به سلامتی همه پدر ها .....

مطالب جالب و فوق العاده از سراسر وب

به سلامتی اون پدری که هنگام تراشیدن موی کودک مبتلا به سرطانیش گریه ی فرزندش رو دید
ماشین رو داد به دستش در حالی که چشمانش پر از گریه بود گفت : حالا تو موهای منو بتراش !

 

به سلامتی پدری که نمی توانم را در چشمانش زیاد دیدیم ولی از زبانش هرگز نشنیدم ...!!!

 

به سلامتی پدری که طعم پدر داشتن رو نچشید ،اما واسه خیلی ها پدری کرد

 
به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش ،
اما بچه اش خجالت میکشه به دوستاش بگه این پدرمه !





سلامتی اون پدری که شادی شو با زن و بچش تقسیم میکنه اما غصه شو با سیگار و دود سیگارش . . .

 

به سلامتی پدری که کفِ تموم شهرو جارو میزنه که زن و بچش کف خونه کسی رو جارو نزنن..
همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم ، که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود…
ولی پدر ...
یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند
خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست
فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …
ادامه نوشته

" پياده روي در تونل "

" پياده روي در تونل "

عشق را بدون بزک مي خواستيم
دنيا را بدون تفنگ
روي ديوارهاي سياه
گل سرخ نقاشي کرديم
رهگذران به ما خنديدند
به ما خنديدند رهگذران
ما فقط نگاه کرديم
جاده ها
دور شهر گره خورده بودند
: در شهر مانديم و پوسيديم و خوانديم
" قطاري که مارااز اينجا نبرد قطار نيست "
و زندان بابا پارک ندارد
. پارک ما بابا ندارد

سارا

مستر کارت رایگان ویژه وبلاگ نویسان

 

مستر کارت رایگان ویژه وبلاگ نویسان

سایت پرداخت ایران (PaymentIran) در اقدامی بی سابقه اقدام به ارائه مستر کارت فیزیکی به کلیه دارندگان و نویسندگان وبلاگ به صورت رایگان نموده است. کارتهای فوق صادره از کشور انگلیس بوده و همراه حساب بانکی جهت شارژ کارت ارائه میشوند. با استفاده از این کارتها امکان خرید و انجام پرداختهای اینترنتی، پرداخت وجه در فروشگاه های خارج از کشور و دریافت وجه نقد از دستگاه های ATM خارجی را مهیا خواهد شد.
هزنیه صدور این کارتها برای کلیه نویسندگان وبلاگ (مهم نیست از سرویس چه وب سایتی استفاده میکنید) رایگان خواهد بودولی وبلاگ فوق باید دارای شرایط زیر باشد:
1- دارای حداقل 50 پست باشد.
2- درج یک پست در مورد خدمات این وب سایت به سلیقه صاحب وبلاگ قبل از دریافت مستر کارت.
3- از آخرین پست وبلاگ نباید بیشتر از 1 ماه گذشته باشد.
4- وبلاگ فوق خلاف قوانین جمهوری اسلامی نباشد.
5- وبلاگ فوق فیلتر نباشد.

با این حال هزینه ارسال آن از انگلیس بر عهدهء دارندهء کارت خواهد بود. توضیحات بیشتر در زیر آمده است.

هزینه صدور این کارتها در حالت عادی 40000 تومان هزینه صدور + 35000 تومان هزینه ارسال میباشد که با  تکمیل فرم زیر و پس از بررسی آن هزینه صدور 0 خواهد شد.
هزینه پستی انتقال کارت از انگلیس به ایران 35000 تومان میباشد، لذا سفارش دهنده تنها هزینه پستی کارت را که 35000 تومان میباشد پرداخت میکند و هزینه ای بابت صدور کارت پرداخت نخواهد نمود.

مستر کارت فوق با نام خود شخص صادر میشود و واحد ارزی آن پوند انگلیس میباشد ولی در هر کشوری و با هر ارزی قابل استفاده میباشد.

دارندهء کارت در هر زمان میتواند از طریق صرافی ها، بانکها و حتی دوستان خود در سایر کشورها  اقدام به شارژ کارت خود تا سقف 7000 پوند نماید.

از دیگر قابلیت های این کارت امکان کارت به کارت میباشد که میتواند وجه داخل کارت خود را به کارتهای دیگر واریز نمایید.

 

جهت اطلاعات بیشتر در مورد این مستر کارتها را میتوانید در این صفحه پیدا کنید.

جهت سفارش کارت میتوانید با شماره های اعلام شده در بخش تماس با ما تماس بگیرید.

