دیگر ...

امشب

امشب چقدر احساس تنهايي ميكنم احساس ميكنم وقتي خدا  تنهايي را  مي آفريد حجمش را  به اندازه زندگي من طراحي كرد .  تنهايي دردناك  من  معناي واقعي مرگ تدريجي است و من امشب تنهاي تنهام او برايم حرف مي زند و من احساس ميكنم سكوت جايي بهتر  از  لبهايم  پيدا  نكرده  است  . امشب در خلوت شاعرانه ام مهمان دارم ،مهماني به بي كسي تنهايي


زندگي يعني : زير باران عشق با چتر شكسته رفتن

زندگي يعني : خنديدن ، گاه گريستن و اخم كردن است

زندگي يعني : طپش قلبها ، قلبهايي كه به وسعت درياها هستند

زندگي يعني : تجلي ديدار است با خدا برسر سجاده نماز

زندگي  زندگي است ، اگر بخواهيم زندگي كنيم


 

در گذرگاه زمان

در گذرگاه زمان،خيمه شب بازي دهر       

با همه تلخي و شيريني خود ميگذرد

عشقها مي ميرند            رنگها رنگ دگر مي گيرند

و فقط خاطره ها

 كه چه شيرين و چه تلخ دست نخورده بجاي ميمان                                                                      

 


 

 


شعر

دورتر  ...  از

از لب گرم تو امروز "بيا"دروتر است   

      وكسي نيست بپرسد كه چرا دورتر است

بوي نمناك ترين فاصله ها را داري

مثل حسي كه از اين حال و هوا دورتر است

درتمامي زواياي نگاهم همه جا

انتظاري است كه از ثانيه ها دورتر است

بين ادراك من و آينه انگار كسي است

يك نفر هست كه از چشم خدا دورتر است

من به گرمايش احساس خود ايمان دارم

گرچه دنياي من از ذهن شم دورتر است

 



پرستش 

با او بگو چه ميكشم از درد اشتياق * شايد وفا كند ، بشتابد به ياريم

اي دل،چنان بنال كه آن ماه نازنين   * آگه شود زرنج من وعشق پاك من

با او بگو كه مهر تو از دل  نمي رود * هرچند بسته مرگ كمر برهلاك من

اي شعر من،بگو كه جدايي چه ميكند * كاري بكن كه دردل سنگش اثر كني

اي چنگ غم،كه ازتوبجزناله برنخاست*راهي بزن كه ناله ازاين بيشتر كني

اي آسمان به سوز دل من گواه باش * كز دست غم به كوه و بيابان گريختم

داري خبر كه شب همه شب دور از نگاه * مانند شمع سوختم واشك ريختم؟

اي روشنان عالم بالا ، ستاره ها   * رحمي بحال عاشق خونيين جگر كنيد

با جان من ز من بستانيد بي درنگ * يا پا فرانهيد و خدا را خبر كنيد

آري مگر خدا به دل اندازدش كه من * زين آه و ناله راه بجايي نمي برم

جز ناله هاي تلخ نريزد ز ساز من * ازحال دل اگر سخني بر لب آورم

آخر اگر پرستش او شد گناه من * عذر گناه من،همه،چشمان مست اوست

تنها نه عشق وزندگي وآرزوي من * اوهستي من است كه آينده دست اوست

عمري مرا به مهر ووفا آزموده است * داند من آن نيم كه كنم رو بهر دري

او نيز مايل است بعهدي وفا كند * اما اگر خدا بدهد عمر ديگري

 


 

غروب

چو ماه از كام ظلمتها دميدي

جهاني عشق در من آفريدي

دريغا،با غروب نابهنگام

مرا در كام ظلمت ها كشيدي


جادوي سكوت

من سكوت خويش را گم كرده ام !ُ

لاجرم در اين حياهو گم شدم

من،كه خود افسانه مي پرداختم

عاقبت افسانه مردم شدم !ُ

اي سكوت،اي مادر فريادها

ساز جانم از تو پر آوازه بود

تا در آغوش تو راهي داشتم

چون شراب كهنه، شعرم تازه بود

در پناهت برگ و بار من شكفت

تو مرا بردي به شهر يادها

من نديدم خوشتر از جادوي تو

اي سكوت،اي مادر فريادها !ُ

گم شدم در اين هياهو،گم شدم

تو كجايي تا بگيري داد من؟

گر سكوت خويش را مي داشتم

زندگي پر بود از فرياد من !ُ


 

دوستانه

بدان كه 7 چيز اگر بدون 7 چيز باشد فاجعه مي آورد:

لذت اگر بدون وجدان باشد * ثروت بدون زحمت * علم بدون انسانيت * معرفت بدون شخصيت * تجارت بدون اخلاق * عبادت بدون ايثار * سياست بدون شرافت


تقديم يك شاخه گل به يك انسان زنده هزاران بار بيش از يك تاج گل برقبر آن فرد ارزش دارد

انسان موفق كسي است كه با سنگهايي كه درسر راهش قرار گرفته براي خود پلكان و به آجرهايي كه به طرفش پرت شده خانه بسازد


دوستي را از كوير بايد آموخت ، كه بهعشق خورشيد از دريا بودن گذشت

آنقدر بدنبال مفقود نگرد كه موجود راهم از دست بدهي

بعضي از دوستان انسان مثل قطار شهر بازي اند: كه از بودن با آنها لذت ميبرند اما به جايي نمي رسند

قطاري كه از ريل خارج شده ممكن است آزاد شده باشد اما راه بجايي نمي برد


از كودكي فال فروش پرسيدم چه ميكني ، گفت به كساني كه در ديروز خود درمانده اند فردا را مي فروشم


وقتي خدا بهت ميگه باشه ، چيزي كه ميخواي رو بهت ميده * وقتي بهت ميگه صبر كن ، چيز بهتري رو بهت ميده * وقتي ميگه نه ، داره بهترين چيز رو برات آماده ميكنه

سخنان خودم  

 ای میهمان:                                           

اگر به خانه ي من آمدي

براي من اي مهربان

چراغ بياور

ويك دريچه كه از آن

به ازدحام كوچه خوشبختي بنگرم

 


 

هميشه فكر كن، تو دنياي شيشه اي زندگي مي كني . پس سعي نكن به سمت كسي سنگ پرتاپ نكني چون اولين دنيايي كه ميشكنه دنياي خودته

 

خودم

 این جانب علی حاجی رحمیان ساکن شهر تسوج درنزدیکی شهرستان شبستردرمدرسه ی راهنمایی تربیت تسوج وامسال (۱۳۹۰) درکلاس دوم ۲  مشغول تحصیل هستم

ومی خواهم در بعضی قسمت های این وبلاگ شمارابا توا نایی خودم آشنا کنم

که عبارتند از:

شنا کردن

تایپ کردن سریع

و در زمینه ی خشکبار فعالیت دارم ( شغل دوم پدرم این است)

موتور سواری

ساختن بعضی از کاردستی های محرک

مداحی و روضه خوانی .

 .فرط   سال 1391/2/22

 

 

ودر ضمن من وبلاگ های در میهن بلاگ و آیس بلاگ ایجاد کرده ام

نشانی آیس بلاگ(haji77.asblog.ir

نشانی میهن بلاگ ( نوشته خوهد شد

تسوج» شهري است كوچك اما قديمي و تاريخي در منتها اليه استان آذربايجان شرقي، درست در شمال درياچه اروميه، قدمت آن به بيش از 3 هزار سال برمي گردد. دست تطاول گر روزگار، زيبايي هاي تاريخي بسياري را از وي ستوده اما هنوز آثار هنري و تاريخي چندي در گوشه و كنار آن هويداست و در كنار مردماني خونگرم، سختكوش و مهمان نواز، با طبيعتي بكر و شورانگيز، در قلب آذربايجان، آرام و متين در كوهپايه رشته كوههاي ميشاب(ميشو)، خط سير حيات را تداوم مي بخشد

قدرت کلمات

  چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دوتا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند. بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه گفتند که دیگر چاره ای نیست و شما خواهید مرد. دو قورباغه این حرفها را نادیده گرفتند وبا تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند. دو قورباغه این حرفها را نادیده گرفتند وبا تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند. بالاخره یکی از قورباغه ها ، تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت. او بی درنگ به داخل گودال پرتاب شد و مرد. بقیه قورباغه ها فریاد می زدند که دست از تلاش بردار،اما او با توان بیشتری تلاش می کرد و سرانجام از گودال خارج شد. اما قورباغه دیگر با حداکثر توانش برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد.  

 

دانستنیهای (مجموعه ی اول)

 

1.بی خوابی سریع تر از نخوردن غذا،باعث مرگ انسان می شود

۲.آب داغ زودتر از آب سرد یخ می زند

۳.حافظه ماهی قرمز فقط ۳ ثانیه است

۴.کرم ها از روی بوی محیط شب و روز را تشخیص می دهند

۵.انسان قادر است ۱۰۰۰۰ نوع بوی مختلف را تشخیص دهد

۶.گربه ها مزه شیرین را تشخیص تمی دهند

-7فنلاند از 179 هزار و 585 جزیره تشکیل شده است.

-8 زنبورها از بوی عرق بدشان می‌آید و به کسی که به نوعی بدنش بو دهد یا عطر و ادکلن زده باشد حمله می‌کند.

9ـ انسان با خوردن 20 نیش از زنبور عسل در آن واحد خواهد مرد.

9ـ‌ از بین رنگها رنگ سفید برای زنبور عسل آرامش دهنده و رنگ قهوه ای ناراحت کننده است.

10ـ بدن زنبور داران در برابر نیش زنبورها مقاوم می‌شود و اغلب می‌توانند بیش از صد عدد نیش زنبور عسل را تحمل کنند و احساس ناراحتی هم نکنند.
11ـ سختی آب مشابه سختی بتن است.

12ـ رعد و برقی به طول 6/1 کیلومتر دارای الکتریسیته کافی برای روشن کردن

     یک میلیون لامپ است.

13ـ‌ هنگام صحبت برای بیا ن هر کلمه 72 ماهیچه به کار گرفته می‌شود.

14ـ لایه پوستی که آرنج را پوشانده است هر 10 روز یکبار عوض می‌شود.

12ـ خون میگوها آبی رنگ است، عنکبوتها خونی روشن و شفاف دارند.

 

 منتظر مجموعه های بعدی نیز باشید........

نظر یادتون نره.....

 

اهمیت زندکی کردن چیست؟

آماده باشی یا نه، بالاخره یک روز همه چیز تمام خواهد شد

دیگر نه طلوعی خواهد بود، نه دقایقی و نه ساعات و روزهایی!

همۀ چیزهایی که جمع کرده ای چه گنجینه باشد و چه بی ارزش، همه به دست دیگری

سپرده خواهد شد

دارایی، شهرت و قوای جسمانیت رو به زوال خواهد نهاد .

کینه، خشم، نومیدی و حسادتها بالاخره روزی از میان خواهد رفت.

همچنین، آرزوها، امیدها، برنامه ها و لیست کارهایی که باید انجام می شده، به پایان می رسند

موفقّیتّها و شکستها که زمانی بسیار مهم به نظر می رسیدند، ناپدید می شوند.

و دیگر مهم نیست که تو از کجا اموفقّیتّها و شکستها که زمانی بسیار مهم به نظر می رسیدند، ناپدید می شوند.

و دیگر مهم نیست که تو از کجا امده ای یا در پایان عمر در کجا ساکن هستی.

مده ای یا در پایان عمر در کجا ساکن هستی.

مهم نیست که زیبا یا باهوش بوده ای

حتی جنسیت و رنگ پوستت هم بی اهمیّت به نظر می رسد

 

بنابراین آنچه اهمیت دارد چیست؟ ارزش روزهای تو چگونه اندازه گیری خواهد شد؟

آنچه اهمیت دارد آن نیست که می خری، آن است که می سازی

آن نیست که دریافت کرده ای، آن است که بخشیده ای 

آنچه اهمیت دارد موفقیت تو نیست، تلاش توست.

آنچه یاد گرفته ای مهم نیست، آنچه یاد داده ای اهمیت دارد.

آنچه اهمیت دارد هر عمل درست، دلسوزانه یا فداکارانه ای است

که به دیگران قدرت، توانایی و انگیزه کافی برای تقلید از تو را می دهد. آنچه اهمیت دارد، حس رقابت در تو نیست، شخصیت توست.

مهم نیست که چند نفر تو را می شناسند، مهم این است که وقتی می روی،

چند نفر جای خالی تو را حس مآنچه اهمیت دارد خاطراتت نیستند، خاطره هایی هستند که از تو در دل آنان که دوستت می دارند برجا مانده است. مهم این است که برای چه مدت، توسط چه کسانی و برای چه در خاطره ها ماندگار شده ای

زندگی کردن مسئله ای نیست که با یک تصادف اتفاق بیفتد.

آن یک پیشامد نیست، یک انتخاب است

هنگامی که چیز زیبایی را می بینی، اولین کاری که باید انجام دهی، به شراکت گذاشتن آن با دوستانت است، هرجا که باشند. اینگونه است که زیباییها به معنای واقعی در سراسر دنیا پخش خواهند شد

 

 

 

 

داستان عقاب

عمر عقاب از همه پرندگان نوع خود درازتر است .

عقاب می تواند تاسال 70 زندگی کند

ولی برای این که به این سن برسد باید تصمیم دشواری بگیرد.زمانی که عقاب به 40 سالگی می رسد :

چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی توانند طعمه را گرفته و نگاه دارند .

نوک بلند و تیزش خمیده و کند می شود نوک بلند و تیزش خمیده و کند می شود

 

شهبال های کهن سالش بر اثر کلفت شدن پرها به

سینه اش می چسبند و پرواز برای عقاب دشوار می گردد.

شهبال های کهن سالش بر اثر کلفت شدن پرها به

سینه اش می چسبند و پرواز برای عقاب دشوار می گردد.

در این هنگام ، عقاب تنها دو گزینه در پیش روی دارد . یا باید بمیرد و یا آن که فرایند دردناکی را که 150 روز به درازا می کشد پذیرا گردد .

برای گذرانیدن این فرایند، عقاب باید به نوک کوهی که در آنجا آشیانه دارد پرواز کند . برای گذرانیدن این فرایند، عقاب باید به نوک کوهی که در آنجا آشیانه دارد پرواز کند .

در آنجا عقاب نوکش را آن قدر به سنگ می کوبد تا نوکش از جای کنده شود . پس از کنده شدن نوکش ، عقاب باید صبر کند تا نوک تازه ای در جای نوک کهنه رشد کند ، سپس باید چنگال هایش را از جای برکند.

 

 

   زمانی که به جای چنگال های کنده شده ، چنگال های تازه ای درآیند ، آن وقت عسرانجام ، پس از 5 ماه عقاب پروازی را که تولد دوباره نام دارد ، آغاز کرده ...

قاب شروع به کندو 30 سال دیگر زندگی می کند.

ن همه پرهای قدیمی اش می کند .

چرا این دگرگونی ضروری است ؟

بیشتر وقت ها برای بقا ، ما باید فرایند دگرگونی را آغاز کنیم .                              

گاهی وقت ها باید از خاطرات قدیمی، عادت های کهنه و سنت های گذشته رها شویم .

تنها زمانی که از سنگینی بارهای گذشته آزاد شویم می توانیم از فرصت های زمان حال بهره مند گردیم .

ت

مناجات

بنام مهربانترین

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم 

 

گفتی: ... فَإِنِّي قَرِيبٌ...

     .:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم...

 كاش می‌شد بهت نزدیك شم 

 

بقیه در ادامه ی مطلب............

ادامه نوشته

جند نکته

وقتي در شادي هستي عهد و پيمان نبند
وقتي ناراحت هستي جواب نده
وقتي عصباني هستي تصميم نگير

دوباره فكر كن ... عاقلانه رفتار كن


ما کسايي که دلواپسمون هستن رو به گريه مي اندازيم.
ما گريه مي کنيم براي کسايي که به فکرمون نيستن
و ما
نگران کسايي هستيم که هيچوقت برامون گريه نمي کنن.
اين حقيقت زندگيه. عجيبه ولي حقيقت داره.
اگه اين رو بفهمي، هيچوقت براي تغيير دير
 نيست.


وقتي صبح از خواب بيدار مي‌شيم، دو تا انتخاب ساده داريم.
برگرديم به رختخواب و رويا ببينيم،
يا بيدار شيم و بريم دنبال روياهامون.
انتخاب با شماست...

ویژگی های یک پدر خوب

من قبل از اینکه این متن  را می نویسم دست پدر خوب ودلسونم را می بوسم

یژگیهای یک پدر خوب

وواحد خانواده خوشبخت تبیان زنجان-

تعريف وظايف براي والدين شايد كار سختي نباشد، اما اين‌كه ما بدانيم به عنوان يك پدر چگونه مي‌توانيم به تمام وظايف خود به خوبي عمل كنيم و تعريف درستي از اين وظايف به دست بياوريم آسان نيست.

در فرهنگ گذشته ،پدر معمولا الگويي تمام‌عيار براي فرزندان و مخصوصا پسران به حساب مي‌آمد و همچنين فردي كه همه اعضاي خانواده از او حرف‌شنوي داشتند واز وي حساب مي‌بردند.

 اين حرف شنوي به معني موافقت با تصميم پدر نبود بلكه خانواده‌ها در گذشته پذيرفته بودند كه هر چه پدر بگويد همان است و حتي در مواردي هم كه مخالف نظر پدر بودند حداقل در ظاهر با او موافقت مي‌كردند و از او حساب مي‌بردند، اما امروزه با تحولاتي كه در جامعه و فرهنگ‌ها رخ داده است ديگر پدر، كسي نيست كه حرف اول و آخر را بزند و همه بي‌چون و چرا از او پيروي كنند، بلكه نقش پدران در خانواده تغيير كرده است. ديگر نمي‌توان از فرزندان خواست كه بي‌دليل كاري را انجام دهند و حرفي را بپذيرند؛ آنها براي همه چيز دليل محكمي مي‌خواهند.

مشاركت در تربيت فرزند

از همان وقتي كه جنين در رحم مادر شكل مي‌گيرد پدر هم در رشد او سهم دارد، گرچه سهم مادر در رشد و نمو جنين بيشتر است، اما وجود و همياري پدر نيز در اين رشد نقش بسزايي دارد.

بودن پدر كنار مادر در دوران بارداري آرامش خاطري براي مادر به همراه دارد كه به طور مستقيم روي جنين تاثير مي‌گذارد. وقتي نوزاد به دنيا مي‌آيد معمولا پدران، بيشتر وظايف را بر دوش مادران مي‌اندازد و كمتر پيش مي‌آيد كه در رشد نوزاد نقشي ايفا كنند، اما وظيفه پدران مشاركت در نگهداري نوزاد است تا هم به مادر فشار نيايد و هم نوزاد وجود پدر را از ابتدا حس كند.

هر چه فرزندتان بزرگ‌تر مي‌شود شما مي‌توانيد ارتباط بيشتري با او برقرار و در تربيت او نقش مهمي را ايفا كنيد.

با او حرف بزنيد و او را در همه مراحل زندگي‌اش راهنمايي كنيد. بگذاريد فرزندتان شما را بهترين دوست خود بداند. يادتان باشد حريم پدر و فرزندي بايد حفظ شود و هيچ‌گاه با صميميت بيش از حد نگذاريد احترامتان از بين برود. فرزندتان هميشه بايد به شما احترام بگذارد، اما اين احترام صرفا وقتي بروز مي‌كند كه شما به او ياد بدهيد، اول با احترام به والدين خودتان و دوم با احترام گذاشتن به فرزندتان، وقتي شما حريم او را نشكنيد او نيز به حريم شما تجاوز نخواهد كرد. پس پدر نمونه، پدري است كه با حفظ حريم‌ها با فرزند خود صميمي و دوست است.

رشد شخصيتي

امروزه براي اين‌كه بتوانيد با فرزندان خود ارتباط خوبي برقرار كنيد بايد راه‌هاي برقراري ارتباط را بياموزيد. براي اين‌كه بتوانيد با فرزندان خود حرف بزنيد و با آنها دوست باشيد بايد تا حدودي به روز باشيد.

براي اين كه در تربيت فرزندانتان موفق باشيد و مشاركتي مفيد داشته باشيد اول خودتان بايد به اصول اخلاقي و تربيتي پايبند بوده و آنها را زيرپا نگذاريد. براي ياد دادن قانون به فرزندانتان اول خودتان بايد قانونمند باشيد.

براي رسيدن به تمام اينها بهتر است قبل از بچه‌دار شدن به شخصيت خود رجوع كنيد و آن را ارتقا ببخشيد. بعد از به دنيا آمدن بچه نيز هنوز دير نشده و شما مي‌توانيد نقاط ضعف خود را بهبود بخشيده و رفتارتان را اصلاح كنيد.

مشاوره با متخصصان در اين زمينه مي‌تواند به ميزان زيادي موثر باشد و شما را در اين مسير كمك كند. شما هميشه بايد در حال رشد باشيد و هر روز از روز قبل بهتر عمل كنيد. معمولا پدران با غرق شدن در امور كاري خود از خودشان غافل مي‌شوند و فراموش مي‌كنند كه جز پول درآوردن وظايف ديگري نيز دارند.

با فرزند خود تفريحات مشترك داشته باشيد، با هم ورزش كنيد، به پياده‌روي برويد، بازي‌هاي مختلف انجام دهيد و كلا سعي كنيد اوقات خوشي را براي فرزندتان به وجود بياوريد.

به سلامتي خود اهميت دهيد و پدري سالم و برقرار باشيد. با تغذيه مناسب و رسيدگي منظم به سلامتي‌تان به حفظ شادابي خود كمك كنيد و با اين كار تاثير مثبتي نيز بر فرزندان خود بگذاريد.

مسووليت پدري

اكثر مردم فكر مي‌كنند مسووليت پدران در قبال فرزندان تنها امرار معاش آنهاست. امروزه بسياري از پدران به دليل مشكلات اقتصادي و بيكاري وظيفه خود مي‌دانند كه مسووليت زندگي مادي فرزندانشان را كلا بپذيرند و آنقدر پول در بياورند تا فرزندانشان بتوانند آينده‌اي روشن داشته باشند. در اين‌كه فرزندان امروزي بيش از گذشته به كمك مالي والدين خود احتياج دارند شكي نيست، اما پذيرفتن اين مسووليت از جانب پدران گاهي باعث بي‌كفايتي فرزندان مي‌شود و آنها ديگر سعي در به دست آوردن امكانات نمي‌كنند چراكه هميشه پدرشان به جاي آنها احساس مسووليت كرده است.

مستقل و با كفايت بار آوردن فرزندان به مراتب بيشتر از فراهم آوردن امكانات مي‌تواند به آنها در آينده كمك كند. اگر شما توانسته‌ايد در زندگي خود موفق شويد پس رمز موفقيت‌تان را به فرزند خود ياد دهيد و استقلال او را نگيريد و بگذاريد خودش زندگي‌اش را بسازد در اين بين مي‌توانيد گاهي با كمك خود به پيشرفت بيشتر زندگي‌اش كمك كنيد و رسيدن او به موفقيت را تسريع كنيد. شايد اگر به فرزندتان ميدان عمل بدهيد او از شما موفق‌تر شود.

از اشتباهات فرزندتان نترسيد و يادتان باشد در اشتباهات است كه تجربيات بزرگ به دست مي‌آيند. از فرزندتان انتظار نداشته باشيد مانند شما عمل كند او بسيار كم‌تجربه‌تر از شماست.

تجربيات خود را در اختيارش بگذاريد و به او فرصت دهيد تا راه درست را پيدا كند و در مسير موفقيت كنارش باشيد و كمكش كنيد.

فكر مي‌كنم لذت اين همراهي بسيار بيشتر از اين است كه شما به جاي او تصميم بگيريد و به جاي او عمل كنيد.

کانون فرهنگی هنری بقیه ا...مسجد صاحب الامر محله ی بالا

کانون فرهنگی هنری بقیه ا... مسجد صاحب الامر در نظر دارد  برای پر کردن اوقات فراغت کودکان و نو جوانان در رده های سنی مختلف و خوهران و برادران کلاس های تقویتی آموزشی وتفریحی بر گزار نماید .

ثبت نام درکانون بقیه ا...

مواردمورد نیاز برای ثبت نام درکانون :

دو قطعه عکس۴*۳

فتوکپی شناسنامه

و پر کردن فرم ثبت نام

 

کلاس های برگزاری

کلاس های آموزش کامپیوتر در سطح های پیشرقته و مقدماتی

کلاس های تمریناتی فوتسال در رده های سنی مختلف

کلاس های آموزس قرآن در رده های سنی مختلف و مقدماتی و پیشرفته

کلاس های آموزش خطاطی مقدماتی و پیشرفته

کلاس های ریاضات در مقاطع تحصیلی مختلف (مقدماتی و پیشرفته )


زمان برگزاری :بزودی اعلام خواهد شد

مکان : تسوج خیابان ۱۶متری آیت ا... خامنه میدان صاحب الامر محله ی بالا جنب مسجد

 

مادر

                                  " زندگيتان راتغييرخواهد داد  "

 

ازوقت مادرشدن دوستم دارد مي گذرد  . براي صرف نهار دور هم نشسته ايم كه دوستم ناگهان مي گويد

كه اووهمسرش به فكر بزرگ كردن خانواده افتاده اند منظور او اين است كه ساعت بيولوژيكي اش شمارش معكوس راشروع كرده واو به اجباربايد به فكرمادرشدن باشد!  

تقريباً باشوخي مي گويد: داريم نظرخواهي مي كنيم : فكرميكنيد من مي تونم بچه داشته باشم؟

لحن بيطرف خودراحفظ مي كنم و بااحتياط مي گويم: زندگيتان راتغييرخواهدداد. مي گويد : مي دونم... ديگه نه ازخواب شنبه ها خبري هست و نه ازتعطيلات خود بخود !

اما من اصلاً منظورم اين نبود. به دوستم نگاه مي كنم سعي مي كنم درمورد مطالبي كه مي خواهم بگويم تصميم گيري كنم . دلم مي خواهد آن چه راكه هرگز دركلاسهاي بچه داري نخواهد آموخت يادبگيرد.

مي خواهم به اوبگويم كه زخمهاي فيزيكي بچه داري مداوا مي شوند  اما مادرشدن زخمهاي عاطفي براي او بجا خواهد گذاشت كه آنقدرعميق هستند كه اورا براي هميشه آسيب پذير خواهد ساخت.

مي خواهم به اواخطار كنم درآ نصورت هرگزحادثه اي رادرروزنامه نخواهد خواندمگراين كه ازخود بپرسد:   "اگراون بچه من بود چي مي شد ؟" اين كه هرتصادف ساده هرآتشسوزي باعث نگراني خاطر اوخواهد شد.اين كه وقتي تصاوير كودكان قحطي زده رامشاهده مي كند ازخود مي پرسد: آيا چيزي بدترازتماشاي مرگ فرزند هست ؟

به دقت به ناخنهاي مانيكورشده ولباس شيك اونگاه مي كنم وفكرمي كنم كه صرف  نظرازاين كه اوتاچه

حد با كلاس است مادرشدن اورا تاحد  خرسي كه ازتوله اش محافظت مي كند پايين مي آورد ! يك فريادمضطربانه " مامان !" موجب خواهدشدكه سوفله يا بهترين ظرف كريستال خودرا بدون لحظه اي       درنگ به زمين بياندازد.

احساس مي كنم بايدبه اواخطار كنم كه صرفنظرازسالها سرمايه گذاري براي كارش بامادرشدن به لحاظ حرفه اي ازخط خارج خواهد شد.ممكن است  فكري براي مراقبت ازبچه بكند. اما يك روز كه ميخواهد به سرقراركاري مهمي برود. لبخند شيرين كودكش اورامتزلزل خواهد ساخت. اومجبوراست براي جلوگيري ازبهم ريختگي خانه سرسوزن 

 بي نظمي را تحمل نكند تامباداخطري فرزندش راتهديد كند.مي خواهم دوستم بداند كه بايد برنامه ريزي رافراموش بكند وروز به روز براي زندگيش تصميم گيري كند...

با نگاه كردن به دوست جذابم مي خواهم به اواطمينان دهم كه اضافه وزن آن دوران ازبين خواهد رفت امااو ديگرهمان احساس رادرموردخودش نخواهدداشت.

اين زندگي كه درحال حاضر آنقدر برايش اهميت دارد باآمدن بچه ديگر برايش ارزش چنداني نخواهد داشت وممكنست دريك لحظه براي نجات جان فرزندش ازآن دست بكشد امادرعين حال اميددارد سالهاي بيشتري راپيش رو داشته باشد . نه براي به انجام رساندن روياهاي خود بلكه براي اين كه ناظر به ثمررسيدن روياهاي فرزندش باشد.

