لبیک یا حسین (ع)

یا ثارالله


چه اوضاع ردیفی داره اینجا

اجل روح لطیفی داره اینجا

به جای شیر تیرت میدن ای طفل!

چه قانون کثیفی داره اینجا!

------------------------------------------------------------

تو اون لحظه که دل رو به خدا کرد

برای کوفه نفرین یا دعا کرد؟

چرا اینجا واسه بوئیدن تو

به سم اسب ها باید نگا کرد؟!


شاعر:علیرضا دهرویه


دیدار ما جمعه 12 اسفند

 

 

شیطان محکم ترین و نیرومند ترین یاران خود را برای گمراهی کسی می فرستد که با دارایی خود کار نیک انجام می دهد.

حضرت محمد (ص)

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

وقتی که وضعت توپ شد.......پاس بده

 

تاكتيك بدل‌سازى

 

غرب در دهه‌هاى بیداری اسلامی و بويژه سالهاى اخير پس از شكستهاى پياپى از ايران و افغانستان تا عراق و لبنان و فلسطين و اينك مصر و تونس و ... كوشيده است پس از شكست تاكتيك اسلام‌ستيزى و خشونت علنى، به تاكتيك بدل‌سازى و توليد نمونه‌هاى تقلبى دست بزند، تا عمليات تروريزم ضد مردمى را به جاى «شهادت‌طلبى»، «تعصب و تحجر و خشونت» را به جاى «اسلامگرائى و جهاد»، «قوميت‌گرائى و قبيله‌بازى» را به جاى «اسلام‌خواهى و امت‌گرائى»، «غربزدگى و وابستگى اقتصادى و فرهنگى» را به جاى «پيشرفت مستقل»، سكولاريزم» را به جاى «علم‌گرائى»، «سازشكارى» را به جاى «عقلانيت»، «فساد و هرج و مرج» اخلاقى را به جاى «آزادى»، «ديكتاتورى» را به نام «نظم و امنيت»، «مصرف‌زدگى، دنياگرائى و اشرافيگرى» را به نام «توسعه و ترقى»، «فقر و عقب‌ماندگى» را به نام «معنويت‌گرائى و زهد» قلمداد كند.

از بیانات امام خامنه ای در نماز جمعه تهران

9 دی

فرهنگ بسیجی

بسيج سياسى است، اما سياست‌ زده نيست، سياسى‌كار نيست، جناحى نيست؛

بسيج مجاهد است، اما بى‌انضباط نيست، افراطى نيست؛

بسيج عميقاً متدين و متعبد است، اما متحجر نيست، خرافى نيست؛

بسيج بابصيرت است، اما ازخودراضى نيست؛

بسيج اهل جذب است - گفته‌ايم جذب حداکثری - اما اهل تسامح در اصول نيست؛

بسيج غيور است، پاسدار خطوط فاصل است؛

بسيج طرفدار علم است، اما علم‌زده نيست؛

بسيج متخلق به اخلاق اسلامی است، اما رياكار نيست؛

بسيج در كار آبادكردن دنياست، اما خود اهل دنيا نيست.

اين شد يك فرهنگ.


بیانات امام خامنه ای

یا حسین (ع)

متن کامل شعر محتشم کاشانی

باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است


باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است


این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهم است


گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است


گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است

 

ادامه نوشته

جهاد

امام علی (ع)می فرماید:

خداوند جهاد را برای عزت و سربلندی اسلام واجب فرمود.

نهج البلاغه

بی وفایی خوبان

دلی که سوخت دگر با کس آشنا نشود

حریم خانه این دل به جز خدا نشود

هزار بوسه ندارد حلاوت یک آه

دلی که درد کشیده دگر دوا نشود

صبا به پیش من آورد بوی زلفش را

چه می کشم ز فراقش که برملا نشود

زمانه گر نشود کام دل عجب نَبُوَد

کجاست کار زمانه که پر بلا نشود

ز بی وفایی خوبان چه داستان دارم

دلی که زنده به عشق است بی بها نشود

هزار بار عهد نمودم که بگسلم غم را

نشد نشد که غمت از دلم رها نشود

شب فراق و غم هجر و این همه سودا

خوش آن دلی که ز دلدار خود جدا نشود

 

احمد مسعود/ روزگاری دلم با من بود...

قدس امسال

به نام خدا

 سلام.تبريك ميگم.مبارك باشه.

