افراطگرایی مذهبی قبیله‌ای مارا به کدام سو می برد ؟؟؟


همه میدانیم که جمهوری اسلامی اقلیت های مذهبی شیعه را در هرگوشه دنیا تحت پوشش مذهبی خود قرار می دهند و در شرایط لازم از آنها سوی استفاده سیاسی می نماید که این سیاست در کشور های همسایه نقش برجسته تری بازی میکند که از جمله در افغانستان سیاست جمهوری اسلامی دو پهلو می باشد که به طور خلاصه میشود به این دو مورد اشاره کرد
۱ _ جمهوری اسلامی شورشیان گروه تروریستی طالب را برای مقاصد سیاسی تمویل می کند که این گروه در بشتر موارد اقلیت های مذهبی شیعه را هدف قرار می دهند و همواره در مسیر شاه را ها مرد و زن و حتی کودک هزاره را اختطاف کرده و سر بریده است ، جالب است که بدانیم اکثر این پولها از طریق خود همین مردم بنام سهم، خمس و زکات در نمایندگی های جمهوری اسلامی ایران جمع آوری میشود وبعد به دشمنان شان نان و اسلحه گردیده بعد به صورت گلوله به سوی خود شان بر میگردد...
۲ – تبلیغات جمهوری اسلامی در بین توده‌هایی افراطی مذهبی نهایت تاثیر گذار است درحالیکه تنش میان عربستان و ایران افزایش یافته و امسال زایران ایرانی از مراسم حج محروم شدن حالا جمهوری اسلامی بخاطر عقده گشایی از عربستان می خواهد در عراق مانور انجام دهد ازین رو برای زیاد شدن سیاهی لکشر ازحضور مهاجران افغانی باید استفاده نماید درحالیکه گشت و گذار اتباع خارجی در بین شهر های ایران مجاز نیست اما در مراسم اربعین میتوانند حتی مرزهایی ایران-عراق را نیز بدون مشکل بگزرند و برگردند که حالا مزدوران شان از داخل افغانستان نیز مردم را قاچاق کرده به عراق می فرستند...
من از درک دینی این ملت در شگفتم؛ مردم که در بسیاری موارد به حلال و حرام وجایب دینی خود اهمیتی نمی دهند. بطور مثال باوجود حرام بودن گله دختران خودرا کیلوی در بدل پول میفروشند وازآن پول حرام نان میخورند و نطفه تولید می کنند هیچ باکی ندارند ولی بخاطر سیاست های جمهوری اسلامی ۱۸۰ درجه تغییر می کنند و برای رفتن و نرفتن در کربلا جنگ های خانوادگی راه می اندازند و یکدیگر را کافر، بی دین و گمراه می خوانند که گویا قبر امام حسین اینها را غسل تمعید میدهد و همه گندیدگی و کثافاتشان را پاک می کند
ای کاش چنین می بود که حداقل با رفتن کربلا زره ای ازین آلودگی وجود اینها کم می شد متاسفانه که نتیجه بر عکس میشود اگر دختر دیگری کیلوی پنجصد تومان فروخته شد دختر کربلایی باید کیلوی یک میلیون تومان فروخته شود دلیلش هم همینه که باباش کربلا رفته است خدا نکرده اگر مامانش هم برود که واویلا دیگه تمام هستی آقا داماد را از ریشه می خشکاند...!

حالا یکی در بین این جمعیت نیست که بگوید بنده مخلص درگاه خدا اول وجایب اسلامی خود را انجام بده حلال و حرام را تصفیه کن بعد برو کربلا ..!!!

وطن دارم

 وطن دارم قدم آهسته بردار

روی زخم دلم تو پای مگذار

به تکراری دروغهای گذشته

دل بشکسته ئی ما را میازار

به این طراحی های پوج وهرزه

فــریب مــردم مارا مــه پـندار

نساختی پلچگی درطول تاریخ

زپول خویش، زمیلیون های دالــر

کنون با دست خالی کی شودجور

سرک کوچه وشهرداری کشور؟

خیال چوکی خوب مستت نموده

به جانم می زنی نیرنگ دیگر

خــبرنیستی زآن سوی دیــورن

که بادارت نموده فکری دیگر

صبا کاکا عمر آید به کــابل

کـند ویرانه را ویران دیگر

بیا زین مالخولی ها حذرکن

زنیرنگ دروغهایت گذرکن

زپول رشوت،تریاک وچرست

پولیس واردوی خودرا نگهدار

تمامی حرفهایت را یکی کن

همین چیزیکه ماداریم نگهدار

به فکرمامباش، ماخود بسازیم

فقط تــو انــتـحـاری را نـــیــاور


عبدالله جویا

عشق


زنـــدگی را باتو زیــبــا میکنم

                                    عشق خودرا باتو معنی میکنم

 درکنارت سبزی سبزم عشق من

                                     درفـراقت گـرچه غـوغا می کنم

لحظه های بیتو بودن سخت برمن میگزرد

                                    من به یاد باتو بودن دل تسلا می کنم

دست تقدیر گرچه بامابد نوشت

                                    خــاک مـارا ازفواصل ها ســـرشت

من به تقــــدیـــرو فـواصل نیستم

                          بــاتوهستم تا که هستم، دور بودن شرط نیست


ﻋﺒﺪاﻟﻠﻪ ﺟﻮﻳﺎ

مرور بر جنایات ضد بشری گروه موسوم به طالب در یکاولنگ

جنایات ضد بشری که یازده سال قبل در بامیان توسط جنایت کاران موسوم به طالب انجام شد صدها خانمان را بدون سرپرست ساخت که تاکنون اشک یتیمان شان نه خشکیده است اما جناب رئیس جمهور منتخب افغانستان این تروریست ها را برادر خطاب می کند و سالهات است که در زمینه تلاش نموده تا موقعیت مناسیب برای شان در داخل دستگاه حکومتی بسازد .

 پروژه ی عدالت افغانستان، گزارش نسبتا خوبی درباره ی جنایات انجام شده در افغانستان در سال 2005 منتشر کرد. گرچه در اين گزارش هيچ اشاره ای به جنایات حاد علیه بشریت در زمان شاهان ديکتاتور افغانستان نشده است، اما با اين وجود، جزو معدود گزارش هایی ست که می توان به آن استناد کرد. اين گزارش متاسفانه تاکنون در سطح وسیع در اختيار شهروندان افغانستان قرار نگرفته است. کابل پرس قسمت های مختلف اين گزارش را برای یاد آوری جنایات انجام شده در افغانستان به مرور نشر کرده است که چشمهای نا بینایان فاشیستی تا کنون به این مطالب بر نخورده ویا هم این جنایات از نظری شخص رئیس جمهور یک عمل اتفاقی است. 

۱. قتل عام در یکاولنگ از 7 الی 22 جنوری سال 2001

در ماه سپتامبر 1998 در ولسوالی یکا ولنگ بعد از اشغال آن توسط طالبان مبارزه ادامه یافت. حزب وحدت خلیلی و حرکت محسینی مشترکأ سریعأ منطقه یکولنگ را در آخر سال 1998 تصرف کردند و بامیان را در آپریل سال 1999 تصرف کردند. اگر چه آنها هردو ولسوالی را در ماه می همان سال بعد از جنگ شدید در بامیان از دست داد. در 28 دسامبر 2000 نیروهای حزب وحدت و حرکت اسلامی دو باره یکولنگ را تصرف کردند.
در 7 جنوری 2001 نیروهای طالبان پیشروی شان را از بامیان با یک تلاش و اقدام بخاطر تصرف دو باره ولسوالی آغاز کرد. بعد از جنگ در طالبان نیروهای تقویتی آورده بودند تا مرکز ولسوالی نیک که بدون سکنه زیاد بود پیشروی کردند و در اخیر روز 8 جنوری به آنجا رسیدند.

