سهم صهيونيسم در مديريت جريان بهاييت شما الان تحت نظر خدا و تحت نظر امام زمان (سلام الله عليه) هستيد، ملائكه ،

شما را مراقبت مي كنند، نامه اعمال شما را به امام زمان (عليه السلام) عرضه مي دارند. [امام خميني (ره)]   

سهم صهيونيسم در مديريت جريان بهاييت  
دورانى خواهد رسيد كه قدرت قاهره ‏ى حق، همه ‏ى قله‏ هاى فساد و ظلم را از بين خواهد برد و چشم ‏انداز زندگى بشر را با نور عدالت منور خواهد كرد؛ معناى انتظار دوران امام زمان اين است. [مقام معظم رهبري]

لبیک یا خامنه ایی








jatvkbimavlphkz1u34o.jpg



شهری به آتش می کشم ، گرتو لبت را تر کنی 

من چون گلی در دست تو ، تا که مرا پرپر کنی

  بر رشته های معجرِ زهرا(س) قسم ! سید علی ! 

خنجر به خنجر می کشم گر تو هوای سر کنی....!    

ادامه نوشته

منظر رجعت

contents day appealing text sad letter dell posts text dell posts attractive and hot image my posts believe text believe  منتظر رجعت

جمعه جمعه می گـذرد
و تنـها به انـدازه ی یـک دعــا،
آن هـم از سـر عــادت!
بـه تــو نـزدیــک می شویـم…

حال اینکـه، تــو جمعه به جمعه منتظـری،
منتظـر رجعـت…!
نه رجعـت خـود از پس غیبت، بلکه رجعـت مــا از سیئات.

و ما گناه به گناه ز تو دور می شویم…
آن هـم از سـر عــادت!

خیرالواسع

contents day appealing text sad letter dell posts text dell posts %d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%87%e2%80%8c%d8%a8%d9%86%d8%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%b4%d8%af%d9%87 attractive and hot image my posts believe text believe  خیر الواسع

طرح نوشت : « از خویشتن خویش گذر باید کرد »

..
باید گذر کرد زاین دیار…، تا در پس این گذر، رسیدنی باشد.
رسیدنی بس سخت و بس طاقت فرسا، که تنها توشه ی سفرت درد است.
باید اهل درد شوی، و چه دردی!؟ دردی وصف ناشدنی…، که این قلم را به رعشه وامی دارد.
و تنها استقامت است، استقامت… « فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ »
و جز آن هلاکت است، هلاکت…
رسیدنی که در پس آن خیری نهفته است، خیر الواسع.


طغیان وگناه کبیره

paper contents day appealing text %d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%87%e2%80%8c%d8%a8%d9%86%d8%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%b4%d8%af%d9%87 my posts believe text believe  طغیان و گناهان صغیره

گاهی می شود که ما خوبی ها و داشته هایمان را از خود می دانیم، و دریغ که این طغیانست.
غافلیم از اینکه ما در قدم به قدم زندگی خود محتاج تدبیر خداییم، و باید نعمت ها و داشته هایمان

را از خدا وتدبیر او بدانیم، زیرا تنها اینچنین است که از تکبر دور می مانیم و دچار عُجب نمی شویم.

گاهی خداوند انسان را به گناه های صغیره مبتلا می کند!، تا او دچار خودبزرگ بینی نشود و خود

را بشکند در برابر عظمت باری تعالی، البته این مسئله «جبری» نیست، بلکه تنها شاید خداوند از

قدرت خود برای بازدارندگی استفاده نکند، چرا که خطر عُجب و تکبر به مراتب بزرگ تر است از یک

گناه کوچک یا به فرض قضا شدن نماز.مادامی که از ولایت و سرپرستی خداوند دور بمانیم،

در برابر سیئات و پلیدی ها بی اراده خواهیم شد.

تنها تدبیر خداوند است که مارا محفوظ نگه می دارد و اگر از سرپرستی و ولایت او خارج شویم،

نفس سرکش و شیاطین، ما را به همراه خود تا اعماق ضلالت فرو خواهند برد.

