بیماری

از وقتی آمده بودیم به ساختمان جدید موسسه هفت اقلیم، کاغذ دیواری های کهنه ی سالن همایش ها بدجوری رفته بود روی مخم! راستش کاغذ دیواریِ زیبا و بسیار اصیلی بود اما گذر زمان نابودش کرده بود و با وصله پینه توانسته بودم تا حدی ظاهرش را درست کنم. در واقع توی این شش هفت ماه سعی کرده بودم که سر به سرش نگذارم و باهاش کنار بیایم. اما چهارشنبه، درست چهارشنبه ای که گذشت، صبرم تمام شد و در یک حرکت انفجاری افتادم به جان کاغذ دیواری. می دانستم که دیوار زیرش حال و روز خوشی ندارد و احتمالأ خرج روی دستم می گذارد اما امان از روی که بیفتم روی دنده ی کار! شلنگ آب گرم را از آبدارخانه کشیدم توی سالن همایش و شروع کردم به خیساندن کاغذ ها. می دانستم توی دردسر افتاده ام اما وقتی بیماری چاره چیست؟ خلاصه اینکه تا شب پنجشنبه یه نفس کار کردم و کاغذ دیواری ها را ربختم پایین! و نا گفته معلوم است که دریایی از خرابی و ریختگی دیوار آن پشت خوابیده بود و من دست تنهای تنهای تنهای... دیروز شروع کردم به بتونه کاری و با هر جان کندنی بود نصف بیشتر دیوار را روبراه کردم. بتونه ام اگر تمام نمی شد حتما همان دیشب کل دیوار تمام شده بود و در عجبم از این همه سخت جانی... امروز شوق این را دارم که برگردم و بتونه کاری مانده را تمام کنم. فردا هم احتمالأ رنگ می زنم و بعد از شش هفت ما تحمل، پوزه ی این دیوار لعنتی را به رنگ می مالم! این وسط اما من می مانم و خودم و تنبیه ای که باید بشوم! شاید سال ها پیش شرایط مالی اجازه نمی داد که کارهایم را به کسی بسپارم. شاید برای زنده ماندن و ایستادن مجبور بودم یک تنه قدر یک لشکر بجنگم و کار کنم اما حالا نمی دانم مرگم چیست!؟ چه مرگم شده که اولین گزینه ای که به ذهنم می رسد ساختن چیزی است که می خواهم! کسی اگر این را بخواند فکر می کند به این خصلت مفتخرم، اما حقیقت این است که خسته شده ام. گاهی وقت ها که کسی می آید و خورده کاری ها را انجام می دهد، با اینکه در ازای کارش پول می گیرد، از اینکه کاری نمی کنم عذاب وجدان دارم! به خودم می گویم چرا خودت انجام نمی دهی؟ و همین باعث می شود که خودم هم گوشه ای از کار را انجام دهم و وقتی به خودم می آیم می بینم درست اندازه ی کسی که برای کار آمده کار کرده ام! این یک بیماری است. این جنون است و اصلأ شاخصه ای نیسب برای مفتخر شدن. باید با این بجنگم. وقت آدم بیشتر از اینها ارزش دارد که بخواهد بالای این کارها به بادش بدهد.

راه اندازی سایت هفت اقلیم

سایت موسسه فرهنگی هنری هفت اقلیم به آدرس زیر راه اندازی شد. خبرهای جایزه ادبی هفت اقلیم و فعالیت های فرهنگی و هنریِ موسسه هفت اقلیم را اینجا پیگیری کنید:

www.7eghlimehonar.com

 

آثار رسیده به دبیرخانه پنجمین دوره جایزه ادبی هفت اقلیم سال 1394

به گزارش دبیرخانه ی پنجمین دوره جایزه ادبی هفت اقلیم: تا کنون 175 اثر به دبیرخانه این جایزه ارسال شده است. نویسندگان و ناشرانی که تاکنون موفق به ارسال کتاب نشده اند، تا هفدهم مردادماه سال جاری فرصت دارند آثار ادبی منتشر شده در سال 1393( شامل مجموعه داستان و رمان) را به دبیرخانه ی این دوره جایزه، به نشانی: تهران، خیابان شهید مطهری، خیابان ترکمنستان، کوچه احمدیان، پلاک 15 ارسال نمایند. این تاریخ به هیچ عنوان تمدید نمی شود.

شایان ذکر است که پنجمین دوره ی این جایزه با تغییرات گسترده ای همراه بوده است. در این دوره از جایزه آقای یونس تراکمه به عنوان دبیر جدید جایزه فعالیت دارند و هیئت موقت دبیری متشکل از" مهدی یزدانی خرم"مژده دقیقی"، "فرشته احمدی"، " کاوه فولادی نسب" و "آیت دولتشاه" ایشان را همراهی می کنند.

همچنین به گفته ی دبیر این دوره از جایزه، پس  از مهلت ارسال آثار، هیئت داوران و سازوکارهای مربوط به ارزیابی این دور از جایزه اعلام می شوند. 

