مقایسه شجاعت
بدون شیشه حفاظتی


بصیرت خواص

تشرف بانوی مسيحی به دين مبين اسلام +عکس






او هنوز اعلام برائت نکرده؛
پازلی از تصاویر سید حسن خمینی
در پوستر زیر تصاویری از حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در کنار برخی از سران فتنه را مشاهده می کنید .

منبع:باشگاه خبرنگاران
جواني كه با ديدن مختارنامه شيعه شد
"هر هفته اين فيلم را مي ديدم. خيلي علاقه به اين فيلم داشتم. از قسمت هايي که خيلي من را متاثر کرد آنجا بود که صحنه هايي از واقعه ي کربلا را به تصوير کشيده بودند."
به گزارش شیعه آنلاین، "درّزاده" جوان باهوش و با استعداد است. وی در شهرستان نيکشهر تحصيل می کند و بيش از يک هفته است که به مذهب اهل بيت (ع) گرويده است.
او درباره چگونگي شيعه شدنش چنين مي گويد: از زماني که فيلم مختار از تلويزيون پخش مي شد هر هفته اين فيلم را مي ديدم. خيلي علاقه به اين فيلم داشتم. از قسمت هايي که خيلي من را متاثر کرد آنجا بود که صحنه هايي از واقعه ي کربلا را به تصوير کشيده بودند که دل هر سنگي را آب مي کرد.
آنجا که امام حسين (ع) و اصحابش نماز مي خواندند و آن لعنتي ها به طرفشان تير پرتاب مي کردند دلم شکست و اشک هايم برروي گونه هايم سرازير شد. به خود گفتم مگر امام حسين (ع) نوه پيامبر نبود؟ مگر پيامبر جلوي اصحاب نوه هاي خود را احترام و نوازش نمي کرد؟ مگر نه اين است که نگه داشتن احترام فرزند احترام به پدر و جد است؟ مگر در قرآن کريم پيامبر نفرموده: از شما هيچ اجر و مزدي در برابر رسالتم نمي خواهم مگر اينکه نزديکان من را دوست بداريد؟ پس چرا اينگونه فرزندان پيامبر (ص) را به فجيع ترين وضع به شهادت رساندند؟ مگر چه جرمي مرتکب شده بودند؟
مدام اين سوالات را در ذهنم مرور مي کردم و صحنه هاي کربلا را تصور مي کردم. ولي قضيه براي من حل نمي شد.
از ملاها درباره فيلم مختار سوال مي کردم مي گفتند: ديدن اين فيلم حرام است و اين فيلم دروغ را شيعيان ساخته اند براي اينکه اهل سنت را بد نام کنند.
پرسيدم: کجاي فيلم عليه شما اهل سنت است؟
گفت: آنجا که عبيدالله بن زياد مثل سني ها وضو مي گرفت. از دليلي که آورد در دلم خنديدم و گفتم: ابن زياد شيعه بود يا سني؟
گفت: سني.
گفتم: پس چه توهيني به شما کرده اند. گفت: با حالت تمسخر و خنده دار آن را
نشان داده است. ديگر با ملا بحث نکردم که مبادا به من شک کند زيرا اگر کسي
با آنها بحث کند وآنها را سوال پيچ کند سريع برچسب تشيع مي زنند.