بچه دارشدن بررابطه اووهمسرش نيزتاثيرخواهد گذاشت . ولي اين تاثيردرجهتي نيست كه  او تصورمي كند.

اي كاش  مي توانست بفهمد كه علاقه انسان به مردي كه هميشه مراقب تروخشك كردن فرزندش  است و يا مردي كه باميل ورغبت با دختر يا پسرش بازي مي كند چقدر بيشتر مي شود . فكرمي كنم بايد بداند كه دوباره ولي اين باربه دلايلي بسيارغيررويائي عاشق همسرش خواهد شد.

اي كاش  بتواند حسي راكه به همراه تمام زنان درطول تاريخ براي متوقف ساختن جنگ . تبعيض ورانندگي درحال مستي خواهدداشت درك نمايد .اميدوارم بفهمد چرامي توانم درباره اكثر مسايل منطقي فكركنم اما وقتي بحث جنگ هسته اي پيش  مي آيد به خاطرآينده فرزندم يك دفعه ديوانه مي شوم.

مي خواهم برايش هيجاني راتشريح كنم كه باديدن ضربه زدن فرزندش به توپ فوتبال به اودست مي دهد.    مي خواهم قهقه كودكي راتصور كند كه براي اولين بارپوست يك سگ رالمس مي كند.ميخواهم لذتي راكه ازشدت واقعي بودن عذاب آور است به اوبچشانم.

نگاه ناباورانه دوستم به من مي فهماند كه چشم هايم پرازاشك شده است . بالاخره ميگويم هرگزازاين تصميم پشيمان نخواهي شد. سپس دستم راروي ميز دراز مي كنم و دستهايش را دردست مي گيرم و براي او خودم و تمام زناني كه درحال انجام مقدس ترين وظايف هستند دعا مي كنم.

 

                                                                                                        التماس دعا

گدا

مردی هر روز در بازار گدايی می‌کرد و مردم هم حماقت او را دست می‌انداختند. دو سکه به او نشان می‌دادند که يکی از طلا بود و يکی از نقره. اما مرد گدا هميشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد.
اين داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می‌آمدند و دو سکه به او نشان می‌دادند و مرد گدا هميشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد.
تا اينکه مرد مهربانی از راه رسيد و از اينکه مرد گدا را آنطور دست می‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه طلا را بردار. اينطوری هم پول بيشتری گيرت می‌آيد و هم ديگر دستت نمی‌اندازند.
مرد پاسخ داد: حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نمی‌دهند تا ثابت کنند که من از آنها احمق‌ترم. شما نمی‌دانيد تا حالا با اين کلک چقدر پول گير آورده‌ام.

نتیجه اخلاقی: اگر کاری که می‌کنی٬ هوشمندانه باشد٬ هيچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند

خداوندی خدا

خداوندی خدا

روزها گذشت و گنجشك با خدا هیچ نگفت

 

فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت :

می اید ، من تنها گوشی هستم كه غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام كه دردهایش را در خود نگه می دارد و سر انجام گنجشك روی شاخه ای از درخت دنیا نشست .

فرشتگان چشم به لبهایش دوختند ، گنجشك هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود " با من بگو از انچه سنگینی سینه توست ." گنجشك گفت " لانه كوچكی داشتم، ارامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی كسی ام . تو همان را هم از من گرفتی .

 این طوفان بی موقع چه بود ؟ چه می خواستی از لانه محقرم ؟ كجای دنیا را گرفته بود ؟

 و سنگینی بغضی راه بر كلامش بست. سكوتی در عرش طنین انداز شد . فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

خدا گفت " ماری در راه لانه ات بود . خواب بودی .. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند.

  انگاه تو از كمین مار پر گشودی . گنجشك خیره در خدایی خدا مانده بود.

 خدا گفت " و چه بسیار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمنی ام بر خاستی.

اشك در دیدگان گنجشك نشسته بود . ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت. های های گریه هایش ملكوت خدا را پر كرد....

خداو کودک

كودكي كه آماده تولد بود، نزد خداوند رفت و از او پرسيد:

«مي‌گويند فردا شما مرا به زمين مي‌فرستيد، اما من به اين كوچكي و بدون هيچ كمكي چگونه مي‌توانم براي زندگي به آنجا بروم؟»

خداوند پاسخ داد: « از ميان تعداد بسياري از فرشتگان، من يكي را براي تو در نظر گرفته‌ام. او از تو نگهداري خواهد كرد.»اما كودك هنوز مطمئن نبود كه مي خواهد برود يا نه :«اما اينجا در بهشت، من هيچ كار جز خندين و آواز خواندن ندارم و اينها براي شادي من كافي هستند.»

خداوند لبخند زد «فرشته تو برايت آواز مي‌خواند، و هر روز به تو لبخند خواهد زد . تو عشق او را احساس خواهي كرد و شاد خواهي بود.»

كودك ادامه داد: «من چطور مي توانم بفهمم مردم چه مي گويند وقتي زبان آنها را نمي دانم؟»

خداوند او را نوازش كرد و گفت: «فرشته تو ، زيباترين و شيرين ‌ترين واژه‌هايي را كه ممكن است بشنوي در گوش تو زمزمه خواهد كرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد كه چگونه صحبت كني.»

كودك با ناراحتي گفت: «وقتي مي‌خواهم با شما صحبت كنم ، چه كنم؟»

اما خدا وندبراي اين سئوال هم پاسخي داشت: «فرشته‌ات، دستهايت را دركنار هم قرار خواهد داد و به تو ياد مي‌دهد كه چگونه دعاكني.»

كودك سرش رابرگرداند وپرسيد: «شنيده‌ام كه در زمين انسانهاي بدي هم زندگي مي‌كنند. چه كسي از من محافظت خواهد كرد؟ »

- «فرشته‌ات از تو محافظت خواهد كرد، حتي به قيمت جانش تمام شود.»

كودك با نگراني ادامه داد: «اما من هميشه به اين دليل كه ديگر نمي‌توانم شما راببينم ، ناراحت خواهم بود.»

خدواند لبخند زد و گفت:‌ «فرشته‌ات هميشه درباره من با تو صحبت خواهدكرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت، گر چه من هميشه دركنار تو خواهم بود.»

در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهايي از زمين شنيده مي‌شد. كودك مي‌دانست كه بايد به زودي سفرش را آغاز كند.

او به آرامي يك سئوال ديگر از خداوند پرسيد: «خدايا ! اگر من بايد همين حالا بروم لطفاً نام فرشته‌ام را به من بگوييد.»

خداوند شانه او را نوازش كرد و پاسخ داد:

«نام فرشته‌ات اهميتي ندارد. به راحتيمي تواني او را مادر صدا کني

تله موش

موش ازشكاف ديوار سرك كشيد تا ببيند اين همه سروصدا براي چيست . مرد مزرعه دار تازه از شهر رسيده بود و بسته اي با خود آورده بود و زنش با خوشحالي مشغول باز كردن بسته بود .
موش لب هايش را ليسيد و با خود گفت :« كاش يك غذاي حسابي باشد .»
اما همين كه بسته را باز كردند ، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد ؛ چون صاحب مزرعه يك تله موش خريده بود .
موش با سرعت به مزرعه برگشت تا اين خبر جديد را به همه ي حيوانات بدهد . او به هركسي كه مي رسيد ، مي گفت :« توي مزرعه يك تله موش آورده اند، صاحب مزرعه يك تله موش خريده است . . . »
مرغ با شنيدن اين خبر بال هايش را تكان داد و گفت : « آقاي موش ، برايت متأسفم . از اين به بعد خيلي بايد مواظب خودت باشي ، به هر حال من كاري به تله موش ندارم ، تله موش هم ربطي به من ندارد .»
ميش وقتي خبر تله موش را شنيد ، صداي بلند سرداد و گفت : «آقاي موش من فقط مي توانم دعايت كنم كه توي تله نيفتي ، چون خودت خوب مي داني كه تله موش به من ربطي ندارد. مطمئن باش كه دعاي من پشت و پناه تو خواهد بود .»
موش كه از حيوانات مزرعه انتظار همدردي داشت ، به سراغ گاو رفت . اما گاو هم با شنيدن خبر ، سري تكان داد و گفت : « من كه تا حالا نديده ام يك گاوي توي تله موش بيفتد.!» او اين را گفت و زير لب خنده اي كرد ودوباره مشغول چريد شد.
سرانجام ، موش نااميد از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در اين فكر بود كه اگر روزي در تله موش بيفتد ، چه مي شود؟
در نيمه هاي همان شب ، صداي شديد به هم خوردن چيزي در خانه پيچيد . زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و به سوي انباري رفت تا موش را كه در تله افتاده بود ، ببيند .
او در تاريكي متوجه نشد كه آنچه در تله موش تقلا مي كرده ، موش نبود ، بلكه يك مار خطرناكي بود كه دمش در تله گير كرده بود . همين كه زن به تله موش نزديك شد ، مار پايش را نيش زد و صداي جيغ و فريادش به هوا بلند شد. صاحب مزرعه با شنيدن صداي جيغ از خواب پريد و به طرف صدا رفت ، وقتي زنش را در اين حال ديد او را فوراً به بيمارستان رساند. بعد از چند روز ، حال وي بهتر شد. اما روزي كه به خانه برگشت ، هنوز تب داشت . زن همسايه كه به عيادت بيمار آمده بود ، گفت :« براي تقويت بيمار و قطع شدن تب او هيچ غذايي مثل سوپ مرغ نيست .»
مرد مزرعه دار كه زنش را خيلي دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتي بعد بوي خوش سوپ مرغ در خانه پيچيد.
اما هرچه صبر كردند ، تب بيمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آن ها رفت و آمد مي كردند تا جوياي سلامتي او شوند. براي همين مرد مزرعه دار مجبور شد ، ميش را هم قرباني كند تا باگوشت آن براي ميهمانان عزيزش غذا بپزد .
روزها مي گذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر مي شد . تا اين كه يك روز صبح ، در حالي كه از درد به خود مي پيچيد ، از دنيا رفت و خبر مردن او خيلي زود در روستا پيچيد. افراد زيادي در مراسم خاك سپاري او شركت كردند. بنابراين ، مرد مزرعه دار مجبور شد ، از گاوش هم بگذرد و غذاي مفصلي براي ميهمانان دور و نزديك تدارك ببيند .
حالا ، موش به تنهايي در مزرعه مي گرديد و به حيوانان زبان بسته اي فكر مي كرد كه كاري به كار تله موش نداشتند!

نتيجه ي اخلاقي : اگر شنيدي مشكلي براي كسي پيش آمده است و ربطي هم به تو ندارد ، كمي بيشتر فكر كن. شايد خيلي هم بي ربط نباشد !

 

اهمیت صلوات

دارای ثواب و برکات فراوانی است که در دنیا و آخرت برفرستنده صلوات سرازیر می شود اهميت صلوات بر پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم
معنا و مفهوم صلوات

واژه صلاه ، صلوه و جمع آن صلوات به معنی نماز خواندن و درود و تحیت است. صلی الله علیه یعنی خداوند بر او درود فرستاد، در معجم الوسیط هم صلاه به معنای دعا است.
صاحب المیزان در مورد کلمه صلوه می گوید:«کلمه صلوه در اصل به معنای انعطاف بوده، و صلاه خدا بر پیغمبر به معنای انعطاف او به وی است، به وسیله رحمتش، البته، انعطافی مطلق، چون در آیه شریفه صلات را مقید به قیدی نکرده، و همچنین صلاه ملائکه او بر آن جناب، انعطاف ایشان است بر وی، به اینکه او را تزکیه نموده و برایش استغفار کنند، و صلات مومنین بر او انعطاف ایشان است به وسیله درخواست رحمت برای او.»(المیزان/ 61/705)
راغب اصفهانی نیز در معنی صلوه معتقد است:«صلوات رسول الله و نماز مسلمانان، تزکیه ایشان است. همچنین دعا و استغفار فرشتگان مثل مردم است و صلاه که عبادت مخصوص است اصلش دعا است. و این عبادت خاص به این کلمه نامیده شده است.» (مفردات/ 392)
در تفسیر جوان نیز آمده است که «چنانچه صلوات به خدا نسبت داده شود به معنی فرستادن رحمت است و هرگاه به فرشتگان و مومنان منسوب گردد به معنی طلب رحمت می باشد.»(تفسیر جوان/71/ 623)
صلوات در آینه قرآن و کلام معصوم  علیه السلام
در سوره احزاب آیه 56 خداوند با تاکید می فرماید: «خدا و فرشتگان او بر پیامبر اسلام درود می فرستند، شما هم ای کسانی که ایمان آورده اید بر او صلوات بفرستید، و آن طور که باید، تسلیم شوید.»
خداوند در این آیه تاکید می کند که ابتدا من و ملائکه بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم صلوات می فرستیم و به پیروی از ما شما انسانها بر ایشان و آلش سلام و درود بفرستید.
در حکمت 163 نهج البلاغه آمده است «اذا کانت لک الی الله سبحانه حاجه فابدا بمساله الصلاه علی رسوله ثم سل حاجتک فان الله اکرم من ان یسال حاجتین فیقضی احدا هما و یمنع الاخری».
«هرگاه از خدای سبحان درخواستی داری، بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم درود بفرست سپس حاجت خود را بخوان، زیرا خداوند بزرگوارتر از آن است که از دو حاجت درخواست شده، یکی را برآورده و دیگری را بازدارد.»
تمام دعاهای صحیفه سجادیه نیز با صلوات آغاز می شود و یا پایان می یابد. در برخی از دعاها نیز در اواسط دعا، صلوات فرستاده شده است زیرا ائمه معتقدند صلوات، ذکر برآورده شدن حاجت است و در هر دعایی که صلوات فرستاده شود اجابت آن از سوی خدا حتمی است.
ایشان در دعای 44 به کرات صلوات را تکرار کرده و دعا برای حفظ توحید، رسیدن به منزلت بالا در نماز، شناخت حرمت خدا را از خداوند مسالت می کند.
در قسمتی از این دعا می فرمایند:«اللهم صل علی محمد و اله، فی کل اوان وقت و کل و علی کل حال عدد ماصلیت علیه، و افعان ذلک کله بالاضعاف التی لا یحصیها غیرک، انک فعال لما ترید «بار خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست، به شمار درودهایی که بر هر کس نثار فرموده ای و چندین برابر آن به چندین برابر که هیچ کس جز تو شمار آن نداند، که تو هر چه خواهی کنی.»
امام صادق  علیه السلام نیز در باب اهمیت صلوات می فرمایند:«کسی که شهادت بدهد خدایی جز خدایی یگانه نیست و اگر شهادت دهد که حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم رسول خداست، ده هزار حسنه برای او نوشته می شود.» (ثواب الاعمال/ 32)
کیفیت صلوات بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم
در مورد کیفیت صلوات، روایات فراوانی است که درود و سلام بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را همراه با آلش مقبول می دانند.
این نوع کیفیت صلوات از منابع شیعه و سنی قابل اثبات است، چنانکه در صحیح مسلم، سن ابن داود ترمذی، نسانی، موطا مالک، مسند احمد و سنن دارمی، از ابومسعود انصاری روایت کنند که گفت:
«رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد و با ما در مجلس سعد بن عباده نشست «بشیربن سعده ابونعمان بن بشیر به او گفت: ای رسول خدصلی الله علیه و آله و سلم خداوند ما را فرمان داده تا بر شما صلوات فرستیم، چگونه بر شما صلوات فرستیم؟ راوی گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم (به گونه ای) ساکت شد که ما آرزو کردیم ای کاش او چنین سوالی نکرده بود سپس فرمود بگویید خداوندا بر محمد و آل محمد صلوات فرست، همان گونه که بر ابراهیم صلوات فرستادی، و بر محمد آل محمد فزونی بخش، همان گونه که بر ابراهیم در جهانیان فزونی دادی.
در کنزالعمال نیز از عایشه روایتی است که همین مضامین روایت قبل را دارد.
از حضرت علی  علیه السلام نیز روایت است که ایشان فرمودند «اصحاب گفتند ای رسول خدا چگونه بر شما صلوات فرستیم که فرمود «بگویید: خداوندا بر محمد و آل محمد صلوات فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم صلوات فرستادی، راستی که تو ستوده و والایی، و بر محمد و آل محمد فزونی بخش، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم فزونی دادی، براستی که تو پسندیده و عظمایی» (کنزالعمال)
برکات و ثواب صلوات
در باب ثواب صلوات روایات فراوانی است که تاکید می کند ده هزار بار حسنه دارد، رحمت و برکت و لطف و کرامت خدا را به همراه دارد، معادل با پاداش و ثواب تسبیح و تکبیر خداست، ارتقاء درجه به همراه دارد، معادل سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اکبر است.
صلوات برکات فراوانی را برای شخص بدنبال دارد که برکات صلوات را می توان به برکتهای دنیوی و اخروی تقسیم کرد.
در دنیا صلوات باعث برآورده شدن حاجت، ازدیاد مال، رفع فقر، بخشش گناهان، ادای قرض، خوشبو شدن، درمان فراموشی، رفع نفاق، نجات از سختی، تندرستی، خواب مقصود دیدن و درک امام قائم می شود.
برای اثبات برخی از موارد ذکر شده به کلام ائمه استناد می کنیم.
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند «صلوات فرستادن، فقر ر ابرطرف می کند»
امام صادق  علیه السلام می فرمایند: هر کس بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگوید:«اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم » (خدایا بر محمد و آلش درود بفرست و به فرجشان سرعت بخش) نخواهد مرد تا آن که امام قائم از خاندان پیغمبر  علیه السلام را درک و به ملاقاتش نایل آید.»
از دیگر برکات حائز اهمیت صلوات از بین رفتن گناهان است، چنانکه امام رضا به نقل از رسول خدا می فرمایند:«الصلاه علی و علی اهل بیتی تذهب بالنفاق» «صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بین می برد».
و اما برکات اخروی صلوات را می توان به پنج مرحله تقسیم کرد. 1- عالم برزخ 2- قیامت 3- پل صراط 4- جهنم 5- بهشت.
1- عالم برزخ
مداومت بر صلوات، عذاب قبر را در عالم برزخ دور می کند، ظلمت گناه را از بین می برد، عذاب را از همه اهل قبرستان دور می کند، ثواب صلوات سنگین تر از گناهان است، صلوات، فریادرس ایشان در قبر است، چهره انسان را در برزخ نورانی و جان کندن را راحت می کند.
ابوعلقه می گوید: پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم بعد از نماز صبح رو به طرف ما کرد و فرمود: «اصحاب من! دیشب عمویم حمزه و برادرم جعفر(طیار) را در خواب دیدم به آن دو نزدیک شدم و گفتم: پدر و مادرم فدایتان، کدام عمل را برتر یافتید؟ پاسخ دادند: پدر و مادر به فدایت، ما صلوات بر تو، تشنه را سیراب کردن و محبت علی بن ابیطالب را برترین اعمال یافتیم.»
همچنین از ایشان نقل است که فرمودند: «الصلاه علی نور فی القبر» «صلوات بر من، نوری در قبر است.»
و نیز فرمود :
«هر کس بر من صلوات زیاد بفرستد از تلخی مرگ و جان کندن ایمن گردد»
2- قیامت
از ائمه علیه السلام آمده که هر کس در دنیا مداومت بر صلوات داشته باشد خصوصاً در روز جمعه، صلوات، شفیع ایشان می شود در قیامت، همچنین صلوات بسیار، صلوات فرستنده را در روز قیامت نزدیک ترین فرد به پیامبر قرار می دهد، خداوند از هر جهت بر فرد نور می تاباند، هفتاد حاجتش را در قیامت برآورده می کند و او را در زیر عرش الهی قرار می دهد. همچنین این صلوات ها موجب سنگینی اعمال در قیامت و افضل اعمال محسوب می شود و ذخیره ای خوب برای ایشان در قیامت به حساب می آید.
از پیغمبر نقل است که فرمودند: «سه کس در روز رستاخیز آن روزی که سایه ای جز سایه خداوند نخواهد بود در زیر عرش الهی خواهند بود: «عرض شد: یا رسول الله آنها چه کسانی هستند؟»
فرمود: «آن کس که اندوه غمزده ای از امت من را برطرف سازد و کسی که سنت مرا زنده نماید و آن کس که فراوان بر من صلوات فرستد.»
3- پل صراط
صلوات، راهنمای انسان در هنگام عبور از پل صراط است و نوری است که راه را بر او روشن می کند، چنانکه رسول گرامی اسلامصلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: «اکثروا الصلاه علی فان الصلوه علی نور فی القبر و نور علی الصراط و نور فی الجنه»
«بر من بسیار درود بفرستید چرا که درود فرستادن بر من، برای صلوات فرستنده، نوری است در قبر و نوری است بالای صراط و نوری است در بهشت.»
4- جهنم
صلوات انسان را از گرمای جهنم مصون می دارد و مانعی است در ورود به آتش جهنم.
رسول خدصلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «لن یلج النار من صلی علی و من نسی الصلوه علی فقد أخطأ طریق الجنه» «آن کس که بر من درود بفرستد، داخل آتش نخواهد گردید و هر کس درود فرستادن بر من را فراموش کند، از راه بهشت به خطا خواهد رفت.»
5- بهشت

صلوات فرستندگان در بهشت، حورالعین نصیبشان می شود، دوست پیامبر در بهشت شده و هفتاد هزار قصر بهشتی دریافت می کنند، شراب سلسبیل می نوشند، در زمره خواص پیامبر وارد بهشت می شوند.
شخصی از پیامبر پرسید: صلوات فرستادن امت، ارسال تحفه ای است به نزد شما، آیا از جانب شما تحفه ای برای ایشان خواهد بود؟
آن حضرت فرمود:
«امروز، صلوات امت بر من، تحفه ای است از ایشان برای من، و فردا، تحفه من برای ایشان، در بهشت خواهد بود.»
آداب صلوات
حال که به اهمیت صلوات و آثار و برکات آن پی بردیم بهتر است بدانیم چه موقع و کجا صلوات فرستادن ثواب بیشتری دارد البته، هدف، ذکر صلوات و مداومت بر آن است اما از آنجا که مؤمن باهوش است به دنبال چیزهایی است که این حساب را چندین برابر می کند لذا به دنبال زمان مناسب و مکان مناسب برای فرستادن صلوات می گردد.
زمان صلوات
بهترین زمان صلوات پنج شنبه شب تا غروب جمعه است.
از امام جعفر صادق نقل است که: «در آخر روز پنج شنبه و شب جمعه، جمعی از ملائکه، از آسمان فرود می آیند، که با ایشان، قلم ها از طلا و لوحها از نقره هست، و در آخر روز پنج شنبه و شب جمعه و روز جمعه تا وقت غروب، چیزی به جز صلوات بر پیغمبر و آل آن حضرت علیهم السلام را نمی نویسند» هر وقت که انسان یاد خداست بهتر است که صلوات فرستد، روز مبعث، هنگام شنیدن صدای اذان، ماه شعبان بعد از نماز صبح و هنگام طلب حاجت، از بهترین اوقات صلوات فرستادن است. امام صادق علیه السلام فرمودند: پس از نماز صبح، پیش از آن که حرفی بزنی صدبار بگویید: «یا رب صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرج آل محمد و اعتق رقبتی من النار»
مکان صلوات
در هنگام عبور از مسجد، ورود به مسجد، عطسه کردن، وزش باد، ذبح گوسفند، و در مکان خوانده شدن خطبه ازدواج، فرستادن صلوات مستحب است. رسول خدا می فرمایند: هر که باشید بر من درود فرستید زیرا درود شما به من می رسد اما در روایات بر برخی مکانها تأکید شده از جمله: حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «هرگاه از مسجدی عبور کردید، بر پیغمبرصلی الله علیه و آله و سلم صلوات بفرستید»
آنچه که از بررسی آیات و روایات می توان استنباط نمود این است که فرستادن صلوات اولاً باید به شکل درود و سلام بر پیامبر و آلش باشد تا قبول شود، از طرفی فرستادن صلوات در همه زمان ها و همه مکان ها ضروری است و ذکر برآورده شدن حاجت به حساب می آید

انتظار

 

بسم الله الرحمن  الرحیم

 

 

انتظارات امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) از شیعیان

 

آنچه پیش رو دارید، بیان برخی انتظارات و توقّعاتی است كه

 امام حسن مجتبی علیه‏السلام از امت اسلامی؛ بخصوص از شیعیان دارد. امید آنكه ره‏توشه‏ای برای رهروان كوی دوست باشد.

 

خدا محوری                فراگیری دانش          اندیشیدن و تفكّر


تلاش و كوشش         صبر و بردباری           دقّت در دوستیابی
 

1. خدا محوری
از مهمترین انتظاراتی كه تمام انبیأ و اولیأ از بندگان خدا، داشته‏اند و دارند این است كه مردم در كارها و رفتارها خدا محور باشند و رضایت الهی و خداوندی را در تمام امور محور و اساس قرار دهند.

امام حسن مجتبی علیه‏السلام نیز كه خود خدا محور و سراپا اخلاص بود، از امت اسلامی و شیعیان خویش توقّع و انتظار دارد كه رضایت الهی را محور فعّالیت خویش قرار دهند. این توقّع را گاه با بیان زیان مردم محوری و خارج شدن از محور رضایت الهی ابراز می‏دارد،

 آنجا كه فرمود:«مَنْ طَلَبَ رِضَی اللّهِ بِسَخَطِ النّاسِ كَفاهُ اللّهُ اُمُورَ النّاسِ وَ مَنْ طَلَبَ رِضَی النّاسِ بِسَخَطِ اللّهِ وَكَلَهُ اللّهُ اِلَی النّاسِ؛

(3) هر كس رضایت خدا را بخواهد هر چند با خشم مردم همراه شود؛ خداوند او را از امور مردم كفایت می‏كند و هر كس كه با به خشم آوردن خداوند دنبال رضایت مردم باشد، خدا او را به مردم وا می‏گذارد.»

 

و گاه فوائد خدا محوری و در نظر گرفتن رضایت الهی را به زبان می‏آورد و می‏فرماید: «اَنَا الضّامِنُ لِمَنْ لَمْ یهْجُسْ فی قَلْبِهِ اِلاّ الرِّضا اَنْ یدْعُوَ اللّهَ فَیسْتَجابُ لَهُ؛(4) من ضمانت می‏كنم برای كسی كه در قلب او چیزی نگذرد جز رضا[ی خداوندی]، كه خداوند دعای او را مستجاب فرماید.»

راوی از حضرت امام حسن علیه‏السلام این مهمّ را چنین نقل می‏كند: امام حسن علیه‏السلام روز عید فطر بر گروهی از مردم گذر كرد كه مشغول بازی و خنده بودند، بالای سر آنها ایستاد و فرمود: «اِنَّ اللّهَ جَعَلَ شَهْرَ رَمَضانَ مِضْمارا لِخَلْقِهِ فَیسْتَبِقُونَ فیهِ بِطاعَتِهِ اِلی مَرْضاتِهِ فَسَبَقَ قَوْمٌ فَفازُوا وَ قَصَّر آخَرُونَ فَخابُوا؛(5)

 

به راستی، خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه برای خلق خود قرار داده است تا به وسیله طاعت او برای جلب رضایت خداوند بر یكدیگر سبقت گیرند. مردمی سبقت گرفتند و كامیاب گشتند و دیگران كوتاهی كردند و ناكام ماندند.»

رسیدن به رضایت الهی آرزوی تمام انبیأ بوده است. لذا در روایت آمده است كه

 «موسی علیه‏السلام عرض كرد: خدایا! مرا به عملی راهنمایی كن كه با انجام آن به رضایت تو دست یابم.

 

خداوند وحی كرد كه‏ای فرزند عمران! رضایت من در سختی و گرفتاری تو است كه طاقت آن را نداری. موسی به سجده افتاد و مشغول گریه شد...، سرانجام وحی شد كه‌ای موسی! رضایت من در رضایت تو به قضا و تقدیرات من است.»(6)

 

2. فراگیری دانش
علم و دانش كلید خیرات و دستیابی به سعادت است. بدون دانش نه راه سعادت معلوم است و نه حركت ممكن؛ به همین جهت از مهم‏ترین مأموریتهای انبیا در طول تاریخ، تعلیم كتاب و آموزش مسائل دینی و تربیتی بوده است. از مهمترین توقّعات امامان معصوم علیهم‏السلام از شیعیان این است كه اهل دانش و فراگیری حكمت باشند.