لیست اولیه آثار رسیده به پنجمین دوره جایزه ادبی هفت اقلیم به شرح زیر اعلام می شود:

1

آب، آسمان

آذر دخت بهرامی

چشمه

2

سوتیکده ی سعادت

آذردخت بهرامی

چشمه

3

طلا بازی

امیرحسین شربیانی

چشمه

4

من از گورانی ها می ترسم

بلقیس سلیمانی

چشمه

5

شب شاه کشان

علیرضا شهبازین

چشمه

6

تجریش

ذکریا قاسمی

چشمه

7

از همان راهی که آمدهی برگرد

فرشته نوبخت

چشمه

8

کی از چرخ و فلک پیاده می شوم؟

گلرنگ رنجبر

چشمه

9

ترکیب بندی در سرخ

مهام میقانی

چشمه

10

وارانگی

عطیه راد

چشمه

11

نعش کش

محمدرضا گودرزی

چشمه

12

قوچ

مهدی اسدزاده

چشمه

13

تاول

مهدی افروز منش

چشمه

14

قرمز جدی

دنیا مقدم راد

چشمه

15

بزهایی از بلور

علی چنگیزی

چشمه

16

یه دقیقه حرف نزن

سارا جمال آبادی

چشمه

17

دود

حسین سناپور

چشمه

18

پل ها

احمد ابولفتحی

چشمه

19

معبد لاکپشت

میترا معینی

چشمه

20

سرش را روی فلز سرد گذاشت

محمود حسینی زاد

چشمه

21

تنباکوها و یاس

مهرام بهین

چشمه

22

بعد دیگر نمی توان خوابید

ناتاشا امیری

چشمه

23

با دریا حرف می زد

ابراهیم مهدی زاده

نیماژ

24

مستر جیکاک

احمد حسن زاده

نیماژ

25

سبک های حسادت

شهریار وقفی پور

نیماژ

26

دست نوشته ها

فرهاد کشوری

نیماژ

27

گنبد کبود

کوروش اسدی

نیماژ

28

شماره ناشناس

آرش آذر پناه

نیماژ

29

باواریا

هادی تقی زاده

نیماژ

30

ملاقات با آکرونی ها

میلاد ظریف

نیماژ

31

از باغ ها به بعد

معصومه میر ابوطالبی

نیماژ

32

آواز گوسفندها

مهدی رضایی

نیماژ

33

باد زنها را می برد

حسن محمودی

نیماژ

34

خانواده جمعه

موسی بندری

نیماژ

35

یک گزارش شتابزده

مهدی فیاضی کیا

نیماژ

36

باواریا

هادی تقی زاده

نیماژ

37

گیسوف

مرتضی کربلایی لو

نیماژ

38

ساعت ویرانی

آرام روانشاد

مروارید

39

آس آن سور چی

پوریا عالمی

مروارید

40

بچه دیو خواب است

محمد علی مهمان نوازان

مروارید

41

آدم های عوضی

پوریا عالمی

مروارید

42

تصرف

تورج زاهدی

نیستان

43

مفتون و فیروزه

سعید تشکری

نیستان

44

هر زندگی یک قصه است

قاسمعلی فراصت

نیستان

45

سهم من از دریا

ژیلا تقی زاده

نیستان

46

تنها ترین عاشق، عاشق ترین تنها

نصراله قادری

نیستان

47

بحران عروسکی

مهدی نورمحمد زاده

نیستان

48

پنجشنبه های فیروزه ای

سارا عرفانی

نیستان

49

برپا

مریم راهی

نیستان

50

عالی جناب شهردار

ابراهیم حسین بیگی

نیستان

51

مرا به خواب هایت ببر ماریه

سید علی شجاعی

نیستان

52

جنگ بود

احسان محمدی

آمه

53

میران

کامران سلیمانیان مقدم

آمه

54

رابطه

هاله مشتاقی نیا

آمه

55

نگهبان تاریکی

مجید قیصری

افق

56

در خواب دویدن

مریم حاجیلو

افق

57

سین مثل سودابه

کاوه میر عباسی

افق

58

سوار بر اسب مرده

مهدی جعفری

افق

59

روزهای ناکوک

مرضیه صادقی

افق

60

دیوانه وارد

نقی سلیمانی

افق

61

تربیت های پدر

محمد طلوعی

افق

62

حرفه، خرابکار

مهدیه مطهر

افق

63

چمدان دلتنگی

کتایون سلطانی

مرکز

64

سارق چیزهای بی ارزش

پیام ناصر

مرکز

65

روزنامه نویس

جعفر مدرس صادقی

مرکز

66

خاطرات اردیبهشت

جعفر مدرس صادقی

مرکز

67

ملیکا

رویا برومند

به نگار

68

از کجا تا کجا

لاله فقیهی

به نگار

69

سین شین

ضحی کاظمی

به نگار

70

داستان گلستان

حسین میرکاظمی

به نگار

71

داستان اصفهان

نسیبه فضل الهی

به نگار

72

کافه مهاجر

نغمه دهقانی

به نگار

73

یک چیزی آنجاست

سیامک گلشیری

به نگار

74

یلدا دارد می میرد

رزیتا بهزادی

به نگار

75

کاش آنها را نخوانند

وحید رهجو

ادریس

76

شپشو

سید مرتضی فخری قاضیانی

ادریس

77

زنان تنها

ژیلا احمدی

ادریس

78

سایه های سرگردان گروک

صفا ایرانپور

ادریس

79

ساعتی از زندگی

رضا دیناروند

ادریس

80

تلنگر

ماندانا جلیل زاده

ادریس

81

تراشه های تبر

آمنه رحیمی

ادریس

82

آیدا در آینه

سیما محمودی

ادریس

83

تاریک روشنا

آرمان آرین

قطره

84

قصه های سانفرانسیسکو

کامشاد کوشان

قطره

85

فهرست حسرت ها

شهلا حایری

قطره

86

کوچه های پاریس

گیتی صفرزاده

قطره

87

هزار و یک شب نو

محمدعلی علومی

قطره

88

فیل ها

شاهرخ گیوا

ققنوس

89

بازدم

آنیتا یارمحمدی

ققنوس

90

این خانه پلاک ندارد

فرزانه کرمی، لادن نیکنام

ققنوس

91

عکس های فوری

سهیلا بسکی

ققنوس

92

بوی برف

شهلا شهابیان

ققنوس

93

مردگان

مهدی فیاضی کیا

ققنوس

94

یک کار تر و تمیز

مهناز کریمی

ققنوس

95

کافورپوش

عالیه عطایی

