به وبلاگ پادشه خوبان خوش آمدید ⚽ Live Match: Match Update & Schedules - Jadwal Siaran Langsung
 
سال اقتصادمقاومتی ،تولید واشتغال گرامی باد.
 


عرض ارادت به آستان مقدس حضرت ولیعصر(عج)

یارگفت


نویسنده : علی
تاریخ : یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۲
تصاویری ناب از تشییع حضرت امام

تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره) تصاویری ناب از تشییع حضرت امام (ره)



نویسنده : علی
تاریخ : دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۶
وصیت حضرت خدیجه(س) هنگام رحلت/ دلداری پیامبر(ص) به فاطمه(س) در سوگ از دست دادن مادر
دهمین روز از ماه مبارک رمضان، دهمین سال بعثت و سه سال پیش از هجرت تاریخی پیامبر اکرم (ص) خدیجه کبری(س) نخستین بانوی مسلمان تاریخ، دعوت حق را لبیک گفت.

در سال دهم بعثت حضرت خدیجه کبری(س) از شدت ضعف و ناراحتی در شعب ابی‌طالب، پیامبر را تنها می‌گذارد. حضرت خدیجه(س) در فاصله سی یا سی و پنج روز پس از رحلت عموی پیامبر، ابوطالب، از دنیا می‌رود و بدین ترتیب، هر دو یار رسول خدا، او را تنها می‌گذارند.

وصیت‌های خدیجه (س)

حضرت خدیجه(س) در آخرین لحظات زندگی وصایایی به شرح زیر به پیامبر اکرم نمود:

1ـ برای او دعای خیرکند.

2ـ او را به دست خود در خاک قرار دهد.

3ـ پیش از دفن در قبر او وارد شود.

4ـ عبایی را که به هنگام نزول وحی بردوش داشت، روی کفن او قرار دهد حضرت خدیجه که همه اموال منقول و غیرمنقولش را به حبیب خود بخشیده بود، در مقابل فقط یک عبا مطالبه نمود. حضرت خدیجه (س) در آن لحظات آخر در مورد حضرت زهرا (س) ابراز نگرانی کرد، اسماء بنت عمیس تعهد نمود که در شب زفاف او به جای خدیجه نقش مادری ایفا کند.

خوف خدیجه (س) از مرگ

حضرت خدیجه سلام‌الله علیها بیست و چهار سال با پیامبر اکرم(ص) زندگی کرد و سرانجام در بستر بیماری قرار گرفت. با اینکه حضرت خدیجه(س) نهایت فداکاری را برای اسلام نمود، و به طور مکرر از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله به او مژده ی بهشت داده شد، در عین حال خائف بود، و در آستانه ی مرگ، از ترس خدا هراسان بود، و خود را بنده ی کوچک و ناچیزی می‌دانست، و از درگاه خدا می‌خواست که در عالم قبر و برزخ خشنود شود، از پیامبر(ص) تقاضای دعا و طلب مغفرت نمودن داشت، و از آن حضرت می‌خواست که هنگام مرگ و خاک سپاری، او را مورد لطف خاص قرار دهد، در قبرش بخوابد، و با این کار، رحمت الهی را وارد قبر سازد و…. .

در آن هنگام فاطمه سلام‌الله علیها حدود پنج سال داشت، گویا خدیجه(س) شرم داشت از پیامبر(ص) تقاضای دیگر کند، فاطمه(س) را واسطه قرار داد، به او فرمود: «دختر جان! نزد پدر برو، و از او بخواه پیکرم را با یکی از روپوش‌های خود کفن نموده و بپوشاند.»

فاطمه(س) واسطه شد و این تقاضای خدیجه(س) نیز روا شد. این تقاضای خدیجه(س) از اینرو بود تا آن لباس موجب نورهایی از رحمت الهی شود و او را در عالم برزخ و روز قیامت خشنود سازد.

حضرت رسول(ص) که بر بالین این بانوی بزرگوار حاضر بود، ضمن گفت‌وگوی با وی فرمود: خدا تو را با مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم برابری داده است. وقتی روح حضرت خدیجه(س) به سوی جهان جاودان پر کشید پیامبر(ص) سخت گریست.

چون در «حَجُون» قبری برای خدیجه کبری(س) کندند، پیامبر (ص) خود به راه افتاد؛ همچنان که اشک از چشمانش می‌بارید داخل قبر شد و خوابید، افزون‌تر از قبل گریست و او را دعا کرد. آنگاه برخاست و با دست خویش همسرش را در قبر گذاشت. حضرت فاطمه سلام الله علیها ، یادگار امّ‌المؤمنین حضرت خدیجه(س) گِرد پدر می‌گشت،

خود را به دامان ایشان می‌آویخت، بهانه مادر می‌گرفت و دل دردمند پدر را آتش می‌زد.

پیامبر (ص) جز سکوت چیزی نداشت؛ جبرئیل نازل شد و گفت: ای پیامبر، به فاطمه بگو خدا برای مادرت قصری از لؤلؤ ساخته که درونش آشکار است و در آنجا هیچ سختی و تلخی نیست. به این ترتیب فرشته الهی پایان رنج‌ها و محنت‌های حضرت خدیجه سلام‌الله علیها را اعلام کرد.

وفات حضرت خدیجه(س) به فاصله اندکی از رحلت اندوه‌بار حضرت ابوطالب(ع) رخ داد، پیامبر اکرم (ص) آن سال را «عام الحزن» نام نهاد و در واقع یک سال اعلام عزای عمومی نمود.

آرامگاه حضرت خدیجه(س) در قبرستانی در مکه است. رحلت خدیجه برای پیغمبر (ص) مصیبتی بزرگ بود؛ زیرا خدیجه یاور پیغمبر خدا (ص) بود و به احترام او بسیاری به حضرت محمد(ص) احترام می‌گذاشتند و از آزار ایشان خودداری می‌کردند.

فرزندان حضرت خدیجه(س)

ابن هشام می نویسد: «فرزندان خدیجه (س) از پیامبر (ص) عبارتند از: رقیه، زینب، ام کلثوم، فاطمه، قاسم، طیب و طاهر. پیامبر (ص) از همسران متعدد خود، تنها از خدیجه (س) دارای فرزند بود، و یک فرزند نیز به نام ابراهیم از همسر دیگرش «ماریه ی قبطیه» داشت.

منبع: فارس


نویسنده : علی
تاریخ : دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۶
سوالات دوره ضمن خدمت پدافندغیرعامل


نویسنده : علی
تاریخ : یکشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۵
واجبات نماز
 

 
 

واجبات نماز - نیت؛ تکبیرةالاحرام؛ قیام؛ قرائت

آنچه در زیر می‌آید، دروس "سی‌وهشتم، سی‌ونهم، چهل‌ام و چهل‌ویک‌ام" از جلد اول «رساله‌ی آموزشی»احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی تهیه، تنظیم و منتشر شده است.

* کارهای واجب که نماز از آنها تشکیل شده یازده چیز است
۱. نیت
۲. تکبیرة الاحرام
۳. قیام
۴. قرائت
۵. رکوع
۶. سجده
۷. ذکر
۸. تشهد
۹. سلام
۱۰. ترتیب
۱۱. موالات
توجه:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif بعضی از واجبات نماز «رکن» است یعنی اگر در نماز به جا آورده نشود یا بیش از مقدار واجب آورده شود، حتی اگر از روی سهو و فراموشی هم باشد، نماز باطل می‌شود، (ولی واجبات غیر رکنی اگر عمداً کم و زیاد شود نماز باطل می‌شود، اما اگر سهواً باشد نماز صحیح است، مانند قرائت).
 
* ارکان نماز
۱. نیت.
۲. تکبیرة الاحرام
۳. قیام (در هنگام تکبیرة الاحرام و هنگام رفتن به رکوع).
۴. رکوع.
۵. دو سجده.

* ۱. نیت
۱. معنای نیت و حکم آن: نیت در نماز واجب است و منظور از آن، قصد انجام نماز معین برای اطاعت از دستور خداوند است.
توجه:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif نیت که در نماز واجب است همان قصد انجام نماز برای خداست و لازم نیست در دل خود یا به زبان مثلاً بگوید: چهار رکعت نماز ظهر می‌خوانم قربة الی الله.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif لازم است نمازگزار بداند که چه نمازی می‌خواند، بنابراین اگر مثلاً نیت چهار رکعت نماز بکند، اما معین نکند که نماز ظهر یا عصر است، نماز او باطل است.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif انسان باید نماز را به قصد اطاعت از فرمان خداوند عالم به جا آورد، بنابراین اگر برای ریا یعنی تظاهر به دینداری و امثال آن نماز بخواند نماز باطل است، و به طور کلی اگر همه‌ی نماز یا بخشی از آن را به خاطر غیر خدا به جا آورد نماز او باطل است.
۲. عدول از نیت:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif مواردی که عدول واجب است
الف) از نماز عصر به نماز ظهر، قبل از وقت مخصوص عصر در صورتی که در بین نماز متوجه شود که نماز ظهر را نخوانده است.
ب) از نماز عشا به نماز مغرب، قبل از وقت مخصوص عشا اگر در بین نماز عشا متوجه شود که نماز مغرب را نخوانده است و از محل عدول هم تجاوز نکرده باشد.
ج) اگر دو نماز قضایی که در ادای آنها ترتیب معتبر است (مثل نماز قضای ظهر و عصر) بر عهده‌ی او باشد و بر اثر فراموشی قبل از ادای نماز اول به خواندن نماز دوم مشغول شود.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif مواردی که عدول مستحب است
الف) از نماز ادا به نماز قضای واجب، در صورتی که بر اثر آن وقت فضیلت ادا فوت نشود.
ب) از نماز واجب به مستحب برای درک ثواب نماز جماعت.
ج) از نماز واجب به نافله در ظهر روز جمعه برای کسی که قرائت سوره‌ی جمعه را فراموش کرده و به جای آن سوره‌ی دیگری را خوانده و به نصف رسیده و یا از آن گذشته است. مستحب است این شخص، از نماز واجب به نافله عدول کند تا بتواند نماز فریضه را با سوره‌ی جمعه به جا آورد.           

* ۲. تکبیره الاحرام
۱. معنای تکبیره الاحرام و حکم آن
تکبیرة الاحرام در نماز واجب است و منظور از آن گفتن «اَللهُ اَکْبَرُ» در آغاز نماز است.
توجه:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif نگفتن تکبیرة الاحرام در اول نماز چه عمداً و چه سهواً موجب باطل بودن نماز است. همچنین اگر پس از آن که آن را در اول نماز به طور صحیح ادا کرد بار دیگر با فاصله یا بدون فاصله با همان نیت «اللهُ اَکْبَرُ» بگوید نماز باطل است، و فرقی نیست میان این که زیاد گویی عمدی باشد یا سهوی.
۲. واجبات تکبیره الاحرام:
۱. تکبیرة الاحرام را باید طوری بخواند که تلفظ به آن محسوب شود، و نشانه‌ی آن این است که خودش بتواند آنچه را می‌خواند و بر زبان جاری می‌کند – اگر دچار سنگینی گوش یا سر و صدای محیط نیست – بشنود.
۲. تکبیرة الاحرام را باید به عربی صحیح بگوید، و اگر ترجمه‌ی فارسی آن را بگوید یا آن را به عربی غلط بگوید – مثلاً های الله را با فتحه بگوید و یا امثال آن – صحیح نیست.
توجه:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif اگر نمازگزار کیفیت صحیح تلفظ تکبیرة الاحرام را نمی‌داند واجب است یاد بگیرد، و اگر قادر به یادگیری نیست و نمیتواند آن را با تلقین دیگری به صورت حرف حرف با مراعات موالات عرفی بگوید باید ترجمه آن را بگوید.
۳. هنگام تکبیرة الاحرام باید بدن آرام و مستقر باشد، پس اگر عمداً و از روی اختیار، تکبیرة الاحرام را در حالی بگوید که بدنش حرکت دارد، باطل است.
۳. شک در تکبیرة الاحرام:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif اصل تکبیر (یعنی شک دارد که تکبیرة الاحرام گفته یا نه):
الف) به اذکار قرائت مشغول شده: به شک خود اعتنا نکند و نماز را ادامه دهد.
ب) به اذکار قرائت مشغول نشده: باید تکبیر را بگوید.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif صحت تکبیر (یعنی پس از گفتن تکبیرة‌الاحرام شک دارد صحیح گفته یا نه) : باید به شک خود اعتنا نکند.         

