امام فرمود هرگاه شما یاد ما می کنید ،از آن روست که پیشتر، ما به یادتان بوده ایم.
پس اگر دل ما این قدر هوایتان را دارد، حتما دل شما ما را خواسته است؛
اگر به سویتان می آییم، لابد بازدید دیدار شماست؛
آه بانو با من بگویید چگونه به دیدار دلم آمدید؟
با همان پاهایی که در کوچه های کودکی ، گاه در پی مادر، گاه اشک ریز پدر می دوید؟
با همان پاهایی که به سوی قتلگاه برادر رفت؟
و سپس در صحراها، بر خارها، در شهرها،
خسته، غمگین، صبور رفت رفت رفت....
وهرگز از پا نیافتاد.
آه بانو با من بگویید چگونه سلام ام گفتید که حالا سعادت علیک السلام یافته ام؟
با همان صدایی که پدر را در غیاب مادر دلداری می داد؟
با همان حنجری که فریاد وامحمداه سر داد؟
با همان ندایی که از هزار پرده ی تاریک دل شامیان گذشت؛
با صدایی چنان گرم که مرا از پس این همه زمستان به آفتاب شما کشانده است.
بانو با من بگویید که صدایم کرده اید؛
وگرنه مرا چه نسبتی است با عزیزصاحبم، صاحب زمان و زمینم؛
بانو خاک حسین (ع) حجاب های هفت گانه را می درد،
ای آسمان حسین و ای حسین، آسمانت
اینک با هفتاد هزار حجاب غم و خستگی ، دوری امام ام، تیرگی زمین وتنگی آسمانم به سویتان می آیم
این همه پرده دوری را بگشا، تا آسمان خویش مرا با خودت ببر
از آفتاب رد شده ، شبنم کنار تو
در این حریم، سینه زدن چیز دیگریست
خونین تراست ماه محرم کنار تو
بانوصدایم کرده اید.
بی شک مرا بهایی نیست،
شاید به بهانه ی حسین گفتنم
شاید به خاطریک آه ، قطره ای اشک ، شاید....
مرا بهایی نیست وشما بهشت حریمتان ومحضر رقیه جان را بی شک به بهانه ای به من بخشیده اید؛
پس حالا به نام عشق به نام بلند شیدایی
کرشمه ای کن و از خویش وارهان ما را.
بانو یاری ام کنید بر سلام دادن به آستان تان، بر تنفس هوای کربلایی فرزند حسینمان
و ماندن برسر قرار بیقراری تان
بی هیچ جدایی و دوری که ما را دوری امام مان بس است؛
بانو به لطف خواندیدم
به لطف نگهم دارید
کنارتان، بر سر قراری که حسین با دلمان دارد، خدا با دلمان بسته است
بانو رقیه جان، ای قلب سوخته مان، ای گل زخمی
ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده
گوشه ای از کربلا جا و مکانم بده
و نگهم دارید تا همیشه، تا دیدار منتقم خون خدا، منتقم آتش خیمه ی قلبتان، منتقم اشکان مقدس تان
نگذارید گم شوم، دور شوم
مرا یکی از طفلان قافله حسین بدانید در این تاریکی، قلت عددنا ، هجمه دشمنان و درد دوری امام
رهایم نکنید
هرگز مگذارید که وداعی از پس این سلام باشد
شما را به لهجه صاحب الزمان سلام می کنم:
السلام علی النسوة البارزات
السلام علی العترة الغریبة
سلام المفجوع المحزون، الواله المسکین [1]
...
و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتک