همه میگویند،حرف دلت را بزن . . .
حداقل 14 حقیقت رو راجع به شما میدونم:
رمضان .....
ماه رمضان شد، مى و میخانه بر افتاد / عشق و طرب و باده، به وقت سحر افتاد
افطار به مى کرد برم پیر خرابات / گفتم که تو را روزه، به برگ و ثمر افتاد
با باده، وضو گیر که در مذهب رندان / در حضرت حق این عملت بارور افتاد
التماس دعا . . .
رسم جالب!!!
محبتت را میگذارند پای احتیاجت …
صداقتت را میگذارند پای سادگیت …
سکوتت را میگذارند پای نفهمیت …
نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت …
و وفاداریت را پای بی کسیت …
و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که
تنهایی
و بیکس
و محتاج !!!
مـــــــــــــرد است دیگر…
مـــــــــــــرد است دیگر…
گاهی تند میشود
و گاهی عاشقانه میگوید..
مـــــــــــــرد است دیگر..
غرورش آسمان
و دلش دریاست…
تو چه میدانی ازبغض گلو گیر کرده یک مـــــــــــــرد…؟
تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده…؟
تو چه میدانی از هق هق شبانه او که فقط خودش خبر دارد و بالشتش…؟
مـــــــــــــرد را فقط مـــــــــــــرد میفهمد و مـــــــــــــرد…..
نمیدانم چرا چشمهایم گاهی بی اختیار خیس میشود...
میگویند:
حساسیت فصلی است!
آری من به فصل ٬فصل این دنیای بی تو حساسم...
بخاطر کی...
با اینکه دلم می خواست با تمام وجودم
داد بزنم : به خاطر تو
بهش گفتم: بخاطر هیچ کس
پرسید: پس به خاطر چی زنده هستی؟
با اینکه دلم فریاد می زد به خاطر تو!
با یک بغض غمگین گفتم : به خاطر هیچ چیز...
ازش پرسیدم: تو به خاطر کی زنده هستی؟
در حالیکه اشک در چشمانش جمع شده بود,
گفت: بخاطر کسی که به خاطره هیچ زنده است...
ماهه من ..
هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببيننت
و حسوديشون بشه که...... ماهشون مال منه
جدال دختر و پسر
بدووووووو بیا وبلاگ جدال دختر و پسر .....
حتما بیان و نظراتتونو بگین..............
اینم آدرس:
http://jedale-boy-girl.blogfa.com/
دوران زندگی...
دوست داشتی دوباره به اون دوران برگردی؟؟؟
1-1تا5 سالگی 6-دوران پیش دانشگاهی
2-پیش دبستانی 7-دوران دانشگاهی
3-دوران ابتدایی 8-دوران مجردی
4-دوران راهنمایی 9-دوران سربازی(پسرا)
5-دوران دبیرستان 10-خودت بنویس...
------------------------------------------------------------------------------------
نظر خودم در باره این پست:
*کاش به دنیا نمیومدم *
دنیارو بد ساختند...! ! !
کاش زندگی...
[◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►]
داشت ...

دانشگاه پیام نور (طنز)

پیام نور ای سرای دردمندان
سرای منطق وتسلیم وعرفان
در آنجا یافت گردد هر چه خواهی
ز شیر مرغ تا جان یک انسان
کتاب هایت سراسر علم و دانش
که دارد اشتباهاتی فراوان ..
چو ویرایش کنند هر ترم آن را
خطاهائی شود افزوده بر آن ..!؟
اینجا رو ساختنش برا دانشگاه
کی گفته اینجا بوده بیمارستان
دانشجویان تو از هر دیاری…
می آیند داخل تو از دل و جان!!!
رابطه....
ساعت ۹ بزارین دم در خونه تا شهرداری ببره …!!!
نبودن هایت آنقدر زیاد شده اند!!
که هر رهگذری را شبیه تو می بینم !!
نمی دانم غریبه ها ” تــــــــــــــــــــو ” شده اند!!
یا تو ” غریبـــــــــــــــــــــــــــه ” ؟؟!!

آهای ِ روزگار!!
آهای روزگار!!
برایم مشخـــص کن
اینبــار کــدام سازت را کوک کــرده ایی تا برایم بزنـــی
می خواهـــم رقصــم را با سازت
هماهنگ کنم...!!

