لَعْنــتْ بهِ هَرچــے مَردونِگــے

                                                                                                                                                  

اَگـــﮧ اَز وِب ـخـــوژِت نِمیــــآב * בگمـﮧ ـبـزלּ

[* ـهـرے*]


 وآسَت دَعوت نآمــ هِ نِفــرستــآدَم

ـوآســــﮧ ـتو نَسآختَمِــژ بـرآے בل سنـــــگ ـی خــودَمـﮧ 

ـفَقَط בخ ـی  لینـڪ میــژه !!!!

پُـرو ـفآیلَم فَعـآل


نَظـر خوآستــــے بِــבهِ نَخوآستــَیم ن ــבهِ ـ


جَوآب نَظَر زیــر نَظَر _ مَگَر دَر موآرد* استثنــآ *

پــرروبــآزے سِرویس شُــבלּ 

(●̮̮̃•̃)
/█\
.Π.

نَظَر ـخُصــوصے عموم ـی نِمیــژهِ


مَگــﮧ بیکــآرَم



یــآب یـــآب



امضــآء

T ɢIL


 



قَبـل اَز هــر حَــرف ـی بـذار خِودِت خوب لـود ش ـی

 

+ کَسـآی ـی کِ اَزشـون کپ ـی میشهِ.لینکـَن تو پیـونـد روزـآنـهِ

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۱ساعت 22:19  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏  | 

اگه هنوزم کسی خواننده ی وب من باشه با خوندن این متن

پشماش میریزه که من میخوام کنکور بدم چون همش درحال کنکور دادنم.

ابان تصمیم گرفتم دوباره کنکور بدم ولی خب جدی از بهمن

شروع کردم به خوندن و خداییم خوب خوندم ولی فقط برای نهایی

نرسیدم تست بزنم.انشالله نهاییام خوب بدم که بتونم قبول بشم

فعلا دوتا از امتحانام دادم دینی و فارسی

دینی بین 19 تا18.5 و فارسی از 17 تا 16

فارسی خیلییییییییییییییییی سخت بود

البته برای منی که ده سال بیشتر فاصله گرفتم و همش خودم خوندم خوبه

اگه کنکوری خونده بودم اوکی بود ولی چون اون نمیدونم

چجور میدم باید نهاییم خوب بدم .پس فردام ریاضی دارم

خیلی اتفاقا از پست قبلی افتاد

فاطم ه و دختر داییش جفتشون عروسی کردن.اسمیت و جریان بلاک کردنش

و دوباره فالو کردن البته تو بهمن.ریحانه ازم خوشش میاد متولد 87 وای خدااااا

غزلم 5 مرداد میشه یک سال که هیچ خبری ازش ندارم

شاید ناشناس بدم و دیل اکانت کنم شاید تلگرام استوری بذارم

شایئ به ارزو پیام بدم و دیل اکانت کنم نمیدونم

راستی کجیدم زن گرفت با دوست دخترش ازدواج کرد

مهدیم با دوست دخترش ازدواج کرد

دیگ ورزش نمیرم و بعد کنکور احتمالا برم ژیمناستیک

دیگ خبری نیست یعنی یادم نمیاد فعلا یاب یاب

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۴۰۵ساعت 0:45  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏  | 

الان که میخوام اینو بنویسم انقدر اتفاقای زیاد افتاده که فقط امیدوارم چیزی جا نندارم.

درباه نوشته های قبلی اینک پولم با یه بدبختی بالاخره موفق شدم بگیرم و یوگارو همچنان دارم میرم و کلی

بدنم فرم گرفته.

استاد گیگولی گفت داره طلاق میگیره و کلی حرفای چرت دیگه درباره زنش.(تقریبا یک هفته پیش)

مینا با زهرا اوکی شده بودن و یه چند باری بهم پیام داد و دست پاخر که من به روش زدم ترسید و

چتارو پاک کرد و کلا گورش گم کرد.(هفت هشت ماه پیش)

با غزلم چند بار بیرون رفتیم و آخرین بار 4 فروردین امسال بود که خیلی جدی صحبت کردم و گفتم که فکراش

بکنه و اگه میبینه چیزی نیست کلا بره.بعد اون یه بار دیگه 11 اردیبهشت پیام داد و من با گریه گفتم برههههه.

و رفت و هیچ خبری نبود تا همین یک ماه پیش که بهم درخواست داد تو اینستا قبولش کردم

و استوریمم که تولد فرانک بود لایک کرد ولی چند روز بعدش باز آنفالو (تازه بک داده بودمم قبول نکرده بود)

بعد تا همین دیروز که دوباره درخواست داد و توی این 7سال این اولین باری بود که ردش کردم :)

و این جواب دعاهام بود که از خدا خواسته بودم که یه بار دیگه درخواست بده و اصلا فکر نمیکردم

انقدر سریع باشه.ادم به شدت بلاتکلیفیه و حتی خودشم نمیدونه چی میخواد.بعد ازینم نمیدونم قرار چی بشه

ولی من تماما همه چیز سپردم به خود خدا و مطمئنم که بهترینش اتفاق میفته و حس خوبی دارم.

لادن هم بعد جریان مهمونی اجیم حسم بهش خیلی تعییر کرد و هفته بعدش که مامانم اینا مشهد بودن اومد

خونمون و فرداش عقد حانیه بود و پس فرداش دستش رو شد و بهار ز زد و گفت نه ماهه که باهمیم و

بعدش از انیستا انفالو و بعد یه تایمی اینستاش پاک کرد و دوباره زد و فقط ری فالو کرد و از تلگرامم منو

بلاک کرد.((یک ماه پیش 16آبان)

پریروز نذری بود و دیدمش و هیچ سلام و خدافظی ندادم و ردش کردم.واییییییییییییی دلم خنکه

دیشبم واسه دوبله اون بچه گفت اون گنده بک ازت ناراحته که چرا گفتی بم دست نزن.اونم شستم گذاشتم کنار

آخر این هفته آزمون کارشناس منابع آب 23ام

برای مهدیس و حانیه لباس دوختم و آخر این ماه استارت پیج کاریم.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر ۱۴۰۳ساعت 9:53  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏  | 

جدا انقـدر اتفافای زیادی این مدت افتاده که اصلا نمیدونم از کجا شروع کنم

اولا که بالاخره دفاع کردم و با نمره 19.46 و درجه عالی فارغ تحصیل شدم.