امسال در حالي به استقبال روز قدس مي رويم كه پيام تاريخي امام(ره) به صورت هر چه تمام تر به وقوع پيوسته و ديكتاتور هاي ظالم يكي پس از ديگري سر نگون مي شوند.

 

الهي شكر.شكر.شكر...

اولین جمعه ماه رمضان

 

دستهایمان به سمت آسمان

تا بیاید ...

 

ارزش انسان

 

امام علی (ع)می فرماید:

ارزش  هر کس  به اندازه ی خوبی های  اوست.

امالی صدوق

 

سلامی دوباره

دوستان عزیزی که در این مدتی که اصلا نتونستم بروز کنم لطفتون رو از من دریغ نکردین واقعا ممنونم!

نه اینکه دوست نداشته باشم بروز کنم یا مطلب نداشته باشم به خاطر امتاحانای دانشگاه نشد!!

.

.

.

خلاصه اینکه شرمنده ام!!

 

اشتباه


گفت: يك سناتور آمريكايي در مصاحبه اي گفته است اكثر طرفداران جمهوري اسلامي از بيشترين سطح علم و دانش و تحصيلات عاليه برخوردارند.
گفتم: خب! اگر اينطور نبود كه به اينهمه پيشرفت هاي عظيم علمي و تكنولوژيك دست پيدا نمي كردند. حالا اين سناتور آمريكايي منظورش چي بوده؟
گفت: با تاسف! گفته است؛ ولي ميانگين تحصيلات اپوزيسيون و مخالفان جمهوري اسلامي بسيار پايين است و برخي از آنها به خاطر احساس حقارت نسبت به طرفداران جمهوري اسلامي با رژيم ايران مخالفت مي كنند.
گفتم: اين يارو كه لالايي ميدونه چرا خودش خوابش نمي بره؟ و چرا آنهمه اپوزيسيون را تحت عنوان «نخبه هاي جامعه»!! باد كردند!
گفت: چه عرض كنم؟! حالا فهميده اند چه غلطي كرده اند!
گفتم: يارو در نامه اي خطاب به كسي كه او را فريب داده و بعداً با وي اختلاف پيدا كرده بود نوشت:
«روزي تو را زمستي، تشبيه ماه كردم
فانوس هم نبودي، من اشتباه كردم»

 
کیهان ۱۰/۳/۹۰

عکسی که آتش نگرفت!!

خاطره یک اسیر عراقی در مورد امام خمینی (ره)

در روز کارگر سال ۱۹۸۲مراسمی برای بزرگداشت این روز در استادیوم ورزشی بغداد برپا بود. ازدحام جمعیت آنقدر زیاد بود که جایی برای نشستن نبود. یکی از مراسمی که باید اجرا می شد و همه منتظر آن بودند ، سوزاندن عکس مقوایی انورسادات و امام خمینی (ره) بود. این دو عکس مقوایی را وسط زمین چمن آوردند . ابتدا عکس انورسادات را جلوتر آوردند یک بطری بنزین روی آن ریختند و به آتش کشیدند. استادیوم از غریو شادی و هیاهو یک پارچه شور و هیجان شد.

بعداز اینکه عکس انورسادات در میان هیاهوی تماشاگران سوخت ، عکس مقوایی امام خمینی (ره) را آوردند و یک بطری بنزین روی آن ریختند . مامور آتش زدن عکس ، کبریت را روشن کرد و زیر عکس برد ولی عکس آتش نگرفت!

دوباره کبریت را روشن کرد ، باز هم آتش نگرفت. بارسوم کبریت را روشن کرد ولی فایده ای نداشت. چند نفر از بعثی ها با عجله دویدند و هر کدام فندک خودشان را روشن کردند ، باز بی فایده بود ، عکس آتش نمی گرفت. استادیوم در سکوت عجیبی فرو رفته بود و کسی از جایش تکان نمی خورد.

بعثی های وسط میدان عجولانه سعی کردند عکس را به آتش بکشند ، ولی آتش نگرفت که نگرفت و بالاخره ، مغموم ومفتضح ، عکس سالم را از میدان خارج کردند.

جالب اینکه این برنامه به طور زنده از تلویزیون بغداد پخش شد و این معجزه امام خمینی (ره) را همه مردم دیدند.

کتاب اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی / ص۱۱۵

 

میلاد ام الائمه مبارک.