علت بیکاری جوانان

کاریکاتور,حماسه اقتصادی, سیاسی,پول,دلار,کارگر,پولدار,خسیس,مال,ثروت,طنز,فکاهی, سرمایه,بیکاری,فقیر,بالشت,ذخیره,مال اندوزی,کارتون,ژورنالیست,کاریکاتوریست,اجتماعی,باکیفیت,عباس گودرزی

حضرت رسول(ص): اصلاح و بهره ور ساختن مال جوانمردی است. الفقیه ج۳٫ص۱۶۶

مولا علی(ع): بدانید فراوانی و انباشتگی ثروت مایه تباهی دین و قساوت دل میشود.تحف العقول. ص۱۹۹


یاضامن آهو

صلوات خاصه حضرت علی ابن موسی الرضا (ع)

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِيِّ النَّقِيِ‏ وَ حُجَّتِكَ

عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ

وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّيقِ الشَّهِيدِصَلاَةً كَثِيرَةً تَامَّةً زَاكِيَةً مُتَوَاصِلَةً

مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً كَأَفْضَلِ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ

 

ادامه نوشته

حرفهای تکراری

ادامه نوشته

مادر

متن زیبا در مورد مادر به زبان انگلیسی + ترجمه فارسی | www.RoozFun.com

WHEN I CAME DRENCHED IN THE RAIN
وقتی خیس از باران به خانه رسیدم

 

BROTHER SAID : “ WHY DON’T YOU TAKE AN UMBRELLA WITH YOU?”

برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟

SISTER SAID:”WHY DIDN’T YOU WAIT UNTIL IT STOPPED”

خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟

DAD ANGRILY SAID: “ONLY AFTER GETTING COLD YOU WILL REALIST”.

پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد

BUT MY MOM AS SHE WAS DRYING MY HAIR SAID”

 اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت:

“STUPID RAIN”

 باران احمق

THAT’S MOM….!!!

این است معنی مادر

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد

شعری درباره مد پرستی

 

 

 

ای شنیدم که شبی بر سر مد             دختری با پدرش بود به جنگ

 

پدر از روی نصیحت می گفت                   که مکن پیروی از راه فرنگ

 

مرو از خانه برون بی چادر                    بر تن خویش مکن دامن تنگ

 

ای بسا گرگ که در جامه میش                      بهر صید تو نوازد آهنگ

 

نکنند این دغلان از دغلی                     بهر اغفال تو یک لحظه درنگ

 

دختر از روی تعرض گفتش                  آنچه تو گوئی بود جمله جفنگ

 

باش خاموش دگر یاوه مگو                      که تو پیری و بری از فرهنگ

 

مدتی شد سپری زان جریان         تا که یک شب پسری گوش به زنگ

 

با سخن های زیبنده عشق                       با بیانات دل انگیز و قشنگ

 

همچو آهو به سخن رامش کرد                   از ره حیله چو روباه زرنگ

 

گوهر عفت او را زد و برد                         کرد دامان وی آلوده به ننگ

 

همچنانی که به خود می بالید                زیر لب زمزمه کرد این آهنگ

 

صید با پای خود افتاد به دام                  مرغ با میل خود افتاد به چنگ

چادر=امنیت


چرا چادر سر می‌کنی؟

 
داشتم سجاده آماده می کردم برای نماز، همین که چادر مشکی ام را از سر برداشتم تا چادر نماز بر سر کنم

گفت: این همه خودت را بقچه پیچ می کنی که چی؟

بر گشتم به سمت صدا، دختری را دیدم ک در گوشه ی نمازخانه نشسته بود

پرسیدم: با منی؟
 
گفت: بله! با تو ام و همه ی بیچاره های مثل تو که گیر کرده اید توی افکار عهد عتیق! اذیت نمی شوی با این پارچه ی دراز دور و برت؟ خسته نمی شوی از رنگ همیشه سیاهش؟

تا آمدم حرف بزنم گفت: نگاه کن ببین چقدر زشت می شوی ، چرا مثل عزادارها سیاه می پوشی؟ و بعد فقط بلدید گیر بدهید به امثال من
 
خندیدم و گفتم: چقدر دلت ﭘُر بود دوست من! هنوز اگر حرف دیگری مانده بگو
 
خنده ام را که دید گفت: نه! حرف زدن با شماها فایده ندارد
 
گفتم: شاید حق با تو باشد عزیزم.

پرسیدم ازدواج کردی؟ گفت: بله
 
گفتم من چادر را دوست دارم. چادر؛ مهربانیست

با سرزنش نگاهم کرد که یعنی تو هم مثل بقیه ای...