تقديم به عاشقان  

اي کاش دوست داشتن را تجربه نمي کردم، تجربه ي تلخي بود... ديگر هيچ وقت نمي خواهم حضوري گرم، سرماي وجودم را محو کند ديگر هيچ گاه به نگاه عاشقي دل نمي بندم و هيچ گاه به سلام مهرباني پاسخ نخواهم داد

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

پرسيدم : عشق چيست ؟ گفت : آتشي است . گفتم : مگر آن را ديده اي ؟ گفت : نه در آن سوخته ام

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

ميگفت: انقدر دوستت دارم که اگر بگويي بميرميميرم... باورم نمي شد... فقط يک امتحان ساده به او گفتم بمير...! سالهاست در تنهايي پژمرده ام... - کاش امتحانش نمي کردم

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

افسوس.... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم... آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم... و بعد... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

تو كتاب خوندم سيگار بده ديگه نكشيدم، تو كتاب خوندم مشروب بده ديگه نخوردم، تو كتاب خوندم دروغ بده ديگه نگفتم، تو كتاب خوندم عشق بده، ديگه كتاب نخوندم

پاییز

            -خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی

                                                                         - اما وقتی که بهار شد نتونی ازش جدا شی

کاش با تو در دنیای بی انعکاس برای غربت پرستو های عاشق بگریم!

من از چشمه زلال چشمانت تا ابر های بی کران آب نوشیدم و تا انتهای دل پاکت به مهر عشق ورزیدم

من با تو زنده ام بگذار با تو بمیرم

آرزو

-دوستی حدیثی پر معناست که با یک نگاه آغاز میشود و با یک لبخند اوج میگیرد و با قطرات اشک به پایان میرسد

دوست عزیزم:

مهربانی را در نگاهت و عشق و معرفت را درقلب آبیت یافتم!

دلت سبز،روحت عمیق و ژرف و ذهنت آزاد باد

                              - هنوزم در پی اونم

                                                       - که عمری مرحمم باشد

                             - شریک خنده و شادی

                                                       - رفیق ماتمم باشد

انتظار

 _آنگاه که ضربه های تیشه زندگی را

                                             _ بر ریشه آرزوهایت حس می کنی

_به خاطر بیاور که زیبایی شهاب ها

                                            _از شکستن قلب ستارگان است

امتحان

در جلسه امتحان عشق،من ماندم و یک برگه سفید!

ویک دنیا حرف ناگفته!

ویک بغل دلتنگی و تنهایی...

در دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود!

در این سکوت بغض آلود

قطره کوچکی ای هوس سرسره بازی می کند

و برگه سفیدم

عاشقانه قطره را در آغوش می گیرد!

عشق تو نوشتنی نیست...

در برگه ام ،کنار آن قطره

قلب کوچکی میکشم!

وقت تمام است،برگه ها بالا...

انتظار

وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی‌توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم

وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم

وقت
می که او تمام شد
من آغاز کرد
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مرد
ن

                    

               چقدر سخت است منتظر کسي باشي که هيچ وقت فکر آمدن نيست

تنهایی

پایان شب سیه...

در سکوت و تنهایی شب ،در دل تاریک شب و بر روی صفحه سیاه آسمان با خطی سفید ،و درخشان نام شیرین را میلیون ها ستاره نقش بسته بودند و در پهنای تاریک و خلوت دشت ،فرهاد به این نام مینگریست.
او می اندیشید آیا همانگونه که رسیدن به ستارگان مشکل است رسیدن به شیرین هم همینطور؟از خدا میخواست تا شیرین را به او بدهد.تنها امیدش لطف خدای مهربان بود.او میگفت ای کاش شب باقی بماند
و نام شیرین بدرخشد،ولی آفتاب طلایی پرتو هایش را گستراند و به چشم های فرهاد خیره شد
آری بر هر پرتوی آن نام شیرین میدرخشید ،او خوشحال بود چون اکنون شیرین درکنارش بود،در این جا صدای نسیم این پیام را تکرار میکرد :
غصه نخور،پایان شب سیه سفید است
!

اشک آسمون من


ياد گرفتم كه عشق با تمام عظمتش 3-2 ماه بيشتر زنده نيست
ياد گرفتم كه عشق يعني فاصله و فاصله يعني 2 خط موازي كه هيچگاه به هم نمي رسند
ياد گرفتم در عشق هيچكس به اندازه خودت وفادار نيست
و ياد گرفتم هر چه عاشق
تري ،تنها تری

آری باید رفت

چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388

یکنفر می آید دیگری میرود و چرخهء آمد و رفت تکرار و تکرار میشود
آری باید رفت
و آری باید دل نداد
و این شاید قانونی است که فراموشی و شاید ترس از جاودانگی آن را وضع کرده

باید مسافر بود و سفر کرد
و هجرت را تکرار و تکرار و تکرار کرد....
داستان آمد و رفت که شاید اسمش زندگی است را دوره کرد ، آموخت و یاد داد

آه از این قانون ..................آه از این داستان

هیچ کس نمی ماند
هیچ کس نمی خواند
و هیچ کس جاودانگی را ارمغان ندارد

می دانم که رفتن دلیل نبودن نیست
اما کاش همه بدانند ... کاش همه بخوانند
کاش تو هم بدانی و بخوانی
کاش او هم ........

