروري با سلول‌هاي بنيادي

آموزش بهداشت جنسي زوجين آمار طلاق را كاهش مي‌دهد

 سلامت جنسي: معلولیت‌های جسمی

قرائتي و اسرار مگوي دين و مسائل جنسي

مردان سیگاري در معرض ناتوانی جنسی هستند

مسئله و مشکلات جوانان امروز

چرایی و درمان کاهش میل جنسی

رشد شخصيت از نظر غريزه جنسی

رابطه جنسی و اهمیت آن در زندگي زناشويي

شیوه صحیح تحریک جنسی همسر

رمز روابط زناشويي سالم و بلند مدت

تصور رابطه جنسی مرد با زنی دیگر در کنار همسرش!

مشكلات جنسي عامل ۵۰ درصد طلاق ها در ايران

ازدواج هاى هوسى

جوانان و انحرافات جنسى

عواقب مرگبار انحرافات جنسى

گردشگری جنسی در اینترنت

بستن لوله های اسپرم بر ( وازکتومی بدون تیغ جراحی NSV )

ناتواني جنسي و مشكلات ناشي ازآن

افزايش ايدز از طريق روابط جنسي

هرمافرودیسم = دوجنسی

تفاوت خود ارضایی با رابطه جنسی

خوراكي موثر بر قواي جنسي

رابطه جنسي پس از زايمان

رابطه و آمیزش جنسی در دوران بارداری

تب‌خال‌ ناحيه‌ تناسلي ‌Cold sore

اختلال هویت جنسی (GID)

زگيل‌هاي‌ مقاربتي‌-زگيل‌هاي‌ تناسلي‌-زگيل‌هاي‌ مرطوب‌

با مشکل انزال دیررس خودم چه باید بکنم؟

بیماریهای مقاربتی شایع در ایران و جهان

آیا ارتباط جنسی در زمان بارداری و تولد فرزند مجاز است؟

ارتباط جنسی پیش از ازدواج

روشهای پیشگیری از بارداری

بررسی کامل و جامع بیماری ایدز

10 بیماری موثر بر میل جنسی زنان

حفظ قدرت باروري

مسائل و مشکلات جنسی زنان   


 

مسائل و مشکلات جنسی مردان   


 

نقطه جی (G Spot) در خانوم ها

نداشتن ارگاسم همیشه با سرد مزاجی همراه نیست.بسیاری از زنها علیرغم نداشتن ارگاسم از رابطه جنسی لذت میبرند.سرد مزاجی حقیقی حالتی است که در آن هیچ پاسخ به هیچ نوع تحریک جنسی و در هیچ شرایطی وجود ندارد. زنی که فقط از راه تحریک کلیتوریس به ارگاسم میرسد نه تنها سرد مزاج نیست بلکه گاهی ممکن است از لحاظ جنسی خیلی هم فعال باشد ولی شریک جنسی او باید بداند که چگونه او را ارضا کند.ممکن است خانمی در ارتباط با یک مرد به ارگاسم نرسد در حالیکه مرد دیگری بتواند او را به ارگاسم برساند. در اینصورت دیگر نمیتوان گفت که او به سرد مزاجی مبتلاست. باوجود آنکه مقالات زیادی در مورد ارگاسم زنان وجود دارد ولی هنوز دانش ما در این زمینه ناقص است.در بدن زن نقاط حساس زیادی وجود دارد که تحریک مناسب آنها ارگاسم را اجتناب ناپذیر میکند. کلیتوریس نقش مهمی در رسیدن به ارگاسم داشته و حتی قبل از بلوغ نیز میتواند تحریک کننده باشد.التهاب کلیتوریس در اثر استمناء یا بعد از یائسگی بخاطر کمبود هورمون استروژن میتواند مانع از نقش مهم آن در ارگاسم شود.بعد از کلیتوریس اندامهای جنسی مجاور آن مانند قسمت داخلی لبهای کوچک وزیر شکم نقش مهمی در تحریک جنسی و ارگاسم دارند.مقعد نیز نقش تحریک کنندگی زیادی دارد.ولی بهتر است بجای سکس مقعدی آنرا با انگشت تحریک کنید.در بعضی از خانمهایی که مدتها بکلی ارگاسم نداشته اند با فروبردن انگشت در مقعد بهنگام نزدیکی میتوان ارگاسم ایجاد نمود! معمولا” سینه ها به کلیتوریس برای رسیدن به ارگاسم کمک مینمایند.بوسیدن سینه مالش آلت به آن یا حتی فروکردن آلت مرد بین سینه ها میتواند موجب ارگاسم در بعضی خانمها شود. در بعضی تحقیقات عنوان شده که علت به ارگاسم نرسیدن زن ازطریق واژن فقدان گیرنده های حسی در دیواره واژن است. ولی بیاد داشته باشید که همیشه در دیواره قدامی واژن در مسیر پیشابراه یک نقطه بسیار حساس و تحریک کننده(نقطه جی)وجوددارد.حتی در زنانی که از طریق واژن به ارگاسم میرسند نیز تحریک این نقطه با انگشت بسیار راحت و اثربخش است.این نقطه حساس در بدن تمام خانمها وجود دارد و هنگام ارگاسم مانند یک کیست کوچک زیر دست لمس میشود و بعد از آن بحالت اولیه برمیگردد.بعد از عمل جراحی خارج سازی رحم ممکن است بدلیل قطع شدن قسمتی از دیواره قدامی واژن سرد مزاجی بوجود بیاید.رحم و گردن رحم هیچ نقشی در ارگاسم ندارند. در اطراف مدخل واژن غده هایی بنام غدد بارتولین وجود دارند که مواد لیزکننده برای تسهیل نزدیکی ترشح مینمایند.گاهی ترشح موکوسی این غدد بسیار زیاد بوده و به اشتباه این گونه تعبیر میشود که زنها هم مثل مردها در حالت ارگاسم به انزال میرسند.گاهی هم در موقع ارگاسم مایعی با فشار زیاداز پیشابراه خارج میشود.تجزیه این ماده در آزمایشگاه نشان دادکه این ماده ادرار نبوده و همان ترشحات غدد داخل پیشابراه است. شدت ارگاسم به عامل ایجاد کننده آن بستگی دارد.معمولا” سکس دهانی به ارگاسم کامل منجرمیشود.هرچه شدت ارگاسم بیشتر باشد زن زودتر قابلیت تحریک جنسی مجدد خواهدداشت.

زمان تحریک پذیری جنسی نیز در زنان متفاوت است.عده ای بهنگام تخمک گذاری(روزچهاردهم دوره ماهانه)وعده ای هم در ایام قاعدگی بیشترین میل جنسی را دارند.گروه اخیر بیشترین تنش جنسی را در ایام خونریزی ماهیانه دارند. وضعیت انجام نزدیکی نیز نقش مهمی در ارگاسم خانمها دارد.معمولا” در حالتی که زن در بالا باشد بعلت زاویه ورود آلت مرد به واژن و برخورد آن با دیواره قدامی بهتر باعث ارگاسم میشود.نزدیکی ازپشت در حالت سجده یا در کنارهم بعلت تماس مناسب نوک آلت مرد با پیشابراه زن از مناسبترین حالتهای نزدیکی برای رسیدن به ارگاسم میباشد. شرایط روحی نیز عامل مهمی در احساس رضایت جنسی و رسیدن به ارگاسم محسوب میشود.گاهی حتی چند جمله عاشقانه و محبت آمیز میتواند باعث ارگاسم شود. 

 

دانلود كتاب هاي آموزشي جنسي

دسترسي به لينك دانلود كتابها وي‍ژه اعضا مي باشد

كتاب ها شامل مطالب گوناگون گرد آوري شده از سايت هاي گوناگون و ترجمه از سايت هاي خارجي به همراه توضيحات كامل و مفيدي جهت زوج ها در مورد مسائل جنسي و روابط زناشويي پيش از ازدواج دوران نامزدي دوران عقد و پس از ازدواج مي باشد

پيشنهاد ميكنيم براي دسترسي به اين كتابها و ساير مطالب بسيار ارزشمند اين وبلاگ همين امروز نسبت به عضويت اقدام فرماييد

ادامه نوشته

راهنمای اولین سکس برای مردان

شما یک مرد بالغ هستید و تا حالا سکس نداشته اید زنی که با او نامزد هستید به نظر می آید در سکس با تجربه باشد و شما نگران این هستید که آیا می توانید از پس اینکار بربیایید یا نه.

این احساس اضطراب و فشار کاملا طبیعی است؛ حتی مردانی که دیگر باکره نیستند نیز گاها دچار چنین استرسهائی می شوند . اما قبل از اینکه وارد این مبحث شوم، آنچه شما باید بدانید این است که آیا اصلا لزومی دارد که به او بگوئید تا حالا با زنی سکس نداشته اید؟

تصمیم گیری در مورد اینکه به زنی بگوئید باکره هستید کار ساده ای نیست . با اینکه بعضی از زنها از فکر اینکه باید بشما یاد بدهند چگونه آنها را ارضا کنید آشفته میشوند، برخی دیگر ممکن است از بازی کردن نقش رهبر سکس زیاد هیجان زده نشوند.

قطعا، اگر شما زنی را در یک مهمانی ملاقات کرده اید و بخواهید در خانه خود کار را با او تمام کنید، واقعا لزومی ندارد که او بداند بار اولتان است . این موضوع وقتی اهمیت پیدا می کند که شما نامزدی جدی با یک زن داشته باشید.

اگر برای دو ماه نامزد بوده باشید، احتمالا به اندازه کافی در مورد طرز فکر زنتان می دانید . به نظر من، اغلب زنها از دانستن اینکه شما بار اولتان است خوشحال خواهند شد . این گفته می تواند حالت تملق آمیز داشته باشد، درست همانطور که ممکن است برای او داشته باشد. موضوع این است که حتی اگر شما به او نگوئید، ممکن است خودش شک کند، یا فرض کند خیلی در این زمینه تجربه ندارید.

جهت مشاهده متن كامل نياز به عضويت در گروه مي باشد 

ادامه نوشته

چگونه با تفاوت سطح میل جنسی در روابط زناشویی کنار بیایم


یک رابطه از دو آدم کاملاً متفاوت تشکیل می‌شود که تصمیم می‌گیرند از آن به بعد با هم زندگی کنند. وقتی این دو نفر پیش هم می‌آیند، سبک‌های ارتباطی خاص خود، علایق و عدم علایق سطوح انرژی، حس شوخ‌طبعی، نیاز به تحریک فکری و سطح فعالیت جسمی خود را وارد رابطه می‌کنند. آنها با در نظر گرفتن تفاوت‌‌هایشان، درمورد زمان و فعالیت‌هایشان با هم صحبت می‌کنند. مشخص است که سطح میل جنسی و تمایل به فعالیت جنسی نیز به اندازه بقیه مسائل بین این دو نفر متفاوت است. به همین دلیل، همیشه زمان‌هایی خواهد بود، چه مرد باشید و چه زن، که یکی از شما آماده فعالیت جنسی است اما دیگری حتی فکرش را هم نمی‌تواند در آن لحظه به سر راه دهد. باوجود کلیشه‌هایی که ممکن است در جامعه ببینید، همیشه اینطور نیست که این مرد باشد که به دنبال رابطه ‌جنسی است و این زن است که نمی‌خواهد. اینکه شما دو نفر چطور تفاوت‌هایتان را کنترل و مدیریت کنید است که تعیین می‌کند زندگی جنسی لذت‌بخشی خواهید داشت یا دچار تعارضات جدی و شدید در این زمینه می‌شوید.


بهترین کاری که یک زوج وقتی می‌فهمند دچار تفاوت در تمایلات جنسی هستند، انجام دهند این است که توافق کنند در این مورد با هم حرف بزنند. خیلی وقت‌ها زوج‌ها فکر می‌کنند اگر حرف نزنند و فقط بگذارند که زمان بگذرد، درست می‌شود اما اینطور نیست. در این شرایط آنها به جای اینکه درست با هم حرف بزنند، با اشاره کردن، شوخی‌های کنایه‌دار، اتهام زدن و از این قبیل شروع می‌کنند. این باعث بروز ناراحتی و در آخر عصبانیت و کینه می‌شود. از یک طرف دیگر هم اگر همیشه دست رد به سینه همسرتان بزنید، او احساس خستگی، تنهایی، ناامنی و تردید درمورد درست بودن رابطه‌تان خواهد کرد. اگر در چنین موقعیتی هستید، می‌توانید ببینید که هر دوی این شرایط دردآور هستند. اولین قدم برای حرف زدن درمورد این تفاوت‌ها این است که با فکر کردن دمورد آن شروع کنید، طوریکه هر دو طرف سعی کنند در کنار هم موضوع را درست کنند نه اینکه به اتهام زدن، قضاوت کردن یا انتقاد ختم شود. وقتی آزادانه درمورد آن حرف بزنید، می‌توانید نقطه ‌نظرات طرف مقابلتان را فهمیده و سعی کنید درکنار هم راهکارهایی برای برطرف کردن آن پیدا کنید.

احتملاً بهترین راه برای چنین گفتگوی مثبتی این است که اول صادقانه برای خودتان تحلیل کنید که در درونتان چه می‌گذرد. اگر این شما هستید که میل جنسیتان پایین است، ببینید آیا از سطح فعالیت جنسی خود راضی هستید؟ آیا زمان‌هایی که خسته هستید، توانایی خود برای تحریک شدن را دست‌کم می‌گیرید؟ آیا فکر می‌کنید به اندازه کافی جذاب نیستید و همسرتان به سمت شما کششی ندارد؟ آیا پیش‌روی‌های همسرتان به نظر شما تهاجم به وقت و انرژی شماست؟ آیا از دست همسرتان عصبانی هستید یا فکری منفی به او دارید؟ اینها فقط چند دلیل برای پایین بودن تمایلات جنسی در افراد هستند.

اگر این شما هستید که میل‌جنسیتان بالاتر است، شما هم باید به درون خودتان رفته و ببینید از رابطه ‌جنسی به چه نحو استفاده می‌کنید. آیا فکر می‌کنید زمان‌هایی که می‌دانید احتمالاً "نه" می‌شنوید، بیشتر به رابطه ‌جنسی تمایل پیدا می‌کنید؟ آیا تصور می‌کنید که رابطه‌ جنسی تنها راهی است که احساس می‌کنید همسرتان دوستتان دارد؟ آیا از رابطه ‌جنسی برای خلاص شدن از دست اضطراب‌ها یا کمک به خوابیدن در شب استفاده می‌کنید؟ آیا از رابطه ‌جنسی برای شادتر کردنتان یا به دست آوردن حس جذابیت استفاده می‌کنید؟

وقتی زوج‌ها شروع می‌کنند درمورد تفاوت‌های خودشان در میل جنسی با هم حرف بزنند، می‌فهمند که بعضی از اینها یا هیچکدام درموردشان صدق نمی‌کند. اما وقتی درمورد آن حرف می‌زنند، می‌توانند با نظرات طرف مقابلشان هم آشنا شوند. در این گفتگو، زوج‌ها می‌توانند درمورد فعالیت‌های دیگری که می‌توانند وارد رابطه ‌جنسی خود کنند نیز حرف بزنند. مثلاً، اگر شخصی خسته است، آیا دو طرف می‌توانند با ناز و نوازش نزدیکی بیشتری به هم پیدا کنند؟ آیا شخصی که میل جنسی کمی دارد می‌تواند قبل از اینکه "آره" یا "نه" بگوید کمی پیش‌نوازی کند و بعد تصمیم بگیرد؟

معمولاً زوج‌ها اگر اختلاف و تفاوت شدید در زمینه میل جنسی داشته باشند، از همان ابتدای رابطه متوجه آن می‌شوند. اما زمان‌های دیگر، هیجان ازدواج کردن یا برآوردن کردن نیاز همسرشان آنقدر زیاد است که به آن توجهی نمی‌کنند. در این شرایط، تفاوت میل جنسی تازمانیکه رابطه مدتی طول بکشد خود را نشان نمی‌دهد. گاهی‌اوقات دلایل آن برای هر دو طرف روشن است اما خیلی وقت‌ها هم دو طرف نمی‌دانند واقعاً علت این تفاوت چیست. یک چیز قطعی است، فشار آوردن بدون گفتگوی درست فقط مشکل را بدتر می‌کند چون این اضطراب همه میل جنسی فرد را به کلی از بین خواهد برد. و هرچه که این اختلافات بیشتر طول بکشد، ایجاد خشم، کینه، و افکار و احساسات منفی نسبت به همسرتان هم بیشتر خواهد شد. هرچه زودتر با همفکری و گفتگو و پیدا کردن راهکارهای مناسب سعی در برطرف کردن آن بکنید، حل آن راحت‌تر خواهد بود.
منیع : پرتال جوانان

جذابترین شکل اندام خانم ها برای آقایان  


دوست دارید بدانید که از نظر مردها واقعاً کدام شکل بدن جذاب‌تر است؟ ممکن است ناراحت شوید، چون این چیزی نیست که انتظار شنیدنش را داشته باشید اما واقعیت است.

من یک مرد هستم و درمورد این مسئله تابحال با هزاران مرد صحبت کرده‌ ام. اطلاعات زیادی طی این سال‌ها جمع‌آوری کرده‌ام و تجقیقات و مطالعات مختلفی را هم در این مورد مطالعه کرده‌ام.

پاسخ این سوال ممکن است باعث تعجبتان شود.

دوستتان ممکن است بگوید چه اهمیتی دارد که بقیه چه فکر می‌کنند. فقط باید خودتان باشید. اما خودتان بودن ممکن است باعث تنهاییتان شود.
مطمئناً باید خودتان باشید، اما بهترین شکل خودتان. به شما اطمینان می‌دهم که لازم نیست برای بهتر کردن شکل بدنتان هیچ قسمت از بدنتان را ببُرید!! باید بهترین چیزی که درونتان است را پرورش دهید.




آیا مردها زنان چاق را دوست دارند؟

گاهی اوقات می‌شنوید که مردها زنان چاق را دوست دارند. این مزخرف است. علاوه بر مزخرف بودن یک دروغ است.

فقط به این دلیل که می بینید مردی با یک زن چاق است به این معنی نیست که اولویت او زنان چاق هستند. دلیل آن فقط این است که در آن زمان انتخاب دیگری نداشته است! همین.

ممکن است مردها در خفا به داشتن رابطه‌ عاشقانه با یک زن چاق فکر کنند اما هیچوقت در چشم عموم با او ظاهر نمی‌شوند. بااینکه ممکن است با یک زن چاق که البته مزایای دیگری دارد بمانند اما دوست داشتند که آن زن خوش‌فرم می بود.

اگر همه شرایط یکسان باشد، همه مردان زن خوش‌فرم را انتخاب خواهند کرد.

آیا مردها زنان لاغر را دوست دارند؟

نه واقعاً اینطور نیست. اکثر مردها هیچ تمایلی به مانکن‌های بسیار لاغر نشان نمی‌دهند. درواقع، این اندام‌ها کمی ترسناک هستند و اصلاً سالم به نظر نمی‌رسند.

اما، در فرهنگ امروز کشور ما لاغر بودن به یک هدف مهم بین زن‌ها تبدیل شده است. زنان بسیاری هر روز در تلاشند که برای تحت‌تاثیر قرار دادن زنان دیگر خود را لاغر کنند.

اما این کار اصلاً سالم نیست. باید سعی کنید که متناسب بمانید.

مردها واقعاً چه دوست دارند؟

اگر واقعیت این بود که مردها زنان ریزه‌ میزه را دوست دارند مطمئن باشید که به شما می‌گفتم. اما خوشبختانه اینطور نیست. ممکن است استخوان ‌بندی بدنتان بزرگ یا ریز باشد. اصلاً مهم نیست چون در هر دو صورت می‌توانید برای مردان جذاب باشید.

شکل برای مردان بسیار مهم‌تر از سایز است!

دانشمندان دریافته‌اند که وزن‌های مختلفی جذاب شمرده می‌شوند. به فرم بدن و قد شما بستگی دارد. حقیقت نشان می‌دهد که زنانی که نسبت دور کمر و دور باسنشان 7/0 است برای مردان جذاب‌تر هستند. دانشمندان دریافته‌اند که این مسئله در همه نقاط جهان و همه زمان‌ها در طول تاریخ صدق می‌کند.

به‌طور خلاصه، مردان زنانی را دوست دارند که بدن خوش‌فرم داشته باشند و سایز برایشان اصلاً مهم نیست.

نسبت 7/0 کمر و باسن، نشانه بیولوژیکی از سلامت و باروری در زنان است. مغز مرد به‌طور اتوماتیک‌وار به این نشانه پاسخ می‌دهد.

Beyoncé و Jessica Alba را در نظر بگیرید

Beyoncé اندامی پهن دارد، اما Alba باریک است. اما هر دوی این خانمها در نظر مردان بسیار جذاب هستند. مهم نیست که استخوان‌بندیتان مثل Beyoncé درشت باشد یا مثل Alba ریز، اگر شکل بدنتان زیبا باشد، شوهرتان شما را خواهد پسندید.

چیز دیگری که مردان در زنان بسیار دوست دارند این است که بدنشان فرم داشته باشد و سفت باشد. البته کمی چربی داشتن اشکالی ندارد. اما اشتباه نکنید وقتی مردها می‌گویند دوست دارند زنشان یک پرده گوشت داشته باشد منظورشان داشتن عضله است نه چربی.

چطور اندام ایدآلتان را به دست آورید

نگران چیزهای از بدنتان که قادر به کنترل آن نیستید، نباشید—مثل استخوان‌بندیتان. روی انرژیتان برای خوش‌فرم شدن و رساندن نسبت دور کمر و دور باسنتان به 7/0 تمرکز کنید.

تا جاییکه می‌توانید شکمتان را صاف کنید. تنها راه آن این است که چربی‌های این ناحیه را از بین ببرید.
باسنتان را فرم داده و گردتر کنید. این تفاوت بین کمر و لگنتان را بیشتر نشان می‌دهد.
بالاتنه‌تان را باریک تر کنید—مخصوصاً در ناحیه بازوها و سرشانه. این هم باعث می‌شود که کمرتان باریک‌تر به نظر برسد.

تردید نکنید. اگر بدنتان را متناسب و خوش‌فرم کنید، انداlم زنانه شما خود را آشکار خواهد کرد.

10 بـاور غلـط درباره رابـطه زنـاشـویـی

 

10 بـاور غلـط درباره رابـطه زنـاشـویـی

شناخت این باورها به شما كمك می‌كند یك رابطه زناشویی موفق داشته باشید...

در یك رابطه زناشویی حتما باید دخول انجام شود. اصطلاح «رابطه جنسی كامل» این تصور را ایجاد می‌كند كه رابطه زناشویی بدون دخول، ناكامل است. این تصور اشتباه است. برخی تصور می‌كنند دخول باعث رسیدن به
اوج لذت جنسی در زن می‌شود اما برای بسیاری از زنان دخول به تنهایی باعث رسیدن به ارگاسم نمی‌شود.

بدون نعوظ، رابطه زناشویی امکانپذیر نیست. بسیاری از افراد فكر می‌كنند در صورتی می‌توان یك رابطه زناشویی را آغاز كرد كه نعوظ صورت گرفته باشد در حالی كه نعوظ فقط بخشی از رابطه زناشویی است.

رابطه زناشویی كوتاه، ناامیدكننده است. برای یك رابطه زناشویی موفق حداكثر یا حداقل زمان تعریف نشده است. برخی افراد فقط زمان بین دخول تا انزال را درنظر می?گیرند و در صورت كوتاه بودن این فاصله می‌گویند مرد دچار انزال زودرس است در حالی كه نوازش و بوسه نیز جزیی از رابطه زناشویی محسوب می‌شود. از سوی دیگر این مدت زمان صرف شده نیست كه اهمیت دارد بلكه میزان رضایت زوجین از رابطه مهم است.

انزال به معنی اتمام رابطه زناشویی است. اگر فكر ‌كنید كه نعوظ و دخول اصلی‌ترین عمل‌ها در یك رابطه زناشویی هستند پس در نظر شما انزال نشانه پایان این رابطه است اما در حقیقت مرد بعد از انزال باید تلاش كند تا با روش‌های دیگر به همسرش كمك كند به اوج لذت جنسی برسد.

برای احساس رضایت از رابطه زناشویی، رسیدن به اوج لذت جنسی ضروری است. درست است كه ارگاسم عامل رضایت و آرامش‌ جنسی در افراد می‌شود اما نرسیدن به آن نشانه لذت نبردن یا ناموفق بودن رابطه نیست.

