خدا بخير
بكند، عطش نمايان شد
خدا بخير
بكند، فلك پريشان
شد
بگوش خشك
فلك ، به حالت بي تاب
خدا بخير
بكند كه روضه خوان شد آب
وزان
زمان چه بگويد كه مشك خالي بود
خدا بخير
بكند ، حرم چه حالي بود؟!!
و كودكان
حرم عطش به جان افروز
خدا بخير
بكند كه بدتر از ديـــــروز...
نگاه زرد
نفس ، نشسته بر دريـــــــا
خدا بخير
بكند به خس خس فــــــــردا...
چو گير و
دار عطش، به كودكان سر زد
خدا بخير
بكند، يكي يكي پـــــــــــر زد!!
عموي
تشنه لبـــــــــــــان، لبان آتش بـــار
خدا بخير
بكند ، چه مي شود اين بــــار؟
بــــــه
رسم خوب ادب، حكايت سقـــــــا
خدا بخير
بكند ، اگـــــــــــــــر زند دريا
بسوز لعل
لبانش ، نشست طوفاني
خدا بخير
بكند ، عجب خروشاني؟!!
ز غيرت
علويست، اگـــــــــر كه سقا شد
خدا بخير
بكند ، رجز چو زهــــــراس شد
زشط آب
فرات، دو كف پر از آب است
خدا بخير
بكند ، عطش به دل قاب است
و زخم بـــاز
لبش ، شكفته شد امـــــا...
خدا بخير
بكند ، كه شد خجل دريــــا
قـــــــــرار
موج دلــــش، تلاطمي دارد
خدا بخير
بكند ، تلـــــــــظّي بشمارد...
به غير
مشك عمو ، قدح چه كس دارد؟!
خدا بخير
بكند ، عمـــــــــو هوس دارد...
ز كودكان
حـــــــــرم، عطش كه بردارد
خدا بخير
بكند ، هوس عطـــــــش دارد...
بيا
نشانه بگيــــــــر، دو ديــده و اشكم
خدا بخير
بكند ، مـــــــزن عدو مشكم...
خدا بخير
بكند ، اگر كـــــه زين افتاد
خدا بخير
بكند ، عمــــــو زمين افتاد
به خيمه
هاي حرم، اگـــــــر ستون بايد
خدا بخير
بكند ، كـــــــه واژگون آيد...
خدا مرا
بكشد ، زغربت ســـــــــردار
خدا بخير
بكند ، بـه كودك شير خوار
خدا مرا
بكشد ، عمود كه زد بر سر؟!
خدا بخير
بكند ، جســــــــارت و معجر...
خدا مرا
بكشد ، كه جـــــان شود بي حال
خدا بخير
بكند ، الف كجــــــــا و دال؟!!
خدا مرا
بكشد ، چــــــــــــو شمع آن خانه
خدا بخير
بكند ، شوم چـــــــــــو پروانه
خدا مرا
بكشد ، و گــــــــوش و گوشواره
خدا بخير
بكند ، اگــــــــــــــــر شود پاره
خدا مرا
بكشد ، زبــــــــــــــانه اي آتش
خدا بخير
بكند ، سه ساله امــــــــــا غش...!
خدا مرا
بكشد ، كــــــــــه آتش افروخته؟!!
خدا بخير
بكند ، چـــــــو دامنش سوخته
خدا مرا بكشد، زغصــــــــــــه ي حنجر
خدا بخير
بكند ، عدو زنـــــــــــد خنجر
خدا مرا
بكشد ، زبــــــــــــان شاعر لال
خدا بخير
بكند ، اشاره بـــــــــــر گودال
خدا مرا
بكشد ، و سينه اي پــــــــــر آه
خدا بخير
بكند ، سخن كنــــــــــــم كوتاه
خدا مرا
بكشد ، عطش نمايـــــــان شد...
خدا مرا
بكشد فلك پريشــــــــــــان شد...