ققنوس

96

روژیار

فریده خرمی

هیلا

97

عاشقی با حال و هوای پشه های لهیده

حمید ابازری

هیلا

98

من و محمد فری

امین فقیری

هیلا

99

یخ در جهنم

نسترن هاشمی

هیلا

100

رسوا خانه

محمدعلی مهمان نوازان

هیلا

101

برای پیراهنت می میرند

ناتاشا محرم زاده

هیلا

102

اگر زنش بشم می تونم شمرو بغل کنم

محمد اسماعیل حاجعلیان

هیلا

103

ملاقات با سوسک

مرتضی نظری زاده کرمانی

هیلا

104

حالم خوب نیست

فایزه طباطبایی

هیلا

105

مردی که هیچ بود

مرتضی احمدی

هیلا

106

من و اتاق های زیر شیروانی

طاهره علوی

هیلا

107

وقتی کلاغ ها می رقصند

مریم فرهادی

هیلا

108

می خواستم نویسنده شوم آشپز شدم

فاطمه ستوده

هیلا

109

قطار دهلی بمبئی

فریده خرمی

هیلا

110

درختا صنوبر

علی اکبر ترابیان

سوره مهر

111

عریان در برابر باد

احمد شاکری

سوره مهر

112

شیار 143

نرگس آبیار

سوره مهر

113

شومان

نازنین جودت

برکه خورشید

114

ویولا

نسرین قربانی

برکه خورشید

115

از تهران تا آمستردام

لیلا عوفی

برکه خورشید

116

باریک، تاریک

مهدی عباسی زهان

بوتیمار

117

این ماجرا

مهران آبادی

بوتیمار

118

لیتیوم کربنات

بهاره ارشد ریاحی

بوتیمار

119

عکس های دسته جمعی

حمید امجد

نیلا

120

انجمن نکبت زده ها

سلمان امین

روزنه

121

یاشماق

نادر ساعی ور

روزنه

122

مثل کسی که از یادم می رود

سیاوش گلشیری

روزنه

123

اندازه ی دیگری

مرتضی زارعی

روزنه

124

بی نامی

غلامرضا احمدخانی

روزنه

125

گاه گرازها

رضا زنگی آبادی

روزنه

126

من و سیمین و مصطفی

شیوا ارسطویی

روزنه

127

بندهای خالی

پیمان فیوضات

آگه

128

انگار به آن طرف خیابان رسیده ای

حمید حیاتی

آگه

129

زغال سرخ

سید حسین حسینی ارسنجانی

شهرستان ادب

130

ریسه های خاموش

سید زهرا برقعی

شهرستان ادب

131

موج فرشته

علی اصغر عزتی پاک

شهرستان ادب

132

به سادگی معجزه

حمزه ولی پور

شهرستان ادب

133

هزار و یک جشن

محمد محمدی نور آبادی

شهرستان ادب

134

عاشقی بع سبک ون گوگ

محمدرضا شرفی خبوشان

شهرستان ادب

135

آدمک قرمز

نیکو خاکپور

هم آواز

136

جیبی پر از بادام و ماه

ژیلا تقی زاده

حوض نقره

137

خودنویس های بیچاره

ژیلا نقی زاده

حوض نقره

138

تاکسی نوشت

ناصر غیاصی

حوض نقره

139

راز کاواسیسکا

مازیار محمدی نژاد

نوید شیراز

140

کنار رود ماین

نسرین ارتجاعی

افراز

141

عادت های صبحگاهی

آسیه نظام شهیدی

افراز

142

لورکا در خانه ی خیابان فرشته

رعنا سلیمان

افراز

143

باران و چاله چوله های زندگی

بهروز پور ولی

افراز

144

حاشیه ی باغ متروک

محبوبه میر قدیری

افراز

145

آهای صلاح جات امنه؟

نسرین ارتجاعی

افراز

146

قاب عکس

افسین طباطبایی

افراز

147

طرح های روستایی، کلاغ ها

محمود طیاری

افراز

148

کنسرت خیس

علی کریمی کلایه

افراز

149

چه کسی در می زند؟

محمد حسین مهرنوش

افراز

150

آن زن دیگر

سوگل مهاجری

افراز

151

میوه ممنونع، روایت دوم

میترا بیات

افراز

152

ارواح ماه مهر

احمد بیگدلی

افراز

153

کاشف رویا

جمشید ملک پور

افراز

154

مرد ناتمام

جواد پویان

نیلوفر

155

چال

علی دهقان

پیدایش

156

یک روز مناسب برای شنای قورباغه

رضا زنگی آبادی

پیدایش

157

گهواره ی مردگان

مهدی بهرامی

پیدایش

158

سال های گور

علیرضا رحیمی نژاد

پیدایش

159

تهران 28

پژمان تیمور تاش

پیدایش

160

آیا بچه های خزانه رستگار می شوند؟

مهدی اسدزاده

پیدایش

161

پیش از آب شدن برف ها

محمد میرقاسمی

نگاه

162

کشور چهارم

الهام فلاح

نگاه

163

جغرافیای خانگی

ستاره پارسا

نگاه

164

گربه های اشراقی

بیتا شباهنگ

نگاه

165

انجمن علف ها

شهناز فریور

نگاه

166

سی و سه پل چهار و نیم اکتاو

سلمان باهنر

نگاه

167

اقیانوس نهایی

دانیال حقیقی

نگاه

168

زمستان تپه های سوما

اکرم پدرام نیا

نگاه

169

دریای خاکستری

مولود قضاوت

نگاه

170

بازار خوبان

آرش صادق بیگی

نگاه

171

روایت هفتم

اولدوز طوفانی

نگاه

172

آلما

میثم نبی

آموت

173

تقاص برادری

ناصر نخزری

آموت

174

رقص کلاغ ها روی شانه مترسک

سمیرا ابوترابی

آموت

175

خاطرات زنی که نصفه مرد

الهامه کاغذچی

آموت

 

 

 

شانس های اول دریافت سومین جایزه هفت اقلیم

با پایان داوری های سومین دوره جایزه کتاب سال هفت اقلیم، کتاب های زیر بیشترین شانس دریافت جایزه هفت اقلیم را دارند و به زودی کتاب های برگزیده در دو بخش مجموعه داستان و رمان از بین آثار زیر معرفی خواهند شد.

