
بسم الله الرحمن الرحیم
بیانیه بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید چمران تهران
در مورد « نامه لغو قانون تعهد خدمت به آموزش و پرورش مورخ 4 / 9 / 93 »
در روزهاي اخير خبرها حاکي از طرح پيشنهاد "لغو قانون تعهد خدمت به آموزش و پرورش" در سطح دولت است. پيشنهادي که در قالب نامه ای از سوي معاون نظارت رياست جمهوري ( دکتر نوبخت ) به معاون اول رئيس جمهور ( دکتر جهانگیری ) مطرح شده و براساس آن نيروي مورد نياز وزارت آموزش و پرورش مي تواند از طريق دانش آموختگان دانشگاه هاي مختلف کشور تامين شود و به گفته روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش اين نامه چهارم آذرماه به معاون اول رئيس جمهور ارائه شده است. در بخشي از نامه معاون نظارت راهبردي رياست جمهوري به معاون اول رئيس جمهور آمده است: " با توجه به اين که در حال حاضر نيازهاي وزارت آموزش و پرورش براي مشاغل آموزشي به راحتي از بين دانش آموختگاني که از شايستگي ها و توانمندي هاي بهتري برخوردارند و در انتظار به دست آوردن شغل و استخدام مي باشند، قابل تامين است ، ديگر نيازي به هزينه هاي اضافي براي بورسيه دانشجويان که تضميني هم بر وجود شايستگي هاي لازم در آنان بعد از دانش آموختگي وجود ندارد، نمي باشد. بنابراين پيشنهاد مي شود قانون متعهدين خدمت به آموزش و پرورش از طريق ارسال لايحه اي توسط دولت به مجلس شوراي اسلامي لغو شود بدين رو پيش نويس لايحه مربوطه تهيه شده که به پيوست براي استحضار و سير مراحل تصويب ارسال مي گردد."
قبل از هرگونه موضع گیری و نقد به این پیشنهاد رجوع می کنیم به بیانات امام خامنه ای در دیدار با معلمان و فرهنگیان سراسر کشور در تاریخ 17 / 2 /93 و نکات ارزشمندی که ایشان در باب تربیت معلم و دانشگاه فرهنگیان فرمودند و رهاورد این دیدار را چراغ راه مان می کنیم . بخشی از این سخنرانی بدین شرح است :
« يك كشور اگر بخواهد به سر افرازى برسد، به رفاه و غنا برسد، به علم و تفوّق علمى منتهى شود، اگر بخواهد مردم شجاع، آزاده، فهميده، عاقل، خردمند و متفكر تحويل جامعه ى بشرى دهد، بايد زير ساخت تعليم دوران كودكى و نوجوانى. اين، شأن معلم است. لذا به معلم خيلى بايد احترام كرد. براى ايجاد آمادگى لازم در معلم، خيلى بايد صرف وقت كرد. براى تهيه ى ساز و كارى كه تعليم و تربيت در آن مؤثر باشد و جهتِ درست داشته باشد، خيلى بايد سرمايه گذارى كرد.
اين مسئله ى دانشگاه فرهنگيان هم خيلى مهم است ؛ اين هم از جملهى چيز هایى است كه بايد به طور جدى به آرايش درونى آن توجه شود. معلم اگر شخصيت خودش ساخته نباشد، نمی تواند به متعلم خود، به مخاطب خود چيزى بدهد. اين جا شخصيت معلمين ساخته می شود. اگر چه اين دانشگاه در ذيل آموزش و پرورش تعريف شده است و مربوط به آموزش و پرورش است، ليكن آموزش عالى بايد همه ى پشتيبانی هاى ممكن را از اين دانشگاه ها بكند. اين ها كار هایى است كه در زمينه ى آموزش و پرورش بايد انجام بگيرد.آموزش و پرورش يك دستگاه معمولى و عادى در عرض ساير دستگاه ها نيست ؛ اين يك مركز اساسى و مهمى است ؛ حالا می توانيد آن را به عنوان موتور يك قطار، می توانيد به عنوان مركز ذخيره ى يك مجموعه تعبير كنيد ؛ به هر حال فرق می كند با دستگاه هاى اجرایى ديگر. كار عمقى و بنيانى در اين وزارت خانه به قدرى است كه در ساير وزارت خانه ها نظير آن را نمی شود پيدا كرد ؛ حتّى وزارت خانه هاى مشابه فرهنگى هم آن مقدار حساسيت و ظرافت و دقتى كه در اين مجموعه لازم است به كار گرفته شود، ندارند.