3تا آزمون دارم.یکیش ارشد علوم تربیتی (یعنی مجددا میخوام ارشد بخونم)و کنکورش همین 4روز پیش دادم

حس میکنم قبول میشم.دوتام آزمون آموزش پرورش که برای سال دگس و دارم میخونم( دبیری زیست)

جینگول براش یه خواستگار اومده که قرار بود دور روز پیش بیان دیگه رسمی کنن که مادر بزرگش فوت کرد

و برنامه افتاد عقب.یه بارم من باشون رفتم کوه

(خدایا هرچی صلاحه براشون پیش بیار)بینیشم عمل کرد توی دی.

رفتیم عکسای فرمالیته همستر انداختیم.ساقدوش بودم.

کار دوبله شورع کردم و الان دارم فیلم و عشق یه شبه محو میشه رو دوبله میکنم.(نقش اصلیم)

2ماهه یوگا کار میکنم و خیاطی دوره لباس شبمم تموم کردم(چرخ راسته دوزم خریدم هههیعع)

یه روزم رفتم کرج ،عقاب با غزل حرف زد و منم حدود 20 روز آن نشدم.خبری ازش نشد و اتفاقی نیفتاد

باید سعی کنم کلا دگه فراموشش کنم و جوابش ندم.

مهر از محل کار آخرم اومدم بیرون و در پی یک پروسه شکایت هنوزم نتونستم پولم بگیرم

یعنی باید بریزه ولی نریخته لا..ش..ی

دیر به دیر میام اینجا و دیر به دیر پست میذارم و خیلیم نامفهومن میدونم بخاطر اینک

دگ مخاطبی ندارم و اینجا یه جورایی شده برام دفترچه یادداشت.

دوست دارم سری بعدی که میام اینجا خبرای خوبی بذارم

راستی امروز تولدم بود برعکس همه سالا یه تولد خشک وخالی بود (ن عکس ن کیک)

جبران میکنم زهرا

قول میدم سال دیگه با تک تک موفقیتایی که به دست اوردم جشن بگیرم و

ایشالله دیگه رفته باشیم تو خونه خودمون

سال 1402 اصلاااا سال خوبی نبود خیلی اذیت شدم خیلی ولی مطمینم سال 1403 همشو میشوره میبره

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند ۱۴۰۲ساعت 10:33  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏  | 

انقدر اتفاقای زیادی تو این مـدت بارم افتاد کـ] نمیدونم از کجاش شـروع کنـم.

رفتـم یه کار جـدید و این ماه سومی که ازش حقوق میگیرم و این ماه بیمه میشم.

گآردین و الساو (دراگون) - فورشادی

فـردا قرار استاد کاظمی ببینم بالاخـره بعد مدت ها و بیام کاراک شروع کنم.درباره اینک چیا دانلود کنم.

درست دو هفتـه بعـد از نوشتـه قبلیم مینـا (1401/2/12 - 1401/8/12 )

روازی خیلی خوبـی بود و دلم براش تنگ میشـه اما خب چه میشـه کرد.

غزلـم دقیقا دوماه پیش پیام داد بعـد 10 ماه.

(خیلی دوست دارم منو ببخش.خیلی وقتا ازت حس خوب گرفتم خدافظ)

نمیـدونم چی پیش میـاد.اگه کـارش بهتـر بود و یـه خورده جدی تر شایـد الان اوضاع یه جور دیـگه ای بود.

قرار خیلی کآرار کنم.میخوام کم کم استارت خیاطیم بـزنم.

امتـحان خیاطیمم دادم البتـه 5مـآه بعد نوشـته قبلیـم و قبولم شدم :)

دو هفتـه پیش رفتم دانشگـاه-ستوده - رفتـه بودن پارک ملـی گلستـان

تو ایـن فاصلـه فاطیمـا عروسی کـرد و مهدیسـم عقد

ان آ سی ال : با خط خودت تو تل بش پیام بده با آیدیت ://

احتمـالا خیلیا رو از زندگیـم حذف کنـم

دلم آرارمش میخـواد.آرارمش واقعـی و طولانـی

یـه کار با حقوق بالا :)

کـاری ک رییس خودم باشـم از رییس داشتـن بدم میـاد.

به کیش گفتـم جام عوض کن گفت عوضـت میکنم اما اینک با کـی رو دیگـه خودم میگـم.اخخخخ

دارم جودی ابوت میبینم ( عشق انیمه ام)

میـدونم اکثـر نوشتـه هام بی معنیـه بخـاطر اینک رمزی نوشتـه شده چون میـدونم دیگـه مث قبل مخاطب ندارم.

سه شنبه میخـآم برم تتو بـزنم :)

چند روز پیش نذری آجی اینا بستنی زمستونـی بردم ولـی خودم نبـودم

یاب یاب

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی ۱۴۰۱ساعت 12:43  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏  | 

خب متاسفانه ان اتفاقی که قرار بود بیفته نیفتاد. تو این فاصله خیلی اذیت شدم خیلی اتفاقا افتاد.

کلا نیمه دوم 1400 خیلی چیزای دلهره آوری پیش اومد و خب خدارو شکر به خیر گذشت.

تازه داریم به آرامش میرسیم - حال و حوصله رابطه ندارم

یه خواستگار یا شایدم بگم به مزاحم عوضی گند زد به گندی که زده بودم و همه چیز دوبل بدترش کرد.

هوووف دعوا و گلخونه 

دگه فک کنم پادش تموم شده باشه :)

موهام تقریبا سه ماهه پروتیین تراپی و کراتین کردم.

خیلیییی خوب شده البته موهای خودمم لخت بود ولی الان اصلا بیا و ببین.

میخچه پام دراوردم چقد داشت اذیتم میکرد :(

عید امسال کلا نشستم جزوه خیاطیم کامل کردم . فک کنم یه ماه دگ امتحانشه .

خدایاااا زودتر به اون مرحله که میخوام برسونم ::))

دلم یه 207 مشکی میخواد. از خود خودم و حتما با پول خودم خریده شده باشه نه کسی

حانیه گفت دیروز فاطمه به خواستگارش جواب مثبت داد

تولدم چه عکسای خوبی انداختم.

از 21 دوباره پروفایلم بستم و لست سینمم واسه اواسط اسفند بستم.

فاطمه دختر تحت پوششمه امیدوارم جواب نامم داده باشه.