* ۳. قیام (ایستاده بودن) 
۱. اقسام قیام واجب:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif رکن
الف) قیام هنگام تکبیرة الاحرام.
ب) قیام هنگام رفتن به رکوع (متصل به رکوع).
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif غیر رکن
الف) قیام هنگام قرائت.
ب) قیام بعد از رکوع.
۱. کسی که قادر است نماز را ایستاده بخواند و عذری ندارد باید از شروع نماز تا رفتن به رکوع، در حال ایستاده باشد، و نیز واجب است پس از رکوع و پیش از رفتن به سجده بایستد. ترک قیام عمداً در این حالات، موجب باطل شدن نماز است.
۲. ایستاده بودن در حال تکبیرة‌الاحرام و نیز پس از اتمام قرائت و پیش از رفتن به رکوع، رکن است یعنی اگر سهواً و از روی فراموشی هم آن را ترک کند نماز باطل می‌شود.
توجه:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif اگر رکوع را فراموش کند و بعد از حمد و سوره بنشیند و در این هنگام یادش بیاید که رکوع نکرده، باید برخیزد و بایستد و از حال ایستاده به رکوع برود، پس اگر بدون برخاستن و ایستادن از همان حال نشسته خود را به حالت خمیدگی رکوع برساند نمازش باطل است.
۲. واجبات قیام: نمازگزار در حال قیام باید بدن را حرکت ندهد و به طرفی به طور آشکار خم نشود و به جایی تکیه نکند، مگر این که از روی ناچاری یا سهو و فراموشی باشد.        
توجه:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif موقعی که انسان در نماز بخواهد کمی جلو یا عقب برود یا بدن را کمی به طرف راست و چپ حرکت دهد، باید ذکری را که به خواندن آن مشغول است در حال این حرکت، قطع کند.
۳. بعضی ازمستحبات قیام:
۱. بدن را راست نگهدارد.
۲. شانه‌ها را پایین بیندازد.
۳. دستها را روی رانها بگذارد.
۴. انگشتها را به هم بچسباند.
۵. جای سجده را نگاه کند.
۶. سنگینی بدن را به طور مساوی روی دو پا بیندازد.
۷. با خضوع و خشوع باشد.
۸. پاها را پس و پیش نگذارد.
۴. احکام قیام:
۱. کسی که در حال نماز قادر بر ایستادن نیست، باید نشسته نماز بخواند ولی اگر می‌تواند به چیزی تکیه دهد و بایستد وظیفه‌ی او نماز ایستاده است.
۲. کسی که قادر بر نماز نشسته نیست، باید خوابیده نماز بخواند، و بنابر احتیاط واجب باید اگر می‌تواند به پهلوی راست بخوابد و صورت و بدن او رو به قبله باشد، وگرنه به پهلوی چپ بخوابد، واگر این گونه هم نمی‌تواند، به پشت بخوابد به طوری که کف پاهای او رو به قبله باشد.
۳. کسی که نشسته نماز می‌خواند، اگر بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بایستد و رکوع را به جا آورد باید بایستد و از حال ایستاده به رکوع برود.
۴. کسی که که خوابیده نماز می‌خواند اگر بدون حرج و زحمت بتواند دربین نماز بنشیند یا بایستد، باید هر مقداری را که می‌تواند نشسته یا ایستاده بخواند. همچنین کسی که نشسته نماز می‌خواند باید هر مقدار که بدون حرج و زحمت برای او ممکن است ایستاده نماز بخواند.
۵. کسی که می‌تواند ایستاده نماز بخواند اگر بترسد که به واسطه‌ی ایستادن، بیماری یا ضرر دیگری به او برسد، می‌تواند نشسته نماز بخواند، و اگر در نماز نشسته نیز همین ترس باشد می‌تواند خوابیده نماز بخواند
۶. کسی که احتمال می‌دهد در آخر وقت بتواند نماز خود را ایستاده بخواند، بنابر احتیاط (واجب) باید تا آن هنگام صبر کند، ولی اگر در اول وقت به خاطر عذری نماز خود را نشسته خواند و سپس تا آخر وقت عذر او بر طرف نشد نمازی که خوانده صحیح است و اعاده لازم نیست.
۷. اگر در اول وقت، قادر بر نماز ایستاده نبود و یقین داشت که ناتوانی او از نماز ایستاده، تا آخر وقت ادامه خواهد یافت، ولی قبل از آخر وقت توانست ایستاده نماز بخواند باید نماز را به طور ایستاده اعاده کند.      
 
* ۴. قرائت
۱. اجزای قرائت:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif در رکعت‌اول و دوم نمازهای واجب یومیه: حمد و بنابر احتیاط واجب یک سوره‌ی کامل.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif در رکعت سوم و چهارم نمازهای واجب یومیه: حمد تنها یا یک مرتبه تسبیحات اربعه و بنابر احتیاط مستحب سه مرتبه.
۱. در رکعت اول و دوم نمازهای واجب یومیه، باید بعد از تکبیرة الاحرام سوره‌ی حمد و بعد از آن بنابر احتیاط واجب یک سوره‌ی کامل از قرآن مجید را قرائت کند، و خواندن یک یا چند آیه کافی نیست.
۲. در رکعت سوم و چهارم نمازها، مخیّر است که حمد تنها (بدون سوره) بخواند یا تسبیحات اربعه یعنی «سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ للهِ وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَ اللهُ اَکْبَرُ» بگوید.
۲. احکام قرائت در رکعت اول و دوم:
۱. سوره‌ی «فیل» و «ایلاف» در حکم یک سوره‌اند، و خواندن یکی از آن دو بعد از حمد کافی نیست. همچنین سوره‌ی «والضحی» و «الم نشرح».
توجه:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif اگر کسی بر اثر جهل به مسأله، در نمازهای خود سوره‌ی فیل یا انشراح را به تنهایی خوانده است، در صورتی که در یادگیری مسأله کوتاهی نکرده باشد نمازهای گذشته‌ی او محکوم به صحت است.
۲. در نمازهای واجب یومیه بعد از قرائت حمد و یک سوره‌ی کامل، قرائت بعضی از آیات به قصد قرآن اشکال ندارد.
۳. اگر وقت نماز تنگ باشد یا بترسد که اگر سوره را بخواند دزد یا درنده یا چیز دیگر به او صدمه می‌زند نباید سوره بخواند.
۴. اگر اشتباهاً سوره را پیش از حمد بخواند و قبل از رفتن به رکوع متوجه اشتباه خود شود، باید بعد از حمد دوباره سوره را بخواند، واگر در اثنای خواندن سوره متوجه شود باید سوره را رها کند و بعد از خواندن حمد، سوره را از اول بخواند.
۵. اگر حمد و سوره یا یکی از آنها را فراموش کند و بعد از رسیدن به رکوع بفهمد، نمازش صحیح است.
۶. اگر پیش از رفتن به رکوع بفهمد که حمد و سوره یا فقط سوره را نخوانده باید آن را بخواند و به رکوع رود، و اگر بفهمد فقط حمد را نخوانده باید آن را و پس از آن دوباره سوره را بخواند، و نیز اگر خم شده و پیش از رسیدن به حد رکوع بفهمد که حمد یا سوره یا هر دو را نخوانده باید بایستد و به همین دستور عمل کند.
۷. در نماز واجب، خواندن سوره‌های سجده جایز نیست و اگر عمداً یا سهواً یکی از آن سوره‌ها را بخواند تا به آیه‌ی سجده برسد باید بنابر احتیاط واجب سجده‌ی تلاوت را به جا آورد و بر خیزد و اگر سوره، تمام نشده آن را تمام کند و نماز را به آخر برساند و سپس نماز را اعاده کند، و اگر قبل از رسیدن به آیه‌ی سجده ملتفت شد احتیاط واجب آن است که سوره را رها کند و سوره دیگری بخواند و نماز را تمام کند و سپس نماز را اعاده نماید.
۸. اگر در اثنای نماز، آیه‌ی سجده را بشنود، نمازش صحیح است و باید پس از شنیدن آیه‌ی سجده، به جای سجده کردن، اشاره به سجده کند.
۹. اگر بعد از حمد شروع به خواندن سوره‌ی «قل هو الله احد» یا سوره‌ی «قل یا ایها الکافرون» کند، نمی‌تواند آن را رها کند و سوره‌ی دیگر بخواند، ولی در نماز جمعه اگر از روی فراموشی به جای سوره‌ی جمعه و منافقین یکی از آن دو سوره را بخواند می‌تواند آن را رها کند و سوره‌ی جمعه و منافقین را بخواند.
۱۰. اگر در نماز غیر از سوره‌ی «قل هو الله احد» و «قل یا ایها الکافرون» سوره‌ی دیگر را بخواند تا وقتی بیش از نصف سوره را نخوانده است می‌تواند آن را رها کند و سوره‌‌ی دیگر بخواند.     
۱۱. اگر مقداری از سوره‌یی را که مشغول خواندن آن است فراموشی کند یا به خاطر تنگی وقت یا جهت دیگری به ناچار نتواند آن را تمام کند باید آن سوره را رها کند و سوره‌ی دیگری بخواند، و در این صورت فرق نیست میان آن که از نصف گذشته یا نگذشته باشد، و یا سوره‌یی که به خواندن آن مشغول است «قل هو الله» و «قل یا ایها الکافرون» یا غیر از آنها باشد.
۱۲. در نمازهای مستحبی، خواندن سوره لازم نیست، اگر چه آن نماز به واسطه‌ی نذر کردن واجب شده باشد، ولی در بعضی نمازهای مستحبی که سوره‌ی مخصوص در آن وارد شده، مثل نماز برای والدین، اگر بخواهد به دستور آن نماز رفتار کرده باشد باید همان سوره را بخواند.
۳. احکام قرائت در رکعت سوم و چهارم:
۱. یک‌بار گفتن تسبیحات اربعه در رکعت سوم و چهارم نماز کافی است، هرچند احتیاط (مستحب) این است که سه مرتبه گفته شود.
۲. کسی که نمی‌داند تسبیحات اربعه را سه مرتبه گفته یا بیشتر و یا کمتر، چیزی بر او واجب نیست، ولی تا به رکوع نرفته می‌تواند بنا را بر اقل گذاشته و تسبیحات را تکرار نماید تا یقین کند آن را سه مرتبه گفته است.
۳. کسی که عادت دارد در رکعت سوم و چهارم تسبیحات بخواند، اگر تصمیم گرفت حمد بخواند، ولی به خاطر غافل شدن از این تصمیم، بر طبق عادت خود به خواندن تسبیحات مشغول شود نمازش صحیح است، و همینطور اگر عادت به خواندن حمد دارد و تصمیم می‌گیرد تسبیحات بخواند.
۴. اگر شخصی هنگام نماز بر اثر غفلت در رکعت سوم یا چهارم حمد و سوره بخواند و بعد از نماز متوجه شود نمازش صحیح است و نیاز به اعاده ندارد.
۵. اگر نمازگزار در حالی که ایستاده است شک کند که حمد یا تسبیحات را خوانده، باید حمد یا تسبیحات را بخواند، ولی اگر در هنگام گفتن استغفار مستحب، شک کند آیا تسبیحات خوانده یا نه لازم نیست آن را بخواند.
۶. اگر در رکوع رکعت سوم و چهارم شک کند که حمد یا تسبیحات خوانده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند، ولی اگر در هنگام رفتن به رکوع در حالی که هنوز به حد رکوع نرسیده است شک کند، بنابر احتیاط واجب باید برگردد و حمد یا تسبیحات بخواند.
۴. جهر و اخفات (بلند و آهسته خواندن) در قرائت:
الف) حمد و سوره در رکعت اول و دوم
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif نماز صبح ‌و مغرب‌و عشا
       نمازگزار مرد است: باید بلند بخواند.
       نمازگزار زن است: می‌تواند بلند یا آهسته بخواند، ولی اگر نامحرم صدایش را می‌شنود بهتر است آهسته بخواند.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif نماز ظهر و عصر: باید آهسته بخواند غیر از «بسم الله»، چه نمازگزار مرد باشد و چه زن.
ب) تسبیحات اربعه یا حمد تنها در رکعت سوم و چهارم: باید آهسته بخواند، چه نمازگزار مرد باشد و چه زن، ولی در صورتی که حمد بخواند می‌تواند در نماز فرادی «بسم الله الرحمن الرحیم» را بلند بگوید، اگر چه احتیاط در آن است که «بسم الله» را هم آهسته بگوید و در نماز جماعت این احتیاط، واجب است.
۱. واجب است مردان حمد و سوره‌ی نماز صبح و مغرب و عشا را بلند، و حمد و سوره‌ی نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند و زنان نیز باید حمد و سوره‌ی نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند، اما حمد و سوره‌ی نماز صبح و مغرب و عشا را می‌توانند بلند یا آهسته بخوانند‌، ولی اگر نامحرم صدای آنها را بشنود بهتر است آهسته بخوانند.
۲. بر مرد و زن واجب است که در رکعت سوم و چهارم نمازها، تسبیحات یا حمد را آهسته بخواند، ولی در صورتی که حمد بخواند می‌تواند در نماز فرادی «بسم الله الرحمن الرحیم» را در آن بلند بگوید، اگر چه احتیاط در آن است که «بسم الله» را هم آهسته بگوید، و در نماز جماعت این احتیاط، واجب است.
توجه:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif وجوب بلند خواندن در نمازهای مغرب و عشا و صبح، و وجوب آهسته خواندن در نماز ظهر و عصر، مختص به قرائت حمد و سوره است، همانگونه که وجوب آهسته خواندن در غیر از دو رکعت اول نماز مغرب و عشا، فقط مخصوص قرائت حمد یا تسبیحات در رکعت سوم یا چهارم است، ولی در ذکر رکوع و سجده و تشهد و سلام و دیگر ذکرهای واجب در نمازهای پنجگانه، مکلف بین آهسته یا بلند خواندن مخیّر است.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif در وجوب جهر و اخفات در نمازهای واجب فرقی بین نماز ادا و قضا وجود ندارد، هرچند نماز قضا، احتیاطی باشد.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif ملاک اخفات (آهسته خواندن) عدم وجود جوهر صدا نیست، بلکه ملاک، آشکار نکردن آن است. در مقابل، ملاک جهر (بلند خواندن) آشکار کردن جوهر صدا است.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif اگر درجایی که باید نماز را بلند بخواند، عمداً آهسته بخواند یا در جایی که باید آهسته بخواند عمداً بلند بخواند نمازش باطل است، ولی اگر از روی فراموشی یا ندانستن مسأله باشد نماز صحیح است، و اگر در اثنای خواندن حمد و سوره ملتفت شود که اشتباه کرده، لازم نیست مقداری را که بر خلاف دستور، بلند یا آهسته خوانده دوباره بخواند.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif اگر کسی در خواندن حمد و سوره، بیشتر از معمول صدا را بلند کند، مثل آن که آنها را با فریاد بخواند، نمازش باطل است.

