نمیدونم چرا بازم با یادت خیلی دلگیرم![]()
هنوزم وقت دلتنگی توی اغوش تو گیرم
نمیذارم که این دوری بلای جون ما باشه
اگه حتی توی این دنیا وجودت مثل رویا شه
دوباره بغض این روزام میبارن هر شب از چشمام
غرورت هر دومونو کشت
تومیدونستی من تنهام
دوباره بغض این روزام میبارن هر شب از چشمام
غرورت هر دومونو کشت
تومیدونستی من تنهام
نمیخوام باورم باشه یه روزی مثل من بودی
یه روزی هر چی خوبی بود تو دادی دست نابودی
چی میشه راه برگشتی
میذاشتی تا که برگردم
غرورت نیستم انگار عشق
منم دنیامو گم کردم
نه از تنهایی میترسم
نه از حرفای تکراری
کی میدونه شاید امشب
تو هم تا صبح بیداری
بیداری بیداری بیداری
دوباره بغض این روزام میبارن هر شب از چشمام
غرورت هر دومونو کشت
تومیدونستی من تنهام

من و انتظار و کابوس تنهایی ، من و حس اینکه هر لحظه اینجایی

من و انتظار و کابوس تنهایی...من و حس اینکه هر لحظه اینجایی
دارم آینه ها رو گم میکنم کم کم،تورو هر طرف رو میکنم میبینم![]()
نگو از تو چشمام چیزی نمیخونی تو که لحظه لحظه حالم رو میدونی
اگه این بهارم برنگردی خونه .... دیگه چیزی از من یادت نمیمونه
منو رها کن از این حس تنهایی ، تو نرفتی ..نه!!! تو هنوزم اینجایی....
دارم از خودم با فکر تو رد میشم ، دارم عاشقی را با تو بلد میشم![]()

بغض.....
میشه یه لیوان آب بدین دستم؟؟...
میخوام بغضم رو قورت بدم .......لطفا!!!.....

گاهی سکوت علامت رضا نیست،شاید... کسی دارد خفه میشود پشت سنگینی یک بغض...

تو رفته ای و من ... سیگار و حسرت و آه را با هم میکشم.

خودت را تصور کن بی " او" ... شاید بفهمی چه میکشم بی " تو".

دود سیگار...یه روح بیمار...عکس تو هم روی دیوار.....

در آغوشم بگیر امیر که امشب به آغوش تو محتاجم عزیزم
جانم باش تا به لبم برسی
میخواهم همه ببینند
با تو جان به لب شدم
حرف دلم
امروز هوای دلم مثل هوای الان اصفهانه
اونی که دوستش دارم تنهام گذاشت و رفت
اونی که دوستش دارم فراموشم کرده
شب ها دزدکی میرم به چراغ ای دیش نگاه میکنم
بعضی وقت ها این وایز میاد
یه عکس خوشگل ازش دیدم با بلوز سبز

راستی امیر رنگ سبز خیلی بهت میاد
عجب قلیونی داشتی تو عکس میکشیدی ، توی قلیون کشیدن اگه باهات بودم پایت بودم
فکر کنم دعوامون میشد سر کشیدنش
تمام سند تو آل هایی که میفرستیو میخونم
چیه؟ تازگی آهنگهای شاهین نجفی و زمزمه میکنی این روزا
به سلامتیه تمام عروسهات باحال بود
اما من رانندگیم خوبه دکمه هام باز نمیشه![]()
امیر داره واسم خواستگار میاد، میدونم برات اهمیت نداره اما.....
خواب دیدم ازدواج کردی
تو خواب وقتی دیدم ازدواج کردی دو دستی محکم زدم تو سرم جوری که تو خواب سرم تیر کشید.
بعد زدم زیر گریه ، انقدر گریه کردم تا از خواب پریدم
امیر تو منو دوست نداشتی؟نداری؟
امیر یعنی تو اینقدر راحت منو فراموش کردی؟؟


رفتـﮧاے
و مـטּ هر روز بـﮧ موریانـﮧهایے فڪر مےڪنم
ڪﮧ آهستــﮧ و آرام گوشـﮧهاے خیالم را مےجَوَند. ......
تا بـے"خیال" نشدهاَم برگرد!
مناظره بسیار زیبای و دلنشین سیمین بهبهانی و ابراهیم صهبا...
این مناظره شعری با شعر "آزارا" سیمین بهبهانی شروع می شود و با جوابیه رند تبریزی پایان می گیرد:
شروع مناظره بااین شعر از سیمین بهبهانی
يا رب مرا ياري بده ، تا سخت آزارش کنم
هجرش دهم ، زجرش دهم ، خوارش کنم ، زارش کنم
از بوسه هاي آتشين ، وز خنده هاي دلنشين
صد شعله در جانش زنم ، صد فتنه در کارش کنم
در پيش چشمش ساغري ، گيرم ز دست دلبري
از رشک آزارش دهم ، وز غصه بيمارش کنم
بندي به پايش افکنم ، گويم خداوندش منم
چون بنده در سوداي زر ، کالاي بازارش کنم
گويد ميفزا قهر خود ، گويم بخواهم مهر خود
گويد که کمتر کن جفا ، گويم که بسيارش کنم
هر شامگه در خانه اي ، چابکتر از پروانه اي
رقصم بر بيگانه اي ، وز خويش بيزارش کنم
چون بينم آن شيداي من ، فارغ شد از احوال من
منزل کنم در کوي او ، باشد که ديدارش کنم
![]()
جواب ابراهيم صهبا به سيمين بهبهاني
يارت شوم ، يارت شوم ، هر چند آزارم کني
نازت کشم ، نازت کشم ، گر در جهان خوارم کني
بر من پسندي گر منم ، دل را نسازم غرق غم
باشد شفا بخش دلم ، کز عشق بيمارم کني
گر رانيم از کوي خود ، ور باز خواني سوي خود
با قهر و مهرت خوشدلم کز عشق بيمارم کني
من طایر پر بسته ام ، در کنج غم بنشسته ام
من گر قفس بشکسته ام ، تا خود گرفتارم کنی
من عاشق دلداده ام ، بهر بلا آماده ام
یار من دلداده شو ، تا با بلا یارم کنی
ما را چو کردی امتحان ، ناچار گردی مهربان
رحم آخر ای آرام جان ، بر این دل زارم کنی
گر حال دشنامم دهی ، روز دگر جانم دهی
کامم دهی ، کامم دهی ، الطاف بسیارم کنی
![]()
جواب سیمین بهبهانی به ابراهیم صهبا :
گفتی شفا بخشم تو را ، وز عشق بیمارت کنم
یعنی به خود دشمن شوم ، با خویشتن یارت کنم؟
گفتی که دلدارت شوم ، شمع شب تارت شوم
خوابی مبارک دیده ای ، ترسم که بیدارت کنم
جواب ابراهیم صهبا به سیمین بهبهانی:
دیگر اگر عریان شوی ، چون شاخه ای لرزان شوی
در اشکها غلتان شوی ، دیگر نمی خواهم تو را
گر باز هم یارم شوی ، شمع شب تارم شوی
شادان ز دیدارم شوی ، دیگر نمی خواهم تو را
گر محرم رازم شوی ، بشکسته چون سازم شوی
تنها گل نازم شوی ، دیگر نمی خواهم تو را
گر باز گردی از خطا ، دنبالم آیی هر کجا
ای سنگدل ، ای بی وفا ، دیگر نمی خواهم تو را
جواب رند تبریزی به سیمین بهبهانی و ابراهیم صهبا :
صهبای من زیبای من ، سیمین تو را دلدار نیست
وز شعر او غمگین مشو ، کو در جهان بیدار نیست
گر عاشق و دلداده ای ، فارغ شو از عشقی چنین
کان یار شهر آشوب تو ، در عالم هشیار نیست
صهبای من غمگین مشو ، عشق از سر خود وارهان
کاندر سرای بی کسان ، سیمین تو را غمخوار نیست
سیمین تو را گویم سخن ، کاتش به دلها می زنی
دل را شکستن راحت و زیبنده ی اشعار نیست
با عشوه گردانی سخن ، هم فتنه در عالم کنی
بی پرده می گویم تو را ، این خود مگر آزار نیست؟

