حساسیت
از چشمانم هم مدام اشک می آید
به گمانم به هوای نبودنت حساسیت پیدا کرده ام
از چشمانم هم مدام اشک می آید
به گمانم به هوای نبودنت حساسیت پیدا کرده ام
ســـــــــــــلام خدا
خوبی؟
ممنون که یه سال دیگه هم زنده ام و به لطفت دعوتم به مهمونیم
ممنونم که امروز سحر بیدار شدم و سر سفره ی مهر و محبت تو سحری خوردم
خدایا خودت
فقط خودت هوامون رو داشته
خدایا دستمو رها نکن
خدایا دلمو دادم دست خودت ، مواظبش باش
خدایا دوست دارم
کمکم کن که بتونم بنده خوبی برات باشم
خدای من
خدای خوبم
دستمو بگیر
وقتی تو نیستی
نه هست های ما
چونانکه بایدند
نه بایدها...
مثل همیشه آخر حرفم
وحرف آخرم را
با بغض می خورم
عمری است
لبخندهای لاغر خود را
دردل ذخیره می کنم:
باشد برای روز مبادا!
اما
در صفحه های تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هرچه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درستمثل همین روزهای ماست
اما کسی چه می داند؟
شاید
امروزنیز روزمبادا
باشد!
وقتی تونیستی
نه هست های ما
چوانکه بایدند
نه بایدها...
هرروز بی تو
روز مباداست!
شبها هم بی خوابی به سرم می زند
کمی هم سردردم
تپش قلب هم پیدا کرده ام
مادرم می گویید بروم دکتر
ولی
من خوبم
فقط اندکی عاشق شده ام
تو این روزا که میدونی
منم مثه خودت تنهام
منم خستم از این دوری
چی بگم ابری و بارون نمیشی
دردو میفهمی و درمون نمی شی
چرا كه :
ما آدمها به خوبي هم عادت مي كنيم
شور و ذوق اوليه رو خيلي زود فراموش مي كنيم
و محبتها رو از ياد مي بريم
و گاهي ارزش خوبي هاي آدم رو به حدي پايين مياريم كه
اگه احترامم بهمون مي ذاره حتي حاضر به تشكر نيستيم
شايد حرفاي من زياد ملموس نباشه براتون چون فقط دل منه كه
تك تك اين واژه ها رو به خوبي حس مي كنه
نميدونم ... ولي بيخيال ديگران سلام
یا بکش ...!!!
یا برهان ...!!!
زین قفس تنگ مرا ...!!!
تو چی میدونی از من که
عذابم با تـــــــــــــــــــــــــــو شیرینه
وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید
من عـــــاشق چـــشـــــمــــــــت شدم نه عقل بود ونه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
چه وقتايي كه آشوبي
تمام فكر من اينجاست
تو هر كاري كني خوبي
چقد خوبه تو رو دارم
چقد خوبه كه از چشمات
هميشه شعر بردارم
مثل شهري كه به روي گسل زلــــــزلـــــــــــه هاست
باز مي پرسمت از مسئله ي دوري و عــــشـــق
و ســـــــــــكـــــوت تو جواب همه ي مسئله هاست
خوبید؟
دوستای گلم اگه نظری پیشنهادی درباره ی کلوپ دارید
حتما در نظرات همین وب بهم بگید تا ایشالا کلوپ رو پر بار تر از همیشه فعال کنیم
کلوپ برای شماست و قطعا نظرات شما خیلی می تونه به من کمک کنه
برف ببارد
من از هوای تو دل نمی کنم که نمی کنم
ببخش اگه واسه چشمای تو خیلی کمم
تو فرشته ای و من خیلی باشم یه آدمم
خداحافظ نگو وقتی هنوز
درگیر چشماتم!!!
که مرا بشناسد
من در خاطره ای گم شده ام...
ارمیا برزین
اين آپ تعلق داره به عزيز دلم مامان گلم كه امروز تولد44 سالگيشه
امروز روز تولد توِِِ ِ تاج سرم مامان عزيزم
تولد تو كه تمام زندگيمي
تمام دلخوشيمي
تو كه وقتي مي خندي تمام دنيا مي خنده
گل من مامانم ، من خندهات رو بيش از هر چيزي دوست دارم
اون موقع هايي كه شيطنتم گل مي كنه و تو از كارام خندت ميگيره
بهترين لحظه ي عمر منه انقده شيطنت مي كنم كه خندهات كمرنگ نشه
تو چشاتم مي خنده ، وقتي شيطنت مي كنم ياد اين حرف ميوفتم كه مي گي
بچه تو اگه اين زبون رو نداشتي چيكار مي كردي ؟
خب خدا اين زبون رو داده كه من قربون صدقه مامانم برم ديگه
اين زبون رو مي خوام چيكار اگه قربون صدقه تو نره ؟
مامان گلم تولدت مبارك
تاج سرم ايشالا كه بتونم دختر خوبي برات باشم
فقط مامان يه خواهش تو رو خدا قول بده كه هيچ وقت غصه نخوري باشه ؟
تو اگه بدوني غصه هات چي به روز من مياره ...
پس فدات شم هيچ وقت لبخندت رو از من دريغ نكن
كه من زنده ام به لبخند تو .
ماماني عاشقتم و بازم تولدت مبارك
ايشالا كه به همه آرزوهات برسي
من را به غیر عشق به نامی صدا نکن
غم را دوباره وارد این ماجرا نکن
بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن
با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن
موهات را ببند دلم را تکان نده
در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن
من در کنار توست اگر چشم وا کنی
خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن
بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود
تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن
امشب برای ماندنمان استخاره کن
اما به آیه های بدش اعتنا نکن....
