معنی شعر درس 7(پرتو امید ) صفحه 85

معنی شعر درس 7 (پرتو امید ) 

 


بیت 1 :نگران نباش، یوسف گم شده دوباره به سرزمين و وطن خود بر می گردد و خانه ی غم و اندوه، روزی به شادی تبدیل می شود.

لغت :کنعان : نام شهری در فلسطين قدیم که وطن، یعقوب، پدر یوسف، بود. / احزان : جمع حزن، اندوه ها
آرایه ها :
تلميح به داستان حضرت یوسف و حسادت برادران او که یوسف را به چاه افکندند و پدرش یعقوب از شدت دوری اونابينا شد. / یوسف و کنعان : مراعات نظير / کلبه ی احزان و گلستان : تضاد

بیت 2:ای دل اندوهگین ! نگران نباش حال و روزت خوب می‌شود و این فکر آشفته، دوباره، آرام و قرار می یابد.

لغت :غم دیده : غمگين / به : بهتر / شوریده : آشفته / سامان : آرام و قرار، نظم

آرایه ها :دل و سر : مراعات نظير

بیت 3 : اگر گردش روزگار، مدتی مطابق ميل و آرزوهای ما نبود، نگران باش، زیرا هميشه وضع و حال روزگار به یک شکل نيست. (روزی هم مطابق ميل ما خواهد شد)
لغت :دور گردون : گردش روزگار (گردون : گردون : آسمان) / دو روزی : مد تّی کم / مراد : آرزو، هدف / دائما : هميشهآرایه ها : تکرار « د » و « ر»واج آرایی / گر و بر : جناس

بیت 4 :آگاه باش و نا اميد نشو، زیرا از رازهای پنهان خداوند (لطف نهانی خدا) باخبر نيستی و یقين بدار که در پشت پرده دور از چشم من و تو ماجرا هایی می گذرد که بر ما آشکار نيست.
لغت :هان : آگاه باش / واقف : آگاه، باخبر / سر : راز / سر غيب : راز الهی

بیت 5 :ای دل اگر فنا همچون سیلابی اساس هستی را نابود سازد تو غمگین نباش زیرا کشیبان تو نوح (پیر و مرشد) است و ترا از طوفان نجات می‌دهد . 

لغت :فنا : نابودی / بنياد : اساس، اصل / ار : مخفف اگر

آرایه ها :دل : تشخيص / تلميح به داستان حضرت نوع (ع) / سيل و کشتيبان و توفان و نوح : مراعات نظير / تکرار « ت» و « ن » در مصراع دوم : واج آرایی

بیت 6 :وقتی که در بيابان به آرزوی رسيدن به کعبه، گام بر میداری، اگر خار مغيلان (رنج و سختی راه) تو را آزرده کرد،غمگين نباش زیرا دیدار کعبه، به کشيدن این رنجها می ارزد.
لغت :بوده است،  شوق : ميل، اشتياق / مغيلان : گياه خاردار که ميوه ای شبيه باقالا دارد، این کلمه در اصل « ام غيلان »به معنی مادر دیوها و غولان؛ چون در قدیم فکر میکردند که دیوها و غولهای بيابانی زیر این بوته ها پنهان می شوند و مسافران و اهل کاروان را گمراه می کنند.آرایه ها :
در و گر : جناس / بيابان و خار مغيلان : مراعات نظير / سرزنش کردن خار مغيلان : تشخيص
مفهوم کلی : برای رسيدن به معشوق واقعی (خدا) باید تمام رنج و سختی را تحمل کرد.

بیت 7 : اگر چه مقصد بسيار دور است و جای اقامت کاروان بسيار خطرناک است، ناراحت نباش، زیرا هر راهی
پایان و انتهایی دارد و سرانجام به مقصد می رسی.