امام حسن مجتبی علیه‏السلام فرمودند: «عَلِّمِ النّاسَ عِلْمَكَ وَ تَعَلَّمْ عِلْمَ غَیرِكَ؛(7)

دانش خود را به مردم بیاموز و دانش دیگران را یادگیر.»

 

خداوند تمام امكانات فراگیری دانش را در اختیار ما قرار داده است. لذا لازم است كه از چشم و گوش و فرصتها بیشترین استفاده را ببریم و با فراگیری دانش، شك و شبهه را از دل و درون خویش بیرون برانیم.

 

امام حسن علیه‏السلام فرمود: «اِنَّ اَبْصَرَ الاَْبْصارِ ما نَفَذَ فِی الْخَیرِ مَذْهَبُهُ وَ اَسْمَعَ الاَْسْماعِ ما وَعَی التَّذْكیرَ وَ انْتَفَعَ بِهِ وَ اسْلَمَ الْقُلُوبِ ما طَهُرَ مِنَ الشُّبَهاتِ؛

 

 به راستی، بیناترین دیده‏ها آن است كه در خیر نفوذ نماید، و شنواترین گوشها آن است كه تذكّرات [دیگران] را بشنود و از آن بهره‏مند شود و سالم‏ترین دلها آن است كه از شك و شبهه پاك باشد.»(8)

 

 

 

3. اندیشیدن و تفكّر


علم و دانش آنگاه نتیجه‏بخش و ثمرده خواهد بود كه با تفكّر و تدبّر همراه باشد. خواندن و فراگیری قرآن نیز آنگاه مفید و مثمر خواهد بود كه با تدبّر و تفكّر همراه شود. از مهم‏ترین انتظاراتی كه امامان ما از شیعیان خویش داشته و دارند، این است كه اهل اندیشه و تفكر باشند. آنان این توقّع را با بیانهای مختلف ابراز نموده‏اند.

امام مجتبی علیه‏السلام می‏فرماید: «اُوصیكُمْ بِتَقْوَی اللّه و اِدامَةِ التَّفَكُّرِ، فَاِنَّ التَّفَكُّرَ اَبُو كُلِّ خَیرٍ وَ اُمُّهُ؛(9)

 

 شما [شیعیانم] را به پروا پیشگی و اندیشیدن دائم سفارش می‏كنم؛ زیرا تفكّر پدر و مادر [و ریشه و اساس] تمامی خوبیها است.»

 

در جای دیگر فرمود: «عَلَیكُم بِالْفِكْرِ فَاِنَّهُ مَفاتیحُ اَبْوابِ الْحِكْمَةِ؛(10)

بر شما [شیعیان] لازم است كه اندیشه كنید؛ زیرا فكر كلیدهای درهای حكمت است.»

راستی اگر امّت اسلامی بیشتر اندیشه و تفكّر می‏كردند و به آن عمل می‏نمودند، این همه عقب ماندگی و مشكلات نداشتند و این همه محل تاخت و تاز استعمارگران و ابرقدرتها قرار نمی‏گرفتند.

گاه دل مولا امام حسن علیه‏السلام بدرد آمده و با زبان گلایه اظهار می‏دارد:

«عَجِبْتُ لِمَنْ یتَفَكَّرُ فی مَأْكُولِهِ كیفَ لا یتَفَكَّرُ فی مَعْقُولِهِ فَیجَنِّبُ بَطْنَهُ ما یؤذیهِ وَ یودِعُ صَدْرَهُ ما یرْدیهِ؛(11)

در شگفتم از كسی كه در [چگونگی استفاده از] خوراكیهای خود اندیشه می‏كند ولی درباره معقولات خویش اندیشه نمی‏كند. پس از آنچه معده‏اش را اذیت می‏نماید دوری می‏كند، در حالی كه سینه [و روح] خود را از پست‏ترین چیز پر می‏كند.»

راستی در كدام مكتب و مذهب جز اسلام و تشیع پیدا می‏كنید كه این همه بر علم و دانش، تدبّر و تفكر، اندیشه و تعقل سفارش و تاكید نموده باشند.

 

4. تلاش و كوشش
فكر و اندیشه، و یا تامّل و تدبّر، آن گاه ارزش حقیقی و عینی خویش را نشان می‏دهد كه منجر به عمل و تلاش و سعی و كوشش شود، وگرنه تفكری كه منهای عمل باشد، ارزش واقعی نخواهد داشت. در واقع فكری مطلوب و كارساز است كه به عمل و تلاش بینجامد.

یكی از انتظارات امام حسن علیه‏السلام این است كه بندگان الهی در كنار علم و اندیشه، اهل تلاش و عمل باشند.

 

 آن حضرت فرمود: «اِتَّقُوا اللّهَ عِبادَ اللّهِ وَ جِدُّوا فی الطَّلَبِ وَ تِجاهِ الْهَرَبِ وَ بادِرُوا الْعَمَلَ قَبْلَ مُقَطِّعاتِ النَّقِماتِ وَ هادِمِ الَّذّاتِ، فَاِنَّ الدُّنْیا لا یدُومُ نَعیمُها وَلا تُؤمَنُ فجیعُها وَلا تَتَوَقّی مَساویها، غُرُورٌ حائِلٌ وَ سِنادٌ مائِلٌ؛(12)

 ای بندگان خدا! پرواپیشه باشید و برای رسیدن به خواسته‏ها تلاش كنید و از كارهای ناروا بگریزید و قبل از آنكه ناگواریها به شما روی آورند و نابود كننده لذات [یعنی مرگ] فرا رسد، به كار[های نیك[ مبادرت ورزید، پس براستی نعمتهای دنیا دوام ندارند و [كسی از] خطرات و بدیهای آن در امان نیست.[دنیا[ فریبكار زودگذر و تكیه گاهی سست و بی‏اساس است.»

 

نكته دیگری را كه حضرت مجتبی علیه‏السلام علاوه بر اصل تلاش و عمل گوشزد می‏كند و انتظار دارد كه به آن توجّه شود، این است كه انسان هم باید برای دنیا كار و تلاش كند و هم برای آخرت.

 كلام نغز و دلنشین امام حسن علیه‏السلام در این باره چنین است: «وَ اعْمَلْ لِدُنْیاكَ كَاَنَّكَ تَعیشُ اَبَدا وَ اعْمَلْ لآخِرَتِكَ كَاَنَّكَ تَمُوتُ غَدا؛(13)

 برای دنیایت چنان كار كن كه گویا برای همیشه [در این دنیا] خواهی بود. و برای آخرتت [نیز چنان] سعی و تلاش كن كه گویا فردا از دنیا خواهی رفت.»

طالب علمی به عالمی گفت: نیمه شبها و قبل از سحرها بیدار می‏شوم، درس بخوانم بهتر است و یا نماز شب؟ عالم در جواب او گفت: كاری كن كه هم درس بخوانی و هم نماز شب. نه درس فدای نماز شب و عبادت شود، و نه عبادت فدای درس و منبر، نه كار بخاطر عبادات مستحبی و... كنار گذاشته شود، و نه عبادات واجب و مقداری مستحبّ بخاطر كار یا اضافه‏كاری به تأخیر افتاده و یا از دست برود.

 

5. صبر و بردباری


از یك سو دنیا جای حوادث و مصائب است و از طرف دیگر، انجام عبادات و كنترل شهوات نیاز به قدرت و نیرو دارد، آنچه انسان را در مقابل حوادث و مصائب نیرومند و مقاوم می‏سازد، صبر و بردباری است و آنچه انسان را بر انجام عبادات نیرو و توان می‏بخشد، استقامت و پایداری است. و آنچه انسان را بر شهوات غالب و پیروز می‏سازد، صبر و پایداری است.

 از انتظارات مهمّ امام حسن مجتبی علیه‏السلام این است كه شیعیان و پیروان او در تمام مراحل زندگی صابر و بردبار باشند، حضرتش در این زمینه دلسوزانه می‏فرماید: «جَرَّبْنا وَ جَرَّبَ الْمُجَرِّبُونَ فَلَمْ نَرَ شَیئا اَنْفَعُ وِجْدانا وَ لا اَضَرُّ فِقْدانا مِنَ الصَّبْرِ تُداوی بِهِ الاُْمُورُ؛(14)

تجربه ما و دیگران نشان می‏دهد كه چیزی نافع‏تر از داشتن صبر، و زیانبارتر از فقدان بردباری دیده نشده است، صبری كه بوسیله آن تمام [دردها و [امور درمان می‏شود.»

راستی كه باید گفت:

صد هزاران كیمیا حق آفرید  كیمیایی همچو صبر، آدم ندید

 

امام مجتبی علیه‏السلام در كلام دیگری فرمود: «اَلْخَیرُ الَّذی لا شَرَّ فیهِ اَلشُّكْرُ مَعَ النِّعْمَةِ وَ الصَّبْرُ عَلَی النّازِلَةِ؛

خیری كه شرّ ندارد، شكر در حال نعمت و بردباری در مقابل ناگواری است.»(15)

كلید صبر كسی را باشد اندر دست  هر آینه درِِ گنج مراد بگشاید

به شام تیره محنت بساز و صبر نما  كه عاقبت سحر از پرده روی بنماید

 

6. دقّت در دوستیابی
رفیق و دوست عمیق‏ترین تأثیر را بر زندگی و رفتار انسان دارد، تا آنجا كه گفته شده:

«اَلْمَرْءُ عَلی دینِ خَلیلِهِ؛ انسان بر آیین رفیقش است.»

به این علّت در قرآن و روایات، سخت بر آیین دوست‏یابی تاكید و سفارش شده است. امام حسن مجتبی علیه‏السلام نیز از نزدیكترین افراد خانواده تا شیعیان انتظار دارد كه در انتخاب دوست و رفیق دقّت بخرج دهند و مراقب باشند كه در دام دوستان ناباب گرفتار نشوند.

در سفارشی به یكی از فرزندان خویش فرمود: «یا بُنَی لا تُواخِ اَحَدا حَتّی تَعْرِفَ مَوارِدَهُ وَ مَصادِرَهُ، فَاِذَا اسْتَنْبَطْتَ الْخُبْرَةَ وَ رَضیتَ الْعِشْرَةَ فَآخِهِ عَلی اِقالَةِ الْعَثْرَةِ وَ الْمُواساةِ فِی الْعُسْرَةِ؛(16)

 

پسرم! با هیچ كس برادری [و دوستی] مكن مگر آنكه [اوّل] بدانی كجا رفت و آمد دارد و از چه خانواده‏ای می‏باشد، هر گاه به این مسئله پی بردی و معاشرت و دوستی او را [طبق معیارها] پسندیدی، پس با او برادری [و دوستی] كن، در گذشتن از لغزشها و همدردی در سختی.»

حضرت در این باره فقط به سفارش اكتفا نكرده، بلكه گاه به معرّفی الگوهای عینی، و دوستانی كه خود بر اساس معیارهای مطلوب انتخاب نموده می‏پردازد، و درباره یكی از دوستان خود چنین می‏فرماید:

 «او از دیدگاه من از همه مردم بزرگتر بود و اساس بزرگی او به دیده من، كوچكی دنیا در دیده او بود، از سلطه جهالت برون بود. دست دراز نمی‏كرد مگر نزد كسی كه مورد اعتماد بود و سُودی در آن وجود داشت، نه شكایتی داشت و نه خشمگین و ناخشنود بود، بیشتر روزگارش را خاموش بود، پس هنگامی كه سخن می‏گفت بر گویندگان و زبان آوران غلبه می‏یافت. مردی افتاده بود و مردم ناتوانش می‏انگاشتند؛ اما همین كه زمان تلاش و جدّیت فرا می‏رسید، شیر بیشه را می‏ماند!.»

 

حضرت در ادامه بیان اوصاف دوست خوبش می‏فرماید:

 «كانَ اِذا جامَعَ الْعُلَمأ عَلی اَنْ یسْتَمِعَ اَحْرَصَ مِنْهُ عَلی اَنْ یقُولَ، كانَ اِذا غُلِبَ عَلی الْكَلامِ لَمْ یغْلَبْ عَلَی السُّكُوتِ، كانَ لا یقُولُ ما لا یفْعَلُ وَ یفْعَلُ ما لا یقُولُ، كانَ اِذا عُرِضَ لَهُ اَمْرانِ لا یدْری اَیهُما اَقْرَبُ اِلی رَبِّه نَظَرَ اَقْرَبَهُما مِنْ هَواهُ فَخالَفَهُ، كانَ لا یلُومُ اَحَدا عَلی ما قَدْ یقَعُ الْعُذْرُ فی مِثْلِهِ؛(17) چون با دانشمندان جمع می‏شد به شنیدن بیشتر شیفته بود تا به گفتن. اگر در سخن مغلوب می‏شد، در خاموشی مغلوب نمی‏گشت. آنچه را انجام نمی‏داد نمی‏گفت، ولی كارهایی‏انجام می‏داد كه آن را به زبان نمی‏آورد. اگر در مقابل دو كار قرار می‏گرفت كه نمی‏دانست كدامیك از آن دو خدا پسندانه‏تر است، آن را انجام نمی‏داد كه نفسش می‏پسندید، هیچ كس را به كاری كه زمینه عذر در آن بود سرزنش نمی‏كرد.»

سخن را با شعری درباره كریم اهلبیت علیهم‏السلام به پایان می‏بریم:

ماییم و كرامات خدا دادِ حسن    میزان كرامت است، كردار حسن

دوریم‌ گر از مدینه امروز ولی     ما را به مدینه می‏برد یاد حسن

 

قرآن در نگاه بزرگان

قرآن در نگاه دیگران

از زمان نزول قرآن کریم مردم و به خصوص دانشمندان  همیشه تحت تاثیر آن بوده اند .

می دانید که دقت دانشمندان از سایر مردم بیشتر است در نتیجه آن ها با خواندن قرآن نکات دقیق تر وزیبا تری را از آیات قرآن کشف میکنند .

از این رو بسیاری از دانشمندان مسلمان و غیر مسلمان قرآن را کتابی بی مانند می دانند .در اینجا سخن دو تن از آنان را برای شما باز گو میکنم :

(گوته (ادیب و شاعر آلمانی

ما در ابتدا از قرآن روی گردان بودیم اما طولی نکشید که این کتاب توجه مارا به خود جلب کرد ومارا دچار حیرت تا آنجا که در برابر اصول و قوانین علمی وبزرگ آن سر تعظیم فرود آوردیم .

(ناپلون (امپراطور فرانسه

در حال جمع آوری اطلاعات

قلقلک

توصيه اول و آخر : مطالعه اين صفحه يک کمي خندهداره و براي آقایان بالای 62 سال و بانوان توصيه نميشود    چون ممکن کار دستش بده

 از اونجائي که همه ايراني ها با هر قوميت و قبيله اي واسه ما محترم هستند ما تا اونجائي که شــده بجای استفاده از قوميت ها از کلمه خشايار ( مستوفي ) يا بهروز خالي بند استفاده مي کنيم  اگه هم نشده خلاص خيلي شرمنده اخلاق ورزشکاريتونيم .........     خشايار  و بهروز را که يادتون هست تو زير آسمان شهر ،، البته اگه خواستين ميتونين از آقا غلام  يا مهران مديری هم استفاده کنين اينــــــــــــه

ضمنا اگه جک ها يا به روایتی جوک ها بيمزه است به خوشمزگي خودتون درستش کنيد

دختره داشته بافتنی میبافته میبینن هر دفعه ای یک بوئی هم میاد ، میپرسن پس این بو چیه ، میگه مامانم گفته یکی زیر میبافی یکی رو یکی ول میکنی

---------------------------------------------------------------

ملا یه نفر رو تو خیابون دید و پرسید: شما علی پسر ممدآقا پاسبان نیستی که توی کرج سر کوچه چراغی مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!؟ ملا گفت: ببخشید! پس حتما عوضی گرفتم

---------------------------------------------------------------

به یکی میگن یه موجود نام ببر ، میگه يخ ... ، میگن آخه یخ که موجود محسوب نمیشه ، میگه چرا من خودم صد بار دیدم نوشتند یخ موجود است

---------------------------------------------------------------

نکته زمخت و نه چندان ظريف : هیچ وقت به رسانه ها کاملا اعتماد نکنید ، میدونید چرا ؟ چون اگر تبلیغات ماهواره را ملاک قرار بدهیم، مردم ایران کچل‌های چاقی هستند که ناتوانی جنسی دارند و می‌خواهند یک هفته‌ای ویزای کانادا بگیرند و اگر تلویزیون داخلی را ببینید خلاصه خبرهای صدا و سیما این است : باور کنید اوضاع در همه جای دنیا از ایران بدتر است

---------------------------------------------------------------

شوتيه عينكش را دور دستش می چرخونه بعد میزنه چشمش، سرش گیج میره میخوره زمین هوا ميره ، نمیدونی تا کجا ميره

---------------------------------------------------------------

پسره تو خواستگاری از یه دختره می پرسه اسم شما چیه؟ دختره می گه اسم من توی تمام باغچه ها هست. پسره می گه: آهان فهمیدم ، اسمتون شلنگه

---------------------------------------------------------------

از یه کچل می پرسن اسم شامپوت چیه؟ می گه من شامپو لازم ندارم از شیشه پاک کن استفاده می کنم!

---------------------------------------------------------------

حکمتی برای فهيمان : يارو داشته دنبال جاي پارك مي گشته اما پيدا نمي كرد! در همون حال گشتن به خدا ميگه: خدايا اگه يه جاي پارك برام پيدا كنيا من نماز مي خونم، روزه مي گيرم كه يه دفعه يه جاي پارك مي بينه و به خدا مي گه! خدا جون نمي خوادخودم پيدا كردم

---------------------------------------------------------------

رئيس: خجالت نمي‌كشي تو اداره داري جدول حل مي‌كني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نمي‌ذاره آدم بخوابه!

---------------------------------------------------------------

اين جريان واقعی است : يکی از دوستان دکتر تعريف ميکرد برای يه بنده خدائی شياف تجويز کردم ، يارو رفت و يکهفته بعد اومد گفت آقای دکتر حالم خوب نشد بدتر هم شدم گفتم چرا ، گفت نميدونم تا اين کپسول ها که دادين را ميخورم دلم آشوب ميشه

---------------------------------------------------------------

غضنفر مي‌ميره مي‌ره اون دنيا، ازش مي‌پرسن چي شد مُردي؟ ميگه داشتم شير مي‌خوردم ! ميگن: شيرش فاسد بود؟ ميگه نه بابا، گاوه يهو نشست

---------------------------------------------------------------

نصیحت یه شوهر به زنش: هر وقت یه سوسک تو دستشویی دیدی با دمپایی فورا نکوب رو سرش…

بی توجه از بغلش رد شو… این کار از صدتا فحش براش بدتره

---------------------------------------------------------------

طرف یه تیکه آشغال مي پره  تو چشمش . می ره جلوی آينه  تو چشش فوت ميكنه. خانمش بهش ميگه ديوونه تو فوت نكن بذار اون فوت كنه!

---------------------------------------------------------------

به مشنگه میگن اگه یه دختر بهت پا بده چی کار می کنی؟ میگه خوب میدمش به یه جانباز!

---------------------------------------------------------------

یه روزی از طرف دامپروری میرن گاوداریه یه بابایی. میگن شمابه گاواتون چی میدی میخورن. میگه پوست هندونه، طالبی و ... دویست هزار تومن جریمش میكنن. چند ماه دیگه دوباره میان می پرسن چی میدی میخورن یارو می ترسه میگه: چلوكباب، چلومرغ، و ... اینبار دویست و پنجاه هزار تومن جریمش میكنن. میرن چند وقت دیگه میان میگن چی میدی میخورن؟ میگه والا نمیدونم پولشو میدم خودشون میرن میخرن می خورن!

---------------------------------------------------------------

يه پيرمرد چاخانه داشته خاطره تعریف میکرده، میگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، ‌البته سال چهل و نه که مثل الان نبود دو نفر خیلی بود

---------------------------------------------------------------

به يکی میگن با ارّه برقی 100 تا درخت قطع کن ، 96 تا قطع میکنه خسته میشه. بهش میگن پاشو روشنش کن 4 تا دیگه بیشتر نمونده ، میگه مگه روشنم میشه

---------------------------------------------------------------

يارو داشت واسه دوستش تعریف میکرد: آره، چند وقت پیش داشتم توی جنگل می رفتم، که یک دفعه یک شیر وحشی بهم حمله کرد، منم نتونستم فرار کنم اونم منو گرفت و خورد
دوستش میگه: آخه چطوری میشه؟ تو که الان زنده ای و داری زندگی می کنی!!
يارو میگه: ای بابا، کدوم زندگی؟ تو هم به این میگی زندگی

---------------------------------------------------------------

به يکي ميگن اگه تو دریا کوسه بهت حمله کنه چکار می کنی؟ می گه می رم بالای درخت .می گن : تو دریا که درخت نیست يارو می گه: مجبورم می فهمی ؟ مجبورررررم

---------------------------------------------------------------

يکی از اين جوون های مغز قاطی پارچه می بره خیاطی می گه آقا اینو واسم کت شلوار بکن فردا نیام بگی سوزنم شکست چرخم خراب شد حال نداشتم اصلا پدر سگ بده نمی خوام بدوزی

---------------------------------------------------------------

از يکي ميپرسن فرق کچل با هواپیما می دونی چیه؟ میگه بابا ما سرمون ميشه کچل که اصلا فرق نداره هواپیما هم نکته انحرافی است

---------------------------------------------------------------

مشتری: این کت چنده؟
فروشنده: ۱۰۰ هزار تومان
مشتری: وای! اون یکی چنده؟
فروشنده: وای وای!!

---------------------------------------------------------------

يارو سکه میندازه صندوق صدقات ٬ سوارش میشه

---------------------------------------------------------------

دو تا تنبل دراز كشيده بودند يكيشون داشته خميازه ميكشيده اون يكي ميگه داداش تا دهنت بازه لطفا اين اصغر ما رو هم صدا كن

---------------------------------------------------------------

عروس ميره گل بچينه ، شهرداری ميگیرتش

---------------------------------------------------------------

طرف خودشو میمالیده به سپر ماشین ! میگن چی کار میکنی بابا, میگه دارم اوقاتمو سپری میکنم

---------------------------------------------------------------

یکی زنگ ميزنه 118 ميگه شماره غضنفر رو داريد يارو ميگه نه ، ميگه پس من ميگم تو يادداشت كن داشته باشی

---------------------------------------------------------------

به یارو میگن ۱۲ امام رو میشناسی؟ میگه آره. میگن خوب نام ببر؟ میگه اونجوری که نه. اگه ببینمشون میشناسم

---------------------------------------------------------------

اگه دیدی یه سوسک پشت و رو افتاده و داره دست و پا می زنه، فکر نکن با دمپائی زدنش... داره به قیافه تو می خنده

---------------------------------------------------------------

غضنفر میره برای عضو شدن تو بسیج مسئول ثبت نام ازش می پرسه معنی قدس سره الشریف یعنی چی؟ غضنفر یه خورده فکر می کنه میگه همون دمش گرم خودمونه دیگه

---------------------------------------------------------------

يارو ميره خواستگاري، از دختره خوشش نمياد، به باباي عروس ميگه : ما ميريم يه دور ميزنيم ، بر مي‌گرديم ، راستی تا ساعت چند بازيد ؟

---------------------------------------------------------------

يه بنده خدا پتروس فداكار رو با دهقان فداكار قاطي مي‌كنه، ميره انگشت مي‌كنه تو حلق راننده قطار

---------------------------------------------------------------

یارو با دختره دوست می شه می گه ببخشید اسم شما چیه؟ دختره می گه من اسمم شراره است ولی بچه ها صدام می کنن شراب. طرف می گه : منم اصغرم بچه ها صدام می کنن عرق سگی

---------------------------------------------------------------

يه دفعه دو تا هزار پا همديگر رو بغل ميکنن ميشن زيپ

---------------------------------------------------------------

يه نفر ميره جوراب فروشي ميگه آقا جوراب ميخوام فروشنده ميگه:مردونه ؟يارو دست ميده ميگه: مردونه

---------------------------------------------------------------

يه يارو زنگ ميزنه پيتزا فروشي ميگه يه پيتزا مي خواستم. فروشنده ميگه . به نام ... ؟ يارو ميگه . آخ آخ . ببخشيد .به نام خدا , يه پيتزا مي خواستم

---------------------------------------------------------------

از طرف مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه : آخه من امتحان كردم..... پياده خيلي راهه

---------------------------------------------------------------

پسره رو ختنه می کنن می گن باید دامن بپوشی. می گه نامردا مگه چقدشو بریدین؟

---------------------------------------------------------------

دختره ميره تعليم رانندگي ... ازش ميپرسند چطور بود ؟ ميگه : بد نبود ! اما معلمش خيلي مذهبي بود. ميگن : واسه چي؟ ميگه : والا من هر كاري ميكردم هر جايي ميپيچيدم ميگفت : يا اباالفضل ...يا حضرت عباس...يا امام حسين

---------------------------------------------------------------

 تست فيزيك كنكور : سرعت نور چه قدر است؟  1- بد نيست  2- خوب است  3- الحمدالله   4- تو خوبي؟

---------------------------------------------------------------

يه نفر يه سگ فلج داشته، هر وقت دزد ميومده، سگه رو مي گذاشته توي فرغون و دنبال دزده مي‌دويده

---------------------------------------------------------------

اخيرا کشف کردند که حرف مورد علاقه ي دختر هاي ايراني در زبان فارسي ( پ ) و ( خ ) مي باشد، مثلا : دوست دارند که ( پول ) ( خرج ) کنند. ( پسر ) ( خر ) کنند. ( پدر ) ( خام ) کنند. ( پرايد ) ( خرد ) کنند.  ( پاسپورت ) بگيرند برن ( خارج) . ( پر رو ) و ( خوشگل ) باشند و ... ادامه دارد

---------------------------------------------------------------

تست هوش :  به 750 گرم میگن چی؟؟؟ ........... ميگن نیم کیلو و نیم

---------------------------------------------------------------

بر اساس جديدترين تحقيقات ، تنها 20% از مردها عقل دارند! ... مابقي همگي زن دارند

---------------------------------------------------------------

يه نکته جدی : ترجيح مي دم روي موتورسيكلتم باشم و به خدا فكر كنم تا اينكه تو كليسا باشم و به موتورسيكلتم فكر كنم - مارلون براندو

---------------------------------------------------------------

شرمنده ، بی ادبيه ولی ..... از فردا طرح قهوه ای ايرانسل در سراسر کشور : فقط با پرداخت صد هزار تومان هر گوهی ميخواهيد بخوريد

---------------------------------------------------------------

آيا ميدانستيد که بزبزه قندي اولين بز ديابتي تاريخ است !

---------------------------------------------------------------

يارو لنگ بوده با کشتي ميره سفر...وقتي برميگرده رفيقش ميگه خب سفر خوش گذشت؟؟ ميگه نه بابا همش استرس داشتم هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب

---------------------------------------------------------------

به يه نفر گفتن چه وقتي خيلي ضايع شدي گفت : يه روز دختر خالم بهم زنگ زد گفت: بيا خونه خاليه!! منم خوشحال شدم رفتم. در رو که باز کردم ديدم کسي نيست! دختر خالم گفت: من ميرم تو اتاق تو هم 5 دقيقه ديگه بيا تو!! منم 5 دقيقه بعد رفتم تو ديدم همه ميگن تولد تولد تولدت مبارک. بعد به طرف ميگن خب چه ربطي داشت! ميگه: اخه لخت رفته بودم تو

---------------------------------------------------------------

توصيه دخترانه : اگه يه موقع مورد حمله يک پسر قرار گرفتی شلوار اونو بکش پايين دامن خودتو بده بالا ! فکر بد نکن! آخه اينجوری تو ميتونی بدوی ولی اون نميتونه

---------------------------------------------------------------

به ملانصرالدين ميگن جوان ها شراب ميخورن قمار ميکنن ترياک ميکشن دختر بازي ميکنن ... حکم چيه ؟ ميگه : گيشنيز

---------------------------------------------------------------

سرهنگه داشته امتحان رانندگي مي‌گرفته. از يارو مي‌پرسه: اگه يه نفر وسط خيابون بود، بوق ميزني يا چراغ؟ طرف ميگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه كف مي‌كنه مي‌پرسه: يعني چي؟ يارو ميگه: يعني يا برو اين طرف يا برو اون طرف

---------------------------------------------------------------

يه روز يه پسره رو ميبرن کلانتري ، ميگه چرا منو آوردين اينجا ؟؟ ميگن واسه عرق خوري .. ميگه پس چرا نميارين بخوريم؟

---------------------------------------------------------------

پسر خوب چگونه پسري است ؟ پسري كه اولا دوست دختر نداشته باشه - دوما دوست دختر نداشته باشه - سوما دوست دختر نداشته باشه - چهارما دوست دختر نداشته باشه..... چون دوست دختر بناي اوليه منحرف شدن اين گل پاك و معصوم است

---------------------------------------------------------------

پشت کنکوريه نذر میکنه اگه دانشگاه قبول بشه ،،،ننه اش رو با پای برهنه بفرسته کربلا

---------------------------------------------------------------

ميدوني به يه دختر خوشگل كه لباس خواب پوشيده چي ميگن؟.............. ميگن : شب بخير

---------------------------------------------------------------

روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند / همه از دوست فقط چشم و دهن ميخواهند / ديو هستند ولي مثل پري مي‌پوشند / گرگ‌هايي كه لباس پدري مي‌پوشند / آنچه ديدند به مقياس نظر مي‌سنجند / عشق‌ را همه با دور كمر مي‌سنجند / خب طبيعي ست كه يك روزه به پايان برسد / عشق‌هايي كه سر پيچ خيابان برسد

---------------------------------------------------------------

دختره تو جلسه خواستگاری يه باد صدا دار ازش در ميره ، داماد از بس ميخنده مي افته می میره رو سنگ قبرش می نویسند نسيمی آمد و گلی بر باد رفت

---------------------------------------------------------------

پسره تو كليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي خوشگل  مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي ، پول دادي ، قيافه دادي ، خانواده خوب دادي... فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام... اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح‌! خودت كمكم كن! پسره از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ هل نده زشته ، خودم ميرم!