همسران باید همزمان به اوج لذت جنسی برسند. این باور بسیار غیرمنطقی است. زمان رسیدن به اوج هیجان جنسی معمولا در زنان و مردان یكسان نیست و هر دو نمی‌توانند در یك زمان به ارگاسم برسند گرچه تطابق دادن خود با دیگری در زمان رسیدن به اوج لذت جنسی اهمیت دارد.

در یك رابطه زناشویی مرد فاعل و زن مفعول است. معمولا برای زنان رسیدن به اوج لذت جنسی مرد مهم است و مرد نیز برای آنكه لذت ببرد از خود مایه می‌گذرد. درست آن است كه هر یك برای لذت بردن خود تلاش كنند و از دیگری انتظار نداشته باشند كه برای لذت بردن او تلاش كند، فراموش نكنید كه هر كسی بهتر از دیگری بدنش را می‌شناسد و می‌تواند در رسیدن به اوج لذت جنسی به خود كمك كند.

نداشتن نعوظ در مردان به معنی آن است كه همسر خود را نمی‌پسندند. این عقیده اشتباه است. همیشه بین نعوظ و لذت رابطه‌ای وجود ندارد. گاهی مردی همسرش را بسیار دوست دارد اما ممکن است به دلیل ناتوانی جنسی یا مشكلات دیگر توانایی نعوظ نداشته باشد.

یك زوج طبیعی باید هفته‌ای یك?بار رابطه زناشویی داشته باشند. میزان تمایل به برقراری رابطه زناشویی بین افراد مختلف متفاوت است و نمی‌توان گفت برقراری چه مقدار رابطه زناشویی در یك زمان معین نشانه طبیعی بودن همسران است.

طی یك رابطه زناشویی نباید با هم صحبت كرد. فكر كنید طرف مقابل بدون حرف زدن می‌داند شما از چه نوع حركتی خوشتان می‌آید و چه کاری را نمی‌پسندید. گاهی بیان احساسات و خواسته‌ها هنگام رابطه زناشویی برای همسران لذت‌آور و تحریك‌كننده است و میزان رضایتمندی آنها را از رابطه زناشویی افزایش می‌دهد.

مصرف خودسرانه قرص‌های ویاگرا می‌تواند منجر به از دست دادن آلت تناسلی شود   


سلامتنیوز: رییس انجمن علمی سلامت خانواده ایران با بیان اینکه« قرصهای ویاگرا انقلابی در درمان اختلالات نعوظ مردان ایجاد کرده است»، گفت:«مصرف خودسرانه این دارو در افراد جوان منجر به نعوظ طول کشیده شده که ظرف مدت چند ساعت موجب از دست دادن آلت تناسلی در این افراد میشود.»

دکتر محمدرضا صفری نژاد در گفت و گو با خبرنگار سلامت نیوز گفت:«اختلالات جنسی مردان شامل سه دسته اختلال در میل جنسی، اختلال در انزال که شایع ترین نوع آن انزال زودرس است و اختلال در نعوظ می
شود.»

وی افزود:« قرص های ویاگرا انقلابی در درمان اختلالات نعوظ مردان ایجاد کرد و باید گفت که این دارو مختص درمان اختلالات نعوظ مردان است و ضمن اینکه داروی بسیار مفیدی برای درمان این نوع اختلالات جنسی مردان است، داروی بسیار خطرناکی نیز بوده و مصرف آن نیاز به تجویز پزشک دارد و افراد نباید اقدام به مصرف خودسرانه این دارو بکنند.»

این استاد دانشگاه علوم پزشکی ارتش تصریح کرد:« متاسفانه این دارو در اکثر داروخانه ها در اختیار افراد قرار داده می شود در حالی که مصرف آن نیاز به تجویز پزشک دارد و مصرف خودسرانه آن عوارض بسیاری را برای فرد به دنبال دارد و مردانی که به بیماری های قلبی و عروقی مبتلا هستند و یا فشارخون کنترل نشده دارند نباید از این دارو استفاده کنند.با توجه به اینکه اختلال در نعوظ بیشتر مشکل مردانی با سن بالا است و اغلب این افراد هم دچار بیماری
های نام برده هستند و یا خود متوجه ابتلا به بیماری قلبی و عروقی نیستند با مصرف اولین دوز این دارو دچار مشکلات جدی میشوند.»

رییس انجمن علمی
سلامت خانواده ایران ادامه داد:«این دارو اسامی مختلفی دارد که یکی از نام های آن ویاگرا است و در واقع ویاگرا نام تجارتی داروی سیلدنافیل است که در دوزهای 50 تا 100 میلی گرم تجویز می شود و بیش از یک بار در روز نباید این قرص را مصرف کرد.نوعی قرص به نام قرص هندی در بازار موجود است که وقتی افراد مصرف کننده ویاگرا از این دارو نتیجه ای نمیگیرند به مصرف این دارو روی میآورند در حالی که تمام قرص ها یک نوع است و تنها کارخانه تولید کننده آن متفاوت است.»

وی یادآور شد:« این قرص بایستی بسته های 4 تایی داشته باشد و به دلیل اینکه مصرف خاص دارد بایستی در یک ساعت قبل از نزدیکی از دوز 50 تا 100 میلی گرم آن استفاده شود و زمانی که افراد آن را به صورت خودسرانه تهیه می
کنند به علت ناآگاهی زمانی که از مصرف قرص نتیجهای نمیگیرند دوز مصرفی دارو را بالا برده که در نهایت دچار مسمومیت و یا سکته های قلبی می شوند.»

دکتر صفری نژاد گفت:«در جامعه ما افرادی که مشکل جنسی از نوع اختلال نعوظ ندارند تصور می کنند که با مصرف داروی ویاگرا بهبود جنسی پیدا می
کنند که این موضوع صحت ندارد و مصرف خودسرانه این دارو در افراد جوان منجر به پریاپیسم یا نعوظ طول کشیده میشوند که نعوظ تا 4 ساعت بعد از نزدیکی در این افراد باقی میماند و بایستی حتما به پزشک مراجعه کنند تا تحت جراحی قرار گیرند و عدم مراجعه به پزشک در نهایت منجر به از دست دادن آلت تناسلی در این افراد میشود.»

رییس انجمن علمی
سلامت خانواده ایران یادآور شد:«بنابراین مشکل اصلی جامعه ما 2 موضوع است اول اینکه گاها این دارو توسط همکاران پزشک ما بدون تشخیص درست تجویز می شود و دوم اینکه این دارو به راحتی در داروخانه ها در اختیار افراد قرار داده می شود.»

وی تاکید کرد:«گاهی برخی از افراد سودجو داروهایی را برای درمان اختلالات نعوظ تبلیغ می کنند و ادعا می کنند این داروها گیاهی بوده و هیچ عوارضی ندارد در صورتی که ادعای آنها کاملا کذب است و زمانی که این داروها مورد آزمایش قرار می
گیرند مشخص می شود که حاوی مقادیر زیادی سیلدنافیل است.بنابراین افراد نبایستی هر دارویی را که به عنوان مکمل گیاهی معرفی و تبلیغ میشود را تهیه و مصرف کنند و تصور کنند که هیچ عوارضی ندارد.»

منبع: salamatnews.com
دکتر صفرینژاد  ـ سلامت نیوز

چرا زنان از رابطه جنسی خود لذت نمیبرند؟  

دکتر محمد والی پور ، متخصص روانپزشکی در این باره میگوید : اکثر مردان متاهل ، باور ندارند که از آیین همبستری اطلاعات ناقصی دارند.

بر اساس اظهارات بانوان معلوم شده که سبب سرد مزاجی کمتر از نیمی از آنان همین عامل کامروا نشدن از همبستری است .آنها به موجب نا آشنایی همسرانشان با اصول زن داری و برقراری روابط جنسی ، چـه بسا هیچ مفهومی از این روابط در ذهن نداشته باشند، بلکه آن را عملی حیوانی ، غیر بهداشتی و مشمئز کننده بدانند که جز اتلاف وقت ثمری ندارد.دکتر محمد والی پور ،  متخصص روانپزشکی در این باره میگوید : اکثر مردان متاهل ، باور ندارند که از آیین همبستری اطلاعات ناقصی دارند.

وی با بیان این که خیلی از مواقع اشـکال اصلی به طرف مقابل آنها یعنی به مرد مربوط می شود که باید وظایف خود را درست اجرا کند  گفت :  گاهی اوقات مرد با آنکه با شیوه های روابط جنسی آشناست بر اثر فشار شهوت یا خودخواهی ، همسر خـود را در کـامـروا شـدن یـاری نـمـی کـند و پیش از ارضای او دست از عمل زناشویی می کشد. سردی جنسی خصیصه ای نیست که با انسان زاییده شود و تا دم مرگ باقی و برقرار بماند.

 دکتر والی پور افزود :  فردی کـه احساسات جنسی ندارد ممکن است فقط به این علت باشد که تاکنون با نوع تحریکی که در او عکس العمل به وجود می آورد، مواجه نشده است .

اگـر قدرت جنسی مرد ناکافی یا میل جنسی او کم باشد، اگر انزال زود یا بسرعت واقع شود و مـرد خـود را عـقب بکشد، آن وقت است که در زن تنفر و اکراهی در مقابل روابط جنسی به وجود می آید. یعنی یا تحریک نشده و یا محرومیتهای متوالی بتدریج سبب از بین رفتن احساس لذت و از بـیـن رفـتـن میل جنسی او می شود. در هرحال اگر به طور متوالی او را محروم نگاه دارند پس از مدتی به هیچ وجه لذت نخواهد برد .

شاید همسر ، مردی بسیار مهربان ، و زن  دوست و صمیمی و صـبـور باشد. ولی از نظر عمل زناشویی هیچ توجهی به رضایت زن نداشته باشد و لذت جنسی همسر را نادیده بگیرد.

این متخصص روانپزشک افزود : سردی مزاج در زنانی دیده میشود که تمایل و هوس جنسی کم داشته و یا اصلا نداشته و از آن بهرمند نمی گردند . درصد زیادی از آنها مشکل در  مسائل عاطفی دارند.

باید توجه داشت مدت زمـانـی کافی که زن برای عکس العمل جنسی لازم دارد خیلی طولانی تر است تا مرد، زیرا هم زمان بیشتری لازم است تا تحریک شود و هم زمان بیشتری طول خواهد کشید تا به اوج لذت جنسی برسد.

او همچنین اظهار داشت : اگر مرد روابط جـنـسـی را فقط وسیله ای برای ارضای امیال بیولوژیکی خود تصور کرده ، قبل از نزدیکی برای تحریک هـمـسـر خـود کوشش نکند یا نتواند برای مدتی نعوظ خود را نگاه دارد و زود به اوج لذت جنسی برسد، زن ممکن است کاملا تحریک نشده و قبل از اتمام عمل نزدیکی به اوج لذت جنسی نرسیده باشد . در چنین صورتی عمل مقاربت می تواند برای زن دردناک باشد و تجربه بد از رابطه جنسی در ذهن او باقی بماند.

 

گردآوری : گروه سلامت سیمرغ -  www.seemorgh.com/health

شناخت سردکننده های جنسی در روابط زناشویی  

شناخت سردکننده های جنسی در روابط زناشویی

 

چرا بايد سرد كنندهاي جنسي را بشناسيم ؟

همان طور كه ميدانيد در رابطه سالم  جنسی زناشویی عشق ورزی  يكي از مهمترين اجزاء سازنده يك رابطه پايدار است، در روابط جنسي كلا دو چيز هميشه مهم بوده است، رابطه جسمي و رابطه عاطفي.

در روابط كوتاه مدت و یک شبه كه بيشتر به هدف لذت جويي يا بقای نسل صورت ميگيرند، تاكيد بروي رابطه بدني است اما اگر خواهان يك رابطه بلند مدت با همسرتان هستيد نميتوانيد صرفا به برقراري يك رابطه جسمي بسنده كنيد و خيالتان را راحت كنيد كه فقط به صرف عمل دخول و رفع نیاز جنسی ميتوانيد زندگي شيرين و خوبي را تجربه كنيد.

براي اينكه بتوانيد رابطه جنسي تان را هميشه گرم نگه دارید و به فراخور آن زندگي شيريني را تجربه كنيد بايد نيازها و خواسته هاي طرف مقابلتان را نيز در نظر بگيريد و با شناسايي رفتارهايي كه موجب سرد شدن رابطه تان ميشود از عواقب احتمالي جلوگيري كنيد.

همه مان اين مثل معروف را شنيديم كه پيشگيري بهتر از درمان است، لذا به همه آقايون عزيز توصيه ميكنم تا نكات آمده شده در اين مقاله را به دقت مطالعه كنند تا بتوانند با عواملي كه خود ميتوانند ايجاد كنند و باعث واكنشهاي منفي در خانمشان شوند، آشنايي پيدا كنند و از اين به بعد از تكرار اين كنشها و رفتارها جلوگيري كنند.

مردان زير براي خانمها سرد كننده هستند :

۱. مردهايي كه با بدن زنها آشنا نيستند.

۲. مردهايي كه بيش از حد با زن خودشان در رابطه جنسی خشن رفتار می کنند. ( بهترین فردی که میتوان در نحوه رفتار صحیح جنسی بدنی به شما مشاوره بدهد همسر خودتان است، سعی کنید از او بپرسید که چه جوری دوست دارد با او رفتار شود ) 

۳. مردهايي كه به هنگام رابطه جنسی رفتار نظافتی مناسب ندارند . خوردن و آشامیدن در زمان رابطه جنسی و عدم کنترل در خروج منی بویژه در مردانی که قصد جلوگیری از بارداری را دارند .

۴. مردهايي كه بيش از حد در هنگام رابطه جنسی حرف می زنند .

۵. مردهايي كه از بهداشت شخصي پاييني برخوردارند. ( قابل توجه كسانيكه دهانشان هميشه بوي بد ميدهد، ناخنهايشان بلند و زيرشان پر از چرك است، بدنشان بوي عرق متئفن ميدهد، دستهايشان پينه هاي زبر و خشن دارد، پاها و جورابهاي بد بو و كثيف دارند، و … )

۶. مردهايي كه بيش از حد به ظاهر، قيافه و سرو و وضع زن اهميت ميدهند. ( قابل توجه كسانيكه به اندام زنانشان خيلي توجه ميكنند و خود وجود زنانشان را فراموش ميكنند )

۷. مردهايي كه در رابطه جنسی با همسر خود بجای توجه به رابطه ای عاطفی به رابطه جسمی می پردازند . ( قابل توجه كسانيكه مدام از همسرشان ميپرسند “ارضاء شدي ؟” و بجاي اينكه به عشق ورزي در رابطه رو بياورد، اشتباها به ارگاسم بدني زن توجه ميكنند و ارگاسم جسمي زن را براي خود موفقيت ميدانند و به آن ميبالند ! )

۸. مردهايي كه زن را مجبور به معاشقه ي … ميكنند. ( قابل توجه كسانيكه خودخواهانه همسرشان را وادار ميكنند و اجبار را بر رابطه شان حاكم ميكنند ! )

۹. مردهايي كه زياده از حد نگران عملكرد و توان جنسي خود هستند. ( قابل توجه كسانيكه مدام در اين خيال اند كه زود انزالي دارم، آلتم كوچيكه، نميتونم بيشتر از 10 دقيقه رابطه جنسی داشته باشم و … )

۱۰. مردهايي كه با تلويزيون روشن عشق ورزي ميكنند ! در هنگام برقراری رابطه جنسی محیطی ساکت و آرام و ترجیحا کم نور و تاریک را انتخاب کنید

۱۱. مردهايي كه در خصوص نیاز جنسی فقط خود را می بینند و به شرایط زن توجه ندارند . زنها در برخی مواقع مثلا در دوران قاعدگی و پریودی نیاز به آرامش دارند و رابطه جنسی برای انها سخت است .

۱۲. مردهايي كه بلافاصله پس از اتمام رابطه خود و ارضای شهوت به لحاظ احساسي و عاطفي از زن دور ميشوند.

۱۳. مردهايي كه وقت كافي صرف تحريك كردن زن شان و پيشنوازش نميكنند و بلافاصله سراغ عمل دخول ميروند.

۱۴. مردهايي كه عادات شخصي زشت و چندش آور دارند. ( دست كردن در بيني، گرفتن ناخنها روي زمين، آروغ كندن، باد در كردن، عطر تند زدن و ……. از جمله عادات چندش آور براي زنان ميباشند ! )

۱۵. مردهايي كه دوست ندارند به همسر خودشان معاشقه … بدهند. ( قابل توجه كسانيكه گفتن كلمه دوستت دارم را براي مردان عار ميدونن و مردي را به سختي و بي احساسي ميدونند )

۱۶. مردهايي كه اشتغال ذهني وسواس گونه و بيش از حدي به بدن خود دارند ( قابل توجه پروش اندام كاران عزیز ).

۱۷. مردهايي كه با ديگران خوش رفتار نيستند. ( قابل توجه كسانيكه مدام تويه كوچه و خيابون و در حال رانندگي به دیگرا بی احترامی می کنند و در جامعه رفتار اجتماعی مناسبی ندارند )

۱۸. مردهايي كه زنشان را دوست ندارند و نسبت به او هيچ احساسي ندارند.

۱۹. مردانی که در جامعه و میهمانی ها خواسته یا ناخواسته به زنان دیگر توجه می کنند و با انها هم صحبت می شوند . ( قابل توجه زوج های تازه عروس و داماد . زنان نسبت به رفتار همسران خود در ا.ایل ازدواج در مقابل دیگر زنا حساس هستند و این عادی است و مردان باید مراعات کنند و سختگیرانه برخورد نکنند اگرچه زنان نیز باید از سختگیری بی جا دوری کنند . )

۲۰. مردانی که - اگر چه در جوامع مذهبی کمتر هستند - در رابطه جنسی خود از سخنان و فیلمهای مبتذل استفاده می کنند .

جمع بندي و نتيجه گيري :

همان طور كه ميبينيد اين ۲۰ مرد با اعمالشان باعث ميشوند تا زنانشان نسبت به رابطه با آنها سرد شوند و شور و شوق جنسي شان را از دست بدهند، پس همين جا به همتون توصيه ميكنم كه اگر جزو اين ۲۰ دسته مرد هستيد حتما تجديد نطري كلي در نحوه عادات و رفتارهايتان بكنيد زيرا ادامه اين وضعيت موجب سرد مزاجي جنسي خانمتان ميشود و بر همگان پوشيده نيست كه اگر اين فرمول در رابطه تان حاكم شود نتايجي خوشي در زندگي تان برجاي نميگزارد.

سرد مزاجي = خيانت جنسي يا خيانت احساسي يا خيانت فكري  + دعوا + غرغر كردن + ايجاد سوالات مبهم ( چرا دير ميايي ؟ ، تا الان كجا بودي ؟ و … ) + طلاق + بي ميلي نسبت به زندگي مشترك + ………. + خطرات بسيار جدي براي آينده مشتركتان

مردان عزيز، لطفا يك بار ديگر سرد كنندهايي كه برايتان ذكر كردم بخوانيد و تا حد امكان سعي كنيد تا عاداتتان را طوري تنظيم كنيد كه منجر به سرد كردن رابطه تان نشود چون در اين صورت فرمول بالا در زندگيتان اجرا خواهد شد و لذت و خوشي از زندگيتان رخت خواهد بست.

منبع :

  • اینترنت با تغییراتی در بخشی از مطالب
  • کتاب آنچه مردان باید درباره زنان بدانند . نوشه باربارا دی آنجلس

ازدواج هاى هوسى  

ازدواج هاى هوسى

 

«هوس» يكى از مهمترين، و در عين حال خطرناك ترين پايه هاى ازدواج است.

«هوس» را نبايد با لذت هاى مشروع جنسى كه انگيزه فطرى ازدواج است اشتباه كرد شك نيست كه اكثريت قريب باتفاق جوانان در ازدواج «لذت جنسى» مى جويند و به حكم فطرت و آفرينش كه چنان غريزه نيرومندى در آنها آفريده، چنان حقى را هم دارند.

اما هوس چيزى بالاتر از اين است.

«هوس» يك سلسله خيالات خام و محاسبات غلط و غير عاقلانه است كه با نوسانات بى رويه و كامجويى هاى شيطنت آميز و حيوانى آميخته است.

تكيه گاه هوس ارزش هاى زودگذر و ناپايدار و احياناً كودكانه يا احمقانه است.

ازدواج هايى كه بر اساس هوس چيده مى شود غالباً به جدايى مى انجامد، زيرا ضامن بقاى آن گاهى چيزهايى است به ناپايدارى يك حباب روى آب، يا يك برق آسمان!

ازدواج هاى هوسى نشانه هاى فراوانى دارد:

مجلات هوسى پر است از اين ازدواج هاى هوسى.

الگوى اين ازدواج ها گاهى فيلم هاى سينما، و گاهى ازدواج ها و طلاق هاى خواننده ها و هنرپيشه ها مى باشد.

غافل از اين كه اين «كاسب كارها»! براى سر و سامان دادن به كسب و كار خود، و آجر نشدن نانشان، بايد هر چند روز، كار تازه اى انجام دهند كه اسم آنها در زبان ها بيفتد، و به همين جهت مجبورند يك روز ازدواج و روز ديگر طلاق بگيرند، تا عكس و تفصيلات اين جدايى، و آن اتّصال زينت بخش صفحات جرايد بازارى گردد و موج تازه و رونق جديدى به كسب و كارشان بيفتد.

اين را نيز مى دانيم كه صحنه ها و چهره هاى سينمايى جز يك مشت صحنه هاى ساختگى، و چهره هاى گريم كرده چيزى

نيست، و در آن سوى چهره ها چهره هاى ديگرى وجود دارد.

امّا هوسبازان بى مطالعه همه اينها را جدى گرفته، و شالوده زندگى خود را روى اين «سراب ها» و «حباب ها»مى نهند و به دنبال آن هزار گونه ناراحتى خود و ناراحت كردن ديگران، هزار گونه دربه درى خود و دربه در كردن ديگران به كفّاره اين هوس هاى زودگذر فراهم مى سازند.

نمونه ديگرى از اين ازدواج هاى هوسى آن است كه به خاطر فلان ژست و ادا در كنار دريا، و مثلا ابراز احساس بموقع در هنگام مشاهده فلان مسابقه ورزشى و مانند آن صورت مى گيرد.

* * *

ازدواج با فوتبال!

اخيراً خبر جالب و در عين حال تأسف آورى در جرايد به چشم مى خورد:

زنى از دست همسرش به دادگاه شكايت كرده كه شوهرم

شيفته مسابقات فوتبال است و تا سرحدّ عشق به آن مهر مىورزد، هر مسابقه در هر كجا تشكيل شود نخستين مشترى پروپا قرص آن، اوست، فرضاً اين توفيق نصيب او نشود كه مسابقه فوتبال را در محل تشكيل مسابقه ببيند بايد به هر قيمتى هست پاى تلويزيون بنشيند و يا به صداى گوينده راديو گوش كند.

مخصوصاً به هنگام تماشاى مسابقات روى شيشه تلويزيون همه چيز حتى شام و خواب و زن و فرزند خود را فراموش مى كند او ميل دارد تمام سخن از فوتبال در ميان باشد، و نه چيز ديگر.

با اين كه خودش پا به توپ نمى زند قسمت زيادى از پول هاى خود را روى شرط بندى فوتبال از دست مى دهد گاهى هم مقروض مى شود!

اى كاش اين عاشق فوتبال با خود «فوتبال» ازدواج مى كرد نه با من.

من از اين زندگى خسته شده ام و دارم خفه مى شوم.

ولى اين خانم كه اكنون از همسرش يك بچه دارد نمى داند كه اصلا همسرش او را به خاطر فوتبال گرفته است!

چه اين كه خودش اعتراف مى كند به تماشاى يك مسابقه فوتبال رفته بودم، و به هنگامى كه براى بازيكنان يك تيم ابراز احساسات مى كردم اين جوان هم براى همان ها ابراز احساسات داشت و از همان جا با او آشنا شدم، و پايه ازدواج ما به اين ترتيب ريخته شد، گويا قدر مشترك روحى آنها همين ابراز احساسات به فلان دسته بازيكنان بوده است!

مى دانيد شوهر او در برابر اين شكايت چه گفت؟

گفت: من اين طورم كه مى بينى مى خواهى بمان و تحمل كن، نمى خواهى راهت را بگير و برو!

 

ازدواج هاى كاغذى!

ديگر از نمونه هاى ازدواج هاى هوسى ازدواج هايى است كه از صفحات مجلات و جرايد هوسى شروع مى شود.

