یکی از مفاهیم مهم قرآنی بحث اخلاص است . اخلاص روح مسیحای عمل هست.اخلاص کیمیای است که به عمل انسان روح جاودانگی می دهد.انسان موجودی دو بعدی است که بعد مادی او محکوم به فناست.چون خاصیت ماده نابودی و تجزیه پذیریست.اما بعد روحانی انسان محکوم به بقاست.چون خاصیت روح بقاست.دراین میان عمل انسان اگر دارای اخلاص باشد ،آن هم مانند روح انسان پایدار خواهد ماند ولی اگر فاقد اخلاص باشد مانند جسم انسان نابود خواهد شد.اما بحث اخلاص هم مانند سایر مقوله های اسلامی به دست عوام جامعه افتاده در نتیجه آغشته به برخی آفت ها شده است لذا نیازمند آفت زدایی هست.مهم ترین آفت های اخلاص ایرانی عبارتند از :
۱-به حاشیه راندن افراد متخصص: بر اساس برداشت غلطی که از مقوله اخلاص در میان اغلب مردم وجود دارد،بسیاری از افراد متخصص جامعه از حضور به موقع در عرصه های که مورد نیاز است،خوداری میکنند.چون این حضور را بر خلاف اخلاص می دانند.در نتیجه فرصت برای افراد فاقد صلاحیت فراهم می شود و آنها وارد عرصه های می شوند که فاقد تخصص لازم هستند.
مَثَل این افراد مثل دانش اموزی است که از جهت علمی در حد خوبی هست و اگر در امتحانات شرکت کند ،میتواند به مراتب بالاتری برسد ولی برای اینکه به اخلاصش آسیب نرسد از شرکت کردن در امتحانات خود داری میکنند.در نتیجه افرادی که فاقد صلاحیت لازم علمی هستند به عنوان شاگرد ممتاز معرفی میشوند.این ممتازنماها هر جا بروند جزء زحمت برای مرد م ثمره دیگری نخواهند داشت چون تخصص ندارند.
2 -عدم بیان شدن تخصص ها: در اخلاصی که در میان عوام جامعه رواج دارد کسی حق ندارد از تخصص های خود برای تصدی پست های حیاتی سخنی به میان آورد.چون این امر بر خلاف اخلاص تلقی می شود.فرضا اگر کسی توانایی نماینده شدن را داشته باشد و بخواهد وارد چنین عرصه های شود،نباید از خودش و توانمندهایش بگوید.چون گفتن آن ها به منزله ریا است!
۳-فراهم شدن زمینه نفوذ شیطان: شیطان برای گمراه کردن افراد متدین، از راه بحث ریا و اخلاص وارد می شود.وانمود میکند که حضور متدین ها در فعالیت های اجتماعی مستلزم الوده شدن به ریا است.لذا بهتر است از حضور در چنین مواردی خود داری کنند.بسیاری از افراد متدین هم با این منطق در دام شیطان افتاده اند.
هنگامی که از اخلاص چنین برداشتی باشد ،جامعه از جهت روانشناسی فاقد ارامش خواهد بود .چون افراد غیر متخصص بر سر کار هستند.در چنین جامعه ای هر چند هدف اصلاح ابرو ست ولی به جای ان چشم طرف مقابل را در می اورند چون مهارت لازم نیست. از جهت اجتماعی نیزاین جامعه دارای روحیه هنجارشکنی است.چون انتظارات اجتماعی برآورده نمی شود.حال راهکار این مشکل چیست؟چگونه می توان جامعه را به مسیر درست باز گرداند؟به نظر ما تبیین اوصاف اخلاص قرانی بهترین درمان است.
در مورد اوصاف قرآنی اخلاص مطالب فراوانی می شود عنوان نمود که ما به چند مورد اشاره می کنیم که عبارتند از:
1-به متن جامعه کشاندن افراد متخصص: اخلاص قرانی انسان های متخصص را به متن جامعه می کشاند و این حضور را هیچ گاه منافی اخلاص خودش نمی داند.دلیل این مطلب یوسف علیه السلام است که قرآن او ا به عنوان مخلص معرفی میکند. که صاحب تخصص دانایی و امانت داری است .در هیچ یک از مراحل زندگی او نمی توان برهه ای را یافت که ایشان با این عنوان که حضور در جامعه موجب اسیب رسیدن به اخلاصش شود، از حضور در جامعه خودداری کند.
۲- بیان نمودن تخصص ها:زمانی که یوسف علیه السلام احساس کردند از طریق بیان تخصص های خود می توانند برخی پست های حساس را به دست اورند، بلافاصله در نزد عزیز مصر از خودش و تخصص هایش تعریف به جا نمودند به طوری که عزیز مصر مجاب شدند او را به عنوان وزیر اقتصاد خودش منصوب کند.دلیل این ادعا سوره یوسف ایه55: قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَآئِنِ الأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ: يوسف گفت مرا بر خزانههاى اين سرزمين بگمار كه من نگهبانى دانا هستم »پس اخلاص منافاتی با تبلیغ نمودن خود ندارد. بلکه در برخی موارد واجب هست انسان تخصص های خودش را بیان کند.
3- بسته شدن راه نفوذ شیطان:شیطان برای گمراه کردن انسان ها برنامه های مختلفی دارد و برای هر گروه متناسب با جایگاهش برنامه دارد ولی در مورد مخلصین هیچ راه نفوذی ندارد.نه از راه های منفی و نه از راه های مثبت نمی تواند نفوذ کند.این مطلبی است که خودش اذعان دارد. إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ :مگر بندگان خالص تو از ميان آنان را.حجر/۴۰
نتیجه : اخلاص قرانی از جهت روانشناسی آرامش را برای تک تک افراد جامعه فراهم میکند.چون افراد متخصص و مخلص زمام امور را در دست گرفته اند .ارباب رجوع در این نظام به کارگزاران اعتماد دارد و این خودش ارامش اور است.از جهت اجتماعی مانع هنجارشکنی است.چون کسی که زمام امور را دست دارد هم هدفش خدمت است هم تخصص خدمت دارد.در نتیجه به وظایف خودش کاملا عمل می کند و این امر مانع هنجار شکنی افراد جامعه هست.