---------------------------------------------------------------

طرف عروسي ميكنه، هفته بعد دست خانوم رو ميگيره ميبره دكتر ، ميگه: اقاي دكتر ما بچه دار نميشيم!! دكتره ميپرسه: چند وقته ازدواج كردين؟ طرف ميگه: يك هفته است!! دكتره شاكي ميشه، ميگه: داداش من، اين زنه ، مايكرووِيو كه نيست

---------------------------------------------------------------

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم ، وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم ، پر پروانه شکستن هنر انسان نيست ، گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم ، يادمان باشد سر سجاده عشق ، جز براي دل محبوب دعايي نکنيم ، يادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد ، طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم

---------------------------------------------------------------

شکمو داشته نوار روضه گوش میداده میزنه آخر نوار ببینه شام ميدن یا نه

---------------------------------------------------------------

غضنفر ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! غضنفر ميگه : «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي

---------------------------------------------------------------

پسره ، دختر محلشون را نشون ميکنه ، رفيقاش ميان با سنگ ميزنن

---------------------------------------------------------------

تُو قلبمی ، تُو خونمی ، تُو تموم وجودمی ........ رفتم دکتر ، ميگن انگل داری

---------------------------------------------------------------

به دختره مي گن اگه دنيا رو بهت بدن چي كار مي كني مي گه من فعلا مي خوام درسمو ادامه بدم

---------------------------------------------------------------

دو تا دانمارکی با هم همسایه بودن ... هر سی ثانیه برق یکیشون می رفت ... تحقیق می کنن می بینن از چراغ راهنمایی برق ميدزدیدن

---------------------------------------------------------------

به عضنفر میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه!

---------------------------------------------------------------

ديگه از چشم افتادي . مي فهمي؟ ..............صاف افتادي تو قلبم

---------------------------------------------------------------

شيرفرهاد ميره تو صف نونوايي، شاطر نونوائی ميگه: نون تا اينجا بيشتر نمي‌رسه، بقيه برن. شیرفرهاد ميگه: ببخشيد اگه ميشه جمع‌تر وايسين نون به ما هم برسه

---------------------------------------------------------------

يه مرده ، زنشو تو یه فیلم بد می بینه آخر فیلم میگه خدا شکر که فیلم بود

---------------------------------------------------------------

يارو ميره حرم داد می‌ زنه : آقايون شلوغ نكنيد! حاجت ها قاطی‌ می‌شه! من پارسال اومدم ، حامله شدم

---------------------------------------------------------------

غضنفر میره بالای پل عابر پیاده داد می زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما این رودخانه می بینید که اومدین روش پل زدین

---------------------------------------------------------------

هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه ‏داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه... براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسي ‏باش که دوستت داشته باشه

---------------------------------------------------------------

پيروزي افتخار آميز دانشمندان ايراني در عرصه انرژي هسته اي و دستيابي آن عزيزان به اورانيوم غني شده رو ولش کن "خودت چه طوري؟

---------------------------------------------------------------

يه برره ای به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ يارو مي گه : آره ، تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما

---------------------------------------------------------------

يك گاو نر دنبال يك گاو ماده مي افته گاو ماده هي فرار مي كرده دست آخر به يك كوچه مي رسه كه بن بست بوده برمي گرده و با حالت درماندگي مي گويد آخه چي از جون من مي خوايي گاو نر مي گه مااااااااااااااااااااااچ

---------------------------------------------------------------

گوش بده ببين چي ميگم . اگه يکي بهت پي ام داد گفت من حسن هستم و سراغ منو از تو گرفت بگو نمي شناسمش. اين يارو شماعي زاده فکر مي کنه گيتارش دست منه

---------------------------------------------------------------

يه پسره  به دختره ميگه بوس ميدي؟  ميگه نه ! پسره ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم

---------------------------------------------------------------

يه برره ای  میمیره ، شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن  .... ۶۰ تاشون حالیش می کردن

---------------------------------------------------------------

سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است  و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب ..... از جيب و جان که بر آيد ...... کز عهده خرجش به در آيد

---------------------------------------------------------------

يه دفعه يه پسره داشته راه ميرفته ميخوره زمين هواااااااااا ميره نميدونی تا کجاااااااا ميره

---------------------------------------------------------------

يارو  زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه ، برو صندلی جلو بشین

---------------------------------------------------------------

يه بچه خوشگله ريش بزی ميذاره ، گرگه مياد ميخورتش

---------------------------------------------------------------

یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ..... دومی ميگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه ميگه و ميخنده .... سومی ميگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم

---------------------------------------------------------------

يارو ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ،  سينه ميزنه

---------------------------------------------------------------

گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه ، مامانشون ميگه بيا تو بچه ها نيستن

---------------------------------------------------------------

زن خوب برای ازدواج بايد سه تا خصلت داشته باشه : 1 - نجيب باشه يعنی با جيب آدم کاری نداشته باشه ........... 2 - خانه دار باشه يعنی از خودش خونه داشته باشه

4 - مثل ماه بمونه يعنی شبها بياد و صبح بره خونه باباش ............... 5 - البته در حد متعالی اين که باباش وضعش توپ باشه و 3 تا سکته هم کرده باشه

---------------------------------------------------------------

به آسمون نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... به دريا نگاه ميکنم تو رو ميبينم  ... به دشت های سبز نگاه ميکنم تو رو ميبينم و حتی وقتی به قلبم نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... بابا بيا برو اونطرف بگذار يه چيز بهتر ببينيم

---------------------------------------------------------------

اين هم يه شعر واسه بعضی دخترهای امروزی :

آخر يه روز تيک ميگيری  ،  لباسهای شيک ميگيری  ،  بابات را ميکنی کچل  ،  تا بينی رو کنی عمل ،  با همراهت زنگ ميزنی  ،  عينک رنگ رنگ ميزنی  ،  اين دل و اون دل ميزنی  ،  هي به موهات ژل ميزنی  ،  جنس لباسات تريکو  ،  موزيک فقط از انريکو  ،  جوراب های فسقلکی  ،  روسری های الکی  ،  با اشوه های شُتری  ،  ميشينی پشت موتوری  ،  تو خيالت خيلي تکی  ،  فکر ميکنی با نمکی  ،  خوشی با اين تيپ خفن  ، حالا قشنگی مثلا ؟

-----------------------------------------------------------------

از يه نفر ميپرسن اولين کسی که رفت مکه حاجی شد کی بود ميگه حاج زنبور عسل

-------------------------------------------------------------------

آقا ماشا ا... ميره تو بانک وام بگيره ، ضامن نداشته منفجر ميشه

-------------------------------------------------------------------

آقا ماشاا... را ميبرن بهشت ، زير پای مادران له ميشه ( آخه بهشت زير پای مادران است )

--------------------------------------------------------------------

يه دفعه بامشاد داشته با پيچ گوشتی به ناف شکمش ور ميرفته يکهو  پيچ شکمش باز ميشه باسنش مي افته

----------------------------------------------------------------------

به آقای پشندی ميگن سه تا اسم بگو توش الله داشته باشه .. ميگه شکرالله ، حمدلله ، سيندرلاه

 ----------------------------------------------------------------------

يه دفعه يه آفتاب پرست ميره رو جعبه مداد رنگی " هنگ " ميکنه

----------------------------------------------------------------------

!!!! يه دفعه پليس  ( بامشاد )  را ميگيره بهش ميگه کارت ماشين ، گواهينامه ، بيمه ..... بامشاد ميگه بايد با اينها جمله بسازم

----------------------------------------------------------------------

يك روز تو ي جهنم شلوغ بوده و همه مي زدند و مي رقصيدند
يكي مي پرسه چي شده ..... مي گويند : آخ جون پروند ه ها گم شده ، پروند ه ها گم شده

----------------------------------------------------------------------

دکتر نظام وظيفه پسر لاغری را معاينه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دليل ضعف جسماني
پسره با خوشحالي گفت : آخ جون  فوری ميرم زن ميگيرم
دکتره نوشت : و همچنين ضعف عقلاني 
 

-----------------------------------------------------------

يه روز چند تا رفيق ميخواستن برن گردش ، اولی ميگه ماشينش با من ، دومی ميگه نهارش هم با من ، سومی هم ميگه تخمه و چای هم با من ، چهارمی ميگه پس حالا که همتون يه چيز ميارين منم داداشم را ميارم

-----------------------------------------------------------------------

يه روز ميبينن عزرائيل ماکسيما خريده  ، ميگن عزرائيل وضعت خوب شده ، ميگه حقوق اضافه کاری هاي زلزله بم را جمع کردم

-----------------------------------------------------------------------

مادر : پسرم ، من دارم مي رم خريد يه وقت به كبريت دست نزني ها
پسر : نه مامان جون  من خودم فندك دارم 
 

-----------------------------------------------------------------------

از خشايار پرسيدند : گاو بهتره يا گوسفند
خشاياره ميگه : گاو بهتره
مي پرسند چرا
ميگه : گاو وقتي ميخواد بره آنطرف جاده اول سمت راست نگاه ميکنه بعد سمت چپ رو ، بعد ميره ، ولي گوسفند عين گاو سرشو ميندازه پايين رد ميشه 
 

-----------------------------------------------------------------------

بهروز خالي بند يه زن حامله رادر اتوبوس ميبينه و به او ميگه : خانم اين چيه
خانومه ميگه : معلومه بچه ام است ديگه
بهروزه ميگه : دوستش داري
خانومه : آره خوب، خيلي
ميگه : پس چرا قورتش دادي

-----------------------------------------------------------

يه بچه ايي تازه بدنيا اومده بوده ، شير مامانشو نمي خورده ، هر زن ديگه اي هم آوردن ، فايده نداشته بچه شير اونا رو هم نمي خورده تا اينکه يه زن سياه ميارن بچه شيرشو مي خوره بابائه مي گه : آهان ، پدر سوخته ، تو شيرکاکائو مي خواستي ما نمي دونستيم
 

-----------------------------------------------------------------------

خشايار قله اورست رو فتح ميکنه ، خبرنگارها جمع ميشن و ازش مي پرسند : آقا رمز موفقيت شما چي بود
خشاياره ميگه : والله آقا من اين چيزها حاليم نيست ، اگه بازم بهم بار بخوره ميارم اين بالا

-----------------------------------------------------------------------

آقا غلام تو اتوبوس كنار يه خانم چاقي نشسته بود يه نيگاه به خانومه کرد و گفت : راستي خانم اسم شما چيه
خانمه گفت : غنچه
آقا غلام گفت : شما وا بشين ديگه چي چي ميشيد

----------------------------------------------------------------------
يک روز غضنفر خواب ميبينه بزرگترين نون بربري دنيا را خورده صبح که بلند ميشه ميبينه لاحافش نيست

------------------------------------------------------------------------

فالگير: فردا شوهرتون ميميره!
زن: اينو كه خودم ميدونم. بهم بگو گير پليس ميفتم يا نه!

------------------------------------------------------------------------

 فرق يك مرد با يك گربه چيه؟
- يكيشون يه موجود دله است كه بي چشم و روئه و براش مهم نيست كه كي بهش غذا ميده, اون يكي يه حيوان ملوس خانگيه.

------------------------------------------------------------------------

يه نفر داشته با زنش دعوا ميکرده که :   تو که از من خوشت نميومد پس چرا سر سفره عقد با صداي بلند داد زدي بـــــــــــله ،،، زنه ميگه : من به تو نگفتم بله ،، يکي از من پرسيد با اين مرتيکه عوضي ميخواهي ازدواج کني من داد زدم بـــــــــــله 

به خشايار ميگن با شمشير جمله بساز ، ميگه فولاد فدات شم  شير بخور

خشايار و بهروز خالي بند  را ميبرن جهنم ، اما وسط راه ميگن به شما يه آوانس ميديم ،، ميگن چيه ،ميگن اينجا 2 نوع جهنم داريم يکي جهنم ايراني ها يکي جهنم خارجي ها ، ميپرسن فرقش چيه ، ميگن تو جهنم خارجي ها هفته اي يک بار قيـر داغ ميريزن تو دهنتون اما تو جهنم ايراني ها هر روز ،،،، خلاصه خشايار ميگه من ميرم تو جهنم خارجيا و بهروز هم مياد تو جهنم ايرانيا ..... يه چند ماهه بعد خشايار ميبينه خيلي ناجوره اينجا ميگه بيچاره بهروز خالي بند که هر روز قير ميخوره ، خلاص ميره ميبينه بهروز با رفيقاش نشستن دارن حال ميکنن و چاخان  خبري هم از قير داغ نيست ،خشاياره  ميگه جريان چيه ، مگن بابا اينجا آخه جهنم ايراني هاست يک روز قيرش نيست ، يک روز قيرش هست قيفش نيست ، يه روز  دو تاش هست يارو نمي ياد سر کار

آقا غلام زنگ ميزنه 110 ميگه آقا  صدي ده  طرف ميگه بله بفرمائيد غلامه ميگه بي انصاف تو بازار صدي پنج نزول ميدن

خشايار به رفيقش ميگه: ميخوام دختر شاه رو بگيرم! رفيقش ميگه: چرت نگو مومن! مگه كشكيه؟!  خشايار ميگه: بابا من كه راضيم، ننه ام هم كه راضيه، فقط مونده شاه و دخترش!

مهران مديري 2 تا دزد ميگيره زنگ ميزنه به 220 

طرف خيلي شاكي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضایعه ، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ طرف ميگه: خشايارِ گهُ‌چهره ! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟  خشايار ميگه: خشايار ان‌چهره!

  بهروز خالي بند پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره

5-  از خشايار ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟ ميگه: يوم‌الله سيزده آبان !         نــــــــــــــه غلام

6- بهروز خالي بند رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. بهروز خالي بند يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!

9- بهروز خالي بند تصادف ميكنه، ملت علاف ميريزن دورش و شروع ميكنن نظر كارشناسي دادن. بالاخره بعد يك مدت افسر راهنمايي مياد، منتها اونقدر ملت هركدوم واسه خودشون چرت و پرت ميگفتن كه صداي افسره به جايي نميرسيده. بهروز خالي بند شاكي ميشه، داد ميزنه: ساكت.. ساكت...  ديگه اينجا كسي جز جناب سروان حق گه خوردن نداره ها!

11- بهروز خالي بند زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله!

12 - آقا غلام دست ميذاره به برق فيوز مي پره ، فيوز رو ميزنن غلامه مي پره

13- بهروز خالي بند سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!

14- به اکبر عبدي ميگن دوست داری خشايار بميره ارثش به تو برسه ، اکبره ميگه نه ، دوست دارم بکشندش تا ديه هم بگيرم

15- از آقای خياباني ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ خيابانی ميگه: چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!  

17 - خشايار مستوفي داشته ميمرده ، ملت ريخته بودند دورش ببينند دم آخري چي ميگه ، خشايار ميگه به ارواح باباتون من همه نماز روزه هام را گرفتم فقط 60 سال واسم طهارت بگيرين !

18- از ناتاشا ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ ناتاشا انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچة همسايمونه، ولي هميشه خونة ماست!

19-  مامان بهروز داروخونه داشته، يك روز  جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسك‌كش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته. ننه بهروز ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا مي‌كشيمشون!  طرف ما  ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشه!

21- ميخواستن بهروز خالي بند رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گــرد، ميگن برو يك گوشه بشين!

26- يه بابائي  تو يك شب برف و بوراني داشته از سر  زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، يارو يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه يارو  رو ميگيرن ميبيرن  بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! طرف ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!

28- طرف كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!

29- بعد از عمري داريوش مياد ايران، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خيلي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك مشنگه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!

30- از ننه بهروز ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3شون كردن!

31- مشنگه ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب برج ايفله،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، مشنگه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. مشنگه ميگه:...ها!  پس حتماٌ برج ايفله!

32- غلام ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب خياره،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، غلامه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. غلام ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه!

33- يه جوونه ميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟!  طرف هول ميشه، ميگه:  شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم!

35- ماشين بهروز رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش!  يهو خشايار  داد ميزنه: هيچ خودتونو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ خشي  ميگه:  من شمارشو برداشتم!

36- فولاد مي افته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!

39- يه بابائي سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از طرف ميپرسه: شما چي؟ يارو مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم باز ميکنيم ميخوريم!

40- شيخ پشم الدين کشکولي يه كارت تلفن ميخره، عجالتاً اول ميده پرسش كنن!

41- يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن،‌ قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه،‌ يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش ، گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم  نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه:‌ بابا عجب بدبختيه‌ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي‌خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!

42- به يارو ميگن تا حالا موز خوردي؟ ميگه: آره ولك، همون كه هستش يك وجبه؟!

47- سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهم‌ترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيس‌جمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه : باباي من نماينده مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من پشم هم نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من پاسبونه... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون!

48- پسره ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي پسره قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، پسره ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسم من پروانه‌ست نه آهو.پسره ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!

49-  يه بچه مومني سنگ مينداخته تو صندوق صدقات، ازش ميپرسن: بابا اين چه كاريه ميكني؟! ميگه: ميخوام به انتفاضه كمك كنم!

51- ميخواستن الهي قمشه‌اي رو ترور كنند، تو سشوارش بمب ميگذارن!

52- تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركسي رو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: ايلده قربان اين يک آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!

54- به ملانصرالدين ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش!

56- سه تا رفيق رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. پسره نفس زنان ميگه: منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!

57- یه نفر ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي و سنگ ميزنن درش ميارن!

60- دو نفر رفته بودن شكار، اولی از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون كه سرويسش كنه. اولی جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه رفیقش همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد دهنتو سرويس ميكنه. یارو يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو گمشو ! مگه من زدم؟!

62- يه پشت کنکوري ادعاي پيغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه جوونک ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده!  رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! يارو ميگه: ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!

63- يك بابايي داشته از سر كار برميگشته خونه، يهو ميبينه يك جمع عظيمي دارن تشييع جنازه ميكنند، منتها يجور عجيب غريبي: اول صف يك سري ملت دارن دو تا تابوت رو ميبرن، بعد يك يارو مرده با سگش راه ميره، بعد ازون هم يك صف 500 متري ملت دارن دنبالشون ميرن. يارو كف ميكنه، ميره پيش جناب سگ دار، ميگه: تسليت عرض ميكنم قربان، خيلي شرمندم... ميشه بگيد جريان چيه؟ يارو ميگه: والله تابوت جلوييه خانممه، پشتيش هم مادر خانومم... هردوشون رو ديشب اين سگم پاره پاره كرده! مرده ناراحت ميشه، همينجور شروع ميكنه پشت سر يارو راه رفتن، بعد از يك مدت برميگرده ميگه: ببخشيد من خيلي براتون متاسفم، ميدونم الانم وقت پرسيدن اينجور سوالا نيست، ولي ممكنه من يك شب سگ شما رو قرض بگيرم؟! مرده يك نگاهي بهش ميكنه، اشاره ميکنه به 500 متر جمعيتي پشت سر، ميگه: برو ته صف!

64-  يه  مشنگي يهو  بي هـوا  مياد تو اتاق ، خفه ميشه!    

65- بامشاد دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!

66-  آقا خشايار آتيش ميگيره ميميره فولاد  در مغازش ميزنه به علت پدر سوختگي مغازه تعطيل است

68- بهروز ميره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشي ميپوشه!

69-  خشايار فولاد رو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا  اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد، خشي ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!

70- ياسمن گل بانو  صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم!

72- يارو سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي ميگه!

74- مشنگه ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 3000 تومن. مشنگه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1500 تومن. باز مشنگه يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن. مشنگه دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!

75- دو نفر ميرن تهران يك فولكس قورباغه اي ميخرن، برميگردن طرف خونه . نزديكاي شهرشون يهو فولكسه خاموش ميشه، هركار ميكنن ديگه روشن نميشه. يكيشون برميگرده به اون يكي ميگه: برو نگاه كن ببين ماشين چه مرگش زده. طرف ميره درِ كاپوتو باز ميكنه، يك نگاه ميكنه با تعجب ميگه: اوه كريم ! بيا كه ماشين موتور ا! نداره!  خلاصه اولي پياده ميشه مياد يك نگاه ميندازه، ميگه: برو از صندوق عقب ابزار بيار، خودم درستش ميكنم! خلاصه يارو ميره درِ صندوق عقب رو وا ميكنه، يهو داد ميزنه: اوه كريم ! بيا كه از تهران تا اينجا دنده عقب اومديم!

76- يه عاشقي  از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!

77- زن مشنگه دو قلو ميزاد،‌ مشنگه ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه،‌ به يارو ميگه:‌ حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!

78- يه نديد بديد ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. آقا با کلاسه هم رو كمربندش يه پرچم ميزنه : به زودي دراين مكان يك عدد موبايل افتتاح خواهد شد!

79 - سياه پوسته ميچوسه ، زنش تا يک هفته دوده پاک ميکرده

80- بعد از سالها جعبه سياه تانكي كه حسين فهميده رفته بود زيرش رو پيدا ميكنن، توش آخرين جملات حسين ضبط شده بود كه ميگفته: "...حاجي جون مادرت هل نده،...ده حاجي هل نده! نامرد،  اين همه نارجك چرا بهم بستي، يك وقت بلا ملا سرم مياد.... حــــــــاجـــــي!

81- طرف با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. طرف ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!

82- يه خونه خرابي پكر و ناراحت نشسته بوده تو يك عرق فروشي و همين جور يك ساعت تمام داشته گيلاس عرقشو نگاه مي‌كرده. يارو جاهله با خودش ميگه بگذار يكم بخنديم، ميره جلوي طرف ، گيلاس عرقشو برميداره، يه نفس ميره بالا. يارو  اول يك نگاه غمناك به جاهله ميكنه، بعد يهو ميزنه زير گريه! جاهله ناراحت ميشه:‌ميگه: بابا بيخيال،‌ شوخي كردم ! جون حاجي..اصلاً‌  الان يدونه مَشتي‌شو برات ميگيرم، مهمون من! يارو در حين هق هق ميگه: نه داداش، تقصير تو نيست. اصلاً‌ امروز بدترين روز زندگي منه! اولش صبح خواب موندم دير رسيدم سركار،‌ رئيسم هم بيرونم كرد! ‌بعد اومدم برگردم خونه، ‌ديدم ماشينم رو دزد برده! رفتم كلانتري، ‌گفتن كاريش نمي‌تونن بكنن...بعد تاكسي گرفتم رفتم خونه يهو ديدم كيف پولم رو گم كردم، ‌يارو راننده تاكسيه هرچي از دهنش درومد بارم كرد .. بعد رفتم تو خونه، ديدم خانم با سه تا از همسايه‌ها تو رختخوابن! آخر تصميم گرفتم خودمو بكشم، ‌كه يهو تو اومدي ليوان سمم رو تا ته خوردي!

83- باباي فولاد ميميره، مجلس ختمش رفيقاش همه ميان بهش تسليت ميگن. فولاد خيلي احساساتي ميشه، ميگه: به خدا خيلي زحمت كشيدين تشريف آوردين، ‌شرمنده كردين... ايشالله ختم پدرتون جبران مي‌كنم!

84- زنِ آپانديسش رو عمل كرده بوده، بعد از عمل شوهرش مياد ملاقاتش. منتها زنه هنوز خوب بهوش نيومده بوده و داشته زير لب هزيون مي‌گفته: احمق...بي‌شعور...عوضي! يك دكتري داشته از اتاق رد ميشده، ميگه: خوب به سلامتي مثل اينكه خانمتون به هوش اومده و داره باهاتون حرف ميزنه!

85-  ( ياسمن گل بانو ) خودشو ميزنه به كوچة علي چپ، گم ميشه!

86- تو يكي از دهات ملت براي بار اول كيوي ميبينن، ميرن از ملاي ده ميپرسن اين چيه؟ ملاهه يكم ميره تو نخ كيويه، بعد ميگه: تخم مرغيش، كه تخم مرغه! ولي من نمي‌فهمم چرا موكتش كردن؟!

87- از پرسپوليسي ميپرسن بنفش چه رنگيه؟ ميگه: قرمز ديدي ؟!  آبيش !

91- يه مسئولي  داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است... ‌طرف ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي به امام حسين قسم ميخوري؟!

92- يه دانشمنده مثل من يه تيكه يخ گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي‌كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ طرف ميگه:  ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!

93- به يکي ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درخته ؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ همون يکي  ميگه بخاري!  يارو كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درخته ؟  باز هم همون يکي ميگه: بخاريِه خودمه دوست دارم   بگذارمش بالاي درخت!   اکـــــي

95- یارو توي اتوبوس بین شهری نشسته بوده، ميره به راننده ميگه: آقاي راننده واسه كي داري رانندگي مي‌كني؟! اينا که همه خوابن!

97- پسره زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي دختره گوشي رو ور ميداره. پسره ميگه: ببخشيد غزال خونست؟!‌ باباهه هم شاكي ميشه فحش خوار مادر رو ميكشه به پسره ! چند روز بعد دختره پسره رو تو خيابون ميبينه،‌ ميگه: ‌بابا چرا ضايع بازي  در مياري؟!  وقتي بابام ور ميداره، ‌يه چيزِ بي‌ربط سر هم كن بگو. پسره هم ميگه ‌باشه . دفعه بعد كه زنگ ميزنه، باز باباهه گوشي رو ور ميداره.‌ پسره هول ميشه، ميگه: ببخشيد اونجا ميدون انقلابه ؟! يارو ميگه: آره چي كار داشتي؟!  ميگه: ببخشيد، غزال خانم هستن؟!

98- يك سال، يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينه‌زني ميومده. مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته دیوانه ها تو كوچه بن بست گير كرده 

 سيگاريه ميره لباس فروشي،‌ ميگه:‌ ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه:‌بعله.  طرف ميگه: بي‌زحمت دونخ بدين

آیا می دانستید ؟

دانستنی های علمی کوتاه و جالب


پروانه ها با پای خود مزه را احساس میکنند .
ـ شتر در هنگام تشنگی میتواند ۹۵ لیتر آب را در کمتر از ۳ دقیقه بنوشد .
ـ تعداد افرادی که سالانه از نیش زنبور میمیرند بیشتر از کسانی است که سالانه از نیش مار میمیرند.
ـ وزن اسکلت انسان بالغ ۱۳ تا ۱۵ کیلوگرم است .
ـ اولین اتوموبیل را مظفرالدین شاه قاجار وارد ایران کرد .
ـ اولین آدامس را جان کورتیس در سال ۱۲۲۷ شمسی ساخت .
ـ تنها قسمت بدن که خون ندارد قرنیة چشم است .
ـ با ۳۰ گرم طلا میتوان نخی به طول ۸۱ کیلومتر درست کرد .
ـ سومریها در قرن چهارم قبل از میلاد خط را اختراع کردند .
ـ یک دهم مردم جهان در جزیره ها زندگی می کنند .
ـ اولین تمبر جهان در سال ۱۸۴۰ در انگلستان به چاپ رسید .
ـ فیل بالغ در روز ۲۲۰ کیلوگرم غذا و۲۰۰ لیتر آب مصرف میکند .
ـ تعداد حشرات موجود در ۵/۲ کیلومترمربع زمین کشاورزی از انسانهای موجود در کل دنیا بیشتر است.
ـ هرفرد عادی درسرخود ۹۰ تا ۱۲۰ هزار رشته مو دارد.
ـ ریش انسان بالغ بر ۵ تا ۱۵ هزار و یک ابرو ۴۵۰ تا ۶۰۰ تار مو دارد.
ـ گربه وسگ هر کدام ۵ گروه خونی دارند و انسان ۴ گروه.
ـ زنبور عسل دو معده دارد: یکی برای انبار کردن عسل ویکی برای غذا.
ـ سریع ترین عضله بدن انسان زبان است.