لغت :بس : بسيار / مقصد : هدف / بعيد : دور / کان : مخففّ که آن / گر چه : مخففّ اگر چه

آرایه ها :نيست و نيست :  تکرار /« ن» و « ی» در مصراع دوم : نغمه حروف /  راه، بعيد و پایان : مراعات نظير

بیت 8  :
ای حافظ تا وقتی که در گوشه ی درویشی و تنهایی شبهای تاریک، دعا و قرآن می خوانی، نگران و غمگين نباش.
لغت :
کنج : گوشه، زاویه / خلوت : تنهایی / ورد : ذکر و دعای زیر لب (با واژه ی ورد : گل سرخ اشتباه نشود)

آرایه ها :ورد و دعا و قرآن : مراعات نظير / در و درس : جناس / تار و تا : جناس

 

معنی درس 6(علم زندگانی) صفحه 80

معنی درس 6 (علم زندگانی) صفحه 80

 

متن :سخن نا پرسيده مگوی و از گفتار خيره پرهيز کن * چون باز پرسند ، جز راست مگوی* تا نخواهند ، کس را نصيحت مگوی و پند مده * خاصهّ کسی را که پند نشنود که او خود اوفتد.*
معنی :
تا حرفی را از تو نپرسيده اند ، چيزی نگو و از سخن بيهوده دوری کن* وقتی از تو چيزی می پرسند ، فقط حرف راست بگو* تا از تو نخواسته اند کسی را نصيحت نکن و پند نده * مخصوصا کسی که پندها را نمی شنود و نمی پذیرد ، زیراچنين کسی خودش گرفتار می شود.*

لغت : گفتار : سخن / خيره : بيهوده / خاصه : مخصوصا / خود اوفتد : خودش گرفتار شود.

متن :در ميان جمع هيچ کس را پند مده.* از جای تهمت زده پرهيز کن* و از یار بد اندیش و بد آموز بگریز.* به غم مردمان شادی مکن تا مردمان نيز به غم توی شادی نکنند.*
معنی :
در ميان جمع کسی را نصيحت نکن . *از رفتن به جایی که مردم به آن گمان بد دارند ، دوری کن* و از دوست بدخواه و بد اندیش فرار کن. *با غم و اندوه مردم خوشحال نشو تا این که مردم نيز در غم تو شادی نکنند.*

متن :داد ده تا داد یابی . *خوب گوی تا خوب شنوی .* اگر طالب علم باشی ، پرهيزگار و قانع باش و علم دوست و بردبار و کم سخن و دور اندیش.*

معنی :
حق مردم را بده تا به حقّت برسی.* حرف خوب بزن تا حرف خوب بشنوی .* اگر خواهان علم و دانش هستی ،پرهيزگار و قانع باشد و دوست دار علم ، شکيبا ، کم حرف و آینده نگر باش.*
لغت :
داد : عدل و انصاف ( داد ده : حق را بده ، با عدل و انصاف ، رفتار کن.) / طالب : خواهنده ، طلب کننده/ پرهيزگار :پارسا / دور اندیش : آینده نگر

متن : عمر در پرستش خدای تعالی خرج کن که حساب ، او خواهد خواست.* بر گذشته و شکسته و ریخته افسوس مخور .* تمام زیرکی را عاقبت اندیشی نام نه.* معيشت تنگ را به توکّل دفع کن*، دین را به علم نگاه دار ،* اگر علم خواهی با تنهایی بساز.*
معنی :عمر خودت را در راه عبادت خداوند بلند مرتبه ، سپری کن ، زیرا خداوند در روز قيامت از انسانها ، حساب رسی خواهد کرد.* بر چيزهایی که گذشته و از دست رفته ، افسوس نخور.* تمام هوشياری و زیرکی را در عاقبت اندیشی و آینده نگران بدان .* سختی زندگی را با اعتماد به خداوند ، سپری کن.* با علم و دانش ، دین خود را حفظ کن.* اگرخواستار علم و دانش هستی با تنهایی بساز و مدارا کن.*
لغت : تعالی : بلند مرتبه / حساب : حساب رسی کردن ، باز خواست کردن / شکسته : ویران شده / افسوس : حسرت، غصه / عاقبت اندیشی :آینده نگری ، فکر پایان کاری را کردن / معيشت : زندگی / توکّل : اعتماد