مثلا فلان آقا در مجله در صفحه مخصوص آگهى هاى ازدواج مى خواند:

«دوشيزه اى هستم 29 ساله! قد... سانتيمتر، دور كمر... سانتى متر... دور سينه... سانتى متر، دور ران ها... سانتى متر، درآمد... تومان در ماه، علاقه مند به موسيقى و رقص و دانس و گردش و تفريح و پيك نيك! خواهان ازدواج با مردى سبزه و گندم گون كه طول قامتش... سانتى متر و دور كمرش... سانتى متر و خوش تيپ و خوش آهنگ و خوش برخورد و خوش رو و خوش حرف باشد، درآمد مطرح نيست، هر چه آيد خوش آيد!...»

اين آگهى آبدار توجه او را به خود جلب مى كند و چون هم خود را واجد شرايط مى بيند و هم طرف را، از طريق دفتر همان مجله - با حفظ حق دلالى - با او تماس مى گيرد و طرح اين ازدواج ميمون با وساطت همان مجله صورت مى گيرد.

ولى همين كه آبها از آسياب فرو ريخت! و كمى به خود آمدند در فكر فرو مى روند كه مگر مى خواستند تيرآهن و الوار خريدارى كنند كه تنها با طول و عرض و قامت و كمر و رقص و لباس قناعت كردند و صفات انسانى كه ضامن اصلى وفادارى و بقاى ازدواج است همه را فراموش نمودند.

ولى چون هيچ يك از اين صفات در متن عقد شرط نشده و نه جزء شرايط خارج عقد بوده و فقدان آنها لطمه اى به صحت ازدواج نمى زند ناچار با اندازه گيرى دقيق طول قامت و دور كمر و ران ها و كم و زياد بودن - ولو به اندازه يك سانتيمتر! - دستاويز مناسبى براى جدايى پيدا مى كنند و سند اين ازدواج كاغذى را از هم پاره كرده، دور مى ريزند و تا مدّت ها در زير بار عواقب و گرفتارى ها و بدهكارى هاى آن خواهند بود.

* * *

بعضى از ازدواج ها مخلوطى است از «هوس» و «تجارت» و طبعاً جامع عيوب و بدبختى هاى هر دو است، و از آن بالاتر ازدواج هاى سياسى است، و چه بهتر كه سر بى درد خود را به درد نياوريم و سربسته بگذاريم و بگذريم.

پيشوايان بزرگ ما بيش از هر چيز روى مزاياى روحى و فكرى و اخلاقى دو همسر تكيه كرده اند، به همين دليل توجه به تربيت خانوادگى، اصالت، روح فداكارى، محبّت و صميميت پاكدامنى و نجابت، ايمان و تقوا را از هر چيز لازم تر شمرده اند.

روزى پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) ما به ياران خود فرمود: «از گياهان خوش آب و رنگى كه در نقاط متعفن و آلوده مى رويد بپرهيزيد»!

ياران عرض كردند: منظور شما از چنين گياهان چيست؟

فرمود: منظورم زنان خوش آب و رنگى است كه در محيط هاى ناپاك و خانواده هاى آلوده پرورش يافته اند (و فاقد امتيازات اخلاقى هستند).

امكان ارتباط هاى نامشروع يك عامل مهم كاهش ازدواج  

امكان ارتباط هاى نامشروع يك عامل مهم كاهش ازدواج

 

زندگى اجتماعى امروز در بسيارى از قسمت ها از صورت يك زندگى طبيعى و صحيح بيرون رفته، كه يك نمونه آن كاهش شديد ازدواج، و روى آوردن جوانان به زندگى غير طبيعى «تجرّد» است.

گفتيم كاهش ازدواج و توسعه تجرّد، قطع نظر از اثرى كه روى نسل بشر دارد، از نظر ايجاد يك نوع سيستم زندگى بدون احساس مسئوليّت و قطع پيوندهاى اجتماعى، و بى تفاوتى در برابر رويدادهاى اجتماعى كه از آثار قطعى زندگى افراد مجرد است. يك فاجعه بزرگ براى جوامع بشرى محسوب مى گردد.

و اگر انحرافات اخلاقى را كه از اين رهگذر دامنگير بسيارى از افراد مجرّد مى شود به آن بيفزاييم اهميّت اين مشكل اجتماعى روشن تر خواهد شد.

اكنون به اتّفاق خواننده عزيز بررسى خود را روى عوامل

اصلى اين پديده خطرناك اجتماعى دنبال كنيم:

بدون ترديد اين وضع نابسامان معلول يك يا دو علّت نيست ولى مسلّماً در ميان عوامل اصلى چند عامل بيش از همه جلب توجّه مى كند كه يكى از آنها مسأله «توسعه ارتباط هاى نامشروع» است.

زيرا از يك طرف بر اثر سهولت اين ارتباط ها، «زن» در نظر بسيارى از جوانان به صورت يك موجود مبتذل و كم ارزش، و حتى احياناً «رايگان»! درآمده است كه به آسانى مى توان به او دست يافت.

و به اين ترتيب آن ارزش و اهميّت و شخصيّتى را كه در سابق در اجتماع داشت كه براى وصول به او فداكارى زيادى لازم بود به كلى از دست داده، و ديگر يك موجود گرانبها و رؤيايى كه نظر جوانان را به خود جلب كند نيست!

برهنگى روزافزون زنان، در دنياى امروز به اين ابتذال كمك كرده، و اگر در آغاز عامل زودگذرى براى جلب توجّه نظر هوسبازان باشد، سرانجام به ابتذال و از ارزش افتادن زن

منتهى مى گردد، و اين درست عكس آن چيز است كه اين گونه زنان انتظار آن را داشتند!

به همين دليل آن عشق هاى پاك و مقدّس و آتشينى كه در گذشته به وجود مى آمد، و سرآغاز يك پيوند زناشويى محكم مى شد. در اجتماعات امروزى اثرى از آن نيست زيرا هميشه انسان نسبت به چيزى عشق آتشين پيدا مى كند كه به آسانى در دسترس او قرار نگيرد، و معنا ندارد نسبت به يك موضوع مبتذل، و ارزان و رايگان عشق بورزد، آن هم يك عشق آتشين!

* * *

از طرف ديگر بسيارى از افراد بى بند و بار حساب مى كنند چه دليلى دارد كه تنها براى دسترسى به يك زن زير بار هزار گونه «شرايط» و «مسئوليّت هاى» ازدواج بروند، در حالى كه بدون قبول هيچ يك از اين شرايط و مسئوليّت ها دسترسى به افراد زيادى مى توانند پيدا كنند؟!

و لذا اين افراد چون به عواقب شوم بى بند و بارى جنسى و

اخلاقى آشنا نيستند و تنها به ازدواج، و زن از نظر اشباع غريزه جنسى مى نگرند، اصولا تن به ازدواج و آن همه شرايط و مسئوليّت ها را يك كار احمقانه مى دانند! و لذا همه يا قسمت عمده زندگى خود را به حال تجرّد مى گذرانند.

با توجّه به حقايق بالا اثر «امكان و سهولت ارتباط هاى نامشروع» روى كاهش ازدواج كاملا روشن مى گردد، و به همين جهت در جوامع غربى كه اين آزادى و بى بندوبارى بيشتر است ازدواج كاهش بيشترى پيدا كرده، و اگر ازدواجى صورت مى گيرد در سنين بالاست، و تازه اين ازدواج ها هم به قدرى سست و بى دوام است كه غالباً به بهانه هاى كوچك و گاهى مضحك از هم گسسته مى شود!

* * *

قربانيان اين روابط ننگين

علاوه بر آنچه گفته شد هميشه در كنار اين گونه جوامع كه زندگى تجرّد را ترجيح بر زندگى مشترك زناشويى داده اند

دمل هاى چركين متعفنى به نام «مراكز فحشا» و «شهر نو»ها وجود دارد كه خود نيز يك عامل مهم براى كاهش ازدواج، و همچنين از هم پاشيدن خانواده ها مى باشد.

اين كانون هاى چركين كه الزاماً در كنار جوامع ناسالم كنونى است دليل روشنى بر عدم سلامت مزاج اين اجتماعات است.

مسأله فحشا و مراكز بدنام را نبايد تنها از نظر اين كه كانونى براى توسعه فساد اخلاق، و نشر انواع ميكروب هاى جسمى و روانى است مورد مطالعه قرار داد.

همچنين نبايد «فقط» از نظر اثرى كه روى كاهش ازدواج و روى آوردن به زندگى تجرّدى دارد مورد بحث قرار گيرد، اگر چه هر يك از اينها خود قابل بحث و مطالعه فراوان است.

بلكه علاوه بر اين از نظر خود زنان بدكار كه در اين مراكز جمع مى شوند و به خودفروشى مى پردازند كاملا قابل دقت و اهميّت است.

كسانى كه در اين زمينه مطالعات دقيقى دارند، و

كتاب هايى به دنبال تحقيقات وسيع خود در اين باره نوشته اند همگى معترفند كه وضع اين دسته زنان خودفروشدردناك ترين و فجيع ترين انواع بردگى قرون وسطى را در نظر مجسم مى سازد.

زنانى مطرود، درمانده و بينوا به معناى واقعى، كه هميشه از فرق تا قدم در قرض و بدهكارى غرقند، و شب و روز چون شمع مى سوزند تا روشنگر مجالس هوس و لذت حيوانى اين و آن باشند و عاقبت هم به بدترين وضعى در يك گوشه متروك اجتماع جان مى سپارند و حتّى گاهى كسى كه جسد آنها را از زمين بردارد و به خاك بسپارد پيدا نمى شود.

كدام وجدان اجازه مى دهد در عصرى كه در آن ادعاى الغاى بردگى مى شود چنين بردگان بينوايى در كنار اجتماع وجود داشته باشند و هيچ كس در راه آزادى آنها قدم بر ندارد؟!

ولى نبايد فراموش كرد كه اين بردگى رقّت بار را كه بدبختانه بسيارى از جوامع امروزى عملا به رسميّت

شناخته اند و صحّه پاى آن گذارده اند مولود همان سهولت ارتباط هاى نامشروع است.

زيرا زنانى كه در اين لجنزارهاى متعفّن اجتماع دست و پا مى زنند غالباً همان قربانيان ارتباط هاى نامشروعند كه تدريجاً به اين مراكز كشيده شده اند. شرح حال بعضى از اين زنان كه در پاره اى از كتاب ها آمده بدون شك غم انگيزترين تراژدى ها را تشكيل مى دهد، و لكّه ننگى بر پيشانى جوامع امروز محسوب مى گردد، و متأسفانه كمتر روى آن بحث مى شود.

بنابراين هم براى جلوگيرى از فرو ريختن خانواده ها، و هم براى جلوگيرى از سقوط و كاهش ازدواج، و هم براى آزاد كردن اين بردگان بينوا،

بايد جلوى اين آزادى و بى بندوبارى جنسى و امكان ارتباط هاى نامشروع گرفته شود، و آن هم بدون تنظيم برنامه صحيحى ممكن نيست.

جوانان عزيز با توجّه به حقايق بالا بايد در مورد خودشان

و دوستانشان مراقبت بيشتر به عمل آورند و از سخنان مبتذل فريبنده اى كه براى كشانيدن آنها به اين بى بندوبارى ها از حلقوم افراد ناپاكى بيرون مى آيد وقعى ننهند.

كسانى كه اين وضع و اين مراكز را به عنوان يك ضرورت اجتماعى معرّفى مى كنند، و به اين وسيله مى خواهند از قبح و زشتى فحشا و رفت و آمد به اين مراكز بكاهند، بلكه پا را از اين فراتر نهاده، اين عمل ناروا را وسيله اى براى حفظ پاكى خانواده ها!! و سلامت جوانان!! بنامند سخت در اشتباهند.

آيا وجود يك لجنزار متعفن كه عامل گسترش انواع فساد اخلاق و احياناً بيمارى هاى جسمى مى شود، و به همين دليل غالباً آن را از اجتماعات جدا مى كنند و با ديوارهاى بلندى به دور اين زندانيان سيه روز و طرد شده به گمان خود از سرايت اين فساد به داخل خانواده ها جلوگيرى مى نمايند، آيا وجود چنين لجنزارى يك ضرورت اجتماعى و رفت و آمد در آن وسيله سلامت است؟

مشكلات انتخاب همسر   

مشكلات انتخاب همسر 

 

هر جوانى با اين مشكلات روبه روست

مى دانيم آمار ازدواج (مخصوصاً در سال هاى اخير) بميزان قابل توجّهى كاهش يافته و بعكس سن ازدواج، به خصوص در شهرهاى بزرگ و نقاطى كه به تمدن نزديك تر است، بالا رفته تا آن جا كه ازدواج در سنينى صورت مى گيرد كه «شور» و «طراوت» جوانى تقريباً از ميان رفته، و بهترين فرصت طبيعى ازدواج پايان يافته است.

البتّه اين وضع معلول عوامل مختلفى است كه از ميان آنها چهار عامل زير از همه مهمتر است:

1- طولانى شدن دوران تحصيل.

2- امكان ارتباط هاى نامشروع.

3- عدم تأمين نيازمندهاى زندگى (به طور دلخواه) و هزينه سنگين ازدواج.

4- فقدان اعتماد پسران و دختران جوان نسبت به يكديگر.

در اين جا دو قسمت اوّل را كه از اهميّت بيشترى برخوردار است مورد بررسى دقيق قرار مى دهيم.

بعضى از طرّاحان اجتماعى بدون اين كه زحمت مطالعه درباره عوامل اين پديده خطرناك و راه مبارزه با آن را به خود بدهند، طرح «ازدواج اجبارى» را پيشنهاد كرده اند.

به اين معنا كه (مثلا) يك نوع ماليات مخصوص بر «تجرّد» بسته شود كه جوانان را مجبور سازد به زندگى خانوادگى تن در دهند، و يا از استخدام جوانان مجرّد (در سنين معينى) در مؤسّسات مختلف جلوگيرى به عمل آيد. و يا مجازات هاى سنگين ترى براى اين دسته جوانان در نظر گرفته شود!

بعضى از جوانان نيز از ما مى پرسند آيا به عقيده شما چنين طرح، و اقدام به چنين كارى صحيح است؟!

به عقيده ما اگر منظور از «ازدواج اجبارى» تنها انتخاب طرقى مانند عدم استخدام جوان مجرد در مؤسّسات مختلف و... باشد، شايد كمى در وضع فعلى اثر بگذارد، ولى هرگز راه

حلّ اساسى و نهايى براى «پديده خطرناك كاهش ازدواج» نخواهد بود، بلكه ممكن است احياناً واكنش هاى نامطلوبى نيز در بر داشته باشد.

اصولا «ازدواج» و «اجبار» دو كلمه متضاد است و هرگز اين دو با هم سازگار نمى باشد. ازدواج اجبارى مثل«دوستى و محبّت اجبارى» است!

آيا هرگز مى توان ميان دو نفر، اجباراً، و به زور قانون، پيوند محبّت و دوستى ايجاد كرد؟!

ازدواج - به معناى صحيح - نيز يك نوع پيوند روحى و جسمى براى يك زندگى مشترك آرام و آميخته با سعادت و صميميّت است. و به همين دليل بايد در محيطى كاملا آزاد صورت گيرد و هيچ گونه جنبه تحميلى نداشته باشد، و لذا در اسلام هر گونه ازدواجى كه بدون رضايت كامل طرفين انجام گيرد مردود و باطل شناخته است.

ازدواج مثل «خدمت سربازى» نيست، كه مثلا كسى را به حكم قانون به سربازخانه ببرند و تحت يك كنترل خاصّى وادار

به فرا گرفتن فنون نظامى كنند.

تعجّب در اين جاست كه اين «طرّاحان» مى كوشند وضع كنونى را كه نتيجه يك سلسله ناهنجارى هاى اجتماعى است از ميان ببرند بدون اين كه كمترين توجّهى به عوامل پيدايش آن داشته باشند.

به عقيده ما به جاى اين طرح ها، كه اگر قابل عمل هم باشد حكم داروى مسكن را دارد بايد «ريشه هاى اصلى»اين پديده و «ريشه هاى آن ريشه ها» را پيدا كرد و سوزاند تا اين وضع زننده غير طبيعى و غير منطقى كه در مسأله ازدواج، امروز به وجود آمده خود به خود از بين برود.

بنابراين بسيار به مورد است كه هر يك از عوامل چهارگانه بالا را كه به طور مسلّم عوامل اصلى كاهش شديد ازدواج در محيط ماست به طور مستقل مورد بررسى قرار دهيم.

* * *

طولانى شدن دوران تحصيل، نخستين مشكل بزرگ در راه ازدواج جوانان

گرچه نياز به تذكّر ندارد كه همه كسانى كه از زير بار مسأله حياتى ازدواج فرار مى كنند به علّت اشتغال به تحصيل نيست چه اين كه بسيارند كسانى كه مدّت ها پس از پايان تحصيل همچنان مجرّد مى مانند، و يا اصولا مدّت هاست ترك تحصيل كرده اند و باز هم مجردند.

ولى اين را هم نمى توان انكار كرد كه طولانى شدن دوران تحصيل يك «مانع بزرگ و مهم» براى بسيارى از جوانان در راه ازدواج محسوب مى گردد.

دوران تحصيلى براى بسيارى از رشته ها در حدود 18 سال يا كمى كمتر است و بنابراين يك جوان هنگامى مى تواند نفس آزادى بكشد كه تقريباً 25 سال دارد، تازه «جوانى است جوياى كار» (اگر بتوانيم كلمه جوان را به معناى واقعى درباره او به كار ببريم، زيرا قسمت عمده جوانى را پشت سر گذاشته و تنها حاشيه آن باقيمانده است!).

و چنين به نظر مى رسد كه در دنياى آينده كه دنياى تخصّص است اين سن، از اين هم بالاتر برود و شايد تا حدود 35 سالگى ادامه يابد!

اكنون اين سؤال پيش مى آيد كه آيا بايد «ازدواج» حتماً متوقّف بر «پايان دوران تحصيل» باشد هر قدر دوران تحصيل طولانى تر گردد؟ يا بايد اين رابطه را كه بعضى تصوّر مى كنند ناگسستنى است ميان اين دو از بين برد، و جوانان را از اين شرط فوق العاده سنگين آزاد ساخت.

ولى از طرفى يك جوان محصّل كه خود به صورت يك «دستگاه مصرف» و «هزينه تراش» است، نه يك «دستگاه توليد» و ايجاد درآمد، چگونه مى تواند دم از ازدواج با آن بارهاى سنگين و كمرشكن، بزند؟ و چگونه مى توان رابطه ازدواج را با پايان تحصيل انكار كرد؟

به عقيده ما اگر كمى آزاد فكر كنيم و از دنباله روى هاى غلط بپرهيزيم حل اين مسأله زياد مشكل نيست، و طرح روشنى براى آن وجود دارد و آن اين كه:

چه مانعى دارد جوانان در دوران تحصيل - هنگامى كه به سنين مناسب ازدواج مى رسند - شريك زندگى آينده خود را با مشورت با پدران و مادران و دوستان دلسوز روشن انتخاب كنند، نخست يك نوع نامزدى مشروع (خواندن عقد ازدواج و انجام مراسم مذهبى و قانونى، بدون مراسم عروسى) كه نياز به هيچ گونه تشريفات و تجملات و هزينه هاى سنگين ندارد، در ميان آنها برقرار گردد، و دختر و پسر بدانند به يكديگر تعلق دارند و شريك زندگى آينده يكديگر خواهند بود.

سپس با فراهم شدن امكانات در نخستين فرصت اقدام به بقيه مراسم ازدواج و عروسى با وضع ساده و آبرومندى كنند. فايده اين طرح، نخست اين است كه يك آرامش روحى به جوانان مى بخشد، و به زندگى آنها نور اميد مى پاشد، و از هيولاى وحشتناكى از آينده مبهم كه بسيارى از مجردان را آزار مى دهد نجات مى بخشد.

و ديگر اين كه آنها را در برابر بسيارى از انحرافات اخلاقى بيمه مى كند و از تلف كردن وقت هاى فراوانى كه به هنگام

امكانات آغاز يك زندگى مشترك، به منظور پيدا كردن همسر مناسب مصرف مى گردد، نجات و رهايى مى بخشد و زندگى آنها را در يك مسير طبيعى قرار مى دهد.

انجام اين طرح براى اكثر جوانان ممكن است. اگر پدران و مادران، هوشيارى به خرج دهند، خود جوانان هم درست بينديشند، و اين طرح معمول گردد قسمت قابل توجّهى از مشكلات مربوط به اين مسأله حل خواهد شد.

خلاصه اين كه برقرارى مراسم نامزدى شرعى (عقد خوانده) و پيوند تعلق يك پسر و دختر به يكديگر، به جوانان امكان مى دهد كه قسمت قابل توجّهى از نياز جنسى خود را از اين راه برطرف كنند، زيرا دوران نامزدى دورانى است كه بسيارى از مزاياى زندگى زناشويى را در بر دارد و مقدار قابل ملاحظه اى از محروميّت هاى جنسى جوانان را - كه نياز به شرح ندارد - جبران خواهد نمود.

و به اين وسيله مى توان جوانان را از آلودگى به فحشا و انحرافات جنسى نگاه داشت، بدون اين كه هزينه اضافى

خاصّى به خانواده پسر يا دختر تحميل گردد و يا مسأله به وجود آمدن فرزند پيش آيد و مشكلى براى ادامه تحصيل آنها ايجاد نمايد.

راه ديگر اقدام رسمى به ازدواج تا آخرين مرحله يعنى مرحله عروسى است، منتها با طرق خاصّى كه امروز فراوان است (و بسيارى از آنها شرعاً هم جايز است) از انعقاد نطفه فرزند جلوگيرى شود، چون اشكال عمده ازدواج مسأله فرزندانى است كه ميوه آن مى باشد كه تحمل آن براى جوانان در اين سنين و با ادامه تحصيل مشكل است، ولى همه اين طرح ها در صورتى است كه ازدواج از صورت تشريفاتى و پر خرج و هزينه هاى كمرشكن فعلى كه هيچ دليل منطقى براى آن وجود ندارد بلكه كاملا احمقانه به نظر مى رسد، درآيد و ساده و بدون تشريفات برگزار گردد.

اگر راستى پدران و مادران، و همچنين جوانان خواهان سعادتند راه اين است، و نشستن در انتظار پايان دوران تحصيلات عالى، و سپس پيدا كردن يك شغل مناسب و

آبرومند و پردرآمد، و تهيه خانه و اتومبيل و وسايل ديگر و هزينه هاى سنگين ازدواج تشريفاتى، نتيجه اش، علاوه بر آلودگى شديد جوانان و هزاران گونه انحراف، اين مى شود كه غالباً در سنين نزديك به 35 يا 40 سالگى كه دوران (بازنشستگى)! كم كم نزديك مى شود اقدام به ازدواج كنند و اين گونه ازدواج ها صددرصد غير طبيعى و فاقد روح و اصالت است، به دليل اين كه هيچ گونه هماهنگى با سازمان هاى وجود انسان و تاريخى كه غرائز طبيعى براى ازدواج تعيين كرده اند ندارد.

دستورهاى ده گانه در ترک استمناء  

دستورهاى ده گانه در ترک استمناء

 

گفتيم خطر و زيان انحرافات جنسى مخصوصاً «استمنا» MASTURDATIONكه گاهى به تناسب يك افسانه تاريخى «اونانيسم» نيز ناميده مى شود. اگر چه غير قابل انكار است، زيرا به زودى شكل «اعتياد» به خود مى گيرد،اعتيادى ريشه دار و كشنده تا آن جا كه گاه در يك روز چندين بار دامان مرتكبين خود را آلوده مى سازد،و حتّى طبق اعتراف صريح بعضى از مبتلايان گاهى كارشان به جايى مى رسد كه تنها با «تصوّر و فكر»! بدون هيچ گونه عمل ديگر مايع مخصوص از آنها دفع مى گردد.

ولى از آن خطرناك تر يأس و نوميدى از مبارزه با اين اعتياد است، زيرا اين نوميدى بزرگ ترين سدّ راه نجات مبتلايان خواهد شد و واكنش هاى فوق العاده نامطلوب روحى در آنها ايجاد خودهد كرد.

مبتلايان بايد اطمينان كامل داشته باشند كه اگر بخواهند مى توانند در مبارزه با اين عادت شوم پيروز گردند، و حتّى عمده آثار آن را از وجود خود برچينند، خواه دوران اين مبارزه كوتاه يا طولانى باشد.

