مناجات
خدایاو ایواره سویرت قسم
استاد عبدالعلی میرزانیا
امیدوارم لحظات خوش رو در این وبلاگ سپری کنید.لطفا به آرشیو وبلاگ هم سر بزنید.








خدایاو ایواره سویرت قسم
استاد عبدالعلی میرزانیا
امیدوارم لحظات خوش رو در این وبلاگ سپری کنید.لطفا به آرشیو وبلاگ هم سر بزنید.








وقتے طنین یامقلب القلوب❤️
دلت رالرزاند❤️
وقتے آواے خوش یامدبرالیل❤️
رازمزمہ ڪردے
ویامحول الحول دگرگونت ڪرد❤️
براے ماهم بخواہ❤️
ازآن بخشندہ بے همتا
حول حالنا الے احسن الحال❤️
آنچه بگذشت نمی آید باز
قصه ای هست که هرگز دیگر
نتواند شد آغاز....
تاصدای تورا هم بشنوند
انقدر غرق در قضاوت هستند که فراموش کرده اند قاضی تویی
با فروپاشی سلسله ی پادشاهی صفوی در ایران، نادر افشار زمام امور کشور را در دست گرفت. در اثر درگیری های داخلی و تهاجم دشمنان خارجی، آشوب و هرج مرج سراسر کشور را فرا گرفته بود و نادر برای فرونشاندن ناآرامی ها زحمات زیادی کشید. شورشهای داخلی را سرکوب کرد و متجاوزین خارجی را به بیرون از مرزها راند. در آن زمان والی لرستان علیمردانخان فیلی بود که به دلیل لیاقت و کاردانی، از طرف نادر ماموریت یافت جهت حل و فصل اختلافات مرزی با کشور عثمانی یعنی همسایه ی غربی ایران به آن کشور سفر کند. علیمردانخان پس از انجام مذاکرات به کشور بازگشت اما در راه به علت بیماری درگذشت. از آنجا که نابسامانی ها هنوز وجود داشت و نیز فرزند لایقی از علیمرادانخان بر جا نمانده بود تا پس از او والیگری لرستان را بر عهده گیرد، در نتیجه لرستان پس از مرگ علیمردانخان به مدت دو سال بدون حاکم ماند. این امر باعث گردید که جنگ و غارت و خونریزی سرتاسر لرستان را در بر گیرد و این خطه از ایران که برخلاف دیگر مناطق کشور در زمان علیمرانخان از آرامش نسبی برخوردار بود، گرفتار آشوب و هرج و مرج شود. در چنین اوضاعی سرکردگان ایلات و طوایف آنزمان لرستان برای پایان دادن به وضعیت پیش آمده به فکر چاره جویی افتادند. برخی از سران ایلات، مدعی بدست گرفتن حکومت و والیگری لرستان شدند که در نتیجه دامنه اختلافات و درگیری ها گسترش بیشتری یافت و سرزمین لرستان مانند دیگر نقاط ایران، عرصه جنگ و خونریزی شد.
یکی از ایلاتی که در صحنه ی حوادث آنزمان لرستان حضور جدی داشت، ایل حسنوند بود. سران این ایل مانند دیگر ایلات اصلی، وضعیت پیش آمده برای لرستان را نمی پسندیدند و راه برون رفت از شرایط موجود را یکپارچگی و انسجام ایلات و طوایف دانسته که وجود حاکمی لایق و کارآمد برای لرستان میتوانست تامین کننده ی آن باشد. با این وصف، ایل حسنوند به رایزنی و هماهنگی با سران برخی از ایلات به ویژه ایلات و طوایف شمالی پرداخته و نوعی همگرایی و انسجام را میان آنان به وجود آوردند. سپاهی از اعضاء ایلات شمالی لرستان شکل گرفت و بسوی مرکز به حرکت در آمد. این سپاه توانست بر خرم آباد و قلعه ی فلک الافلاک مسلط شده و یکی از سران ایل حسنوند را به والیگری لرستان برگزیند. این اتفاق در ۱۱۵۱ قمری روی داد که در اثر آن « ته ئی خان(طیب خان) حسنوند » والیگری لرستان را در دست گرفت. مرور اسناد تاریخی نشان دهنده ی آن است که حکومت وی در لرستان سبب بازگشت آرامش و امنیت به این خطه از ایران شده و پایان جنگ و آشوبها را به همراه داشته است. شایان گفتن است که سرزمین لرستان در آنزمان شامل پیشکوه و پشتکوه یا استانهای لرستان و ایلام کنونی بود. علاوه بر درایت و کاردانی، دارای سیمایی نیکو و اندامی ورزیده و تنومند بوده است. با تکیه بر این ویژگیها، وی توانست که در دوره ی حکومت کوتاه خود بر لرستان، رونق و آرامش را بر این سرزمین حاکم کند. از بررسی شرایط آنزمان چنین بر می آید که تیخان با حکومت مرکزی ایران یعنی دربار نادرشاه، هماهنگ بوده و در واقع حمایت مرکز را با خود داشته است. عدم تهاجم سپاه نادر شاه به لرستان جهت انتصاب والی از طرف حکومت ایران، موید این مطلب می باشد. حکومت تیخان بر لرستان حدود چهار سال به طول انجامید و با وجود کوتاه بودن دوره ی آن، آبادانی و آرامش را برای پیشکوه و پشتکوه لرستان به همراه داشت.
کانال الشتر دیار من و تو
دنگی
دیری مای
کله باد کوم ولاته
آبادی یه جا مووه غزل
شاخ ناوات ئه ویر حافظه مچو
پژاره سیلم مچو تا مولق
سویکِ سیلی
بناری دل
سرر مه شیون
هناسی کپ کر
سا خَس بلوی هونه نیه
ار دور یوژم گیژه مارم
واژه شَنه مکم
هرچه مایه ویرم
هفت کفن و پوسونیه
اسدالله ازادبخت
اگه قرار باشه یه طوری زندگی کنیم که کارامون هیچ عواقبی نداشته باشه پس چرا اصن زندگی کنیم !
دریسه گه رنگین و سوز و کشته
دریسه ای طلائن هرچی خشته
یاونه بی تو ارزش خازی نیرن
بهشت ار تو بچی ،اسگه بهشته
با اینکه سرزمینی سرسبز و قشنگ ست
بااینکه همه چیز آن ازطلا ساخته شده و قیمتیست
اما بدون تو اینها پشیزی هم نمی ارزند
وتنها زمانی که تو در انجا باشی، بهشت معنا میگیرد
امشب از قهر خودم را به خودم پس دادم
باید از هرچه تو را خواست گریزان باشم
راضیه فولادوند

