Humanity
من خودم رو یه آدم واقع گرا میدونم.در فلسفه به امثال من میگن بدبین.جزو اون کسایی که تو مهمونی زیاد آدمای جالبی نیستن.البته بیرون از مهمونی هم آنچنان تو دل برو نیستن!
گمونم وجدان انسان یک قدم اشتباه در راه تکامل انسان بود.تمایل به خودآگاهی پیدا کردیم.طبیعت جنبهای رو به وجود آورد که بخش دیگهای از خودش رو از بین ببره.ما موجوداتی هستیم که طبق قانون طبیعت اصلا نباید وجود داشته باشیم.ما موجوداتی هستیم که برده توهم داشتن نفس هستیم.این پیوستگی احساسی تجربه و احساسات جوری برنامه ریزی شده که بهمون قوت قلب بده که واسه خودمون کسی هستیم.در حالی که در واقع همگی هیچی نیستیم.
فکر میکنم کار شرافتمندانهای که بشر میتونه بکنه اینه که از این چهارچوب بیرون بزنه.دیگه تولید مثل نکنه.دست به دست هم به سوی انقراض بشریت قدم برداره.در آخرین نیمه شب,برادران و خواهران دست از رفتار نادرست بکشن.

من نه منم !