اشکها...
گریه ی هر کس به این معنا نیست که او ضعیف است !!
به این معناست که او یــک قــلــب دارد ...
در يک جمعي که چند مرد و يک زن بودند
مرد اول گفت : من پسري دارم که کشيش است. هرجا ميرود او را "پدر" خطاب ميکنند.
... مرد دوم گفت : من پسري دارم که اسقف است و وقتي جايي ميرود به او ميگويند " سرورم"!
... مرد سوم گفت : پسر من کاردينال است و وقتي وارد جايي ميشود م او را "عاليجناب" صدا ميکنند.
مرد چهارم گفت : پسر من پاپ است و وقتي جايي ميرود او را "قديس بزرگ" خطاب ميکنند!
زن حاضر در جمع نگاهي به مردان کرد و گفت : من يک دختر دارم. 178 سانت قدش است ، دور کمرش 61 ، بسيار خوش هيکل ، با موهاي بلوند و چشمهاي روشن .
وقتي وارد جايي ميشود ميگويند : " خداي منمنبع:سایت اس ام اس
طنز عجیب
مردی دارد در پارک مرکزی شهر نیویورک قدم میزند که ناگهان میبیند سگی به دختر بچه ای حمله کرده است مرد به طرف آنها میدود و با سگ درگیر میشود . سرانجام سگ را میکشد و زندگی دختربچه ای را نجات میدهد.
فردا در روزنامه ها می نویسند :
یک نیویورکی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد
اما آن مرد می گوید: من نیوریورکی نیستم
پس روزنامه های صبح می نویسند:
آمریکایی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد .
آن مرد دوباره میگوید: من امریکایی نیستم
از او میپرسند :خب پس تو کجایی هستی
من اهل کشور مصر و مسلمان هستم
فردای آن روز روزنامه ها این طور می نویسند :
یک تند روی مسلمان سگ بی گناه امریکایی را کشت
واقعا خیلی کثافت هستن
گفتم: نرو پرپر میشم
گفتی: میخوام رها باشم
گفتم: آخه عاشق شدم
گفتی:میخوام تنها باشم
گفتم: دلم
گفتی: بسوز
گفتی: یه عمری باز هنوز
گفتم: پس عمرم چی میشه؟
گفتی: هدر شد شب و روز
گفتم: آخه داغون میشم
گفتی: به من خوش میگذره
گفتم: بیا چشمام تویی
گفتی: آخر کی میخره
گفتم: منو جنس میبینی؟
گفتی: آره بی قیمتی
گفتم: یه روز کسی بودم
با من نکن بی حرمتی
گفتم: صدام میمیره باز
گفتی: با درد بسوز بساز
گفتم : حالا که پیر شدم
گفتی: که از تو سیر شدم
گفتم: تمنا میکنم
گفتی: میخوام خردت کنم
گفتم: بیا بشکن تنو
گفتی: فراموش کن منو
گنجشک وخدا..............
گنجشک وخدا ...........
گنجشک کنج آشیانه اش نشسته بود!!
خدا گفت : چیزی بگو...!!
گنجشک گفت : خسته ام ......
خدا گفت : از چه.....؟؟!!
گنجشک گفت : از تنهایی ، بی کسی ، بی همدمی ، کسی تا به خاطرش بپری ، بخوانی ، او را داشته باشی.........!!
خدا گفت : مگر مرا نداری.....؟؟!!
گنجشک گفت : گاهی چنان دور می شوی که بال های کوچکم به تو نمی رسند.....!!
خدا گفت : آیا هرگز به ملکوتم آمده ای ....؟؟!!
گنجشک ساکت شد.......!!
خدا گفت : آیا همیشه در قلبت نبودم ؟؟!!
چنان از غیر پرش کردی که دیگر جایی برایم نمانده.....
چنان که دیگر توان پذیرشم را نداری..........
گنجشک سر به زیر انداخت ، چشم های کوچکش از دانه های اشک پر شد.......
خدا گفت : اما همیشه در ملکوتم جایی برای تو هست........
بیا..................
گنجشک سر بلند کرد ، دشت های آن سو تا بی نهایت سبز بود.....
گنجشک به سمت بی نهایت پر گشود.......
به سمت ملکوت .........
گاهی که دلم به اندازه ی تمام غروبها می گیرد
چشمهایم را فراموش می کنم...
اما دریغ که گریهء دستانم نیز مرا به تو نمی رساند..
من از تراکم سیاه ابرها می ترسم و هیچ کس مهربانتر از گنجشکهای کوچک
کوچه های کودکی ام نیست و کسی دلهره های بزرگ قلب کوچکم را نمی
شناسد و یا کابوسهای شبانه ام را نمی داند...
با این همه ، نازنین ، این تمام واقعه نیست از دل هر کوه کوره راهی می
گذرد و هر اقیانوس به ساحلی می رسد و شبی نیست که طلوع سپیده ای
در پایانش نباشد
از چهل فصل دست کم یکی که بهار است
می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست آنچـــــنان که تارو پود
قلب من از هــــم گسست می روم با زخم هـــــایی مانده از یک سال
سرد آن همه برفی که آمـــــد آشـــــــیانم را شکست می روم اما
نگویــــــــی بی وفــــــا بود و نمــــاند از هجوم سایه هــــا دیگر
نگــــــاهم خسته است راســــــتی : یادت بمــــــــاند از گـناه چشم تو
تاول غــــــربت به روی باغ احســــــاسم نشست طـــــــرح ویران
کـــردنم اما عجیب و ســــــاده بود روی جلد خاطــــراتم دست
طوفــــــان نقش بست 
تشخیص دختر ایرانی
- موهایشان خدادادی طلائی است و مادر زادی مش داره .
- وقتی از کنار هم رد میشن هرگز به هم چپ چپ نگاه نمی کنند.
- تمام زیور آلاتشان طلا و جواهرات اصل است.
- تا قبل از ازدواج هر گز ابروهایشان را بر نمی دارند.
- بدون اجازه خانواده شان هیچ جا نمیرن .
- وقتی باهاشون دوست شدی هفته دوم باید بری خواستگاری .
- همیشه سر به زیر هستن و به هیچ غریبه ای نگاه نمی کنند (خدا به خیر کنه)
دوستت دارم...
دوستت دارم بی آنکه مرا دوست بداری
.دوستت دارم حتی اگر به چشمان خیسم بخندی و بی خیال این باشی که دلم شکسته است
.دوستت دارم حتی اگر دلت سنگ باشد.عزیزم باور کن من به تو نیازمندم.مرا باور داشته باش
حتی برای یک لحظه هم که شده قلب من را با تمام وجودت حس کن.تا تنهایی دوباره به ویرانه دلم نیامده تو بیا و قاب عکس زیبایت را در انجا بگذار. 

سلام من علی هستم مرسی که به وب من سر میزنید