باقی در ادامه مطلب
از کتاب تبار شناسی لرستان نوشته ی حجت الله حیدری


![]()
عکس از کیوان جوانمرد
عکس های بیشتر در ادامه مطلب حتما ببینید
شجره نامه ها در ادامه مطلب
از کتاب تبارشناسی لرستان
کاش امسال محرم به دعای زهرا(س)
خبرآمدن منجی عالم بدهند..

باز هم برگ زرینی بر افتخارات الشتر و جوانان الشتری نهمين جايزه معماري داخلي ايران عصر روز ٥شنبه ٨ مهر ٩٥ در محل كتابخانه ملي ايران در تهران برگزار شد كه در اين مراسم پروژه ٣٠ كاج از اصفهان ،با طرح و ساخت از |دفتر معماري الشتر (با سرپرستی مهندس حامد مرادی )واقع در اصفهان |برنده رتبه دوم بخش مسكوني اين دوره از مسابقه شد.اين در حالي است كه سال ٩٣ در هفتمين دوره از مسابقه جايزه بزرگ مسابقه معماري داخلي ايران پروژه ويلاي بتكي در الشتر لرستان نيز با طراحي و ساخت از |دفتر معماري الشتر| جايزه سوم را ازآن خود كرده بود ،و همين پروژه نيز به مرحله نيمه نهايي جايزه معماري آسيا ،٢٠١٥ استانبول راه يافت .
به امید موفقیت روزافزون الشتر و جوانان الشتر
سرِ رئِم گِرتي بارِن اَِوالي وَ سرمَ مَچو ساتي وَ سالي
چَني چيئِمَ رئ،چني دل وَ هول چني بِكيشم بارِ خَم وكول