آنها هرگز نبايد به خود تلقين كنند كه اين اعتياد تا آخر عمر از آنها دست بردار نيست و يا آثار آن همچنان باقى خواهد ماند.

منتها بايد با هوشيارى كامل و تصميم قاطع و به كار بستن «دستورهاى آينده» به مبارزه پى گيرى برخيزند.

كسانى كه از چنگال اين عادات شوم نجات يافته اند بايد قدر پاكى خود را بدانند، و در حفظ آن نهايت مراقبت را بنمايند، از هر گونه وسوسه شيطانى در اين راه بپرهيزند، و با هيچ قيمتى سرنوشت خود را به دست افراد گمراه و معاشران منحرف نسپارند.

همان طور كه سابقاً هم اشاره كرديم شرط پيروزى قطعى در مبارزه با هر نوع اعتياد غلط - اعم از اعتيادهاى خطرناك جنسى يا اعتيادهاى ديگر - پس از «اميدوارى و اطمينان به پيروزى» داشتن تصميم قاطع است.

تصميمى آهنين و محكم و متّكى به ايمان و شخصيت و شرافت و وجدان.

تصميمى راسخ و غير قابل عدول.

حتّى اگر به عللى اين تصميم ده بار هم شكسته شد مجدداً، بلكه قاطع تر و راسخ تر بايد تصميم بگيرند و با همان اميدوارى و ايمان تصميم خود را تجديد كنند.

زيرا سرانجام آثار اين تصميم ها در ناخودآگاه آنها اثر گذارده و هنگامى كه روى هم متراكم شد تأثير خود را خواهد بخشيد.

امّا مسلّماً و بدون ترديد اگر اين تصميم شكسته نشود خيلى زودتر آثار اين عادات شوم از روح و جسم آنها برچيده خواهد شد.

بديهى است اين گونه افراد اگر رابطه و پيوند نزديكى با خداى خود برقرار سازند و با تمام ذرات وجود خود از ساحت

مقدّس او استمداد جويند، و به لطف او اميدوار و دلگرم باشند در پرتو اين ايمان مذهبى خيلى زودتر نتيجه خواهند گرفت.

* * *

اكنون كه اين مراحل پيموده شد بايد امور زير را دقيقاً به كار بندند.

ممكن است اين امور در نظر بعضى ساده جلوه كند، ولى هنگام عمل روشن مى شود كه اثر معجزه آسايى دارد.

1- اجتناب از هر گونه تحريك مصنوعى

اگر جوانان انتظار داشته باشند كه هر شب در سينما يا در برابر تلويزيون ناظر صحنه هاى هوس آلود «فيلم هاى سكسى» باشند، و همه روز قسمت مهمى از وقت گران بهاى خود را به مطالعه «رمان هاى عشقى» و تماشاى«عكس هاى شهوت انگيز» مجلات فاسد و مبتذل بگذرانند، و در كوچه و خيابان با ولع تمام اندام برهنه زنان و دختران را ورانداز كنند، و با اين همه باز هيچ گونه آلودگى پيدا نكنند سخت در اشتباهند.

اين گونه «تحريكات مصنوعى» كه هيچ گونه ضرورتى هم ندارد، مسير فكر هر جوانى را از مسائل اصولى زندگى تغيير مى دهد و به سوى مسائل جنسى، آن هم به صورت حاد و طغيانگر، مى كشاند.

شب و روز، آنها را در يك حال اضطراب دائمى عصبى كه آثار نامطلوب آن بر تمام وجود آنان سايه خواهد افكند نگه مى دارد.

همه جوانان عزيز - مخصوصاً آنهايى كه داراى پاره اى از عادت هاى غلط جنسى هستند - بايد به شدت از اين گونه امور بپرهيزند، از ديدن اين فيلم ها، و مطالعه آن رمان ها و هر گونه چشم چرانى عمدى اجتناب ورزند، آرامش فكرى خود را بى جهت بر هم نزنند، و اعصاب نيرومند خود را با هيجان هاى دائمى تضعيف نكنند.

براى موفقيت در اين قسمت لازم است سرگرمى هاى سالم و مناسبى براى اوقات فراغت خود انتخاب نمايند و به كمك دوستان خود برنامه هاى صحيحى براى اين اوقات تنظيم كنند.

اين سرگرمى ها ممكن است:

  • ورزش هاى فردى و دسته جمعى
  • پياده روى در هواى آزاد
  • مطالعه كتب سودمند و مفيد
  • پرورش گل در منزل و به طور كلى كارهاى كشاورزى،
  • كارهاى دستى
  • جمع آورى اشعار
  • تهيه كلكسيون هاى عكس و تمبر و مانند اينها.

شركت در انجمن هاى گوناگون و كنفرانس هاى علمى يا اخلاقى، باشد. در نشريه اى كه تحت عنوان «سرگرمى هاى خطرناك» به وسيله مطبوعات هدف نشر داده شده قسمت قابل توجّهى از سرگرمى هاى سالم تشريح گرديده است.

* * *

 

2- تهيه برنامه فشرده و تمام وقت

جوانان بايد بطور حتم براى تمام شبانه روز خود برنامه تنظيم كنند به طورى كه يك ساعت وقت بيكار و بدون برنامه نداشته باشند.

نمى گوييم مرتباً درس بخوانند يا كار كنند، بلكه مى گوييم اگر تفريح يا ورزش هم دارند برنامه داشته باشند، و يك ساعت خالى از برنامه نباشد.

جوانان بايد بدانند بزرگ ترين بدبختى براى يك جوان اين است كه وقت هاى خالى از هر گونه برنامه داشته باشد.

ممكن است جوانى بيكار باشد و جوياى كار، امّا در عين حال براى شب و روز خود برنامه اى تهيه كند، اعم از مطالعه و تفريح و استراحت و مانند آن.

حتى اگر جوانان بتوانند برنامه روزانه خود را كمى بيش از مقدار وقتشان تنظيم كنند به طورى كه فكر آنها حتى يك لحظه بيكار به معناى واقعى نباشد بهتر است، زيرا اشتغالات فراوان فكرى، اثر عميقى در انصراف فكر از آن عادات شوم دارد.

بسيار ديده شده كه افراد معتاد به سيگار در روزهاى تعطيلى چند برابر روزهايى كه مشغول كار هستند سيگار دود مى كنند، اين تفاوت فاحش، اثر همان اشتغال فكر و اعصاب و بدن به كارهاى مثبت و انصراف از كارهاى بيهوده يا زيان آور در ايّام غير تعطيلى است.

خلاصه افرادى كه گرفتار اعتيادهاى غلط جنسى هستند اگر برنامه مشغول كننده اى براى تمام وقت خود نداشته باشند به آسانى نمى توانند اين عادت را از سر خود دور كنند،

و تهيه چنين برنامه اى از مؤثرترين عوامل ترك اعتياد است، و مطمئناً با تهيه چنين برنامه اى قسمت مهمى از مشكلات ترك اين اعتياد را پشت سر خود خواهند گذاشت.

3- توجّه مخصوص به ورزش

معروف است ورزشكاران نسبت به مسائل جنسى كم علاقه هستند، چون ورزش مقدار فراوانى از انرژى هاى بدنى و فكرى آنها را به خود اختصاص مى دهد و طبعاً از مسائل ديگر كم مى كند.

به همين دليل براى جلوگيرى از تحريكات زياد جنسى لازم است جوانان برنامه هاى وسيع و متنوع ورزشى انتخاب كنند.

مبتلايان به اين عادت شوم غالباً افرادى گوشه گير، منزوى كم تحرك و خمود هستند و همين گوشه گيرى و انزوا و عدم تحرك وضع آنها را تشديد مى كند، و اگر از اين وضع به كلى در آيند و زندگى خود را با تحرك زياد بياميزند اثر عميقى در بهبود حال آنها و ترك عادتشان خواهد بخشيد.

اين گونه افراد معمولا اعصاب ضعيف و ناتوانى دارند، و ورزش هاى متنوع و مناسب در تقويت اعصاب آنها فوق العاده مؤثّر است.

اين افراد هر چه وقت اضافى و خالى از برنامه دارند بايد به بازى هاى گوناگون ورزشى و يا پياده روى در هواى آزاد تخصيص دهند تا هم سلامت از دست رفته خود را باز يابند و هم قسمتى از انرژى هاى جسمى و فكرى آنها متوجه اين قسمت گردد.

به همان اندازه كه تحرّك و ورزش هاى فردى و دسته جمعى براى آنها مفيد است، انزوا و به گوشه اى خزيدن و در فكر فرو رفتن براى اين قبيل افراد سم مهلك است كه بايد به هر قيمتى شده از آن دورى گزينند.

اين توصيه را فراموش نكنيد و آثار معجزه آساى آن را ببينيد، در روز آن قدر ورزش كنيد كه خسته شويد و شب هنگام به محض اين كه در بستر آرميديد در خواب عميقى فرو خواهيد رفت و از شر بسيارى از خيالات و افكار مضر و كشنده كه در اين موقع به سراغ جوانان مى آيد در امان خواهيد بود!

* * *

4- بايد عادتى جانشين عادتى گردد

روانشناسان مى گويند: براى ترك يك عادت بد حتماً بايد به سراغ عادت خوب رفت و آن را جانشين عادت بد نمود.

مثلا كسانى كه عادت به قمار دارند، و با اين كه تمام زيان هاى آن را مى بينند و حس مى كنند، باز حاضر نيستند آن را ترك گويند، و به گفته خودشان وقت قمار كه مى رسد نمى فهمند چه نيرويى آنها را مانند يك اسير و برده به سوى اين عمل كه عقل و وجدانشان آن را محكوم ساخته مى كشاند؟!، چنين كسانى براى اين كه بر اين عادات غلط پيروز شوند حتماً بايد در همان ساعات، بازى صحيحى را (مانند يك مسابقه ورزشى سالم) جانشين بازى قمار كنند تا اين عادت بد به اصطلاح از سر آنها بپرد.

و به عبارت ديگر انرژى خاصى كه تحت تأثير انگيزه عادت در آن حال تحريك مى گردد به اين سمت كشيده شود و مصرف گردد بدون اين كه هيچ گونه واكنش نامطلوبى داشته باشد (دقت كنيد).

در مورد عادات بد جنسى بايد درست در همان ساعاتى كه انگيزه آن در مبتلايان توليد مى شود به سراغ برنامه خاصى براى چنين ساعتى از قبل پيش بينى كرده اند بروند، به سراغ مسابقه علمى، ورزشى، مسابقه هوش، مطالعه يك اثر جالب، يك ورزش مورد علاقه مانند كوهنوردى، اسب سوارى و... اين كار را آن قدر ادامه دهند كه جانشين عادت بد سابق گردد.

* * *

5- پرهيز مطلق از تنهايى

اين گونه افراد بايد حتماً و بدون هيچ گونه قيد و شرط از تنها ماندن به شدت اجتناب كنند.

هرگز تنها نباشند; در خانه تنها نمانند، شب در اطاق تنها نخوابند، تنها براى مطالعه به نقاط خلوت نروند.

و به محض اين كه در محيطى احساس كردند تنها هستند

از آن محيط بيرون بروند.

اين گونه افراد مخصوصاً بايد اين نكته را فراموش نكنند كه به مجرد اين كه نخستين تحريك را در خود حس مى كنند بلافاصله برخيزند و سرگرم كار ديگرى شوند. فراموش كردن اين تذكر غالباً گران تمام مى شود.

تنهايى، محيط كاملا مساعدى است براى پرورش ميكرب اين اعتياد در فكر هر جوان، و تمام جوانانى كه مى خواهند خوشبخت و سالم و از خطرات عظيم استمنا در امان باشند بايد از تنهايى بپرهيزند.

6- ازدواج در نخستين فرصت

اين افراد اگر امكاناتشان اجازه مى دهد بايد در نخستين فرصت ازدواج كنند حتى اگر امكانات آنها «تنها» براى انتخاب نامزد (البتّه نامزد مشروع كه عقد شرعى آن اجرا شده باشد) فراهم است بايد اين فرصت را نيز از دست ندهند.

خلاصه ازدواج تأثير قابل توجّهى در مبارزه با اين انحراف جنسى دارد و در صورتى كه دامنهة توقّعات را كوتاه و تشريفات زايد و بيجا را از آن حذف كنند كارى است بسيار سهل و ساده و آسان، ولى متأسفانه يك سلسله اوهام و قيود غلط، دست و پاى غالب طبقات را - اعم از تحصيل كرده و بى سواد - در اين قسمت بسته است.

بعضى از جوانان معتاد از ازدواج وحشت دارند، ولى اين وحشت كاملا بى اساس است زيرا با به كار بستن دستورها هم ترك اين اعتياد آسان است و هم پيروزى در تمام مراحل ازدواج و زناشويى.

7- تلقين و تقويت اراده

«تلقين» نيز در مبارزه با اين عادت رُل مهمى را بازى مى كند.

افراد معتاد بايد مرتباً به خود تلقين كنند كه به خوبى قادر هستند اين عادت زشت را ترك گويند.

براى اين كه تلقين در آنها اثر قوى و سريع ببخشد آن طور كه يكى از اطباى روانشناس دكتر «ويكتور پوشه فرانسوى» مى گويد: - بايد تلقين را به صورت زير چندين روز پشت سر هم ادامه دهند - همه روز در محل آرامى كه چيزى فكر آنها را به خود مشغول نسازد، فكر خود را متمركز ساخته و با كلمات شمرده و محكم اين جمله را تكرار كنند: «من به خوبى قادر هستم اين عادت بد را از خود دور كنم، من قادرم»! تكرار اين تلقين ساده اثر عجيبى در تقويت روحيه و ترك اين عادت و هر عادت بدى دارد. (مى توانيد آزمايش كنيد).

علاوه بر اين بايد براى تقويّت اراده از مطالعه كتاب هاى روانى كه براى تحكيم و رشد شخصيت و تقويت اراده نوشته شده است غفلت نورزند، زيرا همان طور كه دانستيم - و همه معتادانى كه موفق به ترك اين عادت بد و ساير اعتيادهاى ناپسند شده اند اعتراف دارند - نخستين گام در اين راه «اراده و تصميم» است.

* * *

8- پرهيز كامل

از معاشرت و همنشينى با افراد منحرف و مبتلا به اين عادت بد، در همه اوقات مخصوصاً دوران مبارزه، بايد به طور مطلق دورى جست همان طور كه از مبتلايان به «وبا» فرار مى كنند. علاوه بر اين بايد زيان ها و عواقب دردناك و مرگبار اين عمل را هرگز از خاطر خود دور ندارند و هرگز گوش به سخنان وسوسه انگيز اين و آن ندهند.

نقش معاشران بد و فاسد در ابتلاى به اين انحراف، و ادامه آن، بسيار عجيب است آنها براى اين كه كمتر احساس گناه و بدبختى كنند سعى دارند افراد ديگرى را نيز مبتلا سازند و به سرنوشت غم انگيز خود گرفتار نمايند، لذا همواره مى كوشند با سخنان وسوسه انگيز اين عمل شوم و زشت را لذت بخش و كم ضرر جلوه دهند، ولى جوانان بيدار هرگز در دام وسوسه هاى شيطانى آنها نمى افتند.

* * *

9- تقويت عمومى و رژيم غذايى

داشتن يك رژيم غذايى كامل و سالم كه موجب تقويت عمومى بدن گردد نيز در مبارزه با اين عادت كه در بسيارى از مواقع از ضعف اعصاب سرچشمه مى گيرد و يا خود عامل ضعف اعصاب است تأثير قابل توجّهى دارد.

استحمام با آب سرد (البتّه در مواقعى كه وضع هوا اجازه مى دهد) و سپس ماساژ دادن بدن با حوله نيز كمك مؤثرى به اين گونه افراد مى تواند بنمايد.

همچنين اين گونه افراد بايد به شدت از پوشيدن لباس هاى تنگ و چسبان كه عامل مؤثّرى براى تحريك مصنوعى است بپرهيزند، اين گونه لباس ها اصولا براى همه جوانان زيان بخش و حتى گاهى خطرناك است هم به نمو و رشد طبيعى جسم آنها صدمه مى زند و هم وسوسه انگيز و تحريك آميز است.

* * *

 10- استمداد از نيروى ايمان و عقايد مذهبى

نيروى ايمان و عقيده مذهبى مى تواند بزرگ ترين كمك را به اين مبتلايان كند و آنها را به زودى از چنگال اين عادت بد نجات بخشد.

اين گونه افراد هرگز نبايد خود را يك فرد نفرين شده و مطرود درگاه خداوند بدانند. بلكه بايد به لطف خداوند بزرگ كاملا اميدوار باشند و هنگام نماز و پس از نماز كه سر به سجده گذاشته و با آفريننده مهربان و بخشنده خود راز و نياز مى كنند با تمام دل و جان و با تمام ذرات وجود خويش از او بخواهند كه آنها را در ترك اين عادت زشت يارى كند و از چنگال آن برهاند و مطمئناً هرگاه با جان و دل به او توجّه نمايند، لطف خداوند مهربان به يارى آنها خواهد شتافت و در اين مبارزه حياتى پيروز خواهند شد.

و نيز بايد در همه جا و در همه حال او را حاضر و ناظر بدانند و هرگز به خود اجازه ندهند در پيشگاه مقدّس او دست به چنين كار خلافى بزنند.

ما اطمينان كامل داريم اگر مبتلايان دستورهاى بالا را دقيقاً فقط براى يك ماه به كار بندند از شر اين انحراف رهايى خواهند يافت.

يك اشتباه بزرگ در مورد انحرافات جنسى  

يك اشتباه بزرگ در مورد انحرافات جنسى

 

«مى خواهم خون گريه كنم امّا قطره اشكى مژگان مرا مرطوب نمى كند؟

مى خواهم فرياد بكشم امّا آه هم از سينه بر نمى خيزد.

مى خواهم بينديشم امّا به چه چيز؟ به كدام بدبختى و نافرجامى؟ مگر مغز انديشمندى هم در برابر اين ناملايمات برجا مى ماند؟!

بيچاره و تنها، ويلان و سرگردان، هراسان و بيمناك از آنچه هستم و خواهم بود، متنفر از همه كس و همه چيز و از اين محيط آلوده و ننگين!

21 ساله هستم، ده سال تمام از حساس ترين ايّام عمرم را «تنهاى تنها» گذراندم، ناملايمات زندگى و رنگ هاى زننده چهره اجتماع مرا فوق العاده رنج مى دهد...

نفهميدم چه شد چند سال قبل كه هنگام مطالعه كتابى

بى اراده به يك عادت شوم جنسى آشنا شدم، آن موقع گذشت و كسى به من نگفت كه جوانى چه دوران حساس و خطرناكى است؟ اندام هاى برهنه زنان و دخترانى كه در آتش شهوت و هوس مى سوختند به هيجان درونى من دامن مى زد.

بلى من عادت كردم و اكنون مريض جسمى هستم و روحم نيز بيمار شده است، دارم به ورطه جنون پا مى گذارم آن قدر ناراحتم كه در انديشه نمى گنجد...

مرا از طول دادن نامه ببخشيد اين ناله ها و استغاثه ها از من نيست كه به گوش شما مى رسد مى دانم بسيارى از جوانان مثل من بيچاره اند.

ناگفته نماند در اوان جوانى در سنين 16 يا 17 سالگى بود ه دو مرتبه به خودكشى دست زده ام. امّا اجازه مردن هم به ما بيچاره ها نمى دهند! اكنون خيلى ضعيف شده ام و مدّت كوتاهى است كه با كمال معذرت بى اراده از من قطرات... دفع مى گردد! اكنون در ميان طوفان مرگبارى به اين سو و آن سو مى روم، شايد هم يك سويش نابودى باشد!...

استدعا دارم مرا نجات دهيد، خواهش مى كنم جوابم را خيلى سريع لطف كنيد اگر ممكن شود به وسيله پست، حتّى اگر در مجله نسل جوان خواستيد جواب بدهيد. هر چه زودتر، پيشرفت شما سروران پاكدل و گردانندگان آن نشريه محبوب را كه براى ارشاد امثال من آلوده و پيشگيرى ديگران مى كوشيد از خداى يكتا خواهانم.

«س - ب» از مشهد

* * *

مسأله مهم اين جاست

به اين ترتيب نامه دردآلود و غم انگيز ديگرى را كه مربوط به جوان گرفتارى است كه از ذكر نام صريح او خوددارى مى شود، ورق زديم و صحنه ديگرى از صحنه هاى اندوهبار اين اجتماع آلوده را از نظر گذرانديم.

اكنون اجازه دهيد رشته سخن را درباره عادت شوم و خطرناك «استمنا» يا MASTURDATION و چگونگى مبارزه با آن را دنبال كنيم، شايد بتوانيم اين سيلاب خطرناك را تا حدودى مهار كنيم.

يكى از اشتباهات بزرگ در اين مسأله حساس اين است كه عده اى از پزشكان، در برابر متخصصانى كه سال ها در اين باره مطالعه نموده و آثار شوم اين عادت زشت را در كتاب هاى خود نوشته اند (و نمونه آن در بحث هاى گذشته از نظر خوانندگان گرامى گذشت) چنين اظهار نظر مى كنند كه:

«ما در پزشكى زيانى براى اين عمل نديده ايم بلكه ترسانيدن افراد از آثار شوم و مرگبار اين عمل ممكن است آثار نامطلوبى در روح آنها بگذارد!».

گاهى مى گويند: اين عمل با آميزش جنسى چندان تفاوت ندارد.

متأسفانه همين اظهار نظرهاى بدون مطالعه در تمام جوانب مسأله، سبب سقوط عدّه اى از جوانان در دام اين عادت شوم شده است.

پاسخ اين سخن را پزشكان مطّلع و وارد چنين مى دهند:

اين آقايان از يك نكته اساسى در اين مسأله غفلت دارند كه: به شهادت «مشاهدات فراوان» و «اعتراف صريح بسيارى از مبتلايان» اين عمل، اعتيادآور است، اعتيادى شديد و مرگبار كه افراد را به دنبال خود مى كشاند و به اين آسانى دست بردار نيست.

ممكن است يك مرتبه استعمال فلان مادّه مخدّر ضرر زيادى نداشته باشد، ولى بايد توجّه داشت خطر اعتياد در پيش است، اعتيادى كه همه چيز انسان ممكن است در آن دفن شود.

همان طور كه گفتيم متخصّصان اين فن در كتاب هايى كه در اين زمينه نوشته اند موضوع اعتيادآور بودن اين عمل شوم را صريحاً يادآور شده و جوانان را از آن برحذر داشته اند. (دقّت كنيد)

نكته ديگرى كه بايد به اين موضوع اضافه كرد اين است كه وسايل آلوده شدن به اين عمل بسيار ساده است، يعنى در حقيقت وسايلى نمى خواهد و در هر گونه شرايطى و در همه حال امكان آن هست و كنترلى هم در آن نيست و بدبختانه

چون در دوران «طغيان غريزه جنسى» مخصوصاً ميان سال هاى 16 تا 20 به سراغ جوانان مى آيد خيلى زود ممكن است به صورت يك عادت ريشه دار درآيد، در حالى كه آميزش جنسى هرگز چنين ساده نيست و زن و مردى كه همسر يكديگرند در شرايط خاصى چنين امكانى را پيدا مى كنند.

كسانى كه زيان هاى آن را دست كم گرفته اند حتماً توجّه به مسأله «اعتياد» به آن، و ساير اوضاع و احوال خاص اين مسأله ننموده اند.

وگرنه چگونه مى توان اين حقيقت حسى را انكار كرد كه بسيارى از جوانان آلوده تا سرحدّ مرگ و جنون و ناتوانى مطلق و فلج و از دست دادن همه چيز خود پيش مى روند مگر مشاهدات حسى را مى توان منكر شد؟!

اتفاقاً در ميان اين دسته بسيارند كسانى كه مى گويند هرگز به زيان اين عادت شوم هم آشنا نبوديم و از ضررهاى آن آگاهى نداشتيم بنابراين، مسأله تلقين هم در اين جا منتفى است.

* * *

راه ها و دستورهاى پيشگيرى

اكنون كه اين حقايق روشن شد توجه عميق همه جوانان عزيز را به نكات زير جلب مى كنيم، براى پيشگيرى از بروز اين عادت و اگر خداى نكرده آلوده شده اند براى درمان آن:

 

گام نخست

1- نخستين مطلبى كه مبتلايان بايد به آن توجّه كنند اين است كه اين عادت شوم جنسى با تمام آثار مرگبارى كه دارد قابل معالجه و درمان است، و به گواهى پزشكان و بسيارى از افرادى كه آلوده بوده اند اگر از طريق صحيحى وارد شوند مانند هر عادت و اعتياد غلط ديگر به طور حتم برطرف خواهد گرديد.