۵. واجبات قرائت:
الف) در قرائت ، واجب است که کلمات، تلفظ شوند به طوری که قرائت بر آن صدق کند، از این رو قرائت قلبی یعنی گذراندن کلمات در قلب بدون تلفظ آنها که عنوان قرائت بر آن صدق نمی‌کند کافی نیست. نشانه‌ی صدق قرائت این است که خودش بتواند آنچه رامی‌خواند و بر زبان جاری می‌کند – اگر دچار سنگینی گوش یا سر و صدای محیط نیست- بشنود.
توجه:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif کسی که بر اثر ابتلا به بیماری لالی قادر به تکلم نیست، ولی حواس سالمی دارد، اگر نمازش را با اشاره بخواند صحیح و مجزی است.
ب) واجب است که قرائت، صحیح و بدون غلط باشد و کسی که به هیچ قسم نمی‌تواند صحیح آن را یاد بگیرد، باید هر طور که می‌تواند بخواند، و احتیاط مستحب آن است که نماز را به جماعت به جا آورد.
توجه:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif کسی که حمد و سوره و چیزهای دیگر نماز را به خوبی نمی‌داند و می‌تواند یاد بگیرد، چنانچه وقت نماز وسعت دارد باید یاد بگیرد، و اگر وقت تنگ است بنابر احتیاط واجب در صورتی که ممکن باشد باید نمازش را به جماعت بخواند.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif ملاک صحت قرائت ، عبارت است از رعایت قواعد زبان عربی و ادای حرف از مخارج آن به طوری که اهل لسان (عرب زبانان) آن را ادای آن حرف بدانند نه حرف دیگر.  
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif در قرائت ، رعایت محسنات تجوید لازم نیست.           
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif اگر یکی از کلمات حمد و سوره را نداند، یا عمداً آن را نگوید، یا عمداً به جای حرفی حرف دیگر بگوید، ‌مثلاً به جای «ض» «ز» بگوید، یا زیر و زبر کلمات را تغییر دهد یا تشدید را نگوید، نماز او باطل است.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif کسی که در قرائت حمد و سوره و یا در اعراب و حرکات کلمات نماز اشتباه می‌کرده است، مثلاً کلمه‌ی «یُولَدْ» را به جای فتح لام به کسر لام می‌خوانده، اگر عامد یا جاهل مقصر (قادر بر یادگیری) بوده بنابر احتیاط واجب، نماز باطل است، و الا نماز صحیح است. البته اگر نمازهای گذشته را با اعتقاد به صحت، به صورت مذکور خوانده باشد محکوم به صحت است و اعاده و قضا ندارد.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif «مَالِکِِ» در آیه‌ی شریفه‌ی «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» «مَلِکِ» هم قرائت شده، و قرائت به هر دو صورت در نماز از باب احتیاط اشکال ندارد.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif در قرائت نماز لازم نیست که اگر آیه‌یی را به آیه‌ی بعدی وصل کرد، حرکت آخر آیه را ظاهر کند، مثلاً اگر بگوید: «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» و نون آخر آیه را ساکن کند و بلافاصله بگوید: «ایّاکَ نَعْبُدُ وَ ایّاکَ نَسْتَعینُ» اشکال ندارد. این کار را «وصل به سکون» می‌نامند، و همینطور است در مورد کلماتی که آیه از آنها تشکیل شده است، اگر چه در مورد اخیر احتیاط (مستحب) آن است که وصل به سکون نکند.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif هرگاه نمازگزار هنگام خواندن «غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ» آن را بدون عطف فوری، با وقف بخواند و سپس «وَ لاَ الضَّالِّینَ» را قرائت نماید، در صورتی که وقف و فاصله به مقداری باشد که به وحدت جمله ضرر نزند اشکال ندارد.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif اگر پس از آن که آیه‌یی را تمام کرد شک کند که آن را درست خوانده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند، و همینطور است اگر جمله‌یی از آیه را تمام کرد و پس از آن شک در درست خواندن آن کرد، ‌مثل این که پس از «اِیَّاکَ نَعْبُدُ» شک کرد که آیا آن را درست ادا کرده است یا نه. البته در همه‌ی این صورتها اگر آنچه را که در صحیح ادا کردن آن شک دارد، احتیاطاً دوباره بخواند اشکال ندارد.
ج) هنگام قرائت حمد و سوره یا تسبیحات، بدن باید آرام و مستقر باشد، و در صورتی که بخواهد کمی جلو یا عقب برود یا بدن را کمی به طرف راست و چپ حرکت دهد، باید ذکری را که به خواندن آن مشغول است در حال این حرکت، قطع کند.

۶. آداب قرائت:
الف) بخشی‌از مستحبات قرائت
۱. در رکعت اول پیش از حمد بگوید: «اَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ».
۲. در رکعت اول و دوم نماز ظهر و عصر «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرِّحِیمِ» را بلند بگوید.
۳. حمد و سوره را شمرده بخواند.
۴. در آخر هر آیه وقف کند یعنی آن را به آیه‌ی بعد متصل نکند.
۵. در حال خواندن حمد و سوره به معانی آیات توجه داشته باشد.
۶. پس از قرائت سوره‌ی حمد، چه در جماعت و چه در فرادی، و چه امام باشد یا ماموم بگوید: «اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ».
۷. پس از سوره‌ی «قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ» یک یا دو یا سه مرتبه بگوید: «کَذلِکَ اللهُ رَبِّی».
۸. پس از قرائت حمد و نیز بعد از سوره، لحظه‌یی مکث کند و سپس به ادامه‌ی نماز بپردازد.
۹. در رکعت سوم و چهارم بعد از تسبیحات، استغفار کند، مثلاً بگوید: «اَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبِّی وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ» یا بگوید: «اَللّهُمَّ اغْفِرْلِی».
ب) بخشی از مکروهات قرائت
۱. نخواندن سوره‌ی «قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ» در هیچیک از نمازهای یک شبانه روز، مکروه است.
۲. تکرار یک سوره در دو رکعت نماز، مکروه است، مگر سوره‌ی «قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ».
 

در این مجموعه‌ی آموزشی، علاوه بر موارد موجود در رساله‌ی «اجوبة الإستفتائات»، استفتائات جدید نیز اضافه و از جزوه‌های دروس خارج فقه معظم‌له نیز بهره گرفته شده است، تا بر غنای آموزشی مجموعه،‌ بر طبق اسلوب و بیان معظم‌له اضافه شود.
شایان ذکر است که دفتر استفتائات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای این رساله‌ی آموزشی را تأیید و عمل به آن را مجزی اعلام کرده است.
پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR، دروس این رساله‌ی آموزشی را برای استفاده مقلدان، به مرور منتشر می‌کند.

 


نویسنده : علی
تاریخ : سه شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۵
زيارت اربعين علامتی بر «ايمان»/ فلسفه پیاده‌روی اربعین چیست؟
آن هنگام که علم از دستان علمدار حسین علیه السلام بر زمین افتاد، در خیمه خواهر حسین علیه السلام، بر دستان علمدار سجاد علیه السلام؛ زینب سلام الله علیها بالا رفت. راهی را که حسین علیه السلام تا شهادتش پیمود، سجاد و زینب علیهما السلام تا کوفه و شام و مدینه ادامه دادند تا چهره کریه ظلم و فساد را بر غافلان و ناآگاهان بنمایانند و این شد که پیام عاشورا با شهادت حسین علیه السلام و اصحابشان آغاز و با افشاگری سجاد و زینب سلام الله علیهما ماندگار شد....

سلام بر قلب زینب شکیبا و زبان سپاسگزارش، سلام بر بانویی که مصائب و ناراحتی‌ها بر او هجوم برد و طعم غم و اندوهی را چشید که دلها را آب می‌کرد... سلام بر (بانویی) که از صبر او ملائکه آسمان به شگفت آمدند....(۱)
زيارت اربعين علامتی بر «ايمان»

شايد از وجوهى كه براى تأسيس روز اربعين براى سيد الشهداء (ع) از سال  ۶١  هجرت و از آن زمان تا حال كه شيعه بر اين امر هميشه قيام و اقدام كرده و آن را زنده نگه داشته‌اند آن است كه براى سيد الشهداء (ع) زمين و آسمان تا چهل روز گريه كرده چنان‌چه زرارة بن اعين شيبانى رحمه اللّه كه از اكابر فقهاى شيعه و محدثين با عظمت اماميّه است از حضرت امام صادق (ع) روايت كرده است به اين عبارت:

اى زراره آسمان تا چهل روز بر حسین بن على علیهما السّلام خون بارید و زمین تا چهل روز تار و تاریك بود و خورشید تا چهل روز گرفته و نورش سرخ بود و كوهها تكه تكه شده و پراكنده گشتند و دریاها روان گردیده و فرشتگان تا چهل روز بر آن حضرت گریستند و هیچ زنى از ما اهل بیت خضاب نكرد و روغن به خود نمالید و سرمه نكشید و موهایش را شانه نزد تا وقتى كه سر عبید اللَّه بن زیاد را به نزد ما فرستادند و پیوسته بعد از شهادت آن حضرت چشمان، اشك آلود بود و هر گاه جدّم یاد آن حضرت را مى‏نمود محاسنش از اشك خیس مى‏گشت بطورى كه هر كس آن جناب را مى‏دید به حالش ترحّم نموده و از گریه‏اش به گریه میافتاد.

از اين حديث شريف كه در صحيح‌ترين كتب حديث شيعه كامل الزيارة نقل شده استفاده مى‌شود كه بكاء آسمان و زمين و ملائكه و آفتاب بر سيد الشهداء (ع) تا چهل روز طريقه و عادتى را كه در ميان مردم يك حال استمرارى پيدا كرده و بر سيد مظلومان اربعين نگاه مى‌دارند نشان مى‌دهد حتى در ميان مردم در زمان فوت كسان خودشان نيز اين رويه معمول شده و اين سيرۀ مستمره را انجام مى‌دهند و احترام آن‌ها را كه از دنيا رفته‌اند نگاه مى‌دارند و شيعه تا اربعين آن حضرت از شادى و خشنودى و سرور خوددارى مى‌كنند.

حتى در غير مسلمانان نيز اين عادت در مرده‌هايشان مراعات مى‌شود خصوصا كه از بزرگان آن قوم باشد و كسى باشد كه آثار عملى و نتايج قدمى را كه در راه رفاه و آسايش دينى و دنيوى آنان برداشته باشد و در اصلاح جامعه از جان‌گذشتگى نشان داده و نهضتى بر عليه ظلم و ستم و از بين بردن ظالمين و ستمكاران روزگار كرده و نهضتى به وجود آورده كه در اثر آن اسلام و قرآن را زنده نگاه داشته و دين الهى را از دستخوش دشمنان سرسخت آن نجات داده و زحمات خاتم انبيا (ص) را نگذاشته به هدر برود و بازيچه بنى اميّه شجرۀ ملعونه گردد و با خون خود درخت توحيد را سيراب نموده و نگذاشته در نتيجه ظلم و جور و بى‌دينى و اشاعه فحشا و منكر بنى اميّه خشك شود و خون دل خويش را در راه خدا بذل كرده تا مردم را از حيرت ضلالت و گمراهى كه در اثر تسلط بنى اميّه و اشغال آن شجره ملعونه مقام خلافت الهيه را پيش آمده بود برهاند و اگر آن نهضت مقدس نبود از اسلام بغير از اسلام اموى و از دين به غير از دين يزيدى و دين تشريفاتى و ساخته بنى اميّه چيزى باقى نمانده بود چنان‌چه نظريات مستعمرين در دنياى فعلى نيز دربارۀ اسلام همان نيّات شوم است كه بنى اميّه داشتند.

و لذا بايد مسلمين عموما و شيعه خصوصا در زنده نگه‌داشتن تاريخ واقعه جانگداز كربلا و در احياى آثار آن دشت پربلا اهتمام تمام بكار ببرند و يكى از مراسمى كه بايد هر سال تجديد شود موضع اربعين است، كيست كه از سيد مظلومان لايق‌تر باشد كه هر سال تا اربعين او آثار و مآثر او را زنده نگاه داشت؟ و در تمامى روزهاى زيارتى تظاهر به زيارت قبر مباركش برپا نمود؟ و اربعين او را هر سال تجديد كرد؟ تا معلوم نمود چنان‌چه تا حال معلوم شده نهضت سيد الشهداء (ع) غالبية فى صورة المغلوبية و البته بايد فقط به قدردانى از سيد الشهداء (ع) اكتفا نكرد بلكه عمده آن است كه در هدف با آن حضرت قدم برداشت و در هر زمان شركت كرد و سرمشق اخذ نمود.  

