۱-نظر یادت نره{~}
۲-بی ادبی ممنوع{×}
۳-کامنت خصوصی داریم{~}
۴-ازدادن شماره به هرکسی معذوریم{~×}
۵-فقط افراد خاص لینک میشن{٪}
۶-مهمترین چیز دراین وبلاگ نظردادنه{~~}
۱-نظر یادت نره{~}
۲-بی ادبی ممنوع{×}
۳-کامنت خصوصی داریم{~}
۴-ازدادن شماره به هرکسی معذوریم{~×}
۵-فقط افراد خاص لینک میشن{٪}
۶-مهمترین چیز دراین وبلاگ نظردادنه{~~}
صدقه هایم به نیت سلامتی توست...
هی.....
معشوقه من.....
سلامتی....

وقتی ميرود و همه می گويند،دوستت نداشت!!!
و تو نميتوانی ثابت کنی که هرشب با عاشقانه هايش خوابت ميکرد...
خواب يا خام...
چه فرقی ميکند؟!
به وقــــــت۲۰اذر...
۱۷سالـــــــــــم شد...
به همـــــــین سادگـــــــــی...
امشب شب تولدمــــــن است...
یـــــــــک سال بزرگترشدم
برای کسـی مهم نیــــــست...
این شمــــــــــــع رافقط
به امــــــــیــــــــــــد
به دست اوردن توفوت میکنم...
تولدغمگـیــــــــن من مبــــــــارک...
مــــــــــــن...
هدیــــه یـــک قلـــبــــ صـــــاف میخواهــــــم...
یـــک دوست نــــــاب میخواهــــــــم...
یــــــه عـــــــشق پـــــاک میخواهـــــــم...
کســــــی چنیـــــــــن چیزهـــــــایی دارد...
درروزتولـــــــــدم...
تنها کمی...
برای چشـــــــــم به هم زدرنی...
دستـــــت را به من بـــــــده ....
تادلت رادراغوش گیـــــــــــرم...
فقط برای یک لــــــحظه...
تولــــد غمگیــــــن من مبــــــارک...

عادت ندارم درد دلم را به هر کس بگویم...
پس خاکش میکنم زیر چهره ی خندانم...
تا همه فکر کنند...
نه دردی دارم و نه قلبی...!!!

راضی نبود در آغوش من...
دستهایش را باز کند...
اما
در آغوش دیگری کمربندش را هم باز کرد...
روی همین دیوارمجازی می نویسم
از لج تو...
ازلج خودم...
که حاضر نبودیم یکبار
این هاراواقعی به هم بگوییم

دخترنمیدانست چه راهی را انتخاب کند...پدرش اخرین حرفش رازده بود...اوبایدبین
ثروت پدروعشق بی پول خود،یکی را انتخاب میکرد
او پسر بی پول راانتخاب کرد...ولی حالادرمانده وخجالت زده راه خانه ی پدر را درپیش
گرفته ... پسراورابدون ثروت پدرنمیخواست.

اسمش تقصیر
حالاتوهی خودت راارام کن بگو تقدیر

مدت هاست که تنها چیزی که مرا یاد تو می اندازد
"طعنه های دیگران است"
شاید اگر این دیگران نبودند..
زودتر از این ها برایم مرده بودی...

سیگار م را بیرون میکشم . . .
نه برای اینکه کسی از دودش آزرده نشود !
برای اینکه نمیخواهم نمیخواهم کسی در غم و دود سیگارم شریک شود . . .

تلخی این سیگار
شیرین تر از
دروغ های توست...!

سال هاست دود سیگار
پلمپ کرده بغض گلویم را . . .

آن روزها که با تو بودن برایم آرزو بود
تمام شد !
امروز با تو بودن
یا نبودن فرقی ندارد...
سیگار باشد و خیابان ...
من میروم تا دود کنم هستی ام را ....!!

یادت برایم
چند پاکت سیگار خرج برداشت...!

سیگاری شدنم را پنهان نمیکنم...
بهترین دوستم را باید همه ببینند...
در خانه بلوا شده بیچاره مادرم....

به جهنم که رفت
مگردریامرد ازبی بارانی

اخرین حرف من
عاشق هیچکس نشو
باوفانیست

اگرقبل از امدن کسی خوشبخت بوده اید
بعداز رفتنش هم می توانیدخوشبخت باشید
هر چند مال من نشدی ولی ازت خیلی چیزا یاد گرفتم... یاد گرفتم به خاطر کسی که دوسش دارم باید دروغ بگم. یاد گرفتم هیچ وقت هیچ کس ارزش شکستن غرورمو نداره. یاد گرفتم تو زندگیم به اون که بفهمم چقدر دوسم داره هر روز دلشو به بهونه ای بشکنم. یاد گرفتم گریه های هیچ کس رو باور نکنم. یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم. یاد گرفتم هر روز دم از عاشقی بزنم ولی خودم عاشق نباشم.
نگران اشکهایم نباش از لبخندم بترس
که معنایش اشکهای فردای توست.....

اب نریختم که برگردی
اب ریختم تاپاک شود
هرچه ردپای توست.....اززندگیم......