قابل توجّه اين كه بيشتر آثار شومى كه به واسطه آن به وجود آمده در مدت نسبتاً كوتاهى پس از قطع آن برطرف خواهد گرديد، زيرا نشاط و نيروى جوانى مى تواند بيشتر ضايعات گذشته را جبران نمايد (نمى گوييم همه آن را، مى گوييم، بيشتر آن را) و همان طور كه زخم هاى تن كودكان و جوانان خيلى زود التيام پيدا مى كند آثار سوء اين عمل نيز پس از بيدارى (در صورتى كه به موقع متوجّه شوند) در مدّت نسبتاً كمى برچيده خواهد شد.

آن دسته از جوانان مبتلا كه از بهبودى خود مأيوس و يا در ترديدند سخت در اشتباه هستند، و همين يأس و ترديد بزرگ ترين سد راه آنهاست (دقت كنيد).

بنابراين نخستين و لازم ترين موضوعى كه آنها بايد به آن توجه و ايمان داشته باشند همان امكان سريع ترك اين عادت شوم و ننگين و رهايى يافتن از بسيارى عواقب آن است.

اكنون كه گام نخستين برداشته شد و با ايمان و اميدوارى كامل به سوى درمان اين مبتلايان پيش مى رويم بايد خود را براى به كار بستن نخستين دستور آماده كنند.

* * *

 مهمتر از آنچه تصوّر شود

2- پزشكان عموماً معتقدند براى ترك هر نوع اعتياد قبل از هر چيز اراده و تصميم لازم است، تصميمى قاطع و جدى و محكم.

ممكن است شما اين موضوع را يك موضوع ساده و معمولى تلقى كنيد امّا ما به شما مى گوييم بيش از آنچه تصوّر نماييد اين موضوع مهم و مؤثّر است.

براى گرفتن تصميم بايد نخست به زيان هاى ادامه اين عمل خطرناك انديشيد و آنچه از زيان هاى آن در بحث هاى گذشته يادآور شديم با دقت چندين مرتبه از نظر گذراند. و عواقب شومى كه در انتظار معتادان است در نظر مجسم ساخت، و با توجّه به شخصيت و قدرت فوق العاده اى كه در هر انسانى نهفته شده - مخصوصاً در جوانان - بايد تصميم گرفت، تصميمى آهنين و خلل ناپذير.

حتماً مى دانم در اين جا بعضى از جوانان مبتلا، به من ايراد مى كنند كه «ما قادر به تصميم گرفتن هم نيستيم و

نيروى تصميم از ما سلب شده، بارها تصميم گرفته ايم و باز هم شكسته ايم»!

ما به اين ايراد شما كاملا توجّه داريم امّا شما هم به پاسخ ما كاملا توجّه و دقّت كنيد:

من از اين گونه افراد مى پرسم: «آيا هرگز شده در پيش روى پدر و مادر و برادر، دبير و يا شخص محترم ديگرى آشكارا دست به اين كار بيالاييد هر قدر هم (مثلا) ناراحت باشيد؟...

حتماً خواهيد گفت: نه.

مى پرسم چرا؟

مى گوييد آخر چنين كارى شرم آور است!

مى گوييم: معناى سخن شما اين است چون اين كار شرم آور است ما تصميم گرفته ايم در پيش روى آنها انجام ندهيم!

اين موضوع به خوبى ثابت مى كند كه شما هرگز آن طور كه خيال مى كنيد بى اراده و بى اختيار به سوى اين عمل كشانده نمى شويد، اگر بى اختيار و فاقد اراده بوديد براى شما حضور اين افراد و عدم آن كوچك ترين تفاوتى نداشت!

شما بايد بكوشيد اين «اراده نيرومند خود» را كه در چنين مواردى به كار مى اندازيد به همه جا گسترش دهيد، اين سرمايه در وجود شما هست پس چرا از آن استفاده نمى كنيد؟

اين را هم فراموش نكنيد كه خدا در همه جا حاضر و ناظر اعمال شماست و شما در همه جا در حضور او هستيد آيا شايسته است در حضور چنين پروردگارى دست به چنين آلودگى بزنيد؟!

جالب توجّه اين كه در يكى از سخنان پيشوايان بزرگ اسلام امام صادق(عليه السلام)مى خوانيم: روزى يك نفر به خدمتش عرض نمود: بيچاره فلان كس مبتلا به «يك نوع انحراف جنسى» شده (نوع ديگرى غير از اين عادت) و از خود هيچ گونه اراده اى ندارد!

حضرت با عصبانيت فرمود: چه مى گويى؟! آيا حاضر است اين عمل را پيش روى مردم هم انجام دهد؟!

عرض كردند: نه.

فرمود: پس معلوم مى شود به اراده و اختيار خود اوست...

و امّا اين كه بعضى مى گويند: «بارها تصميم گرفته ايم و شكسته ايم» ما به اين افراد صريحاً اعلام مى كنيم:شكستن تصميم به معناى از بين رفتن همه آثار آن در وجود انسان نيست، همين تصميم شكسته شده رسوباتى در اعماق دل و روح انسان باقى مى گذارد و زمينه را براى تصميم نهايى بيش از گذشته، آماده مى سازد (دقت كنيد).

اجازه بدهيد مثالى براى شما بيان كنم:

بسيارى از اوقات انسان مى كوشد با پاى خود از كوهى بالا رود و يا با اتومبيل از يك سر بالايى تند بگذرد، دفعه اوّل و دوّم و گاهى دفعه دهم عقب گرد مى كند و نمى تواند، ولى آخرين بار موفق مى شود و از آن مى گذرد، اين سخن به اين معنا نيست كه در دفعات اوّل هيچ كارى انجام نداده بلكه هر دفعه كه براى عبور از اين راه دشوار اقدام نموده و عقب رفته به طور ناخودآگاه يك مقدار آمادگى آموخته و ذخيره كرده و بالاخره در پايان پيروز شده است.

دانشمندان مى گويند براى حفظ يك قطعه شعر يا نثر ممكن است در نخستين بار 5 مرتبه تكرار آن لازم باشد، و پس از مدّتى ممكن است فراموش گردد امّا براى حفظ آن در دفعه آينده مسلّماً 5 مرتبه تكرار لازم نيست ممكن است سه مرتبه هم كافى باشد. يعنى رسوبات تصميم ها و يادگيرى هاى گذشته همواره در روح انسان باقى مى ماند. مسائل مربوط به روان انسان همه از اين قبيل است.

بنابراين اگر ده بار هم تا كنون تصميم گرفته ايد و شكسته ايد هم اكنون آماده يك تصميم قاطع و جدّى و آهنين براى ترك هر نوع اعتياد غلط شويد و تمام نيروهاى معنوى خود - مخصوصاً ايمان به خدا - را بسيج كنيد و اين گفتار پيشواى بزرگ ما على(عليه السلام) را فراموش نكنيد آن جا كه مى فرمود: «افراد با ايمان همچون كوه سرسخت و با استقامتند».

اكنون كه تصميم نهايى خود را گرفتيد دستورات ديگر آينده را دقيقاً به كار بنديد.

عواقب مرگبار انحرافات جنسى  

عواقب مرگبار انحرافات جنسى

 

   يكى از مهمترين مسائلى كه جوانان با آن   روبه رو هستند، و راه پيشگيرى افراد غير آلوده، و درمان آلوده ها!

در بحث گذشته با ذكر چند نمونه زنده ديديم كه چگونه انحرافات جنسى و اعتياد به پاره اى از آنها مى تواند جوانان را به صورت موجودى زبون، ناتوان، مأيوس عقب مانده، و بيمار درآورد، و تا سرحدّ «جنون» و «مرگ» پيش ببرد.

بدبختانه در عصر ما كه بعضى آن را «عصر مسائل سكسى» نام نهاده اند، بسيارى از نويسندگان بى هدف سعى دارند انحرافات جنسى جوانان را كوچك و كم اهميّت جلوه دهند، و گاهى براى خوشايند بعضى از منحرفان آن را يك ضرورت زندگى و از لوازم دوران جوانى معرّفى نمايند!!

دسته اى هم كه مى دانيم و مى دانيد دامن زدن به اين مسأله را وسيله «كاسبى نامشروع» خود ساخته، و براى پيدا كردن سوژه هاى داغ جنسى و تهيه عكس هاى تحريك آميز، زمين و زمان را زير پا گذارده، و از هيچ دروغى هم پروا ندارند!

مثلا در يكى از مجلاتى كه به نام «زنان» انتشار مى يابد اخيراً خبر به اصطلاح تكان دهنده اى كه به قول نويسنده مجلّه سراسر اروپا را در بهت و حيرت فرو برده بود (و شايد دامنه آن نيز به زودى به كرات ديگر كشيده شود!) درج شده بود و آن اين كه اخيراً زنى در يكى از جرايد اعلان كرده است كه براى شوهرش معشوقه پيدا مى كند!!...

آنهاامثال اين خبر را كه به احتمال قوى ساخته و پرداخته خود يا همكارانشان است به عنوان يك وسيله مؤثّر تبليغاتى براى بالا بردن تيراژ مجله خود انتخاب مى كنند، حال نشر اين گونه اخبار آن هم با آن آب و تاب، چه اثرى جز ننگ و فساد مى تواند براى اجتماع داشته باشد، اصلا براى آنها مطرح نيست.

بدبختى منحصر به اينها نيست، حتى بعضى از به اصطلاح جامعه شناسان و روانشناسان و پزشكان هم از اين«موج جنسى»! بر كنار نمانده و كوشش دارند آن را طبيعى و بى ضرر جلوه دهند.

عدّه اى هم كه معتقد به عواقب شوم و دردناك اين بى بندوبارى هستند در طرح اين مسائل كه به منظور پيشگيرى صورت مى گيرد طورى مسأله را طرح مى كنند كه نه تنها كمكى به حل مشكل و درمان مبتلايان نمى كند بلكه راه هايى را هم كه بلد نبودند به منحرفين مى آموزد و انحرافى بر انحراف آنان مى افزايد!

مجموع اين عوامل است كه مسأله انحراف جنسى را در ميان جوانان به صورت فوق العاده پيچيده و وحشتناكى درآورده كه ريشه كن نمودن آن به اين آسانى ممكن نيست و نياز به صرف وقت و بودجه و طرح هاى دقيق فراوانى دارد.

* * *

 

زيان هاى استمنا

در هر حال جوانان بايد با سرپنجه عقل و فكر خودشان، اين پرده هاى جهل و جنايت را كه بر وى حساسترين حقايق مربوط به آنان انداخته شده پاره كنند، و به جاى فرار از درك حقيقت و پناه بردن به مطالبى كه اثرى جز تخدير و گمراه ساختن افكار آنها ندارد، بنشينند و حقايق حسى و روشنى را كه «حساب دو دو تا چهار تا» را دارد بررسى نمايند و سرانجام اين انحرافات مرگبار را با چشم خود ببينند.

ما نخست در اين جا گواهى بعضى از پزشكان و محقّقانى را كه سال ها از عمر خود را صرف مطالعه در پيرامون اين گونه مسائل كرده اند نقل نموده، و سپس به تجزيه و تحليل علل روانى و اجتماعى انحرافات جنسى پرداخته، و پس از آن راه مبارزه با اين اعتيادهاى ننگين را شرح مى دهيم.

يكى از اطباى معروف در كتاب خود كه درباره زيان هاى عادت ننگين «استمنا» نوشته، مشاهدات جمعى از پزشكان را به اين شرح نقل مى كند:

«هوفمان» مى گويد: «جوانى را ديدم كه از پانزده سالگى گرفتار اين اعتياد شوم شده بود و تا سن 23 سالگى آن را ادامه داده بود.

او چنان دچار ضعف قواى جسمانى گرديد كه هنگامى كه مى خواست كتابى را بخواند چشمهايش سياهى رفته سرش درد مى گرفت، حالتى شبيه سرسام به او دست داده بود، مانند افراد مست دچار سرگيجه شده بود، حدقه هاى چشم او بيش از حد معمولى گشاد و باز شده، و در قعر چشمهاى خود درد شديدى احساس مى كرد».

مشاهدات دكتر هوچين سون (HUOTCHINSON) ثابت مى كند عموم ناراحتى هاى مربوط به دستگاه تناسلى از آثار «استمنا» و ناراحتى هاى شبكيه چشم و مشيميه از آن سرچشمه مى گيرد (دقت كنيد).

نويسنده مزبور اضافه مى كند:

«نخستين نتيجه عادت به اين كار شنيع اين است كه قوت و شفافيت چشم ها زايل مى گردد، صورت رنگ اصلى خود را از دست مى دهد و پژمرده مى شود، در نگاه هاى مبتلايان به اين كار هوش و ذكاوت اوّلى ديده نشده حالت گرفتگى در سيماى آنها ظاهر مى گردد، چشم هاى آنها با حلقه هاى كبودرنگى احاطه مى شود. بعد از آن سستى و تنبلى در اعضاى مختلف مشاهده مى شود.

نقصان حافظه، خرابى اشتها، مشكل شدن هضم، تنگى نفس، تغيير اخلاق و مزاج به طور غير قابل توضيح، حسادت، غم و كدورت، ماليخوليا، فكر گوشه گيرى و تنهايى از نتايج شوم ابتلاى به اين انحراف جنسى است.

اين طبيب در جاى ديگر از كتاب خود اضافه مى كند اين عمل موجب فقرالدم (كم خونى) و ضايع شدن قواى جسمى و روحى مى گردد و باعث دوران سر، صداى گوش ها، كمردرد، سختى تنفس، كم شدن حافظه، لاغرى، ضعف و سستى و خلاصه عدم اقتدار كلى در بدن مى شود، و بر اثر رابطه نزديكى كه با حواس پنجگانه دارد مخصوصاً در چشم و گوش اثر مى گذارد». (دقّت كنيد).

عادت به اين انحراف شوم جنسى مخصوصاً نيروى مقاومت بدن را در برابر بيمارى ها كم مى كند و به طورى كه پزشك مزبور تصريح مى نمايد:

«اشخاصى كه به اين عادت مذموم مبتلا هستند به محض گرفتارى به يكى از بيمارى هاى وخيم به آسانى نمى توانند گريبان خود را از چنگال مرگ نجات دهند».

او سپس از قول يكى از نويسندگان نقل مى كند كه:

«جوانى را مى شناختم كه مبتلا به اين عادت شوم بود او گرفتار يكى از «بيمارى هاى تب دار» شد در روز ششم بيمارى كه كاملا ضعيف شده بود باز نتوانست دست از عمل خود بردارد لذا مرگ با تمام وحشت خود بر او ظاهر گشت و او را در كام خود فرو كشيد»!

و نيز نقل مى كند:

«يكى از مبتلايانى كه به يك نوع از اين عادت شوم، مداومت مى نمود رفته رفته ضعف شديدى در خود احساس كرد، بدن او رو به لاغرى گذاشت ساق پا و ران هاى او به طور محسوسى ضمور (كم گوشت) شد و كمردرد او را آزار مى داد ادامه اين عمل منتهى به فلج عمومى بدنى او گرديد و پس از شش ماه بسترى شدن كه با وضع قابل ترحمى با مرگ دست به گريبان بود در آغوش مرگ فرو رفت»!

مخصوصاً ابتلاى به اين عادت شوم براى مجروحين و آنهايى كه عمل جراحى در بدنشان شده فوق العاده خطرناك مى باشد.

كوتاه سخن اين كه به گفته همان «پزشكى» و هم از نظر «مذهبى» منفور است موجب خرابى و نابودى وجود انسان و تزلزل روح مى گردد!

* * *

به هر حال زيان هاى اين گونه انحراف بيش از آن است كه در اين مختصر شرح داده شود.

و يكى از هولناك ترين خطرات آن اين است كه اين عادت شوم با توسعه روزافزون خود، اراده را تضعيف مى كند و به صورت افراطى عجيبى گسترش يافته هر گونه محدوديت را در هم مى شكند.

درست است كه هر گونه افراط در امور جنسى حتى از طريق مشروع (از طريق ازدواج) نيز ممكن است خطرات

فراوانى در بر داشته باشد. ولى گذشته از تفاوت هاى اصولى كه ميان اشباع طبيعى اين غريزه و اشباع از طرق غير طبيعى وجود دارد (و بعداً تشريح خواهد شد) فراهم شدن شرايط اشباع مشروع و طبيعى آن در همه حال ممكن نيست در حالى كه اين عادت شوم نياز به فراهم شدن شرايط خاصى ندارد و لذا به صورت خطرناكى در زندگى مبتلايان رخنه كرده و ريشه مى دواند.

با توجه به حقايق فوق و با توجه به اهميّت فوق العاده اى كه اين مسأله در سرنوشت جوانان از نظر جسمى، فكرى، اخلاقى و اجتماعى و مذهبى دارد لازم است همه جوانان به دقت نكاتى را كه براى «پيشگيرى» از اين عادات شوم اعلام مى كنيم به كار بندند.

مبتلايان نيز بايد بدانند كه براى ترك اين عادت هيچ موقعى دير نيست. قبل از هر چيز «تصميم» و سپس به كار بستن دقيق دستورهايى كه در صفحات آينده اين كتاب ذكر خواهد شد لازم است و با انجام اين برنامه ترك اين عادات مشكل نخواهد بود.

 

جوانان و انحرافات جنسى : فريادهاى دردآلودى كه از هر سو بلند است!   

جوانان و انحرافات جنسى : فريادهاى دردآلودى كه از هر سو بلند است! 

 

مى دانيم جوانى دوران «بحران» غرائز مخصوصاً «غريزه جنسى» است.

اين غريزه اگر به صورت صحيحى رهبرى نگردد خرد كننده ترين ضربت را بر پايه خوشبختى و سعادت جوانان خواهد زد، و سرنوشت آنها را به كلى دگرگون خواهد ساخت.

نيروهاى خلاّق آنها، همچون غنچه هاى ناشكفته پرپر شده نابود خواهند شد، و «نبوغ» و «ابتكار» آنان كه ممكن است سرچشمه افتخارات فراوانى براى خودشان يا اجتماع گردد مسلّماً به هدر خواهد رفت.

تعداد قربانيان اين راه در ميان جوانان كم نيستند و تعداد كسانى كه پس از بيدارى از خواب گران خود، دردناك ترين تأسف و ندامت را بر روح خود احساس مى كنند نيز فراوانند.

و بسيارند كسانى كه با آثار شوم اين عدم رهبرى صحيح تا پايان عمر خويش دست به گريبان مى باشند!

* * *

نامه هاى فراوانى كه تا كنون از عدّه اى از قربانيان اين راه به دست ما رسيده مى تواند پرده از گوشه اى از اين راز وحشتناك بردارد، و ما را در جريان اين موضوع حساس و پر خطر بگذارد.

اين «نامه ها» شامل اسرار ناگفتنى، وقايع دردناك و بهت آور است، و نويسندگان آنها همه، استمداد كرده و راه چاره خواسته اند.

حقيقت اين است كه ما هم تا اين اندازه از توسعه و اهميّت اين خطر آگاه نبوديم، ولى با اطلاعاتى كه به دست ما رسيده چاره اى جز اين نداريم تا آن جا كه از ما ساخته است و در قدرت داريم در راه بيدار ساختن جوانان و آگاه نمودن آنها به نقاط اصلى خطر از هيچ كوششى فروگذار نكنيم و از خداى بزرگ مى خواهيم كه به ما و آنها در اين راه كمك فرمايد.

نخست اجازه بدهيد گوشه اى از اين نامه ها را كه مى توان آن را درج نمود «عيناً» در اختيار شما بگذاريم:

* نامه اوّل

«... چون شما در نوشته هاى خود يادآور شده ايد كه: جوانان مشكلات خود را در موضوعات مختلف تشريح كنند به فرستادن اين نامه مبادرت ورزيدم:

... مشكلى كه من از آن رنج مى برم و نزديك است مرا هلاك كند راجع به امور جنسى و تمايلاتى است كه ذيلا برايتان تشريح مى كنم.

جوانى هستم 23 ساله و محصل، از روزى كه پا به دايره بلوغ گذاشتم بر اثر نداشتن تربيت صحيح و عدم مراقبت و بى اطلاعى به «يك نوع انحراف جنسى» مبتلا شده ام و «بدبختانه» هفت سال آن را ادامه داده ام!

اكنون به اين بلاى خانمانسوز مبتلا هستم و هر چه در ترك آن كوشيده ام نتيجه اى نگرفته ام، ضررهاى آن را علاوه بر اين كه در كتاب هاى فارسى مطالعه نموده ام در بدن خود نيز مشاهده مى كنم: چشمم ضعيف شده، ضعف اعصاب، كم خونى، لرزش بدن، لاغرى و پژمردگى مرا بيچاره كرده است!

وقتى قلم به دست مى گيرم قدرت نوشتن ندارم، ناچار قلم را بر زمين مى گذارم تا وقتى كمى دستم قدرت پيدا مى كند دوباره مى نويسم!

ايمان ضعيفى در من وجود دارد، و با وجدانم دست به دست هم داده مرا سرزنش مى كنند.

ناچار در گوشه اى مى نشينم و تا مى توانم گريه مى كنم كه چشمانم سرخ مى شود، خلاصه بيچاره و بدبختم و دادرس و فريادرسى ندارم!!...

شايد مايل باشيد بدانيد چرا با اين كه ضررهاى آن را مشاهده مى كنم آن را ترك نمى نمايم؟

در جواب خواهم گفت امروز ترك اين كار (تقريباً) از نظر من محال است. هنگام تحريك شدن، اراده از من سلب مى شود بعد كه به خود مى آيم كارم گريه است!...

گاهى به خدا التماس مى كنم و به درگاه امامان(عليهم السلام)متوسّل مى شوم... امّا هر چه التماس مى كنم كمتر نتيجه مى گيرم.

گاهى با خود فكر مى كنم مگر خدا و ائمه اطهار به افراد ناپاكى چون من توجّه ندارند؟!... ما درماندگانى، كه حتّى به نزديك ترين خويشان نمى توانيم درد دل خود را بگوييم دامن چه كسى را بايد بگيريم؟

كاسه صبرم لبريز، و جانم به لب رسيده، به من رحم كنيد و راه نجاتى به من معرّفى نماييد اگر دستور طبى در نظر داريد به من اطّلاع دهيد. و مسلّم بدانيد (و مى دانيد) احتياج به قدردانى امثال من نداريد اجتماع بايد از شما قدردانى كند و پاداش شما با خداى بزرگ است.

* * *

 

* نامه ديگر

«... شما را به خاطر جهاد مقدّسى كه براى هدايت جوانان آغاز كرده ايد مى ستايم... چه براى من واضح است كه ايده شما بر خلاف عدّه زيادى از نويسندگان مطبوعات (اگر بشود به آنها نويسنده گفت) خوشبختى جوانان است.

بارى جوانى هستم 17 ساله و محصل سال چهارم دبيرستان كه در تمام دوران ابتدايى شاگرد ممتاز بوده ام، ولى به عللى كه خودتان خيلى خوب مى دانيد به محض رسيدن به دوران پرآشوب بلوغ به يك دام افتادم.

البتّه اين منحصر به من نيست عدّه اى از همسالان من نيز به اين دام افتاده اند.

در كلاس اوّل دبيرستان مبتلا به «يك نوع انحراف» شدم در عرض اين چهار سال مقدار فراوانى از قواى فكرى خود را از دست داده ام. ده ها بار توبه كردم. ولى روز به روز ضعف نفس من زيادتر شده.

اكنون به طورى كه خودم حس مى كنم قسمت هاى عمده بدن من يعنى قلب و اعصابم دچار خلل شده، و بدتر از همه اراده ام را نيز به مقدار زيادى از دست داده ام، دائماً احساس حقارت مى كنم، خيلى كم حرف مى زنم، ورزش نمى توانم بكنم و حتّى به ميهمانى هاى خانوادگى نيز نمى روم!...

به خوبى مى دانم كه آينده خوبى نخواهم داشت... اين قدر بى اراده شده ام كه ترك اين «عمل خطرناك» برايم كارى مشكل شده است...

علت چيست؟

علت اين است كه عكس هاى زنان برهنه در دست همسالانم زياد ديده مى شود.

فيلم هاى منحرف كننده و سكسى تنها سرگرمى ماست و كتاب هاى مزخرف با نازل ترين قيمت در دسترس ما قرار دارد.

مرا راهنمايى كنيد. به من بگوييد چطور مى توانم از اين درد «كشنده» خلاص شوم؟!...».