و از اينجاست كه امام حسن عسكرى (ع) زيارت اربعين را از علايم ايمان شمرده چون مؤمن واقعى كسى است كه نگذارد آثار نهضت حسينى فراموش شود و در قدردانى و شركت در هدف آن حضرت كوتاهى نورزد.(۲)

پیشینه پیاده روی اربعین

شاخص‌ترین ثمره زیارت را می‌توان تعظیم و بزرگداشت جایگاه خداوند و ائمه اطهار (ع) دانست و این نکوداشت زمانی که با پای پیاده صورت گیرد، علاوه بر تعظیم فراوانی که در این حرکت وجود دارد، سبب ایجاد ارتباط معنوی عمیقی شده و جلوه‌ای عاشقانه از بندگی را به رخ می‌کشد.
‎
زیارت با پای پیاده، بزرگداشتی است که از گذشته بوده و اختصاص به زمان خاصی ندارد، همان گونه که نقل شده، حضرت آدم هزار بار به زیارت خانه خدا رفت، در حالی که این مسیر را به وسیله قدم‌هایش پیمود.(۳)

و این شیوه، اختصاص به دین و فرهنگ خاصی هم ندارد ، همان گونه که قیصر، پادشاه روم با خدا پیمان بسته بود که هر گاه در نبرد با امپراتوری ایران پیروز شود، به شکرانه این پیروزى بزرگ، از مقر حکومت خود (قسطنطنیه)، پیاده به زیارت بیت المقدس برود و پس از پیروزى، به نذر خود عمل کرده و پاى پیاده رهسپار بیت المقدس شد .(۴)

در دین مبین اسلام نیز، زیارت با پای پیاده، سنتی حسنه شمرده شده و سفارش بسیاری بر آن شده است. امام صادق (ع)، محبوب‌ترین وسیله تقرب بنده به خداوند را زیارت خانه او با پای پیاده دانسته و می‌فرمایند: یک حج با پای پیاده، برابر با هفتاد حج است.(۵)

تشرف با پای پیاده به بارگاه ائمه اطهار (ع) نیز مورد تأکید بسیاری قرار گرفته و امام صادق (ع) می‌فرمایند: هر که پیاده به زیارت امیر مؤمنان (ع) رود، خداوند متعال به هر گامى ثواب یک حجّ و یک عمره براى او نوشته می‌شود، و اگر پیاده برگردد، به هر گامى، براى او ثواب دو حجّ و دو عمره می‌نویسند.(۶)

زیارت امام حسین (ع) نیز با پای پیاده مورد سفارش بسیاری قرار گرفته و امام صادق (ع) می‌فرمایند: هر که پیاده به زیارت او رود، هر گامى که بردارد و بگذارد، ثواب آزاد کردن بنده‌اى از اولاد اسماعیل را دارد و در روایت دیگری نیز می‌فرمایند: هر که پیاده به زیارت قبر امام حسین (ع) رود، خداوند متعال به عدد هر گام برای او هزار حسنه نوشته و هزار گناه را از او محو مى‌کند.(۷)

مرحوم شیخ بهایی، برای رواج فرهنگ زیارت در بین مردم، در سال ۱۰۰۹ ه. ق از اصفهان عزم مشهد کرده و با پای پیاده به زیارت امام علی بن موسی الرضا (ع) رفت.

از نقل‌های تاریخی این گونه به دست می‌آید که تشرف به بارگاه ائمه اطهار (ع) با پای پیاده، از زمان حضور ائمه رایج بوده.(۸) و در نقاط مختلف سرزمین اسلامی صورت گرفته است.(۹)

ولی در قرن‌های گوناگون اسلامی و به مقتضای حکومت‌های مختلف، مشکلات بسیاری به خود دیده و همان گونه که زیارت ائمه اطهار (ع) در زمان‌ها و مکان‌های مختلف دچار سختی‌های فراوان بوده، این سنت نیز دارای فراز و نشیب بوده است.

علما و بزرگان نیز، به تأسی از ائمه اطهار (ع)، اهتمام بسیار زیادی به این سنت حسنه داشته‌اند....
تشرف به کربلا با پای پیاده، تا زمان محدث نوری (قده) بین طلاب و فضلای حوزه نجف رسم بود، ولی با وارد شدن اولین نوع از اتومبیل‌ها به منطقه، سفرهای کاروانی تعطیل شده و به دنبال آن، زیارت با پای پیاده نیز بسیار کمرنگ شد و به فراموشی سپرده شد. ولی پس از مدتی و با مطرح شدن آیت الله العظمی سید محمود شاهرودی (قده) به عنوان یکی از اساتید و مدرسان با نفوذ معنوی حوزه نجف، به علت التزام و اصرار ایشان در پیاده رفتن به کربلا، مجددا مسئله پیاده رفتن به کربلا به عنوان یک سفر مقدس رایج شد و با توجه به این که در این سفر، بعضی از ایرانیان نیز گاهی اوقات، ایشان را همراهی می‌کردند، رفته رفته مردم عراق به این مسئله توجه نموده و این گونه سفرهای مقدس رواج یافت.(۱۰)

ایشان حدود ۲۶۰ مرتبه ، مسیر کربلا را با پای پیاده پیموده و در این سفر معنوی، جمعی از اطرافیان و شاگردان، ایشان را همراهی می‌کردند. این امر سبب شد تا پیاده‌روی کربلا بین طلاب و حوزویان رواج بسیاری پیدا کند و نقل شده است که مرحوم علامه امینی در زیارت‌هایی که به کربلای معلی داشته‌اند، براى کسب پاداش بیشتر، بارها مسیر بین نجف تا کربلا را با پای پیاده پیموده‌اند.(۱۱)

این امر، چنان بین روحانیون ساکن در نجف اشرف رواج پیدا کرده بود که غالب طلاب بارها مسیر این شهر تا بارگاه امام حسین (ع) را پیاده پیموده و حتی در غیر زمان اربعین و عرفه نیز گروه‌هایی از طلاب، پیاده به سمت کربلا حرکت می‌کردند. غالب علمای معاصر نیز در سفر پیاده کربلا شرکت کرده و کرامات و خاطرات زیبایی از این سفرها نقل شده است.(۱۲)

سفر پیاده تا کربلا، به مرور زمان در عراق گسترش بسیاری پیدا کرد و در مناسبت‌های مختلف، زائران امام حسین (ع) از سراسر این کشور، به سمت کربلا حرکت کرده و با پای پیاده مسیر شهرشان تا کربلای معلی را می‌پیمودند و در بین آن مناسبت‌ها، پیاده‌روی اربعین از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بود. با روی کار آمدن دولت بعث عراق، حکومت با این مسئله به شدت برخورد نموده و بسیاری از زائرین پیاده را اسیر و اعدام کرد و این مراسم مذهبی را به تعطیلی کشانید، ولی بعد از سقوط صدام، عشق حسینی، دلباختگان امام حسین (ع) را به سمت خود کشانده و دوباره این سنت حسنه و ارزشمند را برپا کرده است. شیعیان و عاشقان سالار شهیدان (ع)، در مناسبت‌های مختلف، به ویژه در اربعین حسینی، بسیار پرشورتر از قبل، از شهرها و کشورهای مختلف، به سمت کربلا روانه شده، قدم در مکان گام‌های اسیران کربلا قرار داده و مسیرهای منتهی به شهر کربلا را با پای پیاده می‌پیمایند.

میلیون‌ها عزادار حسینی، چنان نمادی برای شیعه معرفی کرده‌اند که همانند آن در هیچ آیین و مذهبی پیدا نمی‌شود و چنان تعظیم شعائری برپا کرده‌اند که جهانیان در عظمت آن مبهوت مانده‌اند.(۱۳)

منابع:

۱-بخشی از زیارت حضرت زینب سلام الله علیها
۲- تحقیق درباره اولین اربعین سیدالشهدا علیه السلام ، شهید محراب محمد علی قاضی طباطبایی صص۲۱۱-۲۰۸
۳-وسایل الشیعه، حر عاملی
۴- فروغ ابدیت، سبحانی جعفر
۵- من لایحضره الفقیه
۶- فرحه الغری، ابن طاووس عبد الکریم بن احمد
۷-کامل الزیارات
۸- تاریخ کربلا و حایر حسینی علیه السلام، کلید دار عبدالجواد
۹-رحله ابن بطوطه، تحفه النظار فی غرائب الأمصار و عجائب الأسفار
۱۰- زندگی و مبارزات آیت الله العظمی سید محمود حسینی شاهرودی به روایت اسناد
۱۱- فرهنگ زیارت، محدثی جواد
۱۲-عمرم چگونه گذشت؟ زندگی نامه حضرت آیت الله شیخ علی آزاد قزوینی
۱۳- سید سجاد مرتضوی، مباحثات مجله فکری تحلیلی حوزه و رو حانیت



نویسنده : علی
تاریخ : یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵
ان الحسین مصباح الهدی



نویسنده : علی
تاریخ : دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۴
علت نامگذارى حضرت مهدی(عج) به قائم
امام محمد باقر علیه‌السلام ـ در پاسخ به پرسش ثمالى از علت نامگذارى آن حضرت به قائم- فرمود : چون جدّم حسین علیه‌السلام کشته شد فرشتگان با گریه و فغان به درگاه خداوند عزّ و جلّ فریاد برآوردند که: اى خداى و سرور ما! آیا از کسانى که برگزیده تو و فرزند برگزیده تو و بهترین آفریده تو را مى‌کشند چشم مى پوشى؟

خداوند عزّ و جلّ به آنان وحى فرمود که: فرشتگان من! آرام گیرید؛ به عزّت و جلالم سوگند از آنان انتقام خواهم گرفت گر چه به طول انجامد.

آن گاه خداوند عزّ و جلّ امامانِ نسل حسین علیه السلام را به فرشتگان نشان داد و فرشتگان بدان شادمان گشتند. در میان آنان یکى ایستاده بود و نماز مى خواند. خداوند فرمود: با این قائم (ایستاده) از آنان انتقام مى کشد!

متن حدیث:

الإمامُ الباقرُ علیه السلام( و قد سَألهُ الثُّمالیُّ عن عِلّةِ تَسْمِیةِ القائم قائماً ) لَمّا قُتِلَ جَدّی الحسینُ صلَّى اللّه ُ علَیهِ ضَجّتِ المَلائکةُ إلَى اللّه ِ عزّ و جلّ بالبُکاءِ و النَّحیبِ ، و قالُوا : إلهَنا و سیّدنَا، أ تَغْفُلُ عَمَّن قَتلَ صَفْوتَکَ و ابنَ صَفْوتِکَ ، و خِیَرتَکَ مِن خَلْقِکَ ؟! فأوحَى اللّه ُ عزّ و جلّ إلَیهِم : قَرّوا مَلائکتی ، فَوَ عِزّتی و جلالی لَأنتقِمَنَّ مِنهُم و لو بعدَ حینٍ. ثُمّ کَشفَ اللّه ُ عزّ و جلّ عَنِ الأئمّةِ مِن وُلدِ الحسینِ علیه السلام للملائکةِ ، فسُرَّتِ الملائکةُ بذلکَ ، فإذا أحدُهُم قائمٌ یُصلّی ، فقالَ اللّه ُ عزّ و جلّ : بذلکَ القائمِ أنتَقِمُ مِنهُم.
«بحارالأنوار،ج۵۱، ص ۲۸-میزان‌الحکمة،ج۱،ص۳۷۶»



نویسنده : علی
تاریخ : جمعه ۱۹ تیر ۱۳۹۴
شكيات نماز
شکیات نماز/ احکام تصویری



نویسنده : علی
تاریخ : یکشنبه ۷ تیر ۱۳۹۴
ربيع الانام بودن امام عصر(عج)
«ربیع الانام» یعنی بارانی که باعث رشد و شکوفایی و زنده شدن حیات در موجودات می شود. یعنی با امام زمان ( عجل الله تعالی فرجه) تمام جهان هستی، حیات می یابد؛ به تعبیری جهانی که الان در آن زندگی می کنیم، هرگز رنگ بهار و زندگی را به خود ندیده است.

این صفت زیبای امام، همچنین، بیانگر آن است که هرکس بخواهد به سرچشمه ی شکوفایی و حیات دست یابد باید دست به دامن آن درّ هستی بزند و از باران رحمت و کرم روح بخش آن حضرت، بهره مند گردد.

اگر در معنای بهار دقت کنیم، درمی يابیم که بهار باعث شادی انسان ها و دل های پژمرده را شاداب می سازد. حضرت مهدی ( عج) نیز با ظهور خویش جان تازه ای به رگ های خشکیده ی جهان می بخشند و نور چشم مومنین می شوند. ان شاء الله 

شعری از حافظ برای امام مهدی (عج)

دیگر زشاخ سرو سهی بلبل صبور / گلبانگ زد که چشم بد از روی گل بدور
ای گل به شکر آنکه توئی پادشاه حسن / با بلبلان بیدل شیدا مکن غرور
از دست غیبت تو شکایت نمی کنم / تا نیست غیبتی نبود لذت حضور
گر دیگران به عیش و طرب خرمند و شاد / ما را غم نگار بود مایه سرور
زاهد اگر به حور و قصور است امیدوار / ما را شرابخانه قصور است و یار حور
می خور ببانگ چنگ و مخور غصه ور کسی / گوید تورا که باده مخور گو هو الغفور
حافظ شکایت از غم هجران چه می کنی / در هجر وصل باشد و در ظلمت است نور




نویسنده : علی
تاریخ : یکشنبه ۷ تیر ۱۳۹۴
رازطول عمر امام زمان (عج)
گاهی پرسیده می‌شود که چگونه عمر بیش از هزار سال حضرت مهدى(عج) را باور کنیم؟ 

پاسخ آن است که در آیه‏ 259 سوره‏ بقره مى‏‌خوانیم: شخصى ـ که به گفته‏ روایات و تفاسیر، عُزیر نام داشت ـ از کنار یک آبادى عبور می­‌کرد که دیوارهاى آن بر روى سقف‏هایش فرو ریخته بود و مشخص بود که مدتی طولانى از مرگ ساکنین آن­جا و زمان تخریبش می‌‌گذرد، با خود گفت: «خداوند چگونه ساکنین اینجا را پس از مرگشان زنده مى‌‏کند؟».

