میترسم...میترسم از آمدن روزی که باید رفتنت را بنگرم و جشن مرگ بگیرم...
میشود بمانی؟؟
خسته ام...خسته تر از همیشه...سردرگم رویای بودنت یا رفتنت...لعنت به این دنیا که درد داشتن و نداشتن میشود شاه درد شاهراه زندگیت...
ودرد بزرگیست یک طرفه بودت جاده ی احساست...
دوست داشتنت درد دارد...دوست داشتنت...
+ نوشته شده در ساعت توسط ماندانا
|
وبلاگی برای هرشخصی که به نوعی برباد رفته است ومن باور دارم که هرکسی جایی چیزی را برباد داده است و یا خواهد داد...