احتیاج

گفت: يكي از مفتي هاي دربار سعودي گفته است، حمايت از ملك عبدالله وظيفه همه مسلمانان است!
گفتم: معروف است كه «مفتي»هاي دربار سعودي «حرف مفت» زياد مي زنند ولي البته، مفتي حرف نمي زنند.
گفت: همين يارو گفته كه دنيا به ملك عبدالله نياز دارد!
گفتم: يارو در نامه اي به رفيقش نوشته بود؛ ميدوني كه، بدون زشتي، زيبايي معني نداره و بدون نفهمي، فهم و شعور معني نداره بنابراين متوجه هستي كه دنيا به تو احتياج داره؟!

کیهان ۳۱/۲/۹۰

امروزه در مشرق زمین

در مشرق زمین ، بیداری و خیزشی پدیدار گشته که با خواب آمیخته است و در این میان ، بیداری چیره خواهد شد ، زیرا فرماندهی چون خورشید و سپاهی چون سپیده دارد.

در فضای مشرق زمین ، جنبش ها و جوشش هایی پدیدار گشته که هر لحظه افزون می شود و گسترش می یابد ، جان های پر احساس را بیدار می کند و آنها را با خود همراه می سازد و دل های سرکش را تحت سیطره خویش در می آورد تا آنها را از آن خود کند.

فرزندان فردا ، که زندگی آنان را بانگ در داده و آنها نیز با گام های استوار و سرو های برافراشته در پی اش روان شده اند ، سپیده ی روزگار نوین هستند. دودهای تیره ، روشنایی آنان را فرونپوشاند و صدای زنجیرها ، آوای ایشان را در خود گم نکند.

آنان دانه ای هستند که خداوند در دشتی افکنده ، به عزم درون ، پوسته ی خویش را بر می شکافد و چون نهالی نوپا در برابر خورشید قد می کشد و سر انجام ، درخت برزگی می شود که ریشه هایش تا دل زمین فرورفته و شاخسارش ژرفای فضا را در نوردیده است.

 

نوگفته ها و نکته ها / جبران خلیل جبران

روزی که دستان مرا...

 

روزی که دستان  مرا با کینه بستند

آن جا تمام عشق را یکجا شکستند

روزی که درب خانه ی ما شعله ور شد

یاس نبی نیلی شد و بی بال و پر شد

دیگر تمام هستی من رفت بر باد

یاس علی و میخ در ، ای داد و فریاد

بعد از تو غم شد همنشین بچه هایت

گفتند با من از تو و از گریه هایت

گفتند بابا فاتح خیبر تو بودی

وقتی که مادر را زدند آن جا نبودی؟

روزی که دستان مرا با کینه بستند

آن جا تمام عشق را یکجا شکستند

عشق علی را بر همه کرده رسالت

یاسی که شد قربانی راه ولایت

 

بتول خدادادی

مظلومیت

مظلومیت آنچنان بر وجود تو سایه افکنده است که یادت بی اراده و ناگزیر ، آتش بر خرمن وجود می افکند و خاطره ات بغض را در گلو می شکند.

از شهدا

 

تولد : ۴/۳/۱۳۲۳ 

شهادت : ۲۱/۱/۱۳۷۸

برگ اول: بيا از اين كوچه بريم. پر از دختره

رفته بود تهران درس بخواند. سال آخر دبيرستان. دوستش از يك كوچه مى رفته مدرسه، على از يك كوچه ديگر. دوستش بهش مى گفته «چرا از اونجا مى رى؟ بيا از اين كوچه بريم. پر از دختره».

على مى گفته «شما ميخواهى برى برو. به سلامت. من نميام.

 

برگ دوم: انگار بين نيروها روحيه تقسيم مى كرد 

گاهى جاده بسته مى شد; يك ماه، يك ماه و نيم. ارتباطمان با نيروهايى كه توى كوههاى سردشت بودند قطع مى شد. مجبور بوديم آب و نانشان را با هليكوپتر ببريم. آب و نان كه بهشان مى رسيد، جان مى گرفتند. فرمانده ها كه مى رفتند ديگر نيروها بال در مى آوردند.

صياد هم مى رفت. وقتى مى رفت. انگار بين نيروها روحيه تقسيم مى كرد; يكى يكى. طورى هم مى رفت كه اگر درجه هاى روى دوشش نبود، نمى شد فهميد كه سرهنگ است، كه فرمانده عمليات غرب كشور است. وقتى مى رفت. ساكت نمى ماند. آيه مى خواند و حديث مى گفت.