خداوند در همان لحظه جان او را گرفت و پس از صد سال زنده کرد و به او گفت: «چقدر درنگ کردى؟»، گفت: «یک روز یا بخشى از یک روز!»، خداوند فرمود: «نه؛ بلکه صد سال است که در اینجا مانده‏اى، به غذا و نوشیدنى خود که همراه داشتى، نگاه کن که با گذشت سال­ها تغییر نکرده است، به الاغ خود نگاه کن که هیچ اثرى از آن باقى نمانده است، ما زنده شدن تو را نشانه و حجتى براى مردم قرار مى‏‌دهیم، اکنون به استخوان‏هاى الاغ مرده خود بنگر و ببین که چگونه آن­ها را به هم پیوند مى‏‌دهیم و بر آن­‌ها گوشت مى‏‌پوشانیم و زندگى دوباره به آن مى‌­بخشیم‏».

بنابراین آیه، غذا و نوشیدنى به مدت صد سال تغییر نکرد، در حالى ­که به طور طبیعى می­‌بایست پس از چند روز فاسد مى‏شد، صد سال برابر 5200 هفته است و خداوند غذایى که فقط یک هفته سالم می­‌ماند را 5200 برابر عمر طبیعى‏‌اش سالم نگاه داشت، اکنون به سراغ عمر امام زمان(عج) مى‌‏رویم که هنوز حتى به حد 20 برابر عمر طبیعى نرسیده است، بنابراین نه دلیل عقلى بر محدود کردن عمر انسان داریم و نه عمر طولانى، چیز محالى است.

از طرفى تعجب ما از طولانى بودن عمر به خاطر مقایسه آن با خودمان و قدرت محدود خودمان است، در حالی ­که نمونه‏‌هاى دیگرى از طول عمر نیز در تاریخ و طبیعت وجود دارد؛ از جمله: مدت رسالت حضرت نوح(ع) 950 سال، اصحاب کهف و خواب چند صدساله آن­ها، عمر چندین هزارساله نوعى ماهى و برخى از درختان و... . آرى! خداوندى که به استخوان، قدرت شنیدن و به پیه چشم، قدرت دیدن مى‌‏دهد، مى‏‌تواند عمر انسان را نیز طولانى کند.

متأسفانه برخی در پذیرفتن مسائل منطقی دین، دیرباور هستند، اگر یک روزنامه‏ خارجى گفته باشد که یک ماهى در اقیانوس اطلس پیدا شده است که سه میلیون سال عمر دارد، فوراً باور می‌کنند، اما اگر 150 حدیث داشته باشیم که امام زمان(عج) زنده است و هزار و سیصد سال عمر دارد، مى‏‌گوید: از نظر علمى نمى‌‏شود!




نویسنده : علی
تاریخ : یکشنبه ۷ تیر ۱۳۹۴
پاسخ چند شبهه
آیا یمنی حتما از یمن خروج خواهد کرد؟ یا صِرف اینکه او اهل یمن باشد، کافی است و می تواند از هر کشوری خروج کند؟
در روایات در خصوص موقعيّت جغرافيايي قيام يماني، به شهرهايي هم‌چون: صنعا، عدن، كنده و منطقة ابين اشاره شده است. اما روايات صنعا قطعیت بیشتری داشته، از طريق شيعه و سنّي نقل شده است.(۱)

در اینجا به دو روایت اشاره می کنیم:

مروری با سلسله اسنادش از امام باقر علیه¬السلام روایت کرده که فرمود: سپس یمانی پیروز از صنعاء با لشکریانش به سوی آنها عزیمت می¬کند و برای او جوش و خروش بسیار تندی خواهد بود.(۲)

امام صادق علیه السلام در حدیثی يمانى را شكننده چشم سفيانى معرفى فرمود و از حديثش ظاهر مى‌شود كه محل خروجش صنعاء يمن است، فرمود: «سفيانى كجا خواهد بود؟ و حال اين‌كه هنوز شكننده چشم او از صنعاء يمن خروج نكرده.»(۳)
رنگ پرچم یمانی؟
در حدیث طولانی که سند روایتش به زراره بن اعین؛ از یاران امام صادق علیه السلام می رسد، از امام صادق علیه-السلام روایت شده که:

...خروج سفیانی با خروج یمانی از یمن با پرچم‌های سفید، در یک روز، در یک ماه و در یک سال رخ می‌دهد.(۴)

گروه یمنی که شیعه زیدیه هستند، نه ۱۲ امامی. چطور می توانند هدایتگر مردم به سوی امام مهدی (عج) باشند؟

شیعیان در یمن به سه مذهب تقسیم می شوند: جعفری، زیدی و اسماعیلی.

تقارب مذهبی خوبی میان شیعیان جعفری و شیعیان زیدی برقرار است. یکی از علل به وجود آمدن این همبستگی مذهبی، شخصیت علامه حسین الحوثی بوده است. او با دعوت پدرش به ایران آمد و تحت تأثیر اندیشه های امام خمینی (ره) قرار گرفت.

وی پس از بازگشت به یمن با الهام از حزب الله لبنان، هسته مقاومت را در یمن پایه ریزی کرد که اکنون موسوم به «انصار الله» است. انصارالله با رسیدن به الگوی تشیع انقلابی دوازده امامی به نوعی گام در تحول مذهبی برای گرایش به مذهب شیعه دوازده امامی برداشت و از زاویه دیگر، گرایش انقلابی که نقطه مشترک تشیع دوازده امامی و تشیع زیدی بود، را احیا کرد.... با اینکه تعداد زیادی از رهبران و اعضای گروه الحوثی به مذهب دوازده امامی گرویده اند، ولی از ادبیات فکری دو مذهب در رسانه ها و بیانیه های خود استفاده می کنند. آنان محیط را برای پیروان دو مذهب باز گذاشته اند. همین رویکرد وحدت گرایانه باعث شده جوانان زیدی بدون حساسیت به بررسی اعتقادات مذهب دوازده امامی بپردازند.(۵)

دکتر عصام العماد که اصالتی یمنی دارد. او یک وهابی بوده که به گفته خودش با تحقیق و مطالعه به شیعه جعفری روی‌آورده است. او از شاگردان رهبر جنبش، سیدحسین حوثی است، اما می‌گوید که او را تاکنون ندیده و تنها نوار‌ها و ویدئو‌های او را شنیده و تماشا کرده‌است.

دکتر عصام العماد می‌گوید که سیدحسین حوثی و به طور کلی حوثی‌ها تلاش دارند که شیعیان زیدی در یمن را به شیعه واقعی که همان شیعه اثنی‌عشری است، ترغیب کنند. می‌توانیم بگوییم که حوثی‌ها اثنی‌‌عشری هستند، اصلاً هر کتابی که در صعده (محل حوثی‌ها) هست کتب جعفریه است و هیچ کتاب زیدیه در آنجا نیست. در همه کتابخانه‌های رسمی و شخصی و خانگی همه جا کتب جعفری است.

زیدی‌های یمن واقعاً از ته دل از حوثی‌ها حمایت می‌کنند. گرچه اعتقاد دارند که حوثی‌ها از لحاظ عقیدتی جعفری شده‌اند یا به سوی جعفری‌ها گرایش پیدا کرده‌اند.(۶)
منظور از یاران خراسانی، ایرانی ها هستند، یا در روایات به مردم مشرق زمین اطلاق شده است؟
به دلیل کثرت روایات در خصوص نقش ایرانیان در پیش از ظهور و زمان ظهور امام مهدی (عج) تنها به دو مورد بسنده می کنیم:

عفّان بصرى از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: «امام (ع) به من فرمود: آيا مى‌دانى از چه رو اين شهر را قم نامند؟ عرض كردم: خدا و رسولش آگاه‌ترند فرمود: همانا قم نامگذارى شده براى اينكه اهل قم، اطراف قائم (ع) گردآمده و با وى قيام مى‌نمايند و در كنار او ثابت‌قدم مانده و او را يارى مى‌كنند.(۷)»

حديثى از منابع اهل سنت، از حضرت على (ع) نقل شده است كه فرمود: خوش به حال طالقان، خداوند متعال داراى گنج‌هايى در آنجاست كه نه از طلاست و نه از نقره امّا در آن خطّه مردانى وجود دارند كه خدا را آنطور كه شايستۀ معرفت است شناخته‌اند و آنان، ياران مهدى در آخر الزمان مى‌باشند.(۸)
آیا امام مهدی (عج) از زمان ظهورشان بی خبرند؟!
به اعتقاد شيعيان، يكى از ويژگى‌هاى مهم امام معصوم عليه السّلام كه شرط اساسى امامت است، علم و آگاهى كامل نسبت به تمامى قضايا، مسائل، موضوعات، زبان‌ها، افراد، اشخاص و جوامع است. مؤيد اين مطلب روايات متعددى است كه در خصوص علم امام صادر شده است، گرچه مى‌توان در اثبات آن از دلايل عقلى هم كمك گرفت. زيرا اگر بنا باشد امام معصوم عليه السّلام بشريت و جوامع بشرى را به سوى سعادت و كمال واقعى هدايت و رهبرى كند بايد خود از هر جهت كامل باشد و يكى از مصاديق كمال، علم است.

با كمال تأسف در بين برخى عوام مطلبى به غلط مشهور شده است كه «هيچ‌كس از زمان ظهور خبر ندارد حتى خود امام زمان عليه السّلام!!»

قسمت اول (هيچ‌كس از زمان ظهور خبر ندارد) صحيح است اما با اعتقاد به جمله دوّم (حتى خود امام زمان عليه السّلام) ناخواسته نسبت جهل به ساحت مقدس حضرت بقية اللّه الاعظم عليه السّلام داده مى‌شود كه اين خود خطاى بزرگى است.(۹)

امام موسى بن جعفر عليهما السّلام مى‌فرمايد: «دانش ما ائمّه بر سه قسم است: علم به گذشته كه براى ما تفسير كرده‌اند (مفسّر يا خداوند بزرگ است يا رسول او يا امام پيش از هرامام)، علم به آينده و آنچه در جهان واقع مى‌شود (در لوح محفوظ يا در جامعه يا مصحف حضرت فاطمه عليها السّلام نوشته شده كه امام معصوم از همۀ آنها باخبر است.)، علم به آنچه در آينده رخ مى‌دهد (از رويدادهايى كه در آنها بدا حاصل مى‌شود) آگاهى ما به آنها از طريق الهام در دل و يا به صورت سخن گفتن فرشته در گوش است، و اين برترين دانش ماست، و هرگز پيامبرى بعد از پيامبر ما نخواهد بود.(۱۰)

آنچه از روايت مذكور استفاده مى‌شود عدم ظرفيّت شيعيان براى گرفتن اسرار از ائمّۀ معصومين سلام اللّه عليهم است (به‌ويژه در اين زمان تاريك غيبت كبرى از وجود مقدّس آقا حضرت صاحب الامر روحى له الفداء آن‌هم در ارتباط با تعيين وقت ظهور.)(۱۱)

حضرت آيت اللّه بهجت رحمه اللّه، در يكى از سخنرانى‌هاى خويش فرمودند: «حضرت غائب عليه السّلام عجب صبرى دارد! با اين‌كه از تمام آنچه كه ما مى‌دانيم يا نمى‌دانيم، اطلاع دارد و از همه امور و مشكلات و گرفتارى‌هاى ما با خبر است، خود حضرت عليه السّلام هم منتظر روز موعود است و خود ايشان مى‌دانند كه چه‌وقت ظهور مى‌كنند. اين‌كه گفته مى‌شود آن حضرت عليه السّلام وقت ظهورش را نمى‌داند درست نيست.» (۱۲)
موقعیت جغرافیایی و استراتژیک یمن به جهت مجاورت با کدام خلیج و تنگه ی استراتژیک است؟!
يمن در جنوب غربي شبه جزيره عربستان قرار گرفته و از شمال به عربستان سعودي و از مشرق به عمان، از جنوب به خليج عدن و از مغرب به درياي سرخ محدود است.(۱۳)

به دلیل موقعیت استراتژیک جغرافیایی که دارد از آن به عنوان پل خاورمیانه و آفریقا نیز یاد می‌شود.(۱۴)

تسلط یمن بر خلیج عدن و تنگه استراتژیک باب المندب که نقطه اتصال اقیانوس هند با دریای سرخ است، بیانگر اهمیت فوق العاده این کشور در جغرافیای سیاسی و اقتصادی منطقه است.(۱۵) 

منابع:
۱- ماهنامه موعود شماره ۱۰۸ به نقل از رايات الهدي و الضّلال في عصر الظّهور، ص ۱۰۱
۲- الفتن نعیم بن حماد مروزی ج۱ ص ۱۷۴
۳- غیبت نعمانی ص۱۸۵
۴- کفایه المهتدی، میر لوحی موسوی سبزواری ح ۳۹ ص۶۴۷
۵- اویس خمینی ، حمید رضا غریب رضا ص۲۳
۶-سایت اسلام کوئست نت، پاسخ به سؤالات
۷-عصر ظهور ص ۲۳۹ به نقل از بحار ج ۶۰ ص ۲۱۶
۸- همان به نقل از الحاوى سيوطى ج ۲ ص ۸۲ و كنز العمال ج ۷ ص ۲۶۲
۹- امام حاضر، مدیر ناظر ص۲۱۵
۱۰-نشانه های ظهور او ص۲۸ اصول کافی ، ج ۱ ح ۲۶۴
۱۱-نشانه های ظهور او محمد خادمی شیرازی ص۳۲
۱۲- امام حاضر، مدیر ناظرص۲۱۲
۱۳- مؤسسه آینده پژوهی جهان اسلام
۱۴- همشهری آنلاین
۱۵- جهان نیوز۹اردیبهشت ۹۴



نویسنده : علی
تاریخ : یکشنبه ۷ تیر ۱۳۹۴
تلاش آل سعود برای مخفی کردن معجزه میلاد امیرالمومنین(ع) در کعبه+ تصاویر
گروه دین مشرق- از سندهای موثق تاریخ است که مادر حضرت امیرالمومنین علی ابن ابیطالب(ع) حضرت فاطمه بنت اسد وضع حمل ایشان را در خانه کعبه انجام داده اند و ورود ایشان به خانه از راه درب نبوده بلکه با شکافته شدن دیوار خانه ایشان وارد حریم شده و دیوار بسته شده و . . . تا ایشان بعد از سه روز ازخانه کعبه خارج می شوند.