قتل عام غیر نظامیان در یکولنگ در روز یکشنبه 7 جنوری 2001 آغاز شد. اکثر قتل ها در 8 جنوری صورت گرفت. نیروهای طالبان تا 22 جنوری در محل باقی ماندند و قتل عام های زیادی را در محل انجام دادند. مجموع کشتار که در این دوران صورت گرفته بود حد اقل 178 نفر که 175 نفر شان غیر نظامی، سه نفر شان نظامی شناسای شده بودند. آمار دقیق افراد ایکه در دستگیری های دسته جمعی دستگیر و بعدآ به قتل رسیده بودند بخاطر نبود منبع قابل اعتبار غیر ممکن بود.

۲. سلسله ساختار فرماندهی طالبان در یکاولنگ

در آن زمان ملا شهزاده قوماندان نیروهای ضربتی طالبان در یکولنگ و مسئوول عملیات نظامی طالبان در یکولنگ از 6 جنوری الی 11 جنوری بود. نیروهایش نیزدیک فرماندهی اش قرار داشتند. بعد از تصرف یکولنگ نیروهایش در شفا خانه، تعمیر ولسوالی کهنه، دفتر UNOCHA، مکتب دخترانه که تمام این ساحات 250 متر از مرکزیت فرماندهی شان در کتابخانه آقای عرفانی یکولنگی فاصله داشتند. قرارگاه های موقت در جوار هم قرار داشتند زیرا بخاطر عملیات تلاشی در حقیقت گروپ های تلاشی اسیران را گرفته قبل از تیر باران در مقر فرماندهی شان می آوردند که اکثر این اسیران مردم غیر نظامی بودند. دو قوماندان ارشد طالبان گزارش داده است که یکولنگ را دو مرتبه در جریان عملیات نظامی دیده است. به دلیل نقش ایشا ن به حیث قوماندان نظامی فاضل حتمی در پلان و رهبری عملیات شامل قضیه میباشد.

بر علاوه این مطالب قوماندانان ذیل طالبان عضو سلسله مراتب طالبان بودند
در آن زمان ملا عبدالستار قوماندان عمومی طالبان در ساحه هزاره جات بود و یکولنگ یک قسمت بروز واقعه جنگ در دسامبر 2000 بود. او در مرکز نیک در جریان قتل عام حضور داشت. نقش عبدالستار در جریان قتل عام ها به نظر میرسید که معاون اول و ملا شهزاده تطبیق کننده این قتل عام ها بوده.

ملا عبدالغفار از قندهار- پشتون طالب و در منطقه شناخته نشده بود ولی به حیث قوماندان پیاده در جریان جنگ حضور داشت. وی در دره علی علیا در 8 ماه جنوری عملیات تلاشی را سر پرستی کرد.

در جریان عملیات، طالبان در کابل مستنطقین را آگاه نمودند که ملا احمد الله نقش هماهنگی همزمان با عملیات سیغان، کهمرد و یکولنگ را داشته است.

قبل از 7 جنوری واحد های نظامی طالبان توقع رسیدن به یکولنگ را داشتند. اگر چه عملا تا سه شنبه و چهار شنبه به یکولنگ نرفته بودند و زمانیکه قتل عام ها به پایان رسید او بطور واضح قوماندان ارشد و مسئوول فرمان از آغاز عملیات بود.

قوماندان محلی بنام منگل نیز در قتل عام ها شرکت داشت. او گرفتاری ها را بطور دسته جمعی و انفرادی سر پرستی می کرد که باعث ازدیاد قربانیان در نیک بخاطر گروپ های کشتار گر بیشتر گردیده بود تلاشی خانه بخانه را که منگل سر پرستی میکرد تلاشی بود که قتل عام ها در محل کشتار صورت میگرفت. در جریان تلاشی طالبان در دره علی حد اقل 11 را نفر به قتل رسا نید ند و سه واقعه منفردانه نیز صورت گرفته بود. تمام این کشتار در محدوده ای یک کیلومتری دفتر ساحوی CCA صورت گرفته است.

شواهد نشان میدهد که نیروهای خارجی با طالبان در حملات ضربتی و قتل عام ها نقش برجسته را ایفا کرده اند. نیروهای خارجی بطور مخلوط با نیروهای طالبان عملیات را اجرا کردند که شاهدان پشتون های قندهاری را شناسایی کرده اند. اگر چه نیروهای خارجی عامل اصلی کشتار نبودند. نجات یافته گان گروپ قاتلین را بطور عموم شناسایی کردند که آنها پشتون های افغان بودند که بیشتر به قتل عام مبادرت میورزیدند. طالبان از ملیشه های خارجی در قتل ها، اسیر گرفتن مردم از قریه جات، و محل باز رسی اسیران استفاده میکردند. ولی آنها افغان های پشتون را برای کشتن می گماشتند.

تحلیل مبنی بر دو منابع شهادت: (1) استشهاد توسط سه گروپ از کمیسیون تحقیق در یکولنگ و (2) در جریان ملاقات در محل شهادت جمع آوری شد. شهادتهای انفرادی نیز از روی لیست قربانیان که از NGO ها که 178 نفر قربانی را به طور انفرادی مشخص نموده است. این گزارش به تفصیل توضیح میدهد که حادثات مشخص انجام قتل عام را در یکولنگ به هم شباهت داشته که بطور مشخص چهار نقطه کلیدی مشخص میسازد که گروپ قاتلین طالبان تعداد زیاد مردم را در مرکز ولسوالی جمع آوری کرده و بطور دسته جمعی تیر باران کردند.

۳. نیروهای طالبان مردم را به چهار طریق به قتل رساندند:

أ‌. گرفتاریهای دسته جمعی توسط گروپ قاتلین طالبان که از محل گرفتاری شان برده و در محل دیگر کشتند.
ب‌. قتل کنار راه ها، که یک تعداد قلیل مردم گرفتار شدند و یا توقف داده شدند و بعد در همان محل که گرفتار و توقف داده شده بودند به قتل رساندند.

ت‌. کشتار در جریان تلاشی ها، که عمومآ بطور انفرادی در خانه هایشان گرفتار شده و عجالتآ بقتل رسیدند.
ث‌. کشتار های قصدی جایکه بطور انفرادی شناسای شده بود که افراد نظامی و یا افراد نظامی زخمی بودند به قتل رساندند.

۴. کشتار و گرفتاری های دسته جمعی

اکثریت قربانیان انتخاب شدند و بطور دسته جمعی کشته شدند. بطور عموم تعداد گرفتاری های دسته جمعی نمایانگر 127 نفر قربانی اند که 98 نفر آن از لیست کشته شده گان شناسای گردیده اند.