همهى دستگاهها در دولت، وظیفهى پشتیبانى آموزش و پرورش را دارند؛ چه دستگاههایى که به برنامهوبودجه میپردازند، و چه دستگاههایى که آنها را در مجلس شوراى اسلامى تأیید میکنند و تصویب میکنند، باید نگاه همهى آنها به آموزشوپرورش یک چنین نگاهى باشد. تصوّر نکنند که اینجا جایى است که فقط هزینهبر است - گاهى نگاه، اینجورى است؛ میگویند دستگاه هزینهبر - نه، اینجا دستگاهى است که هرچه شما هزینه کنید، بهطور مضاعف دستاورد خواهید داشت؛ اینجا جایى است که ثروتسازان آینده، علمسازان آینده، تمدّنسازان آینده، مدیران آینده، از اینجا بهوجود خواهند آمد و خلق خواهند شد. اینجور نیست که ما خیال کنیم آموزشوپرورش فقط براى ما هزینه دارد؛ نخیر، دستاوردهایى بزرگتر از دستاوردهاى آموزشوپرورش وجود ندارد. هرچه شما در سرتاسر کشور از جلوههاى پیشرفت و دستاورد و ابتکار مىبینید، ریشهى آن اینجا است؛ اینجا را درست کنید تا همهجا درست بشود. بنابراین پول خرج کردن براى آموزشوپرورش و توسعهى منابع مالى آموزشوپرورش، یکى از کارهاى اساسى است که امیدواریم مسئولین دولتى به این نکته توجّه کنند.
این دانشگاه فرهنگیان - یا به تعبیر قدیمى، دانشگاه تربیتمعلم - دانشگاه است، لکن با دانشگاههاى معمولى فرق دارد. علاوهى بر امتیازاتى که دانشگاههاى دیگر دارند، امتیاز «تولید معلم» مخصوص این دانشگاه است؛ این شرایطى دارد؛ به این دانشگاه خیلى باید اهمّیّت داد. »
بعد از طرح مسئله و ذکر رهنمود های مقام معظم رهبری ذکر چند نکته ضروری به نظر می رسد :
1 – نگاه دولتمردان به آموزش و پرورش در همه حال باید یک نگاه سرمایه گذاری باشد نه یک نگاه هزینه بر، هزینه ای که در آموزش و پرورش برای تربیت معلم صرف می شود از آنجایی اهمیت صد چندان نسبت به سایر هزینه ها پیدا می کند که یک معلم متعهد و متخصص امر خطیر تعلیم و تربیت چندین نسل را برعهده دارد و اگر آنچنان که باید و شاید شخصیت ، اخلاق ، دانش و مهارت های او ساخته و پرداخته نشده باشد نباید انتظار تربیت نسل هایی با ایمان ، فرهیخته ، توانمند ، ... داشت و این تربیت معلم به گفته متخصصان تربیت معلم که سال ها در این زمینه تلاش کرده اند جایی اتفاق نخواهد افتاد مگر دانشگاهی مختص تربیت معلم ( دانشگاه فرهنگیان ).
