دیـگـر بــه خـوابــــم نـمـی آیـی
ایـن شـــب هـا دیـگـر بــه
خـوابــــم هم نـمـی آیـی
به تـو حـق مـیـدهـــــم
هـــمـخـوابــی بـا
دیـگـران تمام وقـتـت را گــــرفـت.....

خرابم، زِ مستی خرابم خدایا!
شرابم، سراپا شرابم خدایا!
ره کعبه از هر بیابان که پرسم
دهد خار صحرا جوابم خدایا!
به هر سینه ای سر نهم ناله خیزد
غمم، حسرتم، التهابم خدایا!
ز دیدار من دیده آزرده گردد
مگر چهره آفتابم خدایا؟
من از بی وفایان وفا چشم دارم
به دنبال نقش سرابم خدایا!
مرا شاید از شعله آفریدی
که سر تا به پا پیچ و تابم خدایا!
چنان در دل اشک ها غرق گشتم
که از غم چو نقشی بر آبم خدایا!
ز هر موج ویران شود خانه من
به دریای هستی حبابم خدایا!
دلم شکوه از ماه و پروین ندارد
من از خویشتن در عذابم خدایا!
چو موجم سراسر خروشم الهی
چو بادم سراپا شتابم خدایا!
ز رویای هستی به جز غم ندیدم
همین بود تعبیر خوابم خدایا!