اخیرا به خواست خدا علی رغم پوششهای حفاظتی این حقیقت برملا شده است که همان شکاف (رکن یمانی) هرساله در روز ۱۳ رجب (ولادت حضرت علی(ع) ) ترک برمی دارد و حکومت عربستان سعودی برای اختفاء این حقیقت و سرپوش گذاردن بر این معجزه الهی – کمیته ای را مامور تعمیر و مرمت خانه خدا کرده اند که هرساله این تعمیر انجام می گیرد.

در این عکسها که درسالهای مختلف گرفته شده است کاملا واضح است که سنگهای این قسمت خاص در سنوات مختلف به اشکال گوناگون تعمیر گردیده؛ حتی میخهای آهنی بکار رفته که از ترکهای مجدد جلوگیری شود.

در رکن یمانی اثر ترک واضح و آشکار است
تلاش آل سعود برای مخفی کردن معجزه میلاد امیرالمومنین(ع) در کعبه+ تصاویر

تلاش آل سعود برای مخفی کردن معجزه میلاد امیرالمومنین(ع) در کعبه+ تصاویر


اکنون در این عکس ببینید که چگونه این قسمت مرمت شده تا معجزه الهی تولد و عظمت علی علیه السلام را بپوشانند
تلاش آل سعود برای مخفی کردن معجزه میلاد امیرالمومنین(ع) در کعبه+ تصاویر

تلاش آل سعود برای مخفی کردن معجزه میلاد امیرالمومنین(ع) در کعبه+ تصاویر
در این عکس انواع دیگری از مرمت را در سالی دیگری می بینید که سنگی مختلف از سنگ اصلی کعبه استفاده شده است
(به رنگ سنگ و میخ ها توجه کنید)
تلاش آل سعود برای مخفی کردن معجزه میلاد امیرالمومنین(ع) در کعبه+ تصاویر


در اینجا مسلمانان را می بینیم که به این جایگاه بزرگ تبرک می جویند، و اظهار ارادت به حضرت امیرالمومنین علیه السلام می کنند
تلاش آل سعود برای مخفی کردن معجزه میلاد امیرالمومنین(ع) در کعبه+ تصاویر

سالهای دیگر و مرمتی دیگر و نوع جدیدی از سنگها با رنگهای مختلف را می بینید برای پنهان کردن این معجزه حق
تلاش آل سعود برای مخفی کردن معجزه میلاد امیرالمومنین(ع) در کعبه+ تصاویر

تلاش آل سعود برای مخفی کردن معجزه میلاد امیرالمومنین(ع) در کعبه+ تصاویر

تلاش آل سعود برای مخفی کردن معجزه میلاد امیرالمومنین(ع) در کعبه+ تصاویر

تلاش آل سعود برای مخفی کردن معجزه میلاد امیرالمومنین(ع) در کعبه+ تصاویر


همانگونه که می بینید در اینجا میخ های آهنی و بسیار بلند و محکم نیز بکار رفته تا مانع از ترک خوردن سنگ ها شود
تلاش آل سعود برای مخفی کردن معجزه میلاد امیرالمومنین(ع) در کعبه+ تصاویر
 
در این عکس کمیته ترمیم و تعمییر را می بینید که از داخل کعبه مشغول تعمییر شکاف هستند
تلاش آل سعود برای مخفی کردن معجزه میلاد امیرالمومنین(ع) در کعبه+ تصاویر
 
درنهایت هم پرده کعبه روی دیوارها کشیده می شود تا اثری از تعمیرات نمایان نگردد
تلاش آل سعود برای مخفی کردن معجزه میلاد امیرالمومنین(ع) در کعبه+ تصاویر


منبع: 13 رجب




نویسنده : علی
تاریخ : یکشنبه ۷ تیر ۱۳۹۴
معني تقوا



نویسنده : علی
تاریخ : دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴
تلاش آل سعود برای مخفی کردن معجزه میلاد امیرالمومنین(ع) در کعبه+ تصاویر
گروه دین مشرق- از سندهای موثق تاریخ است که مادر حضرت امیرالمومنین علی ابن ابیطالب(ع) حضرت فاطمه بنت اسد وضع حمل ایشان را در خانه کعبه انجام داده اند و ورود ایشان به خانه از راه درب نبوده بلکه با شکافته شدن دیوار خانه ایشان وارد حریم شده و دیوار بسته شده و . . . تا ایشان بعد از سه روز ازخانه کعبه خارج می شوند.

اخیرا به خواست خدا علی رغم پوششهای حفاظتی این حقیقت برملا شده است که همان شکاف (رکن یمانی) هرساله در روز ۱۳ رجب (ولادت حضرت علی(ع) ) ترک برمی دارد و حکومت عربستان سعودی برای اختفاء این حقیقت و سرپوش گذاردن بر این معجزه الهی – کمیته ای را مامور تعمیر و مرمت خانه خدا کرده اند که هرساله این تعمیر انجام می گیرد.

در این عکسها که درسالهای مختلف گرفته شده است کاملا واضح است که سنگهای این قسمت خاص در سنوات مختلف به اشکال گوناگون تعمیر گردیده؛ حتی میخهای آهنی بکار رفته که از ترکهای مجدد جلوگیری شود.

در رکن یمانی اثر ترک واضح و آشکار است
تلاش آل سعود برای مخفی کردن معجزه میلاد امیرالمومنین(ع) در کعبه+ تصاویر

تلاش آل سعود برای مخفی کردن معجزه میلاد امیرالمومنین(ع) در کعبه+ تصاویر


اکنون در این عکس ببینید که چگونه این قسمت مرمت شده تا معجزه الهی تولد و عظمت علی علیه السلام را بپوشانند
تلاش آل سعود برای مخفی کردن معجزه میلاد امیرالمومنین(ع) در کعبه+ تصاویر

تلاش آل سعود برای مخفی کردن معجزه میلاد امیرالمومنین(ع) در کعبه+ تصاویر
در این عکس انواع دیگری از مرمت را در سالی دیگری می بینید که سنگی مختلف از سنگ اصلی کعبه استفاده شده است
(به رنگ سنگ و میخ ها توجه کنید)
تلاش آل سعود برای مخفی کردن معجزه میلاد امیرالمومنین(ع) در کعبه+ تصاویر


در اینجا مسلمانان را می بینیم که به این جایگاه بزرگ تبرک می جویند، و اظهار ارادت به حضرت امیرالمومنین علیه السلام می کنند
تلاش آل سعود برای مخفی کردن معجزه میلاد امیرالمومنین(ع) در کعبه+ تصاویر

سالهای دیگر و مرمتی دیگر و نوع جدیدی از سنگها با رنگهای مختلف را می بینید برای پنهان کردن این معجزه حق
تلاش آل سعود برای مخفی کردن معجزه میلاد امیرالمومنین(ع) در کعبه+ تصاویر

تلاش آل سعود برای مخفی کردن معجزه میلاد امیرالمومنین(ع) در کعبه+ تصاویر

تلاش آل سعود برای مخفی کردن معجزه میلاد امیرالمومنین(ع) در کعبه+ تصاویر

تلاش آل سعود برای مخفی کردن معجزه میلاد امیرالمومنین(ع) در کعبه+ تصاویر


همانگونه که می بینید در اینجا میخ های آهنی و بسیار بلند و محکم نیز بکار رفته تا مانع از ترک خوردن سنگ ها شود
تلاش آل سعود برای مخفی کردن معجزه میلاد امیرالمومنین(ع) در کعبه+ تصاویر
 
در این عکس کمیته ترمیم و تعمییر را می بینید که از داخل کعبه مشغول تعمییر شکاف هستند
تلاش آل سعود برای مخفی کردن معجزه میلاد امیرالمومنین(ع) در کعبه+ تصاویر
 
درنهایت هم پرده کعبه روی دیوارها کشیده می شود تا اثری از تعمیرات نمایان نگردد
تلاش آل سعود برای مخفی کردن معجزه میلاد امیرالمومنین(ع) در کعبه+ تصاویر


منبع: 13 رجب



نویسنده : علی
تاریخ : شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
پاسخ چند شبهه
آیا یمنی حتما از یمن خروج خواهد کرد؟ یا صِرف اینکه او اهل یمن باشد، کافی است و می تواند از هر کشوری خروج کند؟

در روایات در خصوص موقعيّت جغرافيايي قيام يماني، به شهرهايي هم‌چون: صنعا، عدن، كنده و منطقة ابين اشاره شده است. اما روايات صنعا قطعیت بیشتری داشته، از طريق شيعه و سنّي نقل شده است.(۱)

در اینجا به دو روایت اشاره می کنیم:

مروری با سلسله اسنادش از امام باقر علیه¬السلام روایت کرده که فرمود: سپس یمانی پیروز از صنعاء با لشکریانش به سوی آنها عزیمت می¬کند و برای او جوش و خروش بسیار تندی خواهد بود.(۲)

امام صادق علیه السلام در حدیثی يمانى را شكننده چشم سفيانى معرفى فرمود و از حديثش ظاهر مى‌شود كه محل خروجش صنعاء يمن است، فرمود: «سفيانى كجا خواهد بود؟ و حال اين‌كه هنوز شكننده چشم او از صنعاء يمن خروج نكرده.»(۳)

رنگ پرچم یمانی؟

در حدیث طولانی که سند روایتش به زراره بن اعین؛ از یاران امام صادق علیه السلام می رسد، از امام صادق علیه-السلام روایت شده که:

...خروج سفیانی با خروج یمانی از یمن با پرچم‌های سفید، در یک روز، در یک ماه و در یک سال رخ می‌دهد.(۴)

گروه یمنی که شیعه زیدیه هستند، نه ۱۲ امامی. چطور می توانند هدایتگر مردم به سوی امام مهدی (عج) باشند؟

شیعیان در یمن به سه مذهب تقسیم می شوند: جعفری، زیدی و اسماعیلی.

تقارب مذهبی خوبی میان شیعیان جعفری و شیعیان زیدی برقرار است. یکی از علل به وجود آمدن این همبستگی مذهبی، شخصیت علامه حسین الحوثی بوده است. او با دعوت پدرش به ایران آمد و تحت تأثیر اندیشه های امام خمینی (ره) قرار گرفت.

وی پس از بازگشت به یمن با الهام از حزب الله لبنان، هسته مقاومت را در یمن پایه ریزی کرد که اکنون موسوم به «انصار الله» است. انصارالله با رسیدن به الگوی تشیع انقلابی دوازده امامی به نوعی گام در تحول مذهبی برای گرایش به مذهب شیعه دوازده امامی برداشت و از زاویه دیگر، گرایش انقلابی که نقطه مشترک تشیع دوازده امامی و تشیع زیدی بود، را احیا کرد.... با اینکه تعداد زیادی از رهبران و اعضای گروه الحوثی به مذهب دوازده امامی گرویده اند، ولی از ادبیات فکری دو مذهب در رسانه ها و بیانیه های خود استفاده می کنند. آنان محیط را برای پیروان دو مذهب باز گذاشته اند. همین رویکرد وحدت گرایانه باعث شده جوانان زیدی بدون حساسیت به بررسی اعتقادات مذهب دوازده امامی بپردازند.(۵)

دکتر عصام العماد که اصالتی یمنی دارد. او یک وهابی بوده که به گفته خودش با تحقیق و مطالعه به شیعه جعفری روی‌آورده است. او از شاگردان رهبر جنبش، سیدحسین حوثی است، اما می‌گوید که او را تاکنون ندیده و تنها نوار‌ها و ویدئو‌های او را شنیده و تماشا کرده‌است.

دکتر عصام العماد می‌گوید که سیدحسین حوثی و به طور کلی حوثی‌ها تلاش دارند که شیعیان زیدی در یمن را به شیعه واقعی که همان شیعه اثنی‌عشری است، ترغیب کنند. می‌توانیم بگوییم که حوثی‌ها اثنی‌‌عشری هستند، اصلاً هر کتابی که در صعده (محل حوثی‌ها) هست کتب جعفریه است و هیچ کتاب زیدیه در آنجا نیست. در همه کتابخانه‌های رسمی و شخصی و خانگی همه جا کتب جعفری است.