2 –جذب نیروی انسانی مورد نیاز برای برعهده گرفتن جایگاه رفیع معلمی در آموزش و پرورش پیش از این نیز سابقه داشته است ، نیروهایی که در دانشگاه های دیگر مدرک گرفته اند و با طی دوره ای کوتاه جهت کسب مهارت های معلمی راهی مکانی مقدس به نام کلاس درس شده اند. اما این تجربه از جمله تجربه های تلخ آموزش و پرورش می باشد ، که می توان نشانه های بارز آن را در اعمال و رفتار این نیروها جست و جو کرد و از مدیران مدارس و افرادی که سابقه زیادی در آموزش و پرورش دارند جویا شد.
3 – دانشگاه فرهنگیان – مراکز تربیت معلم سابق – سابقه ای طولانی دارد حداقل 30 سال بعد از انقلاب اسلامی و بیش از 100 سال در تاریخ آموزش و پرورش ایران و حاصل تصمیمات یک شبه نیست هر چند که با فراز ها و فرود هایی همراه بوده است ، این سابقه طولانی و از بین نرفتن در طی این سال های متمادی از یک طرف و یکی از ارکان مهم سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بودن از طرف دیگر اهمیت این دانشگاه را نشان می دهد با این توضیح باید عرض کرد که موجودیت دانشگاه فرهنگیان – مراکز تربیت معلم سابق – با پذیرفتن دانشجویان متعهد خدمت به آموزش و پرورش ( بورسیه ) گره خورده است و لغو این بورسیه به مثابه لغو دانشگاه فرهنگیان می باشد .
4 – به نظر می رسد در سال جاری و سال آتی دولت برای تامین بودجه کشور با مشکلات مختلفی رو به رو ست و این پیشنهاد برای درمان این درد ولو به مقدار اندک ارائه شده است . اما باید عرض کرد آیا دیواری کوتاه تر از دیوار آموزش و پرورش و دانشگاه فرهنگیان نیست ؟!!! آیا دولتمردان در سایر بخش ها نیز جلوی هدر رفت سرمایه های کشور را گرفته اند یا تصمیمی مبنی براین کار دارند ؟. باید به اطلاع رساند که حداقل 45 درصد از کمک هزینه تحصیلی دانشجو معلمان بابت هزینه های رفاهی اعم از خوراک ، خوابگاه ، ... و هزینه های آموزشی کسر می شود و بخش عظیمی از تامین مالی دانشگاه فرهنگیان از این طریق انجام می گیرد.
5 – در متن نامه آمده است « ... نيازي به هزينه هاي اضافي براي بورسيه دانشجويان که تضميني هم بر وجود شايستگي هاي لازم در آنان بعد از دانش آموختگي وجود ندارد، نمي باشد. » . این تضمین زمانی داده می شود که دولتمردان به دانشگاه فرهنگیان نگاه استراتژیک داشته باشند ، شرایط را به گونه ای فراهم کنند که برترین های کنکور سراسری وارد دانشگاه شوند و طی این دوره چهار ساله با فراهم کردن امکانات و زیرساخت های لازم ضمن تربیت معنوی و روحی دانشجویان ، مهارت های لازم را نیز در آنان به وجود آورند. از سوی دیگر آیا فارغ التحصیلان سایر دانشگاه ها صلاحیت لازم را دارند؟ آیا تضمینی برای عملکرد موفق آنان بعد از ورود به کسوت معلمی وجود دارد؟ آیا این پیشنهاد حاصل یک کار کارشناسی شده است ؟
6 – در پایان به نظر می رسد لغو قانون تعهد خدمت به آموزش و پرورش راهی مناسب برای کاهش نرخ بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاه ها نیست ؛ زمانی که در ایجاد انواع و اقسام دانشگاه ها - که در آن ها گاهی به دانشجو به چشم مشتری نگاه می شود – مسابقه به راه افتاده بود باید برای اشتغال فارغ التحصیلان مدرک به دست فکری می شد نه با قربانی کردن تربیت معلم .
منبع : http://bdfp-chamran.blogfa.com/post/129