باید نوشت
باید نوشتن را سرشت و تکرار ها را تکرار کرد

میدانم فاصلهء ما زیاد شده اما نمیدانم تو دور شده ای یا من
تو سفر کردی یا من جا ماندم
تو تکرار کردی یا من .......
ولی کاش !!

ولی کاش آینه ای داشتی
و میدیدی کسی در پشت منظر نگاهت هم آغوش خاک گشته
و لحظه لحظهء خاطرات بودنت را در این فاصله ها میگذارد تا به تو نزدیک تر شود ......
کاش میدانستی که کسی آمار قدمهایت را دارد....

قانون ......
من به قانون شکنی محکومم...و تبعیدبه مجازم
نفرین به دادگاه تو .... نفرین به دادگاه من

چه بیهوده است انتظار دیروز را در فردا کشیدن...


بودن من درد نیست
مناز بیهوده بودن سخت دلگیرم........

یک برگ دیگر از تقویم عمرم را پاره می کنم
امروز هم گذشت
با مرور خاطرات دیروز
با غم نبودنت..و سکوتی سنگین
و من شتابان در پی زمان بی هدف
فقط میروم ..فقط میدوم
یاسها هم مثل من خسته اند از خزان و سرما
گرمی مهر تو را میخواهند
غنچه های باغ هم دیگر بهانه میگیرند
میان کوچه های تاریک غربت و تنهایی
صدای قدمهایت را می شنوم اما تو نیستی
فقط صدایی مبهم
قول داده بودی برایم سیب بیاوری
سیب سرخ خورشید
سیب سرخ امید
یادت هست؟؟؟
و رفتی و خورشید را هم بردی
و من در این کوچه های تنگ و تاریک
سرگردانم و منتظر

قصه مرد منتظر همچنان ادامه دارد...

اما نه!
برگی از زندگی ام را ورق میزنم
امروز به پایان دفترم نزدیکم

اری دیگر پایان راه است



دوستت دارم

عشق مثل آبه،میتونی توی دستات قایمش کنی اما آخرش یه روز دستت رو باز میکنی و میبینی نیست!

قطره قطره چکیده بی اینکه بفهمی.فقط احساس میکنی که دستات نمناک هستن،این همون رطوبت خاطره

هاست که بر جای مانده است

هر چی ارزوی خوبه مال تو

برای خریدن عشق هر کس هرچه داشت آورد،‌ دیوانه هیچ نداشت و گریست،‌ گمان کردند چون هیچ ندارد می گرید،‌ اما هیچکس ندانست که قیمت عشق اشک است!

من همان عاشق ديرينم

بعد از غروب یه ستاره به آفتابگردون چشمک زد.آفتاب گردون سرش رو پایین انداخت و گفت:من به خورشید وفا دارم

پس خانم ها چه کار کنند؟

مردان مخلوقات پیچیده ای هستند!

*اگر با او خوب رفتار کنید او به شما خواهد گفت که اسیر عشق او شده ای!

*اگر با او خوب رفتار نکنید او به شما خواهد گفت که مغرور و متکبر هستید!

*اگر با او بحث کنید او شما را لجوج و خیره سر خواهد خواند!

*اگر ارام باشید و با او بحث نکنید او شما را خنگ خواهد خواند!

*اگر از او باهوش تر باشید او خود را می بازد!

*اما اگر او از شما باهوش تر باشد او قطعا شخص بزرگی است!

*اگر او را دوست نداشته باشیداو برای به دست اوردن شما تلاش خواهد کرد!

*اگر با او در مورد مشکلتان صحبت کنید
او به شما خواهد گفت که این حرفها آزار دهنده است!

*اگر با او در مورد مشکلتان صحبت نکنید او خواهد گفت که شما به او اعتماد نداری!

*اگر شما قرار خود را با او لغو کنید شما غیر قابل اعتماد خواهید شد!

*اما اگر او این کار را بکند،حتما با کار مهمی مواجه شده است!

*اگر شما سیگار بکشید شما دختر خیلی بدی هستید!

*اما اگر او سیگار بکشد او یک آقا و مرد بزرگ خواهد بود!

*اگر شما امتحانتان را خوب بدهید شما شانس داشته اید!

*اما اگر نتایج امتحان او خوب باشد به خاطر هوش بالا و استعدادش هست!

*اگر او را آزار دهید شما شخص ظالم و بی رحمی هستید!

