



چهارم اسفند شد میلاد من
روز میلاد دل ناشاد من
روزگاری آید و بی من شوی
جای من خالی نما با یاد من
یاهو.(چهارم اسفند ۱۴۰۲ دکترفضل الله ناظم


چون من دل افسرده چو خون شد شده باشد
در عشق گرفتار فسون شد شده باشد
اندیشه من راه نبرده است بجایی
دیوانه و درگیر جنون شد شده باشد
بگذار که احساس من از دایره عشق
از حلقه عشاق برون شد شده باشد
وابسته به دنیا نشدم ، این هنرم بود
بشکسته دنیای زبون شد شده باشد
وارستگی ام بود که دل بسته نگشتم
گر پرچم احساس نگون شد ، شده باشد
کردار نکو داشته ، پندار نکو باز
سر دسته گفتار و فنون شد،شده باشد
بر صحبت مردم چه بگویم نظری نیست
" ناظم " که چنین گشته و چون شد، شده باشد
یاهو : نیمروز جمعه یازدهم آبان ماه ۱۴۰۳
تهران : دکترفضل الله ناظم
روزها هست ز حال تو ندارم خبری
پر بهاتر ز مس و اشرفی و سیم و زری
در ورق ها که همه برگه ای از زر هستند
در قماری که مرا بود همان برگ زری
نکته اندیشی و دانم که نه جایت اینجاست
جای تو نیست در اینجا ، ز جهان دگری
آتش ذوق زبانه بکشد در جانت
تو که از شوق، شب و روز کنون شعله وری
برگها زرد شده ، ریخته در این پاییز
در خزان ، باز تو سرسبزی و با برگ و بری
راحتی نیست بگو تا چکنم ای همه ناز
با همه خستگی ام باز تو پر شور و شری
مانده در وصف تو "ناظم "که بگوید خوبی
بخدا،خوبتر از خوبتر از خوبتری
یاهو
تهران سه شنبه هشتم آبان ماه۱۴۰۳
دکترفضل الله ناظم
غمین مباش که شادی دل پس از غم هست
چه روزهای خوشی پشت شامِ ماتم هست
همیشه پشت زمستان بهار میآید
چه فصل های قشنگی چهار موسم هست
ضمانت نفس ما به رفت و آمد اوست
همیشه شکر نما بعد بازدم ، دم هست
بر آنچه رفته ز کف ، هیچ غصه دار مباش
کنار کعبه خشکیده آب زمزم هست
اگر که تشنه لبی، غصه را کنار گذار
به روی برگ درختان به صبح، شبنم هست
چو قسمت ازلی بی حضور ما کردند
سپاس دار خدا باش، هم اگر کم هست
نگه به خلقت پروردگار کن "ناظم "
خدای گله، خداوند گرگ ها هم هست
سه شنبه .اول آبان۱۴۰۳
دکتر فضل الله ناظم
تهران
کنون که فرصت عشق است و دوستی،یارا
بیا قشنگ نوازیم ساز دنیا را
بیا به ذوق توانا بزن نگاه سپید
به رنگ مرهم احساس،زخم دلها را
بیا به جمله و با واژه های ناب و قشنگ
روان کنیم،من و تو زبان گویا را
بیا من و تو نمائیم روی چین دو لب
کلام ناب وسخنهای گرم و گیرا را
چه زود خسته کند رنج درد تنهایی
به عقل و عشق نما انتخاب همپا را
به نسیه داده ای دیروز،نقد کن امروز
دوام زندگیت کن امید فردا را
گذشت عهد جوانی،به پیری اش ناظم
هنوز نقش کند چهره های زیبا را
یا هو
شامگاه پنجشنبه ۱۴۰۳/۴/۲۸
دکتر فضل الله ناظم

ایمان بیاوریم
بردست های خود
بر اندیشه های خویش
آرام و مضطرب
بنشسته ام به صندلی خویش در مطب در باز می شود
در چهارچوب درب
بیمار خسته ای
تبدار می رسد
در جنگ در میانه ی مرگ است و زندگی
گوییم هم زمان
من و بیمار
یا خدا
با نام و یاد آنکه مرا آفریده است
سوگند بر قلم
با شک و با یقین
درمان درد را آغاز می کنم
فردا که آفتاب رسد در سپیده دم
در می زنند
باز می کنم
بیمار پشت در ایستاده است
با مژده سلامت خود
فریاد می زنم
ایمان بیاوریم بر دست های خویش
بر اندیشه های خویش
یاهو
دکتر فضل اله ناظم
یکشنبه ۲۰ شهریور ۱۴۰۱