به خود مي گفتم در آخر فيلم اسامي کتاب هايي که بر اساس آن فيلم را ساخته اند با تمام مشخصاتشان را نمايش مي دهند بيشتر آنها کتاب هاي تاريخي اهل سنت است اگر دروغ است چرا تاريخ نويسان سني آن را نقل کرده اند و اگر راست است چرا ملاها و مولوي ها مي گويند دروغ است؟
براي من يک سوال مهم پيش آمده بود که چرا اهل سنت مانند شيعه اينقدر به اهل بيت اظهار علاقه نمي کنند؟
وقتي از يک مولوي سوال کردم آيا حاضريد يزيد را به خاطر جناياتي که کرده لعن کنيد؟
گفت: نه.
گفتم چرا؟
گفت: خب يک اشتباهي مرتکب شده لعن کردن کار من و شما نيست. لعن کردن کار
خدا است و خدا مي داند چه کسي را لعن کند و چه کسي را لعن نکند.
گفتم: اگر ما دعا کنيم که لعنت خدا بر يزيد باد آيا اشکال دارد؟
گفت: نه.
گفتم: همين کار را حاضريد بکنيد؟
گفت: نه!
گفتم: آيا يزيد با سه جنايتي که در ۳ سال حکومتش انجام داد که سال اول امام
حسين (ع) و يارانش را شهيد کرد و سال دوم به مدينه حمله کرد و تا سه روز
جنايت هايي به بار آورد که زبان از گفتن آن قاصر است و سال سوم کعبه قبله
گاه مسلمين را به آتش کشيد باز هم شما نمي خواهيد او را لعن و نفرين کنيد؟
پس چه کساني مستحق لعن هستند؟!
از يکي از دوستان شماره يک روحاني شيعه را گرفتم و از او اين سوالها را پرسيدم. حرف عجيبي زد که تنم را به لرزه در آورد و پنجره ي جديدي را مقابل من باز کرد.
مي گفت: يکي از علماي اهل سنت به نام سعد الدين تفتازاني در کتاب شرح المقاصد از اين راز پرده برداشته و در بيان علت اينکه چرا علماي اهل سنت حاضر نيستند بر يزيد لعن کنند مي گويد: فان قلت فمن علمأ المذهب من لم یجوز اللعن علی الیزید مع علمهم بانه یستحق ذلک و یزید قلت تحامیاً من ان یرتقی الی الاعلی فالاعلی. «اگر بگویید پس چرا برخی از علمای مذهب ما لعن یزید را تجویز نمیکنند با این که میدانند یزید استحقاق لعن و بیشتر از لعن دارد؟من پاسخ میگویم که هدف آنها پیشگیری از رواج و سرایت آن به شخصیتهای برتر است» شرح المقاصد، ج ۵، ص ۳۱۱
گفتم: چطور؟ بيشتر توضيح دهيد.
گفت: اهل سنت حاضر به لعن يزيد نيستند چون اگر يزيد زير سوال برود اين سوال
پيش مي آيد که اين فرد فاسد و بي دين را چه کسي خليفه مسلمين قرار داده؟
مي گويند: معاويه! پس معاويه با وجود اينکه مي دانست فرزندش چنين موجود
فاسدي است ولي به زور از مردم براي او بيعت گرفت. پس معاويه در جنايات يزيد
شريک است و معاويه زير سوال مي رود. حال چه کسي معاويه با اين اوصافي که
داشت حاکم شام قرار داد؟ جواب مي دهند: خليفه ي دوم عمر بن خطاب.
چون با لعن يزيد، عمر بن خطاب زير سوال مي رود حاضر به لعن يزيد نيستند تا مبادا کار خليفه ي دوم زير سوال نرود.