بدون اولویت، به ترتیب حروف الفبا:

بخش رمان:

اینجا نرسیده به پل- نوشته آنیتا یارمحمدی- نشر ققنوس

دکتر داتیس- نوشته حامد اسماعیلیون- نشر زاوش

زیر سایه اکالیپتوس ها- مهریه مطهر -نشر گلمهر

مردگان جزیره موریس- نوشته فرهاد کشوری- نشر زاوش

من منچستر یونایتد را دوست دارم- نوشته مهدی یزدانی خرم- نشر چشمه

بخش مجموعه داستان:

آنها کم از ماهی ها نداشتند- نوشته شیوا مقانلو- نشر ثالث

بوی قیر داغ- نوشته علی اکبر حیدری- نشر روزنه

بهت زدگی- نوشته پیام ناصر- نشر مرکز

رنگ لثه ببر- نوشته حمید پارسا -نشر افکار

کانادا جای تو نیست- نوشته فرشته توانگر- نشر چشمه

خبرهای تکمیلی متعاقبأ اعلام می شود.

این خبر در مهـــــــــــــر نیــــــــــــــوز

اسامی برگزیدگان راه‌یافته به دور نهایی جایزه‌ی ادبی هفت‌اقلیم، دور سوم

از مجموع بیش از ۱۲۷ عنوان کتاب منتشر شده در سال ۹۱، هیئت داوران سومین دوره جایزه کتاب سال هفت اقلیم، ۱۵ رمان و ۸ مجموعه داستان را به عنوان آثار برگزیده، شایسته راه یابی به دور نهایی جایزه اعلام کرده است .


(آثار بر اساس حرف الفبا)

بخش رمان: 


(هیئت داوران بخش رمان: ابوتراب خسروی، عباس عبدی، مجید قیصری، احمد آرام)


این‌جا؛ نرسیده به پل.../ آنیتا  یارمحمدی/ ققنوس


تمام بندها را بریده‌ام /  سیاوش گلشیری / افراز


ثانیه‌ها / محمدرضا فیاض / زاوش


جمجمه‌ات را به من قرض بده برادر / م‍رت‍ض‍ی‌ ک‍رب‍لای‍ی‌ل‍و / عصر داستان


حالا کی بنفشه می‌کاری؟ /  ف‍رش‍ت‍ه‌م‍ول‍وی‌ / ققنوس


دکتر داتیس / حامد اسماعیلیون / زاوش

 

دومینانت، یا ، مامان اون زنه رو که داره می‌دوئه می بینی؟ / فرید قدمی / افراز

   

زیر سایه‌ی اکالیپتوس‌ها / مهدیه مطهر/ گلمهر‏


سیب ترش /  فرشته نوبخت / به نگار


قیدار/  رض‍اام‍ی‍رخ‍ان‍ی‌ / افق


گراف گربه / ه‍ادی‌ ت‍ق‍ی‌زاده‌ / روزنه


گرمازده / مهام میقانی / چشمه


مردگان جزیره‌ی موریس /  ف‍ره‍ادک‍ش‍وری‌ / زاوش‏‫


من منچستر یونایتد را دوست دارم / مهدی یزدانی‌خرم / چشمه


هوایی این تنور‌خانه را خریدارم / طاهره اسکندری / روزگار


بخش مجموعه داستان:


(هیئت داوران:محمد کشاورز، میترا الیاتی،منیرالدین بیروتی،کیهان خانجانی،کاوه فولادی نسب)


آن‌ها کم از ماهی‌ها نداشتند / ش‍ی‍و ا مقانلو / ثالث


بوی قیر داغ / علی‌اکبر حیدری / روزنه


بهت‌زدگی و داستانهای دیگر /  پیام ناصر / مرکز


داستان‌های بادآورده / اح‍م‍د غ‍لام‍ی‌ / نگاه


رنگ لثه‌ی ببر / حمید پارسا / افکار


شما از کجا بادمجان می‌خرید؟ / دینا کاویانی  / هیلا


کاج‌های مورب / علی چنگیزی / چشمه


کانادا جای تو نیست / ف‍رش‍ت‍ه‌ ت‍وان‍گ‍ر / چشمه

شایان ذکر است که هیئت داوران سومین جایزه کتاب سال هفت اقلیم در دور بعدی داوری آثار برگزیده هر بخش را از میان کتاب های فوق معرفی می نماید. اختتامیه جایزه هم طبق سال های گذشته در هفته اول دی ماه سال جاری در یکی از سالن های شهر تهران برگزار خواهد شد.