![]()
برای دیدن عکس های بیشتر به ادامه مطلب بروید
عیدغدیر خم برتمام مسلمانان مبارک
بر شیعه کنون وقت سرور و طرب است / جام طرب از غدیرخم لب به لب است شادی خود اظهار نما با صلوات / گر شیعه ای و شاد نباشی عجب است
مه اسیر خنه ت و عاشق رفتار تونم
عاقلی بیم که ئیسه لیوه بی عار تونم
هاینه هرجا کر داوت زنه ای دور سرت
تا بزونی چیم ار ری شوسو و شوگار تونم
مریم کولیوند
نَه مَنصورِم ، نه دارِت آرزومه
خَریویکِم ، دیارِت آرزومَه
*
خُمار و دردَه بارِم إی خَریوی
مه گِه چیِمِ خُمارِت آرزومه
(عزیز_بیرانوند )

📽 فیلم بینوایان 🕴 تام هوپر
برات نَمری مرخ ماشینی
یه تقاص چیه دیری مَسینی
یتیم یله شه مَر باوت کی بی؟
اِ هوز سکندر یا بروس لی بی؟
نِمم پارتی تو کومین وزیر بی؟
قوم نِزیکت کوم سر دبیر بی؟
مر تو طرفدار کومین جناح بین
چو سیمرغ قاف یه گل پیا بین
وکیل و وزیر تمارزو تونن
گوجر تا کلنگ کَتی بو تونن
تو دی همنشین میز سرانی
تو دی افتخار،ابرو کمانی
تو دی اِ هئیت دولت سرتری
نژاد آریا نسل برتری
وَ بنز و اسکورت جابجا مووین
اِ هتل هیلتون رنجیا مووین
وَ استاد استاد دورته مَ گرن
ریتقت وَ نرخ طلا مَ خرن
که دی چو اَسکه قُدقُد مَکین
دیری دَم حَلکی هُدهُدَ مکین
دلار و سکه کل بینهَ خِرت
موزه ل اروپا گن هانِ کِرت
سه گوشت آهو بیه آورو
چو نونت فیسون اِ ترشی دو
گوشت قرقاول بیه پَقازه
قزل حراج بی وَ مس قراضه
اِ شهر بی تو تژگاون کوره
آو شیرین و زویخاو شوره
چو بی بی زهرا سجدته مکن
دخیل شفاعت بندته مکن
دی اِ شهامه مرادو نمه
بچه میارل دی زادو نمه
پشی اِ شهرَ تموم سی پوشن
ذلیل و ضعیف جولانِ موشن.....
شاعر استاد اسداله آزادبخت🌹

عمرماچون ابرسرگردان گذشت
همچوموج خنده ی طفلان گذشت
روزهای شاد مهر مادری
طفل مارا دور از دامان گذشت
آن همه امید های بس دراز
رعدوبرقی بود بی باران گذشت
نوجوانی در پی نان و انار
در دبستان در دبیرستان گذشت
آنچه برمجنون بی سامان رسید
برسراین بی سرو سامان گذشت

شعر زیر اولین کار بومی شاعر اهل سلسله خانم راضیه فولادوند است.ایشان متولد1373 در سلسله و هم اکنون دانشجوی کارشناسی گرافیک دانشگاه شریعتی تهران می باشند.
بِییَر گیونِم تَوَر …اصلن خَمِت نو مِ دار ِبی ثمر….اصلن خمت نو
وَ پوتی لَنج و لارَه آگِرِم دَ بِتاووِن حُشک و تَر…اصلن خَمت نو
خدات ها جایی تِر کَم کافِری بَ سُتینِم بِچتَگَر….اصلن خمت نو
دِرِک لا آگرت… زوی آگرم دَ کِ بیمَه گیونَه سَر..اصلن خمت نو!
تنُی بَن بَن سِخونِم وَ یاواشی بییَر ریشَم تَوَر ..اصلن خمت نو
پیا هوره نِمه…ناخا بِگیری…! بیَه روژِ چَمَر اصلن خمت نو…
معنی
به جانم تبر یزن و اصلن غصه نخور من که درخت بی ثمرم اصلن غصه مرا نخور
با پیتی از رنج و ناله و غم اتشم بزن با حرارت بسوزان خشک و تر را و اصلن غصه نخور
خدای تو کسی دیگریست کفر نکن و اینجا نمان قبله ی من!با او برو و اصلن غصه مرا نخور
چون خار کنار آتشت پس زودتر بسوزان مرا که جانم به لبم آمد از انتظار سوختن پس اصلن غصه نخور
تو بند بند استخوان های منی پس یواشتر به ریشه های من تبر بزن..اصلن غصه نخور
مرد مویه نمی کند..نکند گریه کنی…! اگر روز مرگم رسید…اصلن غصه مرا نخور….
از پایگاه خبری کشکان