* * *

 * نامه سوّم

«... آيا از وضع جوانان و درد دل هاى ما آگاهى داريد؟...

آيا مى دانيد عدّه اى از جوانان دست به جنايت بزرگى مى زنند و گرفتار انحرافاتى هستند؟...

چندى پيش در خيابان ثرياى «يزد» مى گذشتم ناگهان چشمم به جوانى افتاد كه سن او در حدود 25 سال بود، بدنى بى حس و چشمانى نابينا داشت در حالى كه دست او در دست براد كوچكش بود، از خيابان مى گذشت.

من از چرخ پياده شدم و از برادرش كه با هم آشنا بوديم پرسيديم اين كيست؟ گفت اين برادرم است، مات و مبهوت انگشت بر دهان گذاشتم...

گفتم چرا برادرت به اين روز افتاده؟ گفت تا 20 سالگى هيچ عيبى نداشت، ولى بر اثر اعتياد به «يك نوع انحراف جنسى» چند سال است كه چشمش نابينا شده...

بدبختانه باز دست بردار نيست... تقاضا مى كنم هر چه زودتر زيان هاى اين جنايت و راه علاج آن را براى ما «جوانان» تشريح كنيد، چه كنيم كه ما هم آلوده اين كارها نشويم؟...».

* * *

اين بود قسمتى از نامه هايى كه از شهرستان هاى مختلف به دست ما رسيده و غالباً به عين عبارت (با حذف نام نويسندگان و عباراتى كه قابل درج نبود) در بالا آورديم.

اين نامه ها و مانند آنها «تابلوى زنده و گويايى» از وضع جوانان ما و آينده آنهاست، البتّه انكار نمى توان كرد كه افراد پاك و غير آلوده به هيچ نوع انحراف اخلاقى، در ميان جوانان فراوانند ولى تعداد قربانيان هم بسيار زياد است.

اگر دست روى دست گذارده و تماشاگر اين صحنه ها باشيم، هم اين افراد پاك در معرض خطر آلودگى قرار خواهند گرفت، و هم افرادى كه آلوده شده اند به كلى از دست خواهند رفت و يا همچون قربانيان ديگر، افرادى ناتوان، قابل ترحم، شكست خورده، بينوا و احياناً جنايتكار خواهند شد.

ولى ما اميدواريم با طرقى كه ارائه خواهيم داد حتى آلوده ترين افراد (اگر بخواهند) نجات پيدا كنند، و افراد پاك با توجه و مراقبت بيشترى به اين مسائل نگريسته و راه پيشگيرى از هر گونه انحراف جنسى را دريابند.

قلب ما از شنيدن ناله اين قربانيان به شدت مى لرزد، و نيش قلم هاى آنها كه به طرز تضرّع آميزى استمداد مى كند روح هر انسانى را مى خراشد و جريحه دار مى سازد.

بدبختانه «مسأله جنسى جوانان» در زمانى كه بر اثر بدآموزى هاى فراوانى كه به وسيله پاره اى از مطبوعات بازارى و فيلم هاى سكسى، و پخش عكس هاى شهوت انگيز، و اعمال سوداگران ديگرى از اين قماش، وارد مرحله بسيار خطرناكى شده است، و سوء استفاده از آزادى نيز مزيد بر اين علت گشته است، و اگر جهاد پى گيرى براى نجات جوانان نشود آينده شوم و مرگبارى در پيش خواهد بود.

گرچه تصوّر مى كنيم مشاهده وضع قربانيان اين راه، كه نمونه هاى آن در بالا ذكر شد (گرچه هنوز نمى توان اسم آنها را قربانى گذاشت) و نمونه هاى ديگر كه كم و بيش خود شما خوانندگان عزيز ديده ايد، به تنهايى معلّم گويايى است كه بسيار چيزها مى تواند به همه بياموزد.

امّا اهميّت موضوع ايجاب مى كند كه آنچه گفتنى است در اين زمينه گفته شود و از پرتگاه هايى كه از اين رهگذر در مسير زندگى جوانان قرار دارد همگان آگاه شوند، و راه نجات «در دام افتادگان» نيز تشريح گردد.

ما همه شما و دوستان را به مطالعه دقيق اين سلسله بحث ها دعوت مى كنيم، و به شما اطمينان مى دهيم كه اگر دل خود را در اختيار ما بگذاريد و آنچه ما در اختيار شما مى گذاريم، مو به مو اجرا كنيد از هر گونه خطرى رهايى خواهيد يافت.

 

چگونگی ارتباط دختر و پسر  

چگونگی ارتباط دختر و پسر


آدمی در 2 جنس زن و مرد آفریده شده است و خداوند گرایش این دو جنس به یکدیگر را در نهاد آنها سرشته است طبیعت انسان، عرف جامعه و شریعت اسلام هم بر این گرایش صحه گذاشته و آن را به عنوان بدیهی ترین اصل فطرت پذیرفته است؛ اما ارتباط دختر و پسر پیش از ازدواج چگونه و حد و حدود آن کدام است؟ مبنای این ارتباط چیست و چگونه می توان حد و مرز آن را تعیین کرد. باید بدانیم مبنای ارتباط دختر و پسر از نظر دین اسلام چیست.

نظریه اضطرار:

یک مبنا در جامعه ما این است که در ارتباط دختر و پسر، اصل بر اضطرار یا ضرورت است. یعنی تا در جامعه ضرورتی نباشد و موقعیت اضطرار به وجود نیامده باشد بهتر است زن و مرد، دختر و پسر با یکدیگر ارتباط بر قرار نکنند. این نظریه بیشتر میان خانواده های سنتی و افراد سنتی. مذهبی به چشم می خورد

نظریه اختلاط :

در برابر این نظر، مبنای دیگری در جامعه تبلیغ و ترویج می شود که نظریه اختلاط نام دارد. بر اساس این نظریه زن و مرد با رعایت حدود شرعی و حجاب و نگاه و ... با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. مثل 2 انسان نه 2 جنس مخالف. برای مثل 2 دانشجوی دختر و پسر می توانند با یکدیگر، بحث علمی کنند و معاشرت داشته باشند، ضمن آن که حدود شرعی را حفظ کنند.

اگر تحریک را کم کردیم، حرص ایجاد نمی شود؛ اما اگر گفتیم دختر و پسر می توانند با هم باشند. و باهم مراوده کنند، در واقع عامل تحریک را بتدریج ایجاد کرده ایم. از طرف دیگر آنها را منع می کنیم که شما فقط حق دارید در حد بیان مسائل درسی، علمی، فرهنگی و سیاسی با یکدیگر صحبت کنید و وارد فضاهای دیگر نشوید، این امکان ندارد، چون زمینه های تحریک فراهم شده است

در حال حاضر این نظریه در نهادهای رسمی کشور، اداره ها، واحدهای فرهنگی و دانشگاه ها، صدا و سیما و ... حاکم شده است. حال باید دید مبنای 2 نظریه اختلاط و اضطرار چیست؟

کسانی که قائل به نظریه اضطرار در ارتباط دختر و پسر هستند می گویند : " آقا جان زن و مرد مثل آتش و پنبه هستند و قرار گرفتن آنها کنار هم خطرناک است " در نهاد دختر و پسر، کشش فوق العاده ای وجود دارد؛ البته برخی تصور می کنند این همان غریزه جنسی است در حالیکه با هم متفاوت است .

به هر حال بر اساس این نظریه آنچه مسلم است این است عشقی که میان 2 جنس مخالف به وجود می آید، به قدری قوی و انرژی زاست که خانمان سوز می شود و دیگر، عقل و تقوا نمی تواند آن را کنترل کنند.

این گروه حضرت یوسف (ع) را هم مثال می آورند که با وجود همه پاکی و نجابت ، نتوانست در مقابل یک زن مقاومت کند. آنجاست که دست به دعا برمی دارد و می گوید:

"خدایا اگر مرا نجات ندهی ممکن است پایم بلغزد ".

این مساله نشان می دهد که پاکی افراد ، نمی تواند از بروز خطر جلوگیری کند و از طرفی عقلانیت افراد هم جلوی آن را می گیرد. اینها می گویند حالا که می دانید اینقدر احتمال خطر وجود دارد، بهتر است دختر و پسر هیچ ارتباطی با هم نداشته باشند، مگر آن که مجبور شوند با یکدیگر ارتباط بر قرار کنند.

نظریه اختلاط چه می گوید؟

در برابراین گروه، اختلاطیون مبنای دیگری را بیان می کنند و می گویند: " الانسان حریص علی ما منع منه"، یعنی انسان حریص است بر آن چیزی که او را منع کنند. آنها بر این باورند که اگرمی خواهیم جامعه ای سالم داشته باشیم باید حساسیت دختر و پسر را نسبت به یکدیگر کم کنیم.

شهید مطهری در کتاب فلسفه حجاب بیان خیلی زیبایی از حرص و حریص شدن دارد. او می گوید:

"حرص در 2 زمان پدید می آید، یکی وقتی عامل، تحریک باشد و دیگری وقتی عامل، منع باشد. اگر زمینه تحریک بر طرف شد و بعد منع کردیم، حرص ایجاد نمی شود. "

شهید مطهری می گوید:

" اگر تحریک را کم کردیم، حرص ایجاد نمی شود؛ اما اگر گفتیم دختر و پسر می توانند با هم باشند و باهم مراوده کنند، در واقع عامل تحریک را بتدریج ایجاد کرده ایم. از طرف دیگر آنها را منع می کنیم که شما فقط حق دارید در حد بیان مسائل درسی، علمی، فرهنگی و سیاسی با یکدیگر صحبت کنید و وارد فضاهای دیگر نشوید، این امکان ندارد، چون زمینه های تحریک فراهم شده است "

 منبع : تبیان دات نت

بایدها و نباید ها در روابط دختران و پسران  

بایدها و نباید ها در روابط دختران و پسران

 

با بررسی روابط موجود بین دو جنس مذكر و مؤنث در جامعه ما ، می توان دسته های مختلفی از رفتار را مشاهده كرد  كه هریك از این نوع برخوردها ارتباط مستقیمی با عوامل تعیین كننده رفتار ، از جمله سطح تحول شخصیت، سطح تحول هوش،و تراز فرهنگی انسان دارد . دسته های مهم در برخوردهای بین دودختر و پسرعبارتند از:

1-  برخورد مبتنی برشناخت و احترام متقابل :

 این نوع برخورد بر اساس دركی كه انسان از شأن انسانی خود و نیز جایگاه و رفعت انسانی دیگران دارد ، صورت می گیرد . انسانی كه برای انسانیت و شأن خود ارزش والایی قائل است ، روابطش را با دیگران به گونه ای تنظیم می كند كه در آن احترام متقابل و ارزش گذاری متعالی و متعامل رعایت شده باشد . چنین برخوردی زمانی ایجاد می شود كه انسان به نیازهای روانی خود در كنار نیازهای زیستی خویش توجه داشته باشد و نوع برخورد او با دیگران،بیشتر از سطوح بالاتر نیازها نشأت گرفته باشد . این نوع برخوردِ احترام آمیز ، به دور از پرخاشگری ، به دور از نیات سود جویانه و اندیشه های مبتنی بر سوء استفاده انجام می گیرد . حال برای این كه جایگاه این نوع برخورد را بهتر نشان دهیم ، ضروری است به بررسی انواع دیگر برخوردها نیز بپردازیم .

2-  برخورد مبتنی بر شرم افراطی :

بهتر است پیش از توضیح این بند به تفاوت دو اصطلاح" شرم" و" حیا" بپردازیم . شرم كه بیشتر مترادف با خجالت كشیدن و یا كناره گیری كردن است ، اصطلاحی است ناظر بر ناتوانی انسان در یك برخورد اجتماعی . فردی كه دچار شرم است ، در یك موقعیت اجتماعی خاص نمی تواندرفتارمناسب و مطلوبازخود نشان دهد . اصطلاح دیگر حیاست . حیا یك صفت پسندیده اخلاقی است و آن عبارت است از خویشتنداری ارادی فرد در انجام اعمالی كه خلاف قاعده و شأن شرعی و عرفی باشد . حیا در حقیقت نوعی توانایی است ، در حالی كه شرم یا خجالت،نوعی ناتوانی به شمار می آید . انسان وقتی می باید سخنی را در مقابل جمعی بگوید ، ولی خود را ناتوان از بیان آن می یابد ، دچار شرم است؛ در حالی كه وقتی انسان تمایل دارد مثلاً نسبت به بزرگتر خویش از جمله پدر ، مادر ، معلم و یا مربی خود رفتاری مبتنی بر بی حرمتی نشان دهد و از عهده انجام چنین كاری نیز برمی آید ، ولی به دلیل داشتن صفت حیا خویشتن داری كرده ، آن را انجام نمی دهد ، نوعی توانایی و قدرت را از خود به نمایش گذاشته است . با این توصیف می باید برخورد مبتنی بر شرم و برخورد مبتنی برحیابا جنس مخالف را از یكدیگر تفكیك كنیم . برخورد مبتنی بر شرم برخوردی از روی ناتوانی است ، در حالی كه برخورد مبتنی برحیا ،برخوردی خویشتندارانه و ارادی است .

كسانیهستندكه در مقابل جنس مخالف دچار خجالت زدگی شده ، از خود شرم افراطی نشان می دهند؛ دسته ای دیگرانواع برخوردهای اجتماعی بین دو جنس را می سازند . پسری كه به هنگام مواجهه با جنس مخالف دست و پای خود را گم می كند و نمی تواند بر اعصاب خود مسلط شود و یا دختری كه در مواجهه با جنس مخالف توانایی برخورد صحیح كلامی را از دست می دهد و نمی تواند مطالب را به درستی و مبتنی بر تفكر بیان نماید ، مصداق چنین برخوردی هستند . چنین فرد یا افرادی از این ناتوانی به نوعی دچار آسیب خواهند شد .

3-  برخورد اضطراب آلود و هیجان زده:

در ادامهیبرخورد مبتنی بر شرم افراطی ، برخورد هیجان زدهیافراد در مقابل جنس مخالف را می توان یافت . این نوع برخورد به صور مختلف مانند عصبانیت ، سرخ شدن و بالارفتن ضربان قلب ، عجولانه رفتار كردن و رفتار مبتنی بر ترس و یا خوشحالی افراطی دیده می شود . هیجان كه یك حالت برانگیختگی روانی است شامل تمامی مواردی كه نام بردیم اعم از ترس ، خوشحالی ، عصبانیت ، عجله و امثال این هاست . هر چند كه هیجانات اجزای لاینفك رفتارانسانی هستند و لی می باید برای اتخاذ تصمیم صحیح و نشان دادن رفتارمناسب تحت كنترل در آیند .برخورد با جنس مخالف به شكل هیجان زده،می تواند تصمیم گیری و نیز انجام اعمال صحیح ما را تحت الشعاع خود قرار دهد . به طور كلی ، توصیه روان شناسان به انسان ، كنترل هیجان ها و حفظ خونسردی در تمامی موقعیت های زندگی است.این توصیه،از رفتار اجتماعی ما با جنس مخالف نیز جدا نیست .

4-  برخورد خشك و محدود :

دستهیدیگری از انواع رفتارهای متقابل بین دو جنس در جامعه ما رفتار خشك و محدود است . در این نوع رفتار، زن و یا مرد به گونه ای با جنس مخالف مواجه می شود كه گویی از وی متنفر است و یا این كه بهشدت او را طرد می كند . هر چند كه حفظ حدود شرعی از جمله نحوه نگاه كردن به نامحرم می باید جزو صفات متعالی یك انسان به شمار آید .

5 - برخورد مبتنی بر پرخاشگری :

در توضیح این مطلب بهتر است به تفاوت موجود بین عصبانیت یا خشم ( كه نوعی هیجان است )و پرخاشگری(كه یك نوع رفتار و تمایل است ) ، اشاره ای داشته باشیم . پرخاشگری در اصل تمایل و یا عمل فرد است در جهت آسیب زدن به یك شیء و یا شخص دیگر . در حالی كه عصبانیت یك حالت برانگیختگی هیجانی است كه در آن تغییرات بدنی آشكاری دیده می شود . در حالت عصبانیت،فرد كنترل خود را بر اعمالش تا حدودی از دست می دهد . پرخاشگری ممكن است با عصبانیت همراه باشد و گاه بدون آن بروز كند . فردی كه با خونسردی تمام در گوشه ای نشسته ، چیزی را عمداً تخریب می كند و یا حتی در پرخاشگری های افراطی با خونسردی تمام جان فردی را می گیرد ، پرخاشگری را بدون عصبانیت از خود نشان می دهد . ولی فردی كه با عصبانیت دست به شكستن چیزی و یا ضرب و جرح دیگری می زند ، پرخاشگری را با عصبانیت تواماً دارد . برخی از برخوردهای بین دو جنس در جامعهیما از نوع برخوردهای پرخاشگرانه است . اما این نوع از برخوردها را به نحو آشكار از برخوردهای هیجان زده منفك و مجزا می كنیم . پسری كه برای نشان دادن توجه خود به یك دختر،با موتور و یا ماشین از كنار او بهسرعت  می گذرد و او را دچار ترس می كند و رفتارهایی از این قبیل ، نشانگر رفتارهای پرخاشگرانه است . پرخاشگری نسبت به جنس مخالف می تواند مشكلاتی را در زندگی آتی انسان ایجاد كند . پرخاشگری كه سرچشمهیآن یك تمایل درونی برای آسیب زدن می باشد،ممكن است به صورت اعمالی كه به نحوی فرد مقابل را ناراحت می كند و یا می رنجاند و نیز گفتن كلماتی كه به نوعی آزار دهنده است ، تجلی داشته باشد .

6- روابط پنهانی :

برقراری روابط پنهانی با جنس مخالف پیش از ازدواج ، یكی دیگر از انواع رفتارهای بین دو جنس را در جامعه ما نشان می دهد . برقراری روابط پنهانی و مخفیانه در طبیعتِارتباط بین دو جنس نهفته است ، ولی  باید بین ارتباطِ پنهانی قبل و بعد از ازدواج،تفاوتی آشكار و اساسی قایل بود . ازدواج نقطه ای است كه درآن می تواند عمیق ترین روابط فردی و پنهانی بین دو جنس شكل گرفته ،  و به شكلی مطلوب استمرار پیدا كند . در حالی كه پیش از ازدواج ، این نوع روابط بهخصوص از جانب افرادی كه نمی توانند بر رفتار خود تسلط كافی داشته باشند ، می تواند مشكل ساز باشد . دختران و پسرانی كه بدون تسلط كافی بر اعمال و رفتار خود،اقدام به برقراری روابط پنهانی با یكدیگر می كنند ، معمولاً در این زمینه دچار نوعی آسیب و یا شكست می شوند .

7- برخوردهای غیر عادی و ناپخته :

این نوع برخوردها بیشتر توسط كسانی صورت می گیرد كه به لحاظ فرهنگی ، تحول هوشی و تحول شخصیتی،در سطحی بسیار پایین و مبتذل قرار گرفته اند . متلك گویی ، ایجاد مزاحمت های خیابانی و یا مزاحمت های تلفنی از جمله این نوع رفتارهای ناپخته است .

8- افراط در معاشرت :

این نوع رفتار كه معمولاً متأثر از فرهنگ غربی در زمینه ارتباط بین دو جنس است،بیشتر در میان خانواده هایی دیده می شود كه دارای یك فرهنگ منسجم و اصیل شرقی و اسلامی نیستند. اختلاط بیش از حد بین دختر و پسر،پیش از ازدواج با توجیهاتی مانند زمینه سازی برای شناخت بهتر دو جنس از یكدیگر و یا زمینه سازی برای كسب تجربیات عملی برای انجام یك ازدواج موفق صورت می گیرد . میهمانی ها ، جشن تولدها ، مراسم مختلف ورزشی و مسافرت های دسته جمعیكهمعمولاً بستر و محمل چنین روابطی است ، در میان این دسته از افراد به وفور دیده می شود . چنین اعمالی بدون توسل به عناصری از فرهنگ غرب اساساً امكان پذیر نیست و این نكته معمولاً مردم ما را دچار تعارض و آشفتگی می كند ، زیرا یك فرهنگ در درون خود دارای انسجام است وما نمی توانیم فرهنگ را به شكل مخلوط و بدون انسجام  وبرگرفته از جوامع مختلف به كار گیریم . شاید گرفتاری بزرگ بشر در عصر حاضر دور افتادن از یك فرهنگ منسجم و سازمان یافته باشد.به این ترتیب ملاحظه می شود كه افراط در معاشرت ، یك پدیده غربی در جامعه ماست . ما برای برخوردهای مناسب بین دو جنس برنامه ،نظام و حدود معینی را به شكل مشخص در اختیار داریم.به منظور بررسی این مطلب به بحثی دیگر می پردازیم .

ب ـ وضع مطلوب در روابط دختر و پسر :

پس از بحث در مورد وضع موجود در روابط دختر و پسر می توانیم حدود ارتباط مناسب بین دو جنس را مورد بحث و بررسی قرار دهیم . برای نشان دادن وضع مطلوب در روابط بین دو جنس می توان به ویژگی ها و خصوصیات زیر اشاره كرد .1- شناخت واقعیت های جنس مخالف :در این زمینه بهتر است به گونه ای عمل كنیم كه واقعیت جنس مخالف را تا حد ممكن بشناسیم و بر اساس این شناخت ، اعمالمان را تنظیم كنیم . به نظر من بهترین راه شناخت جنس مخالف،در نظر گرفتن و شناخت دقیق تر واقعیت وجودی افرادی از جنس مخالف است كه با ما سالها زندگی كرده و ما آنها را در نشیب و فرازهای گوناگون زندگی از نزدیك آزموده ایم. برای جنس مؤنث شناخت پدر ، برادر ، عمو ، دایی و امثال این افراد می تواند تا حد زیادی واقعیت جنس مخالف را نشان دهد . برای جنس مذكر نیز واقعیات مشاهده شده از مادر ، خواهر ، خاله ، عمه و امثال این ها می تواند نشانگر واقعیات وجودی جنس مخالف باشد . در صورتی كه بدانیم و یقین داشته باشیم كه افراد جنس مخالف تا حد بسیار زیادی-بخصوص از آن جهت كه در زندگی ما عملاً مؤثر است-با یكدیگر مشابهت دارند ، دیگر دچار خیالپردازی و تصور رویایی در مورد جنس مخالف نخواهیم شد.

2- اجتناب از خیالپردازی و تصور رویایی در مورد جنس مخالف :

یكی از مشكلات موجود در روابط بین دو جنس،داشتن تصورات خیالی از یكدیگر است . گاه دختر و پسر از یك فرد بخصوص،تصویری خیالی و كاملاً غیر واقعی می سازند و با آن تصویر زندگی می كنند . برای دختر گاه یك پسر با تمام ضعف ها و محدودیت ها و همچنین ناپختگی ها و رشدنایافتگی ها به شكل شاهزاده ای كه سوار بر اسب سپیدی از راه رسیده و او را به سرزمین رؤیاها می برد ، تجلی پیدا می كند . و یا برای پسری سرخورده و ناتوان از هدایت و سامان دادن به عواطف ، افكار و احساسات دختری چنان تجلی پیدا می كند كه گویی فرشته ای مهربان از آسمان ها برای نجات او و برای ایجاد پناهگاه برای او به زمین آمده است . این تصورات رؤیایی بسیار زود از بین خواهند رفت و واقعاً مانند یك رؤیا در زندگی زایل خواهند شد . بنابراین در یك ارتباط مطلوب بهتر است از رؤیا پردازی در مورد جنس مخالف بهشدت اجتناب كنیم . این مطلب با عشق و دوست داشتن مغایرتی ندارد . انسان می تواند فردی را بسیار عمیق دوست بدارد و لكن این دوست داشتن نباید موجب كوری و كری انسان شود .

3- ا ز بین بردن ترس ها ، دلهره ها ، هیجان ها ، احساس خصومت و خشونت نسبت به جنس مخالف :

سومین ویژگی در یك برخورد مطلوب ، خالی كردن ذهن از عواطف منفی است . هرگونه احساسی كه می تواند جنس مخالف را در ذهن ما به شكل منفی جلوه دهد و یا موجب رفتار مخرب ما نسبت به او باشد ، می باید از ذهن حذف شده یا اصلاح گردد .