متن : فراخ دلی خواهی تن آسانی را بگذار .* کم خصمی خواهی ، به خود مشغول باش .* خلق را دوست خواهی مال را دشمن گير .* خود را آسوده خواهی ، بد مکن. *شر نخواهی ، بد بگذار.* جنگ نخواهی ،تحملّ کن.* دعا را بهتر از سپاه دان.* اميد را بهتر از گنج دان.* هرچه دون خدای است همه را باطل دان.*بلا از دوست عطاست ، پس ، از عطا ناليدن خطاست.*
معنی :اگر خيال آسوده می خواهی ، تنبلی را رها کن .* اگر می خواهی که دشمن ، کمتر داشته باشی ، به کار خودت مشغول شو.* اگر میخواهی مردم با تو دوست باشند ، دشمن مال و ثروت باش.* اگر می خواهی آرامش و آسایش داشته باشی ، کارهای بد ، انجام نده .* اگر می خواهی از شر و بدی در امان باشی ، بدی را کنار بگذار. ( در حقّ کسی بدی نکن ) .* اگر خواستار جنگ و دعوا نيستی ، سختیها و ناملایمات را تحملّ کن .* مناجات با خدا را (کمک خواستن از خدا را) بهتر از قدرت سپاه و لشکر بدان . *اميدواری را بهتر از گنج و ثروت بدان.*هر چيزی که غير از خداست ، باطل بدان ،* بلا و رنجی که از جانب خدا باشد ، بخشش و عطا است و ناليدن از عطاو بخشش اشتباه است.*
لغت : فراخ دلی : آسودگی خيال ، بی باکی/ تن آسانی : تنبلی / کم خصمی : کم دشمن بودن / شر : بدی / بگذار :رها کن / دون : غير / عطا : بخشش / مال را دشمن گير : مال اندوزی نکن ، بخشنده باش

آرایه :
دوست و دشمن : تضاد / جنگ و سپاه : مراعات نظير / عطا و خطا : جناس و سجع

متن : آدمی باید که بسيار نگوید و سخن دیگری به سخن خود قطع نکند *و هر که حکایتی یا روایتی کند و او بر آن واقف باشد ، وقوف خود بر آن اظهار نکند ،* تا آن کس آن سخن به اتمام رساند و چيزی را که از غير او پرسند ، جواب نگوید.
معنی :آدم نباید بسيار حرف بزند و نباید حرف دیگری را با حرف خود ، قطع کند. *اگر کسی حکایتی یا روایتی را بيان می کند و او بر آن موضوع آگاهی دارد ، آگاهی خود را آشکار نکند* تا آن شخص ، حرفش را به پایان برساند و چيزی را که ازدیگران میپرسند ، پاسخ ندهد.*
لغت : آدمی : انسان / حکایت : قصهّ و داستان / واقف : آگاه ، باخبر / وقوف : آگاهی / اظهار : آشکار و بيان / اتمام : پایان
توجه : واقف و وقوف ، هم خانواده هستند.

 متن :اگر سؤال از جماعتی کنند که او داخل آن جماعت بود ، بر ایشان سبقت ننماید* و اگر کسی به جواب مشغول شود او بر بهتر جوابی از آن قادر بود ، صبر کند تا آن سخن ، تمام شود ،* پس جواب خود بگویدبر وجهی که در متقدّم طعن نکند.*
معنی :اگر از گروهی ، پرسشی شود که او هم در ميان آنهاست ، در جواب دادن بر دیگران ، پيشی نگيرد* و اگر کسی مشغول جواب دادن باشد و او قادر است که بهتر جواب دهد باید صبر کند تا حرف و جواب آن شخص تمام شود ،* سپس جواب خود را به گونه ای بگوید که شخص قبلی ، مورد تحقير و نکوهش قرار نگيرد.*
لغت : جماعت : گروه / سبقت : پيشی گرفتن / بر وجهی : به گونه ای ، به صورتی / متقد مّ : پيشين ، قبلی / طعن :سرزنش ، نکوهش
 