۵. گرفتاریها دسته جمعی در دره علی

طالبان به تعداد 50 نفر را از دره علی توسط گروپ جلاد شان گرفتار کرده و در قلای محمد حسن خان در حدود 1700 نفر را در 8 جنوری جمع آوری کردند. نیروهای طالبان آنها را در خانه هایشان در دره علی بین 1000 الی 1500 نفر در یک روز گرفتار کردند. نیروهای طالبان این افراد را در مرکز عملیاتی شان در مقر موسسه آکسفام برده و قبل از کشتن آنها را در محل نزدیک محل کشتار ببرند نگهداری کردند. اظهارات شاهد عینی شامل مردهای بودند که در دره علی گرفتار شده بودند لکن در محل نگهداری مورد عفو قرار گرفتند. یک مرد آشکارا از دست دسته قاتلین نجات یافت. این عملیات توسط قوماندان عملیاتی طالبان سرپرستی میشد.

۶. گرفتاری مردان در مندیک

در 8 جنوری ساعت هشت نیم دسته قاتلان طالبان 11 نفر را از مندیک گرفتار کرده و در قلعه حسن خان به قتل رساندند. طالبان این افراد در همین روز از نزدیک قریه مندیک گرفتار کرده بودند. یک نفر از این افراد از دست دسته قاتلان نجات یافت. این عملیات توسط قوماندان عملیاتی طالبان سرپرستی میشد.

۷. گرفتاری مردان از قریه کته خانه از سالون نماز

طالبان 22 نفر را در کته توسط همین دسته قاتلین به قتل رساند. زمانیکه آنها در قریه رسیدند در ساعت هشت نیم 8 ماه جنوری بود. آنها مردم را از داخل سالون نماز قریه کته خانه جاییکه مردم در آنجا در ساعت هشت نیم روز هشتم جنوری پناه برده بودند و طالبان آنها را در شب گرفتار کردند. این عملیات توسط قوماندان عملیاتی طالبان سرپرستی میشد. دسته قاتلین توسط 8 نفر پشتون ها اداره میشد و یک نفر از قریه کته خانه ازاین دسته نجات یافته بود.

۸. گرفتاری مردان که در خانه احمد ارباب در کته خانه تجمع کرده میخواستند که تسلیم شوند

طالبان تقریبآ 10 نفر از تعداد ریش سفیدان که کوشش داشتند به مراجع طالبان تسلیم شوند به قتل رساندند. آنها از خانه احمد ارباب شخص با نفوذ منطقه بیرون شدند، زمانیکه طالبان آنها را در ساعت هشت نیم 8 جنوری گرفتار کردند آنها را در عقب موسسه آکسفام در همان روز در ساعت 11 بجه بقتل رساندند. طالبان این افراد را در قرارگاهشان در موسسه آکسفام نگهداری کردند. شاهدان عینی به شمول کسانیکه در آن محل مورد بخشش قرار گرفته بودند یکجا بودند. این عملیات توسط قوماندان عملیاتی طالبان سرپرستی میشد. شاهدان عینی خاطر نشان ساختند که طالبان خارجی در نگهداری اسیران شرکت داشتند.

۹. گرفتاری ریش سفیدان قریه بید مشکین که طرف مرکز نیک بخاطر تسلیمی می آمدند

طالبان تقریبآ در حدود 13 نفر از ریش سفیدان که مانند قریه کته خانه به مرکز ولسوالی بخاطر بیعت و همبستگی شان با مقامات طالبان آمده بودند بقتل رساندند. طالبان آنها را در مقر موسسه آکسفام نگهداری کردند و بعد در ساعت یازده و نیم روز 8 جنوری توسط دسته قاتلان مربوط به طالبان به قتل رسیدند. این عملیات توسط قوماندان عملیاتی طالبان سرپرستی میشد.

۱۰.  گرفتار مردم بید مشکین در جریان تلاشی خانه بخانه

طالبان افرادی را که در جریان تلاشی خانه بخانه در قریه بید مشکین در ساعت نه و نیم روز 8 جنوری گرفتار کرده بودند بقتل رساندند. چنین به نظر میرسد که قربانیان این گرفتاری ها توسط دسته قاتلین در موسسه آکسفام به قتل رساند اند. لکن هیچ معلومات مشخص از اداره این عملیات موجود نیست.

۱۱. قتل عام دو سرکه قرغان

طالبان سه نفر را از بید مشکین بودند در نزدیک سرک قرغان به قتل رساندند. بخش جستجوی طالبان این سه نفر را در بید مشکین در ظهر روز هشتم جنوری محاصره کرده در ساعت پنج و سی دقیقه به قتل رساندند. تیر باران این سه نفر بفرمان قوماندان ستار الدین و توسط افراد مسلح پشتون افغان اجرا گردیده است ولی کدام معلومات بیشتر در این زمینه موجود نیست. اظهارات از سه نفر که از قتل نجات یافته اند گرفته شده است.

۱۲. تلاشی های قریه های آخندان، کته خانه و کشکک

طالبان تعداد نا معلوم از مردان که در قریه آخندان، کته خانه و کشکک در جریان تلاشی های متداوم در 8 جنوری جمع کرده بودند کشتند. هیچ گزارش جامعی از این عملیات وجود ندارد اما به نظر میرسد که قربانیان توسط دسته تیر باران در آکسفام به قتل رسیدند.

کشتارهای کنار جاده

گزارشات عمومی درباره کشتارهای کنار جاده اشاره به 18 قربانی دارد که 17 تن از آنها به طور واضح از لیستهای فراهم شده متضررین قابل شناسایی بودند.

ب‌. (1) قوای طالبان سه دکاندار بهسودی را ساعت 11 قبل ازظهر 8 جنوری فورآ در نزدیکی مرکز قالین بافی که توسط یک سازمان غیر دولتی افغانی اداره می شد و مرکز همکاری افغانستان (CCA) در دره علی به قتل رساندند. این کشتار در بخشی که توسط قوماندان منگل کنترل می شد، اتفاق افتاد.

ب. (2) در ساعت 10 بجه 8 جنوری طالبان نه نفر را در مندیک به قتل رساند که پنج تن آنان را همراه این نه نفر گرفتار کرده بودند از آنها جدا کردند و مجبور کردند که حادثه قتل را از نزدیک مشاهده کنند. یک قوماندان قندهاری قتل را که توسط پنج نفر افغان پشتون اجرا میشد دستور داد و سر پرستی کرد.

ب.(3) در 11 بجه 8 جنوری یک گزمه مختلط از طالبهای داخلی و خارجی دو چوپان را در کوتل سرخک ایستاد کرده و به قتل رساند. یک نفر از تیر باران نجات یافت و دیگری بخاطر بزرگی سن مورد عفو قرار گرفت.

(4) طالبان کوهی عملیات تلاشی را از 8 جنوری از 11 بجه الی سه بجه بعد از ظهر در دره علی تحت سر پرستی قوماندان منگل سه نفر ره گذر و یک مرد محلی را در منطقه پای تپه سر بلاق ایستاد کرده و به قتل رساندند.

کشتار در جریان تلاشی ها

ت.(1) هفت حادثه مشخص شده است. نیروهای تلاشی مردم را بدون رجوع به مقام سلسله مراتب و نظامی شان و بعض اوقات بدون واضح کردن دلیل بر جدا کردن قربانیان را به قتل میرساندند. طالبان شکنجه و لت و کوب را با قتل مدغم کرده بود. یکی را تا دم مرگ لت و کوب میکرد و دیگر را زنده در میداد. طالبان خارجی در یک عملیات تلاشی حد اقل یک نفر کفش دوز را که سید رسول نام داشت به قتل رساند.