فال آذر 21ام گفت از یک هفته تا ده روز دگه.

ماه رمضون الان و این دو روز نگرفتم بنا به دلایلی 

دارم برنامه envi  نصب میکنم استاد راهنمام گفت تا فصل سوم براش تا آخر اردیبهشت بفرستم.

موهام که از پشت دادم بیرون و بحث زیبا و تعریف.

تولد عمم 5 اردیبهشت اگه بشه میخوایم سوپرازش کنیم.

حانی و آرزو 

انشالله تا چند ماه دیگه که اومدم اتفاقا خوب افتاده باشه

 

+ سیما جان مجددا آدرست اشتباه بود عید توهم مبارک گلی گلی

مراقب خودتون و قشنگیاتون باشید.یاب یاب

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم فروردین ۱۴۰۱ساعت 13:28  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏  | 

از بچگی عاشق نوشتن بودم.از وقتی ابتدایی بودم.

یادمه همیشه برای خودم شعر میگفتم یا رمان و داستان مینوشتم و با ذوق میرفتم برای بابام میخوندم

و اونم همیشه تشویقم میکرد.انشامم خیلی خوب بود.تنها کسی بودم که همیشه  20 میگرفت.

الان حسش ندارم به قشنگی اون موقع ها بنویسم فقط دارم مینوسیم چون از ثبت خاطره خوشم میاد....

با اینکه رفته اما هنوزم .... (این الان دارم گوش میدم) و چقد به حال الانم میاد._آهنگ امین حبیبی

"3ماه دگه مونده تا تموم شدن پاد...

رها میخواد به غزل بگه که بیاد صحبت کنه و اوکی کنمون بعد 1ماه و خورده ای.پس فردا میبینش تو پاد.

خدا کنه اون چیزایی که تو ذهن من هست پیش بره.

دلم براش تنگ شده.مطمئنم همه چیز خوب پیش میره من آینده ای که از خودم دارم میبینم خیلی قشنگه.

چند شب پیش ساعت 11 شب اینا رفتم جلو در خونشون-فتا و جواهر-"

 

 

اینا یکم رمزی نوشته شد شاید سر در نیارید

هفته پیش نذزی آش مادرشوهر آجیم بود.همه بودن و بهنوشی که قفلیه

راستی خاستم بگم ارشد قبول شدماااا با رتبه 6. و الانم ترم آخرم فقط یه ترم دگه برای پایان نامم دارم و

تا کنون شاگرد اول بودم الانم تو یه شرکت کار میکنم (7ماه - دوربین) ...

کلاس آی سی دی ال و کلاس خیاطیم میرم.

به امید روزی که مزون بزنم یه مزون خیلیییییییییییییی خفن

خواهرمم حاملس و تا 2-3ماه دگ به دنیا میاد بچش.امروز امتحان انصاری (جواباتون شبیه خانوم پولادوند )

سیما جان کامنت خصوصی گذاشتی آدرس پیجتم اشتباس.من چجوری جوابت بدم دختر؟؟

 

دوستون دارم

مرسی اگه این چرت و پرتای نامفهوم هنوزم میخونید

دوست دارم روزی که اومدم دوباره پست بذارم خبر خوبی که تو ذهنم هست بگم که میام منتظر باشید

19دی1400

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم دی ۱۴۰۰ساعت 23:12  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏  | 

منه کوچولوای که تا چن سال پیش براتون پست میذاشتم و تو همین دوسه تا پست قبلی ازتون خواسته بودم واسه کنکور کارشناسیم دعا کنید حالا الان ۲۳ سالم شده و امروز کنکور ارشد دادم😄به نظر خودم خوب شد و ایشالا ک شهر خودمون قبول میشم.

چقد دلم برای همتون تنگ شده.برای همه کسایی که اینجا باشون اشنا شدم و جز بهترین خاطره های زندگیم شدن

اگه ان پست خوندید کامنت بدارید من دیر به دیر چک میکنم ولی میبینم پیاماتون 🥰

[سیما_ سپیده _زینب_ علیرضا_دریا] اینا کسایی بودن ک زیاد باشون ح میزدم.و عسل(ارمغان) که الان هنوزم بعد ۱۰ سال باش دوستم و بهترین دوست مجازیم موند❤

 

#غزل ۱۵ روز دیگه برمیگرده.شنبه عروسی مهدیه دوستمه

و مطمئنم وقتی میام اینجا دوباره سر بزنم خیلی اتفاقای خوب افتاده.

مراقب خودتون باشید 😍🦉

۱۶مرداد۹۹

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۹ساعت 16:23  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏  | 

اون موقع ها که اینجا پست میذاشتم از ۱۶ سالگیم بود تا ۱۹

و الان به دختر ۲۲ سالم  ☹

چقد زود گذشت و شاید کسی نباشه ک دیگه این پستمو بخونه

دلم برای همه روزاش تنگ شده ...

 

#شمال_حانیه_سحر

#دهم_آبان

#معده_درد

#زبان_FcE

#مسلمی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان ۱۳۹۷ساعت 17:24  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏  | 

خدا کنــه بــرگــرده

دوسش دآرم :(((((((((((((

خیل ـی زیــآد

اشتبــآه کـردم:((((

 

 

+ آهنگ عزیزی عزیزم علیرضـا طلیسچی دان کنیـد

خعل ـی شــآدع :))))

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مهر ۱۳۹۵ساعت 19:54  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏  | 

جــوآی نظــرآی هیجکس ـی نــدآدم و نمیت ــونم بــدم

چــون اعصــآب ـم خورده

همــه عکســآ دروغ بــود حتی مآل ـه ایــن ســری

دیگ ــه نمیتــونم ببخشمش

شــآید بــرآی همیشـه تموم شـه و از دستش بــدم

ول ـی دوست نـدآرم بآ دروغ نگهِش دآرم

وآقعــا لهم کــرد

مگــر اون شمــآره پسـردآییش بآشــع شــآید بخشیـــدم

شــآیـــد شــآیــــد شــآیـــــد شـــآیـــــــــــــــــــــــــــــد

 

+ اونـآی ـی که شمــآرشــون گـدآشتــن بــذآرن تلگــرآمم نصب کن ـم

بشــون پی ام میــدم :)

البتــه ممکن ـه طول بکشــه به مــآه ... دومــآه ... شــآیـدم بهمــن :)

ول ـی بیشتــر ازیـن نمیشــه :*

 

+ دآرم قیلـم گرگ و میش میبین ـم

و پســرآن قــرآتــر از گُل

هــرشــب دآن میکنــم.