*اماگر او شما را آزار دهد شما آدم حساسی هستید!

-پس ما دختر ها چه کنیم؟


Love

As days go by

my feelings get stronger.to be in ur arms

I can،t wait any longer،Look in to my

eyes & u،ll see that it،s true

Day & night my thoughtsr of u

هر چی که روز ها میگذرن،احساسات من قوی تر میشه،برای در آغوش تو بودن نمیتونم بیش از این صبر کنم،به چشمام نگاه کن؛خواهی دید که حرف هایم درسته. شب و روز و تمام افکارم مال تو هستن...

Love

ازم پرسید منو بیشتر دوست داری یا زندگیتو؟

بهش گفتم زندگیمو.نپرسید چرا.گریه کرد ورفت اما هیچ وقت نفهمید که همه زندگی من خودشه!

Love

جیر جیرک به خرس گفت دوستت دارم.خرس گفت بذار بخوابم بیدار شدم در موردش فکر میکنم.

خرس خوابید و هرگز نفهمید که عمر جیر جیرک فقط 7 روزه!

Love

Love is being happy for the other person when they are happy

؟؟؟

میدونید چرا کلاغ ها 400سال عمر میکنن ولی مرغ عشق زود میمیره؟



Love

بعد از غروب   یه ستاره به آفتابگردان چشمک زد اما آفتابگردون سرش رو پایین انداخت و گفت: من به خورشید وفا دارم!

پس خانم ها چه کار کنند؟

مردان مخلوقات پیچیده ای هستند!

*اگر با او خوب رفتار کنید او به شما خواهد گفت که اسیر عشق او شده ای!

*اگر با او خوب رفتار نکنید او به شما خواهد گفت که مغرور و متکبر هستید!

*اگر با او بحث کنید او شما را لجوج و خیره سر خواهد خواند!

*اگر ارام باشید و با او بحث نکنید او شما را خنگ خواهد خواند!

*اگر از او باهوش تر باشید او خود را می بازد!

*اما اگر او از شما باهوش تر باشد او قطعا شخص بزرگی است!

*اگر او را دوست نداشته باشیداو برای به دست اوردن شما تلاش خواهد کرد!

*اگر با او در مورد مشکلتان صحبت کنید
او به شما خواهد گفت که این حرفها آزار دهنده است!

*اگر با او در مورد مشکلتان صحبت نکنید او خواهد گفت که شما به او اعتماد نداری!

*اگر شما قرار خود را با او لغو کنید شما غیر قابل اعتماد خواهید شد!

*اما اگر او این کار را بکند،حتما با کار مهمی مواجه شده است!

*اگر شما سیگار بکشید شما دختر خیلی بدی هستید!

*اما اگر او سیگار بکشد او یک آقا و مرد بزرگ خواهد بود!

*اگر شما امتحانتان را خوب بدهید شما شانس داشته اید!

*اما اگر نتایج امتحان او خوب باشد به خاطر هوش بالا و استعدادش هست!

*اگر او را آزار دهید شما شخص ظالم و بی رحمی هستید!

*اماگر او شما را آزار دهد شما آدم حساسی هستید!

-پس ما دختر ها چه کنیم؟


زمزمه عاشقانه


همه می پرسند:

 

چیست در زمزمه ی این جرعه ی آب؟

چیست در همهمه ی دلکش مرگ؟

چیست در بازی ان ابر سپید روي اين آبي آرام بلند

 

كه تو را مي برد اين گونه به ژرفاي خيال؟

چيست در خلوت خاموش كبوتر ها؟

چيست در كوشش بي حاصل  موج؟

چيست در خنده ي جام؟

كه تو چندين ساعت ، مات و مبهوت به آن مي نگري!

 

نه به ابر

نه به آب

نه به برگ

نه به اين آبي آرام بلند

نه به اين خلوت خاموش كبوترها

نه به اين آتش سوزنده كه لغزيده به جام

من به اين جمله نمي انديشم

 

     

به تو مي انديشم

اي سراپا همه خوبي

تك و تنها به تو مي انديشم

همه وقت

همه جا

من به هر حال كه باشم به تو مي انديشم

تو بدان اين را ، تنها تو بدان

تو بيا

تو بمان با من، تنها تو بمان

جاي مهتاب به تاريكي شب ها تو بتاب

من فداي تو به جاي همه گلها تو بخند

اينك اين من كه به پاي تو در افتادم باز

ريسماني كن از آن موي دراز

تو بگير

تو ببند

 

تو بخواه

پاسخ چلچله ها را تو بگو

قصه ي ابر هوا را تو بخوان

تو بمان با من تنها تو بمان.

 

در دل ساغر هستي تو بجوش

من همين يك نفس از جرعه ي جانم باقيست