گزارش جلسه نوزدهمین نشست نقد کتاب هفت اقلیم


شیوا مقانلو، حسن محمودی، پروین سلاجقه

روز سه‌شنبه ۱۴آبان ۹۲، نوزدهمین نشست عصر داستان هفت اقلیم با موضوع نقد و بررسی مجموعه داستان "آن‌ها کم از ماهی‌ها نداشتند" در مرکز مشارکت‌های فرهنگی هنری شهرداری تهران واقع در میدان ولی‌عصر برگزار شد. این جلسه با اجرای آیت دولتشاه و با حضور منتقدین دکتر پروین سلاجقه و حسن محمودی و شیوا مقانلو نویسنده‌ی کتاب آغاز شد و دکتر پروین سلاجقه در مقدمه‌ی کوتاهی به داستان‌نویسی زنان ایران در مقایسه با داستان‌نویسی زنان جهان پرداخت و گفت: از دوره‌ی رنسانس به بعد است که ژانری به نام رمان جای خود را باز می‌کند و به حقوق اقلیت‌ها مانند زنان و کودکان و اقلیت‌های نژادی و قشرهای تحت ستم جامعه  پرداخته می‌شود. در ایران کم و بیش ار دوره‌ی مشروطه به بعد است که با نگاه تازه‌ای که به انسان و حقوق او می‌شود، داستان‌نویسی به عنوان یک ژانر تازه جای خودش را باز می‌کند، البته با قدم‌هایی بسیار آهسته و آرام و در عین حال لغزان. در این شرایط است که زنان با نگاه به گذشته و مطالعه‌ی زخم‌های به جا مانده از گذشته سعی می‌کنند در قالب هنر، به‌ویژه داستان‌گویی این زخم‌ها را لایه‌لایه نشان بدهد و دنیای آرمانی خودش را ترسیم کند تا شاید روزی این آرمان شکلی عینی به خود بگیرد. نویسنده‌ی کتاب "نقد نوین در حوزه‌ی شعر" ادامه داد: کار خانم مقانلو هم به نوعی در همین مسیر است. تلاش یک انسان آگاه امروزی در جستجوی سرنوشت زن امروزی از کتیبه‌های سرزمینش که سعی می‌کند به نوعی از آن گذشته‌ی تاریخی خاک‌بردازی کند و برای این زن در جهان امروز جایی باز کند. او ادامه داد: داستان‌نویسی زنان ایران تابعی است از داستان‌نویسی بقیه و فارغ از تفکیک‌های جنسیتی معمول و من معتقدم داستان‌نویسی زنان ایران در محور زبان، ساختار و شگردهای روایت تابعی است از بقیه‌ی داستان‌نویسان. او در تلاش است که بتواند برای خودش جایی باز کند و خودش را با این جریان هماهنگ کند. اگر هم نشده که با جامعه‌ی جهانی هماهنگ عمل کند دست کم جا پای آن‌ها بگذارد. اما از جهت درونمایه، داستان‌نویسی زنان ایرانی متفاوت است با داستان‌نویسی مردان. شاید به این دلیل که تاریخ مذکر برای آن‌ها جای پرسشی ندارد و درست است که همه‌ی ما در یک نگاه کلی آزردگی‌های روحی مشترکی داریم اما برای زنان قضیه جور دیگری است و داستان‌نویسی زنان به طور عمده محور اصلی‌اش یک زخم است. زخمی که آزردگی زن را از وضعیتی که دارد نشان می‌دهد و گاهی این زخم به نوعی به Trauma و آسیب‌دیدگی روحی تبدیل می‌شود. این آسیب‌دیدگی یا جبران‌پذیر نیست و یا راوی فکر می‌کند که این درد به این زودی التیام‌پذیر نیست. بنابراین سعی می‌کند با ورق زدن تاریخ وضعیت امروز خود را نمایش دهد و ببیند که آیا می‌تواند قدمی بردارد یا نه. من وقتی کار خانم مقانلو را می‌خواندم به‌طور مکرر "وانهاده" از سیمون دوبوار جلوی چشمم بود. زنی که در همان تاریخ هفتاد هشتاد سال پیش فرانسه در وضعیتی گرفتار شده و نمی‌داند که چه بکند می‌ترسد در را باز کند. دچار آن تردیدها و دودِلی‌های خودش است، برای این‌که خودش را از آن وضعیت نجات بدهد و به یک موقعیت برساند. دقیقا همین روند را من در داستان‌نویسی عمده‌ی ایران می‌بینم به‌ویژه در کارهایی که از خانم مقانلو در این مجموعه چاپ شده است.

