تولد دوستم

سلام دوستان شنبه ۳ اسفندماه تولد بهترین دوستمه لطفا شماهم این روز روبهش تبریک بگین

 اگه متن زیبادارین برای تبریک گفتن بهم بگین

 

حقیقت زندگی

 

 

همیشه اشک اونایی که به فکرمون هستن رو در میاریم.. و همیشه واسه کسایی که به فکرمون نیستن

  اشک میریزیم.. همیشه به کسایی که اصلا به یادمون نیستن فکر میکنیم.. و همیشه کسایی که اصلا

فکرشم نمیکنیم به یادمونن.. این حقیقت زندگیه.. عجیبه ولی حقیقت داره..

 

هی غریبه

 

قیافت خیلی آشناست

من و تو جایی همدیگر را ندیده ایم ؟

آهان یادم اومد یه روزهایی خاطره هایی با هم داشتیم

یادمه اون موقع دم از عشق و عاشقی می زدی …

اینقدر مات نگاهم نکن  عشقت سودیش می شه !

راستی قبل رفتن خواستم بدونی وقتی دیدمت دلم نلرزید

تو دیگه رفتی

مهربانی تا کی؟؟

بگذار سخت باشم و سرد!!!!!

باران که بارید...چتر بگیرم و چکمه!!!!

خورشید که تابید...پنجره ببندمو تاریک!!!!

اشک که امد...دستمالی بردارم و خشک!!!!!

او که رفت........ نیشخندی بزنم و سکوت

امشب

ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته

از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته

یک سینه غرق مستی دارد هوای باران

از این خراب رســوا امشب دلم گرفته

امشب خیال دارم تا صبح اشک ریزم

شرمنده ام خدایا امشـــب دلم گرفته

خون دل شکـــــسته بر دیدگان تشنه

بایدشـــود هویدا امشــــب دلم گرفته

ساقــــی عجب صفایـــی دارد پیاله تو

پر کن به جان مولا امشـــــب دلم گرفته

گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است

فردا به چشم اما امشب دلم گرفته

فکرت پیش غریبه هاست

 

فکرت پیشِ غریبه ها


 نگات به چشمای منه


 دستامو می گیری ولی  

قلبت واسه اون می زنه

 حواس تو جای دیگه س


 
وقتی نشستیم پیش هم


 چه زجری می کشم ولی


 نمی تونم چیزی بگم

خدایا


 نمی خوام کم بیارم


 ولی طاقت ندارم


 یه نفر بینمونه


 
خدایا


 مگه دوسش نداشتم؟


 چی براش کم گذاشتم


 کی دلش مال اونه؟

فکرت پیشِ غریبه ها


 دستات تو دستای منه


 منو صدا می کُنی و


 قلبت واسه اون می زنه

چه زجری می کشم ولی


 واسه تو خیلی راحته


 کنارِ من...تو فکر اون


 این بدتر از خیانته!

قسم به..

دوباره دستامو تو رد کردی رفتی

بازم به احساسم تو بد کردی رفتی

به این دل خونم به چشم گریونم

چه بد کردی رفتی

نگفتی قلب من نباشی میمیره

نباشی این خونه بدجوری دلگیره

تموم دنیامی ، همون که میخوامی

پای دلم گیره

قسم به این دلی که تو کردی تیکه تیکه

به همین اشکایی که میریزه چیکه چیکه

بدون عزیزم همیشه هیچوقت تورو نمی بخشم

قسم به دردایی که با رفتن کردی سهمم

اگه بیای بیفتی به دست و پای قلبم

بدون عزیزم هیچوقت تورو نمی بخشم

یه دنیا احساسو تو چشمام ندیدی

که اینهمه ساده ازم دست کشیدی

مگه کمتر از گل ازم چی شنیدی

چی شد که دل کندی

تا دیروز که با من تو همصدا بودی

قدم قدم با من تو پا به پا بودی

کنار من از غم همش جدا بودی

چی شد که دل کندی

 

اشکم خدایا...

میبخشم کسانی رو که هر چه خواستن با من، با دلم، با
 
احساسم کردند و مرا در دور دست خودم تنها گذاشتند و
 
من امروز به پایان خود نزدیکم...
پروردگارا به من بیاموز

در این فرصت حیاتم آهی نکشم

برای کسانی که دلم را شکستند........


باورکن

ﻣﻦ ﭼﻴﺰ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺩﻡ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻨﺖ !

ﮐﻤﻲ ﺩﻟﻢ ﺷﮑﺴﺖ ، ﺷﺐ ﻫﺎ ﮔﺮﻳﻪ ﮐﺮﺩﻡ . ﻳﺎﺩﮔﺎﺭﺵ

ﺳﺮﺩﺭﺩ ﻫﺮﺷﺒﻢ ﺷﺪ!

ﻳﮑﻢ ﺍﺯ ﺁﺭﺍﻡ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﮐﺮﺩﻥ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮔﺮﻓﺘﻢ!

ﭼﻴﺰ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ !

ﺗﻮ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﺎﺧﺘﻲ !

ﺗﻮ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﺮﻳﻦ ﻗﻠﺐ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﺑﺎﺧﺘﻲ !

ﻫﻴﭻ ﮐﺲ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻱ ﻣﻦ ، ﻋﺎﺷﻘﺖ ﻧﻤﻲ ﺷﻮﺩ

ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ 


دوره گرگ ها

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان


دوره ،

دوره ی گرگهاست …!