عنوان آپم رو گذاشتم خداحافظ رادیو جوان چون فک می کنم
رادیو جوان دیگه هیچ جذابتی واسم نداره
نمی دونم این آقای احمد پور چیکار داره می کنه کلی از مجریای خوب رفتن
برنامه ها دارن تولیدی می شن ...
یادش بخیر ، بخدا زمان شهرام گیل آبادی ما یکی از این مشکلا رو نداشتیم
رادیو روز به روز بهتر می شد و کلی طرفدار پیدا کرده بود
بعد اینکه آقای گیل آبادی رادیو روزای خوبی رو پشت سر نذاشت
وقتی که مسعود احمدی اومد فک می کردم که لابد یکی بهتر
از گیل آبادی پیدا شده که دارن ایشونو عوض می کنن اما ...
این جناب احمدی کار خاصی واسه رادیو جوان نکرد فقط اوایل امد یه سری ها
رو بی خود بیرون کرد و یه لطمه بزرگ به رادیو زد اما بازم جای شکرش باقی اواخر
پی بردن که رادیو جوان اگه رادیو جوان شده فقط به خاطر همین مجریایی که داره ،
یادمه اولایی که آقای احمدی اومده بود سندس با اجرای فرزاد حسنی تموم شد
هفت شنبه و ... تموم شد بعد همین آقای احمدی دیدن رادیو جوان
با حضور فرزاد حسنی کلی طرفدار داره و ایشون رو برگردوندند
اما از گذشته بگذریم مشکلی که الان هست و رو باید یه جورایی رفع کردم
که من فک می کنم با حضور جناب احمد پور عمرااااااااا رفع شه .
من دیگه رادیو جوان رو تا زمانی که جناب احمدپور حضور داره گوش نمی دم
و تا روزی که ایشون هستن با رادیو خداحافظی می کنم چون با حضور ایشون
من هیچ لذتی از شنیدن رادیو نمی برم و می دونم مدیریت ایشون به درد نمی خوره .
من با خاطراتی که اهالیه رادیو برام رقم زدن تو این مدت زندگی می کنم ،
باور کنید بچه ها من خیلی چیزا از رادیو دارم آشنایی با رادیو جوان یکی
از اتفاقات بزرگ زندگی من بود شک نکنید ، هیچ وقت لحظاتی رو که با رادیو داشتم
رو فراموش نمی کنم لحظاتی با وحید جلیلوند با زهره هاشمی با علی ضیا ، فرزاد حسنی
، حامد مشکینی و... بغض کردیم و اشک ریختیم و لحظات قشنگی رو که سعید پور محمودی
، رضا آفتابی ،نسیم رفیعی و... برامون ساختن رو از یاد نخواهم برد
من رادیو و اهالیش رو هیچ وقت فراموش نخواهم کرد .
به خدا این آقای احمد پور تمام زحمتایی رو که آقای گیل آبادی کشیده بودن رو هدر داد
و خوب می دونم خیلی دور نیست روزی رو می بینیم همین چهار تا طرفداریی
هم که واسه رادیو مونده رو با مدیریتشون خواهد پرند.
به امید روزی که آقای احمدپور تشریفشون رو ببره و ما آشتیه دوباره ای با رادیو جوان داشته باشیم
حال شما ؟ خوبین ؟
ببخشین دیر به دیر آپ می کنم باور کنید درس و دانشگاه وقتی واسه آپ نمی زاره
شرمنده دیگه الانم باور کنید دارم از دانشگاه واستون آپ می کنم دقیقا استاد کنارم نشسته
اما حواسش نیست چی دارم می نویسم ![]()
بچه ها نمی دونم شما الان چقد رادیو گوش می دید مثه قبلا صبح تا شب خودتونو درگیر رادیو می کنید
یا نه اما من که حداقل روزی ۶-۷ ساعت رادیو گوش می کردم الان روز شاید نیم ساعتم گوش نکنم که
فک می کنم دلیل اصلیش اینه که رادیو جوان خیلی افت کرده قبول دارین ؟
من عاشق رادیو جوان بودم البته الانم هستم اما بعد آقای گیل آبادی فک می کنم رادیو روند رو به
سقوطی رو داشته و داره و هر چند مدیرش عوض شده اما بدتر شد بهتر نشد خیلی از مجریهایی رادیو
رفتن حالا یا تی وی یا... و این دلیل اصلی افت رادیوست البته من فک می کنم تو زمان آقای گیل ابادی
خط قرمز رادیو باز تر بود اما الان خیلی تنگ تر شده و اون انرژی که مجریا زمان آقای گیل آبادی داشتن رو
الان ندارن مثلا یادتونه فرزاد حسنی اون روزا چه اجراهایی داشت چه باحال بود چقد راحت هر چی دلش
می خواست می گفت ؟ اما الان چی ؟ به نظرتون انقده آزادی داره ؟ عمرااااااااااااااااااااااااا![]()
هیشکی نست بگه بابا این محدودیت هایی که شما الان داری قائل می شی به خدا بدتر خب همین کار
را رو می کنید که که بچه های مردم رادیو به این خوبی رو ول می کنن و می رن سراغ ... فشن و ... و ...
بی خیال فردا میان وبمونو می بندن .
این مشکل رو من شاید به زبون طنز نوشتم اما مشکل خیلی بزرگتر از این حرفاست
بیاید یه کاری کنن تا اوضاع بدتر از این نشده