پاییز

"پاییز" رو به پایان است


اندوهت را به برگ بسپار!

 

تا با خزان برگ ...

 


اندوه نیز!!! از دلت برود ...

خوب باش






انسان خوبی باش

ولی وقتت رو برای اثباتش

به دیگران تلف نکن









سالگرد وبلاگ


سلام به همه دوستان عزیزم


بالاخره وبلاگ منم یکساله شد.


یادش بخیر روزهای اولی که نمیدونستم وب چیه و اصلاً تو این وادیها نبودم و


از لطف یکی از دوستانم که خیلی برام عزیزه ، با این دنیا آشنا شدم .


البته این وبم اون برام درست کرده و دستشم از همینجا میبوسم


ازش ممنونم که باعث شد تو این دنیای مجازی با دوستای خوبی آشنا بشم


از همه دوستای خوبی که تو این مدت با هم بودیم هم تشکر میکنم


سعادت و خوشبختی همتون ، آرزوی قلبی منه.


اینا رو برای خداحافظی ننوشتم ، شاید مشغله کاری باعث بشه دیر بیام نت ،


اما فکر نمیکنم غیر از اجل ، چیز دیگه ای مانع اومدنم به وب بشه چون دلم واقعاً


برای تک تک شما تنگ میشه حتی اونایی که نصف و نیمه اومدن و رفتن...


هیچکدومشون از خاطرم پاک نشدن...

اگه دو تا مرد عاشق یه زن باشن!

اگه دو تا مرد عاشق یه زن باشن توی مملکتهای مختلف چی به سر این سه نفر میاد؟

توی ژاپن: جوان اولی از عشق جوان دومی نسبت به دختر محبوبش متاثر میشه و خودکشی می کنه جوان دومی هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگین میشه که خودکشی
می کنه بعدش برای دختر ژاپنی هم چاره ای
جز خودکشی نیست .

توی اسپانیا: مرد اولی توی دوئل ، مرد دومی رو از پای در میاره و با زن محبوبش به آمریکای جنوبی فرار می کنن .

توی انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردی حل قضیه رو به یه شرط بندی توی مسابقه ء اسب سواری موکول می کنن
اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون میشه .

توی فرانسه: خیلی کم کار به جاهای باریک می کشه دو مرد با همدیگه توافق می کنن که خانم مدتی مال اولی
و مدتی مال دومی باشه .

 

توی ایتالیا: دختره باید بین مقتول شدن و ۲ مرد یکی را انتخاب کنه که معمولا” ۱۲ روز بعد از ازدواج با دریافت ۳۲ گلوله خودش و همسرش به دست نفر سوم کشته میشند.


به نظر شما تو ایران چه اتفاقی می افته؟؟؟

چوپان و درخت گردو

چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید.

از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت،

خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای را که چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد.

دید نزدیک است که بیفتد و دست و پایش بشکند.

در حال مستاصل شد....

از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت:

ای امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پایین بیایم.

قدری باد ساکت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا کرده و خود را محکم گرفت.

گفت:

ای امام زاده خدا راضی نمی شود که زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی...

نصف گله را به تو می دهم و نصفی هم برای خودم...

قدری پایین تر آمد.

وقتی که نزدیک تنه درخت رسید گفت:

ای امام زاده نصف گله را چطور نگهداری می کنی؟

آنها را خودم نگهداری می کنم در عوض کشک و پشم نصف گله را به تو می دهم.

وقتی کمی پایین تر آمد گفت:

بالاخره چوپان هم که بی مزد نمی شود کشکش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد.

وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به گنبد امامزاده انداخت و گفت:

مرد حسابی چه کشکی چه پشمی؟

ما از هول خودمان یک غلطی کردیم

غلط زیادی که جریمه ندارد!!!!!!!!!


خدا وکیلی ، خودمون به قول و قرارامون که تو سختیها و گرفتاریها با خدا و از ما بهترون بستیم ، چقدر پایبندیم؟؟؟

چرا تو شماره گرفتن دقت نمیکنیم؟؟؟؟؟؟؟


صدای زنگ تلفن = دخترک گوشی رو بر میداره



سلام . کیه؟


سلام دختر خوشگلم منم بابایی! مامانی خونه است؟ گوشی رو بده بهش!


نمیشه!


چرا؟


چون با عمو حسن رفتن تو اطاق خواب طبقه بالا در رو هم رو خودشون بستن!

 

 

سکوت


بابایی ما که عمو حسن نداریم!


چرا داریم. الآن پیش مامانه.