زیدی‌های یمن واقعاً از ته دل از حوثی‌ها حمایت می‌کنند. گرچه اعتقاد دارند که حوثی‌ها از لحاظ عقیدتی جعفری شده‌اند یا به سوی جعفری‌ها گرایش پیدا کرده‌اند.(۶)

منظور از یاران خراسانی، ایرانی ها هستند، یا در روایات به مردم مشرق زمین اطلاق شده است؟

به دلیل کثرت روایات در خصوص نقش ایرانیان در پیش از ظهور و زمان ظهور امام مهدی (عج) تنها به دو مورد بسنده می کنیم:

عفّان بصرى از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: «امام (ع) به من فرمود: آيا مى‌دانى از چه رو اين شهر را قم نامند؟ عرض كردم: خدا و رسولش آگاه‌ترند فرمود: همانا قم نامگذارى شده براى اينكه اهل قم، اطراف قائم (ع) گردآمده و با وى قيام مى‌نمايند و در كنار او ثابت‌قدم مانده و او را يارى مى‌كنند.(۷)»

حديثى از منابع اهل سنت، از حضرت على (ع) نقل شده است كه فرمود: خوش به حال طالقان، خداوند متعال داراى گنج‌هايى در آنجاست كه نه از طلاست و نه از نقره امّا در آن خطّه مردانى وجود دارند كه خدا را آنطور كه شايستۀ معرفت است شناخته‌اند و آنان، ياران مهدى در آخر الزمان مى‌باشند.(۸)

آیا امام مهدی (عج) از زمان ظهورشان بی خبرند؟!

به اعتقاد شيعيان، يكى از ويژگى‌هاى مهم امام معصوم عليه السّلام كه شرط اساسى امامت است، علم و آگاهى كامل نسبت به تمامى قضايا، مسائل، موضوعات، زبان‌ها، افراد، اشخاص و جوامع است. مؤيد اين مطلب روايات متعددى است كه در خصوص علم امام صادر شده است، گرچه مى‌توان در اثبات آن از دلايل عقلى هم كمك گرفت. زيرا اگر بنا باشد امام معصوم عليه السّلام بشريت و جوامع بشرى را به سوى سعادت و كمال واقعى هدايت و رهبرى كند بايد خود از هر جهت كامل باشد و يكى از مصاديق كمال، علم است.

با كمال تأسف در بين برخى عوام مطلبى به غلط مشهور شده است كه «هيچ‌كس از زمان ظهور خبر ندارد حتى خود امام زمان عليه السّلام!!»

قسمت اول (هيچ‌كس از زمان ظهور خبر ندارد) صحيح است اما با اعتقاد به جمله دوّم (حتى خود امام زمان عليه السّلام) ناخواسته نسبت جهل به ساحت مقدس حضرت بقية اللّه الاعظم عليه السّلام داده مى‌شود كه اين خود خطاى بزرگى است.(۹)

امام موسى بن جعفر عليهما السّلام مى‌فرمايد: «دانش ما ائمّه بر سه قسم است: علم به گذشته كه براى ما تفسير كرده‌اند (مفسّر يا خداوند بزرگ است يا رسول او يا امام پيش از هرامام)، علم به آينده و آنچه در جهان واقع مى‌شود (در لوح محفوظ يا در جامعه يا مصحف حضرت فاطمه عليها السّلام نوشته شده كه امام معصوم از همۀ آنها باخبر است.)، علم به آنچه در آينده رخ مى‌دهد (از رويدادهايى كه در آنها بدا حاصل مى‌شود) آگاهى ما به آنها از طريق الهام در دل و يا به صورت سخن گفتن فرشته در گوش است، و اين برترين دانش ماست، و هرگز پيامبرى بعد از پيامبر ما نخواهد بود.(۱۰)

آنچه از روايت مذكور استفاده مى‌شود عدم ظرفيّت شيعيان براى گرفتن اسرار از ائمّۀ معصومين سلام اللّه عليهم است (به‌ويژه در اين زمان تاريك غيبت كبرى از وجود مقدّس آقا حضرت صاحب الامر روحى له الفداء آن‌هم در ارتباط با تعيين وقت ظهور.)(۱۱)

حضرت آيت اللّه بهجت رحمه اللّه، در يكى از سخنرانى‌هاى خويش فرمودند: «حضرت غائب عليه السّلام عجب صبرى دارد! با اين‌كه از تمام آنچه كه ما مى‌دانيم يا نمى‌دانيم، اطلاع دارد و از همه امور و مشكلات و گرفتارى‌هاى ما با خبر است، خود حضرت عليه السّلام هم منتظر روز موعود است و خود ايشان مى‌دانند كه چه‌وقت ظهور مى‌كنند. اين‌كه گفته مى‌شود آن حضرت عليه السّلام وقت ظهورش را نمى‌داند درست نيست.» (۱۲)

موقعیت جغرافیایی و استراتژیک یمن به جهت مجاورت با کدام خلیج و تنگه ی استراتژیک است؟!

يمن در جنوب غربي شبه جزيره عربستان قرار گرفته و از شمال به عربستان سعودي و از مشرق به عمان، از جنوب به خليج عدن و از مغرب به درياي سرخ محدود است.(۱۳)

به دلیل موقعیت استراتژیک جغرافیایی که دارد از آن به عنوان پل خاورمیانه و آفریقا نیز یاد می‌شود.(۱۴)

تسلط یمن بر خلیج عدن و تنگه استراتژیک باب المندب که نقطه اتصال اقیانوس هند با دریای سرخ است، بیانگر اهمیت فوق العاده این کشور در جغرافیای سیاسی و اقتصادی منطقه است.(۱۵) 

منابع:
۱- ماهنامه موعود شماره ۱۰۸ به نقل از رايات الهدي و الضّلال في عصر الظّهور، ص ۱۰۱
۲- الفتن نعیم بن حماد مروزی ج۱ ص ۱۷۴
۳- غیبت نعمانی ص۱۸۵
۴- کفایه المهتدی، میر لوحی موسوی سبزواری ح ۳۹ ص۶۴۷
۵- اویس خمینی ، حمید رضا غریب رضا ص۲۳
۶-سایت اسلام کوئست نت، پاسخ به سؤالات
۷-عصر ظهور ص ۲۳۹ به نقل از بحار ج ۶۰ ص ۲۱۶
۸- همان به نقل از الحاوى سيوطى ج ۲ ص ۸۲ و كنز العمال ج ۷ ص ۲۶۲
۹- امام حاضر، مدیر ناظر ص۲۱۵
۱۰-نشانه های ظهور او ص۲۸ اصول کافی ، ج ۱ ح ۲۶۴
۱۱-نشانه های ظهور او محمد خادمی شیرازی ص۳۲
۱۲- امام حاضر، مدیر ناظرص۲۱۲
۱۳- مؤسسه آینده پژوهی جهان اسلام
۱۴- همشهری آنلاین
۱۵- جهان نیوز۹اردیبهشت ۹۴



نویسنده : علی
تاریخ : جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
انتقادصريح رهبر معظم انقلاب ازمسئولان كشور درمبارزه با مفاسداقتصادي
ایشان با انتقاد از حرف زدنهای مکرر و بی عملی در مقابله با فساد تأکید کردند: با «دزد دزد» گفتن، دزد از سرقت دست بر نمی دارد باید جلوی او را گرفت.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: مسئولان کشور، روزنامه نیستند که مدام راجع به فساد حرف بزنند آنها باید وارد عمل شوند و جلوی فساد را به معنای واقعی کلمه بگیرند.

حضرت آیت الله خامنه ای در نوعی جمع بندی از سخنانش تأکید کردند: کلید حل مشکلات اقتصادی در لوزان و ژنو و نیویورک نیست، در داخل کشور است و همه باید مسئولیتهای متفاوت خود را در تقویت تولید داخلی به عنوان «تنها راه علاج مشکلات اقتصادی»، انجام دهند.

ایشان با اشاره به کار و علاقه مندی دولت و حضور افراد مطلع در هیأت ویزان افزودند: انشاءالله با کار و تلاش بیشتر، مسئله تولید هم حل می شود همانگونه که ملت و مسئولان ایران، در سه دهه اخیر مشکلات بزرگتری را حل کرده اند.



نویسنده : علی
تاریخ : چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
ادا درمي آوريم

دل بیقرار نیست
"ادا در می آوریم"
چشم انتظار نیست
"ادا در می آوریم"
بر لب دعای ندبه...
و دل غرق شهوت است
این انتظار نیست
"ادا در می آوریم"
آقا محب واقعی ات در میان ما
یک از هزار نیست
"ادا در می آوریم"



نویسنده : علی
تاریخ : جمعه ۷ فروردین ۱۳۹۴
رازطول عمر امام زمان (عج)
گاهی پرسیده می‌شود که چگونه عمر بیش از هزار سال حضرت مهدى(عج) را باور کنیم؟ 

پاسخ آن است که در آیه‏ 259 سوره‏ بقره مى‏‌خوانیم: شخصى ـ که به گفته‏ روایات و تفاسیر، عُزیر نام داشت ـ از کنار یک آبادى عبور می­‌کرد که دیوارهاى آن بر روى سقف‏هایش فرو ریخته بود و مشخص بود که مدتی طولانى از مرگ ساکنین آن­جا و زمان تخریبش می‌‌گذرد، با خود گفت: «خداوند چگونه ساکنین اینجا را پس از مرگشان زنده مى‌‏کند؟».

خداوند در همان لحظه جان او را گرفت و پس از صد سال زنده کرد و به او گفت: «چقدر درنگ کردى؟»، گفت: «یک روز یا بخشى از یک روز!»، خداوند فرمود: «نه؛ بلکه صد سال است که در اینجا مانده‏اى، به غذا و نوشیدنى خود که همراه داشتى، نگاه کن که با گذشت سال­ها تغییر نکرده است، به الاغ خود نگاه کن که هیچ اثرى از آن باقى نمانده است، ما زنده شدن تو را نشانه و حجتى براى مردم قرار مى‏‌دهیم، اکنون به استخوان‏هاى الاغ مرده خود بنگر و ببین که چگونه آن­ها را به هم پیوند مى‏‌دهیم و بر آن­‌ها گوشت مى‏‌پوشانیم و زندگى دوباره به آن مى‌­بخشیم‏».

بنابراین آیه، غذا و نوشیدنى به مدت صد سال تغییر نکرد، در حالى ­که به طور طبیعى می­‌بایست پس از چند روز فاسد مى‏شد، صد سال برابر 5200 هفته است و خداوند غذایى که فقط یک هفته سالم می­‌ماند را 5200 برابر عمر طبیعى‏‌اش سالم نگاه داشت، اکنون به سراغ عمر امام زمان(عج) مى‌‏رویم که هنوز حتى به حد 20 برابر عمر طبیعى نرسیده است، بنابراین نه دلیل عقلى بر محدود کردن عمر انسان داریم و نه عمر طولانى، چیز محالى است.

از طرفى تعجب ما از طولانى بودن عمر به خاطر مقایسه آن با خودمان و قدرت محدود خودمان است، در حالی ­که نمونه‏‌هاى دیگرى از طول عمر نیز در تاریخ و طبیعت وجود دارد؛ از جمله: مدت رسالت حضرت نوح(ع) 950 سال، اصحاب کهف و خواب چند صدساله آن­ها، عمر چندین هزارساله نوعى ماهى و برخى از درختان و... . آرى! خداوندى که به استخوان، قدرت شنیدن و به پیه چشم، قدرت دیدن مى‌‏دهد، مى‏‌تواند عمر انسان را نیز طولانى کند.

متأسفانه برخی در پذیرفتن مسائل منطقی دین، دیرباور هستند، اگر یک روزنامه‏ خارجى گفته باشد که یک ماهى در اقیانوس اطلس پیدا شده است که سه میلیون سال عمر دارد، فوراً باور می‌کنند، اما اگر 150 حدیث داشته باشیم که امام زمان(عج) زنده است و هزار و سیصد سال عمر دارد، مى‏‌گوید: از نظر علمى نمى‌‏شود!



نویسنده : علی
تاریخ : جمعه ۷ فروردین ۱۳۹۴
ادا درمي آوريم
دل بیقرار نیست
"ادا در می آوریم"
چشم انتظار نیست
"ادا در می آوریم"
بر لب دعای ندبه...
و دل غرق شهوت است
این انتظار نیست
"ادا در می آوریم"
آقا محب واقعی ات در میان ما
یک از هزار نیست
"ادا در می آوریم"



نویسنده : علی
تاریخ : جمعه ۷ فروردین ۱۳۹۴
ربيع الانام بودن امام عصر(عج)
«ربیع الانام» یعنی بارانی که باعث رشد و شکوفایی و زنده شدن حیات در موجودات می شود. یعنی با امام زمان ( عجل الله تعالی فرجه) تمام جهان هستی، حیات می یابد؛ به تعبیری جهانی که الان در آن زندگی می کنیم، هرگز رنگ بهار و زندگی را به خود ندیده است.

این صفت زیبای امام، همچنین، بیانگر آن است که هرکس بخواهد به سرچشمه ی شکوفایی و حیات دست یابد باید دست به دامن آن درّ هستی بزند و از باران رحمت و کرم روح بخش آن حضرت، بهره مند گردد.

اگر در معنای بهار دقت کنیم، درمی يابیم که بهار باعث شادی انسان ها و دل های پژمرده را شاداب می سازد. حضرت مهدی ( عج) نیز با ظهور خویش جان تازه ای به رگ های خشکیده ی جهان می بخشند و نور چشم مومنین می شوند. ان شاء الله 

شعری از حافظ برای امام مهدی (عج)

دیگر زشاخ سرو سهی بلبل صبور / گلبانگ زد که چشم بد از روی گل بدور
ای گل به شکر آنکه توئی پادشاه حسن / با بلبلان بیدل شیدا مکن غرور
از دست غیبت تو شکایت نمی کنم / تا نیست غیبتی نبود لذت حضور
گر دیگران به عیش و طرب خرمند و شاد / ما را غم نگار بود مایه سرور
زاهد اگر به حور و قصور است امیدوار / ما را شرابخانه قصور است و یار حور
می خور ببانگ چنگ و مخور غصه ور کسی / گوید تورا که باده مخور گو هو الغفور
حافظ شکایت از غم هجران چه می کنی / در هجر وصل باشد و در ظلمت است نور



نویسنده : علی
تاریخ : جمعه ۲۹ اسفند ۱۳۹۳
شكيات نماز
شکیات نماز/ احکام تصویری



نویسنده : علی
تاریخ : چهارشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۳
عکس/ گفته بود در راهپیمایی 22 بهمن من را هم ببر!