با تعجب پرسيدم: پس عمر در شهادت امام حسين (ع) دست داشته است؟!
گفت: به صورت غير مستقيم بله. چون مسير امامت را عوض کردند و جاده اصلي را کج کردند و آخرش به آنجا رسيد که نوه پيامبر (ص) را با لب تشنه بين دو رودخانه شهيد کردند و يک سوال اساسي باقي مانده که چرا عمر بن خطاب در دوران خلافتش همه ي استاندارن خود را جابجا کرد و تنها استانداري که نه خليفه دوم و نه خليفه ي سوم او را تغيير ندادند معاويه بن ابي سفيان بود؟! آنقدر او را بر سر قدرت نگه داشتند که وقتي زمان خلافت ظاهري اميرالمومنين ايشان تصميم مي گيرد او را از مسند قدرت پياده کند به جنگ حضرت مي آيد و خون هزاران مسلمان را بر زمين مي ريزد!
از راهنمايي هاي آن روحاني تشکر کردم و با او خداحاقظي کردم و به خود گفتم: حال که علماي اهل سنت براي زير سوال نرفتن خلفاي خود حاضرند بر تن يزيد ملعون لباس قداست بپوشانند پس بسياري از حقايق است که آن را کتمان کرده اند و حاضر نيستند بازگو کنند تا مبادا بزرگانشان زير سوال بروند.
از آنجا فهميدم که راز انکار شهادت حضرت زهرا (س) آن هم در اوج جواني، همين مسئله ي زير سوال نرفتن صحابه است و الا هيچ دليل منطقي و ثابتي براي درگذشت حضرت زهرا (س) ندارند و مولوي ها خود را به اين در و آن در مي زنند تا دليل قانع کننده اي براي سوالات بي شمار اهل سنت بيايند!
با اين حقايقي که يافتم به هيچ وجه نمي توانستم خود را قانع کنم که در روز قيامت در برابر سوال پيامبر (ص) درباره اهل بيت خود چه پاسخي بدهم جز اينکه به مذهب نوراني اهل بيت (ع) بپيوندم و شيعه شدم.
هنوز خانواده ام از شيعه شدنم خبر ندارند. گاهي درباره امام حسين (ع) و ظلم هايي که در حقشان شده با آنها صحبت مي کنم ولي آنها فقط گوش مي دهند و هيچ عکس العملي نشان نمي دهند. از خداوند متعال که صاحب قلوب است مي خواهم قلوب آنها را به سمت اهل بيت (ع) هدايت کند.
آرزوي دارم خداوند توفيق زيارت حرم مطهر حضرت معصومه (س) و برادرش امام رضا (ع) را نصيب من بگرداند و با فقر اقتصادي که داريم اگر مومنين باني خير نشوند بعيد است به اين زودي ها بتوانم حرم با صفا و نوراني کريمه ي اهل بيت و ثامن الحجج (ع)را زيارت کنم.
صفارهرندی
..
وی رئیس جمهور را نماینده تفکر ولایی دانست و گفت: به همین دلیل است که الان هم با وجود بسیاری از اتفاقات ناراحت کننده در دولت می گوییم
اینها عارضه و مرض است و از جایی رسوخ کرده و جوهره نیست.
فاتحه برای جنبش سبز
من جوان بودم مرا یاد کنید با فاتحه ای روح مرا شاد کنید