متن :در محاوراتی که به حضور او ميان دو کس رود ، خوض ننماید* و اگر از او پوشيده دارند ، استراق سمع  نکنند *و تا او را با خود در آن مشارکت ندهند ، مداخلت نکند.*
معنی :به گفت و گو هایی که در حضور او بين دو نفر انجام میگيرد ، دقّت و فکر نکند *و اگر آنها ، سخنشان را از او مخفی می کنند ، دزدیده گوش نکند *و تا وقتی که او را در گفت و گوی خود ، شرکت ندادند ، دخالت نکند.*
لغت : محاورت : ج محاوره ، گفتوگوها ، گفتارها / خوض نمودن : در امری اندیشيدن ، به عمق و ژرفای چيزی فکر کردن / استراق سمع : پنهانی گوش کردن ، دزدیده گوش کردن / مشارکت : شرکت دادن .

 

معنی شعر درس 12 فارسی سوم -دوراندیشی صفحه 76

معنی شعر درس 12 فارسی سوم -دوراندیشی صفحه 76

معنی بیت ۱: کودکی از خانواده ی انسان های نجیب واصیل بادو سه نفر از هم سن و سال های خودش، برای بازی کردن ،بیرون رفت.

معنی بیت ۲: وقتی که آن پسر بچّه شروع به حرکت و دویدن کرد، با سر به زمین خورد.

آرایه : پا و سر مراعات نظير / پسر و سر : جناس

معنی بیت۳ : به هنگام دویدن ، کنترل خود را از دست داد و مُهره ی کمرش شکست و علاقه اش به بازی از بین رفت.

آرایه : پا ، دست و دل : مراعات نظير

معنی بیت ۴:به خاطرِ این حادثه ( زمین خوردن آن کودک)آن دوستانِ هم سنّ و سالش ، احساس ناراحتی می کردند.

معنی بیت ۵: نزدیک ترین دوستش گفت : باید او را در داخلِ چاهی عمیق،بیندازیم.

معنی بیت ۶: تا این حادثه برای کسی آشکار نشود و ما پیشِ پدرش شرمنده نشویم.

آرایه : راز و روز : جناس / تکرار «ر» واج آرایی / راز مانند روز : تشبيه

معنی بیت ۷: یکی از بچّه هایی که دشمن او بود،کودکی آینده نگر و زیرک بود.

معنی بیت۸:آن کودک آینده نگر گفت : قطعأ این موضوع در میان این دوستانِ همراه، پنهان نمی ماند.

معنی بیت ۹: چون که از میان همه ی بچّه ها مرادشمن او می دانند،پس به من بدگمان می شوند.

معنی بیت ۱۰: به سویِ پدرش رفت و او را  از ماجرا  آگاه کرد تا این که پدرش برای این کار چاره ای بیندیشید.

معنی بیت۱۱ : هر کسی که در او گوهر دانایی وجود دارد ، توانایی انجامِ هر کاری را دارد.

معنی بیت12 : دشمنِ دانایی که سبب غم و اندوه انسان باشد، از دوستِنادان بهتر است.

آرایه : دشمن و دوست : تضاد / بيت ضرب المثل است . / تکرار حرف « ن»

لغات و ترکیبات درس:

از جمله : از گروهِ ـ از مجموعه ی /آزادگان : ج آزاده ، اصیل و نجیب ، جوانمرد/

همزادگان : ج همزاد ـ هم سنّ و سال/پویه کردن : دویدن ، پوییدن/مِهر : علاقه و عشق /

مُهره ی پشتش : ستون فَقَرات/بُن : تَه / نهفت : پنهان کرد /وُرا : مخفّف وی را

عاقبت اندیش : آینده نگر /تهمت : گمان بد ، افترا /واقعه : حادثه ، اتّفاق/زی : به سویِ ، نزد /جوهر : گوهر

نکات درس 11( هم نشین) صفحه 64

نکات درس 11( هم نشین) صفحه 64

مصاحبت با یک دوست خوب و شکيبا ، هم چون وزش نسيم دل انگيزی است که احساس آرامش و سبکی و صفای درون را در ما زنده می سازد.

معنی : هم نشين با دوستی خوب و صبور ، مانند ورزش باد ملایم و خوبی است که احساس آرامش و راحتی و پاکی درون را در ما شاداب می سازد.