................

ســرعتژ عآلب ـه :))))

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مهر ۱۳۹۵ساعت 11:23  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏  | 

آرزو رقت شــآیــد برآی همیشــه :((

دلم شکست توسطش بــرآی بــآر دوم

نمیـــدون ـَم امیــر وآقعــا دوسم دآرع یــآ نع

نمیــدون ـَم بـآژ دوست شــم یــآ یآ نع :((

دوتــآمون تجــربه اول دوستیمــون میشـع

خیلی دوسم داره.

اینجــوری نشــون میــده یآ واقعـا نمیــدونم

تــآحآلآ ازش خطـآ نــدیدم ول ـی دیکه کسی رو بآور نــدآرم :(

اگ ـه آرزو 100 در 100ـی بشـه احتمــآل زیآد رل بــزنم :)

 

ب ن : کــآش بستــآی سآل 93م باک نمیشــد :(

اونــآ بهتــرین خآطــره هآی زنــدگی ـم بــودن :(

+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور ۱۳۹۵ساعت 16:46  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏  | 

امســال خیل ـی زخمت کشیــدم

خیل ــی هم عــذاب

از خــوآب و تفـریحــآتم زدم

بـــرآم دعــآ کنیــد رشت ــه خوب ـــی قبــول ش ـم

 

+ ممنــون کِ هنــوز یآدم میکنی ــد

بعــد کنکـور وقــت کــردم میــآم جــوآبــآتون میــدم

دوستتـــون دآرم :*

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم تیر ۱۳۹۵ساعت 9:5  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏  | 

هــه بآورم نمیشـه هنوزم بلاگقــــآ کــآر کُن ـه کس ـی بیــآد.

خیلی سخت ـی کشیــدم تو این مــدت......خیل ـیییییییییییییییی

مــن هنوزم کنکوری ـَم ..... هه

نتونست ـَم اون ـی که میخوآست ـَم.

بابآم عمل کــرده......

هیییییییییییییییییییییییییییییی

فقط 5مـآه :*

 

بــرآم دعــآ کنیــد

پس چــرآ همتــون وبــآتون حذف کــردید :((((

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۴ساعت 20:4  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏  | 

بجه هآ پس چــرآ نوشت ـه هآم هیچکــدوم نیست ؟؟؟

اون جــدیدا

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر ۱۳۹۴ساعت 19:41  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏ 

الــآن خونه آجیمم.

از صبـح اومــدم رقتــه بودم پیش سنیسیم کـه الـآن شیهـآن شـده.

آـخه قــرآر بود بآشگـآه بـزنم گقت ـم کآرآتمو ادامه بـدم که وآسـه آموزشه

شآگـردآم کآتآهآرو یآدم بیـآد.

ولی وقت ـی رفت ـَم پشیمون شـدم.اصـن دلم برآی

کآرآته تنگ نشـده بود اههههه

بیخیآل بآشگآه زدن ـم شـدم.آخه اونجآ که میخوآم بـرم آموزش

بـدمم خیلی دوره .رفت ـَم عوضش کـردم بدن سآزی نوشت ـَم.

میخوآم هیکل آرنولـد برآتون بزن ـَم

هه خخخخخخخخخخخخخخ تــُف.

زبآنم نوشت ـَم فشـرده.یـه سآل دیـه تموم میکن ـَم :)

شب خون ـه جآری آجی دعوتی ـم.د

 

+ خـدآیـآ خعییلیییییییییییییییییییییییییییییی مـردی خیلییییییییییییییییی

تو تنهـآ کس ـَمی.بخـدآ همیشـه شرمندت ـَم.

+ حس خوبی دآرَم .... خیلی خوشحـآل ـَم تو خُدآمی.

هیچوقت تنهـآم نذآشت ـی :)

دوستت دآرَم.

بوووووووووووووووووووووووس

 

+ دآرم قـرآن ختم میکن ـَم

+ نمآز روزه هآتون قبول خُدآت ــون و خُدآمممم خُأآی خودم

+ سـرم درد میکن ـه خیلی شـدید.ولی خُدآ بآزم شکـرت

+ آهنگ صدات نمیآد پکس الان درحال پخش ـه

+ دآری ـم اره رو میبینیم تآ 6شش دیـدم.

مآشآلله همش صحنه نآحوره :)) .

ول ـی خیلی قشنگ ـه اگه دلش ئترید حتما ببینید

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر ۱۳۹۴ساعت 19:37  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏  | 

مـَن همیـن الـآن از مـدرسـه اومـَدم.سآعت آپُ نگـآه کُنیـد ؟؟:)

وآآآآآآآآی خدآرو شکـر تعطی ـل نبـودی ـَم.وَگـرنه من بدبخـت میشُدَم.

فیزیـک مبحث ـی رو کِ وآسه آزمونِ اَصن درس نَدآده بـود.

یعن ـی صفـر درصـد میشُدم :(

کِتآب زمیـن و ادبیآت ـَم دست نوشیـن بود شنبـه هم امتحآنشون دآشت ـَم.

کِ اون ـَم میمونـد دستش تآ جمعـه.وَ از اونجای ـی کِ حوضـه هآمون

یک ـی نیست بآیـد یهِ جآ قرآر میذآشتی ـَم تآ ازش میگَرفت ـَم  .و روز

جمعـه بعـد آزمون بدون هیچ حِس ـی دوتآ درس بی نمکُ بآیـد میخونـدَم :(

حآنیـه هم قرآر بود بـرآم تست دین ـی و فلش َمو بیآر کِ نیورد :(

زنـگ آخـر خعل ـی هـره بود.دبیـر زبآن چل ـی دآریم :))


شب خآلـه ( ش- ز ) مآدرجون ـَم و مونـآ و رضی دختـر خآلـه هآی متاهل ـَم

خونمـونن :))


نمیتون ـَم بیآم.ج نظـرآهم نمیتون ـَم بـدَم :))

بعـداً سـر فرصت :*


یآب یآب

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۲ساعت 15:16  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏  | 

محـدثـه از بآلـآع سـرم بــرو کنــآر عوظ ـی :))

تو کِ همیشـه آپـآمـو میخـون ـی دیـگه چِ مـرگتــه ؟؟



+ آخییییییییش رفت :)

دآدآش ـی دیـروز سآعت 7 اومـد.اِنقـدر خورآک ـی از مشهـد اوردهِ :)

من ـَم خو گشنـه دَخل همـه رو اوردَم. ( یـه مقـدآر اغـرآق دآشت )

قربونِـش بـرم امآم رضآهم دوسش دآره.از وقت ـی رفتـه دآنشگـآه ایـن

بآر 4 کِ امآم رضآ طلبـش میکنـه :)


+ دوست محـدثه هآنیـه  اومـده بـودن خونمــون ( بآخوآهـرش هلیــآ).