4- حفظ خونسردی و صلابت شخصیت ، به هنگام برخورد با جنس مخالف :

ما باید به هنگام برخورد با جنس مخالف ، خونسردی خود را حفظ كرده ، وهیجانات مختلف را از خود دور كنیم و چنین امری حداقل از دو طریق امكان پذیر است: اول اینكه تلاش كنیم جنبه های ارادی اعمالمان را افزایش دهیم و به عبارت دیگر با داشتن برنامه هایی در جهت تقویت اراده خویش گام برداریم . انسان هایی كه خود را به دست امیال و راحتی ها می سپارند معمولاً تسلط خوب و كافی بر اعمال خویش ندارند . دوم این كه از طریق تمرین و حفظ خونسردی به هنگام مواجه شدن با جنس مخالف ، تلاش كنیم به سطحی از كنترل رفتار دست بیابیم كه در آن خونسردی و صلابت كافی در برخورد با جنس مخالف را داشته باشیم .

5- برخورد مبتنی بر احترام با مراعات حدود شرعی در مورد محرم ، نامحرم ، حلال و حرام :

در فرهنگ ما برخورد مناسب بین دو جنس به شكل دقیق در چگونگی ارتباط بر اساس ملاك های چهارگانه محرم و نامحرم و حلال و حرام مشخص شده است . رعایت این حدود،نشانگر آشنایی ما با فرهنگ منسجم اسلامی است .برای شناخت این حدود لازم است به كُتب فقهی مناسب مراجعه گردد.

6- فقدان روابط پنهانی با جنس مخالف و مشورت با والدین در این گونه موارد :

برقراری روابط پنهانی پیش از ازدواج ممكن است تا بدان جا پیش رود كه به نوعی به هر یك از طرفین آسیب رسانده و آنها را در مقابل عمل انجام شده قرار دهد . بهتر است دختران و پسرانی كه تجربه و شناخت كافی از جنس مخالف ندارند و نیز تسلط كافی بر اعمال و افعال خویش نیافته اند ، از طریق مشورت كردن با والدین و احتمالاً در میان گذاشتن تمایل خود نسبت به كسی ، از آنان راهنمایی بخواهند و از این راه احتمال آسیب دیدگی روانی و تربیتی خویش را كاهش دهند .

7 – اجتناب از برقراری روابط صمیمانه با جنس مخالف قبل از عقد شرعی :

با این حال كه روابط ما با جنس مخالف می باید خالی از پرخاشگری و ناپختگی و به دور از بی احترامی باشد ، لكن نباید ارتباط صمیمانه ای بین ما برقرار شود و این مطلب را حتی به رغم وجود علاقه بین دو جنس نیز می باید رعایت كرد . 8ـ نداشتن رفتارسَبُك ، خود نمایی و جلب توجه جنس مخالف در مجامع مختلف : توصیه می شود كه دختران و پسران از داشتن رفتار سـَبـُك مبتنی بر جلب توجه جنس مخالف دوری گزینند . این مطلب به رغم این كه به صورت یك راهنمایی برای دختران و پسران ارائه می شود ، ولی گاهی اوقات از طرف برخی از دوستان نوجوان و جوان مورد اعتراض قرار می گیرد . بعضی از دختران در مقایسه خود با دیگران به این نكته اشاره می كنند كه آنهایی كه رفتار آنچنانی در پیش می گیرند و خود را به اشكال مختلف به جنس مخالف عرضه می كنند در زندگی موفق ترند ، بسیار زودتر ازدواج می كنند و تشكیل زندگی می دهند . در حالی كه ما به دلیل داشتن رفتار سنگین ، پیوسته دچار تنهایی و دورافتادن از ازدواج می شویم . چنین عباراتی به نوعی برای این دختران راهنمای عمل قرارمی گیرد و آنها را دچار تعارض بین حفظ حرمت ، عفت و رفتار موقر از یك سو،و داشتن یك رفتار خودنمایانه مبتنی بر جلب مشتری از سوی دیگر می سازد .

انسانی كه دارای اهداف و آرمان های شناخته شده و منسجم در جهت حفظ كرامت انسانی خویش است هرگز از این وضع دچار تعارض نمی شود . او به دنبال یافتن همسری پاك و عفیف است ، ولی كسی كه از طریق نمایش دادن اندام ها و ظاهر خود ، پسری را به سوی خویش جلب می كند ، قطعاً باید بداند كسی را شكار كرده است كه چیزی جز امیال حیوانی انسان نمی شناسد .در قرآن كریم آمده است:" زنان ناپاك ،از آن مردان ناپاكند و مردان ناپاك از آن زنان ناپاك،و زنان پاك از آن مردان پاك و مردان پاك از آن زنان پاك اند."اگر ارزش های عالی انسانی مانند عفت، ایمان ، پاكدامنی ، خوش قلبی و سلامت نفس برای كسی معنا پیدا نكرده باشد ، او می تواند زندگی خود را از طریق تمایلات سطح پایین تر مانند تمایلات جنسی ، سامان دهد . ولی كسی كه به سطوح بالاتر دسترسی پیدا كرده است هر چند كه مدتی ارضای تمایلات و نیازهای جسمانی او به تأخیر بیفتد ، حفظ ارزش های عالی انسانی او را كفایت می نماید .

ج ـ عشق و نقش آن در ازدواج :

یكی از مسائلی كه می باید در زمینه ازدواج مورد بحث و بررسی قرار گیرد ، جایگاه عشق در ازدواج است . بهراستی به سؤالاتی كه درباره عشق و نقش آن در زندگی وجود دارد چگونه باید پاسخ گفت ؟ سؤالاتی از قبیل:عشق چیست ؟ آیا عشق گناه است ؟ آیا ازدواج بدون عشق معنایی می تواند داشته باشد ؟ عشق باید قبل از ازدواج  به وجود آید و یا بعد از آن ؟ آیا هر عشقی ضرورتاً باید منجر به ازدواج شود ؟ آیا عشق لزوماً باید انسان را به طرف انسانی دیگر سوق دهد ؟ عشق به چه عواملی بستگی دارد ؟ چگونه استمرار می یابد ؟ چگونه خاتمه می یابد ؟ و یا چگونه رشد پیدا كرده و به تعالی می رسد ؟

در ادامه ، به این گونه سئوالات پاسخ خواهیم داد، هر چند كه اذعان داریم این مطالب تمامی آنچه را كه در این زمینه می توان بیان داشت ، شامل نمی شود .

1ـ عشق عالیترین تجلی روح الهی انسان

بهراستی عشق چیست ؟ عشق را می توان جاذبه و كشش قلبی انسان به سوی كمال و جمال دانست . زیبایی یكی از كمالات است و زیبایی مطلق،خداست . عشق را جز با عشق نمی توان شناخت . عشق را جز عاشق نمی تواند درك كند .اما برای نزدیك شدن موضوع به ذهن،می توانیم از مثال های موجود در مراتب پایین تر موجودات زنده استفاده نماییم. شعرا و عرفا از جذب0 پروانه به سوی شمع بسیار استفاده كرده اند . هنگامی كه شاعر می گوید :

بلبل به چمن ز آن رخسار نشان دید        پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید

اشاره به جذبه عاشق به سوی معشوق دارد . از این نوع رفتارها كه تنها می تواند نوعی تقریب به ذهن را در برداشته باشد ، می توان به كشش شاخ و برگ درختان به سوی نور اشاره كرد . انسان وقتی در تاریكی قرار میگیرد ، هر نقطه نورانی او را به سمت خود می كشد و این یك كشش به سوی نور است . حیواناتی از قبیل"سوسك"به طرف تاریكی كشش دارند و وقتی جایی روشن است،به تاریكی ها پناه می برند و در نقاط و زوایای تاریك پنهان می شوند . حیواناتی وجود دارند كه به طرف جریان ها و میدان های مغناطیسی كشش پیدا می كنند ، مانند ماهی هایی كه به كمك ایجاد حوزه های مغناطیسی در دریا به دام صیادان می افتند . در مورد كوچ پرندگان شواهدی وجود دارد كه نشان می دهدآنها به سمت و سوی خاصی كشش پیدا می كنند . كششی كه شناخت و ادراك ذهن در آن نقشی ندارد . به عبارت دیگر یك كشش ،بدون آن كه موجود زنده بداند به كجا می رود . این ها مثال هایی است كه تا حدودی معنای كشش به سمت یك هدف و تجهیز یك موجود زنده برای سوق یافتن به سوی آن را نشان می دهد .

عشق در مرتبه ای بسیار عالی تر و به عنوان عالی ترین تجلی عالم هستی ، قلب انسان را به سوی كمال و زیبایی مطلق سوق می دهد . خدا انسان را به گونه ای آفریده است كه وقتی به سوی نورووجود مطلق متمایل می شود با تمام وجود به سمت آن كشیده می شود . به این ترتیب عشق،كشش قلب انسان است به سوی خداوند . این تعبیر در قرآن كریم و در متون اسلامی باعباراتی مانند" حُب" نشان داده شده است .درقرآن كریمآمده است : اگر خدا را دوست دارید ، تبعیت من(پیامبر) را بنمایید كه در نتیجه خدا نیز شما را دوست خواهد داشت و یا زبانم را به یاد خودت گویا كن و قلبم را به عشق خودت شیفته ساز . حب یا عشق ماهیتی انسانی دارد و هدف اصلی آن نیز خداست . ولی "چرا عشقكهاصالتاً‌ می باید متوجه خدا باشد ، به انسان ها تعلق پیدا می كند ؟"سئوالی است كه می توان به این طریق به آن پاسخ داد كه عشق در مراتب پایین تر انسانی،بهسمت نشانه هایی از جمال و كمال الهی كه در انسان ها بهعنوان خلیفه او به ودیعت گذاشته شده است متوجه می شود . انسانی كه هنوز نمی تواند دركی از جمال و كمال مطلق داشته باشد لاجرم به سوی جمال های عینی و قابل رؤیت كشیده می شود و به سوی كمالات و عواطف انسانی كه نشانه هایی از رأفت الهی در وجود انسان هستند ، سوق پیدا می كند . به عبارت دیگر عشق یك انسان به انسان دیگر، اگر خالی از هواها و امیال باشد نشانه ای از عشق به كمال مطلق است . با این دیدگاه است كه عشق،یك كمال برای انسان محسوب می شود . قلب عاشق،اشرف بر قلب غیر عاشق است . انسان عاشق،افضل بر انسان غیر عاشق است .

برای این كه بتوانیم این نكات را بیشتر و دقیق تر توضیح دهیم می باید محورهای دیگری نیز مورد بحث قراردهیم .

تفاوت عشق با هوای نفس :

عشق را  باید عامل تكامل بخش انسان بدانیم . بنابراین باید آن را از ارضای نیازهای معمولی و مشترك حیوانی متمایز نماییم . اگر ما برای رفع نیازهای خود به چیزی یا به انسانی نیازمند باشیم ، این نیاز میان ما و آن شیء یا انسان ، نوعی وابستگی ایجاد می كند ، ولی این وابستگی را نباید با كشش عاشقانه یكی بدانیم . این را باید از نوع هوای نفس بدانیم ، حال آنكه عشق از جمله صفات برتر و متعالی انسانی است . هدف هوای نفس،ارضای خویشتن است ،  ‌ولی هدف عشق،بقا و حضور معشوق است ، حتی اگر به فنای عاشق بینجامد . بنابراین ملاك مشخص برای تمیز بین عشق و كشش امیال،در همین است كه عاشق درصدد رضایت معشوق است ، نه رضایت خویش . عاشق وقتی با معشوق كامل مواجه می شود ، می خواهد همه چیزش را ، حتی خود را از دست بدهد و عبارت معروف حافظ كه می گوید :

میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست    تو خود حجاب خودی ، حافظ از میان برخیز

اشاره به این دارد كه می باید فردیت فرد و خود بودن او نیز زایل شود تا معشوق نزد وی تجلی كامل بیابد . با این توصیف باید عشق یك انسان به انسان دیگر را از تمایل و كشش مبتنی بر نیازهای وی منفك و مجزا كرد . به این ترتیب است كه اگر فردی نشانه ای از عشق را در دل خویش نسبت به فردی دیگر دارد ، می باید در درجه اول به معشوق خود بیندیشد نه به خویشتن خویش . اگر برای ارضای تمایل خود ، معشوق را بهطـُرق مختلف قربانی می كند و از آن جمله دست به عملی می زند كه آبروی وی را خدشه دار سازد ، باید مطمئن باشد كه این عشق نیست ، بلكه یك كشش از نوع حیوانی است .

3ـ عشق موجب تعالی و عفت است :

بایداین نكته رابدانیم كه عشق ، انسان را رو به رشد می برد و موجب كمال اخلاقی و عرفانی انسان می شود و از آن جمله عفت و پاكدامنی را در او افزایش می دهد . انسان عاشق می خواهد پاك زندگی كند ، به پاكی ها برسد و به سوی روشنایی ها سوق پیدا كند و شاید با همین تبیین از عشق است كه كلامی معروف از پیامبر گرامی اسلام نقل می شود كه فرمود : آن كه عاشق شود و عفت بورزد و از این عشق بمیرد ، او شهید مرده است .

4ـ عشق مكمل ازدواج است نه عامل آن :

با این بحث ، به موضوع جایگاه عشق در ازدواج وارد می شویم . سئوال این است كه اگر كسی فردی از جنس مخالف را دوست بدارد و بهراستی عاشق او باشد ، آیا این امر می تواند تنها عامل تعیین كننده ازدواج آن دو به شمار آید ؟ باید در پاسخ بگوییم : نه . زیرا ازدواج در حقیقت نوعی مشاركت اجتماعی است كه در آن دوانسان باید از جهات گوناگون با یكدیگر تناسب عملی داشته باشند ، از آن جمله تناسب اعتقادی ، تناسب اجتماعی ، تناسب عقلانی و تحصیلی و امثال این موارد . انسان در ازدواج تمامی نیازهای سطوح مختلف خود را از ابتدایی ترین نیازهای حیوانی تا عالی ترین نیازهای انسانی به مشاركت می گذارد. برای تشكیل یك خانواده می باید تناسب بین دو انسان برای برآوردن تمامی نیازها در حد بالایی وجود داشته باشد . بنابراین برای ازدواج ما باید به انسانی بیندیشیم كه بتواند قسمت اعظم نیازهای مختلف ما را مرتفع كند .

به این ترتیب عشق می تواند مكمل چنین ازدواجی باشد، نهفقط عامل تعیین كنندهآن . باید اذعان كنیم كه به رغم اهمیت و تعالی عشق در زندگی ، نیازهای واقعی انسان نیز حقیقتی انكارناپذیرند . انسان عاشق نمی تواند به عشق اكتفا كند و از نیازهای خود از این طریق چشم بپوشد . از این رو بهتر است كه برای ازدواج انسانی را انتخاب كنیم كه در برآوردن نیازهای مختلف ، ما را یار ، همراه و همسر باشد ، نه اینكه تنها به دلیل عشق ، انسانی را برگزینیم كه از جهات عدیده با ما تباین ( اختلاف ) داشته باشد. ازدواجی كه بدون توجه به نیازهای گوناگون انسان ، حتی نیازهای مربوط به خورد و خواب و... صورت پذیرد و تنها بخواهد عشق را تأمین نماید ،در واقعیتبسیار زود شكست خواهد خورد .

5ـ عشق در قلب سالم جوانه می زند و در آن رشد می كند :

با این عبارت وارد این موضوع می شویم كه عشق قبل از ازدواج اساسی تر و با دوام تر است یا عشق بعد از ازدواج ؟ باید به این نكته توجه كنیم كه عشق در بستر قلب سالم ، حقیقت جو و به دور از تعصبات و هواهای نفسانی جوانه می زند و رشد پیدا می كند . در صورتی كه ما انسان ها در تلطیف و تطهیر روح خود بكوشیم ، هر روز خویش را برتر و والاتر از روز قبل قرار دهیم  و غل و غش را از درون خود برانیم، قلب را بستر جوانه زدن عشق و رشد روزافزون آن ساخته ایم . بدین ترتیب پس از آن كه انسان مناسبی را برای ازدواج برگزیدیم و با او در یك مشاركت انسانی وارد شدیم ، باید منتظر آن باشیم كه عشقی پاك میان ما زاده شود و به كمال برسد و در سایه لطف و مرحمت الهی به معشوق حقیقی متصل گردد . چنین عشقی در زندگی،روشنایی می آفریند و هر قدر زن و شوهر به پختگی و كمال نزدیكتر می شوند پاكی و خلوص این علاقه مندی را بیش از پیش در قلب خود احساس می كنند .

بنابراین بیاییم برای این كه عشق را زنده نگه داریم ، پاسدار حریم آن باشیم و آن را به عنوان گل سرسبد نعمت های الهی به انسان ها هدیه دهیم ، در كمال و صلاح درونی خویش بكوشیم و از این طریق دنیا را تبدیل به گلستان عشق كنیم .

تبیان دات نت

رشد شخصيت از نظر غريزه جنسی - شماره ۲  

رشد شخصيت از نظر غريزه جنسی - شماره ۲

 

برای مطالعه مطلب قبلی روی این لینک کلیک کنید : رشد شخصيت از نظر غريزه جنسی - شماره ۱

سعدی می‏گويد :


هر كه عشق اندر او كمند انداخت  
بمراد ويش به بايد ساخت  
هر كه عاشق نگشت ، مرد نشد  
نقره فائق نگشت تا نگداخت 

يا مثلا حافظ می‏گويد : 
بلبل از فيض گل آموخت سخن ، ورنه نبود اين همه قول و غزل ، تعبيه‏ در منقارش ادبيات جهان پر است از اين تعبيرات . عشق را ، هم غربی ستايش كرده ، هم شرقی ، اما با اين تفاوت كه ستايش‏ غربی ، از آن نظر است كه وصال شيرين در بر دارد ، و حداكثر از آن نظر كه‏ به از ميان رفتن خودی فردی كه همواره زندگی را مكدر می‏كند و به يگانگی در روح منجر می‏شود ، و دو شخصيت بسط يافته و يكی شده توأم با يكديگر زيست‏ می‏كنند و از حداكثر لطف زندگی بهره‏مند می‏گردند .


اما ستايش شرقی از اين نظر است كه عشق فی حد ذاته مطلوب و مقدس است : به روح ، شخصيت و شكوه می‏دهد ، الهام بخش است ، كيميا اثر است ، مكمل است ، تصفيه كننده است ، نه بدان جهت كه وصالی‏ شيرين در پی دارد و يا مقدمه همزيستی پر از لطف در روح انسانی است ، از نظر شرقی اگر عشق انسان به انسان مقدمه است ، مقدمه معشوقی عاليتر از انسان است و اگر مقدمه يگانگی و اتحاد است ، مقدمه يگانگی و وصول به‏ حقيقتی عالی‏تر از افق انسانی است .

 خلاصه اينكه در مسئله عشق نيز مانند بسياری از مسائل ديگر طرز تفكر شرقی‏ و غربی متفاوت است ، غربی در عين اينكه در آخرين مرحله ، عشق را از يك‏ شهوت ساده جدا می‏داند و به آن صفا و رقتی روحانی می‏دهد ، آنرا از چهارچوب مسائل زندگی خارج نمی‏سازد ، و به چشم يكی از مواهب زندگی‏ اجتماعی به آن می‏نگرد ، اما شرقی عشق را در مافوق مسائل عادی زندگی جستجو می‏كند .

 اگر آن فرضيه را بپذيريم كه می‏گويد عشق از لحاظ ريشه و هم از لحاظ كيفيت ، هدف و آثار ، جز غريزه جنسی نيست ، عشق در اخلاق جنسی فصل جداگانه‏ای نخواهد داشت ، آنچه درباره لزوم و عدم لزوم‏ پرورش غريزه جنسی ، گفته شد در اين باره كافی است . و اما اگر عشق را از لحاظ ريشه و لااقل از لحاظ كيفيت و آثار روانی اجتماعی ، با غريزه‏ جنسی مغاير دانستيم ناچاريم فصل جداگانه‏ای برای لزوم و عدم لزوم پرورش‏ اين استعداد باز كنيم . لزوم اشباع غريزه جنسی كافی نيست كه عشق را مجاز بشماريم ، همچنانكه اشباع غريزه جنسی برای پرورش اين حالت نيمه معنوی‏ كافی نيست و محروميت از اين موهبت ممكن است عوارضی داشته باشد كه با اشباع حيوانی غريزه جنسی چاره پذير نيست .

راسل در زناشوئی و اخلاق می‏گويد : " كسانيكه هرگز از وحدت صميمانه و عميق رفاقت پرشور يك عشق طرفينی بوئی نبرده‏اند ، در حقيقت شيرينی‏ جنبه‏های زندگی را نچشيده‏اند و بی آنكه خود بدانند محروميت از آن ، عواطف آنان را بسوی قساوت ، حسادت و زورگوئی سوق می‏دهد " . معمولا گفته می‏شود كه مذهب دشمن عشق است ، باز طبق معمول اين دشمن‏ اينطور تفسير می‏شود كه چون مذهب ، عشق را  با شهوت جنسی يكی می‏داند و شهوت را ذاتا پليد می‏شمارد ، عشق را نيز خبيث می‏شمارد . ولی چنانكه می‏دانيم اين اتهام درباره اسلام صادق نيست ، درباره مسيحيت‏ صادق است ، اسلام شهوت جنسی را پليد و خبيث نمی شمارد تا چه رسد به عشق‏ كه يگانگی و دوگانگی آن با شهوت جنسی مورد بحث و گفتگو است .


اسلام محبت عميق و صميمی زوجين را به يكديگر محترم شمرده و به آن توصيه‏ كرده است و تدابيری به كار برده كه اين يگانگی و وحدت هر چه بيشتر و محكمتر باشد . نكته‏ای كه در اينجا هست و از آن غفلت شده اين است : علت اينكه‏ گروهی از معلمان اخلاق با عشق از نظر اخلاقی به مخالفت برخاسته‏اند و لا اقل‏ آنرا اخلاقی نشمرده‏اند ضديت عقل و عشق است . عشق آنچنان سركش و نيرومند است كه هر جا راه پيدا می‏كند به حكومت سلطه عقل خاتمه می‏دهد ، عقل‏ نيروئی است كه به قانون فرمان می‏دهد و عشق باصطلاح تمايل به آنارشی دارد و پابند هيچ رسم و قانونی نيست ، عشق يك نيروی انقلابی انضباط ناپذير آزادی طلبی است ، عليهذا سيستم‏هائی كه اساس خود را بر پايه عقل گذاشته‏اند نمی‏توانند عشق را تجويز كنند .

عشق از جمله اموری‏ است كه قابل توصيه و تجويز نيست ، آنچه در مورد عشق قابل توصيه است‏ اين است كه اگر به حسب تصادف و به علل غير اختياری پيش آيد ، شخص‏ بايد چگونه عمل كند تا حداكثر استفاده را ببرد و از آثار مخرب آن مصون‏ بماند . مطلب عمده‏ای كه در اينجا هست رابطه عشق و عفت است . آيا عشق به‏ مفهوم عالی و مفيد خود در محيط های به اصطلاح آزاد ، بهتر رشد می‏يابد و يا عشق عالی توأم با عفت اجتماعی است ، محيط هائی كه در آنجا زن به حال‏ ابتذال در آمده است ، كشنده عشق عالی است ؟ اين مطلبی است كه در قسمت آينده كه آخرين قسمت اين بحث است مطرح‏ خواهد شد . 

 

رشد شخصيت از نظر غريزه جنسی - شماره ۱  

رشد شخصيت از نظر غريزه جنسی - شماره ۱

 


يكی از مسائل مهم اخلاق جنسی مسئله عشق است . چنانكه می‏دانيم فلاسفه از قديم الايام برای عشق فصل مخصوصی باز كرده و به بررسی ماهيت آن پرداخته‏اند ، ابن سينا رساله خصوصی در عشق فراهم آورده است ، عرفا عشق‏ را در همه اشياء ساری ، و عشق انسان به انسان را مظهر آن حقيقت كلی‏ دانسته‏اند . شعراء اهل ادب با آنكه شهوت را امری حيوانی و پست شمرده‏اند ، عشق را ستايش كرده و به آن افتخار كرده‏اند تا آنجا كه مقايسه عقل و عشق و ترجيح‏ عشق بر عقل بخشی از ادبيات ما را تشكيل می‏دهد .