برگ سوم: اين چه كاريه شما مى كنى؟ 

ناراحت شدم. گفتم «اين چه كاريه شما مى كنى؟ چرا مى ريد اونور خط، وسط عراقى ها؟ كجاى دنيا، فرمان ده نيروى زمينى مى ره وسط دشمن؟»

خيلى آرام گفت «من بايد خودم به يقين برسم، بعد نيروهام روبفرستم اون ور.»

بيشتر لجم گرفت .گفتم «اصلاً بيا بريم پيش اين حاج آقايى كه توى قرارگاهه ،تكليف شما رو روشن كنه. ببينم شما شرعاً حق دارى برى توى مهلكه يانه؟»

گفت «حالا بنشين، بعد. من بايد خط خودى رو رد كنم. بايد برم. كه اگه پاى بى سيم گفتم اين كار بايد بشه، بدونم شدنيه يا نه. تو هم حرص نخور. نيروى زمينى ارتش، بدون فرمان ده نمى مونه. من برم، يكى ديگه.»

 

برگ چهارم: اون پرچم ما رو بياريد

پيغام داده بود «بيا قرارگاه.»

رفتم. پيغام گذاشته بود «كارى پيش آمده، صبر كن تابيايم.»

صبركردم; آن قدر كه ساعت از دوازده شب گذشت. آمد. از دور ديدمش.

با لباس خاكى، خاكِ خالى، خرد و خمير; عين سربازهاى صفر. رسيد.

خوش وبش كرد و گفت «شام خوردى كه؟»

گفتم «پس فكركردى تا اين وقت شب گرسنه مى مونم؟»

گفت «خب، پس بشين. هم حرفامون رو مى زنيم، هم يك بار ديگه شام بخور.»

- باشه .كى از شام بدش مى آد.

صدا زد «اون پرچم ما رو بياريد.»

پرچمش را آوردند; خيار و گوجه و پنير. تكيه كلامش بود. اين طورى تعارف مى كرد.

زندگی نامه شهید در ادامه مطلب

ادامه نوشته

ولادت زینت پدر

ولادت حضرت زینب (س) و روز پرستار مبارک

 

جهاد اقتصادی

آنچه که در عرصه‌ی مجموعه‌ی مسائل کشور انسان مشاهده میکند، که در سال 90 باید ما آن را وجهه‌ی همت خودمان قرار بدهیم، این است که از جمله‌ی اساسی‌ترین کارهای دشمنان ملت ما و کشور ما در مقابله‌ی با کشور ما، مسائل اقتصادی است. البته در عرصه‌ی فرهنگی هم فعالند، در عرصه‌ی سیاسی هم فعالند، در عرصه‌ی انحصارات علمی هم فعالند، اما در عرصه‌ی اقتصادی فعالیت بسیار زیادی دارند. همین تحریمهائی که دشمنان ملت ایران زمینه‌سازی کردند یا آن را بر علیه ملت ایران اعمال کردند، به قصد این بود که یک ضربه‌ای بر پیشرفت کشور ما وارد کنند و آن را از این حرکت شتابنده باز بدارند. البته خواسته‌ی آنها برآورده نشد و نتوانستند از تحریمها آن نتیجه‌ای را که انتظار داشتند، بگیرند و تدابیر مسئولان و همراهی ملت بر ترفند دشمنان فائق آمد؛ اما دنبال میکنند. لذا این سال جاری را که از این لحظه آغاز میشود، ما بایستی متوجه کنیم به اساسی‌ترین مسائل کشور، و محور همه‌ی اینها به نظر من مسائل اقتصادی است. لذا من این سال را «سال جهاد اقتصادی» نامگذاری میکنم و از مسئولان کشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخشهای دیگری که مربوط به مسائل اقتصادی میشوند و همچنین از ملت عزیزمان انتظار دارم که در عرصه‌ی اقتصادی با حرکتِ جهادگونه کار کنند، مجاهدت کنند. حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم.

 

گزیده ای از سخنان امام خامنه ای ۱/۱/۹۰

عید مبارک...

