مرد و زن ندارد
به نقطه ی ما شدن که رسیدی ...
شور انگیز ترین باش برای عاشقانه هایت
میان مردمان شهر فریاد بزن " دوستت دارم "
و اگر کسی چشم غره ای رفت
تنها دعایش کن عاشق شود ، همین ...!


تو باشی .......
یـــآدَت بـآشَـــد ...
دِلـَــت کــــﮧ شِکَـســـت...
سَــــرَت را بـــــآلا بـگـیـــرےتَـلافــــے نَکــُــטּ ...
فَـریــــــــآد نــَـــزَטּ ...
شَرمـگیـــــــטּ نَـبـــــآش ...!!
دِل ِ شِکَستـــﮧ گوشـه هآیــَـش تیــــز اَســــت...
مَبــــآدآ دِل و دَســـتِ آدَمـــے کــــﮧ روزے...
دِلــــدآرَت بــــود رآ زَخمــــے کُنـــے بــــﮧ کیــــטּ !!
مَبــــآدا کــــﮧ فَرامــــوش کُنــــے روزے شآدیــَــش آرِزویــــت بــُـود...
صَبــــور بــــآش و سـ ـ ـ ـآکــِــت ...

من با تو ...........

ترشحات خوبی هایت
به سنگین ترین نقطه قلبم رسیده است
سبک تر شده ام حالا،مثل پروانه
استشهاد سلولهای بدنم گواهی میدهد
به بیکران شدن روحم در انزوای جسمت
من در ترانه های تو غرق شده ام
جنگ دست و پایم بی فایده است
وقتی روحم را از چنگم در اورده ای
من با تو زنده ام یا مرده ؟
عشـــــق
بیـن روح و بدن ات فاصله تعیین کردن
نقشه می ریخت مرا از تو جدا سازد "شک"
نتوانست، بنا کـــرد بــــه توهیـــن کردن
زیـــر بار غم تـو داشت کسـی له می شد
عشق بین همه برخاست به تحسین کردن
آن قدر اشک به مظلومیتم ریخته ام
که نمانده است توانایی نفرین کردن
"با وفا" خواندم ات از عمد که تغییر کنی
گاه در عشق نیــاز است به تلقین کردن
"زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست"
خط مزن نقش مرا مـوقـــع تمریــن کردن!
وزش باد شدید است و نخ ام محکم نیست!
اشتباه است مرا دورتر از ایـــن کردن
![]()
دل بستن

حتی تنهایی هم، شرمش گرفته
بیاید و کنار دلتنگی هایم بنشیند
می داند این دلِ بی رَمَق
پُر شده از بی مهری ها ...
می ترسد تاب نیاورم و بِبُرّم از زندگی
و
هر شب سر به زیرتر و آرامتر می آید
(مهرداد حبیبی)
![]()
تنهایی بی پایان

برای همه "خوب" باش
آنکهــــ فهمید ،
همیشه در کنارت و به یادت خواهد بود
و آنکهــــ نفهمید ،
روزی دلش برای تمام خوبیــــهایت "تنگ" می شود.
![]()
اسمس با مزه
یکی از فانتزیام اینه که یه پیرمرد پولدار تصادف کنه و من برسونمش
بیمارستان و نجاتش بدم، اونم با بچه هاش مشکل داشته باشه و تمام زندگیشو به
نام من بزنه و بمیره ؛ وقتی بچه هاش منو پیدا میکنن که پولارو بگیرن ، همه
پولارو بندازم جلوشون بگم بردارید نامردها ، اونی که با ارزش بود پدرتون
بود …
یکی از فانتزیام اینه که ازدواج کنم، بچه دار شیم، بچمون دختر باشه
، اسمشو بذاریم گیتا، بعد با هم دعوا کنیم و جول و پلاسش رو که خواست جمع
کنه بره بهش بگم: هرچی میخوای ببری ببر ، فقط گیتارو با خودت
نبر !!!
یکی از فانتزیام اینه که برم توی عروسی غریبه و موقعی که عروس میخواد بعله
رو بگه یهو از وسط جمعیت داد برنم: نهههههههه باهاش ازدواج نکن، من هنوز
دوستت دارمممم … بعد فامیلای دوماد جنازمو ببرن سمت افق!!!
یکی از فانتزیای مامانم اینه که بیاد تو اتاقم ببینه همه چی مرتبه …
یکی از فانتزیام اینه که توی یک مهمونی یهو وارد بشم و دخترا که دارن میوه پوست می کنن همه دستاشون رو ببرن !!!
و بعد از اینکه یِکَم نشستم ، پاشم حرکت کنم به سمت افق …
یکی از فانتزیام اینه که یه روز پشت تلفن توی جمع بگم خودمو با اولین پرواز میرسونم …
یکی دیگه از فانتزیام اینه :
سوار یه پیکان تاکسی بشم ، یه تراول ۵۰تومنی تا نخورده رو بدم به راننده…
راننده بگه آقا یه نفرید ؟؟؟
منم یه کم مکث کنم و با یه لبخند معنی دار بگم : خعلی وقته …
بعدش پیاده بشم و تو افق حرکت کنم !
راننده هم از پشت صدام بزنه آقا … آقا … آقا ، بقیه پولتون !!!
منم کُتمو بندازم رو دوشمو بی توجه به راننده تو تاریکیا محو بشم …
یکی از فانتزیام اینه که تو عروسی اقوام یهوووووووو داد بزنم :
داماد چقدر انتره ، عروس ازون بدتره”
بعد یه فانتزی دیگه دارم : یه جا که خیلی شلوغه گوشیم زنگ بخوره بگم : آره ، آره ، حواستون باشه ؛ “زنده می خوامش”
چند رباعی .....
من چسب زدم به تار و پودم یک عمر
خونمرده و زخمی و کبودم یک عمر
حالا که نگاه میکنم، میبینم:
من عاشق کاکتوس بودم یک عمر
*****
پیراهن خالی تو بر جارختی
عطری که پریده از تن روتختی
سالی که بد است از زمستان پیداست
آغاز هزار و سیصد و بدبختی
*****
یک عمر دویدهام؛ چه میفهمی تو؟
هرگز نرسیدهام؛ چه میفهمی تو؟
تو خواه سیاه باش، تو خواه سفید
من مارگزیدهام؛ چه میفهمی تو؟
*****
از من رگ و از تو تیغ؛ یادت باشد
زخمی که زدی، رفیق، یادت باشد
حالا که خودت خواستهای حرفی نیست
این ثانیه را دقیق یادت باشد
فرق دخترا با پسرا در کنکور
ولی پسرا از هر 10000نفر یه نفر سرش تو ورقه خودشه


