" ثابت "  welcome

سلام من مدیر وبلاگ 75iha [ آریامنش ] از شما کاربر گرامی متشکرم که به وبلاگ من سر زدید .

در صورت استفاده از مطالب وبلاگ لطفا نام نویسنده و یا آدرس وبلاگ را درج کنید .

تورا عاشقانه دوست دارم

عاشقانه دوستت دارم
انقدر دوستت دارم که
اگرجانم را طلب کنی ازتودریغ نمی کنم
انقدر دوستت دارم
که وقتی نیستی 
اشتیاقی به نفس کشیدن نیست
میدانم که دوست داشتنت بهایی دارد
از جان و دل
ان را خواهم پرداخت
رنج ...درد...سختی...
همه را تحمل خواهم کرد
تا رسیدن به تو
با عشق تو همه اسان می شود
تا به تو نرسم
ارام ننشینم
ارامش را فقط در کنارتو دوست دارم
زندگی فقط با تو شیرینه
ارامش بدون تو برایم ننگی بیش نیست
اندیشیدن به تو
برایم بسیار شیرین است
چراکه در نبودت
یادت هست که به من زندگی میدهد
بیشتر ازهرکه هست وخواهد بود
دوستت دارم
تورا برترازهرکه می دانم
پاک.صادق.مهربان وزیبا
توبسیار زیبایی
چراکه درونت زیباست و
پاک ومعصومی
تورا بسیار عاشقانه دوست دارم
و میدانم که به تو خواهم رسید
درکنارتوبودن چقدر زیباست
وقتی در کنارتوهستم
ارزوهایم به پایان میرسد
چراکه تموم ارزوهایم در تو خلاصه میشود
تو تنها واژه ایست که
همیشه برایم
معناومفهومی دارد
ومن بدون تو هیچ نیستم
تورا عاشقانه دوست دارم
عاشقانه............
 

تو

در انتظار توام 
در چنان هوایی بیا 
که گریز از تو ممکن نباشد ..

تو 

تمام تنهایی هایم را 
از من گرفته‌ای 

خیابان‌ها 
بی حضور تو 
راه‌های آشکار 
 جهنم‌اند 

همین لحظه ...

در آغوش منی

مثل گل های همیشه بهاری که روی آب حوض حیاط خانه چشم به آسمان دوخته اند ...

ای کاش زمان بایستد

همین لحظه

همین دقیقه

و تو تا ابد در میان آغوشم آرام لبخندِ همیشگی اترا  بر روی لب هایت جاری کنی

و من چقدر خوشبختم ...

این روزها سنگین و نحس اند

با سایه ای از جنس بغض و سکوت

در کنار هوایی معطر به نبودنت ! !

روزه ی سکوتِ من از سر دین و ایمان نیست

همدمی برای سخن گفتن ندارم

همدمی مهربان برای شنیدن

مدتهاست بی کس و تنها در گوشه ی خانه کز کرده ام

کیست مرا به بازکردن این روزه دعوت کند ؟ ؟

پراید در رنگ بندی های مختلف

همسایه رو به روییمون عروسی داره اونوقت تو کوچه پره از ماشین ! همه ی ماشینام پراید !

بعد زنداییم یه نگاه انداخت تو کوچه یهو گف :

این روزا ماشین های مختلف نمیبینیم ، پراید در رنگ بندی های مختلف میبینیم ! سفید خاکستری مسی نقره ای و . . .

فک و فامیل ما داریم !

روزنه ی کوچک

در حالی که من در میان معادلات پیچیده ریاضی ، دستورات زبان فارسی ، اشعار حافظ و مولانا در ادبیات و واکنش های موازنه نشده ی شیمی غوطه ورم تنها و تنها یک روزنه ی کوچک که از دور سوسو میکند باعث میشود که من در مقابل دشواری های این روزها خم به ابرو نیاورم !


+ ادامه ی این پست بعد ها اضافه میشود . . .

مشغولم به خدا

امتحانات پدیده ایست شوم که به مدت دو هفته رسِ آدم رو میکشه !
خدا این پدیده را نسیب هیچ کس نکند !
من مشغول درسم
بعد امتحانا چند تا پست میذارم توجه همه جلب بشه !

شب یلدا

امسال شب یلدا برای من حال و هوای دیگه ای داشت . امسال با وجود یه وقفه ی طولانی باز ما برای شب یلدا کرسی گذاشتیم . شب شعر امسال رو که نگو ؛ خیلی باحال بود !
در کل آخرین شب پاییز خیلی خب بود و باز باید یکسال صبر کنیم تا شب یلدای سال 93 . . .

تولدم مبارک !!!!!!!!!!!

یکشنبه 24 آذر تولدمه

منم واسه اینکه اون روز به نت دسترسی ندارم الان تولدمو به خودم و شما تبریک میگم

این پایینم کیک تولدمو گذاشتم لطفا تعارف نکنید و از خودتون پذیرایی کنید ! ! !

یه شب پاییزی زمستونی

چه حال میده توی شب پاییزی زمستونی با چندتا فک و فامیل پایه بری برای قدم زنی و تا میتونی به هم برف بزنی و یه آدم برفی درست کنی . . .