گفتم؛ چادر سر می کنم، به هزار و یک دلیل. یکی از دلایل چادر سر کردنم حفظ زندگی ِ توست

با تعجب به چهره ام نگاه کرد
 
پرسیدم با همسرت کجا آشنا شدی؟

گفت: فلان جا همدیگر را دیدیم، ایشان پیشنهاد ازدواج داد، من هم قبول کردم
 
گفتم خوب؛ خدا قبل از دستور دادن به من که خودم را بپوشانم به مرد ها می گوید؛
غض بصر داشته باشید یعنی مراقب نگاهتان باشید
 
تکلیف من یک چیز است و تکلیف مردان یک چیز دیگر. این تکالیف مکمل هم اند،
یعنی اگر مردی غض بصر نداشت و زل زد به من، پوشش من باید مانع و حافظ او باشد، و من اگر حجاب درست و حسابی نداشتم، غض ِ بصر مرد و کنترل نگاهش باید مانع و حافظ من باشد

همسر تو، تو را "دید"، کشش ایجاد شد، و انتخابت کرد.
 
کجا نوشته شده است که همسرت نمی تواند از تماشای زنانی غیر از تو لذت ببرد، وقتی مبنای انتخاب برای او نگاه است؟
!!!!!!

گفت: خوب... ما به هم تعهد دادیم
 
گفتم: غریزه، منطق نمی شناسد، تعهد نمی شناسد. چه زندگی ها که به چشم خودم دیدم چطور با یک نگاه آلوده به باد فنا رفت
 
من چادر سر می کنم، تا اگر روزی همسر تو به تکلیفش عمل نکرد، و نگاهش را کنترل نکرد، زندگی تو، به هم نریزد. همسرت نسبت به تو دلسرد نشود. محبت و توجه اش نسبت به تو که محرمش هستی کم نشود
 
من به خودم سخت می گیرم و در گرمای تابستان زیر چادری که بیشتر شبیه کوره است از گرما هلاک می شوم، زمستان ها زیر برف و باد و باران برای کنترل کردن و جمع و جور کردنش کلافه می شوم، بخاطر حفظ خانه و خانواده ی تو.
 
من هم مثل تو زن هستم. تمایل به تحسین زیبایی هایم دارم. من هم دوست دارم تابستان ها کمتر عرق بریزم، زمستان ها راحت تر توی کوچه و خیابان قدم بزنم. من روی تمام ِ این علاقه ها خط قرمز کشیدم، تا به اندازه ی سهم ِ خودم حافظ ِ گرمای زندگی تو باشم

سکوت کرده بود
 
گفتم؛ راستی... هر کسی در کنار تکالیفش، حقوقی هم دارد. حق من این نیست که زنان ِ جامعه ام با موهای رنگ کرده ی پریشان و صد جور جراحی ِ زیبایی فک و بینی و کاشت گونه و لب و آنچه نگفتنیست، چشم های همسر من را به دنبال خودشان بکشانند.

حالا بیا منصف باشیم. من باید از شکل پوشش و آرایش تو شاکی باشم یا شما از من؟

حدیثی آموزنده

امام على عليه السلام:

اِحصِدِ الشَّرَّ مِن صَدرِ غَيرِكَ بِقَلعِهِ مِن صَدرِكَ؛

براى دِرو كردن بدى از سينه ديگران، آن را از سينه خودت ريشه كَن كُن.

(نهج البلاغه، حكمت 178)

حدیثی آموزنده

امام حسين عليه السلام:

إنَّ شيعَتَنا مَن سَلِمَت قُلوبُهُم مِن كُلِّ غِشٍّ وَغِلٍّ وَدَغَلٍ؛

بى گمان شيعيان ما دل هايشان از هر خيانت، كينه و فريبكارى پاك است.

(بحارالانوار، ج68، ص156، ح11)

حدیثی آموزنده

امام على عليه السلام:

اَلدُّنيا أَصغَرُ وَ أَحقَرُ وَ أَنزَرُ مِن أَن تُطاعَ فيهَا الحقادُ؛

دنيا كوچك تر و حقير تر و ناچيز تر از آن است كه در آن ازكينه ها پيروى شود.

(غررالحكم، ج2، ص 52، ح1804)

"حجربن عدی کندی" که بود؟

خانم جان تمام عمر آرزویم پیدا کردن قبر بی نشانت بود

حال خدارا شکر میکنم.....!