لغت :مصاحبت : هم صحبتی ، هم نشينی / شکيبا : بردبار ، صبور / دل انگيز : خوب ، پسندیده / سبکی : راحتی ، آرامش / صفا : پاکی
آرایه :مصاحبت مانند وزش نسيم : تشبيه

بيت :

دیدار یار غایب  دانی چه ذوق دارد ؟                 ابری که در بيابان بر تشنه ای ببارد

معنی : ایا می دانی ، دیدن یار غایب ، چقدر لذتّ بخش است ؟ مانند ابری است که در بيابان بر انسان تشنه ای می بارد.

لغت : دیدار : دیدن ، ملاقات کردن / ذوق : شوق و اشتياق

آرایه :مراعات نظير: ابر و باریدن / نغمه حروف : تکرار « ب » و « ر » آرایه تشبیه : دیدار یار غایب به ابر مانند شده است. / 

چه بسيارند کسانی که لاف دوستی می زنند ، اماّ در حقيقت ، گرگانی در جامه ی ميشان اند.

معنی :انسان های زیادی وجود دارند که بيهوده ، اد عّای دوستی می کنند ، اماّ در حقيقت ، مانند گرگ های درنده هستند که خود را در لباس گوسفندان ، مهربان و دوست داشتنی ، نشان می دهند .

لغت : لاف زدن : ادعای زیاده از حد ، بيهوده گویی  / جامعه : لباس

آرایه : گرگانی هستند : تشبيه / گرگان و ميشان : تضاد 

از هم نشينی با بدان پرهيز کن که هم چون شمشير برهنه ، ظاهرش زیبا و اثرش زشت است.

معنی : از هم نشينی با انسان های بد دوری کن ، زیرا مانند شمشيری بی غلاف هستند که ظاهری زیبا دارند ، اماّ نتيجه ی دوستی کردن باآن ها ، ناپسند و زشت است.

آرایه : هم نشينی با بدان مانند شمشير است : تشبيه / زشت و زیبا : تضاد

تا توانی می گریز از یار بد                         یار بد ، بدتر بود از مار بد

معنی : تلاش کن که از دوست بد دوری کنی زیرا ، دوست بد از مار ترسناک ، بدتر است.

آرایه :واج آرایی :تکرار  « د » و « ب/ یار بد به مار مانند شده : تشبيه / یار و مار : جناس / بد و بد : آرایه تکرار

بيت :
مار بد تنها تو را بر جان زند                        یار بد بر جان و بر ایمان زند

معنی : مار بد فقط ، جان تو را می گيرد و تو را نابود می کند ، اما یار بد علاوه بر جان تو ، ایمان و اعتقاد تو را هم از بين می برد.

آرایه : مار و یار : جناس / تکرار حرف «ب» :واج آرایی/ جان و جان : تکرار

بدان که هر کس صحبت و دوستی را نشاید بلکه باید که صحبت با کسی دارند که در وی سه خصلت بود : اول آن که عاقل بود که در صحبت احمق و نادان هيچ فایده نبود ؛ دوم آن نيکو خلق بود ، که در بدخو سلامت نبود ؛ سوم آن که به صلاح بود ، که هر که به معصيت ، مصر بود ازخدای نترسد و هر که از خدای نترسد ، بر وی اعتماد نبود.

معنی : آگاه باش که هر کسی شایسته دوستی و هم نشينی نيست ، بلکه شایسته است که با کسی هم نشين باشيم که دارای سه ویژگی باشد : اول آن که دانا باشد ، زیرا هم نشينی با انسان احمق و نادان هيچ سود و فایده ای ندارد ؛ دوم آن که ، خوش اخلاق باشد زیرا انسان بد اخلاق بيمار و ناراحت است ؛ سوم آن که درستکار و صالح باشد ، زیرا هر کسی که به گناه کردن اصرار دارد از خدا نمی ترسد و قابل اعتماد نيست.