دشمن به جان خود شدی ، کز عشق او لرزان شدی
زیرا که عشقی اینچنین ، سودای هر بازار نیست
صهبا بیا میخانه ام ، گر راند از کوی وصال
چون رند تبریزی دلش ، بیگانه ی خمار نیست
آهنگ پیشواز تلفنی که آرزومه خط تو باشه
عزیزم حسادت نکن
حرف دلم
امشب خیلی دلم گرفته خدایا
احساس میکنم تنهام گذاشتی توی این دنیا
حتی یه نگاه یه نیم نگاه هم به من نمیکنی ،نمیدونم
احساس میکنم تو این دنیا به همه آدما نگاه میکنی جز من!!!
هیچ کس درکم نمیکنه!! هیچ کس دردم رو نمیفهمه،هیچ کس صدای خرد شدن استخوان های روحم رو نمیشنوه!!!
همه ازم توقع دارن،توقع دارن درکشون کنم،تو دست رسشون باشم
هرچی خواستن ازم براشون مهیا کنم ،اما هیچ کس
یکم خودش رو جای من ،موقعیتم و روحیه ام نمیگذاره....
امیر ، از وقتی رفتی دیگه به هیچ کس اعتماد ندارم!! چقدر راحت رفتی
حتی یه بار دلتنگمم نشدی،حالم خوب نیست فقط تو آرومم میکنی اما تو نیستی
تو نیستی و من هستم و تمام تنهاییهام و خاطراتت
تو خسته شده بودی از من،خاطراتم،احساساتم،رابطمون
اما من.....همچنان پر هستم از شروع
میدونی چی میسوزونتم؟؟؟ مثل یه آشغال باهام رفتار کردی
چقدر راحت از خودت هیچ اثری برام نگذاشتی بی معرفت
اما من ، هنوزم توی بی معرفت رو میپرستم
تو هیچ جایی واسه برگشتم نگذاشتی
یعنی من انقدر بد بودم؟؟؟
امیر ،من که خیانت نکرده بودم ، من که از جونم برات مایه میگذاشتم
امیر چرا؟؟؟؟ فقط بگو چرا با من؟؟؟؟
چرا با من اینجور رفتار کردی؟؟

ما هر دو از رفتن پشیمونیم ، جون دوتامون زودتر برگرد
میبوسمت میگی خداحافظ
این قصه از اینجا شروع میشه
من بغض کردم تو چشات خیسه
دسته دوتامون داره رو میشه
تو سمت رویای خودت میری
میری و من چشامو میبندم
ما خواستیم از هم جدا باشیم
پس من چرا با گریه میخندم
میبینمت میری ولی میری نمی بینی
میبوسمت از من ولی دستاتو میگری
میبینمت میری ولی میری نمی بینی
میبوسمت از من ولی دستاتو میگری
چقد تنهایی بده بگو حال تو ام اینه
اگه این عشق کشته شه پای تو ام گیره
قول داده بودم به مرور زمان خوب شم
یکم انصاف داشته باش نذار خورد شم
ببین شاید الان بگی تقصیره ما نیست
این داستانه عشقه تو تقویم تاریخ
ولی مگه میشه اینهمه خاطره رو گور کرد
و بعد نشست فقط فاتحه اش رو خوند
نه!
نمیتونم ،توی کتم نمیره
مگه میشه عشق یک شبه عقب بشینه
بدون خالیه جات تا که تو پرش کنی
واسه آدمی که یک عمر ،تو بتش بودی
من که هر کاری کردم که نری یه وقت، نه!
نمیدونم چرا یهو زدی به هم ؟!!من
عاشقتم اینو انکار نکن
مثه فیلمی که هیچوقت اکران نشد
تو فکر میکردی بدون من
دلشوره از دنیای ما میره
اینجا یکی همدرد من میشه
اونجا یکی دستاتو میگیره
گفتی که میتونی بری اما
بغض تو دستاتو برام رو کرد
ما هر دو از رفتن پشیمونیم
جون دوتامون زودتر برگرد
جون دوتامون...
میبینمت میری ولی میری نمی بینی
میبوسمت از من ولی دستاتو میگری
میبینمت میری ولی میری نمی بینی
میبوسمت از من ولی دستاتو میگری

دلم برای در آغوش گرفتنت تنگ است....
چشــــم هایم را میـبنـدم زمان را متوقــف میــکنم مســافت ها را از بـین میـبرم و تو را در آغوش میگیرم دلم برای در آغوش گرفتـــنت تنگ است

در آغوش مهربانت به خواب خواهم رفت
اما درک مهربانیت هرگز مجازی نیست

همیشه ماندن دلیل عاشق بودن نیست ، خیلی ها میروند تا ثابت کنند که عاشقند.

نشسته ام ،رو به نقشه جغرافیا و تمام مسیر هایی را که به نگاهت ختم میشوند علامت میزنم هیچ راهی هموار نیست ، فرقی نمیکند هر جای دنیا که باشی خودم هم که نباشم دلم پیش توست