دود سیگارم را هزاران بار به تو ترجیح می دهمکم رنگ است ولی دورنگ نیست . . .
جای خالی ات پر نمیشود دیگر ؛ حتی… با خودت!
مهربانی ام را چنان گریاندند که بوی نا گرفت . . نامهربان شدم . . .
درهمه حال به تو فکر می کردم
ولی اکنون به تنها چیزی که فکر نمی کنم، تو هستی!
زندگی را از پس چشمان تو می نگریستم
اما نمی دانستم آن چشمها، چشمانی حریص بیش نیستند!
من عشق را می خواستم ولی تو ... نفرت را در وجودم کاشتی

پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!
به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری
و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی
چون زمانی که از دستش بدی
مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی
اون دیگر صدایت را نخواهد شنید
تنهایی ام را با کسی قسمت نخواهم کرد
یک بار قسمت کردم ، چندین برابر شد . . .
این من هستم که وفادار خواهم ماند
این تو هستی که تنها بی وفایی از تو جا خواهد ماند !
این من هستم که آخرش میسوزم
این تو هستی که میروی
و من با چشمهای خیس به آن دور دستها چشم میدوزم
|
وقتی کسی را دوست دارید، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان میشود. |
چند روزیست که از دور و برم می ترسم بیشتر از همه از پشت سرم می ترسم من از این درد که در دام توام باکم نیست از هوایی که بخواهم بپرم می ترسم از علفها که شده تا کمرم می ترسم "دوش میگفت که فردا بدهم کام تو را " بعد از آن کام چه آید به سرم .... می ترسم رسم شهر است كه : " عاشق نشود هیچکسی " دردم عشق است .... ولي از پدرم مي ترسم غربت و بي كسي و دربه دري آسان است از هماني كه نيامد به سرم مي ترسم
نمیگم بهت خداحافظ ازم رد شی به آسونی
به چی دل خوش کنم من بعد تو که پیشم نمیمونی
نمیگم بهت خداحافظ که برگردی ز تصمیمت
غمو دادی به آغوشم خوشی ها باشه تقدیمت
نزار با حس دلتنگی فراموشت کنم دیگه
کنار هم نشد باشیم باید رد شیم ز همدیگه
نگاهت روبروت باشه نبینه اشک چشمام
نمیگم بهت خداحافظ نمیزاره خدا تنهام
خداحافظ خداحافظ تمومه خاطرات من
حرومن خاطرات تو حلالت خاطرات من
برو این بهترین راهه خدا پشت و پناه تو
همش تقصیر تقدیره نبود چیزی گناه تو
فقط تو لحظه ی رفتن نگاهت روبروت باشه
نگو چیزی نزن حرفی همه حرفت سکوت باشه
نزار با حس دلتنگی فراموشت کنم دیگه
کنار هم نشد باشیم باید رد شیم ز همدیگه
نگاهت روبروت باشه نبینه اشک چشمام
نمیگم بهت خداحافظ نمیزاره خدا تنهام
خداحافظ خداحافظ تمومه خاطرات من
حرومن خاطرات تو حلالت خاطرات من
ای دل تحمل کن شاید حکمتی باشد.....................
خدایا یه روزی قول دادم تحمل کنم اما چقدر؟نکنه به اندازه ای که بخوای جونمو بگیری؟
اره اونجوری بهتره حداقل دیگه لازم نیس تحملم کنی
كه روي شونه هاي كسي سر بزاري كه شونه هاي او نباشد
سخت است طاقت اوردن در چهار ديواري كه بوي او را ميدهد
اري سخت است كه چشم هايت از ديدنش محروم باشد
حلالم کن دارم میرم ...چقدراین لحظه دلگیره
گناهی گردن مانیست ...همش تقصیر تقدیره
نگام کن لحظه ی رفتن ...چه تلخه این هم آغوشی
چه وحشتناکه دل کندن ...چقدر سخته فراموشی
پرازبغضم پرازگریه ...پرازتلخی وشیرینی
حلالم کن دارم میرم ...منوهرگز نمی بینی
حلالم کن اگه دستام ...به دستای توعادت کرد
آخه دنیای عاشق کش ...به ما دوتا خیانت کرد
کلاف آرزوهامو ...چراهیشکی نمی بافه
برای ما دوتا عاشق ...جدایی دورازانصافه
تمام سهم من از تو ...یه حلقه س که توو دستامه
تمام سهم تو ازمن ...یه عشق بی سرانجامه
تو بارونی ترین ابری ...من از پاییز لبریزم
چه معصومانه می باری ...چه مظلومانه می ریزم 
خدایا توببین چطورشکستم چرا این آدما اینقده پستن
خدایا توببین چقدر غریبم ببین چطور منو دادن فریبم
خدایا توببین چطور له هم کرد همونی که منو عاشق ترم کرد
خدایا توببین چه کرده با من همونی که می گفت دوستت دارم من
خدایا توببین چه دردی داره وقتی مردنتم فرقی نداره
خدایا توببین دستامو پس زد به جای پرزدن واسم قفس زد
خدایا توببین چه بی کسم من برای زندگی بی نفسم من
خدایا توببین دارم میمیرم بزار بیام پیشت آروم بگیرم
خدایا من دیگه نفس ندارم بزار بیام پیشت قفس ندارم
خدایا این ترانمم تموم شد نیومداون کسی که آرزوم شد

تمام ترانه هایم ترنم یاد توست
و تمام نفسهایم خلاصه در نفسهای توست
ای زلال تر از باران و پاکتر از آیینه به وجود پر مهر تو می بالم
و تو را آن گونه که می خواهی دوست دارم
ای مهربان پرنده خیالم با یاد تو به اوج آسمانها پر خواهد گشود
و زیبایی ات را به رخ فرشتگان خواهد کشید
تبسمی از تو مرا کافیست که از هیچ به همه چیز برسم