ـ در سال ۱۹۸۰ بوتان تنها کشور جهان بود که تلفن نداشت.
ـ طول قد هر انسان سالم برابر ۸ وجب دست خود اوست.
ـ طول رگهای بدن انسان ۵۶۰ هزار کیلومتر است.
ـ در برج ایفل ۲۵۰۰۰۰۰ پیچ به کار رفته است.
ـ میزان انرزی که خورشید در یک ثانیه تولید میکند؛ برای تولید برق مورد نیاز تمام کشورهای جهان در مدت یک میلیون سال کافی است.
ـ خنده آسانتر از اخم کردن است؛ برای خندیدن انسان از ۱۷ عضله صورت وگردن استفاده می کند در حالی که برای اخم کردن از ۴۰ عضله.
ـ گربه در گوشش ۳۲ عضله دارد.
ـ خرسها موجوداتی چپ دست هستند.
ـ مورچه به هنگام مسموم شدن همیشه روی پهلوی راست می افتد.
ـ در فصل پائیز ۷۰۰ تا ۹۰۰ هزار برگ درخت بلوط میریزد.
ـ درصورتی که زنی به کوررنگی مبتلا باشد ؛ فرزندان پسر اوکوررنگ میشوند.
ـ مغز انسان بیش از سایر اعضای بدن کار میکند وبیش از۲۰% از انرژی بدن را مصرف می کند.
ـ هر یک لیتر بنزین معادل ۵/۲۳ تن گیاهان مدفون شده در قرنها پیش است.
ـ ۹۰% یخ دنیا در سرزمین های قطبی است.
ـ متوسط وزن مردان در کره زمین بیش از وزن زنان است.
ـ نیاز مردان به صحبت کردن در هر روز دوازده هزار واژه، و نیاز زنان ۲۳ هزار واژه است.
ـ اگر تکثیر باکتری تا ۲۴ ساعت ادامه یابد ، توده ۲ تنی از یک باکتری بوجود می آید.
ـ وسعت و عرض کهکشان راه شیری حدود ۷۰ هزار سال نوری است.
ـ سرعت گردباد گاهی به۳۰۰ تا ۴۵۰ کیلومتر در ساعت می رسد.
ـ عمیق ترین دریاچه جهان دریا چه بایکال در روسیه است که ۱۹۴۰ متر عمق دارد.
ـ حدود ۷ هزار نوع برنج مختلف در دنیا وجود دارد.
ـ یک میلیون کره به اندازه زمین در خورشید جای می گیرد.
ـ ۱۳۰۰ کره زمین در سیاره مشتری جای می گیرد.
ـ فنلاند از ۱۷۹ هزار و ۵۸۵ جزیره تشکیل شده است.
ـ زنبورها از بوی عرق بدشان می‌آید و به کسی که به نوعی بدنش بو دهد یا عطر و ادکلن زده باشد حمله می‌کند.
ـ‌ از بین رنگها رنگ سفید برای زنبور عسل آرامش دهنده و رنگ قهوه ای ناراحت کننده است.
ـ انسان با خوردن ۲۰ نیش از زنبور عسل در آن واحد خواهد مرد.
ـ
بدن زنبور داران در برابر نیش زنبورها مقاوم می‌شود و اغلب می‌توانند بیش
از صد عدد نیش زنبور عسل را تحمل کنند و احساس ناراحتی هم نکنند.
ـ از آنجا که زنبور عسل بی نظمی را دوست ندارد،‌ اگر جلوی کندوی آنها بایستید و مانع رفت و آمد آنها شوید به شما حمله خواهند کرد.
ـ نور خورشید فقط تا عمق ۴۰۰ متری آب دریا نفوذ می‌کند.
ـ سختی آب مشابه سختی بتن است.
ـ رعد و برقی به طول ۶/۱ کیلومتر دارای الکتریسیته کافی برای روشن کردن یک میلیون لامپ است.
ـ‌ هنگام صحبت برای بیا ن هر کلمه ۷۲ ماهیچه به کار گرفته می‌شود.
ـ لایه پوستی که آرنج را پوشانده است هر ۱۰ روز یکبار عوض می‌شود.
ـ خون میگوها آبی رنگ است، عنکبوتها خونی روشن و شفاف دارند.
ـ دانه نوعی درخت غول پیکر از خانواده کاج فقط ۰۰۵/۰ گرم وزن دارد.
ـ ۸۵% گیاهان در اقیانوسها رشد میکنند.
ـ تنها چیزی که در اسید حل نمی‌شود الماس است و فقط خیلی زیاد آن را از بین می‌برد.
ـ زرافه تازه متولد شده ۲ متر قد دارد.
ـ مغز فیزیکدان نابغه، آلبرت اینشتین ۱۵ درصد از حجم مغز انسان عادی بزرگتر بود.
ـ مارها گوش ندارند و با زبان می‌شنوند، زیرا زبان آنها به امواج صوتی بسیار حساس است.
ـ عمیق ترین جای اقیانوسهای جهان در اقیانوس آرامو عمق آن ۱۱ کیلومتر است.
ـ اسب ماده ۳۰ دندان و اسب نر ۳۶ دندان دارد.
ـ زمان بارداری فیل به دو سال است.
ـ آمریکا ییها سالانه ۸۵ میلیون تن کاغذ مصرف می‌کنند.
ـ نوعی ماهی وجود دارد که با کمک باله هایش به سطح می‌آید و ۵/۱ دقیقه در هوا پرواز میکند و به شکار طعمه خود میپردازد.
ـ اختاپوس دارای بزرگترین چشمان است که گاهی به ۲۵ سانتیمتر یعنی اندازه یک توپ والیبال میرسد.
ـ مار آناکوندا تنها نمونه افعی است که بچه می‌زاید.
ـ‌ اولین زیر دریایی جهان در سال ۹۵۷ هجری شمسی طراحی شد.
ـ پروانه با پا شیره گلها را می‌چشد نه با زبان.
ـ تا قرن پنجم میلادی متوسط عمر مردم اروپا از ۳۰ سال فراتر نمی‌رفت.
ـ خورشید روزانه معادل ۱۲۶ هزار میلیارد اسب بخارانرژی به زمین می‌فرستد.
ـ نمک بسیار بالای دریای بحرالمیت از زیست هرگونه ماهی در این دریا جلوگیری می‌کند.
ـ ۲۰ درصد آب شیرین جهان میان آمریکا و کانادا قرار دارد.
ـ بهترین شکارچی در خشکی خرس قطبی است.
ـ‌ خرس قطبی هنگامی که روی دو پا می‌ایستد حدود ۳ متر است.
ـ در بین انواع خرس ، خرس پاندا بزرگترین جمجمه را دارد.
ـ خرس با تمام سنگینی خود میتواند با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت بدود.
ـ حس بویایی خرس تقریبا ۱۰۰ برابرقوی تر از انسان است.
ـ خرس نوزاد ۶۰۰ بار از مادر خود کوچکتر است.
ـ خرس کوالا هر گز آب نمی‌نوشد و آب مورد نیاز خود را با خوردن برگ گیاهان تامین می‌کند.
ـ کوههای آلپ در سال حدود یک سانتیمتر بلند میشوند.
ـ بیماری قند اولین عامل کوری در مردم جهان است.
ـ یکی از رودهای کامبوج ۶ ماه سال ازشمال به جنوب و۶ماه دیگر از جنوب به شمال جریان دارد.
ـ اگر در یک سال هیچ یک از نسلهای یک جفت مگس نر وماده از بین نروند ، حجم مگسهای متولد شده با حجم کره زمین برابر میشود.
ـ ظروف پلاستیکی تقریبا ۵۰ هزار سال در برابر تجزیه وفساد مقاومند.
ـ در خط استوا ، دمای هوا در تمام فصول سال تقریبا یکسان است.
ـ قاره کوچک استرالیا دارای بزرگترین منبع بوکسیت یا هیدروکسیدآلومینیوم در جهان است.
ـ هر قفل شماره‌دار ممکن است یک میلیون رمز داشته باشد.
ـ یک قطره آب دارای یک‌ صد میلیارد اتم است.
ـ برج کج پیزا ۲۹۳ پله و برج ایفل ۱۷۹۲ پله دارد.
ـ رشد کودک در بهار بیشتر است.
ـ جعبه سیاه هواپیمای تجاری نارنجی است.
ـ یک چهارم خاک روسیه در طول سال پوشیده از برف است.
ـ حس بویایی مورچه با حس بویاییسگ برابری می‌کند.
ـ چشم شتر برای محفوظ ماندن در برابر شنهای صحرا ۳ پلک دارد.
ـ تپش قلب گربه ۲ برابر قلب انسان است. قلب گربه در یک دقیقه بین ۱۱۰ تا ۱۴۰ بار می‌تپد.
ـ گرده گل هرگز فاسد نمی شود و از محدود مواد طبیعی است که تا زمان نا محدودی باقی می ماند.
ـ قدرت بینایی جغد ۸۲ برابر قدرت دید انسان است.
ـ اگر همه یخهای قطب جنوب آب شود بر سطح آب اقیانوسها ۷۰ متر اضافه می شود و در این صورت یک چهارم خشکیها زیر آب میرود.
ـ مار میتواند تا نیم ساعت بعد از قطع سرش نیش بزند.
ـ همه سیاره های منظومه شمسی دور محور خود از غرب به شرق میچرخند به جز سیاره ناهید که از شرق به غرب میچرخد.
ـ دانشمندان دریافته اند که مورچه همچون انسان صبح به هنگام بیدار شدن خمیازه میکشند.
ـ
در سال ۸۵۰ ه.ش. در شهر بازل سویس یک مرغ به سبب گذاردن تخم رنگی به طور
رسمی به اعدام محکوم شد زیرا او را شیطانی می دانستند که به شکل مرغ
درآمده است.
ـ تجربه نشان داده است که مرغ با شنیدن موسیقی تخم بزرگتری میگذارد.
ـ ویروس عامل آنفلوآنزا بیش از ۲۰۰ نوع دارد.
ـ هیتلر از مکانهای بسته بسیار وحشت داشت.
ـ انسان بالغ روزانه به هنگام کارهای سخت ممکن است تا ۱۵ لیتر عرق کنند.
ـ وزن کوه یخی متوسط الحجم ۲۰ میلیون تن است.
ـ بیشترین حرف مورد استفاده در انگلیسی E و کمترین آن Q است.A را کشف کردوآن را برای چشم مفید دانست.
ـ مردم فیلیپین به بیش از هزار لهجه سخن میگویند.
ـ زرافه همواره ایستاده وضع حمل می‌کند و نوزادش از فاصله ۱۸۰ سانتیمتری به زمین میافتد.
ـ کره زمین سالانه شاهد بیش از ۵۰ هزار زمین لرزه است.
ـ تا سه هزار سال پبش عمر متوسط مردم مصر ۳۰ سال بود.
ـ قدرت سیب در تحریک دستگاه عصبی از کافئین بیشتر است.
ـ پنگوئن تنها شناگری است که نمیتواند پرواز کند.
ـ دندان انسان چندین برابر از صخره محکمتر و سخت تر است.
ـ ادیسون ۱۰۹۷ اختراع داشته است.
ـ در هر قطره آب ۳۳۰۰ میلیون اتم وجود دارد.
ـ قلب فیل در هر دقیقه ۲۰۰ بار می‌تپد.
ـ تنها موجودی که میتواند به پشت بخوابد انسان است.
ـ ابوعلی سینادرحدود۲۳۸جلدکتاب نوشته است.
ـ ارسطو۲۰۰۰سال پیش ویتامین
ـ وزن جشم زرافه دو برابرمغزآن است.
ـ کره مریخ با سرعت۲۴۰کیلومتردر ساعت به دور خورشید می گردد.
ـ حروف ابجداز الفبای مردم فنیقیه اقتباس شده است.
ـ نخستین تقویم شمسی که شناخته شدتقویم مصریان است.
ـ کرمهای ابریشم در ۵۶ روز۸۶ هزار برابر وزن خود غذا می خورند.
ـ نوعی قورباغه وجود دارد که می‌تواند چندین ماه یخ بزند ودوباره به زندگی طبیعی باز‌گردد.
ـ پژوهشها ثابت کرده است که پشه بیشتر به سراغ کودکان وافراد بور میرود.
ـ هر عنکبوت تار ویژه خود را دارد و هیچگاه دو تار عنکبوت به هم شبیه نیستند.
ـ مجسمه آزادی نیویورک ۲۲۵ تن وزن دارد.
ـ مردم اندونزی به ۳۶۵ زبان صحبت می‌کنند.
ـ تعداد سلولهای بدن انسان ۱۰ برابر آدمهاست.
ـ مینای دندان محکم ترین جسم بدن است.
ـ ۶۴۰ ماهیچه در بدن وجود دارد.
ـ ماهیچه ها پرقدرت ترین جسم بدن هستند.
ـ آرواره ها فشاری به قدرت kg ۲۵۰ را بوجود می‌آورند.
ـ نازکترین پوست بدن ، پوست پلک وکلفت‌ترین پوست بدن را کف پا دارد.
ـ در یک ماه ۲۰ کیلو پوست از بین میرود .
ـ رشد ناخن نصف رشد مو می‌باشد.
ـ میانگین رشد ناخن دست ۴ برابر ناخن پا است.
ـ خون بعضی سخت تنان آبی است.
ـ خون به دلیل وجود آهن سرخ است.
ـ بدن انسان روزی یک لیتر بزاق ولید میکند.
ـ بدن ما ۵۰ هزار کیلومتر رشته عصبی دارد.
ـ دو سوم اطلاعات مغز از بینایی است.
ـ سرعت نور یک میلیون بار سریعتر از صوت است.
ـ چشم ماهی مرکب بزرگترین چشم نسبت به جثه است.
ـ به طور متوسط روزی ۱۷۰۰۰ بار پلک میزنیم.
ـ از آنجا که آب رنگ قرمز را جذب می‌کند ، رنگ آب را سبز مایل به آبی میبینیم.
ـ چشم سالم میتواند ۱۰ میلیون رنگ را ببیند.
ـ خون به دلیل وجود آهن سرخ است.
ـ بدن انسان روزی یک لیتر بزاق تولید میکند.
ـ بدن ما ۵۰ هزار کیلومتر رشته عصبی دارد.
ـ دو سوم اطلاعات مغز از بینایی است.
ـ سرعت نور یک میلیون بار سریعتر از صوت است.
ـ چشم ماهی مرکب بزرگترین چشم نسبت به جثه است.
ـ به طور متوسط روزی ۱۷۰۰۰ بار پلک میزنیم.
ـ از آنجا که آب رنگ قرمز را جذب می‌کند ، رنگ آب را سبز مایل به آبی میبینیم.
ـ چشم سالم میتواند ۱۰ میلیون رنگ را ببیند.
ـ ارتفاع ابر تا زمین در روز بیشتر از شب است .
ـ مار کبری تنها ماری است که قادر است فیلی را از پا در آورد .
ـ آب تا زمانی که حرکت دارد منجمد نمی‌شود.
ـ خرگوش و طوطی تنها حیواناتی هستند که می‌توانند بدون برگشتن اشیاء پشت سر خود را ببینند .
ـ قطب جنوب از طبقات یخ تشکیل شده است وتنها نقطة جهان است که درآن زمین خشکی وجود ندارد.
ـ جنین در شکم مادر گاهی دچار ***که میشود .
ـ کوچکترین استخوان بدن در داخل گوش قرار دارد .
ـ کراوات از نام مردم کراوات گرفته شده است که برای اولین آن را بر گردن آویختند .
ـ غورباقة قابیل با لیس زدن انسان ، او را دچار هذیان گویی میکند .
ـ وطن اصلی اسفناج ایران است و ۱۵۰۰ سال پیش استفاده از آن در دنیا رایج شد .
ـ مورچه تنها موجودی است که در مقایسه با بدنش بزرگترین مغز را دارد .
ـ خودرو در سرعت ۴۰ تا ۵۵ کیلومتر در ساعت کمترین سوخت را مصرف میکند.
ـ متخصصان تغذیه به این نتیجه رسیده اند که ‌ر‌و‌ز‌ه بهترین بهترین رژیم برای کاهش دائمی وزن است .
ـ وزن جگر انسان حدود ۱/۳ کیلوگرم است وبزرگترین غده در بدن است .
ـ خرس بالغ میتواند همچون اسب بدود.
ـ
زنبور عسل برای تولید ۴۰۰ گرم عسل که به دست ما میرسد دست کم ۸۰ هزاربار
از کندو به صحرا میرود که اگر هر بار معادل یک کیلومتر مسافت طی کند برای
به دست آوردن این مقدار عسل باید دو برابر محیط زمین را بپیماید .
ـ
قلب در هر دقیقه ۷/۴ لیتر خون در بدن پمپاژ میکند به این ترتیب در یک روز
حدود ۷۶۰۰ لیتر خون در بدن پمپاژ میشود . اگر شخصی ۷۰ سال عمر کند قلب او
در این مدت در حدود ۱۹۳ میلیون لیتر خون پمپاژ میکند وحدود ۵/۲ میلیارد
بار میزند .


 

سخنان بزرگان

   مشكلات انسان هاي بزرگ را متعالي و انسان هاي كوچك را متلاشي ميكند

من ادعا نميكنم كه هميشه بياد آنهايي كه دوستشان دارم هستم،اما ادعا ميكنم حتي در لحظاتي كه به يادشان نيستم دوستشان دارم  

                   

 (دکتر شریعتی)



هيچ چيز در زندگي معنا ندارد، مگر معنايي كه شما به آن بدهيد.((آنتوني رابينز))


ساده ترين كار جهان اين است كه خود باشي و دشوارترين كار جهان اين است كه كسي باشي كه ديگران مي خواهند.((هربرت اتو))



زندگي، چيزي جز مبارزه ميان عاطفه و عقل نيست.((مارك تواين))


اگر مي خواهي پس از مرگ فراموش نشوي، يا چيزي بنويس كه قابل خواندن باشد، يا كاري كن كه قابل نوشتن باشد.((بنجامين فرانكلين))


همه مي ميرند، اما به راستي همه زندگي نمي كنند.((بربر هارت))



خشم، گرفتن انتقام اشتباه ديگران از خودمان است.((
الكساندر پوپ))



زندگي مردان بزرگ به ما مي آموزد كه ما نيز بزرگوار زندگي كنيم.((
هنري وادزورث لانگ‌فلو))



شما ناخداي كشتي خودتان و نويسنده ي داستان زندگيتان هستيد.((بلك وسبت))



در انجام هر كاري، نياز به خداوند و خدمت به مردم را در نظر داشته باشيد، كه اين شيوه ي زندگي معجزه آفرينان است.((وين داير))


ما نمي توانيم بادها را هدايت كنيم اما مي توانيم بادبانهاي خود را تنظيم نماييم.((؟))



ادامه نوشته

طنز

دهقان فداكار پير شده ، چوپان دروغگو ديگه دروغ نميگه ، كوكب خانوم حوصله مهمونو نداره ، كبري تصميم گرفته دناعشو عمل كنه ، شنگولو منگول گرگ شدن ،   آرش كمانگير معتاد شده ، روباه و كلاغ دستشون تو يه كاسست ، شيرين فرهادو پيچونده با دوس پسر جديدش رفتن پيست اسكي ،رستمم اسبشو فروخته يه پولساز خريده با افراسياب ميرن ميدون شوش كيف قاپي...!!

واقعا چي بر سر ايرانو ايراني آمده است؟

 

احکام شرعی برای هر نوجوان به تکلیف رسیده

مقدمه ه ه ه ه

        به نام خدا

سلام ودرود بی پایان برخاتم رسولان و رهایی بخش انسان از قید اسارت و بندگی  هر چیز به جز خدای منان.

درود و عرض ادب به پیشگاه امامان راستین و فرزندان یازده گانه امام امیرالمومنین که راهبری کشتی طوفان زده انسانیت را  به سوی نور و هدایت  و سعادت بر عهده داشته اند.

سلام درود خالصانه نثار وجود مقدس ولی عصر و امام زمان ورهبر زندهء انسانها حضرت مهدی علیه السلام.

بار خدایا،ظهور حجت خود ونجات بخش محرومان وهدایت گر گمراهان را نزدیک بفرما،وما را در زمرهء پیروان  ویاران واقعی آن امام همام قرار بده.

                                                                                   

                                                             آمین یا رب العالمین

روی سخن با شماست ،پسر و دختر مسلمان،خواهروبرادرمحترم،شما که تازه به سن بلوغ رسیده اید ویا به زودی پای در حساس ترین ایام عمر و زندگانی خود  نیگذارید.

خواهرانی که با پشت سر نهادن 9سال آغازین و برادرانی که با عبور از 15سال کودکی و نوجوانی پای به عرصهء فصلی نوین از زندگانی ارزشمند خود گذاشته

و بالغ میشوید و به تعبیری دیگر مکلف میگردید.

آیا میدانید که رسیدن به مرحله تکلیف چه معنایی دارد؟

آیا میدانید در اوج چه عظمتی پای نهاده اید؟

آری از لحظه ای که شما خواهر 9سال راتمام کردی ،وشما برادر 15سال را به پایان بردی ،در دایرهء تکلیف الهی قرار گرفته ای،یعنی از این پس شما هم به جرگهء زنان و مردانی پیوستی که مورد خطاب خداوند متعال قرار گرفته ،ومشمول اوامر ونواهی شرع مقدس گردیده اند.یعنی از این به بعد ،با خطاباتی چون((یا ایها الذین آمنو...))شما را مخاطب خویش قرار داده و مستقیماً با شما سخن گفته است.

وبه پاس این توفیق بود که بسیاری ازعارفان و وارستگان ،شب و روز به تکلیف رسیدن خود یا فرزندانشان  را جشن میگرفتند و بر خود میبالیدند که ما هم از این به بعد  طرف کلام وخطاب خدا قرار گرفته ایم واین بالاترین ارزشها است.

البته روشن است که پسر و دختر مسلمان از سالهای قبل از بلوغ موظف به رعایت احکام و دستورات دینی وشرعی میباشد،که فلسفه ها وانگیزه های گوناگونی برای آن ذکر شده است که اهّم تیجاد امدگی روحی وجسمی برای سالهای پس از بلوغ میباشد.

بهر حال هر کس که به تکلیف شرعی برسد و از نظر دین مقّدس اسلام بالغ بشود ،بایستی مسائل متعددی را مورد عمل قرار دهد ،واز امور بسیاریپرهیز نماید.

وبلاگ ما نه درصدد بیان  احکام و مسائلی است که در رساله های علمیّه ذکر شده ،ونه در مقام بیان اخلاق ورفتار یک مسلمان.بلکه این وبلاگ بطور اجمال و خلاصه تمامی اوامر ونواهی شرع مقّدس ار بیان میکند ،آنچه را که یک جوان دختر و پسر  مسلمان باید بداند و از لحظه بلوغ  تا آخر عمر بدان پایبند باشد مورد تذکر قرا ر میدهد ،ودر صورت لزوم در هر مورد دلیلی کوتاه  بیان مینماید .

لازم  به ذکر است که جنبه های عرفی و فوائد مضرات طبی وبهداشتی ویا روانی یا اجتماعی واجبات ومحرمات مورد نظر در این وب نیست ،وفقط حکم شرعی بااستناد به منابع وماخذ دینی مثل قرآن مجید ،احادیث و روایات و گفته های پیامبر(ص)،وامامان (ع)،وبزرگان دین بیان شده و مورد بحث قرار میگیرد .واین بدان جهت است که  در آغاز سخن گفتیم ،روی سخن ما با دختو پسرانی است که در ابتدای تکلیف میخواهد بداند چه کارهایی را باید انجام دهد وچه اموری را باید ترک کند .واز همین جهت است که به مستحبات یعنی کارهایی که انجام دادن آن بهتر است  اگرچه ترک آن  عقاب وعذاب ندارد )ومکروهات(یعنی اعمالی که ترک آنها بهتر است،اگر چه انجام دادن آن نیز گناه و حرمت ندارد)نیز در این وبلاگ نیز در این وبلاگ کم و زیاد به آن اشاره شده است.

امید است خدای متعال  به همه ی ما توفیق عمل به فرامین ودستورات او که به وسیله ی  پیامبر وائمه هدی به مارسیده است را عنایت کند ،وتقوی وملاحظه در جنبه های گوناگون زندگانی به همه  ما مرحمت فرماید،و شیطان خودخواهی و خودپرستی و بی عفتّی را از ما دور نماید،و مارا در راستای حقیقت انسانی  وکمال معنوی  ثابت قدم بدارد.


روزه

روزه

انسان در مسیر عادی زندگی قدر نعمت هایی که خداوند به او ارزانی داشته ،نمیداند.تا تشنه نشود قدر آب را را وتا گرسنه نشود قدر نان را نمیداند ،واز سوی دیگر به درد گرسنگان وتشنگان نمیرسد،از این رو خداوند در طول سال روزه را بر مسلمانان واجب کرده است تا قدر نعمتهای خدا را بداند و با درد گرسنگان آشنا شوند و به فکر یاری آنها بیفتند.روزه،اردوی ترتیبی وماه رمضان اردوگاه پرورش روح وتقویت ایمان مسلمانان است.

 

احکام روزه

1.روزه مانند نماز به نیت احتیاج دارد و بهتر است که در شب اول ماه رمضان نیت کنیم که میخواهیم هر روز ماه رمضان را به دستور خدا وبه خاطر خدا روزه بگیریم.

2.روزه آن است که انسان به مدت یک ماه باید هر روز از اذان صبح تا اذان مغرب برای اطاعت از فرمان خدا،از برخی کارها خودداری کند،یعنی :

الف:نباید چیزی بخوریم یا بیاشامیم ،هر چند که مقدارش کم باشد،اما اگر کسی به اشتباه و بدون توجه چیزی بخورد یا بیاشامد روزه اش باطل نمیشود. البته باید دانست فرو بردن آب دهان روزه را باطل نمیکند.

ب:روزه دار نباید در استخر یا حوض یا دریا سر را زیر آب ببرد ولی رفتن به زیر دوش اشکالی ندارد.

 3.درس خواندن وامتهان داشتن وضعف نباید دختر و پسر مسلمان را از روزه باز دارد.

4.خداوند مهربان به مسافران اجازه داده است که در زمان مسافرت روزه نگیرند ولی باید بعد از ماه رمضان به تعداد آن روزه ها روزه بگیرد.

5.یکی دیگر از کارهایی روزه را باطل میکند،رساندن غبار غلیظ به گلو و حلق است،پس در حال روزه نباید به فضایی که دارای دود وغبار غلیظ است وارد شویم.

6.استفاده از بوی خوش و عطر در حال روزه اشکالی ندارد ،ولی بوییدن گلها وگیاهان معطرمکروه است.

7.اگر کسی به خاطر بیماری موفق به روزه ماه رمضان نشود باید بعد از ماه رمضان وپس از بهبودی به تعداد آن روزه ها روزه بگیرد،که به آن روزه ،روزه غذا گفته میشود.

منابع:کتاب دانستنیهایی برای دختران وپسران.


نماز

نماز :مهمترین اعمال دینی و رکن واساس و ستون دین است ،و در روایات است که در روز  قیامت اول به بررسی نماز انسان میپردازند،اگر مورد قبول واقع شد سایر عبادات هم (در صورت واجب الشرایط قبول بودن )پذیرفته میشود،و اگر نماز انسان در بارگاه خداوند مقبول واقع نشود،سایر عبادات هم رد میشود.نماز بهترین اعمال نزد خداوند ،و آخرین وصیت تمامی پیامبران بوده است.

بعد از معرفت وشناخت،مهمتین وبا ارزش ترین چیز ها نماز است.و بهترین عملی که بنده را به خداوند نزدیک میکند نماز است.و نماز به انسان نوعی مصونیّت میبخشد واو را از ارتکاب به گناه و معصیت وبدی باز میدارد.

کسیکه نماز را ترک کند از اهل آتش است،و اگر از روی بی اعتقادی به آن وندانستن آن از اعمال ضروری دین آنرا ترک کند کافر است.