نمازگزاران تصاوير سران فتنه را در كنار مبارك آتش زدند
جمعي از نمازگزاران تهراني كه پس از سخنراني رهبر معظم انقلاب در راهپيمايي حمايت از خيزش اسلامي مصر شركت كرده بودند، عكس هاي موسوي(چیزیان پور)، كروبي(کریابو) و خاتمي(خرتمی) را در كنار عكس حسني مبارك و باراك اوباما آتش زدند.
نماز گزاران تهراني در حالي كه شعارهاي مرگ بر آمريكا ، مرگ بر اسرائيل و مرگ بر حسني مبارك سر مي دادند همچنين پرچم آمريكا و اسرائيل را آتش زدند.

نسل ظهور
(خطاب به نائب امام زمان(عج))

ما عاشقان یاریم ، ما را تو می شناسی
هرچند پرگناهیم ، ما را تو می شناسی
در انتظار جانان ، هر لحظه بی قراریم
دل بسته بر تو داریم ، ما را تو می شناسی
ای سید خراسان ، ای مژده بهاران
هر لحظه در رکابیم ، ما را تو می شناسی
لب بسته ای و در دل بس درد و راز داری
بگشای لب، بفرما ، ما را تو می شناسی
ما در ره خمینی(ره) ، بستیم عهد و پیمان
هستیم ما بر آن عهد ، ما را تو می شناسی
فرموده اید بر ما که اعتماد دارید
ثابت کنیم الحق ، ما را تو می شناسی
با یک خروش خشمت، ما عالمی بگیریم
شیران بی گریزیم ، ما را تو می شناسی
از شعله های خشمت، اهریمنان گریزان
کوبنده شیاطین، ما را تو می شناسی
هرچند در برابر، شرمنده ایم از تو
اندر میان میدان، ما را تو می شناسی
با احمدی به راهت سرباز بی نظیریم
صد بار سر ببازیم ، ما را تو می شناسی
ما رهرو شهیدیم ، از یأس بی نصیبیم
امید قلب زهرا(س) ، ما را تو می شناسی
هر لحظه از وجودت عطر نگار آید
گلزار بی خزانی ، ما را تو می شناسی
ما عکس یار گیریم از لحظه لحظه رویت
ای سید خراسان، ما را تو می شناسی
کی می شود بیاید ، برداری آن علم را
بستیم توشه راه ، ما را تو می شناسی علی اصغر – یه نسل سومی
عمل به درس اخلاق “آقا” یعنی محاکمه خاتمی
حسین قدیانیدی ۱۰
http://persiafootball.ir/upload/images/0hbygpyeuatoobm8tizf.mp3
امروز اولین سالگرد شهادت شهید سال هشتاد و اشک “امیرحسام ذوالعلی” است؛ برگشت خاتمی به نظام یعنی لگد کردن خون این شهید. خاتمی منافق از جرج سوروس دستور داشت تا با حمایت از موسوی ملعون، با فتنه آفرینی آمر قتل این ستاره حضرت ماه این بسیجی خامنه ای باشد. “تقلب” نوشتند و “فتنه” خواندند و فتنه گفتند و قتل کردند. همین شهید برای محاکمه خاتمی منافق کافی است. به خاتمی “منافق” نگویی، “غیبت” کرده ای پشت سر خون سرخ این شهید. به خاتمی اصلاح طلب بگویی، “دروغ” گفته ای به خون سرخ این شهید. به خاتمی “روحانی” بگویی، تهمت زده ای به خون سرخ این شهید. خاتمی البته که مصداق خواص بی بصیرت نیست. خاتمی مصداق سران فتنه هم نیست. خاتمی مصداق قاتلی است که جز “میکروب سیاسی” که “آقا” گفت، نمی توان چیزی بارش کرد. گوش دادن به درس اخلاق خامنه ای، گوش جان دادن به مواضع حاشیه خارج فقه مولای خراسانی، دقیقا یعنی مطالبه محاکمه خاتمی از قوه محترم قضاییه. اتفاقا چون من ولایت پذیر هستم، حرفم این است: خاتمی باید محاکمه شود. آمر به قتل، از قاتل جرمش سنگین تر است. قاتل امیرحسام هنوز هم دارد زیر عبای این منافق نفس می کشد. اتفاقا چون “آقا” گفته؛ “به احدی ظلم نکنید”، جز محاکمه خاتمی ملعون، ظلم به خون شهدای بسیج در فتنه ۸۸ است. خاتمی “آل سقوط” فتنه است؛ ما از کروبی و میرحسین بگذریم (که هرگز نمی گذریم) از این منافق پررو نخواهیم گذشت. وزارت باید موبایل این منافق را چک کند؛ دوباره شماره جورج سوروس افتاده! به قوه قضاییه باید حق داد اگر خاتمی را محاکمه نمی کند. محکمه را آلوده می کند این ملعون. اگر دستگاه قضایی مصلحت دیده قبل از محاکمه خاتمی، زجرکش کند این ملعون را، ما هستیم!
نصیب
معلومه که چرا شهادت نصیب هرکسی نمیشه!!!!شهادت هنر مردان خداست

در سینه ام دوباره غمی جان گرفته است
امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است
تا لحظه های پیش دلم گور سرد بود
اینک به یمن یاد شما جان گرفته است

برای بهترین دوستانتان آرزوی شهادت کنید.
شهید علمدار