نوزدهمین نشست عصر داستان هفت‌اقلیم

نویسنده‌ی کتاب "امیرزاده‌ی کاشی‌ها" در ادامه با تمرکز بیشتر بر داستان‌های مجموعه ادامه داد: در داستان اول مجموعه "آن‌ها کم از ماهی‌ها نداشتند" به لحاظ درونمایه نورا زنی است که به شکل فانتزی وارد داستان می‌شود. این داستان ساختار قصه دارد و نتوانسته به مفهوم امروزی به ساختار داستان وارد بشود، چون شخصیت‌ها چندان پرداخته نمی‌شوند. شاید درونمایه‌ی داستان آن‌قدر سنگین است که نویسنده خواسته با طرح فضای نمادین و استفاده از ساختار دوگانه‌ی قصه و داستان مطالبش را بیان کند. "نورا" در این داستان در واقع اُبژه‌ است و در درجه‌ی شیءشدگی قرار دارد. به همین دلیل هم مورد سوءاستفاده‌ی ابزاری قرار می‌گیرد. این سوءاستفاده در دو وجه صورت می‌گیرد. هم در جسم و هم در روح و انگار باز با همان طرح‌واره‌ی لکاته و اثیری در داستان در قالب یک شخصیت مواجه هستیم. در کل تاریخ معاصر ایران هنوز نتوانسته این دو وجه را با هم پیوند بزند و آن ذهنیت یک‌پارچه را در مقابل زن شکل بدهد. نورا شامل هردوی این‌هاست. هم زیباست که مورد طمع واقع می‌شود و هم خوش‌صداست پس می‌تواند طرح یک فانتزی را در داستان اجرا کند. از دید من این داستان به لحاظ درونمایه بسیار تراژیک است چرا که نورا توسط زن‌های خوراب به این وضعیت دچار می‌شود. یعنی زن‌هایی که در یک تاریخ مذکر می‌خواهند مردهایشان را از دست زنان دیگر نجات بدهند سعی می‌کنند او را حفظ کنند تا مردها به جای دوری نروند و این به نظرم خیلی تکان‌دهنده است. او درواقع یک طرح‌واره‌ای است از یک روسپی مقدس. از جنس همان Archetype و همان کهن‌الگویی است که در ذهن و روان همه‌ی انسان‌ها حدکتر پروین سلاجقهضور دارد و ما در بیشتر داستان‌های معاصر ایران تجلی این طرح‌واره را می‌بینیم و در داستان‌های زیادی زن این نقش دوگانه را دارد. در این داستان اگر صدای نویسنده گاهی این تکنیک فاصله‌گذاری را ایجاد نمی‌کرد و با صدای خود نویسنده که از لابه‌لای متن بیرون می‌آید روبرو نبودیم و داستان را به نوعی فلسفه‌بافی و چیزی نظیر این تبدیل نمی‌کرد، شاید این داستان خیلی بهتر می‌توانست موفق باشد. به نظر می‌رسد که خانم مقانلو در داستان‌هایشان خیلی درگیر تکنیک هستند و سعی می‌کنند همیشه جریان‌های موازی را پیش ببرند. حالا این جریان‌های موازی گاهی قصه‌ی داستان است و گاهی یک کتیبه است و گاهی یک متن کهن است و هدف‌شان این است که یک سری معانی تولید کنند. حالا این معانی می‌توان چندوجهی باشد مثل همین داستان. صدای نورا آن‌قدر زیباست که ماهی‌ها و مردان شیفته‌ی این صدا هستند. چیز جالبی که وجود دارد این است که نورا در یک لحظه تصمیم می‌گیرد تغییر صدا بدهد. یعنی همان آرمانی که نویسنده در نظرش است این‌که زنان تغییر روش بدهند اما به نظرم نورا در این داستان یک حرکت انتحاری هم دارد در عین حال یعنی همان سرنوشتی که زنان ایران دارند. یعنی اگر بخواهند روش‌شان را تغییر بدهند به یک شکل انتحاری بروز پیدا می‌کند چون در این داستان نورا هم خودش ناپدید می‌شود و هم مردانی را که از او استفاده‌ی ابزاری می‌کنند را ناپدید می‌کند. او ادامه داد: داستان دیگری که جهان آرمانی راوی را به نمایش می‌کشد "گوش کهن‌دژ" است که داستانی سمبولیک و یک داستان ذهنی است. یا یک تکنیک تقریبا پست‌مدرنیستی قرائت دیگری از تاریخ گمشده دارد و سعی می‌کند یک آرمان‌شهری را بسازد که گویا در آن آرمان‌شهر در تاریخی که نمی‌دانیم بوده است یا نه؟ چون در داستان‌های پست‌مدرن عمدتا تاریخ جعل می‌شود و این تاریخ هم بیشتر جعلی است تا حقیقی و مهم هم نیست و به نوعی این یک تکنیک داستانی است. این شهر آرمانی با یک ترکیبی از قصه‌گویی و داستان ساخته می‌شود و رجوع می‌کند به کتب کهن و جایی را پیدا می‌کند که زنان در آن برای خود جایی داشته‌اند. یک مدینه‌ی فاضله‌ای که در آن زنان اهل حکمت بوده‌اند و آن‌قدر پیشتاز بوده‌اند که در نهایت یک هویت مردانه پیدا می‌کنند و جا پای مردان می‌گذارند. درواقع این زنانِ حکیم در نهایت سر خود را می‌تراشند و در حمله‌ی مغول‌ها کشته می‌شوند. درواقع نویسنده نتوانسته از طرح قصه‌واره‌ی فانتزی خودش بیرون بیاید و شاید اگر نویسنده سعی می‌کرد به شکلی کنش‌گری زن را در این داستان نشان بدهد و زن را از وضعیت اُبژه خارج کند با شکل بهتری از داستان روبرو می‌شدیم. این زنان وقتی در علوم سوژه می‌شوند هم باز نمی‌دانند که چه باید بکنند.

نوزدهمین نشست عصر داستان هفت‌اقلیم

 

نویسنده‌ی کتاب "به مردن عادت نمی‌کنم" در انتهای حرف‌هایش گفت: در داستان "اولیسه" که یک نوع هنجارگریزی از اسطوره است و نویسنده داستان را به نفع آرزوها و آرمان‌های خودش تغییر داده، زن کنش‌گری به تصویر درمی‌آید که توانسته اسطوره را بشکند که به لحاظ درونمایه جالب است. یعنی پنه‌لوپ در پایان به انتظار اولیس نمی‌نشیند و به دنبال آن‌چه که دلخواهش است می‌رود. اما در ژرف‌ساخت این داستان هم دو داستان موازی داریم که "سیما" و "وحیده" نمایندگان زن امروز هستند که اگرچه در فکر حرکت هستند اما نمی‌توانند به یک کنش‌گر تبدیل بشوند و نمی‌توانند از دایره‌ای که برایشان کشیده‌اند پا را فراتر بگذارند و در داستان آخر مجموعه "سر پیچ بعدی" همچون داستان "وانهاده"ی سیمون دوبوار همان طرح‌واره تکرار می‌شود و داستانی است که خیلی خوب پرداخت شده است. برای این‌که نه موازی‌کاری دارد و همه ی تمرکز روی این دو شخصیت است و کنش‌های‌شان و در عین حال تفکرات‌شان درباه‌ی هم. داستان حول همان محور آشنای "من‌تو" و "زن‌مرد" می‌چرخد و رابطه‌ای که بین این دو در جریان است. زن با همه‌ی هراس‌هایش در خانه است و این پرسش را از خود می‌کند که "من چه می‌توانم برای خودم بکنم؟" و میان رفتن و ماندن سردرگم است. و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که یک نامه برای مرد بنویسد و تمام دلهره‌های زنانه و نگرانی‌هایش را برای مرد داستان را در نامه به او ابراز می‌کند و در پایان هم همچنان تردید در او وجود دارد. او بند کفش‌اش را می‌بندد اما فقط یکی از آن‌ها را و کفش دیگری همچنان باز است تا ببینیم که دودِلی‌های نویسندگان زن ایرانی تمام می‌شود یا نه؟ و آیا می‌تواند به یک سوژه‌ی کنش‌گر بدل شود یا نه؟