شعر دکتر فضل اله ناظم
خط حمید رضا اباذری
هفتاد و دو تن ، گوش به فرمان گشتند
دلباخته و گذشته از جان گشتند
وقتی که محرم از سفر باز آمد
هفتاد و دو تن ، باز غزلخوان گشتند
آزادگی«حسین»را تا دیدند
از شرم همه سر به گریبان گشتند
با فلسفه مذهب و با منطق دین
در کرببلا بی سر و سامان گشتند
آن روز بنام روز«عاشورا»بود
گویی که چو روز عید قربان گشتند
جغرافی دل به خونشان رنگین شد
در صفحه تاریخ درخشان گشتند
لا حول ولا قوه الا بالله
«ناظم» همگی شهید ایمان گشتند
یاهو
محرم 1401
دکترفضل الله ناظم

ایام سوگواری شهادت امام حسین (ع) گرامی باد

دل من اگرچه خون است، لبم به بذله گویی
که هرآنچه مانده ازمن، سخنی و های و هویی
همه دم گریزم از تو، که تویی ز نسل حوا
اگرت بخوانم آدم، که تو آدم دورویی
دوسه رشته مانده برما، که چه زود پاره گردد
به کجا زمن گریزی، که میان ماست، مویی
تو هزار وعده دادی و یکی وفا نکردی
غم خویش را بگویم چو شویم روبرویی
لب تو به خنده ناگاه دلم ربود اول
که به باورم نشستی که تویی فرشته خویی
دل من به سینه مرده است و نگاه من فسرده
به دلم نه عشق مانده، نه امید و آرزویی
دل من هزارپاره است و هزار زخم، *ناظم*
که به دل نه جای بخیه است و نه نقطه رفویی
بامداد جمعه ششم خرداد یکهزار و چهارصدویک
یاهو
دکترفضل الله ناظم
کجاست آنکه سخن های او چو من باشد
کجاست اهل دلی تا که اهل فن باشد؟
لبان بسته به لبخندم از رضایت نیست
سکوت خفته به فریاد در دهن باشد
چه زود سرو تناور به باغ میخشکد
اگر که لانه ای بر زاغ یا زغن باشد
قبول حضرت حق روزه میشود هشدار
هر آنکه روزه او با روان و تن باشد
مرا ببخش که گویم مرا نمی فهمند
که واژه، واژه ام از گوهر سخن باشد
مرا مشاجره با کافر و مسلمان نیست
خوشا کسی که در او عشق مرد و زن باشد
به *عیدفطر* به ایام رنج و غم "ناظم"
کسی مباد گرفتار روز من باشد
یاهو
سه شنبه 1401/2/13
عیدفطر بر اهل ایمان مبارک
دکترفضل الله ناظم
اذان بلند ز گلدسته شد سپیده دمید
ز چهار گوشه و از شش جهت، نسیم وزید
میان کوچه، علی گام زد به عشق خدا
به شور و شوق به مسجد علی به ذوق رسید
علی رسید به محراب و گفت تا تکبیر
به زیر منبر او خصم خفته نغمه شنید
میان بازدم و دم، دودم زبان علی
کسی ز حضرت مولا علی، جز این دو ندید
به تیغ جهل و جنون و به دست تیره درون
دو نیمه گشت دو فرق علی چو تیغ کشید
علی یگانه و مرد خدای هستی بود
به کعبه زاده، به محراب نیز گشت شهید
نشسته بر لب *ناظم*همیشه نام علی
مگرکه شام سیاهش رسد به صبح سپید
1401/2/3
شهادت مولا علی، بر آزاد زنان و بزرگمردان. تسلیت.
یاهو. دکترفضل الله ناظم