مهربان که باشی ،

 می پندارند دشمنی!

گرگ که باشی ، خیالشان راحت میشود

 از خودشانی!!!

ما

 تاوان گرگ نبودنمان را می دهیم



دوراهی

سخت ترین دو راهی بین فراموش کردن و انتظار است .     

گاهی کامل فراموش می کنی و بعد می بینی باید منتظر می موندی ...

و گاهی آنقدر منتظر می مانی تا وقتی که می فهمی باید زود تر از اینها فراموش می کردی ...

 خدایا از این دو راهی سخت نجاتم بده ...       

 

 

    

اشکم..

 تو که در چشم من
 
                          جا داشتی...                        

 قطره قطره

نم نم...

فرو ریختی...!

عاقبت

" یاد تو " هم

با اشکهای من

خشکیِِِِِـــــــــــــد...!



کوچه

هر کسی برای خودش خیابانی دارد…


کوچه ای…


کافی شاپی..


و شاید عطری…


که بعد از سالها… خاطراتش گلویش را چنگ میزند!


نشانه های یک عشق حقیقی چیست ؟

تورفته ای

حالا که رفتهــ ای،

ساعتهــــا به این می اندیشم

که چرا زنــــده ام هنـــوز؟

مگـه نگفتـــه بــودم بی تــــو میمیرم؟

خدا یادش رفته استــــــ مرا بکشــــد،

یا تــــــو قرار استــــــ برگردی؟!


... 1636-گالری عکس عاشقانه تنهایی و غمگین

حسرت

نمی دانم چرا حسرتهای من تمامی ندارد...

 

حسرت باتو قدم زدن زیر باران پاییز

 

حسرت باتو بودن کنارسفره ی هفت سین

 

حسرت گرفتن دستانت درسرمای زمستان

 

حسرت پرواز در بیکران نگاهت

 

حسرت پناه گرفتن در آغوش مهربانت

 

حسرت ........واین حسرتها تمام زندگی من است

 

این حسرتها روزی به گور خواهند رفت....


به وسعت ندیدن نگاه زیبایت خسته ام

غریبه

منم اون غریبه ای که یه روزی همه کست بود

 

توی این دنیای خاکی تنها اون هم نفست بود

 

وقتی که دو رنگی دیدی وقتی از همه بریدی

 

وقتی از مردم دنیا چیزی جز بدی ندیدی

 

دست اون شد یه نوازش شدی آروم تو کنارش

 

دل اون پای دلت بود تو شدی همه قرارش

 

یادته غصه می خوردی دل اون بود که می لرزید

 

وقتی غم از تو جدا بود لب اون بود که می خندید

 

حالا اما دل تو رفته که رفته دل اون غریب شکسته

 

تو دیگه بر نمی گردیولی اون به پات نشسته.....


چهارشنبه 1391/08/10 ] [ 8:33 PM ] [ choka ]

پیرشدم

باز من ماندم و یک بغض نجیب

باز من ماندم و یک حال غریب


شب و روزم همه تکرار عذاب


ارزوهای دلم نقش بر اب


بی تو من از هم عالم دورم


به خدا تا به ابد زنده به گورم


من ازین اهل زمین دلگیرم


سالیانیست که دیگر پیرم....


امشب خستــــــــــــه تر از هر روزم

خسته ام

خسته ام...

از این هجوم سرد کابوس

این واژه های بارانی ،

سهم کوچکی از

شکستن بغض همیشگی من است

این روز ها حال دیوانه ای را دارم..

که همیشه زیر لب

تنهاییش را فریاد میزند

انگار جایی دور

لبخندی را جا گذاشته ام

جایی میان خواب هایم

این شب های طولانی تنها زمانیست

برای فکر و زخم و کابوس تنهایی...

  

... مثل قانون کسی رعایت نمی کند چرا غمگینی

پرنده

هیشکی باورش نشد ...... یه پرنده یه اسیره

همه عمرشو باخته ...... داره تو قفس میمیره

بسته اون بال و پرش ...... دلش از غصه پره

روزی که رها بشه ...... تا به ابرا میپره

نگاهش به اسمونه ...... که یکی نگاش کنه

اونو از اون بگیره ...... از قفس رهاش کنه

حالا توی لحظه هاش ......صدای ناله میاد

دیگه باور نداره ...... انتظار به سر میاد

هیشکی باورش نشد ...... یه پرنده یه اسیره

همه عمرشو باخته ...... تو قفس داره میمیره

 


ای را اسیر می کنند ، تا فالی از قفس ...

آواره

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم ...


تنهاترین تنهای تو . زخم زبونا خورده بود


خدانگهداری نکرد . چون قبل رفتن مرده بود


مسافر دلتنگیا . از بعد تو بیچاره شد


بعد از وداع آخرش . رفت و دیگه آواره شد

مزار

به دود سیگار معتاد نیستند ادما توی دود ...


کس به من کاری ندارد از غباری کمترم


سایه بر خاری ندارم از حصاری کمترم


مرده ها را هفته ای یک روز یادی می کنند


من فراموشم ز دلها از مزاری کمترم

خداحافظ

برو ای خوب من ، هم بغض دریا شو ، خداحافظ !
برو با بی کسی هایت هم آوا شو، خداحافظ !
تو را با من نمی خواهم که «ما » معنا کنم دیگر
برو با یک «من » دیگر بمان «ما » شو ، خداحافظ !