منـو مجبـور کـردن بآشـون قآیم موشک بآزی کُنم :(((

خـرس گنـــده بآ ایـن هیکل ـَم بآ این شخصیت ـَم منـو مجبـور

بهِ چِ کآرآ کِ نکـردن. ( مآلـه همون روزیـه کِ کآرنآممونو دآدَن )

( دوستش هآنیـه همونیـه کِ دآییش عآجق ـَمه )

عوظ ـی رفتـه به دآییش ـَم گُفتـه آبــرومو بـرده :((

 دیگه فِک کُن ـَم دآییش پی بـرده کِ مـَن خعل ـی بچـه اَم.

یک ـی سـر اون نآمـه بآزیـه یکی ـَم سـر ایــن :l


+ این ـَم واسـه فآئـزه :

محـدثه : مَـن اَگه مـرد بـودَم فآئـزه رو میکـردم زنـه خودَم

من :  پَس نـرگس چ ـی شُد ؟؟ ( عآشق نـرگسم هست )

محـدثـه : هــآع اِشکآل نـدآره اون ـَم میکنی ـَم حییوون خونِگیمـون 



یعن ـی شعـور کِ ندآره اَصـن.اَصـــــــــــــن.اَصلــاً ( بی سوآد )



یآب یآب




ادآمــه دآری ـَم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۲ساعت 21:22  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏  | 

میگ ـَم دیـگه زین ـَم خــز شُدآآآآآآ :l

هـر وبلـآگ ـی کِ میـری ـَم نوشتــه وآآآآآآآی عِشق ـَم زیــن :l

در وآقـع دآرَن خـزش میکُنــن.وگــرنه همچ ـی تحفـه ای ـَم ن ـیس :l

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ساعت 11:40  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏ 

دِل ـَم گـرفتــه.خیل ـییییییییییییییییی

حآلـم اَصـن خوب ن ـیس :(


++++++++++++


هووووووووووو امـروز تو مَدرسـمون بهِ مُنآسبــت 22 بهمـن جشنـوآره

غَذآ دآشتی ـَم خعل ـی خوژ گُذشت .خیلیییییییییی 

هـر کس یـه چ ـیز درست کـرده بـود.درکُل میـزآی هـر کِلـآس

خعل ـی خوب شُده بـود.

وَل ـی بچه هآ و معلمآ از مال مـَن خیل ـی خوششـون اومـده بـود.

دبیر فیزیک ـَم میگـه : نمیدونست ـَم اِنقـدر سلیقـه دآشت ـی

وَگـرنه تو نمـره مستمـرت تاثـیر میـدآدم.

حآلـآ من تو دل ـَم دآشت ـَم میگُفت ـَم بمیـر عوظ ـی تو درست

درس بـده ( درمـن مآع ازیـن سلیقه هآ ندآریم این کآر خوآهـر )

خودم عکسش  دآرم وَل ـی زیآد جالب نشُـده.وَقت ـی نرگس

عکسآمون دآد عکس سفـرمونو میذآرم.بعله.

زنـگ آخـرم رفتی ـَم تو کِلـاس دخلشـونو اوردیـم.

درست مِث گرسنـه هآع :)))

دبیـر فیزیک تو اون بدبخت ـی ازمون کوییـز گرفت :l

نصفش موند گُفت ببرید خونه حلش کنیـد.میدم بهِ دآدآش ـَم حل کُنه


زری-نوشی ـن-سمآن ـه-مهشآد گیتآر اوررده بـودن و میـزدن.

فَقَط خودِشونو تآبلـو کـردن هیچ ـی بلـد نبـود وَل ـی

اعتمـآدبهِ نَفس20


سیآوش اصحآب ـی رو هَم اوردن بـرامون آهنگ خوند. ( معروفـه هآآآآآآ )

سـرچ بزنیـد عکسشو میآره ( موهآش ـَم بلنـده )-تو ارآک کنسرت

گذآشت ـه بوده

اِنقـدر دل ـَم برآش سوخت.وآقعـاً خیل ـی مرد بـود کِ اومـد

مدرسه مآع-بِ نظـرم بآ اون طـرز پذیـرآی ـیو قدردآن ـی خیل ـی

ارزشش اوردن پآییـن --- خآک تو سـر مدرسمـون.


 

مآمآن ـی 2 روز پیش رفت بـرآم کآموآ موهـِر دآر گِرفت وَ در 2 روز شآل

کُلـآمو بآفیـد.

این کآمواش : کلیک

خودش : کلیک


فـردآ بآ فآطمـه میخـوآم بـریـم بیـرون وَ میخـوآم َشال و کُلـآه ـَم بپوش ـَم.

اِنقـدر ذووووووووووق میکُن ـَم.قشنگ حِس ندید

بـدید بآزی رو خودمم درک میکُن ـَم :))

عآشقـــ ایـن یـه مورد آبمیـوه اَم : کلیک

مآمآن ـَمم زرت و زرت بـرآم ابشو درمیـآره


+ فـردا بهِ علت آلودگ ـی هـوآ تعطیلی ـَم :))

از ارآک ـی بودن ـَم رآضی ـَم

( خدآرو شکر )

 

خیلی درصدش کمه هآآآآآ : کلیک

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 21:16  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏  | 

بـهِ بعضیـآم بآس گُفت اون چیـزی کِ تو دآری قیآفـه ن ـیس

اعتمــآد بـهِ نفسـه



اِنقـــدر بــدَم میــآد ازینــآی ـی کِ ب زور خــودِشونو میخــوآن

بآنَمــک جآ بــدَن.اهههههههه

آدم بآس خُدآدآی نَمــک ـدون بآشـه. ---> مِثل مــن .