قتل عمدی و یا قصدی

ث.(1) طالبان استاد فکور قوماندان نیروهای جبهه متحد را با بادیگارد هایش در 6 یا 7 جنوری اسیر گرفتند. آنها وی را قبل از به قتل رساندند بسته کرده مورد شکنجه قرار دادند.

ث. (2) طالبان تحت امر ملا عبدالستار دگروال حیات الله را گرفتار کرد و در 22 جنوری وی را در دفتر UNOCHA به قتل رساند.

منبع:

 سایت کابل پرس مراسم یازدهمین سال گرد قتل عام مردم یکاولنگ

سایت مردم هزاره.در همین موضوع..

نشان روزگار...!

 

کاش بودم لاله تاجویــندو درصحــــرا مــرا

کـاش درد دل هویــدا بود درســــیـما مــرا

کاش بودم چون کتاب افتاده درکنج خموش

تا نگـــــردد رو برو جـــــزمــردم دانـا مــــــرا

کاش بودم همچو عنوانی نـشانی روزگـار

تـا نــبـیند چـشـم تنـگ مــردم دنــیا مــرا

کاش بودم شـمع تا بهـــرنگاه دیـــــگران

در مـیان جمع ســوزانـندو ســرتا پا مــرا

کاش بودم همچو شبنم تامیان بوستان

بود هـرشب تاســحردر دامن گل جامـرا

کاش قدسی ازهوا پرمیشدم ﻫﻤﭽﻮﻥ حباب

تا ﺑﻪ ﻫﺮجا جــــای مـیـدادندو دربــالا مــرا

 ﻫﺮﻛﻪ ﺻﺎﺣﺐ اﻳﻦ ﺷﻌﺮﺭاﻣﻴﺪاﻧﺪ ﺑﮕﻮﻳﺪ

شخصیت کاتب هزاره در مسیرتاریخ ...!

 مراسم تجلیل از هشتادمین سال روز وفات فیض محمد کاتب هزاره "کاتب گرامی ترین چهره تاریخ نگار افغانستان" درتالار وزارت اطلاعات و فرهنگ برگزار گردید

از هشتادمین سال وفات ملا فیض‌محمد کاتب هزاره، از مورخان مشهور و نام‌آور کشور، روز پنج‌شنبه، دهم قوس، از سوی وزارت اطلاعات و فرهنگ با حضور ده‌ها تن از دانشمندان و فرهنگیان کشور در کابل تجلیل شد.

حامد کرزی رییس جمهور کشور، در پیامی به مناسبت هشتادمین سال وفات فیض‌محمد کاتب هزاره، وی را یکی از شخصیت‌های نام‌آور و کم‌نظیر کشور توصیف کرده، گفته است که آثار آقای هزاره جایگاه بلندی در تاریخ افغانستان دارد. آقای کرزی از فیض‌محمد کاتب هزاره، به عنوان یکی از مورخان «مردم‌گرا» یاد کرده، افزوده است: «روش تاریخ‌نویسی فیض‌محمد کاتب، مردم‌گرا بوده و نقش و حضور توده‌ها و سرنوشت آنها در تمام آثار وی، به خوبی انعکاس یافته است.» 

رییس جمهور از وزارت اطلاعات و فرهنگ و همچنین دیگر نهادهای عملی و فرهنگی کشور خواست تا آن آثار فیض‌محمد کاتب هزاره را که تاکنون به چاپ نرسیده است، مورد تحقیق قرار دهند و چاپ کنند. آقای کرزی ابراز امیدواری کرده است که مورخان و واقعه‌نگاران جوان کشور، شیوه‌هایی را که آقای هزاره از آن استفاده کرده است، پیروی کنند.

در همین حال، داکتر سید مخدوم رهین، وزیر اطلاعات و فرهنگ کشور، از ملا فیض‌محمد کاتب هزاره، به عنوان «گرامی‌ترین» تاریخ‌نگار کشور یاد کرد و گفت که اگر سراج‌التواریخ آقای هزاره نمی‌بود، مردم افغانستان بیش از نود (٪۹۰)درصد وقایع گذشته افغانستان با خبر نمی‌شدند. آقای رهین افزود: «در باره استاد شهید مورخ ما، فیض‌محمد کاتب، باید گفت که از گرامی‌ترین چهره‌های تاریخ‌نگاری در چند قرن آخر سرزمین ماست. دقتی که کاتب به امور داشت، بسیاری از مسایل را طوری برای ما روشن ساخت که اگر سراج‌التواریخ نمی‌بود، ما از نود درصد رویداهای آن عصر بی‌خبر می‌ماندیم.» وزیر اطلاعات و فرهنگ همچنین تاکید کرد: «کاتب، در شرح رویدادها هیچ‌گاه به مبالغه نکوشیده، در شرح رویدادها با شیوه‌ی بسیار ماهرانه حتا حقایق و واقعیت‌های زمان را بدون این‌که کسی را برنجاند، به ما انتقال داده است؛ یعنی ما می‌دانیم که اوضاع و احوال چه بود.»

به گفته‌ی داکتر سید مخدوم رهین، فیض‌محمد کاتب هزاره، در ایامی که ظلم بیداد می‌کرد، بیشتر به ثبت رویدادهایی که بالای توده‌های درد کشیده صور می‌گرفت، توجه کرده است. آقای رهین افزود، آقای هزاره رویدادهایی را ثبت و در تاریخ نوشت که در برابر کرامت انسانی، نسلی را سر افگنده می‌ساخت. وزیر اطلاعات و فرهنگ می‌گوید که فیض‌محمد کاتب هزاره، در تاریخ و واقعه‌نگاری هیچ‌گونه «حب و بغض» در خود جای نداده است و ظلم‌هایی را که در عصر خودش بالای اقوام و توده‌های مختلف صورت می‌گرفت، ثبت تاریخ کرده است. وی گفت: «بهترین تحقیق در باره قبایل پشتون، تحقیقی است که ملا فیض‌محمد کاتب کرده که به خط زیبا و جواهرمانند خودش موجود است.»

ملا فیض‌محمد کاتب هزاره که در دوران شاه امان‌الله از جایگاه و مقام خوبی برخوردار بوده است، یکی از افراد نزدیک به شاه امان‌الله به شمار می‌رفت. به گفته‌ی داکتر سید مخدوم رهین، فیض‌محمد کاتب هزاره، به‌دلیل هم‌فکری‌ای ‌که با شاه‌ امان‌الله داشت، مورد توجه خاص شاه قرار داشت.

فیض‌محمد کاتب هزاره، شانزدهم حوت۱۲۴۱ خورشیدی در یک خانواده دهقان، در قریه زردسنگ ولسوالی قره‌باغ ولایت غزنی به دنیا آمد. آقای کاتب که یکی از مشروطه‌خواهان وقت بود، مدتی را در زندان شیرپور گذراند و با آغاز دوره امانی، از زندان آزاد شد و سرانجام در شانزدهم جدی ۱۳۰۹ خورشیدی در گذشت.

ملا فیض‌محمد کاتب هزاره، در دوران حکمروایی امیر عبدالرحمان‌خان، به تاریخ‌نگاری شروع کرد. کاتب از طرف امیر عبدالرحمان خان، برای تاریخ‌نگاری مامور شد و برای نخستین بار کتاب ضخیمی، در دو جلد، تحت عنوان «تحفه‌الحبیب» که شامل وقایع عصر احمدشاهی الی عصر عبدالرحمان خان بود، در 885 صفحه نوشت.