شعر : دکتر فضل الله ناظم
خط : حمید رضا اباذری

نمونه خط جناب دکتر فضل اله ناظم
بمناسبت آغاز سال 1401 و شروع قرن جدید


بیوگرافی دکتر فضل الله ناظم
کاری از استدیو ویدئو ایرانیان
تهیه کننده و کارگردان سید روح الله رضویان
گویندگان معصومه احمد زاده مهسا باوفا امیر برزوکی
دریافت فایل تصویری از طریق آپارات 👇





روایت خواندنی 6 برادر پزشک شهرضایی
سخن از شش برادر طبیب منصور ، فضلاله، ناصر و حبیب، احمد و سعید ناظم است. پدر این طبیبان میرزا حسین ناظم و پرورش یافته در دامان مادری مهربان و فداکار به نام فاطمه اسحاقی است که شش دوره مادر نمونه ایران زمین شناخته شد.
به گزارش پایگاه خبرگزاری فارس ، ادب، حکمت و علم، عناصر سازنده فرهنگ هر قوم و ملتی است، اقوامی که در کارنامه تاریخی خود، دانشمندان و علمای بزرگی داشتهاند، همواره به سروری بر دیگر اقوام و ملل مشهور بودهاند. شهرستان شهرضا، یکی از شهرهای ایران است که نام و آوازهاش، با علما، حکما، ادبا، شعرا و فلاسفه بزرگ پیوند خورده است.
شهرضا از قدیم مهد پرورش دانشمندان و فضلا بوده و در آن بزرگانی به ظهور رسیدهاند که مایه فخر و مباهات هستند به طوری که این شهرستان را یونانچه نامیدهاند و نام صاحبان دانش این منطقه در صفحات تاریخ گیتی درج است. حکما، عرفا، فقها، شعرا و علمای بزرگی تاکنون برای این شهر افتخار آفریدهاند.
بسیاری این شهرستان را به سفالهای رنگین، فرش و گلیم الوان و محصول انار میشناسند، اما حقیقت این است که مهمترین ویژگی این شهرستان، دانشمندان بزرگ و نامدار آن است که هر یک در جای خود و در زمانه خود، سبب دگرگونیهای بسیاری در زمینههای مختلف دانش شدهاند.
این شهرستان از نظر مذهبی و فرهنگی از دیر باز کانون اجتماعات و مباحث عقیدتی و دینی و جایگاهی برای علما و دانشمندانی بزرگ همچون آقا محمدرضا قمشهای، حکیم ملا هادی فرزانه، حکیم زاهد، حکیم اسداله قمشهای و حکیم مهدی الهی قمشهای (مترجم و مفسر قرآن کریم) پروفسور نواب، پروفسور حبیباله هدایت (پدر علم تغذیه در ایران)، دکتر حسین نواب (بنیانگذار دندانپزشکی نوین در ایران)، دکتر هما امامزاده (نخستین پزشک زن ایرانی، سوربون فرانسه ۱۳۱۵ خورشیدی) بوده است.
اکنون سخن از شش برادر طبیب منصور ، فضلاله، ناصر و حبیب، احمد و سعید ناظم است. پدر این طبیبان میرزا حسین ناظم و پرورش یافته در دامان مادری مهربان و فداکار به نام فاطمه اسحاقی است که شش دوره مادر نمونه ایران زمین شناخته شد
درب مطب پزشکی که روزهای جمعه هم به روی بیماران باز است
دکتر منصور ناظم یکی از این شش بردار پزشک است، وی بیش از ۵۴ سال سابقه طبابت دارد، او در همه دوران تحصیل رتبه نخست بود وبه فتوا و اظهار نظر آیتالله بروجردی و وفای به عهد و نذر پدرش حاج میرزا حسین ناظم، رشته پزشکی را انتخاب کرد و آموخت.
دکتر منصور ناظم حتی روزهای جمعه مطبش به روی بیماران باز است و هنوز همچون گذشته و جوانی اش با بیماران شکیبا است. وی همیشه با رویی باز و دقت بسیار به معالجه بیمارانش میپردازد و علاوه بر علم پزشکی، اهل ذوق و ادب هم است.