عکس/ گفته بود در راهپیمایی 22 بهمن من را هم ببر!
مطالب مرتبط


نویسنده : علی
تاریخ : چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۳
ما همچنان ايستاده ايم

من به داشتن چنين ملتي به خود مي بالم وافتخارمي كنم.فشار زندگي وتحريم ناجوانمردانه نتوانسته اين مردم را از صحنه انقلاب بيرون كند. 
امروز از خرد وكلان وپيروجوان ،دانش آموزودانشجو،كارمندوبازاري همه وهمه يك صدا آزادي واستقلال وعزت ايران را صدا مي زدند. امروزبه نظرم روزعزاي ماهواره ها بود چون نتونسته بودند دل مردم ايران را خالي بكنند.مردم مثل دهه شصت با همان شوروحرارت به خيابانها ريخته بودندتا با امام سفركرده وشهيدان وآرمانهاي انقلاب اسلامي ومقام معظم رهبري تجديدبيعت كنند.راستي از كيك وسانديس هم خبري نبود!!
اين پيروزي خجسته باد اين پيروزي  
 اي وطن اي ايران خاك پاكت را دوست دارم  
  
همه سربه سر، تن به كشتن دهيم 
محال است كه كشور به دشمن دهيم
 
 




نویسنده : علی
تاریخ : چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۳
عکس/ گفته بود در راهپیمایی 22 بهمن من را هم ببر!

عکس/ گفته بود در راهپیمایی 22 بهمن من را هم ببر!
مطالب مرتبط


نویسنده : علی
تاریخ : چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۳
لباس امام زمان (عج) هنگام ظهور

لباس امام زمان (عج) هنگام ظهور
در روایات از لباس مخصوصی برای حضرت قائم (عج) به هنگام ظهور یاد شده است، گاهی از پیراهن رسول خدا (ص) سخن گفته شده و گاه از پیراهن یوسف (ع) به عنوان لباس حضرت (عج) به هنگام ظهور نام برده شده است.
یعقوب پسر شعیب می گوید: امام صادق (ع) فرمودند: «آیا نمی خواهی پیراهنی را که حضرت قائم (عج) به هنگام ظهور بر تن دارد به تو نشان دهم؟» عرض کردم: البته مایلم ببینم. حضرت (ع) صندوقچه ای را خواست و آن را گشود و از آن پیراهن کرباسی بیرون آورد و آن را باز کرد و در گوشه آستین چپ آن لکه خونی بود.
امام (ع) فرمودند: «این پیراهن پیامبر (ع) است و در روزی که چهار دندان پیشین حضرت (ص) را در جنگ احد شکستند، آن را بر تن داشتند و حضرت قائم (عج) در حالی که این پیراهن را بر تن دارد، قیام می کند.» من آن خون را بوسیدم و بر دیده خود نهادم و حضرت (ع) لباس را پیچیدند و برداشتند.
مفضل بن عمر می گوید: امام صادق (ع) فرمودند: «می دانی پیراهن یوسف چه بود؟» گفتم: خیر، فرمودند: «چون برای ابراهیم آتش بر افروختند، جبرئیل برای او پیراهنی آورد و بر تن او پوشاند تا گرما و سرما به او آسیب نرساند و چون وفات او فرا رسید، آن را در جلد دعایی نهاد و به بازوی فرزندش اسحاق آویخت، او نیز آن را به یعقوب داد، آنگاه که یوسف متولد شد، یعقوب آن را در بازوی یوسف قرار داد. بر یوسف نیز حوادثی گذشت تا اینکه عزیز مصر شد. چون یوسف آن را از آن جا از جلد بیرون آورد. یعقوب (ع) بوی آن را شنید و این سخن خداوند در قرآن است که در حکایت یوسف از قول یعقوب می فرماید: «و من بوی یوسف را استشمام می کنم، اگر مرا به خطا نسبت ندهید.» و آن همان پیراهنی است که از بهشت فرود آمده است.»
عرض کردم: قربانت گردم، آن پیراهنی به دست چه کسی رسیده است؟ فرمودند: «به دست اهل آن است، پیراهن همراه قائم (عج) ما است، آنگاه که ظهور کند.» سپس فرمودند: «هر پیامبری که دانش یا چیز دیگری را به ارث برده است، همه آنها به محمد (ص) رسیده است.»



نویسنده : علی
تاریخ : جمعه ۱۷ بهمن ۱۳۹۳
خوبانی که خدا نعمت‌ها را از آنها می‌گیرد
امیرالمومنین امام علی علیه‌السلام فرمودند: خدا را بندگانى است که براى سود رساندن به ديگران، نعمتهاى خاصى را به آنان بخشيده است، تا آنگاه كه دست بخشنده دارند نعمتها را در دستشان باقى مى‌گذارد، و هرگاه از بخشش دريغ كنند، نعمت‌ها را از دستشان گرفته و به دست ديگران خواهد داد. متن حدیث:

ان لله عبادا یختصهم الله بالنعم لمنافع العباد، فیقرها فی ایدیهم ما بذلوها ؛ فاذا منعوها نزعها منهم، ثم حولها الی غیرهم.



نویسنده : علی
تاریخ : جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳
کسانی که از فتنه گران کینه دارند ، ببینند


دیدید هنوز عشق لشكر دارد

دیدید كه این قافله رهبر دارد

ای مانده نهروانی پست، هنوز

این ملك علی، مالك اشتر دارد




نویسنده : علی
تاریخ : سه شنبه ۹ دی ۱۳۹۳
علت دفن پیامبر در خانه خود
ابن ماجه قضیه را چنن نقل می کند: مسلمانان در تعیین محل قبر پیامبر (ص) اختلاف نظر پیدا کردند: گروهی گفتند: در مسجدش دفن شود، گروهی گفتند: با اصحابش دفن شود. ابوبکر گفت: از پیامبر شنیدم می فرمود: "هر پیامبری، هر جا که از دنیا رفت، در همان جا دفن می شود" از این رو بستر پیامبر (ص) را که در آن درگذشته بود، بلند کردند و در محل آن قبر کندند و نیمه شب چهارشنبه به خاک سپردند. "مالک" روایت می کند که پیامبر اسلام(ص) روز دوشنبه از دنیا رفتند و روز سه شنبه به خاک سپرده شدند و مردم، بدون جماعت و تک تک بر جنازه او نماز خواندند [آنگاه] گروهی گفتند: نزد منبر دفن شود. دیگران گفتند: در بقیع دفن شود، ابوبکر آمد و گفت: از پیامبر (ص) شنیدم می فرمودند: "هر پیامبری در همان محلی که در آنجا فوت کرده، دفن می شود" پس در همان جا برای حضرت قبر کندند.

"احمد زینی دحلان" پس از نقل سخنان ابوبکر، اضافه می کند: حضرت علی (ع) گفت: من نیز این سخن را از پیامبر (ص) شنیدم.

"علی بن برهان الدین حلبی" در این باره چنین می نویسد: اصحاب پیامبر (ص) در تعیین محلی که پیامبر در آنجا دفن شود، اختلاف پیدا کردند: برخی گفتند: باید حمل شود و در کنار قبر ابراهیم خلیل (ع) دفن گردد. ابوبکر گفت: او در همان محلی که در آن درگذشته است دفن کنید زیرا خداوند روح او را در محل پاک قبض کرده است.

در روایتی آمده است: ابوبکر گفت: من در این باره حدیثی از پیامبر (ص) شنیدم که می فرمود: "هر پیامبری هر جا که از دنیا رفت، در همانجا دفن می شود." در برخی روایات سخن ابوبکر با این لفظ نقل شده است: "خداوند روح هیچ پیامبر را قبض نمی کند مگر در همان محلی که باید در آنجا دفن شود."

نیز از ابوبکر نقل شده است که: از پیامبر (ص) شنیدم می فرمودند: "هر پیامبری در جایی که در نظر او از همه جا محبوبتر است از دنیا می رود." در حدیث آمده است "هر پیامبری که درگذشته، در همانجا که از دنیا رفته به خاک سپرده شده است" پس بستر پیامبر را کنار زدند و بدن او را در همان محلی که در آنجا به لقای خدا شتافته بود، به خاک سپرده شد.

این معنا در کتب و احادیث شیعه نیز آمده است: مرحوم شیخ طوسی روایت می کند: هنگامی که پیامبر(ص) درگذشتند، خاندانش و کسانی که از اصحاب او حاضر بودند، در تعیین محلی که سزاوار است پیامبر(ص) در آن دفن گردد، اختلاف کردند: بعضی گفتند: در بقیع دفن شود، بعضی دیگر گفتند: در صحن مسجد دفن شود.

امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: خداوند، پیامبر (ص) را در پاکترین نقاط قبض روح کرده است، پس سزاوار است در همان بقعه ای که در آن درگذشته است، دفن شود. این سخن را پذیرفتند و در نتیجه، جسد پیامبر (ص) در حجره اش به خاک سپرده شد.

فضل بن حسن طبرسی نیز می نویسد: مسلمانان درباره محل دفن پیکر پیامبر (ص) به بحث و گفتگو پرداختند، در این هنگام علی (ع) گفت: "خداوند هر مکانی را که پیامبر (ص) را در آن قبض روح کرده است، همانجا را برای دفن او برگزیده است، من او را در حجره اش که در آن درگذشته است، دفن می کنم" مسلمانان این پیشنهاد را پذیرفتند. همه این اسناد و شواهد گواهی می دهد که در انتخاب محل دفن پیامبر (ص)، سخن از مسجد قرار گرفتن قبر او در میان نبوده و خود حضرت چیزی در این باره نفرموده است.




نویسنده : علی
تاریخ : یکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۳
يلداي محمدي
از دیرباز شب پایانی پاییز و شب آغازین زمستان برای ایرانیان شبی خاطره انگیز بوده است. شبی موسوم به «شب چله» یا «شب یلدا». شبی که در آن پدربزرگها و مادر بزرگها خانه را برای استقبال از فرزندان می آرایند و فرزندان و نوه ها نیز از آن سو برای دیدار بزرگان خانواده بی قرارند.
ایران کشوری با چندین هزار سال قدمت و تمدن شبی را به شادمانی می نشیند که مردمش بنا به ذوق و سلیقه و طبیعت منطقه ای که در آن زندگی می کنند هر یک برای برگزاری سنت های کهن آداب خاص خود را دارند.
صله رحم، دیدار با بزرگترهای فامیل، خوردن آجیل مخصوص، انار، شیرینی و هندوانه و از همه مهمتر «حافظ خوانی» و «گرفتن فال حافظ» تنها بخشی از رسم و رسومات این شب به یادماندنی است.
از آنجائیکه که صله رحم یکی از دستورات موکد دین مبین اسلام به مسلمانان است می توان نتیجه گرفت که دیدوباردید و گعده های خانوادگی در شب یلدا و باخبر شدن از احوالات بستگان به بهانه طولانی ترین شب سال، اتفاقا مورد تاکید و نظر دین مبین اسلام نیز هست.
اما امسال این شب که جایگاه ویژه ای در بین ایرانیان دارد مصادف شده است با ایام پایانی ماه صفر. ماهی که در روایات به ماه غم و اندوه اهل بیت علیهم السلام تعبیر شده است.
به عبارت دیگر یکشنبه و سه شنبه (۳۰ آذر و ۲ دی) ایام رحلت پیامبر (ص) و شهادت امام رضا(ع) و امام حسن مجتبی(ع) است. ایامی که مردم شیعه ایران قطعا زمانی را برای شادی و جشن و پایکوبی به خود اختصاص نخواهند داد و ترجیح می دهند در مراسمات عزاداری و هیئات مذهبی سپری کنند.
یک پیشنهاد «یلدایی محمدی(ص)»
اما آیا برای مردمی که هم بر آداب و رسوم خود پایبندند و هم نمی خواهند به ارادت خود از اهل بیت علیهم السلام دست بکشند، هیچ راهی نیست؟!
نگارنده برای این مهم یک پیشنهاد «یلدایی محمدی(ص)» دارد. پیشنهادی که با عمل به آن هم جایگاه و حرمت ائمه حفظ خواهد شد و هم ملت ایران به شادی های طولانی ترین شب سال خواهند رسید.
بنابر تقویم شب یلدا شب دوشنبه (یکشنبه شب) است. یعنی شب میانی بین دو شب شهادت و ایام عزاداری. اما دو شب بعد یعنی شب سه شنبه مصادف است با شب اول ربیع. شبی که پیامبر اعظم در مورد آن می فرمایند: «کسی که مرا به اتمام ماه صفر بشارت دهد او را به بهشت بشارت می دهم»
پس چه خوب است که جشن شب یلدا موکول شود به دو شب بعد که هم سابقه یک سنت دیرینه حفظ شود، هم هتک حرمت ایام عزاداری پیامبر اکرم صورت نگیرد و هم به نوعی مردم ایران آمدن ماه ربیع را به پیامبرشان بشارت دهند و اهل بهشت گردند.
نوش جانتان طعم شیرین بهشت برین الهی.
 

 گروه فرهنگی جهان نیوز- عادل پاکدل




نویسنده : علی
تاریخ : پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۳