در ادامه حسن محمودی دیگر منتقد جلسه با اشاره به این‌که حرف‌هایش کمتر درباره‌ی مضمون داستان‌ها است و بیشتر از زاویه‌ی ساختار وارد نقد کتاب می‌شود گفت: خانم شیوا مقانلو ادامه‌ی نوعی خاص از داستان‌نویسی ما هستند. شکلی از داستان‌نویسی که دغدغه‌اش ساخت داستان و چگونه نوشتن و تجربه‌ی فرم است و بخشی که در این مجموعه پُر رنگ است ساختار و کلنجار رفتن با فرم‌های مختلف است. او ادامه داد: هر داستانی در این مجموعه به لحاظ ساختار ویژگی‌هایی دارد که مشخص می‌کند نویسنده سعی دارد تجربه‌ی جدیدی داشته باشد و من در این مجموعه حتا دو داستان با ساختار مشابه پیدا نکردم. این ویژگی البته در داستان‌نویسان دهه‌ی هفتاد بارزتر است و خانم مقانلو هم از اواخر این دهه شروع به داستان‌نویسی کرده‌اند و به نوعی به این جریان متصل هستند. او ادامه داد: در داستان "شب هزار و دوم" نویسنده به سراغ داستان‌های هزار و یک شب رفته که پیش از این نویسندگان دیگری هم دست به این تجربه زده‌اند. مثل گلشیری که با رویکرد تجربه‌ای تازه در زبان به این شکل روایی پرداخت و من هم در "از چهارده‌سالگی می‌ترسم" از همین نوع حکایت‌های هزارحسن محمودی و یک شبی استفاده کرده‌ام. حسن محمودی اضافه کرد: البته من داستان "سر پیچ بعدی" را از این موضوع جدا می‌دانم و داستانی است که دوستش ندارم و فکر می‌کنم که نباید در این مجموعه جا می‌گرفت. او اضافه کرد: خانم مقانلو در کتاب‌های قبلی مثلا "دود مقدس" مضمون‌گراتر بود اما در این مجموعه بیشتر مولفه‌های ساختاری است که برای او اهمیت پیدا می‌کند. نویسنده‌ی کتاب "یکی از زنها دارد می‌میرد" ادامه داد: بعضی از نویسنده‌ها چندان تمایلی ندارند که راه‌های رفته را بروند و تجربه‌های گذشته را تکرار کنند. به گمان من خانم مقانلو هم در همه‌ی داستان‌ها به‌جز داستان آخر دغدغه‌ی یک تجربه‌ی متفاوت را داشته‌اند. او اضافه کرد: همانند صادق چوبک که در "سنگ صبور" دست به یک تجربه‌ی جدید ساختاری می‌زند و یا مثلا رضا براهنی که در "آزاده خانم و نویسنده‌اش" به یک تجربه‌ی تازه دست می‌زند، اگر این تجربه‌ها گاهی هم به شکست منتهی می‌شود باید بتواند یک پیشنهادی باشد برای داستان‌نویس‌های نسل بعدی و یا خود نویسنده و من تنها از این منظر است که به نویسنده‌ای که تجربه می‌کند بها می‌دهم. او ادامه داد: پس یکی از ویژگی‌های کار خام مقانلو فرم است و چندان به مضمون متمایل نیست و به نظر نمی‌رسد بخواهد ظلم و جفایی را که بر زنان رفته است برجسته کند. بنابراین من خانم مقانلو را در این مجموعه نویسنده‌ی تجربه‌گرایی می‌دانم که زن‌بودنش خیلی برای مخاطب مطرح نمی‌شود و  درواقع مجموعه داستانی نیست که در دفاع از مظلومیت زنان نوشته شده باشد. به همین دلیل است که اگر اسم نویسنده را از روی کتاب برداریم چندان تفاوتی در ماهیت داستان نمی‌کند و لایه‌ی میانی و عمیق‌تر داستان به نوعی فارغ از جنسیت است و جهان‌بینی کتاب انسانی است. او ادامه داد: در مورد کار مقانلو به زبان هم باید اشاره کرد که خوب با ساختار هماهنگ شده است و اغلب از کلماتی استفاده می‌شود که اصالت و ریشه دارند و خیلی به‌جا در داستان به کار رفته‌اند.