منصور ناظم میگوید، پدر خیلی دوست داشت پزشک شویم، کاسب بازار بود و خیلی حلال و حرام میکرد. وی دارای ۵ فرزند است که یکی از دخترانش پزشک عمومی و یکی از پسران دندانپزشک و پسر دیگر داروساز است
پزشکی که علاوه بر طبابت شاعر هم است
دکتر فضلاله ناظم با سابقه بیش از ۵۰ سال طبابت و ریاست ۲۹ درمانگاه و تدریس در دانشگاه و تألیف کتابهای طبی را در کارنامه پزشکی خود دارد، پرداختن به دانش حقوق و جامعه شناسی و روانشناسی و تسلط بر زبانهای انگلیسی و فرانسوی و مختصر آلمانی و دیگر علوم جانبی از دیگر مهارتهای وی است.
آبشار خاندان ناظم بدین جا ختم نشد و دکتر فضلاله نیز خود دارای 4 فرزند پزشک با نامهای لقمان، سقراط، سینا و رابعه که هر کدام در رشتههای مختلف طب مشغول به فعالیتاند، ادامه دارد.
وی علاوه بر طبابت دستی بر آتش شعر هم دارد و غزلهایش سوزی بر دل عاشقان میاندازد.
پزشکی که مردم شهر خود را در تهران فراموش نمیکند
دکتر ناصر ناظم، جراح و فوق تخصص جراحی قلب و عروق است و سالهاست در تهران بر این امر مشغول است،وی مؤلف کتب متعدد طبی و مقالاتی در مجلات انگلیسی زبان و صاحب امتیاز مجله بینالمللی قلب و عروق و مسلط به زبانهای انگلیسی و فرانسوی است. دکتر ناصر ناظم یک دختر داروساز دارد.
پزشکی که از سوی دانشگاه کمبریج انگلستان مرد سال جهان معرفی شد
برادر پزشک دیگر دکتر حبیب ناظم است؛ او دکترای بیوشیمی، استاد تمام دانشگاه و صاحب تألیفات متعدد و بیش از ۴۰ سال است که بیوقفه تدریس میکند و مؤسس نخستین آزمایشگاه تشخیص طبی ناظم الاطبا در شهرضا است. دختر وی به نام تانیا راه پدر را ادامه داده و پزشک است
او در سال ۱۹۹۸ از سوی دانشگاه کمبریج انگلستان به عنوان مرد سال جهان در رشته بیوشیمی معرفی شد که در کتاب who is who ثبت شده است
جراح قلبی که در امتحان تخصصی در آمریکا رتبه اول را به خود اختصاص داد
پروفسور احمد ناظم، در تمام مقاطع تحصیلی از ابتدایی، دبیرستان تا کنکور و دانشکده پزشکی تهران و امتحان تخصصی در آمریکا رتبه اول را به خود اختصاص داده و معروف به «نابغه بیگانه» (foriegn genious) در آمریکا شد. فوق تخصص جراحی قلب و عروق و پیوند قلب و استاد افتخاری دانشگاه هاروارد و اکنون در بیمارستان اختصاصی خود در نیویورک مشغول به جراحی است. وی یک دختر دانشجو در رشته پزشکی دارد.
پزشکی که به دلیل هوش ذاتی طب را در ۵ سال تمام کرد
دکتر سعید ناظم آخرین برادر پزشک است که حائز رتبه اول در دوران تحصیل بود و به علت هوش ذاتی و ذهن کم نظیر دوران تحصیل طب را در پنج سال تمام کرد و سپس جراح و بعد از آن فوق تخصص قلب و عروق که همه مقاطع را با رتبه نخست پشت سر گذاشت و اکنون در تهران جراح قلب است. رساله او سبب شد که برنده جایزه پزشکی حضرت ابراهیم شود. پسر وی نیز داروساز است.
همه آنچه نوشته شد، اندکی از بسیار بود و انتخاب این رشتههای پزشکی از آغاز خواسته پدر و مادرشان بوده است که به صراحت گرایش بر درمان داشتند و فرزندان هم پیروی کردند، این شش برادر پرورش یافته پدری با شوق و پاکباخته به تمام معنا و مادری با ذوق و با گذشت و دلباخته فرزند آن هم از نوع پزشک و الحق و الانصاف از چنان پدر و مادر چنین پسرانی پرورش یابد.
منبع: خبرگزاری فارس