ببین عزیزم. اینکاری که میگم بکن. برو بزن به در و بگو بابا اومده خونه!


چشم بابا


چند دقیقه بعد


بابا جون گفتم.


خوب چی شد؟


هیچی. همینکه گفتم یهو صدای جیغ مامانم اومد بعد با عجله از اطاق

اومدبیرون همینطور که از پله ها میدوید هول شد پاش سر خورد

با کله اومدپایین. نمیدونم چرا تکون نمیخوره دیگه !!؟



خوب عمو حسن چی؟


عمو حسن از پنجره پرید توی استخر. ولی پریروز آب استخر رو خودت

خالی کرده بودی یک صدای بامزه ای داد نگو! هنوز همونتو خوابیده!


کدوم استخر؟ ببینم مگه شماره ****۰۹۱۲ نیست؟


نه!


ببخشین مثل اینکه اشتباه گرفتم!!!!!!!

 


مردی از دست روزگار سخت می نالید .

پیش استادی رفت و برای رفع غم و رنج خود راهی خواست . . .


استاد لیوان آب نمکی را به خورد او داد و از مزه اش پرسید؟


آن مرد آب را به بیرون از دهان ریخت و گفت: خیلی شور و غیر قابل تحمل است.


استاد وی را کنار دریا برده و به وی گفت همان مقدار آب بنوشد و بعد از مزه اش پرسید؟


مرد گفت: خوب است و می توان تحمل کرد.


استاد گفت شوری آب همان سختی های زندگی است.


شوری این دو آب یکی ولی ظرفشان متفاوت بود.


سختی و رنج دنیا همیشه ثابت است و این ظرفیت ماست که مزه آنرا تعیین می کند


پس وقتی در رنج هستی بهترین کار ، بالا بردن ظرفیت و درک خود از مسائل است.

7 واقعیت دنیا

1-شما نمی توانید صابون توی چشمتان بریزید.

2-شما نمی توانید موهایتان را بشمارید.

3-شما نمی توانید از بینی خود نفس بکشید زمانی که،زبانتان بیرون است.

4-شما مورد سوم را انجام دادید.

5-زمانی که مورد سوم را انجام دادید فهمیدید که میتوانید،اما شبیه یک حیوان باوفا شدید.

6-الان لبخند می زنید،درحالی که سرکار رفته اید.

7-به اشتراک بگذارید تا بتوانید انتقام بگیرید.

استرس واقعی

در کلاس درس استاد دانشگاه خطاب به یکی از دانشجویان میگه انواع


استرس رو توضیح بده و استرس واقعی کدومه؟


دانشجو میگه دختر زیبائی رو کنار خیابان سوار میکنی.  اما دختره


کمی بعد توی ماشینت غش میکنه. 


مجبور می شی اونو به بیمارستان برسونی.


در این لحظه دچاراسترس آنهم از نوع ساده‌ میشی!


در بیمارستان به شما می گن که این خانم حامله هست !!!


و به تو تبریک میگن که بزودی پدر میشی.


تو میگی اشتباه شده من پدر این بچه نیستم


ولی دختر با ناله ای میگه چرا هستی.


در اینجا مقداراسترس شما بیشتر میشه. آن هم از نوع هیجانی!


در خواست آزمایش دی.ان.ای می کنی. آزمایش انجام میشه


و دکتر به شما میگه : دوست عزیزشما کاملا بیگناهی ،


شما قدرت باروری ندارید و این مشکل شما کاملا قدیمیه


و بهتر بگم ، مادرزادیه.


خیال تو راحت میشه و سوار ماشینت میشی و میری.


توی راه به سمت خونه ، ناگهان به یاد ۳ تا بچه ت میفتی …؟


و اینجاست که استرس واقعی شروع میشه!!!!!!

ضد حال

زنه دیروقت به خونه رسید آهسته کلید رو انداخت و درو باز کرد

 

و یکسر به اتاق خواب سر زد

ناگهان بجای یک جفت پا دو جفت پا داخل رختخواب دید

بلافاصله رفت و چوب گلف شوهرش رو برداشت و تا جایی که میخوردند آن

دو را با چوب گلف زد و خونین و مالی کرد.

بعد با حرص بطرف آشپزخانه رفت تا آبی بخورد

با کمال تعجب شوهرش را دید که در آشپزخانه نشسته است.

شوهرش گفت سلام عزیزم!

پدر و مادرت سر شب از شهرشون به دیدن ما اومده بودند چون خسته بودند

بهشون اجازه دادم تو رختخواب ما استراحت کنند

 

راستی بهشون سلام کردی؟؟؟؟