اما از معتبرترین آثار فیض محمد کاتب، سراج‌التواریخ است که شامل پنج جلد می‌باشد. در جلد اول و دوم سراج‌التواریخ، رویدادهای تاریخی قبل از جنگ دوم افغان و انگلیس نوشته شده است، اما جلد سوم آن که به دوره حکمروایی امیر عبدالرحمان خان بر می‌گردد، تاکنون به چاپ نرسیده است.

جلد چهارم سراج‌التواریخ، به ثبت رویدادهای سال‌های اخیر امیر عبدالرحمان خان و دوره امیر حبیب‌الله خان الی آغاز دوره شاه امان‌الله خان پرداخته است، اما این کتاب (جلد) فعلا موجود نیست. جلد پنجم کتاب سراج‌التواریخ شامل رویدادهای حکومت هشت‌ساله امیر امان‌الله خان است؛ از سرنوشت جلد چهارم و پنجم سراج‌التواریخ، اطلاعی در دست نیست.

با این حال، وزارت اطلاعات و فرهنگ می‌گوید که برای جمع‌آوری و بررسی آثار ملا فیض‌محمد کاتب هزاره، کمیسیونی تشکیل شده است که این کمیسیون تاکنون دست‌آوردهای خوبی‌ در این زمینه‌ها داشته است.

 

تقدیم به بهترینم

 

بیا ایـدل تـو دائیم یار من بـاش

انیس ومونیس غمخوارمن باش

حــــذرکن ایدل ازخوبـان عالم

بیــا تا زنـده ام همراز من باش

تعهد کن که تاهستم توهستی

من ازتوام بیـــاتوهـم زمن بـاش

مـده بیــگانه را دست وصــالت

بیـابامن شــریک دردوغـم باش

زهجــرانت دلم پژمرده گـشته

بیــا آرامـش جـان ودلــم باش

به جــزتــو مونیس دیگرندارم

بیــاتـو آخــرو آغــاز من باش

غـزلهایم بنـامت ثـبت کــردم

شدم شاعربیاتوشعرمن باش

بهـارمن خـزان شد از فـراقت

منم بلبل بیابوسـتان من باش

در آغـوشت دمی آرام بگیرم 

ﻣﺼﺎﻳﺐ ﺭا ﺗﻮ ﭘﺎﻳﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺎﺵ

ﺑﻴﺎﺗﺎ ﺩﺭﺩ ﺩﻝ ﺭا ﺑﺎﺗﻮﻡ ﮔﻮﻳﻢ

ﺩﻣﻲ ﺁﺧﺮ ﺑﻪ ﺑﺎﻟﻴﻦ ﺳﺮﻡ ﺑﺎﺵ

 

( ﻋﺒﺪاﻟﻠﻪ ﺟﻮﻳﺎ) 

 

 

عشق یک نوعی از عبادت است

 

     عشق لذتی مثبت است که موضوع آن زیبائ است، همچنین احساسی عمیق، علاقه‌ای لطیف و یا جاذبه‌ای شدید است که محدودیتی در موجودات و مفاهیم ندارد و می‌تواند در حوزه‌هایی غیر قابل تصور ظهور کند.

عشق و احساس شدید دوست داشتن می‌تواند بسیار متنوع باشد و می‌تواند علایق بسیاری را شامل شود.

      در بعضی از مواقع، عشق بیش از حد به چیزی می‌تواند شکلی تند و غیر عادی به خود بگیرد که گاه زیان آور و خطرناک است و گاه احساس شادی و خوشبختی می‌بخشد. اما در کل عشق باور و احساسی عمیق و لطیف است که با حس صلح وستی و انسانیت در تطابق است. عشق نوعی احساس عمیق و عاطفه در مورد دیگران یا جذابیت بی انتها برای دیگران است. در واقع عشق را می‌توان یک احساس ژرف و غیر قابل توصیف دانست که فرد آنرا دریک رابطه دوطرفه با دیگری تقسیم می‌کند. با این وجود کلمه «عشق» در شرایط مختلف معانی مختلفی را بازگو می‌کند: علاوه بر عشق رومانتیک که ملغمه‌ای از احساسات و میل جنسی است، انواع دیگر عشق مانند عشق افلاطونی، عشق  مذهبی ، عشق به خوانواده  را می‌توان متصورشد و درواقع این کلمه را می‌توان در مورد هرچیز دوست داشتنی و فرح بخش مانند فعالیت‌های مختلف و انواع غذا به کار برد. «گراهام را دوست دارم».

 بررسی معنی:

      اگر چه تعریف دقیق کلمه «عشق» کار بسیار سختی است و مستلزم بحث‌های طولانی و دقیق است، اما جنبه‌های گوناگون آن را می‌توان از طریق بررسی چیزهایی که «عشق» یا عاشقانه «نیستند» تشریح کرد. عشق به عنوان یک احساس مثبت (وشکل بسیار قوی «دوست داشتن») معمولا درنقطه مقابل تنفر (یا بی احساسی محض) قرار می‌گیرد و در صورتی که درآن عامل میل جنسی کمرنگ باشد و یک شکل خالص و محض رابطه رمانتیک را متضمن باشد، با کلمه شهوت قابل قیاس است؛ عشق در صورتی که یک رابطه بین فرد ودیگر افراد را توصیف کند که درآن زمزمه‌های رمانتیک زیادی وجود دارد در مقابل دوستی و رفاقت قرار می‌گیرد ؛ با وجود آنکه در برخی از تعاریف «عشق» بروجود رابطه دوستانه بین دو نفر در بافت‌های خاص تاکید دارد.

«عشق» در معنای عام خود بیشتر به وجود رابطه دوستانه بین دونفر دلالت دارد. عشق معمولا نوعی توجه واهمیت دادن به یک شخص یا شیء است که حتی گاهی این عشق محدود به خود نمی‌ شود (مفهوم خودشیفتگی). با این وجود در مورد مفهوم عشق نظرات متفاوتی وجود دارد. عده‌ای وجود عشق را نفی می‌کنند. عده‌ای هم آنرا یک مفهوم انتزاعی جدید می‌دانند و تاریخ «ورود» این واژه به زبان انسان‌ها و در واقع اختراع آن را طی قرون وسطی یا اندکی پس از آن می‌دانند که این نظر با گنجینه باستانی موجود در زمینه عشق و شاعری در تضاد است. عده دیگری هم می‌گویند که عشق وجود دارد و یک مفهوم انتزاعی هم نیست، اما نمی‌توان آن را تعریف کرد و در واقع کمیتی معنوی و متافیزیک است. برخی از روان‌شناسان اعتقاد دارند که عشق عمل به عاریه سپردن «مرزهای خودی» یا « حب نفس » به دیگران است. عده‌ای هم سعی دارند عشق را از طریق جلوه‌های آن در زندگی امروزی تعریف نمایند.