من به حرف زدن با عکست دیگه عادت کرده بودم
شب و رویای تن تو، رقصیدن با پیرهن تو،بی هوا بوسیدن تو ...دیگه از من که گذشته
دیگه درگیر تو نیستم ،تحت تاثیر تو نیستم،توی تقدیر تو نیستم ...آخه از من که گذشته
مثل قصه ها همیشه وقتی میرسی که دیره....واسه نوازش تو دستای من خیلی ...پیره...
خسته بودم و تنت رو وقف خستگیم نکردی
دستات رو با یه نوازش سقف خستگیم نکردی
دیگه با دیدن چهره ات <گر >نمیگیره وجودم
من به حرف زدن با عکست دیگه عادت کرده بودم....دیگه عادت کرده بودم
از کی داری تو دور میشی؟؟ از من که میمیرم برات؟؟ از منی که دل ندارم برگی بیفته سر رات؟؟
شــــاید فراموشت شدم شاید دلت تنگه برام ,شاید بیداری مثل من به فکر اون خاطره ها
شاید تــــــــــــــــــو هم شب که میشه میری به سمت جاده ها
بـــــــــگو تو هم خســـــته شدی مثل مــن از فاصله ها
با هر قدم برداشتنت فاصــــــله بینمون نشست
لحظه ای که بستی درو ...شنیدی قلب من شکست؟؟؟؟
یادت بیاد که من کیم؟؟همونی که میمیره برات همونی که دل نداره برگی بیفته سر رات
نمیتونم دورت کنم لحـــظه ای از تــو رویاهــام , تو مثل خالکــــوبی شدی تو تک تک خاطره هام
از کی داری تو دور میشی؟؟ از من که میمیرم برات؟؟از منی که دل ندارم برگی بیفته سر رات؟؟
نمیتونم دورت کنم لحـــظه ای از تــو رویاهــام , تو مثل خالکــــوبی شدی تو تک تک خاطره هام
بگو مـــن از کی بگــــیرم حتی یه بار سراغتو؟؟دارم حســـــودی میکنم به آینـــــــه اتاق تــــــو
کاش جـــای اون آیـــــنـه بودم هر روز تــورو می دیدمت اگر که بالشــــت بودم هر لحظه میبوســـــــیدمت
از کی داری تو دور میشی؟؟ از من که میمیرم برات؟؟از منی که دل ندارم برگی بیفته سر رات؟؟
تو منو نمیخواستی وگرنه ....
وقتی مردی شمارا بخواهد ، هیچ چیز و هیچ کس نمیتواند مانعی بر سر راه او باشد.
اگر مردی شمارا نخواهد ، هیچ چیز نمیتواند نگهش دارد و یا قانعش کند.
اگر زنی شمارا بخواهد هیچ کس دیگری در فکر و قلبش نفوذ نخواهد کرد.
و اگر زنی شمارا نخواهد بهترین مرد دنیا هم که باشید هرگز روح و عشقش را تصاحب نخواهید کرد.
پس.....
هیچوقت شخصیت و غرورتان را برای رابطه ای که ارزشش را ندارد از دست ندهید.

به سلامتی
به سلامتیه عاشقی که ضربه خورد ولی ضربه نزد
به سلامتیه دلی که شکست اما نشکوند
به سلامتیه عاشقی که دید عشقش با کس دیگست فقط ایستاد و گریست
به سلامتیه شماره ای که پاکش کردی ولی هنوز حفظشی
به سلامتیه شماره هایی که میدونیم خاموشن اما هی میگیریم
به سلامتیه خدا ، که هر وقت تنها میشیم میریم سمتش و با آغوش باز قبولمون میکنه

خداحافظ
خداحافظ سکوت خسته باران خداحافظ
خداحافظ به رسم خوب دلداران حافظ
خداحافظ زمانی که برایم آرزو بودی
خداحافظ زمانی که فقط در یاد او بودی
خداحافظ همین کافی و یک لبخند
هزاران قطره بر گونه و چشم و جاده و پیوند
خداحافظ فقط یک بار برای رفتن جانم
برای مرگ چشمانم برای عشق و ایمانم
خداحافظ و یک واژه و یک رفتن
و یک خنده ویک آرامش و مردن
خداحافظ تمام قصه ها آرام میمیرند
وباران تا ابد چشمان من را سلطه میگیرد.

روزی خواهی فهمید شکستن قلب آدمها چه دردی داره
بگو دلت رو به کجا رسوندی که قلب عاشق منو سوزوندی؟
بگو دلت رو به کجا رسوندی که قلب عاشق منو سوزوندی؟
دل به کی دادی به چی دل سپردی بریدی از من به کی دل سپردی؟
چی شد که قلب تو ازم دور شد؟دلت به چی این همه مغرور شد؟؟
رفیق نیمه راه من چی بگم؟؟این غم وا مونده رو به کی بگم؟؟
دلت به دوریه من چجوری عادت کرد؟ چه زود دل سنگت به دوری عادت کرد!!
تو بیخیالی و من میون این غم هام یه روز میمیرم تکیده و تنها
چجوری از این همه دوری بگم؟؟ چجوری از رنج و صبوری بگم؟؟
به کی بگم دلبر دل سپرده دوریه تو چی به سرم آورده؟؟



















































