وای براین مردم حق نشناس

ادامه نوشته

اس ام اس و پیامک مخصوص نوروز 1390 - www.RadsMs.com


بی تو اینجا همه در حبس ابد، تبعیدند

سالها، هجری و شمسی همه بی خورشیدند

سیرتقویم جلالی به جمال توخوش است

فصلها راهمه با فاصله ات سنجیدند

توبیایی همه ساعتها، ثانیه ها

از همین روز همین لحظه همین دم عیدند

اللهم عجل لولیک الفرج



امام على عليه السلام:

اَلدُّنيا أَصغَرُ وَ أَحقَرُ وَ أَنزَرُ مِن أَن تُطاعَ فيهَا الحقادُ؛

دنيا كوچك تر و حقير تر و ناچيز تر از آن است كه در آن ازكينه ها پيروى شود.

(غررالحكم، ج2، ص 52، ح1804)

کشتن دجال ،خاموشی آتش فتنه


کشتن دجال، خاموشي آتش فتنه

حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله:

«اِنَّهُ لَمْ تَکُنْ فِتْنَةٌ فِي الاَْرْضِ مُنْذُ ذَرَأَ اللهُ ذُرِّيَةَ ادَمَ أعْظَمْ مِنْ فِتْنَةِ الدَّجالِ.»[1] .

«از آن روزي که خداوندگار ذرّيه آدم را آفريده، فتنه اي بزرگتر از فتنه دجّال پيش نيامده است.»

از زمان زندگاني مقدّس رسول الله صلي الله عليه و آله، آن حضرت و پس از آن، ائمه هُدي عليهم السلام يکي پس از ديگري مردم را از وقوع فتنه اي بزرگ که دجّالش نامند مي ترساندند، و از افتادن در اين گرداب ترس آفرين بر حذر مي داشتند.

امّا اين دجّال کيست و چيست؟ و وقوع اين فتنه در چه زماني است؟ و شگردهاي او در اجراي طرح اين فتنه چگونه است؟ سؤالاتي است که در ميان گلشن روايات پرچمداران هدايت عليهم السلام مي توان نشاني از آن جويا شد، و جاي تفصيل آن در فرا خور اين نوشته مختصر نيست.

آن چه در دايره انديشه اهميت آن بيشتر جلوه مي کند، آن است که اين موجودخطرناک و فتنه بي باک، سعي بليغ و تلاش بي دريغ خودرا در رواج بازار فحشاء، گناه، ظلم و جور مبذول مي دارد، و در طوفاني کردن درياي فتنه، شرّ و آشوب همّت مي گمارد، و آن قدر اين ماده سمّي، خطرناک و اثرش گسترده و وسيع است که سطح درياي بشريت را آلوده ومسموم مي نمايد و هوا و فضاي جامعه را به بوي گندش متعفّن و بد بو مي گرداند و سبزه زار دين را به گورستاني خشک در زمستاني بسيار مرگبار مبدّل مي سازد.

و اگر چه گفته اند با يک گل بهار نمي شود، اما اين قاعده را مستثنائي است که چشم بشر را خيره مي سازد. آري فقط گل نرجس است که با آمدنش بهاران مي شود، و زمين خشکيده و مرده در سرماي فساد و معصيت، دوباره زنده مي گردد، و بلبل هاي نغمه خوان دين دوباره در چمنزار و گل ها و بوستان و باغستان هاي دين به پرواز در مي آيند و از نغمه هاي توحيد و رسالت و ولايت، فضاي گيتي را پر مي سازند.

مدعي گويد که با يک گل نمي گردد بهار من گلي دارم که عالم را گلستان مي کند

آري از ويژگي هاي وارث ذوالفقار آن است که با شمشير آتشبار حيدر کرّار شربت ناگوار مرگ را به کام آن افعي خوش خط و خال يعني دجال مي چشاند، و زمين را از لوث جور و ظلم و عصيان پاک مي سازد، و اين است تفسير آيه شريفه:

(اعْلَمُوا اَنَّ اللهَ يُحْيِي الاَْرْضَ بَعْدَ مَوْتِها)[2] .

«بدانيد که خداوند متعال زمين را بعد از مردنش دوباره زنده مي نمايد.»

البطؤ للأفلاک في المسير 

بأمر ربّ الملک القدير

پي نوشته ها :

[1] منتخب الاثر ص 462.

[2]  سوره حديد: 17.


مطالب مرتبط :