تفاوت‌های فرهنگی میان کشورها و اقوام مختلف امکان دستیابی به یک معنای عمومی و فراگیر درمورد کلمه عشق را تقریبا ناممکن ساخته‌است. در توصیف کلمه عشق ممکن است عشق به یک نفس یا عقیده ، عشق به یک قانون یا موسسه، عشق به جسم (بدن)، عشق به طبیعت، عشق به غذا، عشق به پول، عشق به آموختن، عشق به قدرت، عشق به شهوت، و یا عشق به انواع مفاهیم دیگر مد نظر باشد و افراد مختلف برای افراد و چیزهای مختلف درجه دوست داشتن متفاوتی را بروز می‌دهند. عشق مفهومی انتزاعی است که تجربه کردن آن بسیار ساده تر از توصیفش است. به علت پیچیدگی مفهوم عشق و انتزاعی بودن آن معمولا بحث درمورد آن به کلیشه هائ مذهبی خلاصه می‌شود و درمورد این کلمه ضرب المثل هائ زیادی وجود دارد، از گفته ویرژیل یعنی «عشق همه جا را تسخیر می‌کند» گرفته تا آواز گروه بتلز یعنی «همه چیزی که به آن احتیاج داری عشق است».برتراندراسل عشق را یک «ارزش مطلق» می‌داند که در برابر ارزش نسبی قرار دارد.

 انوع عشق :

  • عشق حیرانی - اصطلاح حیرانی (Agape) توسط مسیحیان اولیه (و به خصوص یونانیان، ریشه این کلمه یونانی است) برای اشاره به پذیرش بی قید و شرط و دوست داشتن یک فرد اطلاق شده‌است. این نوع از عشق بر اساس تصمیم و نه احساسات شکل می‌گیرد.
  • عشق با وقار - نوعی رفتار مودبانه وموقرانه که در اواخر قرون وسطی در مورد خانم‌ها و عاشقان آنها به کار می‌رفت
  • عشق دروغین - نوعی عشق نادرست با هدف کسب مادیات
  • عشق جنسی (eros) - میل جنسی نسبت به یک فرد
  • عشق به خانواده - عشق به افراد خانواده و مهربانی به آنها
  • عشق آزاد - رابطه جنسی بر اساس انتخاب فرد که محدود به ازدواج نمی‌شود
  •  عشق شیفتگی - در عهد جدید به معنای عشق احساسی مشروط به کار می‌رود یعنی «دوستت دارم چون..»
  • عشق افلاطونی – یک رابطه نزدیک که درآن رابطه جنسی وجود ندارد یا سرکوب یا محدود شده‌است.
  • عشق ظاهری - رابطه عاشقانه‌ای که در آن پختگی لازم وجود ندارد و « راستین» نیست. این کلمه دارای بار معنایی منفی است و تاکید دارد که عشق در دوران جوانی معمولا کمتر راستین وواقعی است.
  • عشق به مذهب - تعهد و دوست داشتن خدا یا مذهب
  • عشق رومانتیک - علاقه‌ای که ترکیبی از صمیمیت و میل جنسی است
  • عشق راستین - عشق بدون قید و شرط یا انگیزه خاص. دوست داشتن فرد فقط به خاطر خود و نه رفتارها یا عقایدش. همچنین به عشق بی قید و شرط اشاره دارد.
  • عشق یک طرفه - مهر و عاطفه‌ای که یک طرفه‌است .
  • شهوت - عاطفه بر اساس شهوت و تمایل به ارضای نفس.
  • عشق لحظه‌ای - عشقی که در لحظه‌ای که فرد برای اولین بار با فردی تماس می‌گیرد به وجود می‌آید. از این عشق به مراتب در داستانها و ادبیات یاد شده‌است وبه “ love at first sight ” معروف است.
  • عشق مستلزم فداکاری - فداکاری و گذشتن از جان یا چیز با ارزش دیگری برمبنای عشق.

 

   دیدگاه های ‎علمی :

   در طول تاریخ دو مقوله فلسفه و دین بیشترین مطالب را راجع به مفهوم عشق بیان کرده‌اند. درقرن گذشته روانشناسی در مورد عشق به وفور اظهار نظر کرده‌است. امروزه علوم روان شناسی تکاملی ، زیست شناسی تکاملی، مردم شناسی، علم اعصاب و زیست شناسی در مورد ماهیت عشق و عملکرد آن بحث‌های زیادی را مطرح کرده‌اند. در مدلهای زیست شناسی مربوط به جنسیت، عشق به عنوان یک غریزه موجود در پستانداران همانند گرسنگی و تشنگی مطرح شده‌است. روانشناسی عشق را پدیده‌ای اجتماعی و فرهنگی قلمداد می‌کند. رابرت اشتنبرگ روانشناس معروف ، مدل مثلثی عشق را مطرح کرد و عشق را شامل سه عنصر دانست: صمیمیت، تعهد و شهوت. افراد در مرحله صمیمیت رازها و جزئیات زندگی شخصی خود را برای یکدیگر بازگو می‌کنند. صمیمیت معمولا در دوستی یا عشق رومانتیک بروز می‌کند. تعهد انتظار تداوم رابطه عاشقانه تا ابد است. شهوت یا رابطه جنسی سومین قالب عشق است که مهمترین پارامتر محسوب می‌شود. یلا این مدل را اندکی تغییر داد و شهوت را به دو جزء شهوت نفسانی و شهوت رومانتیک تقسیم بندی کرد.

 دیدگاه‌های فرهنگی:
اگرچه در مورد تعریف عشق و ماهیت آن در بین فرهنگ‌های مختلف تشابهاتی وجود دارد و اغلب فرهنگ‌ها عشق را نوعی تعهد، دلسوزی، شفقت و شهوت می‌دانند که در همه انسان‌ها وجود دارد، اما میان این فرهنگ‌ها اختلافاتی هم وجود دارد. برای مثال در هند که معمولا ازدواج طبق روال تعریف شده و سنتی صورت می‌گیرد اعتقاد برآن است که عشق ضرورت اولیه برای ازدواج نیست و عشق پس از ازدواج به وجود می‌آید؛ درحالیکه در فرهنگ غرب عشق لازمه ازدواج است. 

  عشق در فرهنگ ایرانی : در ایران برای بیان پدیده عشق واژگان زیادی بچشم می‌خورد،که برخی از زمانهای دور وجود داشته‌است.درمتون اوستا و در گاثاها بارها ازمهر و دوستی سخن به میان رفته و درمتون بجای مانده از زبان پارسی میانه هم وجود دارد.واژگانی مانند آغاشه در اشعار رودکی بچشم می‌خورد. مهر و عشق و آغاشه و شیفتگی و ایشکای و دلدادگی و شیدایی و سودا همه از واژگانی هستند که در ایران پدیده عزمین برای شق بکاررفته یا می‌رود.در اشعار هم بخشی از داستان‌های شاهنامه یا اشعار نظامی گنجوی و خواجوی کرمانی و عیوقی و جامی و وحشی بافقی و اهلی شیرازی و ... به یان داستانهای عاشقانه پرداخته و بسیاری شعرا هم به بررسی ماهیت عشق در حالتی جدا از اوصاف صوفیه کارکرده‌اند مانند حافظ و سعدی و باباطاهر و خیام و رودکی که هم غزل و راعی عاشقانه و سوزناک دارند و هم به بررسی ماهیت و کاآمدی عشق پرداخته‌اند.در ادبیات صوفیه هم که راه رسیدن به خدا و حق پاکی و محبت است برای جذب در راه خدا و جدایی از دنیا علاقه‌های ذاتی به خدا را در درون خود می‌پروردند و به حالتی از جذب در راه حق می‌رسیدند که بدان عشق الهی می‌گفتندو اشعار بیشماری در همین مورد عشق سرائیده‌اند که معشوق خود را خدا می‌دانستند.مولوی و عطار و ابوسعید ابی الخیر و سنایی غزنوی از این دسته شاعران هستند.پاره‌ای از شاعران مدح گوی درباری در وصف ممدوحان خود از عبارات و مثل‌های عاشقانه زیادی استفاده نموده‌اند. انوری و عنصری و عسجدی و فرخی سیستانی هم ازین دست شاعران هستند.