خخخخخخخخخ :))

قسمــت 5 بوسـه هآی شیطآن ـی دیـدَم فِک کُن ـَم

تو 6 دیـگه بآهـم رفی ـق شَـن :)

رسـوآی ـی رو دآنلـود کــردیــم و اون ـَم دیـدی ـم :)

اِنقـد چِشآمو سیــآه کـردم هیچ جآع رو نمیبین ـَم ....

شطـرنج بآزی کـردیم بآ آژوم اون بــُرد.عوظ ـیییییییییییییییی

خعل ـی مآهـره.میبآزونَمــش.

فـردآ میخوآم بـرم کآمـوآ بگیـرَم واسـه شآل و کُلآم.

وآقعـاً کِ خوب موقعیــه.دیگـه دآره بهـآر میـآد:l


حوصلـه آپ نبــود :(


یآب یآب

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 19:58  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏  | 

اِنقـدر هــوآ ســرده کِ دآرم دنــدونــَک میــزَنَـم :(

دیشـب بــرنآمــه کودَک عروس مــردگــآن دآنلــود کــردیــم.

الـآن ـَم دآشتیــم میـدیدیــم :)

همــه صحنـه هاشُ یــآدَم بــود.7 سآل پیـش دیـده بودَم.

امــروزَم تعطی ـل بـودی ـَم. ( هستی ـم )

خعل ـی دلـم عیـد میخــوآد.پآرسآل کِ وآقعـاً عآل ـی بود.

البتــه فَقَط از عیــد تآ آخــرآی تآبستــون.

موهــآم خعل ـی رو اعصآبمــه.همش لخــت بـد ایــن کنآر گوشــآم

از بـس کِ بآش ور رفت ـَم فـر شُده .....

اَصلـاً هم نمیتون ـَم ایـن عآدت گنـدو تــرک کُنم :(


* خیل ـی ایـن آهنگـه امیـن رستم ـی غمگینــه :((((((

پآرسآل عیـد خیل ـی گوشش میــدآدَم


* آهنگ وب = بی هوآ از امیـن رستم ـی



یآب یآب

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 13:15  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏  | 

اِمــروز تعطیــل بــودیــم مآع دِلتــون بِســوزه :)

خعل ـی هــوآ سوزنـآک شُــدع حآلــم دآره بهـم میخــورهِ.پآهــآم قنــدیل

بستـه یـه سآعــت پیــش بآ آجـوزیــم رفتیــم بیــرون برآی پیـرینت کآرت

ورود بهِ جَلسه ( کنکـور ) خخخخخ.

دیـگه وآقعـاً بـه خطـ بآلـآع اوردن رسیـدَم.مدرسـه مآ خو همینطـوری

شِرتَک ـی انضبآط دآد و رفــته.یهِ سریآ خعل ـی شیـک انضبــآطــآی

قشنـگ گــرفتن نفـس رآحتـَشون ـَم کِشیـدَن کِ آرع بمـون دآدَن 19.

منـَم دیـروز خعل ـی ریلکـس و عآدی رفتـَم :)

اینـآ کِ از اول تآ آخر کار خودِشــونو میکُنن.


+ سـرکِلـآس زنـگ زبآن فآرس ـی داشت ـیم درس گوش میـدآدیـم

محـدثه دوستـَم یه دفعـه بـرگشتـه بِـم میگـه خعل ـی خوشگلیــآآآآآآ.

مــن:))))))))))))))))))))))

کـآف ـی بـود سوزن بـم بزنــن تآ بترکـَم.چـرآع یـهِ دفـه آدمـو دُچـآر هیجــان

روح ـی میکُنن خو.....

اِنقـدرم بوسم کـرد بآ تُــف یک ـی شُـدم :l


+ دیشـب تآ سآعـت 2 فیل ـم HUNGER GAME میدیـَدم.خعل ـی زیبآع


یـآب یـآب

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 12:46  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏  | 

ایــن چنــد روز یــه مقــدآر درســآم سنگیــن بــود :)

ج آزمــون ـَم اومــَد.اومــَدَم ســر پِلــه اول وَ مجـدداً اُفت دآشتــَم

هیچ ـی مآ خعل ـی خوشحـآل بـودیـم ازیـن کِ دآدآشــم تــرآزمـو

نمیفهمـه ( صبـحِش رفتــه بــود تهــرآن )

 شبِش اِس دآدَ چنـد تــرآزت ؟؟ :l

وآقعـاً ضـد حآل ـی عَجیــب.هیچ ـی بِش گُفتـَم و عَزیـزم

ایــن اِس رو بــم دآد


خوبـه ببیـن الـآن هـدف آزمون دآدَن و نمـره گـرفتـَن ن ـیس

هَدف اینـه کِ ببین ـی کُجـآ مشکل دآری وِ چطوی بآید برطـرف کُن ـی.

پَس سع ـی کُن بجآی ایـنکهِ بهِ حوآَش ـی آزمون کـآر دآشتـه بآش ـی

بهِ عملکـرد دو هفتـه خودت توجه کُن ـی.حت ـی اَگه شُده بنویس فُلـآن

مطلب رو خوب یآد گرفتـَم فلآن جآرو مشکل دآرم.رآهِش اینه


البتـه مَن خعل ـی ترآزآم بـد نمیشـه هآآآع.اون تــرآز

8000 خودشو بآ 6000 من مقآیسه میکنع :)


امـروز بآ مدیـرمون نشست دآشتیـم.دبیـر تآریخـمون میگـه

قشنگ بـرو اون پشت مشتـآ قآیم شو نبیندت :)

وَرق ـَمو دآدم بـرآم تصحیحش کُنه.خنگـه دوبآره حِسآب کـرد شدم17/75

س بآر بآرمآمو شمـرد تآ شدم 19.خخخخخ بلکـه درستِش کُنه ان شآللـه


ریحـآن ـهِ عوض ـی آشغـآل بِ مدیـرمون گُف

(من بهِ نمآیـندگ ـی از بچه میگم کِ از دبیـر فیزیـکمون تشکـر کُنیـد)

منم  گُفتـَم آرع وآسع کسآی ـی مِث تو کِ کِلـآس رفتـَن و  آمآدگ ـی

ذهن ـی دآریـد معلمـه عآلیــه ول ـی وآسه بقیـه نَ.

بیخودی از زبـون بچهِ هآ حـرف نزن.



وآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی

یعن ـی تـو کوچــمون تنهــآی تنهــآ

بآ ابولفضـل چِشم تو چِشم :l

اَز خِجآلــت آب شُدمآآآآع.مــــــــَن :) ؟





یآب یآب

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 15:41  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏  | 

دآرم سکتــه میــزنـَم خُدآیــآ خــوآهِش میکُن ـَم کُمکــَم کُن.هیچــوقت

تنهــآم نــذآشت ـی ایـن یـهِ بآرم ازت میخــوآم

کُمک ـَم کُن ـی خوآآآآآآآآآهِش.خیل ـی آِستـرس دآرَم :(


دآدآش ـَم سآعت 5 صبـح رفــت تهــرآن.خعل ـی دلـم

بـرآش تنـگ شُـده :(

دیشـبمم رفتیـم خونـه خآلـه ( ش ) خوش گُذشــت :)

فیلـم بوسـه هآی شیطـآن ـی رو ک ـی دیـده ؟

مـَن تآ قسمـت 4 دیـدَم.خعل ـی قشنگـه :)

نیـم سآعــت پیـش از آزمـون اومـدَم.بـم لوح پیسرفـت آز دآدَن

گـروه اول :l

اینیــم مآع بعلـه.

ج نظـرآع اَگـه وقــت شُـد. بوس بوس



یــآب یــآب

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 12:29  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏  | 

اعتــرآفــآت جآلب ـی دآشتیــد.مچــــکــر ( متشکـر )

دیـروز کِ کــآرنــآمه هآرو دآدَن بآ نوشیـن دعــوآم شُــد.

اَعصــآبـم خورد بـود انضبــآطمـو دوبــآره کَم دآدَن.

بـدبخــت اومـد دلــدآریـم بـده گُفت هه هه اِشکــآل نــدآره

بِ منـَم دآدَن 19.

من: ببیــن اَگهِ بِت 19 دآدن حقتــه وَل ـی بهِ مـَن نآمــردی کـردین:(

اومـده بود تو کِلـآس دآدَ زده آدم دوستـآشـو اینجـآهآع میشناسـه:)

خخخخخخخ

فآطمـه میگُفت خعل ـی نتـرس ـی :l

جـرات میخـوآد بآنوشیـن اینطـوری حـرف زدن. تـآزه زنـگ آخـرم

اومـد بغلـم کـــرد :)) خخخخخخخخ

خُدآی ـیشَم حقـَم نبـود :(

آوآ هـَم تمـومیــد --- بآزیگــرآش همـه هم سـن بـودَن :l


+ بـه آجیـم میگـَم هـرکس اومـد خواستگــآریـد توی

شــروط ازدوآجِت بِش میگ ـی یک ـی از شرآیـط من اینـه کِ

آجیـم هـر روز خونَمـون بآشه ( خودمـو میگـمآآآ )


+مآمآنـَم انگشتــر طلـآ خـرید :l

هم ولـش میکنیــم تو طـلـآ فــروش ـی





یآب یآب

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 11:41  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏  | 

اعتــرآفــآت مــَن :)


1-اعتــرآف میکن ـَم

هیـچ چِشم ـی خوشگِل تـر از چِشـم دختـر خآلم ( شبیـه خودمـه )

هیــچ دمــآغ ـی خوشگل تــر از دمـآغ آجیــم

هیـچ لب ـی خوشگل تـر لـب کیآنـآ

هیـچ موی ـی خوشگل تــر از موی فآئـزه

هیـچ رنـگ پوست ـی بـهِ خوشگل ـی رنـگ پوست خودَم

هیـچ هیکل ـی بهِ خوشگل ـی هیکل نوشیـن

هیـچ دستـآی ـی بهِ خوشگل ـی دست دبیـر زبآنمــون نـدیدَم


2-اعتــرآف میکن ـَم پاییــن تــرین نمــرم 12 بـوده ( یهِ بآر )

3-اعتــرآف میکن ـَم چنــد بآر کتــک کآری کــردم :)

4-اعتــرآف میکن ـَم خعل ـی تآحـآلــآع ضآیـع شُـدم

5-اعتــرآف میکن ـَم دآدآشـمو یهِ کـوچـولـو بیشتـر دوست دآرَم

6-اعتــرآف میکن ـَم رشتـه ی ریآض ـی رو بیشتـر دوست دآرم

7-اعتــرآف میکن ـَم اَز رشتـهِ انسآن ـی حآلم بهـم میخـوره

8-اعتــرآف میکن ـَم آمـآدگ ـی بـودَم یـهِ بآر ریـده بودَم بِ خودَم

خخخخخخخخخخ :))))))

9-اعتـرآف میکن ـَم اون چیـزی کِ تو نت بآشمآهآ  هَستـَم

در وآقعیــت نیستم :) ( اخلـآقـَم بآ بعض ـی هآ )

10-اعتــرآف میکن ـَم مـآمـآنـَم بهتـرینـه :***

11-اعتــرآف میکن ـَم بهتـرین دوستـَم ( سمیـرآس ) بآوجـود اینکـهِ

یهِ سآل از هم بی خبریـم

12-اعتـرآف مین ـَم خعل ـی زود عصب ـی میشـَم

13 اعتـرآف میکن ـَم گمبل ـیمو وآقعـاً دوست دآرَم


اینـآع وآسـه من حآلآع شُمآ ؟؟



+ کآرنآمـه دآدَن 19/13 :))

فآئـزه در جـریآنــه :))))))

انضبآطمــم 19/75.مآمآنـَمم خعل ـی عآدی رفتـآر کـرد :)

گفتـَم الـآن دآرم میـزنه


+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 17:26  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏  | 

دآرم اَز دلشـوره میمــرَم :(

فــردآ کآرنــآمـه هـآرو میــدَن.اَصـَن حِس خوب ـی نــدآرم

نَ اینکــه بــد شـَم وَل ـی خعل ـی پآییــن تــر

از پآرســآل میشــَم :( هه خُب بآیــدم بِشــم...

شُمــاهآ بآشیـد نمشیــد ؟؟

1-وَقت ـی کِ تو همه اِمتحــآنآتــون میبین ـید

حداقل یـهِ سوآل مفهوم ـی دآدَن

2-یــآ بیــآن بتـون بگــَن بآلـآ تــرین نمــره 18 یآ 17

اونـَم بـدون اینکــِه ببــرن رو نمودآر یآ یـهِ نمـره بهِ همه اضآفـه کنن.