هر کس نماز بخواند وآنرا سبک بشمارد ،کارهای دیگر خود رابر نماز مقدم نماید،به آداب نماز اهمیت ندهد،وبه طور کلی به آن بی توجهی بنماید ،مورد شفاعت پیامبر وامامان در قیامت قرار نمیگرد ،ودر دنیا به بلا های بسیاری گرفتار میشود .

 

مقدمات نماز

وضو

قبل از نماز وضو میگیریم و با چهره ای شاداب آماده ی نماز میشویم .

وضو باعث پاکی بدنو صفای روح و روشنی دل میشود.

کیفیت انجام وضو به ترتیب زیر میباشد:

۱.نیت

ابتدا نیت میکنیم یعنی به قصد اطاعت از فرمان خدا وضو میگیریم.البته قبل از وضو گرفتن مستحب است دست های خود را تا مچ بشوییم.

۲.شستن صورت

پس از نیت صورت را از بالا به پایین از جایی که موی سر روییده است تا چانه میشوییم.

 ۳.شستن دست راست

دست راست را از آرنج تا نوک انگشتان،از بالا به پایین میشوییم.

۴.شستن دست چپ

بعد از شستن دست راست،دست چپ را مانند دت راست میشوییم.

۵.مسح سر

پس از شستن صورت ودستها،با رطوبتی که بر دست مانده است روی سر را مسح میکنیم.یعنی دست راست را روی سر گذاشته کمی به جلو میکشیم.

۶.مسح پا

پس از مسح سر،پای راست را از نوک انگشت تا آخر روی پا مسح میکنیم .بعد از پای راست ،پای چپ را مسح میکنیم و با ای عمل وضو تمام میشود.

وضوی جبیره

اگر دست یا صورت زخم باشد بطوری که آب برای آن ضرر داشته باشد ،باید پارچه پاک یا چیز دیگری مثل چسب بر آن بگذاریمو هنگام شستن سایر جاها ،بر آن قسمت،تنها دست تر بکشیم.

 

غسل

یکی از کارهای مستحب در روز جمعه وقبل از اذان ظهر شستشوی مخصوصی به نام غسل جمعه است که از پاداش و ثواب بسیاری برخورد است.

غسل را به دو صورت میتوان انجام داد :

 غسل ارتماسی.غسل ترتیبی

در غسل ارتماسی به نیت غسل ،تمام بدن را به یک باره در آب فرو برده میشود.

در غسل ترتیبی ،اول سروگردن ،بعد نیمه راست بدن و سپس نیمه ی چپ بدن را شسته میشود.

در انجام غسل همانند وضو باید نیت نمود .

یعنی غسل را برای انجام  اطاعت از دستور خداوند انجام میدهیم.

 

تیمم

اگر به اندازه ی کافی آب برای وضو یا غسل وجود نداشته باشد،یا آب برای بدن ضرر داشته با شد و یا برای انجام وضو وغسل وقت کافی نباشد و...باید به جای وضو یا غسل ،تیمم کنیم.

آیا شما دوستان خوب میدانید چگونه باید تیمم کرد ؟

1.نیت وزدن کف دستها بر زمین

به قصد اطاعت از فرمان خدا ،ابتدا کف دو دست را بر خاک پاک میزنیم .

2.کشیدن دستها بر پیشانی

کف دستها را به تمام پیشانی و دو طرف آن از محل روییدن مو تا ابروها و بالای بینی میکشیم.

3.کشیدن دست چپ به دست راست

کف دست چپ را به تمام پشت دست راست از برآمدگی موچ تا نوک انگشتان میکشیم.

4.کشیدن دست راست به دست چپ

بعد از آن دست راست را به تمام پشت دست چپ از برآمدگی مج تا نوک انگشتان میکشیم.

 

 لباس نمازگزار

شما نمازگزان جوان گرامی ،برای دیدار مهربانترین موجودات حاضر شده اید.امامان ما برای نمازشان لباس مخصوص داشته اند.لباس نمازگزار باید پاک و مباح باشد،یعنی متعلق به خودش باشد ویا اگر متعلق به شخص دیگری است با اجازه و رضایت صاحبش آنرا بپوشد .زنان ودختران باید در نماز ،تمام بدنشان را پوشانده باشند،ولی پوشاندن صورت و دستها وپاها تا مچ لازم نیست ،ولی اگر نامحرمی آنها را میبیند،پاها را نیز باید بپوشانند.

 

مکان نماز گزار

مکان نمازگزار باید مباح باشد یعنی یا از خودش باشد یا اگر از دیگری است با اجازه و رضایت صاحبش باشد.همچنین جایی که پیشانی را بر روی آن قرار میدهیم باید پاک باشد.

جای پیشانی،زانوها ونوک انگشتان پا،نباید بیش از چهار انگشت بسته ،پست وبلند باشد وبهتر است بر روی زمین هموار نماز بخواند. بهترین مکان برای نما خواندن ،مسجد است.مومن در مسجد مانند ماهی درآب استو در آن آرامش پیدا میکند.

نماز جماعت

اگر نمازهر چند مختصر وبا تاخیر به جماعت خوانده شود،به مراتب بیشتر از نمازی که به تنهایی ،هر چند طولانی و در اول وقت خوانده شود ثواب و ارزش دارد.

چگونه در نماز جماعت شرکت کنیم؟

1.وارد صف میشویم ودر جایی می استیم که بین ما وصف جلو یا کسی که طرف راست و چپ ما ایستاده است بیشتر از یک گام فاصله نباشد.

2.بعد از نیت با گفتن تکبیره الاحرام ((الله اکبر))وارد نماز میشویم.

3.بعد از تکبیره الاحرام ساکت می ایستیم تا امام جماعت حمد و سوره را بخواند.در نماز جماعت قرائت به عهده ی امام جماعت است وما در رکعت اول و دوم ،حمد و. سوره را نمیخوانیم.

4.همزمان با امام جماعت به رکوع وسجده میرویم و قنوت و تشهد را انجام میدهیم  و همه جملات رکوع وسجده و تسبیحات اربعه و تشهد و سلام را همراه امام جماعت میخوانیم واز کارهای او پیروی میکنیم.

5.در هر رکعت اگر خواستیم اقتدا کنیم باید توجه داشته باشیم که معمولا در دو حالت میتوان به نماز جماعت پیوست:

الف:وقتی امام جماعت مشغول قرائت حمد وسوره یا قنوت باشد.

ب:وقتی که امام جماعت در رکوع است(واگرتنها به رکوع امام جماعت هم برسیم یک رکعت به حساب میاید.)

 

 مبطلات نماز

از آغاز تا پایان نماز باید از کارهایی که نماز را باطل میکند بپرهیزیم از جمله :

1.خوردن وآشامیدن

2.روی از قبله برگردانیدن

3.سخن گفتن

4.خندیدن

5.گریه کردن

6.کم وزیاد شدن واجبات نماز از روی عمد.

7.کم و زیاد شدن ارکان نماز از روی عمد و فراموشی.

 منابع:فروع کافی :۳/۲۶۶. بحارالانوار۱۰:/۳۶۹.وسائل الشیعه:۳/۲۶.


محرمات

محرمات

محرمات یعنی آنچه که انجام آن حرام است و هر مکلفی موظّف به ترک آن میباشد وارتکاب آن موجب عذاب  وعقاب پروردگاراست.

در این بخش به صورت ساده وخلاصه وفهرست وار،محرمات الهی را ذکر میکنیم ،بدان امید که پسران ودخترانی که به بلوغ  شرعی میرسند از آنها دوری نمایند.

اگرچه بعضی از محرمات الهی بسیار معروف و بر همگان معلوم است ولی ذکر فهرست گونه ای از آنها خالی از فایده نمیباشد.

 

شرک به خدا:

شرک وزیدن به خداوند متعال وشریک  قائل شدن برای او ،از گناهان بسیار بزرگ وحرام میباشد.

خدا در قرآن مجید به حرمت آن اشاره کرده و میفرماید :خداوند تمام گناهان را میآمرزد ولی شرک ورزیدن به خود را هرگز مورد عفو

وبخشش قرار نمیدهد و شرک یتم بزرگی است و جایگاه مشرک در آتش جهنم خواهد بود.

و در این زمینه روایات بسیاری نیز وجد دارد مانند:(وسائل الشیعه،کتاب الجتهاد.)

 

نا امیدی :

هر انسانی در طول زندگی خود کم و بیش مرتکب گناهانی میشود که بعضی از آنها حالت یاس ونا امیدی در روح او  ایجاد مینماید،و در نتیجه ،این تفکر در انسان تقویت میشود که با این همه گناه و معصیت که انجام داده ام هرگز مورد لطف و عفو خدا قرار نمیگیرم .

قرآن مجید و روایات اسلامی ،اینگونه تفکر واندیشه رامحکوم کرده ویاس و نا امیدی را از رحمت الهی حرام دانسته و آنرا از گناهان بسیار بسیار بزرگ به حساب آورده است ،وصریحا در قرآن مجید  آمده که نا امید از رحمت الهی نمیشود مگر کسی که کافر باشد.

و این بدان جهت است که یاس از رحمت خداوند متعال برخاسته از عدم اعتقاد  انسان به قدرت و رحمت بی پایان خداوند میباشد ،وموجب میشود که انسان درصدد توبه واستغفار بر نیاید  و به جبران خطاهای گذشته نپردازد.

خداوند بسیار مهربان کریم تر از آن است که در تصور آید و از همین جهت است که هر گناهی از بندگانش سر بزند را مورد مغفرت و بخشش قرار میدهد ،البته اگر توبه با شرائط مخصوص و آداب خاص آن  تحقق پذیرد.

آدم کشی،وخودکشی 

به قتل رساندن یک مومن حرام است و گناه بسیار بزرگی میباشد وعذاب و دوزخ وخشم الهی را در بردارد .

در آیه ای از قرآن مجید ،پنج تهدید متوجه قاتل کرده است :

جهنم ،همیشگی بودن در آن ،غضب خداوند ،لعنت خداوند ،عذاب بزرگ.

ودر آیه ای دیگر انتحار و خودکشی را نیز حرام کرده واز آن نهی کرده است و عذاب الهی را جزای آن دانسته است.

ودر این هر دو موضوع ،احادیث وروایات بسیاری نیز نقل شده است.

 

ربا

یکی دیگر از محرمات که ارتکاب آن عذاب شدیدی را در پی دارد ،ربا وربا خواری میباشد .

ربا یعنی چیزی را به عنوان قرض دادن وچند برابرباز پس گرفتن .

قرآن عذاب ربا خواری را برابر با عذاب کافران دانسته و شدیدا از نهی کرده است.

البنه مضرات اجتماعی ربا وعواقب وخیمی که برای روابط انسانها و پی آمدهای اقتصادی بسیاری که دارد غیر قابل اغماض وانکار است

که بحث از ابعاد مختلف مضار آن فرصت و مجالی واسع تر میطلبد.

نگاه به نامحرم

یکی دیگر از محرمات نگاه کردن زن ومرد به بیگانه است،یعنی دختر یا زنی به مرد نامحرم،و پسر یا مردی به زن نامحرم نگاه کند.

در قرآن مجید از نگاه شهوت آمیز زن ومرد به یکدیگر نهی شده است .و امام صادق آن نگاه را تیر زهر آلودهء شیطان بر جان وروان

وقلب انسان است که موجب حسرت طولانی  میباشد نامیده است . و در روایتی که از امام باقر (ع)نقل شده نگاه به نامحرم با عنوان زنای چشم نامیده شده است.

کسیکه به نامحرم نگاه کند درقیامت چشمانش را پر از آتش میکنند.

عواقب نگاه به نامحرم وآثاری که بر دل میگذارد برکسی پوشیده نیست و به قول بابا طاهر:

            زدست دیده و دل هر دو فریاد

                                                   هر آنچه دیده بیند دل کند یاد

            بسازم خنجری نیشش ز پولاد

                                                    زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

چه بسا زناهایی که از یک نگه شروع میشود و چه انحرافاتی که از همین نگاه بوجود میآید.

و نیز گفتن سخنان غیر ضروری بین زن و مرد نامحرم حرام و دارای عقاب وعذاب میشود و خطر انحرافات جنسی و اخلاقی در  آن بوجود میاید.

 

قذف:

يعني نسبت زنا يا لواط به زن يا مرد مسلمان پاكدامن دادن . اين كار نيز حرام وموجب عذاب و عقاب در آخرت وحد شرعي در دنيا ميباشد ،وشخص قذف كننده پيوسته در لعنت وغضب پروردگار خواهد بود و در دنيا وآخرت  گرفتار اقسام عذاب ها ميشود.

 

شراب خواري :

نوشيدن تمام مايعاتي كه مست كننده باشد حرام است و از كباثر است و نوشيدن يكي از آنها موجب حدّ در دنيا و عذاب در آخرت است.

مشروبات الكلي داراي آثار بسيار بر روي اعضاي انسان مثل عقل وفكر ،معده وروده،جگروشش،سلسله اعصاب وشريانها،وقلب وحواس  ميباشد واطباء

وپزشكان جديد و قديم درباره مضرات  بهداشتي آن بحث ها كرده و كتابه نوشته اند.

ونيز نوشيدن مايعات مست كننده موجب بدخلقي وبد زباني ميشود وايجاد حالت روحي در انسان مينمايد كه او را به خونريزي ،افشاءاسرار ،هتك حرمت ها وپشت پا زدن به تمامي قوانين  شرعي و اجتماعي وادار ميكند.

امام باقر(ع) فرمود :بزرگترين  گناه و مادر تمامي گناهان ،شراب خواري است .و امام صادق (ع)آن را بت پرستي مساوي دانسته و فرموده اند كه شرابخوار در قيامت با كافران محشور ميشود.

و اينها همه بدان جهت است كه كسي كه شراب بنوشد  عقلش زائل ميشود وبه تمامي گناهان  ومعاصي وگناهان ديگر منيز روي مي آورد.

و البته در حرمت شرابخواري فرقي بين كم و زياد يا خالص و مخلوط آن باچيز ديگر نميباشد،وحتّي يك قطره  آن هم حرام است.

 

قمار:

قمار كردن نيز از محرمات است و داراي گناهي بزرگ وعذابي شديد ميباشد.

بازي كردن با آلات قمار مطلقا،و يا با هر چيز ديگري كه  برنده و بازنده و بردن پول يا چيز ديگردر آن باشد حرام است.

قمار كردن وشرابخواري  وسيله اي است شيطاني و شيطان بدان وسيله  بين مردم دشمني وعذژداوت و كينه ايجاد ميكند.

قمار بازي انسان را از خدا دور ميكند ،معيارهاي انساني و اخلاقي را از او ميگرد ،و او را به انساني هرزه و بي عاطفه وظالم ودرنده تبديل مينمايد.

وبالاخره فقط قمار بازي وشراب خواري است كه در قرآن از آنها با نام گناه كبيره ياد شده ،كه اين امر حاكي از گناه شديد ومضرّات بسياي از آنها ميباشد.

غناء:

آوازه خواني و غناء و موسيقي حرام است ،غناء وموسيقي حرام آن موسيقي وصداهايي است كه مخصوص مجالس لهوو لعب و محفل اهل معصيت وطرب آور باشد.

غناء از گناهان بسيار بزرگ وانسان را از ياد خدا غافل ميكند،ونفاق را در قلب ميروياند و موجب فقر ميشود .

مجلس غناء محل غضب خدا وبدور از رحمت خداوند ميباشد.

موسيقي و غناء حرام بر اعصاب انسان آثاري ويرانگر دارد و آرا مش دروني را سلب ميكند.

دروغ:

دروغ گفتن حرام و گناه است وعواقب سخت دنيوي و اخروي بر آن مترتب ميشود.

امام عسگري (ع) فرمود:تمام بدي ها در اتاقي است و كليد قفل آن اتاق دروغ است.

در قرآن مجيد آيات متع7ددي در مذمّت و نهي از دروغ و سخن غير واقع گفتن وجود دارد.

دروغ فسق است و قرآنترتيب اثر دادن بر سخن و خبر فاسق را نهي كرده است.

از آنچه كه در اخبارو روايات وآيات استفاده ميشود ،دروغ گناه است و از شراب خواري بدترو علامت نفاق،و درغگو ايمان ندارد،ملعون و روسياه است و در قيامت چنان بوي بدي از دهان او خارج ميشود كه ملائكه هم از او فرار ميكنند.

و در طرف مقابل آن صدق و راستگويي لست كه نجات و سعادت و عزّت  و خوشبختي دنيا و آخرت در سايه آْن بدست ميآيد.

سوگند دروغ:

اگر دروغ گفتن چنان كه گذشت حرام است و از گناهان بسيار بزرگ،پس قسم دروغ حرمت و گناهش به مراتب بيش از آن ميباشد .

قرآن مجيد سوگند دروغ را عامل عذاب سخت ودردناك خداوند ميداند،و امام صادق(ع)آن را جنگ با خدا ،و فاسد كننده ايمان مينامند،و امام صادق (ع)آن را باعث خرابي آباداني ها و انقطاع نسل ميخواند.

سوگند درو.غ موجب فقر ميشود و عرش الهي  را به لرزه مي اندازد  و اثر سوء يك قسم دروغ  تا چهل روز بر صاحبش باقي خواهد بود.

گواهي دروغ:

شهادت دادن به دروغ نيز حرام است و عقاب دارد يعني اين كه انسان بر امري كه نميداند يا خلاف آن را ميداند گواهي دروغ بدهد.

قرآن مجيد آن را  تحت عنوان شهادت زور آورده و از آن نهي نموده ، و از رسول خدا (ص)

آن را همپايه شرك و مساوي با بت پرستي  دانسته است، و امام باقر (ع) ميفرمايد كه : خداوند آتش جهنم را بر گواهي دروغ قرار ميدهد.

خيانت در امانت:

كسيكه درامانتي خيانت كند عذاب الهي بر او واجب ميشود ،زيرا خيانت در امانت حرام و از گناهان كبيره است.

آيات متعددي در قرآن مجيد وجود دارد كه از خيانت در امانت به صورتي شديد نهي كرده ودستور اكيد داده كه كه امانت داري پيشهء مومنين باشد.

و در روايات اسلامي نيز خيانت در امانت  موجب فقر و تهيدستي و نكبت، و امانت داري موجب ثروت مند شدن وقوّت ايمان دانسته شده است.

در رواياتي آمده كه حتّي نسبت به كافران و ملحدان و دشمنان نيز امانت دار باشيد و در امانت هرگز نورزيد.

اسراف:

اسراف حرام است وقرآن مجيد صريحا از آن نهي كرده است و اسراف كنندگان را دشمنان خدا و برادران شيطان ناميده است .

اسراف و تبذير به معناي زيادي روي در خوراك ولباس و ساختمان و...ميباشد و اعتدال وميانه روي كه حد وسط افراط وتفريط ميباشد مورد توصيه و سفارش قرار گرفته است .

 و در روايت است كه اسراف موجب فقر و تنگدستي شده و دعاي چنين شخصي مستجاب نميشود.

البته اسراف به حسب افراد مختلف است و هر كس بر طبق شان خودش بايد از اسراف پرهيز نمايد اما به طور خلاصه ميتوان گفت آنچه از صورت ضرورت ونياز خارج شود

وجنب تشريفات و خود نمايي و تفاخر پيدا كند اسراف است و حرام است.

اسراف صورت هاي مختلفي دارد ،آب ريختن بيش از نياز ،مصرف كردن برق بيش از اندازه ،تهيه خوردني وآشاميدني بيشتر مقدار حاجت، فراهم آوردن لباس و خانه بيش از نيازو...همه از مصاديق اسراف است.

بيشتر تكلفات و سختي هاي زندگي از نتايج اسراف كاري ها ميباشد.اسراف و تبذير وضع اخلاقي و اقتصادي فرد و جامعه را دگرگون ساخته و موجب فقر و ورشكستگي و پريشاني شده،خوشبختي و راحتي جان و روان انسان را سلب مينمايد ،و قناعت و ميانه روي اثري روشن در عكس اي امور دارد،فضاي جامعه را نگاه ميدارد،فقر و تهي دستي را از بين ميبرد،از وابستگي مسلمين به اجانب ميكاهد ،و آرامش دروني براي انسان به ارمغان ميآورد.

غيبت:

غيبت  يعني ياد كردن از ديگران در غياب آنها به گونه اي كه از شنيدن آن ناراحت ميشود ،و يا افشاء پنهان يك مومن در حضور ديگران.

غيبت ازمحرمات بزرگ و از گناهان كبيره لست و داراي عذاب و عقابي شديد در آخرت  و عواقبي سخت دشوار در دنيا ميباشد ،و صريحا و شديدا مورد قرآن مجيد قرار گرفته است.

غيبت چون باعث ريختن عابروي مومن ميشود،و ابلاترين خيانت ها به حساب ميايد،وخداوند حسنات غيبت كننده را در نامه ء اعمال غيبت شونده قرار ميدهد،و در قيامت شخصي كه غيبت ديگران را ميكرده نامه ءعملش را تهي از كارهاي خيري كه انجام داده مكيابد و حسرت و پشيماني شديدي متوجه او ميگردد.

شنيدن غيبت هم مثل غيبت كردن حرام است و داراي عذاب و عقاب سختي ميباشد.

پس بر مومنين لازم است ابتدا از غيبت كردن ديگران بپرهيزند و ثانيا در جاييكه غيبت مومني ميشود حاضر نشوند ويا اگر حاضر هستند از غيبت و سخن گفتن درباره ديگران 

جلوگيري نمايند .

ودر روايت است كه مومنين در غياب به ياري يكديگر برخيزند و از غيبت و بد گويي وافشا

پنهاني هاي مومنين جلوگيري نمايند.

تهمت زدن به مومنين نيز حرام است و ارتكاب آن عقاب شديدي در پي دارد.

فرق غيبت وتهمت آن است كه غيبت بيان چيزي است كه حقيقت دارد ولي صاحبش راضي به افشا وبيان آن نميباشد،ام تهمت بيان امري.

 نميمه :

سخن چيني نمامي  كه موجب روشن شدن آتش فتنه ودشمني در بين مردم ميشود حرام است، وعذاب سخت اخروي را پي دارد وبه مراتب از قتل كشتن ديگران شديدتر و پر خطر تر است وروايات اخبار  بر حرمت سخن چيني وحرام بودن بهشت بر چنين شخصي دلالت روشن دارد .

نميمه يعني كسي درباره شخصي سخني گفته وشنونده اين سخن را به او برساند ويا فاش كردن رازي كه  صاحب آن راز به افشاي آن راضي نباشد.

 

 

حكايت: شخصي غلامي ميفروخت ومي گفت: در او هيچ عيبي نيست جز آن كه نمام وسخن چين است. مشتري گفت : باكي نيست  واو را خريد وبه خانه برد .

روزي غلام به زن ارباب خود گفت: مولايم تورا دوست نميدارد و ميخاهد كنيزكي بخرد،

تو تيغي بردار وچون شوهرت خوابيد چند تار از موهاي زير گلويش را بردار  وبه من  بده تا جادو كنم تا عاشق تو شود.

سپس نزد ارباب رفت وگفت اين زن عاشق كس ديگري شده و ميخواهد تو را به قتل برساند،

خود را به خواب بزن تا ببيني با تو چه خواهد كرد .

مرد خود را به خواب زد ،ديد زن آمد وتيغي به دست دارد ، چون رسيد و ريش او را به دست گرفت يقين پيدا كرد كه او را خواهد كشت ، پس از جا برخاست و زن را با  آن تيغ بكشت.

خويشان زن خبر دار شده و آمدند مرد را بكشتند، وخويشان  مرد نيز آمدند و بين ايشان جنگ پيوست وخون بسيار ريخته شد .

واين ها همه از آثار نمامي ،سخن چيني و دو به هم زني ميباشد.

اهانت به مومن:

مومن در نزد خداوند مقام ومنزلتي بس عظيم دارد ،و خداوند خود را ولي مومنين ،و يار ياور و ناصر آنها ميخواند ،و آنان را در رديف خود و پيامبرش قرار ميدهد، و خود را  مشتري جانهاي آنها ناميده است ،و آيات بسياري در عظمت شان ومنزلت والاي مومن در قرآن وجود دارد وروايات متعددي در اين زمينه وارد شده است .

و لذا كوچكترين اهانت  به مومن را حرام و غير جائز دانسته وبر آن عقاب و عذاب سخت و دردناك قرار داده است.

اموري كه آيات و روايات ارتكاب آن را نسبت به مومنين غير جائز وحرام بر شمرده اند عبارت است از:

1.استهزاء ومسخره كردن مومن .

2.ريختن آبروي مومن.

3.دشنام و فحش به مومن دادن.

4.طعنه زدن به مومن.

5.خوار وسبك كردن مومن.

6.سرزنش كردن مومن.

7.هرگونه اذيت و آزار نمودن مومن.

8.هر نوع اهانت و بي احترامي نسبت به مومن.

 

نيرنگ:  

مكر و خدعه و نيرنگ و فريب دادن ديگران و پيمان شكني حرام است و وعده آتش بر آن داده شده است.

در روايات اسلامي خيانت به مردم ،و مكر نيرنگ نسبت به آنها مورد نهي شديد قرار گرفته و عذاب سختي بر آن داده شده است.

مسلمان وارسته كسي است كه هرگز نسبت به ديگران مكر و خدعه ننمايد ،كسي را فريب ندهد، پيماني را نقص ننمايد.

 

بي احترامي به قرآن ،كعبه و مسجد:

1.قرآن :

قرآن كتاب آسماني مسلمين و در بر گيرنده كلمات نوراني خداوند متعال است ،و لذا در نزد مسلمين از عزيزترين و شريفترين چيزها ميباشد. 

از همين جهت است كه كوچكترين اهانت و بي احترامي نسبت به آن حرام و داراي عقاب و عذاب ميباشد.

هر گفتاري و يا كرداري درباره ي قرآن مجيد كه در عرف به عنوان خوار كردن و سبك شمردن آن به حساب آيد حرام است و ارتكاب آن معصيتي بزرگ ميباشد.

نجس كردن قرآن ،انكار حرمت آن،لگد مال كردن آن،و...همه از مصاديق بي احترامي و اهانت به قرآن مجيد است.

و لذا نوشتن قرآن با مرکب نجس،و دادن قرآن به دست کافر حرام است،و گرفتن قرآن از دست کافر،و پاک کردن قرآن نجس واجب میباشد و گذاشتن دست بی وضو بر آیات نورانی قرآن نیز جایز نیست.

دعا های وارده از معصومین هم دارای احترام و عظمت خاصی میباشد و بی احترامی به آنها نیزجایز نمیباشد.

2.کعبه:

بعد از قرآن مجید هیچ چیزدر عالم اسلام عزیزتر از و شریفتر از کعبه معظمه است.

امام صادق(ع) فرمود:سه چیز در حرمت و شرافت نزد خداوند اهمیّت بسیای دارد،اول قرآن مجید ،دوم خانه خدا که قبله مردم است ،و سوّم عترت پیغمبر اکرم(ص).

3.مسجد:

هر مکانی که به نام مسجد بناء شده باشد رعایت حرمت آن واجب،و اهانت و هتک

آن مانند:خراب کردن ،وآلوده ساختن آن به نجاست حرام و از گناهان کبیره است،و این بدان جهت است که مساجد خانه های خداوند در روی زمین است.

توقف جنب ،حائض ونفساء در مسجد حرام است ((ولی عبور بدون توقف یعنی وارد شدن از دری و خارج شدن از در دیگر مانعی ندارد .))     

و در مسجدالحرام در مکّه و مسجد النبی (ص)در مدینه حتی عبور هم جایز نیست.

منابع:وسائل الشیعه.کتاب الجهاد.سوره های:نساء/۵۲.مائده/۷۶.لقمان/۱۳.یوسف/۸۷.کتاب نکاه:باب اول.فروع کافی.کتاب ایمان و کفر.مکاسب سیخ انصاری.