 دیدگاه‌های مذهبی‎ :

      عشق در ادیان اولیه ترکیبی از تعهد جاذبه‌ای و عبادی به نیروهای طبیعت بود (مشرکان چند خدایی). بعدها در ادیان جدیدتر این جذبه به سوی اشیاء واحد و انتزاعی مانند خداوند، قانون، کلیسا، و دولت سوق پیدا کرد (تک خدایی). دیدگاه سوم در این زمینه به دیدگاه وحدت وجود معروف است وادعا می‌کند همواره بین آنکه می‌پرستد وآنکه پرستیده می‌شود تفاوت وجود دارد. عشق حقیقتی است که ما بر اساس آن در طی زمان خود را ناصحیح به صورت موجودی منزوی تفسیر می‌کنیم.

   اسلام : قرآن در سورهٔ روم آیهٔ ۲۱ چنین آورده‌است:

... از نشانه‏های خداوند اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید، تا در کنار آنها آرامش یابید، و در میانتان دوستی و رحمت قرار داد، آری در این (نعمت) برای مردمی که می‏اندیشند قطعا نشانه‏هایی است.

  بر اساس دیدگاه مراجع شیعه، بيان عشق میان دختر و پسر (بدون منظور ازدواج) گناه است، چرا که ترس افتادن به گناه در میان است، اگرچه خواستگاری، بدون بیان عشق، برای ازدواج مانعی ندارد. تا وقتی که مفسده‌ای در میان نباشد، صرفِ داشتنِ محبت و عشقِ قلبی (بدون اظهار آن) اشکالی ندارد.

از احاديث پيامبر اسلام است كه: «اگر مرد به زن خود بگوید «تو را دوست دارم» هرگز این کلام از دل و ذهن زن خارج نمی شود و همواره در خاطر او باقی می ماند» ( وسایل الشیعه – حر عاملی – ص 10 جلد 14.)

 مسیحیت : در انجیل از عشق به عنوان مجموعه‌ای از اعمال و رفتارها نام برده شده‌است که معنایی وسیع‌تر از ارتباط احساسی دارد. عشق مجموعه‌ای از رفتارهای انسان است که انسان بر اساس آنها عمل می‌کند. در انجیل به افراد سفارش شده که علاوه بر معشوق خود و حتی دوستانشان دشمن خود را نیز دوست داشته باشند. در انجیل از این عشق فعال سخن به میان آمده‌است:

عشق صبور است، عشق مهربان است. هرگز حسادت نمی‌کند، هرگز به خود نمی‌بالد، مغرور نیست. گستاخ نیست و خودخواه نیست، به سادگی خشمگین نمی‌شود، خطاهای دیگران را به خاطر نمی‌سپارد. عشق از همدمی با شیطان لذت نمی‌برد بلکه دوست دار حقیقت است. همواره حافظ است، همواره به دیگران اعتماد دارد، همواره امیدوار است و همواره پانیده‌است. عشق هرگز شکست نمی‌خورد.

مباحث مربوط به تعریف عشق :

در اغلب لغت نامه‌ها «عشق» به عنوان علاقه شدید یا انس قلبی تعریف می‌شود. به طور کلی «علاقه» یک حالت ذهنی یا احساسی است که در طی آن فرد برای کسی یا چیزی نگران و دلواپس است. همچنین توجه و علاقه به کسی همواره با عدم قطعیت مسئولیت پذیری و درک مخاطب همراه است و عامل ایجاد اضطراب است. مراقبت از اشیا مانند یک خانه معمولا به صورت نگهداری و محافظت از آنها و یا پذیرش مسئولیت در قبال آنها همراه است.

  1. « دوستی » - رابطه یا همکاری مناسب بین دوفرد.
  2. « وصال » - ذوب شدن عاشق در معشوق ؛ حالت نهایی عشق راستین.
  3. « خانواده » - افرادی که از طریق اصل و نسب با یکدیگر ارتباط دارند.
  4. « پیوند روحی » - رابطه بین فرد و فردی که جزئی از وجود وی است.

  توماس جای اورد  عشق رایک عمل اختیاری می‌داند که پاسخی احساسی به دیگران (مانند خدا) است و با هدف ارتقا شخصیت صورت می‌پذیرد. اورد تعریف خود را در زمینه‌های دینی، فلسفی، و علمی قابل استفاده می‌داند.

      درخا تمه میتوان یاد آور شد که در زبان فارسی واژه عشق و دوست (دوستی) بعضی اوقات بطوری مترادف بکار می روند در حالی که هر دو از هم متفاوت است. عشق نقطه نهائ بوده و دوست میتواند مرحله اولیه باشد. دوستی اصطلاحی است که برای توصیف رابطه همیارانه بین دو یا چند موجود اجتماعی به‌کار می‌رود. رابطه دوستانه معمولاً شامل درک دوجانبه، احترام و محبت نیز هست. در زبان هائ دیگر این دو کلیمه از هم تفاوت قابل ملاحظه دارد.

 

ادامه نوشته

10 قانون ازدواج که باید شما انرا متوقف نمائید

           دوستان عزیز چنانچه شما میدانید که ازدواج بهترین راه حل در زندگی است شاید زندگی بدون آن امکان پذیر نباشد پس چه بهتر که قوانین ازدواج را بدانید تا درتمام عمر دارای بهترین نوع آن باشید برای همین هدف نقاط اتی را در نظر داشته باشید: تغیرات سنی را بخاطر خوش زیستن برای همیش فراموش کنیند همه چیز را همیشه باهم یکجا انجام دهید حتی کارهای داخیل و خارج از منزل را به توافق هم انجام دهید تا با اختلافات مواجه نگردید.  هر شب در یک بستر بخوابید و هر گز احساس خفه گی نکنید بهیش بگوئید چه  این و ان ممکن است یکی از شما در بیرون صدمه دیده باشد تا ازش دلجوئ کرده باشید... میگویند قانون ازدواج به یک سلسله حرف های ضرورت دارد و این ها صرفا کدام قانون نیست که مادر شما ساخته باشد که طبق ان عمل کنید بلکه خودی تان انرا بسازید و به ان عمل کنند . در حقیقت شکستاندن بعضی از قوانین ازدواج شاید بهترین چیزی باشد که شما برای بهتر ساختن روابط خویش بوجود می یاورید.  " نوشته باربرا بارتلین روان شناس و نویسنده کتاب : چرا باتو ازدواج کردم [i]

1 – هرگز در موقع خوابیدن قهر نباشید !

این از کجا آمد ؟ بیرونش کن چرا چرا... اینها چیز های هستن که برگذشته ها دور برمیگردد که میگفتند نگذارید خورشید در خشم شما فرو برود. اما تلاش کنید در تمام مشکلات کار انجام دهید وقت خسته میباشید ویا تحت فشار قرار دارید بهش اعتنا نکنید و انرا اسان بگرید [ii]  در حال موافق با تمام نا موافق ها باشید و قت ذهن شما ارام گرفت بعد موضوع را پیش کش نمائید.