آدم برفی ما قشنگه ؟؟؟

کلافه ام

ذهنم تهی گشته از حروف و کلمات و جمله ها

قدرت بیانم را گم کرده ام

کلافه ام ؛ چاره چیست ؟

7

او حالا دیگر بخشی است از تاریخ پنهان و آشکار استقلال . . . بخشی نیم محرمانه و نیم آشکار . . رفت تا رفتنش مروری بر خاطراتش باشد .

سایت ها همچنان در بهتند و خبرنگارها همچنان در شوک . هر چه بیشتر می گردی کمتر می یابی سری از اسرار حرکت اسرارآمیز کاپیتان استقلال را.با این همه تمام شد.او رفته . . . تصمیمش را هم گرفته. . .وقتی تابلوی تعویضش را بالا بردند ، رفت و چهارگوشه زمین را بوسید تا اشک از چشمان هواداران متعصبش خارج شود .
او حالا دیگر بخشی است از تاریخ پنهان و آشکار استقلال . . . بخشی نیم محرمانه و نیم آشکار . . رفت تا رفتنش مروری بر خاطراتش باشد که با پیراهن استقلال و با شماره از یادنرفتنی هفتش در دلها بر جای گذاشت . . . . محبوب دل های آبی که میزان محبوبیتش با هیچ کد ام از بازیکنان هم نسل خود قابل قیاس نیست حالا گام در جاده ای گذاشته که هر بازیکنی یکبار باید واردش شود .
جاده خروج از فوتبال . . . او داوطلبانه و نه با اجبار کسی یا گروهی که کاملا در میان اکراه مسوولان باشگاه و ناباوری هواداران و رسانه ها انتخاب کرد وارد این جاده شود.فرهاد مجیدی می توانست از قبل به صورت رسمی اعلام کند که در این بازی از فوتبال کنار می رود تا جای 6 هزار نفر دستکم 60 هزار هوادار به وداع و بزرگداشتش پا می گذاشتند .
با این همه او کوشید تا خبر را تا حد امکان بسته و محدود نگه دارد و اجازه ندهد تا هواداران از تصمیمش مطلع باشند.دلیلش چه بود ؟ ناکامی آسیایی ؟ آیا قرار بود در قله اوجش در فینال آسیا فوتبال را کنار بگذارد ؟ شاید . . . این محتمل ترین دلیل برای توجیه جدایی اوست . شاید می خواست در رو هفتم از فوتبال کنار رود درست مانند سال قبل که هفتم مهرماه نامه وداعش را منتشر کرد .
این بار اما هواداران استقلال چندان امیدی ندارند که بازیکن محبوب تیمشان دوباره بر سر میز مذاکره با مسوولان باشگاه بنشیند و لبخند زنان بازگشتش را اعلام کند. امیر زاده آبی استقلال ؛ پوسترش آرام گرفته روی کاشی ها و دیوار ها سرانجام فوتبال را گذاشت کنار تا اشک های آبی هوادارانش روی گونه هایی جریان یابد که عادت کرده بودند با گل های او سرخ و شاد شوند . . .
آه ای امیر زاده ؛ کاشی ها با اشک های آبی ات آبی شدن . . . . ( احمد شاملو )


پ . ن : من نمی خواستم همچین پستی رو بذارم ولی ارزش فرهاد مجیدی برای استقلالی هایی مثل " من " خیلی بیشتر از این حرفاست . . .
 خداحافظ فرهاد مجیدی 

+ عکس ها
+ بیوگرافی فرهاد مجیدی
+ نوشته ی یکی از دوستداران شماره 7

دلم گرفته

 این روزا زیادی ساکت شده ام

حرف هایم نمی آیند

به چه دل خوش کرده ام ؟

به تنهاییم ؟؟

لعنت به تنهایی . . .

دو خط حرف حساب

حوصله ندارم یه متن بلند بالا بنویسم تا توش به شکلی ادبی از شما معذرت بخوام که نمیتونم تند تند بیام به وب و مطلب بذارم یا اینکه چرا نمیام بهتون سربزنم واسه همین کوتاه براتون مینویسم ؛ برداشت با خودتون :

چند وقتیست حوصله ندارم ، از بعضی چیزا گله مندم و دست به قلم شدنم هم نمیاد ، به یکی از دوستان هم گفتم من در یک کلام " آشفته ام " . دلیلش رو نمیدونم ؛ ولی بهتون قول میدم با گذشت یه مدت کوتاه دوباره سر حال بیام و مثل تابستون فعال بشم .

سکوتِ خانه

دیشب که سکوت خانه دق مرگم کرد

وابستگی ام را به تو باور کردم

طعمِ لب های تو

روزهاست از سقف لحظه هایم یاد تو چکه می کند

بعد از گذشت ِاین همه سال عاشقم هنوز

راه میروم زیر باران ، زنده می شود خاطراتمان

باران هم طعم لبهای تو را می دهد

میدانم عاشقانه هایی که در این مدت برایت سروده ام

مثل آن چای هایی هستند که خورده نمیشوند !



پ . ن : شرمنده که دیر به دیر آپ میکنم ! [ناراحت]