لغت : صحبت : هم نشينی / نشاید : شایسته نيست / خصلت : ویژگی / عاقل : دانا / احمق : نادان / نيکو خلق : نيکوکار ، درستکار / بد خو : بد اخلاق / صلاح : نيکی ، درستی / معصيت : گناه ، نافرمانی / مصر : اصرار کننده ، پافشاری کننده / اعتماد : پشت گرمی ،  اميد داشتن به کارآیی

آرایه : عاقل و احمق : تضاد / عاقل و نادان : تضاد / نيکو خلق و بد خلق : تضاد

بيت :

با بدان کم نشين که صحبت بد               گرچه پاکی ، تو را پليد کند

معنی : با انسان های بد کم تر دوستی و هم نشينی کن ، زیرا انسان های بد تو را که پاک هستی ، آلوده می سازند.


آرایه :در مصراع اول : نغمه ی حروف « ب » پليد و پاک : تضاد / تکرار

بيت :

آفتابی بدین بزرگی را                لکه ای ابر ، ناپدید کند

معنی : لکه ای ابر ، آفتاب به این بزرگی را پنهان و ناپدید می سازد. ( دوستی با بدان مانند لکّه ای ابر است که آفتاب را پنهان می کند ،انسان را آلوده می سازد)
هر کس با بدان نشيند اگر نيز طبيعت ایشان در او اثر نکند ، به طریقت ایشان متهّم گردد .

معنی : هر کسی که با انسان های بد ، هم نشينی کند اگر خلق و خوی آن ها در او تأثير نگذارد راه و روش نادرست آن ها به او نسبت داده می شود . ( به او تهمت ناروا زده می شود .)
لغت : طبيعت : سرشت ، خلق و خوی / طریقت : راه و روش / متهّم : کسی که کار بدی به او نسبت داده می شود ، مورد تهمت واقع شده

بيت :
پسر نوح ، با بدان بنشست               خاندان نبو تّش گم شد
معنی :پسر نوح (ع) به خاطر هم نشينی با انسان های بد از خاندان پيامبری رانده شد و مقام و مرتبه ی خویش را از دست داد .
لغت : خاندان : خانواده ، دودمان / نبو تّ : پيغمبری ، رسالت

آرایه : نوح و نبوتّ : مراعات نظير / تلميح به داستان حضرت نوح (ع)

بيت :
سگ اصحاب کهف روزی چند            پی نيکان گرفت و مردم شد

معنی : سگ اصحاب کهف ( یاران غار ) مدتی به خاطر همراهی با انسان های خوب ، به مرتبه و مقام انسانی رسيد .
 کهف :غار
آرایه : تمليح به داستان اصحاب کهف
توجه : اصحاب کهف : چند نفری بودند که در دوره ی دقيانوس از شهر بيرون رفتند و در غاری خوابيدند و 300 سال در خواب بودند ...

مثل هم نشين بد چون آهنگر است ، اگر جامه نسوزد ، دود در تو گيرد و مثل هم نشين نيک چون عطار است که اگر مشک به تو ندهد ، بوی درتو گيرد .

معنی : هم نشين بد مانند آهنگری است که اگر لباس تو را نسوزاند ( ظاهر تو را تغيير ندهد ) بوی دودش در تو اثر می کند . ( رفتار و باطن تو را تغيير می دهد .) و مثل هم نشين خوب همانند عطر فروشی است که اگر ماده ی خوشبوی به تو ندهد. ( باطن تو را تغيير ندهد ) ، دست کم، بوی خوش در تو اثر می گذارد . ( در ظاهر و رفتار تو تأثير می گذارد . )

لغت : عطّار : عطر فروش / مشک : ماده ی خوشبو

آرایه : آهنگر ، دود و سوختن : مراعات نظير / عطار ، مشک و بوی : مراعات نظير ( در این عبارت شبکه ی معنایی وجود دارد . ) / نسوزد ، گيرد : سجع / بد و نيک : تضاد / هم نشين بد به آهنگر و هم نشين نيک به عطّار : تشبيه
بيت :
هم نشين تو از تو  به باید           تا تو را عقل و دین بيفزاید
معنی : هم نشين تو باید از خودت بهتر باشد ، تا این که چيزی را به عقل و دین تو اضافه کند .