نویسنده‌ی کتاب "از چهارده سالگی می‌ترسم" در انتهای حرف‌هایش گفت: در داستان‌ها گاهی با حضور خود نویسنده و یا راوی روبرو هستیم، با کسی که انگار او دارد داستان را می‌نویسد و یا برایمان نقل می‌کند تا آن‌جایی که این توهم را برای مخاطب ایجاد می‌کند که شاید با یک حکایت روبروست و این را می‌توان نقطه ضعف کار به حساب آورد. اما در جایی که فرم و زبان داستان به هم نزدیک می‌شوند مثل داستان "گوش کهن‌دژ" می‌توان گفت داستان موفقی شکل می‌گیرد. او ادامه داد: مقانلو درباره‌ی جغرافیاهای مختلفی می‌نویسد و فضاهای مربوط به آن را درستشیوا مقانلو و باورپذیر ترسیم می‌کند با وجود این‌که تجربه‌ی زیستی در چنین مکان‌هایی را ندارد و وقتی که در داستان "آن‌ها کم ار ماهی‌ها نداشتند" فضای جنوب را ترسیم می‌کند مانند منیرو روانی‌پور در "اهل غرق" باورپذیر عمل می‌کند. او اضافه کرد: خانم مقانلو هم پژوهشگر است و هم داستان‌نویس و در داستان‌هایش در حال پژوهش در ساختار و در زبان داستانی است. برای نمونه داستان "متل بلور" اگرچه گزارش‌گونه روایت می‌شود اما در آن مکان تبدیل می‌شود به شخصیت. او در خاتمه گفت: جاهایی که ردپای مضمون پررنگ‌تر است مثل داستان آخر نویسنده چندان موفق عمل نمی‌کند و در داستان "اولیسه" هم به همین شکل تجربه‌گرایی ایشان چندان نتیجه‌بخش نبوده است و این گونه‌ی داستانی به شکل پروژه‌ای است که امیدوارم در داستان‌های بعدی به شکل بهتری برسد.

جلسه همچنین با صحبت‌های خانم‌ها گودرزی، جودت، صادقی، اصغرپور، کاظمی و آقایان فکری، بابایی، دولتشاه و علیزاده ادامه پیدا کرد. همچنین شیوا مقانلو نویسنده‌ی کتاب در انتهای جلسه گفت: توضیحی درباره‌ی داستان‌های مجموعه ندارم و نویسنده با کتابش حرفش می‌زند و معتقد هستم به تعداد خواننده‌های کتابم خوانش وجود دارد و همه‌ی آن‌ها هم برایم محترم هستند. او ادامه داد: من به این شیوه ادامه خواهم داد و سعی می‌کنم تجربه‌نویسی‌ام را به امضای خودم نزدیک‌تر کنم و افق‌های جدیدی را در این زمینه جستجو کنم.

گزارش از ضحی کاظمی

گزارش تصویری نوزدهمین نشست نقد کتاب هفت اقلیم

نقد مجموعه داستان آنها کم از ماهی ها نداشتند نوشته شیوا مقانلو نشر ثالث

منتقدان: پروین سلاجقه و حسن محمودی سه شنبه ۱۴ آبان ماه ۱۳۹۲

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نوزدهمین نشست عصر داستان هفت اقلیم

نوزدهمین نشست عصر داستان هفت اقلیم

 

130 کتاب در سومین جایزه‌ی «هفت اقلیم» داوری شدند

به نقل از ایسنــــــا: دبیر علمی جایزه ادبی «هفت اقلیم» از داوری 130 رمان و مجموعه داستان در سومین دوره این جایزه خبر داد و گفت: نتایج داوری‌ها اوایل آبان‌ماه مشخص می‌شود. آیت دولتشاه به خبرنگار ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، گفت: در سومین دوره از جایزه «هفت اقلیم» حدود 130 عنوان کتاب منتشرشده در سال 91 در دو دو بخش رمان و مجموعه داستان داوری شده است که نتیجه نهایی آن تا اوایل آبان‌ماه اعلام می‌شود. در این دوره از جایزه حدود 70 رمان و 60 مجموعه داستان مورد بررسی داوران قرار گرفته است. او افزود: هنوز یک مرحله دیگر از داوری‌ها مانده است و پس از آن داوران در یک گروه‌بندی جدید آثار را مورد بررسی قرار می‌دهند. به گفته‌ی دبیر جایزه‌ی «هفت اقلیم»، ابوتراب خسروی، میترا الیاتی، احمد آرام، محمد کشاورز، مجید قیصری، عباس عبدی، کیهان خانجانی و منیرالدین بیروتی اعضای هیأت داوران هستند. کاوه فولادی‌نسب هم که از ابتدا با جایزه «هفت اقلیم» همکاری داشته، به تازگی و به صورت رسمی جزو اعضای هیأت داوران شده است. دولتشاه همچنین عنوان کرد: در این دوره از جایزه رمان «این بازی کی تمام می‌شود» نوشته خودم و مجموعه داستان «چیزی را به هم نریز» نوشته‌ رضا فکری را به این دلیل که خود ما جزو هیأت اجرایی جایزه هستیم، از رقابت بیرون کشیدیم.

سومین دوره جایزه ادبی هفت اقلیم

داوران سومین جایزه ادبی هفت اقلیم معرفی شدند
دبیرخانه سومین دوره جایزه ادبی هفت اقلیم اسامی هشت داور آن را اعلام کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر:

سومین دوره جایزه ادبی هفت اقلیم داوران خود را انتخاب کرد. بر این اساس ابوتراب خسروی، عباس عبدی، احمد آرام، محمد کشاورز، مجید قیصری، منیرالدین بیروتی، کیهان خانجانی و میترا الیاتی در سومین دوره جایزه ادبی هفت اقلیم به داوری خواهند پرداخت.

همچنین بر اساس اعلام دبیرخانه این جایزه ادبی در ادامه داوری‌ها، احتمال افزوده شدن دو داور دیگر به این جمع وجود دارد. داوران سومین دوره از جایزه ادبی هفت اقلیم در دو گروه و در دو مرحله به قضاوت درباره 127 کتاب خواهند پرداخت که همگی آنها در سال 1391 منتشر شده‌اند.

سومین دوره از این جایزه ادبی برگزیدگان خود را همزمان با ابتدای زمستان سال جاری معرفی خواهد کرد.