2 –همیشه 100 فیصد صادیق باشید :

در ازدواج صداقت شرط اول آنست اما این صداقت همیشه سیاست خوبی نیست بطور مثال لازم نیست شما جزئیات روابط گذشته تان را با همسر خود اظهار نمائید زیرا این باعث مقایسه میشود وممکن است در این مقایسه یک طرف شما کوتا بیاید بنآ شما لازم است متوجه احساسات همسر خویش باشید تا خیلی احمق وبی ارزش به نظر نخورید.

3 – هرگز بدونی یکدیگر به تفریحات نروید :

این آگهی بیان گر انست که اگر شما وقت اضافی از کار و زندگی داشته باشید طبیعتا باید ان را باهم یکجا سپری نمائید. یکی از مشکلات این قانون اینست که شما شاید دارای یک علاقه نباشید ذوق هرکدام شما ممکن  است متفاوت باشد ( شما اسکی را دوست دارید و همسرتان نوای ساحل را) خطر دیگر به قول داکتر لامباردو اعتقاد است که شما باید هرچیزی برای همدیگر باشید و این نه فقط واقیع بینانه نیست  بلکه گاهی اوقات لازم است شما یک جمعه را تنها داشته باشید "شاید همسری تان به کدام کمپاین شرکت کنند یا بر عکس آن "  فقط مطمئین باشید که همیشه درتعطیلات خویش بدون یکدیگر نباشید.

4 -  اگرجنگ کردید به طلاق رو  نیاورید.

حقیقت را که بارتلین در تحقیقیاتش نشان داد اینست که تعداد زوجین که  باهم نزاع داشته اند ولی از ایجاد خشونت جدی بحدی جلوگری کرده اند بشتر از انهائ هستند که هیج نزاع نکردند.اما هرگیز به طلاق نه اندیشیده اند  "  شما میتوانید راه های را جستجو کنید که نزاع شما صحتمند وسودمند باشد مثلا بدون سرزنیش و فوش دادن به یکدیگر وامثال انها"... حاصل این گونه جنجال های شما که احترام به یکدیگر را حفظ کنید بهتر از انست که با دهان بسته بنشینید.

5 – بچه های تان را در اولویت قرار ندهید.

لامباردو میگوید معمولا زوجین که روابط شان به اساس داشتن فرزند برقرار میشود تا والیدین خوبی برای فرزندان شان باشند این نوع زوجین دقیقا عقب مانده هستند.اگر روابط خود تان  فوق العاده باشد نه فقط برای شما مفید میباشد بلکه برای فرزندان شما نیز سودمند است موقع که آنان مسئولیت و محبوبیت شمارا درک میکند خودرا بشتر مسئون و محفوظ میبینند زیرا رابطه محبت امیز والیدن بالای اطفال تاثیر مفید میگذارد. وقت شما فعالیت خنده دار انجام میدهید و باهم لذت می برید اطفال تان خورسند و خوب می باشند.

6 - هرگیز در بستر جدا گانه نخوابید:

اوم خر خر پوف پوف بسیار؟ این افسانه است که زوجین همیشه نسبت به تنهائ باهمدیگر راحتر و بهتر تر میخوابند. یکی از زوجین شاید بد خواب باشد ویا از صدای تنفس نفرت داشته باشد اگر یکی از شما گهگاهی در اطاق دیگر بخوابد انرا مزاحم نشوید. داشتن یک شب خوش و خواب راحت برای صحتمندی دماغ  - وخود زوج شما حیاتی می باشد. فقط مطمئین باشید که عادت تنها خوابیدن برای جلوگری از امیزش جنسی وعدم صمیمیت جسمی نمی باشد.

7 –  عادت های خویش را همگام سازی نماید.

اگر چه سپری کردن هرلحظه ازاد شما یک آموزش سخت است موقع که همسری تان با موتر کلاسیک خود کارمیکند ممکن است برای شما خوش ایند نباشد اما برای خودش مهم است نباید فکر کنید که نظریات شمارا گوش نمیدهد که شما به چه علاقه دارید زیرا آنچه را که شما دوست دارید همسری تان دوست ندارد. تمایل به علاقه بیش از حدی شما یکسان با ازادی شما میشود و در ازدواج بدون استقلال انسان ها در دام می افتند. تلاش نمائید در هرصوت که میتوانید خودرا مشغول سازید به چون و چرا ها اعتنا نکنید بکذارید همسر شما در انچه که علاقمند است ادامه دهد.

8 – اگر هیج جرقه وجود ندارد شما محکوم هستید.

بسیاری از زوجین واقعا دریافته اند که انها همیشه در فکر ان نبوده است که انان در ارتباط عشق جاویدانی گرفتار اند اما بسیاری هنوزهم بدین باورند وقتکه شعله عشق شان خاموش میشود انوقت میدانند که انها در راه غلط رفته اند و در جستجوی چیزی جدید هستند. بارتلین میگوید ارتباط سالم با اعتماد به همدیگر بدون انکه به اوج عشق برسد جاویدان است. اشتبا در اینجاست که شما باید اعتقاد داشته باشید که برای همیشه در اتش بازی زندگی میکنید یا در عشق ویا در تنهائ ....

9 – خستگی بد است .

این گونه مشکلات بوجود امده را که بارتلین انرا قانون مینامد ... میگوید وقت بوجود میاید که زوجین بدون شناخت همدیگر در محفل ویا اجرای یک درامه به شکل هیجانی ارتباط شان را برقرار می نمایند که این نوع ارتباط در طویل مدت صحتمند نمی باشد... او میگوید آیا این بهتر نیست که  با تمام خستگی ها درک نمائید که همسر تان شبها کجا می باشد نسبت به انکه هیجانی باشید بالا پائین با خود بیپیچید...؟  بهتر است در حال ارام مصئون ومحفوظ باهم زندگی خسته کن خویش را ادامه دهید زیرا در هر زمان  میتوانید  حالات هیجان را با فعالیت و تفریح سیاحت بخود تزریق نمائید ...

 

10 – بخاطر خوش نگهداشتن همسر خود روابط جنسی داشته باشید .

این شاید یک مشکل عام برای زنان باشد مخصوصا انهایکه تازه مادر میشوند. امیزش زناشوی یک دیگر از کارهای روزانه شما ست که فکر میکنید باید انرا انجام دهید تا بتوانید زندگی خوب با همسر تان داشته باشید داکتر لامباردو میگوید این دلیل اشتباه برای هیج کدام شما نیست زیرا شما هردو به ان ضرورت دارید.

منبع:


[i] Barbara Bartlein, RN, MSW, psychotherapist and author of Why Did I Marry You Anyway?

[ii]  Elizabeth Lombardo, PhD, psychologist and author of A Happy You: Your Ultimate Prescription for Happiness.             

روخ نازنین مپوشان

 

  مفگن گره به زولفت به بهش که باز باشد

  سر زولف عنبرین به که چنین دراز باشد

روخ نازنین مپوشان همه زیر زولف مشکین

بگذار و روز شب را که ز هم امتیاز باشد

  به ره صبا ستادی سرزولف بر گشادی

  زتو نافه شرم بادش پس ازآنکه بازباشد

نه همین صبا کندخم قدو سروی بوستان را

که به پیش قامت تو همه در نماز باشد

  شده معترف صنو بر بغلامی ئ قدی تو

  که میان باغ و بوستان به توسرفرازباشد

گرچندوصالت ایدل برمن محال اما

نفس که بی تو آید نفس مجاز باشد