زیبایی های نوجوان

جلو آیینه ایستاده ای و موهایت را شانه میزنی.
با دقت به چهره خود مینگری٬واقعآ زیبایی!چند قدم راه میروی و به قدو قامت خود نگاه میکنی٬واقعآ زیباست!
زیباتر از این هم خواهی شد.
ناگهان نگاهت به مادرت می افتد که حلوی آیینه ایستاده موهایش را شانه میزند
از چهره ی او در میابی که او قدری لز زیبایی های گذشته اش را از دست داده است.به اتاق می روی.مادربزگ گوشه ای نشسته وموهیشرا شانه میزند.
او یاد دوران جوانی خود میافتد و از اینکه با تربیت فرزندان صالخ از فرصت خوب بهره برده خدا را سپاس گزار است.
از موهای سپید و چهره ی پر چین و چروک او در میابی که بسیاری از زیبایی هایش را از دست داده است.
حال می نشینی و قدری به زیبایی های خود می انذیشی:
زیبایی اندام٬زیبایی مو٬زیبایی چهره٬زیبایی صداو...
تمام این زیبایی ها سرمایه ایست که کمکم از دست خواهد رفت.
خدای حکیم و دانا این زیبایی ها را به تو داده است تا تو را با آنها بیازماید.
اگر زیبایی ها رادر راه گناه مصرف کردی٬فردا که بیاید نه زیبایی داری نه آرامش نه آبرو ونه شرافت.
اما اگر زیبایی ها را در راه خدا حفظ کردی وبا حیا و پاکدامن باقی ماندی٬گرچه زیبایی میرود٬ولی شیرینی و آرامش دلنشین آن برای تو باقی میماند.

حال در میابی زیبایی خود را در اختیار چشمهای هوسران و آلوده ی پسران و مردان قرار میدهند،چقدر زیان میکنند .

دیگر درمیابی که باید به فکر زیبایی های دیگری نیز باشیم .

زیبایی کار و تلاش

زیبایی دانش آگاهی

زیبایی جامعه ی رشت یافته و پیشرفته

زیبایی های ظاهری تمام شدنی هستند،ولی زیبایی های معنوی ماندگارند .زیبایی حیا و پاکدامنی ،زیبایی دلبستن به بهشت

فزیبایی اعتماد به خدا ،زیبایی راز ونیاز با خدا وده ها زیبایی دیگر.

زیبایی و دلربایی ظاهری ما ،سرمایه ای گرانبها برای تشکیل زندگی فرداست ،همه میکوشند با دخترانی ازدواج کنند که پاک وعفیف مانده اند.

دانشمندان بزرگ وحقیقتگو هم،به این واقعیت اعتراف کرده اند.

ویل دورانت مینویسد :

((زنان و دختران بیشرم،جز در لحظاتی زود گذر برای مردان جذاب نیستند...

مرد جوان به دنبال چشمان پر از حیاست و بی آن که بداند ،حس میکند این خودداری ظریفانه از یک لطف و رقّت عالی خبر میدهد.))

اسلام با واجب کردن حجاب وپوشش مناسب وپاکدامنی،به دخترام وبانوان کمک میکند تا با دور نگه داشتن خود از نامحرمان،شکوه وعظمت خویش را حفظ کنند.

دختران و بانوان با رعایت موازین اسلام فرشتگان شریف،گرانبها ،اسرار آمیز و دست نیافتنی جلوه خواهند کرد و این جایگاه بلندی است که اسلام به آنان عطا کرده است .

هر کس با آیین اسلام آشنا باشد ،میداند حجاب مانند نماز وروزه بر زنان واجب است وبی اعتنایی به آن و عدم رعایت آن گناه و معصیت به شمار می آید.

حجاب و پوشش اسلامی:

لباس و پوششی که در برابر نامحرم ودر صحنه های اجتماعی میتوان از آنها استفاده کرد ، دارای ویژگی های زیر است:

1.همه ی بدن به جز صورت ودستها تا مچ را میپوشاند.

2.آنقدر نازک نیست که بدن پیدا باشد.

3.آنقدر تنگ نیست که به بدن بچسبد و برجستگی های بدن را به گونه ای آشکار کند که موجب جلب توجه نامحرم و گناه شود.

4.رنگ،دوخت،ومدل آن به گونه ای نیست که نگاه ها را تحریک کند و موجب گناه شود.

5.از حیث دوخت وشکل ورنگ،ترویج کننده فرهنگ بیگانگان که به فرهنگ ما مسلمان هجوم آورده اند،نیست.

6.از لباس های ویژه ی مردان وپسران نیست .

7.به گونه ای زشت یا زیبا نیست که ما را انگشتنما کند.

*بهترین نوع حجاب برای بانوان ،چادر است و رنگ مشکی آن نیز هیچ گونه کراهتی ندارد.


قصه ی ماه وجویبار

سکوت همه جا را فرا گرفته است.
چراغهای دهکده یکی پس از دیگری روشن می شوند.
کشاورزان پس از یک روز تلاش و کوشش٬به خانه ها باز می گردند.
تو با دوستانت کنار جویباری که از جلوی خانه تان می گذرد٬نشسته ای.
همگی غرق در تفکر هستند.
به آهنگ خوش جویبار می اندیشید
و به حرکت پرشتاب آن.
ناگهان به عکس ماه در آب٬خیره می شوید.
چه منظره زیبا وچشم نوازی!
و همه از زیبایی آن میگویید.
آب می آید ومیرود و عکس ماه همچنان در آب٬ثابت و ملندگار می درخشد.
حال همه به این منظره می اندیشید.
تبسم بر لبانتان نقش می بندد و چهره هایتان از خوشحالی میدرخشد.
قصه ی ماه و جویبار٬قصه ی دین و زندگی است.
زندگی چون جویبار خوش آهنگی است که می آید و می رود
و دین چون ماه درخشنده ای است که می ماند و می ماند.
از آن زمان که پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) آخرین وکامل ترین دین را آورد٬تا کنون صدها سال گذشته است.شرایط زندگی چون آب جویبار سال به سال و قرن به قرن تغییر کرده است٬ولی دین اسلام همچنان ثابت و استوار مانده و تا روز قیامت نیز باقی واستوار خواهد ماند.
دین اسلام چون ماه تابانی است که در آسمان وحی جا ومکان دارد ودستخوش تغییر ودگرگونی نمی شود
واسوه ها و الگوهای دینی نیز همپای دین برای همیشه ثابت وماندگار خواهد ماند.
دین ماندگار اسلام پاسخگوی تمام نیاز های انسان در همه ی زمان هاست.
دین های سایر پیامبران پیشین گرچه نقاط مشترک اساسی با دین اسلام دارند٬ولی از آن جهت که در مقایسه با دین اسلام٬کامل نیستند٬ویژه زمان خودشان هستند.
مثل دین یهود که ویژه زمان حضرت موسی(ع) و دین مسیح که ویژه زمان عیسی(ع) است.
پیامبران پیشین بهپیروان خود بشارت داده بودند که پس از آنها حضرت محمد(ص) کامل ترین وبر ترین دین را خواهد آوردو از آن زمان به بعد٬همه باید پیرو او باشند.

اکنون تمامی مردمی که در جهان زندگی می کنند٬بنا به حکم قرآن باید پیرو دین اسلام شوند.
آنچه دین اسلام آورده٬تا روز قیامت پا بر جا خواهد ماند.
امام صادق (ع) در این باره می فرمایند:
((حلال حضرت محمد(ص) حلال است تا روز قیامت و حرام او٬حرام استتا روز قیامت.نه (حلال و حرام او) کنار می رود و نه تغییر می یابد.))

بوی گل یاس

یاس بوی مهربانی می دهد

عطر دوران جوانی می دهد

یاس مثل عطر پاک نیت است

یاس٬استنشاق معصومیت است

یاس را آیینه ها بو کرده اند

یاس را پیغمبران بو کرده اند


 

مسایل دینی

مسائل دینی

اصول دین ومذهب

اصول دین ومذهب در اسلام بر پنج قسم است((:۱.توحید ۲.عدل۳.نبوت ۴.امامت ۵.معاد.))

توحید :یعنی خدای متعال یکی است وشریک و همتایی ندارد

عدل:یعنی خداوند بزرگ مرتبه ستمگر نمی باشد .

نبوت:یعنی خداوند ژیامبرانی را برای ارشاد مردم فرستاد که اولین آنها آدم و آخرین آنها حضرت محمد است.

امامت:یعنی پس از پیامبران اسلام دوازده نفر به امامت رسیدند که اولین آنها حضرت علی (ع) وآخرین آنها امام زمان (عج)است.

معاد :یعنی همه ی انسانها در روز رستاخیز زنده شده نیکوکاران به هبشت میروند و بد کاران به جزای اعمال خود میرسند.

تقلید

شناختن وفهمیدن برنامه دین اسلام همانند دیگر رشته های علمی نیازمند تلاش و کوشش زیاد است و به آسانی به دست نمیآید.

به همین خاطر دانشمندانی هستند که سالیان دراز با زحمت وتحمل سختیها در حوضه های علمیه درس خوانده تا اسلام را بشناسند و آنرا به ذیگران بیاموزند.اینها عالمان متخصصان دین اسلام وجانشینان پیامبر گرامی (ص)و امامان (ع) ودر زمان حاضر هستند وبه هر یک از انان مجتهد گفته میشود .یک انسان بالغ دختر یا پسر حتماُ باید در مسایل دینی آگاه باش ولازم است از یک مرجع جامغ الشرایط تقلید کند و و مسایل دینی خود را طبق دستور آن مرجع عمل نماید تا اعمالش در نزد خداوند قبول باشد.راستی آیا شما مرجع تقلید خود را انتخاب کرده اید

راه شناخت مرجع تقلید

بهترین راه شناخت مرجع تقلید این است که دو نفر روحانی تحصیل کرده در حوزه های علمیه که کارشناس در امور دین باشند و مردم به سخنان آنان اطمینان باشندمجتهدی را به عنوان مرجع تقلید به ما معرفی کنند.

زمان عمل به احکام

دستور های عملی اسلام برنامه زندگی هر مسلمان است که پسران از آغاز شانزده سلگی و دختران از آغاز ده سالگی باید آنها را رعایت کنند .

باید توجه داشت که سن بلوغ بر اساس سال شمسی وشناسنامه ای نیست بلکه بر اساس سال قمری میباشد.

مقدمات نماز

وضو

قبل از نماز وضو میگیریم و با چهره ای شاداب آماده ی نماز میشویم .

وضو باعث پاکی بدنو صفای روح و روشنی دل میشود.

کیفیت انجام وضو به ترتیب زیر میباشد:

۱.نیت

ابتدا نیت میکنیم یعنی به قصد اطاعت از فرمان خدا وضو میگیریم.البته قبل از وضو گرفتن مستحب است دست های خود را تا مچ بشوییم.

۲.شستن صورت

پس از نیت صورت را از بالا به پایین از جایی که موی سر روییده است تا چانه میشوییم.

 ۳.شستن دست راست

دست راست را از آرنج تا نوک انگشتان،از بالا به پایین میشوییم.

۴.شستن دست چپ

بعد از شستن دست راست،دست چپ را مانند دت راست میشوییم.

۵.مسح سر

پس از شستن صورت ودستها،با رطوبتی که بر دست مانده است روی سر را مسح میکنیم.یعنی دست راست را روی سر گذاشته کمی به جلو میکشیم.

۶.مسح پا

پس از مسح سر،پای راست را از نوک انگشت تا آخر روی پا مسح میکنیم .بعد از پای راست ،پای چپ را مسح میکنیم و با ای عمل وضو تمام میشود.

وضوی جبیره

اگر دست یا صورت زخم باشد بطوری که آب برای آن ضرر داشته باشد ،باید پارچه پاک یا چیز دیگری مثل چسب بر آن بگذاریمو هنگام شستن سایر جاها ،بر آن قسمت،تنها دست تر بکشیم.

 

غسل

یکی از کارهای مستحب در روز جمعه وقبل از اذان ظهر شستشوی مخصوصی به نام غسل جمعه است که از پاداش و ثواب بسیاری برخورد است.

غسل را به دو صورت میتوان انجام داد :

 غسل ارتماسی.غسل ترتیبی

در غسل ارتماسی به نیت غسل ،تمام بدن را به یک باره در آب فرو برده میشود.

در غسل ترتیبی ،اول سروگردن ،بعد نیمه راست بدن و سپس نیمه ی چپ بدن را شسته میشود.

در انجام غسل همانند وضو باید نیت نمود .

یعنی غسل را برای انجام  اطاعت از دستور خداوند انجام میدهیم.

 

تیمم

اگر به اندازه ی کافی آب برای وضو یا غسل وجود نداشته باشد،یا آب برای بدن ضرر داشته با شد و یا برای انجام وضو وغسل وقت کافی نباشد و...باید به جای وضو یا غسل ،تیمم کنیم.

آیا شما دوستان خوب میدانید چگونه باید تیمم کرد ؟

1.نیت وزدن کف دستها بر زمین

به قصد اطاعت از فرمان خدا ،ابتدا کف دو دست را بر خاک پاک میزنیم .

2.کشیدن دستها بر پیشانی

کف دستها را به تمام پیشانی و دو طرف آن از محل روییدن مو تا ابروها و بالای بینی میکشیم.

3.کشیدن دست چپ به دست راست

کف دست چپ را به تمام پشت دست راست از برآمدگی موچ تا نوک انگشتان میکشیم.

4.کشیدن دست راست به دست چپ

بعد از آن دست راست را به تمام پشت دست چپ از برآمدگی مج تا نوک انگشتان میکشیم.

 

 لباس نمازگزار

شما نمازگزان جوان گرامی ،برای دیدار مهربانترین موجودات حاضر شده اید.امامان ما برای نمازشان لباس مخصوص داشته اند.لباس نمازگزار باید پاک و مباح باشد،یعنی متعلق به خودش باشد ویا اگر متعلق به شخص دیگری است با اجازه و رضایت صاحبش آنرا بپوشد .زنان ودختران باید در نماز ،تمام بدنشان را پوشانده باشند،ولی پوشاندن صورت و دستها وپاها تا مچ لازم نیست ،ولی اگر نامحرمی آنها را میبیند،پاها را نیز باید بپوشانند.

 

مکان نماز گزار

مکان نمازگزار باید مباح باشد یعنی یا از خودش باشد یا اگر از دیگری است با اجازه و رضایت صاحبش باشد.همچنین جایی که پیشانی را بر روی آن قرار میدهیم باید پاک باشد.

جای پیشانی،زانوها ونوک انگشتان پا،نباید بیش از چهار انگشت بسته ،پست وبلند باشد وبهتر است بر روی زمین هموار نماز بخواند. بهترین مکان برای نما خواندن ،مسجد است.مومن در مسجد مانند ماهی درآب استو در آن آرامش پیدا میکند.

نماز جماعت

اگر نمازهر چند مختصر وبا تاخیر به جماعت خوانده شود،به مراتب بیشتر از نمازی که به تنهایی ،هر چند طولانی و در اول وقت خوانده شود ثواب و ارزش دارد.

چگونه در نماز جماعت شرکت کنیم؟

1.وارد صف میشویم ودر جایی می استیم که بین ما وصف جلو یا کسی که طرف راست و چپ ما ایستاده است بیشتر از یک گام فاصله نباشد.

2.بعد از نیت با گفتن تکبیره الاحرام ((الله اکبر))وارد نماز میشویم.

3.بعد از تکبیره الاحرام ساکت می ایستیم تا امام جماعت حمد و سوره را بخواند.در نماز جماعت قرائت به عهده ی امام جماعت است وما در رکعت اول و دوم ،حمد و. سوره را نمیخوانیم.

4.همزمان با امام جماعت به رکوع وسجده میرویم و قنوت و تشهد را انجام میدهیم  و همه جملات رکوع وسجده و تسبیحات اربعه و تشهد و سلام را همراه امام جماعت میخوانیم واز کارهای او پیروی میکنیم.

5.در هر رکعت اگر خواستیم اقتدا کنیم باید توجه داشته باشیم که معمولا در دو حالت میتوان به نماز جماعت پیوست:

الف:وقتی امام جماعت مشغول قرائت حمد وسوره یا قنوت باشد.

ب:وقتی که امام جماعت در رکوع است(واگرتنها به رکوع امام جماعت هم برسیم یک رکعت به حساب میاید.)

 

 مبطلات نماز

از آغاز تا پایان نماز باید از کارهایی که نماز را باطل میکند بپرهیزیم از جمله :

1.خوردن وآشامیدن

2.روی از قبله برگردانیدن

3.سخن گفتن

4.خندیدن

5.گریه کردن

6.کم وزیاد شدن واجبات نماز از روی عمد.

7.کم و زیاد شدن ارکان نماز از روی عمد و فراموشی.

 

روزه

انسان در مسیر عادی زندگی قدر نعمت هایی که خداوند به او ارزانی داشته ،نمیداند.تا تشنه نشود قدر آب را را وتا گرسنه نشود قدر نان را نمیداند ،واز سوی دیگر به درد گرسنگان وتشنگان نمیرسد،از این رو خداوند در طول سال روزه را بر مسلمانان واجب کرده است تا قدر نعمتهای خدا را بداند و با درد گرسنگان آشنا شوند و به فکر یاری آنها بیفتند.روزه،اردوی ترتیبی وماه رمضان اردوگاه پرورش روح وتقویت ایمان مسلمانان است.

 

احکام روزه

1.روزه مانند نماز به نیت احتیاج دارد و بهتر است که در شب اول ماه رمضان نیت کنیم که میخواهیم هر روز ماه رمضان را به دستور خدا وبه خاطر خدا روزه بگیریم.

2.روزه آن است که انسان به مدت یک ماه باید هر روز از اذان صبح تا اذان مغرب برای اطاعت از فرمان خدا،از برخی کارها خودداری کند،یعنی :

الف:نباید چیزی بخوریم یا بیاشامیم ،هر چند که مقدارش کم باشد،اما اگر کسی به اشتباه و بدون توجه چیزی بخورد یا بیاشامد روزه اش باطل نمیشود. البته باید دانست فرو بردن آب دهان روزه را باطل نمیکند.

ب:روزه دار نباید در استخر یا حوض یا دریا سر را زیر آب ببرد ولی رفتن به زیر دوش اشکالی ندارد.

 3.درس خواندن وامتهان داشتن وضعف نباید دختر و پسر مسلمان را از روزه باز دارد.

4.خداوند مهربان به مسافران اجازه داده است که در زمان مسافرت روزه نگیرند ولی باید بعد از ماه رمضان به تعداد آن روزه ها روزه بگیرد.

5.یکی دیگر از کارهایی روزه را باطل میکند،رساندن غبار غلیظ به گلو و حلق است،پس در حال روزه نباید به فضایی که دارای دود وغبار غلیظ است وارد شویم.

6.استفاده از بوی خوش و عطر در حال روزه اشکالی ندارد ،ولی بوییدن گلها وگیاهان معطرمکروه است.

7.اگر کسی به خاطر بیماری موفق به روزه ماه رمضان نشود باید بعد از ماه رمضان وپس از بهبودی به تعداد آن روزه ها روزه بگیرد،که به آن روزه ،روزه غذا گفته میشود.

منابع:کتاب دانستنی هایی برای دختران وپسران.رساله بخش مسائل دینی.

 

بهتر است درباره ی قرآن چیز هایی بدانید

آثار تربيتى اعتقاد به معاد

همه عقايد دينى در رفتار انسان مؤثر است؛ هر چند تأثير آنها يكسان نيست. از ميان عقايد دينى، اعتقاد به رستاخيز و معاد يكى از نافذترين و مؤثرترين باورها در جهت دادن به رفتار آدمى و تربيت و اصلاح اوست. چنين عقيده اى نقش شايانى در پرورش روح انسان دارد و آثار تربيتى شگرفى در زندگى فردى و اجتماعى او به ارمغان مى آورد، كه در اينجا به برخى از اين آثار ـ و آن هم تنها از منظر داستانهاى قرآن ـ اشاره مى كنيم.

1 ـ اصلاح نگرش انسان به دنيا و بى اعتنايى به جلوه هاى فريبنده آن

اعتقاد به معاد، نگرش انسان را به دنيا تغيير داده، دنيا را براى انسان به عنوان ابزارى در جهت نيل به اهداف والاى انسانى و رسيدن به يك زندگى جاويد و هميشگى قرار مى دهد.

بر اساس جهان بينى توحيدى دنيا براى انسان آفريده شده و نه انسان براى دنيا، و شخصيت انسانى بسيار والاتر و گرانبهاتر از آن است كه بخواهد خود را به متاع دنيا و جلوه هاى فريبنده آن بفروشد.

اعتقاد به معاد، بينش انسان را به عالم هستى وسعت مى بخشد و او را از تنگناى دنيا به فراخناى جهان باقى پيوند مى دهد، و همّت او را بلندمرتبه تر از آن مى گرداند كه بخواهد به تعلّقات دنيوى و مادّى خشنود شود و بدان رضايت دهد.

آرى مؤمنان راستين، اين حقيقت را به خوبى دريافته اند كه كتاب زندگانى بشر سرفصلهاى بى شمارى دارد، كه چند بخش از آن در حيات دنيا حاصل گرديده، امّا فصلهاى مهم و تماشايى آن پس از مرگ و ظهور قيامت آغاز مى شود.

ژان ژاك روسو در يكى از پندهاى حكيمانه خود به فرزندش اميل مى گويد:

«من كه مى دانم فناپذير هستم چرا در اين جهان براى خود بستگيهايى ايجاد كنم؟ در اين جهان كه همه چيز تغيير مى كند، همه چيز مى گذرد و خود من هم به زودى نابود مى شوم، دلبستگى به چه دردم مى خورد؟... پس اگر مى خواهى خوشبخت و عاقل زندگى كنى قلب خود را فقط به زيباييهاى فناناپذير وابسته نما، سعى كن خواسته هايت محدود و وظيفه ات مقدّم بر همه چيز باشد، فقط چيزهايى را طلب كن كه با قانون اخلاق مغاير نباشد، به خودت عادت بده كه همه چيز را بدون ناراحتى از دست بدهى و بدون اجازه وجدان هيچ چيز را قبول ننما، در اين صورت حتما خوشبخت خواهى شد و به هيچ يك از چيزهاى زمينى دلبستگى شديد پيدا نخواهى كرد»(1).

قرآن كريم در قالب داستانهاى خود تابلوهايى زيبا ترسيم نموده كه در آنها عظمت انسانهاى بلندهمّتى را به تصوير كشيده كه هيچ گاه در برابر تمنيّات و تعلّقات دنيوى زانو نزدند، و فريفته جلوه هاى فريباى دنيا نشدند؛ از جمله:

1ـ ساحران فرعون، همانان كه پاداشهاى مادى فرعون و سكنا گزيدن در جوار او تمام آمال و آرزوهاى آنان را تشكيل مى داد، به ناگاه ايمان به خدا چنان تحوّلى در روح و جان آنها ايجاد كرد كه تمام دنيا و جلوه هاى زودگذر آن در پيش چشمشان خوار و خفيف به نظر مى رسيد و از اين رو در برابر تهديدهاى فرعون به قتل، قاطعانه مى گويند:

«هيچ مانعى ندارد و هيچ گونه زيانى از اين كار به ما نخواهد رسيد، هر كار مى خواهى بكن، ما به سوى پروردگارمان باز مى گرديم».

«قَالُوا لاَ ضَيْرَ اِنَّـآ اِلى رَبِّنَا مُنْقَلِبُونَ»(2).

تو با اين كار نه تنها چيزى از ما كم نمى كنى، بلكه ما را به لقاى معشوق حقيقى و معبود واقعى مى رسانى. آن روز اين تهديدها در ما اثر مى گذاشت كه ما خويشتن را نمى شناختيم، با خداى خود آشنا نبوديم و راه حق را گم كرده و در بيابان زندگى سرگردان بوديم، امّا امروز گم شده خود را يافته ايم، هر كار مى توانى بكن!(3)

آرى، ايمان به خدا و اعتقاد به حيات جاودان و انديشه رجوع به پيشگاه حق، آنان را چنان منقلب ساخته بود، كه ديگر مرگ در نظر آنان فنا نبود، بلكه وسيله اى بود براى حضور يافتن نزد محبوب.

ايمان به معاد، چهره وحشت انگيز مرگ را كه هميشه به صورت كابوسى بر افكار انسانها سنگينى داشته و آرامش را از آنها سلب كرده دگرگون مى سازد و آن را از مفهوم فنا و نيستى به دريچه اى به سوى جهان بقا تغيير مى دهد(4).


  • گفت حمزه چون كه من بودم جوان سوى مردن كس به رغبت كى رود ليك از نور محمّد من كنون آن كه مردن پيش چشمش تَهلُكه ست و آن كه مردن پيش او شد فتح باب «سارعوا» آيد مر او را در خطاب(5)

  • مرگ مى ديدم وداع اين جهان پيش اژدها برهنه كى شود نيستم اين شهر فانى را زبون امر «لا تُلقوا» بگيرد او به دست «سارعوا» آيد مر او را در خطاب(5) «سارعوا» آيد مر او را در خطاب(5)

2ـ همسر فرعون نيز با آنكه غرق در يك زندگى مرفّه و تجمّلاتى بود، امّا زرق و برق دستگاه فرعونى او را نفريفت و او كه دلش به نور ايمان روشن بود، از تمام تعلّقات دنيوى دست شست و از تنگناى آن قصرها به فراخناى بهشت چشم گشود و چنين دعا كرد و گفت:

«پروردگار من، خانه اى برايم در جوار قربت در بهشت بنا كن و مرا از فرعون و كارهايش رهايى بخش».

«رَبِّ ابْنِ لى عِنْدَكَ بَيْتًا فِى الْجَنَّةِ وَ نَجِّنى مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ»(6).

آرى «همسر فرعون جوار رحمت پروردگارش را خواسته، خواسته است تا با خدا نزديك باشد و اين نزديكى با خدا را بر نزديكى با فرعون ترجيح داده، با اينكه نزديكى به فرعون همه لذّات را در پى داشته، در دربار او آنچه را كه دل آرزو مى كرده يافت مى شده و حتى آنچه كه آرزوى يك انسان بدان نمى رسيده، در آنجا يافت مى شده، پس معلوم مى شود همسر فرعون چشم از تمامى لذّات زندگى دنيا دوخته بود، آن هم نه به خاطر اينكه دستش به آنها نمى رسيده، بلكه در عين اينكه همه لذّات برايش فراهم بوده، مع ذلك از آنها چشم پوشيده و به كراماتى كه نزد خداست و به قرب خدا دل بسته بود و به غيب ايمان آورده و در برابر ايمان خود استقامت ورزيده تا از دنيا رفته است»(7).

2 ـ كنترل غرايز و شهوات

تا زمانى كه انسان در اين دنيا استقرار دارد دلش از تمنّا و خواهشها باز نمى ايستد، امّا وقتى در پرتو ايمان به غيب و اعتقاد به سراى باقى دريافت كه فرصت دنيا بسيار محدود و بهره آن نيز بسى ناچيز است، و حتى در قلمرويى كه به دست مى آيد نمى توان آن را براى هميشه حفظ كرد و خوشيها و لذايذ واقعى نيز در همين ايام كوتاه خلاصه نمى شود، ديگر نه هر دم امواج خواسته هاى بى پايان بر دلش استيلا مى يابد كه خود را به همه چيز وابسته كند و موجب انهدام خويشتن گردد و نه از اينكه بيش از حد از نعمتها و ثروتهاى دنيا برخوردار نشده، آزرده خاطر مى شود.

«در زندگى دنيا هم آرزوهاى بلند و هم يأسهاى عميق در كمين انسان نشسته اند و هر دو كشنده اند و هر دو تهديدكننده زندگى اند، و آنچه هر دو را در بند مى كند، ياد مرگ است. ياد مرگ هم بر «آمال» و هم بر «آلام» كه هر دو بى حد جلوه مى كنند، حد مى زند و آنها را آن چنان كه هستند كوچك نشان مى دهد و تاب و طاقت آدمى را افزايش مى دهد و او را بر ادامه زندگى قادر مى سازد»(8).

امير مؤمنان على عليه السلام ياد مرگ را اصلاحگر انسان و تربيت كننده روح بشر مى خواند و مى فرمايد:

«الا فاذكروا هادم اللَّذات و منغِّص الشهوات و قاطع الأُمنيّات عند المساوَرةِ لِلاْءَعمالِ القبيحة»(9).

به هنگام تصميم بر كارهاى زشت، مرگ را كه نابودكننده لذتها و مكدركننده شهوت و قطع كننده آرزوهاست به ياد آوريد.

داستانهاى قرآن نيز از اين تأثير نافذ و مؤثر ايمان به معاد حكايت دارند؛ از جمله:

1ـ مؤمن آل فرعون قوم خود را كه سخت فريفته دنيا بودند و همين امر آنها را به انواع ستمها و بيدادگريها آلوده ساخته بود، نصيحت كرده آنها را به ناپايدارى زندگى دنيا و ابدى بودن سراى آخرت متوجّه مى سازد و مى گويد:

«اى قوم من! (به اين دنيا دل نبنديد كه) اين زندگى دنيا متاع زودگذرى است و آخرت سراى هميشگى و ابدى است».

