یادش بخیر...
چه دوران خوبی بود اینجا😃
یه مدت همه چی خراب شد دیگه بعدش کسی وبلاگ نیومد.😔😔
نمیدونم کسی هنوزم هست اینجا. که پست بخونه.
فقط میدونم دلم واسه همه چی تنگ شده😒😒
انگار هر چی میرم جلو میفهمم گذشتمو بیشتر دوست داشتم.😒😒
چه دوران خوبی بود اینجا😃
یه مدت همه چی خراب شد دیگه بعدش کسی وبلاگ نیومد.😔😔
نمیدونم کسی هنوزم هست اینجا. که پست بخونه.
فقط میدونم دلم واسه همه چی تنگ شده😒😒
انگار هر چی میرم جلو میفهمم گذشتمو بیشتر دوست داشتم.😒😒
فقط مینویسم تا عشق یاد قلبم بماند!
در این ژرفای دل کندن ها و عادت ها و هوس ها،فقط تمرین آدم بودن میکنم!
همین....
مخاطب خاص ندارم....
چون خودم خاصم!!
چه دوران خوبی بود اینجا😃
یه مدت همه چی خراب شد دیگه بعدش کسی وبلاگ نیومد.😔😔
نمیدونم کسی هنوزم هست اینجا. که پست بخونه.
فقط میدونم دلم واسه همه چی تنگ شده😒😒
انگار هر چی میرم جلو میفهمم گذشتمو بیشتر دوست داشتم.😒😒
خیلی شوخن
خیلی مهربونن
خیلی حساسن
بیخیال به نظر میرسن
شاد به نظر میرسن
خنده از رو لباشون محو نمیشه
بین همه دوستاشون مشهورن به باحال بودن
بیرون رفتن بدون اونا حال نمیده
از همه تنهاترن!!
همه را امتحان کرده ام!
قرص خواب و مسکن
روانشناس
خنده های زورکی
هنذفری در گوش و گریه کردن
دوستان جدید
دل من این حرف ها حالیش نمیشود!!
آغوشت را میخواهم!!
برگرد....

دلت را خوش نکن به ذوق مردم از باریدنت!!
این جماعت زمانی تو را میخواهند که برایشان "صرف" داشته باشی
وقتی تو را میخواهند که هوا گرم باشد!زمین خشک باشد!
همین که خیسشان کنی!
همین که ناخواسته ضرر برسانی!
همین که برنامه هایشان را لغو کنی!
تو را به فحش خواهند کشید....
اما نگران نباش!تو تنها نیستی!!
رفتارشان با من هم شبیه توست....
مرد های چشم چران
زن های خاءن
دختر های شهوتی
پسران شهوتی تر
پس چه شد؟؟!!
چیدن یک سیب و این همه تقاص؟!!
بیچاره آدم!!
بیچاره آدمیت!!
لطفا آتش بس اعلام کنید!!
بخدا.....
تمام شد این دلم!!
این بوی بدی که داره میاد
نه بوی جورابه
نه بوی فاضلاب
.
.
.
.
.
.
.
بوی اول مهره!!
بوی مدرسه هاست!!
خخخخخخخخخخخخخ!!
با شناختی که من از مدرسه و دبیرامون دارم میدونم وفت نمیکنم زیاد نت بیام
بخصوص امسال که نهایی هستیم
اما هر چند وقت یه بار بهتون سر میزنم!!
امیدوارم سال تحصیلی خوبی داشته باشین....
برای گفتن چیزی ندارم.....اما برای شنیدن حرف هایت گوش بسیار.....
میشود من بغض کنم و تو بگویی: مگر خدایت نباشد که تو اینگونه بغض کنی....
میشود من بگویم:خدایا؟!
تو بگویی:جان دلم!
میشود بیایی؟!
تمنا میکنم!!

یه وقتایی باید رفت!!اونم با پای خودت....
باید جای خودتو تو زندگی بعضیا خالی کنی.....
درسته تو شلوغیا متوجه نمیشن!!
ولی بدون
یه روزی.....یه جایی....بد جوری یادت می افتن!!!
که دیگه دیر شده....
خیلی دیر......
ذهنم آشفته
خواب هایم پریشان
خنده هایم فتوشاپی
درد و دل هایم با دیوار فیسبوک و وبلاگ
میزان همدردی ها هم با لایک و کامنت
و تکرار پشت تکرار
بوسه های مجازی
هوس های سرد
آغوش های خیالی
احساسات از جنس دکمه های کیبورد
.
.
.
.
.
.
.
.
نسل من نسلی است که احساساتش را پشت همین کابل سیم ها قربانی میکند
تمام عاشقانه هاتو واسه کسی
بگو...
بخون...
بنویس...
که اگر چند سال هم از تاریخ مصرفش گذشت
و به دستش افتاد
باز دلش به هوایت پر بکشد!
الان باید با کل افراد عضو فیسبوک و یاهو و توئیتر
و همکلاسی های دانشگاه طرف و فامیلاش و در و همسایه
و ولگرد های تو خیابون رقابت کنی!!!
تجاوز یعنی تو و دوستات سر کوچه وایساده باشین٬خانم مجبور باشه یه کوچه رو دور بزنه تا شما مزاحمش نشین.....
بله!!
تجاوز که فقط به معنای زورکی هم آغوش شدن نیست!!
بعضی چیزا رو باید بنویسیم
نه برای اینکه همه بخونن و بگن "قشنگه"
فقط برا اینکه
"خفه" نشیم
همین....
یا اینکه شاید پدرش هیچوقت دستشو نگیره
با اینکه شاید پدرش قربون صدقش نمیره
با اینکه شاید پدرش هیچوقت دخترم و عزیزم و...... صداش نمیزنه
ولی با همه ی اینا بازم حاضر نشد عشق و محبتی رو که پدرش ازش دریغ کرده رو تو خیابونا و تو وجود یه پسر پیدا کنه!!
آقا پسری که ابروهاتو برمیداری که خوشگل بشی
.
.
.
.
.
.
.
.
.
فقط با یه ابرو برداشتن که خوشگل نمیشی!!
باید رژ بزنی!!
دامنم بپوشی که ناز شی!!
آره جونم....
یکی از افتخاراتم اینکه
.
.
.
.
.
.
.
.
هنوز شلوار مارک گرون قیمت رو
به ساپورت ۲۰ تومنی
ترجیح میدم
گاهی به سرم میزد هر چیز و هر کس را با تو اشتباه بگیرم!
گاهی به سرم میزد تمام شعر هایم را فراموش کنم!
گاهی آنقدر میخندیدم که گریه ام بگیرد!
گاهی به سرم میزد عشق را جلوی در بگذارم ساعت ۹ که شد!
گاهی با خودم قرار میگذاشتم از خواب بپرم که شاید همه اینها خواب بوده....
خلاصه گاهی با همین گاهی ها دوریت را باور نکردم....
نبودنت را.....
نیامدنت را.....
فردا نکند نیایی!!!
که ممکن است گاهی به "مرگ" هم فکر کنم.....
تا لذت خوردن یک سیب را با او تجربه کنم....
قرن هاست....
مشکل از من نیست....
نه از من....نه سیب سرخ....نه شیطان....
تو نایاب شده ای "آدم".....
تقدیر را بهانه کرده اند برای نرسیدن من به تو!!باور کن هیچ مانعی نیست.....
فقط به گمانم.....
شاید......
هنگام نگارش تقدیرمان٫خدا عطسه کرده باشد......
همین.....
به صبر که اعتقاد داری....؟؟؟