دلت که گرفت ...
امشب اونقد گریم گرفت که اشکام یه جوری جاری می شد خودم از دیدن این اشکا تعجب میکردم!
این منم..اولین روز نسخه نویسی و دهن سرویسی:((دلم خیلی غصه داره:((
امشب اونقد گریم گرفت که اشکام یه جوری جاری می شد خودم از دیدن این اشکا تعجب میکردم!
این منم..اولین روز نسخه نویسی و دهن سرویسی:((دلم خیلی غصه داره:((
من یک زنم،یک زنی که به قد موهای سرم شکسته وله شده...یک زنم که احساساتم ترک خورده و بارها ترد شده ام...من یک زن مستقل ام که روی پای خودش واستاده و در محیط کاری که هیچ کس همراهش نیست کار میکنه:(( من یک زنم که هیچ کس منو درک نمیکنه و هیچ وقت منو نهمید...
رنگ لاکم،ارایش صورت بدون مهارتم،لباس یقه بازم به خودم مربوطه..مرا دریابید...دارم له میشم و هیچ کس منو درک نمی کنه
هنوز داغدار فوت شجریان بودیم که از ازمایشگاه پایین وحشتناک تر این بود که مامان کرونا بگیره...کی فکرشو میکرد آخه؟!ها؟!
یه هفته ای که یه شب ما نخابیدیم و اخرشم مجبور شد بره بیمارستان...شبی که اورژانس بود:(دیدن حال بدش روی تخت بیمارستان:(اون مانیتور لعنتی که هی پایین وبالا می شد:(
خداروشکر مرخص شد... ته این داستان غمناک پاییزم فوت همسایه بود...!
غصه ها را قصه ای از سر نوشت