«يَا قَوْمِ اِنَّمَا هذِهِ الْحَيوةُ الدُّنْيَا مَتَاعٌ وَ اِنَّ الاْخِرَةَ هِىَ دَارُ الْقَرَارِ»(10).

يعنى گيرم كه با هزار مكر و فسون ما پيروز شويم و حقّ را پشت سر اندازيم، دست به انواع ظلم و ستم دراز كنيم، و دامان ما به خونهاى بى گناهان آغشته شود، مگر عمر ما در اين جهان چه اندازه خواهد بود؟ اين چند روز عمر به سرعت مى گذرد و چنگال مرگ گريبان همه را مى گيرد و از فراز قصرهاى باشكوه به زير خاك مى كشاند. قرارگاه زندگى ما جاى ديگر است(11).

آرى، آنجا كه آدمى مى بيند به نسيمى دفتر ايامش بر هم مى خورد و تمام اموالش در كمتر از ساعتى نابود مى شود و يا سيل، زلزله و صاعقه اى همه چيز را بر باد مى دهد و سلامتى او نيز با گلوگير شدن يك جرعه آب چنان به خطر مى افتد كه مرگ را با چشم خود مى بيند، چه جاى آن است كه بخواهد به جلوه هاى فريباى دنيا و جاه و جلال آن مغرور شود، و سوار بر مركب سركش غرور صحنه اجتماع را جولانگاه خود قرار دهد.

2ـ قرآن كريم از گروهى افراد با ايمان ياد مى كند كه در برابر انسانهاى فريفته ثروت و آنان كه جاه و جلال و زرق و برق زندگى قارون چشمانشان را خيره كرده بود و آرزوى لحظه اى زندگى همچون وى را در دل مى پروراندند، مى گفتند:

«واى بر شما! چه مى گوييد، ثواب و پاداش الهى براى كسانى كه ايمان آورده اند و عمل صالح انجام مى دهند بهتر است».

«وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللّه ِ خَيْرٌ لِمَنْ امَنَ وَ عَمِلَ صَالِحا»(12)

آرى ايمان به معاد چنان افق فكرى آنها را وسعت بخشيده بود كه به ثروت سرشار قارون و حشمت و جلال او به چشم تحقير مى نگريستند و اين جلوه هاى فريبنده و زودگذر را در برابر ثواب و پاداش الهى هيچ مى انگاشتند.

3ـ حضرت شعيب عليه السلام در برابر قوم خود كه در سنگلاخ شرك و بت پرستى سرگردان بودند و نه تنها بت كه درهم و دينار و مال و ثروت خويش را هم مى پرستيدند، و براى كسب و تجارت پر رونقشان به تقلّب و كم فروشى و خلافكاريهاى ديگرى آلوده شده بودند، ياد قيامت را به آنها گوشزد مى نمايد و ايشان را از عذاب فراگير الهى بيم مى دهد، تا شايد به خود آيند و از مفاسد اقتصادى خود دست شويند:

«وَ لاَ تَنْقُصُوا الْمِكْيَالَ وَ الْميزَانَ اِنِّىآ اَريكُمْ بِخَيْرٍ وَ اِنِّىآ اَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ مُّحيطٍ»(13)

«اى قوم من! ... پيمانه و وزن را كم نكنيد (و دست به كم فروشى نزنيد). من شما را در خير و خوبى مى بينم و از عذاب روز فراگير بر شما بيمناكم».

3 ـ شهامت و شجاعت

اعتقاد و باور به معاد چنان تحوّل عظيمى در روح و انديشه انسان ايجاد مى كند كه نه تنها از فشارهايى كه در طريق انجام مسئوليتها بر او وارد مى آيد رنجى نمى برد، بلكه از آن استقبال مى كند و همچون كوه در برابر حوادث مى ايستد و در برابر بى عدالتيها تسليم نمى شود و مطمئن است كوچك ترين عمل نيك و بد، پاداش و كيفر دارد و بعد از مرگ به جهانى وسيع تر كه خالى از هر گونه ظلم و ستم است انتقال مى يابد و از رحمت و الطاف پروردگار بهره مند مى شود.

به حلاوت بخورم زهر كه شاهد ساقى است به ارادت بكشم درد كه درمان هم از اوست

به گفته ويليام جيمز:

«آدمى به اين اعتقاد نياز دارد كه در وراى اين عالم محسوس، عالم ديگرى وجود دارد كه غرق در معنويت است و همين اعتقاد است كه سبب مى گردد تا به افرادى كه بدان پايبند هستند در برابر حوادث نيرو و قدرتى عظيم ارزانى دارد»(14).

و به راستى چه اعتقادى مانند اين خواهد توانست تا در يورش سختيها و دگرگونيهاى روزگار به انسان ثبات قدم بخشد و همچون لنگرى مطمئن كشتى طوفان زده روح انسان را در حوادث و بلايا از تلاطم باز دارد(15).

داستانهاى قرآن نيز حكايتگر خوبى از شهامتها و شجاعتهاى مردان خدا در پرتو اعتقاد به معاد هستند؛ از جمله:

1ـ قرآن داستان گروهى از بنى اسرائيل را حكايت مى كند كه همراه «طالوت» (فرمانده الهى لشكرشان) براى مبارزه با «جالوت» كه پادشاهى ستمگر بود، روانه ميدان جنگ شده بودند. امّا پس از يك امتحان سخت گروهى باز ماندند و تنها اقليتى پا به ميدان جهاد گذاشتند. اين اقليت نيز به دو دسته تقسيم شدند؛ بعضى گرفتار وحشت و ترس گشتند و گفتند: «ما امروز قدرتى براى مبارزه با جالوت و لشكريانش نداريم».

امّا در مقابل اين گروه، كسانى كه ايمانى راسخ به روز رستاخيز داشتند، به بقيه هشدار دادند كه نبايد به «كميّت» جمعيت نگاه كرد، بلكه بايد «كيفيّت» را در نظر گرفت؛ زيرا بسيار شده كه يك جمعيّت كم امّا با ايمان و مصمّم به فرمان خدا بر انبوه جمعيّت دشمن پيروز شده اند:

«قَالَ الَّذينَ يَظُنُّونَ اَنَّهُمْ مُلاَقُوا اللّه ِ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَليلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثيرَةً بِاِذْنِ اللّه ِ»(16)

آرى كسى كه مرگ را دريچه اى مى داند به جهان ابدى، و مى داند با مرگ، پرنده روحش از قفس تن آزاد شده و در آسمان بيكران پر مى گشايد، نه تنها از مرگ و شهادت در راه هدف ترس و وحشتى به خود راه نمى دهد، بلكه به استقبال آن رفته، آن را عاشقانه در آغوش مى كشد:


  • مرگ اگر مرد است گو نزد من آى من از او عمرى ستانم جاودان او ز من دلقى ستاند رنگ رنگ

  • تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ او ز من دلقى ستاند رنگ رنگ او ز من دلقى ستاند رنگ رنگ

2ـ ساحران فرعون نيز به تهديدهاى شديد فرعون به خاطر اظهار ايمانشان به خداى يگانه، وقعى نمى نهند و با صراحت به وى مى گويند:

«هر حكمى مى خواهى بكن، تو تنها در اين زندگى دنيا مى توانى فرمان دهى، ولى ما به پروردگارمان ايمان آورده ايم تا گناهان ما و آنچه را از سحر بر ما تحميل كردى ببخشايد و خدا بهتر و باقى تر است».

«فَاقْضِ مَآ اَنْتَ قَاضٍ اِنَّمَا تَقْضى هذِهِ الْحَيوةَ الدُّنْيَآ * اِنَّـآ امَنَّا بِرَبِّنَا لِيَغْفِرَ لَنَا خَطَايَانَا وَ مَآ اَكْرَهْتَنَا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ وَ اللّه ُ خَيْرٌ وَاَبْقىآ»(17)

آرى، هنگامى كه جرقه هاى ايمان به معاد به اعماق جان مى رسد، آن را چنان شعله ور مى سازد كه ديگر هيچ تهديدى در برابر آن كارگر نيست و هر چيز جز خدا و لقاى آخرت و نعيم جاودانش در نظر انسان بى ارزش و ناچيز است.

همين ايمان نيرومند و شعله ور سبب شد كه ساحران مادى زبون و چاپلوس ديروز، به انسانهاى قوى و شجاع و پر استقامت امروز مبدّل شوند(18).

3 ـ ياد قيامت سبب مى گردد تا نوح عليه السلام تسليم خواسته هاى اشراف و بهانه جويانى كه خواهان طرد فقرا از اطراف وى بودند، نشود و با قاطعيت در برابر آنها ايستاده بگويد:

«من هرگز كسانى را كه ايمان آورده اند طرد نمى كنم؛ چرا كه آنها با پروردگار خويش ملاقات خواهند كرد».

«وَ مَآ اَنَا بِطَارِدِ الَّذينَ امَنُوآ اِنَّهُمْ مُلاَقُوا رَبِّهِمْ»(19)

4 ـ دلگرمى و آرامش

انسان فطرتا جوياى سعادت خويش است، از تصوّر وصول به سعادت غرق در مسرّت مى گردد، و از فكر يك آينده شوم و مقرون به محروميت لرزه بر اندامش مى افتد و سخت دچار دلهره و اضطراب مى گردد. آنچه مايه سعادت انسان مى گردد دو چيز است: يكى تلاش و ديگرى اطمينان به شرايط محيط.

موفقيت يك دانش آموز معلول دو چيز است: سعى و تلاش خودش، ديگرى مساعدت و آمادگى محيط مدرسه و تشويق و ترغيب اولياى مدرسه. يك دانش آموز ساعى و كوشا، اگر به محيطى كه در آنجا درس مى خواند و معلمى كه آخر سال نمره مى دهد اعتماد نداشته باشد و نگران يك رفتار غير عادلانه باشد، در تمام ايام سال دلهره و اضطراب سراپاى وجودش را مى گيرد.

تكليف انسان با خودش روشن است. از اين ناحيه اضطرابى دست نمى دهد؛ زيرا اضطراب از شك و ترديد پديد مى آيد. انسان درباره آنچه مربوط به تلاش خودش است شك و ترديد ندارد. آنچه كه انسان را به اضطراب و نگرانى مى كشاند و آدمى تكليف خويش را درباره او روشن نمى بيند، جهان است.

آيا كار خوب فايده دارد؟ آيا صداقت و امانت بيهوده است؟ آيا همه تلاشها و انجام وظيفه ها پايان كار محروميت است؟ اينجاست كه دلهره و اضطراب در مهيب ترين شكلها رخ مى نمايد(20).

ايمان به معاد، ريشه يأسها و نوميديها را كه آفت جان انسانهاست مى سوزاند و انسان را اميدوار مى سازد كه هيچ يك از اعمال نيك او از صفحه هستى پاك نمى شود و مصائب و ناكاميهايش در اين دنيا هيچ كدام بى پاسخ نخواهد ماند.

از سوى ديگر يادآورى آن دادگاهى كه عدالت محض بر آن حكمفرماست و صالح و طالح و ابرار و اشرار در آن به يك چشم نگريسته نمى شوند، و هر كس را به مقتضاى اعمالش ثواب يا عقاب مى كنند، براى مؤمنان، آرامش خاطر و بهجتى وصف ناشدنى به ارمغان مى آورد و آينده روشنى را به آنها نويد مى دهد.

در لابلاى داستانهاى قرآن نيز از اين اثر تربيتى ايمان به معاد مى توان نمونه هايى را سراغ گرفت؛ از جمله:

1ـ لقمان حكيم، در اندرزهاى حكمت آموز خود به فرزندش، انگشت بر همين موضوع مى گذارد و به وى چنين توصيه مى كند:

«پسرم! اگر (اعمال نيك و بد) به اندازه سنگينى دانه خردلى باشد و در دل صخره اى يا در گوشه اى از آسمان يا درون زمين جاى گيرد، خداوند آن را در دادگاه قيامت حاضر مى كند و حساب آن را مى رسد، چرا كه خداوند دقيق و آگاه است».

«يَابُنَىَّ اِنَّهَآ اِنْ تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَكُنْ فى صَخْرَةٍ اَوْ فِى السَّمـوَاتِ اَوْ فِى الاَْرْضِ يَاْتِ بِهَا اللّه ُ اِنَّ اللّه َ لَطيفٌ خَبيرٌ»(21)

اشاره به اينكه اعمال نيك و بد هر قدر كوچك و كم ارزش، و هر قدر مخفى و پنهان باشد همانند خردلى كه در درون سنگى در اعماق زمين يا در گوشه اى از آسمانها مخفى باشد، خداوند لطيف و خبير كه از تمام موجودات كوچك و بزرگ و صغير و كبير در سراسر عالم هستى آگاه است، آن را براى حساب و پاداش و كيفر حاضر مى كند و چيزى در اين دستگاه گم نمى شود(22).

قرآن كريم در قالب اين تصوير بديع و زيبا، علم و آگاهى الهى و حساب و كتاب دقيق قيامت را چنان روشن ترسيم نموده است كه چشم انداز آن روح انسان را متأثّر مى سازد و درك حقيقت آن هر وجدان بيدارى را تحت تأثير قرار مى دهد و او را به مراقبت نسبت به تك تك اعمالش فرا مى خواند(23).

2 ـ در صحنه اى ديگر «مؤمن آل فرعون» را مى بينيم كه قوم خود را مخاطب قرار داده، مى گويد:

«اى قوم من! ... هر كس عمل بدى انجام دهد فقط به اندازه آن به او كيفر داده مى شود، امّا كسى كه عمل صالحى انجام دهد خواه مرد باشد يا زن در حالى كه مؤمن باشد، وارد بهشت مى شود و روزى بى حسابى به او داده خواهد شد».

«مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلاَ يُجْزَىآ اِلاَّ مِثْلَهَا وَ مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ اَوْ اُنْثَى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَاُولـئِـكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ»(24)

او در اين سخن حسابشده اش از يك سو به عدالت خداوند در مورد مجرمان اشاره مى كند كه تنها به مقدار جرمشان جريمه مى شوند، و از سوى ديگر اشاره به فضل بى انتهاى او كه در مقابل يك عمل صالح پاداش بى حساب به مؤمنان داده مى شود و هيچ گونه موازنه اى در آن رعايت نخواهد شد؛ پاداشى كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و حتى به فكر انسان خطور نكرده است.

به هر حال او با اين سخن كوتاه خود اين واقعيت را بيان مى كند كه متاع اين جهان گر چه ناچيز است و ناپايدار، ولى مى تواند وسيله رسيدن به پاداش بى حساب گردد و چه معامله اى از اين پرسودتر(25).

5 ـ احساس مسئوليت و حالت آماده باش دائمى

يكى از آثار پر بركت اعتقاد به معاد، بيدار شدن احساس مسئوليت و وظيفه شناسى در عمق وجود انسانهاست، به گونه اى كه تمام افكار و كردار آدمى را تحت شعاع قرار مى دهد و او در مقابل هر كارى خود را موظف به پاسخگويى مى داند.

از اين رو كوتاه ترين لحظات عمر نيز ارزشى فوق العاده مى يابد و انسان خود را همچون مسافرى خواهد دانست كه بايد از فرصتها بيشترين بهره را ببرد و رهتوشه آخرت را هر چه بيشتر و بهتر برگيرد.

«انسان مؤمن به حيات جاويدان، همواره كمال دقت را در انديشه ها و خُلق و خويها و اعمال و رفتار خويش به كار مى برد؛ زيرا مى داند كه به اينها به چشم يك سلسله امور زودگذر نبايد نگاه كرد، اينها همه پيش فرستاده هاى انسان به سراى ديگر است و در سراى ديگر با اين سرمايه ها بايد زندگى كند»(26).

بدين سان مى توان دريافت كه اين اعتقاد ماترياليست ها و هواداران آنها كه مى پندارند اعتقاد به حيات بازپسين سبب مى شود تا قدرت تحرك و نشاط را از آدمى سلب نموده، او را به انزواطلبى بكشاند، تا چه حد خام و پوچ است؛ زيرا همان گونه كه گفتيم، ايمان به وجود دادگاهى كه تمام اعمال انسان بى كم و كاست در آن مورد بررسى قرار مى گيرد و هيچ راهى براى فرار از چنگال مجازات آن نيست، انسان را سخت تكان مى دهد و روح خفته او را بيدار مى كند و او را به وظيفه شناسى فرا مى خواند و نه تنها او را به رخوت و سستى دعوت نمى كند، بلكه بر عكس روح تقوا و تعهد و احساس مسئوليت را در وى زنده مى كند. جلوه هايى از اين تأثير شگرف اعتقاد به معاد را مى توان در ميان داستانهاى قرآن سراغ گرفت؛ از جمله:

1 ـ خداوند متعال پس از آنكه موسى عليه السلام را از وراى شجره طور (طُوى) با نداى روح پرور خود مورد خطاب قرار داده، او را به مقام رسالت مفتخر نمود، پس از ياد كرد «توحيد» به سراغ مسئله «معاد» رفته مى فرمايد:

«رستاخيز به طور قطع خواهد آمد، من مى خواهم آن را پنهان كنم تا هر كس در برابر سعى و كوشش خود جزا ببيند».

«اِنَّ السَّـاعَةَ اتِيَةٌ اَكَادُ اُخْفِيهَا لِتُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعى»(27)

مخفى نگاه داشتن زمان قيامت نقش مؤثّرى در اصلاح و تربيت انسان ايفا مى كند و او را به تلاش و جدّيت وا مى دارد، چرا كه اگر همه چيز براى انسان مكشوف بود زندگى انسانها را با خمودى مواجه مى ساخت و جلوى نشاط و تحرّك آنها را مى گرفت. آرى در پرتو اين مجهول بودن است كه بيم و اميد و اشتياق و انتظار و تلاش و كارزار، و به هر حال ساير ابعاد يك زندگى زنده و پويا، معنى و مفهوم مى يابد، و مخفى بودن زمان تحقّق آن روز عظيم است كه انسان را در حالت آماده باش دائمى نگاه داشته و روح تقوا و پرهيز از معاصى را در نهاد وى زنده نگاه مى دارد(28).

2 ـ در صحنه اى ديگر مى بينيم خداوند بنى اسرائيل را مورد خطاب قرار مى دهد و مى فرمايد:

«(حال كه فرعونيان را غرق نموديم، به دنبال اين نجات بزرگ) در اين سرزمين سكونت نماييد، امّا بدانيد هنگامى كه وعده آخرت فرا رسد همه شما را به پاى ميزان حساب حاضر خواهيم كرد».

«وَ قُلْنَا مِنْ بَعْدِهِ لِبَنىآ اِسْرَآئيلَ اسْكُنُوا الاَْرْضَ فَاِذَا جَآءَ وَعْدُ الاْخِرَةِ جِئْنَا بِكُمْ لَفيفًا»(29)

يعنى حال كه وارث سرزمين و اموال فرعونيان شده ايد و خداوند شما را جايگزين آنها نمود بايد بدانيد مسئوليت خطيرى بر دوش شما گذارده شده كه به ازاى آن در قيامت از شما سؤال خواهد شد؛ پس نيك بنگريد كه چگونه وارثانى هستيد و از خود نيز چه به ارث مى گذاريد!

3 ـ «مؤمن آل ياسين» هم قوم خود را به مسئله معاد و بازگشت به سوى خدا و لزوم آمادگى براى آن روز فرا مى خواند و مى گويد:

«من چرا كسى را پرستش نكنم كه مرا آفريده است؟ و همگى به سوى او بازگشت مى كنيد».

«وَ مَا لِىَ لاَآ اَعْبُدُ الَّذى فَطَرَنى وَ اِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»(30)

در حقيقت اين مرد الهى در كلام خود دو دليل براى لزوم عبوديت پروردگار ذكر كرده: نخست اينكه او خالق ماست و تمام هستى ما و علم و دانش و قدرت ما همه از اوست و ديگر اينكه جهان ديگرى در پيش است كه همه به آن مى پيوندند و به سوى خدا و دادگاه عدلش باز مى گردند(31).

لذا ايمان به معاد مى تواند ضامن اجرايى خوبى براى عمل به تكاليف و احكام الهى باشد و روح تسليم و عبوديت را بر وجود آدمى حاكم سازد.

6 ـ عبرت آموزى

يكى ديگر از ميوه هاى شيرين و ثمرات نيكوى درخت پربار ايمان به معاد، عبرت آموزى از تاريخ گذشتگان و پندآموزى از فراز و نشيب زندگى است.

آدمى در پرتو ايمان و باور به معاد چشمانى نافذ و حقيقت بين مى يابد، كه از ظواهر امور به باطن آنها ديده مى گشايد و از خانه غرور به خانه شعور پا مى نهد.

تحوّلات دنيا، دگرگونيهاى روزگار، آمدنها و رفتنها همه و همه آينه هاى تمام نمايى هستند كه به خوبى ناپايدارى اين دنيا و جلوه هاى فريباى آن را نشان مى دهند و انسان را از دلبستن به دنيا و فرو رفتن در گرداب غفلت بر حذر مى دارند، به شرط آنكه انسان تنها تماشاگر حوادث نباشد، بلكه از مدرسه روزگار، درس عبرت آموزد و خود را براى دانشگاه قيامت مهيا سازد:

اى خوشا چشمى كه عبرت بين بود عبرت از نيك و بدش آيين بود

امير مؤمنان على عليه السلام در سفارش به پندپذيرى از تاريخ مى فرمايد:

«اگر راهى براى زندگى جاودانه وجود مى داشت، يا از مرگ گريزى بود، حتما سليمان بن داوود عليه السلام چنين مى كرد، او كه خداوند حكومت بر جن و انس را همراه با نبوت و مقام بلند قرب و منزلت، در اختيارش قرار داد. امّا آن گاه كه پيمانه عمرش لبريز و روزى او تمام شد تيرهاى مرگ از كمانهاى نيستى بر او باريدن گرفت و خانه و ديار از او خالى گشت، خانه هاى او بى صاحب ماند و ديگران آنها را به ارث بردند.

مردم! براى شما در تاريخ گذشته درسهاى عبرت فراوان وجود دارد، كجايند عمالقه و فرزندانشان؟ كجايند فرعونها و فرزندانشان؟ كجايند مردم شهر رس، آنها كه پيامبران خدا را كشتند و چراغ نورانى سنّت آنها را خاموش كردند و راه و رسم ستمگران و جباران را زنده ساختند؟»(32)

قرآن كريم پس از بيان سرگذشت دردناك قوم نوح و عاد و ثمود و قوم شعيب و قوم لوط و سرگذشت فرعونيان، ماجراى آنها را درس عبرتى مى داند براى همه كسانى كه از عذاب آخرت در ترس و بيم به سر مى برند، و پشتشان از

شنيدن حوادث هولناك قيامت مى لرزد؛ آنجا كه مى فرمايد:

«در اين (سرگذشتهاى عبرت انگيز و حوادث شوم و دردناكى كه بر گذشتگان رفت) علامت و نشانه اى است براى كسانى كه از عذاب آخرت مى ترسند؛ همان روزى كه همه مردم در آن گرد مى آيند».

«اِنَّ فى ذلِكَ لاَيَةً لِمَنْ خَافَ عَذَابَ الاْخِرَةِ ذلِكَ يَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ»(33)

آرى آنها كه به رستاخيز ايمان دارند، با ديدن هر يك از اين نمونه ها و سرنوشت شومى كه چنين اقوامى بدان گرفتار آمدند، دلهايشان تكان مى خورد، و از ماجراى آنها عبرت مى گيرند و راه خود را باز مى يابند و دامان خود را به گناهانى كه آنها بدان آلوده شدند نمى آلايند.

امّا آنها كه ايمانى به قيامت ندارند، دريچه دلهايشان بر واقعيتهاى زندگى بسته شده، تنها سر در آخور زندگى دارند و از آخرت غافل اند. از اين رو از كنار تمامى حوادث و تحوّلات زندگى به سادگى مى گذرند و دلهاى سنگ و سختشان از مواعظ و عبرتهاى فراوان عالم هيچ تأثير نمى پذيرد:


  • هر كه آخربين بود او مؤمن است هر كه آخوربين بود او بيدن است

  • هر كه آخوربين بود او بيدن است هر كه آخوربين بود او بيدن است

منبع :

فصلنامه مشكوة، شماره 83

1 ـ اميل، ص 547.

2 ـ شعراء / 50.

3 ـ تفسير نمونه، ج 15، ص 231.

4 ـ پيام قرآن، ج 5، ص 18.

5 ـ مثنوى معنوى، دفتر سوم.

6 ـ تحريم / 11.

7 ـ تفسير الميزان، ج 19، ص 695.

8 ـ نگاهى دوباره بر تربيت اسلامى، ص 85.

9 ـ نهج البلاغه، خطبه 99.

10 ـ مؤمن / 39.

11 ـ تفسير نمونه، ج 20، ص 106.

12 ـ قصص / 80.

13 ـ هود / 84.

14 ـ ارادة الاعتقاد، ص 131، به نقل از: سيكولوجية القصّة فى القرآن، ص 355.

15 ـ بنگريد به: تفسير فى ظلال القرآن، ج 3، ص 1387.

16 ـ بقره / 249.

17 ـ طه / 72 و 73.

18 ـ پيام قرآن، ج 5، ص 393.

19 ـ هود / 29.

20 ـ انسان و ايمان، ص 42.

21 ـ لقمان / 16.

22 ـ تفسير نمونه، ج 17، ص 51.

23 ـ بنگريد به: تفسير فى ظلال القرآن، ج 5، ص 2789.

24 ـ مؤمن / 40.

25 ـ تفسير نمونه، ج 20، ص 107 با تلخيص.

26 ـ زندگى جاويد يا حيات اخروى، ص 36.

27 ـ طه / 15.

28 ـ بنگريد به: تفسير فى ظلال القرآن، ج 4، ص 2331.

29 ـ اسراء / 104.

30 ـ يس / 22.

31 ـ پيام قرآن، ج 5، ص 391.

32 ـ نهج البلاغه، خطبه 182.

33 ـ هود / 103.

عزیز تسوجوموزون شعری

تسوجون اولی شهر و عقلانین یریدی

عمده تاجرلرله سیم و طلانین یردی

 

مردمی اهل شریعت یولی پیغمبرینون

یاخچی فرزانه و عابد علمانین یریدی

 

تابع دین محمد نه گوزل رسم و رسوم

شاد اولار مهمانینا مهر و وفانین یریدی

 

خلقی باهوشدیی اهل ادب و علم دولر

بو مکان حاذق اطبا حکمانین یریدی

 

مسجد جامعی وار کعبه امال اولوب

الت اوست هر طرفی نور خدانین یردی

 

باغ گولدی تسوجوم فخر ادر مسجدینه

دورسین لاله اکیب بس شهدانون یریدی

 

باش آچیب آنی آچیخ جمله تواریخی سووب

اولی الی مین او چوخلی بلانین یر یدی

 

تانیار جاده ابریشمینین یول گدنی

بو ایپک جاده سینه جای صفانین یر یدی

 

یاخچی پاکیزه هوا میوه لری باغلاری وار

یازنان یایلارلا عشق و صفانین یریدی

 

 

قیصی سی المالاری گردکانی شهرت الوب

جنتین باغلاری تک میوه لی باغین یردی

 

قیزلاریری حوریا بنظر اولارا من نه دییم

درد بی درمانا دارو و شفانین یریدی

 

حامیلار حست ادر عاشق و معشوق اولالار

من انشائییه معشوق صبا نین یردی

برد باری وتحمل ( ماجرای تشکیل هیأت قاسمیه)

به نام خدا

ماجرای بردباری وتحمل

(هیأت سینه زنان نوجوانان قاسمیه)

من علی حاجی رحمیان هستم این حرف را برای شما بازدید کنندگان میگویم در زندگی خود هرگز زود خودتان را نبازید و برد باربی زیادی به خرج دهید .مثال خاطرهای از خودم:

((من ودوستم علیرضا مصلحی روزی باهم گفت و گو کردیم وه نتیجه رسیدیم که هیأ ت نوجوانان

قاسمیه را تشکیل دهیم ما تمام کار هارا داشتیم انجام می دادیم ومردم مارا مصخره می کردند ولی به دلیل حرف وبد گفتن بعضی افراد محله هیأت امنی مسجدمان راضی به همایت نشد ...واین کار به سرانجام نرسید...(من آن موقع ۱۱سال داشتم وحالا که این ماجرا را می نویسوم۱۴سال دارم.)

۴سال بعد...

وحالا به دونفر ما یکی دیگربه نام نیما خادم اضافه شده است وباهم دوست صمیمی شده ایم.

من وعلی رضا ماجرا ۴سال قبل را تعریف کردیم ودوباره قرار شد که کار ۴سال قبل را به سر انجام برسانیم ... واین داستان ادامه دارد