 

ابر آمده ، هدیه ای شکیل آورده

احساس خوشی از این قبیل آورده

یعنی که دوباره سبز خواهد شد خاک

!باران صد و یازده دلیل آورده

علیرضا دهرویه

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد 

چندین سال سر سفره هفت سین

!دعا کردم که خدایا

!به آنان که نمی دانند ، آگاهی عطا فرما

امسال از تو می خواهم

!به آنان که میدانند ، قدرت عطا فرمایی

...همین

    !آمین

میلاد تهرانی

 

انقلاب یک نفره

یک لحظه نمی شود که لازم نشوی

از ماست که آفتاب دائم نشوی

تشبیه تو را به ماه کردم ، یعنی

شب آمده ای ، روز مزاحم نشوی

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد 

این مسئله می رود که بارز بشود

قید " دو سه جمعه بعد " " هرگز " بشود

می ترسم از این قوم که کاری بکنند

! هر جا بروی چراغ قرمز بشود

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

منبع: انقلاب یک نفره/علیرضا دهرویه

 

بدترین مردم

 

حضرت محمد (ص) می فرماید: 

بدترین مردم کسی است که آخرت خود را به دنیا بفروشد.

 

منبع: مکارم الاخلاق / ص۴۳۳

از شهدا

خاطرات شهید محمد ابراهیم همت

تولد : 12 فروردین 1334

شهادت : 16 اسفند 1360

 

برگ اول: الموت لامریکا

دوتایی با حاج احمد روی کاغذ هایی درشت نوشته بودند : الموت لامریکا . کاغذ ها را لوله کرده بودند تو دستشان و کناری ایستاده بودند . یکیشان مخ یکی از شرطه ها را کار گرفته بود . اون یکی دست گذاشته بود پشت شرطه ، مثلا گرم گرفته بودند چند دقیقه بعد به هم اشاره کردند. دست از سرش برداشتند و او راهش را کشید و رفت. سر و صدای عرب ها می آمد. ریخته بودند دور و بر شرطه بی خبر از همه جا. بیچاره تازه فهمیده بود چه رودستی خورده. پشتش برچسب الموت لامریکا زده بودند

برگ دوم: جارو

به زحمت جارو را از دستش گرفتم. داشت محوطه را آب و جارو می کرد. کار هر روز صبحش بود. ناراحت شد و گفت " بذار خودم جارو کنم. این جوری بدی های درونم هم جارو میشن

برگ سوم: نماز شکر

تو جبهه این قدر به خدا می رسی ، می آی خونه یه خورده ما رو ببین. شوخی کردم. آخر هر وقت می آمد، هنوز نرسیده، با همان لباس ها می ایستاد به نماز. ما هم مگر چه قدر پهلوی هم بودیم. نصفه شب می رسید. صبح هم نان و پنیر به دست ، بندهای پوتینش را نبسته سوار ماشین می شد که برود. نگاهم کرد وگفت: " وقتی تو رو می بینم ، احساس می کنم باید دو رکعت نماز شکر بخونم

برگ چهارم: یک و دو نصفه شب

ساعت یک و دو نصفه شب بود. صدای شرشر اب می آمد ، تو تاریکی نفهمیدم کیه. یکی پای تانکر نشسته بود و یواش ، طوری که کسی بیدار نشود ، ظرف ها را می شست. جلوتر رفتم. حاجی بود

 

شهید همت

سکوتم بوی داغ و خستگی داشت

دلم با یاد تو پیوستگی داشت

به هاء و میم و تا دل بسته ام من

نباید غیر از او دل بستگی داشت

شاعر : محمد نقدی

 

  وصیتنامه شهید همت

انشا

گفت: سايت وزارت خارجه اسرائيل از اينكه تماس هاي موسوي و كروبي قطع شده به شدت ابراز نگراني كرده است.
گفتم: حالا چرا اسرائيل نگران شده است؟!
گفت: براي اينكه ديگر نمي توانند به جاي موسوي و كروبي بيانيه صادر كنند!
گفتم:ولي مطابق يك خبر موثق، بيانيه هاي موسوي را بهاءالله مهاجراني در انگليس مي نوشته و به نام او صادر مي كرده است، تماس هاي بهاءالله و كديور افندي كه با اسرائيل قطع نشده و باز هم مي توانند بدون نياز به تماس با موسوي و كروبي از قول آنها بيانيه صادر كنند.
گفت: اي عوام! حالا ديگر نمي توانند بيانيه ها را به موسوي و كروبي نسبت بدهند، چون حالا كه ارتباط آنها قطع است، همه مي فهمند بيانيه هاي قبلي را هم بهاءالله مي نوشته است.
گفتم: دانش آموزي انشاء خود را خواند و معلم با عصبانيت به او گفت؛ اين چه انشائي است كه نوشته اي؟ آخه كدوم احمق بي شعوري همچين انشائي مي نويسه؟! و دانش آموز با ناراحتي گفت؛ آقا اجازه! چرا به بابام فحش ميدي؟!

 
کیهان ۱۲/۱۲/۸۹