عشقی كه مورد ستايش واقع شده و از غير مقوله شهوت دانسته شده است‏ تنها عشق الهی نيست ، حتی عشق انسان به انسان نيز در بعضی از اقسامش‏ امری شريف و خارج از مقوله شهوت معرفی شده است . نقطه مقابل اين عده ، افرادی بوده و هستند كه عشق را چه از لحاظ مبدأ و چه از لحاظ كيفيت و چه از لحاظ هدف ، جز حدت و شدت غريزه جنسی‏ نمی‏دانند و به عشق مقدس ، ايمان و اعتراف ندارند ، از نظر اين عده‏ استعمال عشق در مورد خداوند نيز خارج از نزاكت و ادب و عبوديت است . از نظر دسته اول ، عشق تقسيماتی دارد ، يكی از اقسام آن عشق انسان به‏ انسان است ، اين عشق نيز به نوبه خود بر دو قسم است جسمانی و نفسانی ( و به تعبير ديگر : حيوانی و انسانی ) ولی از نظر دسته دوم عشق تقسيمات و اقسامی ندارد ، هر چه هست همان شهوت است و بس .

 امروز در ميان بعضی از فلاسفه جديد عقيده سومی پيدا شده است ، از نظر اين عده ريشه همه عشقها امر جنسی است ، ولی همين امر جنسی در شرائط خاصی‏ تدريجا تغيير شكل می‏دهد و خاصيت جنسی و شهوانی خود را از دست می‏دهد و جنبه روحی و معنوی به خود می‏گيرد . اين عده به دو گونگی عشق قائل هستند . اما به معنی دو گونگی از لحاظ حالت و كيفيت و هدف و آثار ، نه دو گونگی از لحاظ ريشه و مبدأ . از نظر اين عده جای تعجب نيست كه يك امر مادی شكل معنوی بخود بگيرد ، زيرا ميان ماديات و معنويات آنچنان ديوار غير قابل عبوری وجود ندارد و به قول يكی از اهل نظر " هر امر معنوی ، اصل و پايه طبيعی دارد و هر امر مادی يك گسترش و بسط معنوی " .

 ما فعلا نمی‏خواهيم وارد اين بحث عميق روانی و فلسفی بشويم و به نقل و نقد عقايد و آراء زيادی كه در اين باره قديما و جديدا گفته شده بپردازيم‏ ، در اينجا همين قدر می‏گوئيم خواه عشق ريشه غير جنسی داشته باشد و خواه نداشته باشد ، و به فرض اول خواه‏ بتواند تغيير شكل و ماهيت بدهد و جنبه معنوی و روحانی پيدا كند ، خواه‏ نكند ، در اين جهت نمی‏توانيم ترديد داشته باشيم كه عشق از لحاظ آثار روانی و اجتماعی ، يعنی از لحاظ تحولاتی كه در روح فرد ايجاد می‏كند و از لحاظ تأثيراتی كه در خلق آثار هنری و ذوقی و اجتماعی دارد ، با يك شهوت‏ ساده حيوانی كه هدفش صرفا ارضاء و اشباع است تفاوت بسيار دارد .

حالت خاص شهوانی تا وقتيكه صورت شهوانی دارد مقرون به خودخواهی است‏ و در اين حالت انسان به موضوع شهوت به چشم يك ابزار و وسيله نگاه‏ می‏كند ، اما همينكه شكل عشق به خود گرفت ، موضوع دلخواه آنچنان اصالت‏ پيدا می‏كند كه حتی از جان خواستار عزيزتر و گرانبهاتر می‏گردد و خواستار فدائی موضوع دلخواه خود می‏شود ، يعنی شخص خواستار از " خودی " بيرون‏ می‏رود و لااقل خودی او خودی طرف را نيز در بر می‏گيرد ، از اين رو است كه‏ عشق به عنوان مربی ، كيميا ، معلم و الهام بخش خوانده شده است .

ادامه دارد ....

رشد شخصيت از نظر غريزه جنسی - شماره ۲

 

عشق پاك، هوس شعله‏ور، نشانه‏ها (۲)  

رهروان عشق آگاهانه یا ...

عشق پاك، هوس شعله‏ور، نشانه‏ها (۲)

گل رز

  • محك تشخیص‏

    چگونه بفهمیم كه عاشق مدعى از رهروان عشق آگاهانه است یا هوس‏بازى لذت‏جو و خوش‏خیال كه بر اساس توهم و تخیّل پیش آمده است؟

    اگر مدعى عاشق آگاهانه باشد، علاوه بر زیبایى‏ها و مزایاى محبوب، از معایب و نقایص او هم اطلاع دارد. وقتى از او بخواهیم علت دلبستگى و عشقش را بیان كند و ویژگى‏هاى مثبت و منفى محبوب را بشمارد، از تعریف و بیان او مى‏توانیم حقیقى یا تخیلى بودن عشقش را تشخیص دهیم. اگر علت‏هایى كه ارائه مى‏دهد منحصر در مزایاى جسمى و جنسى نبود و علاوه بر آن به معنویات هم توجه داشت و توانست در جنب مزایا و محاسن، معایب چندى هم از محبوب بشمارد، و در شمارش و تبیین محاسن نیز اغراق نكرد، معلوم مى‏شود كه عشق او آگاهانه است. وقتى مدعى با علم به واقعیت و حدود محاسن و آگاهى از معایب و نقایص فردى، به او علاقه‏مند گشته باشد، بعد از وصال در یافته‏هایش تخلفى نمى‏بیند و نمى‏یابد كه پشیمان گردد.

     

     او در محبوب خود محاسنى بیش از آنچه داشت تصور نكرده بود و از معایب او نیز بى‏خبر نبود تا پس از ازدواج خلاف آن را بیابد و ایده‏آل خیالى‏اش را با واقعیت مطابق نبیند بلكه چه بسا وقتى با واقع مواجه شود، او را زیباتر و والاتر از آنچه مى‏دانست و معایب و نقایصش را كمتر ببیند و علاقه‏اش مستحكم‏تر شود.

    اگر محبوب از مدعى عشق توصیف و تصویر خود را بخواهد و آن را همه‏جانبه و مطابق با واقع ببیند، مى‏تواند به صداقت و واقع‏بینى او اطمینان یافته و به دوام زندگى با او مطمئن شود.

    مطلب دیگر اینكه مدعى عشق چنانچه فقط به جنبه‏هاى جسمى و زیبایى‏هاى جنسى توجه داشته باشد، این هم عشق نیست بلكه هوس شعله‏ور است و نمى‏تواند مبناى زندگى باشد زیرا عشق و علاقه به جسمانیات كم‏دوام است چون خودِ زیبایى‏هاى جسمى كم‏دوامند و بعد از چند سال كمرنگ مى‏شوند و از بین مى‏روند و عشق مبتنى بر آنها هم به همین منوال.

     

     عاشقى مى‏تواند مدعى عشق پاك باشد كه در جنب ویژگى‏هاى جسمى و مادى، با آنها یا بیشتر به ویژگى روحى، اخلاقى و اعتقادى محبوب توجه داشته باشد زیرا این ویژگى‏ها دائم هستند و عشق مبتنى بر آنها نیز دوام مى‏یابد. كسى كه فقط به چشم و ابروى دخترى یا قد و بالاى جوانى دلبسته باشد، چه بسا با دیدن چشم و ابروى زیباتر و قد و بالاى رساتر بدو دل مى‏بندد و از اولى دل مى‏كَند؛ ولى دلبسته به روحیات و معنویات، اگر با معنویت بالاتر مواجه شود، از معنویت قبلى دل نمى‏كند بلكه سعى مى‏كند او را به این حد ارتقا دهد و از خداوند تعالى محبوبش را طلب مى‏كند.

     

    علاوه بر آن، دلبسته به جسم محبوب، اگر اهل ارزش‏هاى دینى و اخلاقى نباشد، بعد از مدتى وصال، شعله هوسش فروكش مى‏كند و دیگر جاذبه و علتى براى تداوم زندگى نمى‏یابد.

    اگر تصویرى كه مدّعى عشق ارائه مى‏كند، خیالى، موهوم، نامطابق با واقع و تك‏بُعدى بود، این عشق موهوم و خیالى است و اگر فقط به ابعاد جسمى و مادى توجه شده بود، این هوس شعله‏ور است و این مدعى را نه عاشق بلكه هوس‏بازى دلداده ی توهمات و تخیلات باید دانست و دست رد به سینه ی او زد.

    در مقاله ی بعد به بررسی " عشق شیشه ای " و حکایتی از مولانا در رابطه با عشق های هوسی می پردازیم .

     

    منبع : ماهنامه پیام زن ـ با تغییر و تلخیص

  • عشق پاك، هوس شعله‏ور، نشانه‏ها (۱)  

    عشق پاك، هوس شعله‏ور

    عشق پاك، هوس شعله‏ور، نشانه‏ها (۱)

    قلب و عشق

    اگر محبتى كه در خود احساس مى‏كنید یا از جانب مدعى مى‏شنوید، از جنس و قماش عشق ناب باشد، مقدس است و سعى و تلاش در راه رسیدن به معشوق و محبوب، پسندیده و شایسته مى‏باشد ولى اگر كشش و جاذبه ی موجود و مورد ادعا، حاصل هوس سوزان، غرایز سركش یا اوهام و تخیلات ذهنى است، باید با آن مبارزه كنید و آن را مهار نمائید و گرنه نتایج و عواقب وخیمى در پى خواهد داشت.

    عشق ناب و هوس شعله‏ور را نشانه‏هایى است که در چندین مقاله به بررسی آن خواهیم پرداخت. اولین نشانه را با هم می خوانیم  :

    عشق، برآیند و مبتنى بر آگاهى است و هوس بر وهم و خیال؛

    آن كس كه فردى را به صفات كمال و جمال شناخته و كمالات وجودى وى برایش محرز شده و كاستى‏ها و نقص‏هایش را مى‏داند و با توجه به رجحان نسبى یا فوق‏العاده ی نقاط مثبت او بر نقاط منفى‏اش به او دل بسته، عاشق واقعى است.

     این عشق و علاقه و وابستگى ، بعد از آگاهى نسبتاً كامل به شخصیت، ویژگى‏ها، كمالات و نقایص فردى، خانوادگى، جسمى و روحى او حاصل شده و مبتنى بر واقعیات است. او مى‏داند مثلاً دخترى كه محبوب وى گشته، دخترى است مثلاً بیست ساله با قد بلند، چشم و ابروى نسبتاً متناسب، برخوردار از زیبایى جسمى و ظاهرى در حد متوسط یا كمتر، متدیّن، عفیف و پاكدامن، خانه‏دار كه از لحاظ تحصیلات نیز، سوم راهنمایى خوانده و ترك تحصیل كرده است. خانواده ی وى از طبقه ی سوم اجتماع - نیمه فقیر - مى‏باشند كه با عزّت، كرامت، قناعت و كوشش زندگى مى‏كنند و با سختى‏هاى زندگى خو گرفته و به مقاومت در برابر آنها عادت یافته‏اند. علاوه بر اینها قد این دختر از متوسط بلندتر است و لاغراندام جلوه مى‏كند كه از نظر این جوان، حُسن و جمال نیست و فقط خانه‏دارى را در حد معمول مى‏داند و كار و تخصص دیگرى ندارد و با توجه به وضع خانوادگى‏اش نمى‏تواند جهیزیه ی چشمگیرى به همراه خود بیاورد؛ ولى این جوان وجوه مثبت و منفى دختر را با هم جمع كرده و مقایسه نموده و در مجموع نمره مثبت بالایى در او دیده لذا به او علاقه‏مند گشته و شور عشق آن دختر قلبش را به تپش انداخته است.این محبت و علاقه، عشق است نه هوس شعله‏ور.

     بر عكس كسى كه فقط با تلفن صداى دخترى را شنیده و به او اظهار علاقه كرده و حالا بعد از چند بار صحبت تلفنى و شنیدن حرف‏ها و ایده‏ها و اوصاف آن دختر از زبان خودش یا دیگران دلبسته ی او شده و در خیال خود از او فرد گمشده‏اش را ساخته است ، این دلبستگى را نباید و نمى‏توان عشق نامید زیرا بر تخیلات و اوهام استوار است و بنیانى كه بر آگاهى استوار نباشد، بسیار سست و بى‏دوام است و به زودى فرو مى‏ریزد.

    چنین افرادى بعد از صحبت تلفنى یا دریافت نامه، ایمیل، پیام الكترونیكى یا شفاهى از طرف مقابل در ذهن و خیال خود از او یك ایده‏آل مى‏سازند و به محبوب ساخته ی ذهن خود عشق مى‏ورزند و این عشق و علاقه ی مفرط كه روز به روز شدیدتر هم مى‏شود، آنان را از درك، فهم، دیدن و شنیدن حقایق باز مى‏دارد. آنچه خودش مى‏خواهد در محبوبش مى‏بیند و آنچه را نمى‏پسندد، در او انكار مى‏كند.

     امام على(ع) مى‏فرماید:

    «آرزوها چشم دل را نابینا مى‏كند.»(1)

    «هر كس به چیزى به شدت عشق ورزد، آن محبت و عشق شدید، بینایى‏اش را معیوب و قلبش را مریض مى‏كند. از این‏رو با چشم معیوب مى‏نگرد و با گوش ناشنوا استماع مى‏كند.»(2)

    چنین عشق و علاقه‏اى اگر مبناى تشكیل خانواده و ازدواج گردد، چون هوس شعله‏ور و محبتى توهمى و خیالى است، سراب است نه حقیقت، لذا به زودى سستى آن آشكار مى‏شود و بنیان مبتنى بر آن فرو مى‏ریزد و به همین جهت است كه بسیارى از ازدواج‏هاى بنا نهاده شده بر عشق‏هاى تخیلى تلفنى، نامه‏اى، پاركى، ایمیلى و امثال آن به طلاق منجر مى‏گردد و چنین عاشقانى آرزو مى‏كنند «كاش براى همیشه در همان مرحله عشق و دوست داشتن و آرزوى وصال مى‏ماندند» و آب سرد وصال بر آتش گرم عشق‏شان نمى‏ریخت و كاخ شیشه‏اى و زیباى تخیل‏شان با تلنگر واقعیت در هم نمى‏شكست. آنان تا با عشق خیالى سرخوش و مشغولند و آرزوى وصال محبوبِ ایده‏آلِ توهمى را دارند، زندگى‏شان سراسر شور و شوق است ولى همین كه به وصال رسیدند و شعله هوس‏شان فروكش كرد و خیال و وهم رخت بربست، با واقعیت نازیبایى آشنا مى‏شوند كه تا آن موقع در ذهن‏شان خطور نداشت. روز به روز زوایاى بیشترى از زشتى‏هاى محبوب خیالى دیروز آشكار مى‏شود و شیرینى دوست‏داشتن را به تلخى نفرت بدل مى‏كند به حدى كه بعد از گذشت مدتى كم، جز طلاق و جدایى چاره‏اى نمى‏یابند.

    دكتر وودى آلن از كارشناسان خبره خانواده مى‏نویسد:

    دور نیست از دیدار چهره‏اى زیبا به دمى دل ببازیم و به ستایش جمالش بپردازیم و یا از ادراك صفات معنوى موجودى، متأثر شویم و به آفرینى لب بگشاییم و یا حتى نسبت به كسى در ضمیر خود كشش كهربایى دریابیم اما اینها هیچ یك عشق نیست. عشق درخور این نام ، باید بنایى باشد كه بر پایه‏هایى از بصیرت و معرفت حقیقى عاشق و معشوق به صفات یكدیگر، استوار شود. پس نخست معرفت و شناخت است و از آن پس محبت و اگر این احساس قوت گیرد، به عشق بدل مى‏شود. بیشتر اوقات كشش جنسى و جذبه ی قوى موجود میان زن و مرد را به جاى عشق مى‏گیرند. این درست نیست زیرا عشق وقتى پدید مى‏آید كه زن و مرد یكدیگر را نیكو بشناسند و دریابند. این گونه جذبه‏ها و كشش‏ها اغلب موهوم و ناپایاست. عشق باید به تفاهم فكرى، توافق اخلاقى و جذبه جسمى [هر سه‏] در آمیخته باشد.

    عاشق حقیقى به دنبال شخصیت حقیقى معشوق است نه فقط لذت جسمانى او.(3)

    در مقاله ی بعد به پاسخ این سوال می پردازیم : « چگونه بفهمیم كه عاشق مدعى از رهروان عشق آگاهانه است یا هوس‏بازى لذت‏جو و خوش‏خیال كه بر اساس توهم و تخیّل پیش آمده است؟»

     

    پى‏نوشت‏ها:

    1) نهج‏البلاغه، حكمت‏ها، شماره 275.

    2) همان، خطبه 109.

    3) آنچه هر دختر باید بداند، وودى آلن، ترجمه نصرت‏اللَّه قاسمى، انتشارات گویش، ص‏174 - 181 - 178.

    منبع : ماهنامه پیام زن ـ با تغییر و تلخیص

    حجب و حيا و نرسيدن به اوج لذت جنسی  




    اين اختلال به حالتی گفته ميشود که رسيدن فرد به اوج لذت جنسی با تاخير توام باشد و يا اينکه فرد اصلا اوج لذت جنسی را تجربه نکند. اين حالت کم و بيش در زنان اکثر مناطق جهان ديده می شود. يكي از دلايل اين مسئله آن است که دختران از کودکی به حجب و حيا تشويق می شوند. كه بسيار ارزشمند است. زمانی که همان دختر وارد رابطه جنسي با همسر خود می شود و حالا به عنوان يک زن و شريک جنسی هم بايد وظايفی را انجام بدهد، شکستن حريمی که در آن در ساعاتی از شبانه روز فرد بايد حجب و حيا را کنار گذاشته و از رابطه جنسی با همسرش لذت ببرد خيلی دشوار است.

    اين طرز فکر که نهادينه شده، نمی تواند مانند يک کليد روشن و خاموش بشود. بنابراين فرد نمی تواند مهارهای ذهنی اش را بشکند و گاهی حتی اگر لذت هم ببرد نمی تواند و يا نمی خواهد آن را بروز دهد، از ترس اينکه مورد قضاوت قرار بگيرد و متهم شود که زن سبک و هرزه ای است. بنابراين به مرور اين حالت رابطه جنسی را برای فرد از يک حالت خوش آيند به حالت وظيفه و بعضا توام با ترس تبديل می کند. ترس از اينکه مبادا عکس العملی نشان بدهد که همسرش تصور کند او هرزه است.

    در ابتدای شکل گيری رابطه جنسی با همسر هم اغلب اين ترس وجود دارد که مبادا فرد متهم به اين شود که پيش از اين رابطه جنسی ديگری را تجربه کرده است و برای همين می داند که چطور بايد در يک رابطه جنسی با طرف مقابل برخورد کرد و لذت هم برد.

    مورد بعدی که ميتواند باعث اين اختلال شود تاثير معکوس بعضی از داروها بر روی مکانيسم مغزی افراد است. بطور مثال پژوهش ها گزارش داده اند که بعضی از داروهای ضد افسردگی ميتوانند بر روی رسيدن خانمها به اوج لذت جنسی اثر منفی بگذارند. اگر فرد متوجه اين تاثير شد بايد به پزشک خود مراجعه کند تا در صورت امکان دارو را تعويض کنند و يا مقدارمصرف آن را تغيير دهند اما حتما بايد اينکار توسط پزشک متخصص انجام شود و گرنه در دراز مدت تاثيرات داروی جديد و يا قطع سرخود دارو ميتواند موجب آسيب به فرد شود.

    با تمامی اين تفاصيل می بينيم که نقش آقايان در حل اختلالات جنسی خانمها تا چه حد ميتواند موثر باشد. مرد بايد با همسر خود طوري برخورد كند كه زن احساس آرامش و راحتي داشته باشد . اگر زنی احساس راحتی کند و نگرانيهای خود را بدون ترس از اينکه مورد قضاوت قرار بگيرد با همسرش مطرح کند، درصد دچار شدنش به اين اختلالات و يا طولانی شدن درمانش تا حد زيادی کاهش پيدا ميکند.

    1+10  روش شاد کردن خانم ها  

    1+10  روش شاد کردن خانم ها

    همسران

    1 ) زن ها دوست ندارند میهمان ناخوانده داشته باشند، بنابراین به آنها وقت کافی بدهید تا آماده شوند. آمادگی آنها برای پذیرایی امری حیاتی است.

    2 ) هر روز از همسر خود سوال کنید که چه کاری می توانید برایش انجام دهید.

    3 ) وقتی از شما خطایی سر می زند اظهار تاسف کنید. وقتی هم که تقصیر از شما نیست باز هم اظهار تاسف کنید!

    4 ) وقتی اوضاع قمر در عقرب است، لبخند را فراموش نکنید. اگر بخندید دنیا هم با شما می خندد و اگر گریه کنید یقین بدانید که دنیا شما را تنها خواهد گذاشت.

    5 ) از تلاش های همسرتان تشکر کنید و ببینید این تشکر تا چه حد موثر واقع می شود.

    6 ) به این فکر کنید که همسر شما زن خیلی خوبی است، مادری بسیار خوب، عروسی بهتر از دیگر عروس ها و اگر به این طرز فکر ادامه دهید، او همین طور خواهد شد.

    7 ) خسیس نباشید و در ستایش همسر خود دست و دلباز باشید. اما به یاد داشته باشید که در هیچ موردی مبالغه نکنید. باید همسرتان استحقاق تعریف و تمجیدی را که شما می کنید، داشته باشد وگرنه ممکن است نتیجه ی خوبی ندهد.

    8 ) همسر خود را تشویق کنید و کمک کنید تا استعدادهای پنهانی او شکوفا شود.

    9 ) به جای هدایای گرانبها، وقت خود را در اختیار همسرتان قرار دهید. نشان دهید که به او توجه دارید، حتی پس از یک روز کار سخت! برای او هدیه ای ببرید حتی یک شاخه گل به این ترتیب او خوش اخلاق می ماند.

    10 ) بدانید زمانی که همسرتان از سر درد شکایت می کند، چاره سر درد او قرص مسکن نیست، بلکه یک لبخند است.

    11 ) هرگز با همسرتان نجنگید، چون امکان ندارد در جنگ برنده شوید. در عوض از قلم برای نوشتن آن چه در ذهن دارید استفاده کنید. بعد آن را به همراه شاخه ای گل تحویل او بدهید.

    منبع : ابتکار - با تغییر و تلخیص

    چاقی و سیگار در بروز ناتوانی جنسی موثرند  



    تحقیقات جدید نشان می‌دهد بسیاری از چیزهایی كه برای قلب مردان مفید است، در سلامت دستگاه تولید مثلی آنها نیز تاثیر مفید دارد.

    داشتن وزن طبیعی ، سیگار نكشیدن و ورزش منظم از ناتوانی جنسی پیشگیری می‌كند. تحقیقات ارتباط شیوه زندگی با ناتوانی جنسی را اثبات می‌كند.

    در تحقیقی مشخص شد احتمال بروز ناتوانی جنسی در مردان چاق 90 درصد بیشتر از مردانی است كه وزن طبیعی دارند. سیگاری ها نیز 50 درصد بیشتر از غیرسیگاری ها به ناتوانی جنسی دچار می‌شوند.

    ورزش منظم نقش پیشگیرانه در این زمینه دارد. مردانی كه در شروع مطالعه بیشترین فعالیت ورزشی را داشتند، 30 درصد كمتر از همسالان بی‌تحرك خود طی مدت14سال تحقیق به ناتوانی جنسی دچار شدند.

    برخی عادات كه بر سلامت دستگاه قلب و عروق تاثیر می‌گذارند، مانند کشیدن سیگار و ورزش منظم، در بروز ناتوانی جنسی نیز نقش دارند.

    زمانی تصور می‌شد ناتوانی جنسی علت روان شناختی دارد. اما اكنون روشن شده است که بسیاری از عوامل خطر موثر در بروز بیماری های قلبی ، در بروز ناتوانی جنسی نیز موثرند.

    هر چیزی كه جریان خون و عملكرد رگ های خونی را دچار اختلال می‌كند، می‌تواند در بروز ناتوانی جنسی نیز نقش داشته باشد. برخی بیماری ها كه احتمال بروز بیماری قلبی را افزایش می‌دهند، مانند فشار خون بالا  و دیابت ، می‌توانند به ناتوانی جنسی نیز منجر شوند.

    برخی عادات هم كه بر سلامت دستگاه قلب و عروق تاثیر می‌گذارند، مانند کشیدن سیگار و ورزش منظم، در بروز ناتوانی جنسی نیز نقش دارند.

    این یافته‌ها انگیزه‌ای برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی را فراهم می‌كند. چرا كه بیماری قلبی یك خطر دوردست و ناتوانی جنسی، خطری نزدیك تر به نظر می‌آید. علاوه بر آن، با افزایش شیوع چاقی در بین جوانان و ارتباط ناتوانی جنسی با چاقی ، بروز این مشكل در سنین پایین تری مشاهده خواهد شد.