3-اَگـه 25 صـدمم نــَدن عیـن عقـده ای هآع نمـره هآتونو رد کُنن

4-اگـه در حـد دوم ابتـدآی ـی بآتون کــآر کُنن و در حـد تیزهوشـآن

ازتـون امتحـآن بگیـرَن :(

5- اَگـه نمـره فیزیکتــون اَز 20 بیــآد 16

6- اَگـه نمـرتون بشیـد 19 وَل ـی بتـون دآده بآشـن 17 و

فـرداشـَم بخوآن بتـون کارنآمـه بـدن ( معلم تآریخـَم امـروز نبـود )

7-اَگـه نمـره هآی مستمـر رو اَز روی نمـره هآی تـرم درخشآن رد کُنن.

بدون اینکِ بهِ فعآلیتت تو کِلآس توجه ـی داشتـه بآشـَن

8-اَگـه معلم یهِ درس بآتــون لج کُنـه و دآئـم بتـون بگـه خعل ـی خوب بودی

خعل ـی ضعیف شُدی ( شمیم ـی ) تضعیف روحیـه نمیشیـد ؟؟

بآزم معدلتــون خوب میشــُد ؟؟


هه وَ امآ نضبآط :

اَگه تو مِث بـُز بـری مدرسه بآ حجاب کآمل کآمل و بآوجـود

ایـن وقت ـی ناظمتُ میبین ـی ریـز موهای ـی کِ از گوشه مغنت

زده بیـرون بکن ـی تو و انضبآطــتُ بـدن 19 بهِ پاییــن.

آخـر سآلم ثبت نآمت نکنن اونوقت یـهِ سریآع مو رنگ کـرده -

کلیپس گنـده - ابرو هآ خَط - مآنتو های تنگ - موهآشون همیشهِ بیرون -

از پشت و جلو .... اونوقت انضبآط 20.

وقت ـی هم کس ـی رو میبینه همونطوری عآدی از جلوش رد میشهِ.

اگه هم بِش گیر بدن میگه بـتوچه


فَقَط اینـآرو خودم میـدونستـَم و خُدآع الآنم شُمآع

نَ من نَ شُمآهآ هیچ کاری نمیتون ـید کُنیـد.فَقَط خُدآ تو میبین ـی

سپـردمِشون دست خودت :*


معدلـم حتمـاً از 19/5 میـره 18/80

مـن میمونـَمو مآمآنـَم.

دآدآشـم سآل سوم معدلش شده بـود 19/80

اونوقـت من ;l

خآآآآآآآآآآآک تو سـرم.



+ پست بعـدی اعتــرآف ــآی منــه :))

شُمــآهــاهم آمــآده کنیـد بگیــد :)

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن ۱۳۹۲ساعت 16:43  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏  | 

اَصـن خوآبــم نمیــآد.

تــآریخ دآد :) اِشتبـآه دآده 17/5 وَل ـی میشـَم 19.

دیدَمِــش بآیـد بـرم بِـش بگــم.دیشـَب رفتیـم خونـهِ خآلـم.خُدآرو

شکـر حآلـش بهتــرهِ وَل ـی دستِش حِسآب ـی ورم کـرده.

بآدوستـَم پــریــروز رفتیـم دُکتـر..... یعن ـی دُکتـر

خودش حآلِش خعل ـی خـرآب بـود:)

اَصـن مهلــت نمیـدآد دوستـَم حـرف بزنـه.منم خو اینـور مـرده بـودَم اَ خنـده.

فآطمـه ( دوستـَم ) : آقآی دکتـر میشـهِ یهِ گوآه ـی بم بـدید

دکتـر : نعععععععع پآشو بـرو ببینـَم لـآزم نکـرده

دوستـَم : نَ خو شآیـد حآلـم ..... ( نذآشت اداـه بـده )

دک ـی : اِ eeeee میگـم نَع.پآشـو برو.پاشوووو.

اَصن خعل ـی ب ـی ادب بـود عوظ ـی :))

پـرشـب یهِ مآکت درست کـردم بـرآی ورزش.

طـرز درست کـردنشـو تو ادامـه برآتون گذآشتـَم

نیس خعل ـی خـوژگِل شُـد.گفتـَم شُمآهآهـم یآد بگیـرید



مـَن :

وَقت ـی از مَرآحل انجـآم کـآر عکـس میگرفتـَم بآبآم میگفت نوچ نوچ نوچ

حآلـآ انگآر چ ـی دآرهِ درست میکنه چ عکسم مینـدآزه ؟؟

نم ـیدونست بـرآی شُمآس :))


من 2 : عآقآ مـَن عآشـق شـرلوک شُـدم :**

مثلـاً یِ شـوهـر مِث اون گیـرت بیآد :l

هـر گوه ـی بخوری ..... سریع میفهمـه ...


من 3 :

فرآر از زنـدآن 2 هم فک کنم دروغـه چون اون دآستآن ـی

کِ برآش تعریف کـردن.درست عیـن پآیآن شرلوکــه :))



جوآب نظـرآی همـه پایــین نظـرآشون.

دیگـه وقت نم ـیکنم بیآم وبتـون :(




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۲ساعت 16:0  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏  | 

حآلـآ مآ گُفتیــم محمــد

وَل ـی دیـگهِ قــرآر نَشُــد همـه محمــدآ بهِ خــودِشـون بگیـرَن :)

اون محمـد حسیــنه :l

آهنــگُ بــروووووووووووو .

(یعن ـی عآشق ایـن آهنگ مرتض ـی پآشآییـم )

نفس

پِسـر خآلـم اِس دآده

+ عسـل میگـَم  تو دآرو سآزی بخـون منـَم مهنـدس پِزشک ـی

ـهِ شـرکت وآردآت پــروتــز بآهـم بزنیــم

آخه ایـن پوســر خآلس ؟؟



رقصـم گـرفت.هوووووووووووووووووو هووووووووو

×××××××××××××

2 دقیقـه بعــد :

جاتــون خآل ـی حِسآب ـی قــر دآدَم :))

مسخـره خودت ـی عوظ ـی :^




+ خوشـم اومـد.همچ ـی جــزیــدی کِ نگووووووووووو.

خخخخخخخخخخ تُف :)))



یــآب یــآب

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن ۱۳۹۲ساعت 21:37  توسط ๏̯͡๏ عَســل رَوآنــــے ๏̯͡๏  |