شما الان تحت نظر خدا و تحت نظر امام زمان (سلام الله عليه) هستيد، ملائكه ،
شما را مراقبت مي كنند، نامه اعمال شما را به امام زمان (عليه السلام) عرضه مي دارند. [امام خميني (ره)]
شما الان تحت نظر خدا و تحت نظر امام زمان (سلام الله عليه) هستيد، ملائكه ،
شما را مراقبت مي كنند، نامه اعمال شما را به امام زمان (عليه السلام) عرضه مي دارند. [امام خميني (ره)]
شهری به آتش می کشم ، گرتو لبت را تر کنی
من چون گلی در دست تو ، تا که مرا پرپر کنی
بر رشته های معجرِ زهرا(س) قسم ! سید علی !
خنجر به خنجر می کشم گر تو هوای سر کنی....!

جمعه جمعه می گـذرد
و تنـها به انـدازه ی یـک دعــا،
آن هـم از سـر عــادت!
بـه تــو نـزدیــک می شویـم…
حال اینکـه، تــو جمعه به جمعه منتظـری،
منتظـر رجعـت…!
نه رجعـت خـود از پس غیبت، بلکه رجعـت مــا از سیئات.
و ما گناه به گناه ز تو دور می شویم…
آن هـم از سـر عــادت!
..
باید گذر کرد زاین دیار…، تا در پس این گذر، رسیدنی باشد.
رسیدنی بس سخت و بس طاقت فرسا، که تنها توشه ی سفرت درد است.
باید اهل درد شوی، و چه دردی!؟ دردی وصف ناشدنی…، که این قلم را به رعشه وامی دارد.
و تنها استقامت است، استقامت… « فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ »
و جز آن هلاکت است، هلاکت…
رسیدنی که در پس آن خیری نهفته است، خیر الواسع.

گاهی می شود که ما خوبی ها و داشته هایمان را از خود می دانیم، و دریغ که این طغیانست.
غافلیم از اینکه ما در قدم به قدم زندگی خود محتاج تدبیر خداییم، و باید نعمت ها و داشته هایمان
را از خدا وتدبیر او بدانیم، زیرا تنها اینچنین است که از تکبر دور می مانیم و دچار عُجب نمی شویم.
گاهی خداوند انسان را به گناه های صغیره مبتلا می کند!، تا او دچار خودبزرگ بینی نشود و خود
را بشکند در برابر عظمت باری تعالی، البته این مسئله «جبری» نیست، بلکه تنها شاید خداوند از
قدرت خود برای بازدارندگی استفاده نکند، چرا که خطر عُجب و تکبر به مراتب بزرگ تر است از یک
گناه کوچک یا به فرض قضا شدن نماز.مادامی که از ولایت و سرپرستی خداوند دور بمانیم،
در برابر سیئات و پلیدی ها بی اراده خواهیم شد.
تنها تدبیر خداوند است که مارا محفوظ نگه می دارد و اگر از سرپرستی و ولایت او خارج شویم،
نفس سرکش و شیاطین، ما را به همراه خود تا اعماق ضلالت فرو خواهند برد.
کاریکاتور,حماسه اقتصادی, سیاسی,پول,دلار,کارگر,پولدار,خسیس,مال,ثروت,طنز,فکاهی, سرمایه,بیکاری,فقیر,بالشت,ذخیره,مال اندوزی,کارتون,
ژورنالیست,کاریکاتوریست,اجتماعی,باکیفیت,عباس گودرزی
حضرت رسول(ص): اصلاح و بهره ور ساختن مال جوانمردی است. الفقیه ج۳٫ص۱۶۶
مولا علی(ع): بدانید فراوانی و انباشتگی ثروت مایه تباهی دین و قساوت دل میشود.تحف العقول. ص۱۹۹
صلوات خاصه حضرت علی ابن موسی الرضا (ع)
اللَّهُمَّ
صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ
التَّقِيِّ النَّقِيِ وَ حُجَّتِكَ
عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ
وَ مَنْ
تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّيقِ الشَّهِيدِصَلاَةً كَثِيرَةً تَامَّةً
زَاكِيَةً مُتَوَاصِلَةً
مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً كَأَفْضَلِ مَا
صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ

WHEN I CAME DRENCHED IN THE RAIN
وقتی خیس از باران به خانه رسیدم
BROTHER SAID : “ WHY DON’T YOU TAKE AN UMBRELLA WITH YOU?”
برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟
SISTER SAID:”WHY DIDN’T YOU WAIT UNTIL IT STOPPED”
خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟
DAD ANGRILY SAID: “ONLY AFTER GETTING COLD YOU WILL REALIST”.
پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد
BUT MY MOM AS SHE WAS DRYING MY HAIR SAID”
اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت:
“STUPID RAIN”
باران احمق
THAT’S MOM….!!!
این است معنی مادر
شعری درباره مد پرستی
ای شنیدم که شبی بر سر مد دختری با پدرش بود به جنگ
پدر از روی نصیحت می گفت که مکن پیروی از راه فرنگ
مرو از خانه برون بی چادر بر تن خویش مکن دامن تنگ
ای بسا گرگ که در جامه میش بهر صید تو نوازد آهنگ
نکنند این دغلان از دغلی بهر اغفال تو یک لحظه درنگ
دختر از روی تعرض گفتش آنچه تو گوئی بود جمله جفنگ
باش خاموش دگر یاوه مگو که تو پیری و بری از فرهنگ
مدتی شد سپری زان جریان تا که یک شب پسری گوش به زنگ
با سخن های زیبنده عشق با بیانات دل انگیز و قشنگ
همچو آهو به سخن رامش کرد از ره حیله چو روباه زرنگ
گوهر عفت او را زد و برد کرد دامان وی آلوده به ننگ
همچنانی که به خود می بالید زیر لب زمزمه کرد این آهنگ
صید با پای خود افتاد به دام مرغ با میل خود افتاد به چنگ
چرا چادر سر میکنی؟
اِحصِدِ الشَّرَّ مِن صَدرِ غَيرِكَ بِقَلعِهِ مِن صَدرِكَ؛
براى دِرو كردن بدى از سينه ديگران، آن را از سينه خودت ريشه كَن كُن.
(نهج البلاغه، حكمت 178)
إنَّ شيعَتَنا مَن سَلِمَت قُلوبُهُم مِن كُلِّ غِشٍّ وَغِلٍّ وَدَغَلٍ؛
بى گمان شيعيان ما دل هايشان از هر خيانت، كينه و فريبكارى پاك است.
(بحارالانوار، ج68، ص156، ح11)
اَلدُّنيا أَصغَرُ وَ أَحقَرُ وَ أَنزَرُ مِن أَن تُطاعَ فيهَا الحقادُ؛
دنيا كوچك تر و حقير تر و ناچيز تر از آن است كه در آن ازكينه ها پيروى شود.
(غررالحكم، ج2، ص 52، ح1804)
خانم جان تمام عمر آرزویم پیدا کردن قبر بی نشانت بود
حال خدارا شکر میکنم.....!
وای براین مردم حق نشناس
اَلدُّنيا أَصغَرُ وَ أَحقَرُ وَ أَنزَرُ مِن أَن تُطاعَ فيهَا الحقادُ؛
دنيا كوچك تر و حقير تر و ناچيز تر از آن است كه در آن ازكينه ها پيروى شود.
(غررالحكم، ج2، ص 52، ح1804)
کشتن دجال، خاموشي آتش فتنه
حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله:
«اِنَّهُ لَمْ تَکُنْ فِتْنَةٌ فِي الاَْرْضِ مُنْذُ ذَرَأَ اللهُ ذُرِّيَةَ ادَمَ أعْظَمْ مِنْ فِتْنَةِ الدَّجالِ.»[1] .
«از آن روزي که خداوندگار ذرّيه آدم را آفريده، فتنه اي بزرگتر از فتنه دجّال پيش نيامده است.»
از زمان زندگاني مقدّس رسول الله صلي الله عليه و آله، آن حضرت و پس از آن، ائمه هُدي عليهم السلام يکي پس از ديگري مردم را از وقوع فتنه اي بزرگ که دجّالش نامند مي ترساندند، و از افتادن در اين گرداب ترس آفرين بر حذر مي داشتند.
امّا اين دجّال کيست و چيست؟ و وقوع اين فتنه در چه زماني است؟ و شگردهاي او در اجراي طرح اين فتنه چگونه است؟ سؤالاتي است که در ميان گلشن روايات پرچمداران هدايت عليهم السلام مي توان نشاني از آن جويا شد، و جاي تفصيل آن در فرا خور اين نوشته مختصر نيست.
آن چه در دايره انديشه اهميت آن بيشتر جلوه مي کند، آن است که اين موجودخطرناک و فتنه بي باک، سعي بليغ و تلاش بي دريغ خودرا در رواج بازار فحشاء، گناه، ظلم و جور مبذول مي دارد، و در طوفاني کردن درياي فتنه، شرّ و آشوب همّت مي گمارد، و آن قدر اين ماده سمّي، خطرناک و اثرش گسترده و وسيع است که سطح درياي بشريت را آلوده ومسموم مي نمايد و هوا و فضاي جامعه را به بوي گندش متعفّن و بد بو مي گرداند و سبزه زار دين را به گورستاني خشک در زمستاني بسيار مرگبار مبدّل مي سازد.
و اگر چه گفته اند با يک گل بهار نمي شود، اما اين قاعده را مستثنائي است که چشم بشر را خيره مي سازد. آري فقط گل نرجس است که با آمدنش بهاران مي شود، و زمين خشکيده و مرده در سرماي فساد و معصيت، دوباره زنده مي گردد، و بلبل هاي نغمه خوان دين دوباره در چمنزار و گل ها و بوستان و باغستان هاي دين به پرواز در مي آيند و از نغمه هاي توحيد و رسالت و ولايت، فضاي گيتي را پر مي سازند.
مدعي گويد که با يک گل نمي گردد بهار من گلي دارم که عالم را گلستان مي کند
آري از ويژگي هاي وارث ذوالفقار آن است که با شمشير آتشبار حيدر کرّار شربت ناگوار مرگ را به کام آن افعي خوش خط و خال يعني دجال مي چشاند، و زمين را از لوث جور و ظلم و عصيان پاک مي سازد، و اين است تفسير آيه شريفه:
(اعْلَمُوا اَنَّ اللهَ يُحْيِي الاَْرْضَ بَعْدَ مَوْتِها)[2] .
«بدانيد که خداوند متعال زمين را بعد از مردنش دوباره زنده مي نمايد.»
البطؤ للأفلاک في المسير
بأمر ربّ الملک القدير
پي نوشته ها :
[1] منتخب الاثر ص 462.
[2] سوره حديد: 17.
مطالب مرتبط :