*****
من پذیرفتم که عشق افسانه است!
این دل درد آشنا دیوانه است!
میروم شاید فراموشت کنم!
یا فراموشی هم آغوشت کنم!
میروم از رفتنم دل شاد باش!
از عذاب دیدنم آزاد باش!
گرچه تو تنهاتر از من میشوی!
آرزو دارم ولی عاشق شوی!
آرزو دارم بفهمی درد را!
تلخیه برخوردهای سرد را!

دیشب ازدلتنگیت بغضی گلویم راشکست/گریه ای شدبرفراز آرزوهایم نشست/من نگاهت را
کشیدم روی تاریخ غزل/تا بماند یادی
ازروزی که برقلبم نشست…
منتظرم می مانی؟
گاهی انقدر دلتنگ میشوی که اگر خودش بفهمد!
از نبودنش خجالت میکشه!!!!!

فرق نداره شرق یا غرب
شمال یا جنوب
من تورا به هر جهت دوست دارم

خدایا
این دلتنگی های ما را هیچ بارانی آرام نمیکند
فکری کن
اشک ما طعنه میزند به باران رحمتت .

من نااميد نيستم!!!


تا هر زمان که تو بخواهی
گفتی : می دانم
گفتم : چشمانت را در بهترين نقطه دلم قاب کرده ام برای هميشه هر گوشه دلم
را که می بينم تو هم آن جايی .
گفتی : می دانم
گفتم : برای من از تو دوست داشتنی تر وجود ندارد
باز هم گفتی می دانم .
امروز چندمين روز است که تو رفته ای و من هيچ گاه اين را نمی دانستم
که تو برای من به ياد من و دوست دار من نيستی
باز هم می گويم : منتظرت می مانم شايد فقط شايد روزی برگردی....
درد دل هايــم رابــرده ام پيش خــــدا ...
من چسب زدم به تار و پودم یک عمر
خونمرده و زخمی و کبودم یک عمر
حالا که نگاه میکنم، میبینم:
من عاشق کاکتوس بودم یک عمر
*****
پیراهن خالی تو بر جارختی
عطری که پریده از تن روتختی
سالی که بد است از زمستان پیداست
آغاز هزار و سیصد و بدبختی
*****
یک عمر دویدهام؛ چه میفهمی تو؟
هرگز نرسیدهام؛ چه میفهمی تو؟
تو خواه سیاه باش، تو خواه سفید
من مارگزیدهام؛ چه میفهمی تو؟
*****
از من رگ و از تو تیغ؛ یادت باشد
زخمی که زدی، رفیق، یادت باشد
حالا که خودت خواستهای حرفی نیست
این ثانیه را دقیق یادت باشد
اهنگهای دوس داشتنی من
/Siavash Ghomeishi - Alaki[mehr-dad.mihanblog
http://lovely212.mihanblog.com/post/510
http://ava.shahrmajazi.com/music-24207.xhtml
خاطرات
سوزاندنم خاطراتت را..
دودش چشمهایم راسوزاند…
حالا خاطرات سوخته ب کنار..
میان شعله هایش اولین کاغذی ک سوخت
دست نوشته های توبود…خواستم بردارم ک دستم سوخت..میبینی
دوباره خاطره شدی…

نزدیک میشوم بوی دریا می آید. دور که میشوم صدای باران،
بگو تکلیفم با چشمهایت چیست؟ لنگر بندازم و عاشقی کنم
یا چتر بردارم و دلبری کنم؟
گاه می اندیشم
گاه می اندیشم...
چندان هم مهم نیست اگر هیچ از دنیا نداشته باشم
همین مرا بس که کوچه ای باشد و باران
وخدایی که زلال تر از باران است