قـدرت کلمـات را دسـت کـم نگیـریم


کلمات، تاثیر شگرفی روی ضمیر ناخودآگاه انسان دارند. ناخودآگاه بدون آنکه منظورمان را بداند هر چه بگوییم خوب یا بد را برایمان خلق می کند. لذا لازم است برای دستیابی به موفقیت از کلمات مثبت و دارای انرژی مثبت استفاده کنیم.

با این که مفهوم کلی عبارت "من بیمار نیستم" مثبت است اما کلمه "بیمار" واژه منفی است. ضمیر ناخودآگاه به منظور و مفهوم کاری ندارد، بلکه روی کلمات متمرکز می شود. به عنوان مثال در جمله "فراموش نکنی در هنگام برگشتن نان بخری" احتمال فراموشی بیشتر از زمانی است که می گوییم "یادت باشد که هنگام برگشتن نان بخری"، زیرا در حالت اول ناخودآگاه بر روی فراموشی تمرکز می کند و در حالت دوم بر روی به یاد ماندن.

و یا مثلاَ برای آرام شدن یک نفر جمله "آرام باش" بیشتر از جمله "داد نزن" تاثیر دارد و همچنین به کار بردن جملاتی از قبیل "خسته نباشی"، "دستت درد نکند" و... در ناخودآگاه تاثیر منفی می گذارد و باعث افزایش خستگی، درد و... می شود.

وقتی درباره چیزی واژه بد را به کار می بریم باید بدانیم در جهان چیز منفی و بدی وجود ندارد. وقتی چیزی بد تلقی می شود، در واقع به ما خبر نبودن خوبی می دهد. پس چه بهتر است که به جای بد بگوییم ناخوب. هر گاه ذهنتان را از امواج منفی (افکار، کلام، عادات و...) تخلیه کنید آنگاه شاهد هجوم شادی و آرامش خواهید بود.

به جای خسته نباشید؛ بگوییم : خدا قوت

به جای
خدا بد نده؛ بگوییم :خدا سلامتی بده

به جای
بد نیستم؛ بگوییم :‌ خوب هستم

به جای
فراموش نکنی؛ بگوییم : یادت باشه

به جای
پدرم درآمد؛ بگوییم : خیلی راحت نبود

به جای
دستت درد نکنه؛ بگوییم : ممنون از محبتت، سلامت باشی

به جای
ببخشید که مزاحمتان شدم؛ بگوییم : از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم

به جای
گرفتارم؛ بگوییم : ‌در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود

به جای
دروغ نگو؛ بگوییم :راست می گی؟ راستی؟

به جای
قابل نداره؛ بگوییم : هدیه برای شما

به جای
شکست خورده؛ بگوییم : با تجربه
به جای
فقیر هستم؛‌ بگوییم : ثروت کمی دارم

به جای
بدرد من نمی خورد؛ بگوییم : مناسب من نیست

به جای
مشکل دارم؛ بگوییم : مسئله دارم

به جای
جانم به لبم رسید؛ بگوییم : چندان هم راحت نبود

به جای
مسئله ربطی به تو ندارد؛ بگوییم :مسئله را خودم حل می‌کنم

به جای
من مریض و غمگین نیستم؛‌ بگوییم :‌ من سالم و با نشاط هستم

به جای
زشت است؛ بگوییم :‌ قشنگ نیست

به جای
چرا اذیت می‌کنی؛ بگوییم :‌ با این کار چه لذتی می‌بری

به جای
غم آخرت باشد؛ بگوییم : شما را در شادی ها ببینم

به جای
متنفرم؛ بگوییم : دوست ندارم

به جای
دشوار است؛ بگوییم :آسان نیست

به جای جملاتی از جمله
چقدر چاق شدی؟،چقدر لاغر شدی؟، چقدر خسته به نظر می‌آیی؟،چرا موهات را این قدر کوتاه کردی؟،چرا ریشت را بلند کردی؟،چراتوهمی؟،چرا رنگت پریده؟،چرا تلفن نکردی؟،چرا حال مرا نپرسیدی؟

بگوییم:
سلام به روی ماهت، چقدر خوشحال شدم تو را دیدم، همیشه در قلب من هستی ...